ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۳۰, پنجشنبه

پهلو گرفتن کشتیهای جنگی روسیه در بندر عباس یک هشدار جدی است

حکومت فخیمهٔ روس در یک حرکت ناگهانی بخشهای وسیعی از ناوگانهای دریایی تهاجمی-تدافعی خود را به آبهای دریای مدیترانه و خلیج فارس و دریای عمان و خلیج عدن گسیل کرده است. به یمن برکت نیروی دریایی روسیه سرلشکر فیروز آبادی باد در غبغب انداخته و از جنگ جهانی سوم سخن میگوید. آذربایجانیها مثلی بسیار زیبا دارند که شایستهٔ تمامی رهبران رژیم جمهوری آیین تباهی ناب محمدی است. این مثل میگوید: با آلت تناسلی همسایه به حجلهٔ دامادی رفتن.
اکنون ۲۰۰ سال از سیاه ترین دوره های تاریخی ایران می گذرد و رژیم اسلامی ناب محمدی نشان داد که ایران را به زمان قاجار کشانیده است و اکنون ایران و مردمش و حکومتش به عنوان کشوری تحت الحمایهٔ روسها در آمده اند. کشوری که مردمش به دنبال یک اتاقک دست ساز میدوند و شفا و حاجت میطلبند؛ نظامیانش رانت خوار و نوکر اجنبی هستند؛ انقلابیونش یا به دنبال سکینهٔ آشتیانی و یا فلان وبلاگ نویس نوحه سرایی میکنند و انقلابشان نیز خریدن چند شمع و روشن کردن آن است. آیا شما با دیدن چنین تصویری به یاد بست نشستنها در شاه عبدالعظیم ... سیل خروشان ملتی بدبخت به دنبال شفا و خواستن حاجت از گورها.... روشنفکرانی که بوی عطر فرانسوی میدهند...... ملت و روشنفکرانی بی حرکت و بی اعتماد به خویشتن که یا کاسهٔ گدایی به درگاه غرب میبرند و طلب کمک میکنند و یا در شاه عبدالعظیم شمع روشن میکنند ویا شارلاتانهایی آنچنان احمق که برای نامدار شدن  فرمان طلاق مسلحانه و یا سرقت آثار باستانی را صادر میکنند و نامش را مبارزهٔ مسلحانه و فاز جدید جنبش تندر میگذارند.
اما آیا اینچنین خواهد ماند؟ نه.... نخواهد ماند.  شمشیرهای کوروش ها و بابک ها و سرداران دلیر اشکانی از نیام بیرون خواهد آمد و آن روز دور نیست.
برخی از تحلیلگران گسیل شدن این ناوگان روسی را برای رویارویی با بحران سرنگونی رژیم بشار اسد ارزیابی میکنند که کاملاً قابل درک است و شاید هدف آن بوجود آوردن یک بخش جدا شدهٔ علوی نشین در سواحل دریای مدیترانه باشد؛ اما این تمامی داستان نیست که اگر چنین بود پس رژیم اسلامی و سرداران دلیرش چرا اینگونه ترسیده اند که به حمایت پوتین های روسی تن میدهند؟ من فکر میکنم که مسئله بسیار عمیقتر از اینهاست و حدس زدنش هم نیازی به نبوغ ندارد و پرسش نیز بسیار ساده است: چرا خلیج فارس و بندر عباس؟ چرا ناوگان ضد زیر دریایی؟ حلبیهای شناور رژیم خاک بر سر اسلامی در بنادر سودان پناه گرفته اند و با تبلیغات گسترده دم از اقتدار و بوجود آوردن پایگاه نظامی در بنادر سودان میزنند و چه بسا از ترس غرق شدن به سواحل سودان پناهنده شده اند و در عوض ناوهای  جنگی پدرخواندهٔ رژیم  تباهی ناب محمدی  برای دفاع از فرزندان شیعه مسلکش به بندر عباس گسیل شده است. آیا خطر حملهٔ قریب الوقوع اسرائیل در پیش است؟ من میگویم  خیر. اما برای رژیمی که از ترس و وحشت دچار مالیخولیا شده است؛ هر سناریوی قلابی را میتوان به عنوان نقشهٔ شوم صهیونیستی چپانید و روسها هم در حال پیش بردن سناریوی خودشان هستند و خدا میداند که رژیم ناب محمدی چه پولهایی به روسها در ازای حمایت از حزب الله لبنان داده است و چه قراردادهایی در حال امضاء شدن هستند؟
احمقهایی که خود را با پوشش وسیع خبری و نوشتن مقاله های گوناگون در رثای یک وبلاگ نویس تلف میکنند و نمیفهمند که مرگ ستار بهشتی آغاز براه انداختن یک پروژهٔ جار و جنجال و هیاهو از طرف رژیم بود تا عده ای را بار دیگر مانند پروژهٔ سکینهٔ آشتیانی که ماهها لقلقهٔ زبان خبرنامه ها و وبلاگها و مقالات فمینیستی شد؛ سرگرم نمایند. لیاقت چنین اپوزیسیونی بیش از این هم نیست و هر از گاهی با یک نخود سیاه تازه میتوان آنها را به تکاپویی عبث و اتلاف وقت کشانید؛ این بخش از اپوزیسیون بیشتر به عنوان ابزار جنجال آفرینی رژیم کار میکند و گرنه باید خفه خون بگیرد؛ زیرا مطلبی برای نوشتن و روده درازی کردن ندارد.
چرا روسها در خلیج فارس لنگر انداختند؟

اهداف روسها را میتوان به این صورت کلاسه بندی کرد:
۱- سرکیسه کردن رژیم خاک بر سر و ترسیدهٔ ناب محمدی.
۲- هشدار به غرب و کشورهای خلیج فارس به این معنی که از نظر روسها؛ سرنگونی رژیم اسلامی ناب محمدی بسیار مهمتر و حیاتی تر از رژیم سوریه است و به شدت از موجودیت آن دفاع خواهد نمود (پیشترها نیز این مسئله را بارها گفته ام).
۳- این احتمال نیز وجود دارد که خارج شدن میله های سوخت از راکتور اتمی بوشهر نیز به دستور روسها انجام گرفته است که به بهانهٔ نقص فنی و پیدا شدن پیچ و مهره در درون سلولهای سوخت؛ انجام گردید.
۴- روسها با این کار بعد از از دست دادن احتمالی پایگاه نظامی شان در سوریه؛ از بنادر جنوب ایران به عنوان پایگاه نظامی خود استفاده نمایند.

اکنون شاید بتوان فهمید که این بازیهای تبلیغاتی و جار و جنجالهای حقوق بشری و علم کردن ماجرای ستار بهشتی و شدت گرفتن  تبلیغات «ویرانی دنیا» در ایران و ضریح گردانی در شهرهای ایران برای پنهان کردن چه مسائلی است؟
اما اینکه من در تیتر این مقالهٔ کوتاه از کلمهٔ هشدار استفاده کردم تنها به یک دلیل است و آن اینکه: ایران تبدیل به سوریهٔ دوم خواهد شد و تمامی این تحرکات نشان از آن دارد و رژیم اسلام ناب محمدی به شدت ترسیده است و در تلاشی مذبوحانه میخواهد کمربندهایش را سفت ببندد.

کژدم

۱ نظر:

  1. اکنون ایده ای در حد شعار است؛ هر چند که از زبان وزیر امور خارجهٔ بحرین جاری شده باشد؛ اما در فرداهای نه چندان دور عملیاتی خواهد شد. عملیاتی شدن این کلام یعنی فاجعه:
    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1910619/%D9%88%D9%82%D8%AA+%D8%A2%D9%86+%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87+%DA%A9%D9%87+%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF+%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3+%26quot%3B%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86+%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%26quot%3B+%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85!+.html

    پاسخحذف