ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۵, یکشنبه

لقمهٔ بزرگتر از دهان آقای مُرسی و وضعیت انفجاری در منطقه

آقای محمد مُرسی در برابر معامله ای که با آقای اوباما کرده است؛ بهای سنگینی خواسته است که تصمیم گیری در بارهٔ آن نه به عهدهٔ آمریکاییها؛ بلکه به عهدهٔ نیروهای آزادیخواه مصر است و از این روی آقای مُرسی دچار اشتباه محاسباتی سنگینی شده است.
آقای محمد مُرسی با این اشتباه محاسباتی نشان داد که مانند سایر عقب مانده های فکری همچنان فکر میکند که آزادیخواهان عروسکهای خیمه شب بازی آمریکا و اروپا هستند تا به فرمان آنها به خانه هایشان بازگردند. آقای مُرسی یکبار فرمان خویش را لغو نموده است و اگر اینبار نیز این لقمهٔ بزرگتر از دهان را نتواند ببلعد؛ تمامی حیثیت خود را باید استفراغ کند.
بوجود آمدن چنین شرایطی در سایهٔ زیاده خواهیهای اخوان المسلمین؛ آتش بس مشروط اسرائیل با سردمداران باریکهٔ غزه را به خطر خواهد انداخت و  اگر اخوان المسلمین مصر ورود نیروهای ویژهٔ آمریکایی به صحرای سینا را مشروط به پذیرش دستورات اخیر خود کند؛ نیروهای اسرائیل به حملات خود و ورود نیروهای زمینی به غزه را در دستور کار قرار خواهند داد. این اشتباه محاسباتی و یا حماقت از آنجایی ناشی میشود که اخوان المسلمین مصر در برابر دادن امتیازی برون مرزی (کنترل غزه)؛ میخواهد امتیازی درون مرزی (مستحکم کردن جایگاه اخوان المسلمین در حاکمیت از طریق صدورفرمان) از غرب بگیرد. البته کشورهای غربی این نوع معاملات را در رابطه با ایران بارها با رژیم اسلامی انجام داده اند و  قتلهای زنجیره ای خارج از کشور زیر نظارت سیستمهای اطلاعاتی غرب یکی از نمونه های آشناست. اما مسئله این است که آزادیخواهان مصر در آن شرایطی نیستند که مبارزان ایرانی در آن به سر میبردند و حملهٔ آزادیخواهان به دفاتر اخوان المسلمین و به آتش کشیدن آنها نشان میدهد که  هنوز خاکستر یاس و نا امیدی  ناشی از قتل عامهای دههٔ ۶۰ بر وجود مبارزان مصری ننشسته است و بسیاری از ساختارهای حکومتی مصر حزب اللهی نشده اند. البته باید منتظر ماند و دید که آیا رهبران جنبش آزادیخواهی مصر نیز مانند فدائیان خلق و مجاهدین خلق ایران؛ نیروهای خود را بدون نبرد؛ به جوخه های اعدام خواهند سپرد و یا نه؟ البته اخوان المسلمین مصر دارای چنان توانایی نیست و حمایت غرب از آنها بسیار مشروط و شکننده است.

اتفاقات مهم:

۱- اسرائیل در جنگ ۲۲ روزهٔ پیشین علیه حماس؛ برای نبرد زمینی از ۱۰ هزار نیروی ذخیره استفاده نموده بود؛ اما اینبار ۷۵ هزار نیروی ذخیره را فرا خوانده است که حتماً چشم اندازهایی بسیار فراتر از ورود نیروهای زمینی اسرائیل به غزه را مورد نظر داشته است.
۲- بنا بر اخبار منابع اطلاعاتی غربی؛ بعد از فراخوانی ۶۵ هزار نفر نیروی اضافی ذخیره از طرف دولت اسرائیل؛ آرایش نظامی در دریای مدیترانه دچار تغییراتی شده است و ۴ ناوچهٔ جنگی روسیه و ۳ ناو جنگی آمریکایی که در بحبوحهٔ نبرد ۸ روزه وارد دریای مدیترانه شده است در اطراف سوریه و لبنان مستقر شده اند و نیروهای ناتو نیز فرمان پشتیبانی دریافت نموده اند.
۳- با سقوط یکی از پایگاههای مهم نظامی ارتش بشار اسد در مرز عراق و بدست آوردن امکان کنترل مرزهای عراق توسط ارتش آزاد سوریه و به دنبال آن تقاضای ترکیه برای استقرار سیستم دفاع موشکی پاتریوت در مرزهای مشترک ترکیه با سوریه و سفر هیئت پارلمانی مجلس رژیم به سرکردگی لاریجانی عراقی به لبنان و سوریه و سپس ترکیه؛ علایم بروز یک دگرگونی قریب الوقوع در منطقه دیده میشود. لذا به بر رسی سناریوهای احتمالی میپردازم.

۱- نظریهٔ کارشناسان نظامی روسیه این بوده است که فراخوان ۷۵ هزار نیروی ذخیره به بهانهٔ حملهٔ زمینی به غزه؛ اهدافی فراتر از غزه را دنبال میکند و  اسرائیل در واقع در حال آماده شدن برای حمله به لبنان است.
۲- حرکتهای اخیر دیپلماتیک اسرائیل و ترکیه در جهت نزدیک شدن به همدیگر؛ بهانه ای برای هماهنگی در حمله به سوریه  از طریق ترکیه و نیروهای نظامی کشورهای متحد عربی از یک سو و حملهٔ همزمان اسرائیل به لبنان.

این دو سناریوی ممکن؛ دار و دستهٔ ظاهراً پارلمانی رژیم اسلامی را به سوی لبنان و سوریه کشانید تا وضعیت کنونی و سناریوهای احتمالی را مورد بحث و بر رسی قرار دهند و استفاده کردن رژیم اسلامی از پوشش سفر دیپلماتیک هیئت پارلمانی حساسیت شرایط را دو چندان میکند.

کژدم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر