ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۱۹, یکشنبه

چند خبر و تحلیل مربوط به آنها

محمد مُرسی و کودتای ناکام

در نبرد ۸ روزه؛ آقای محمد مُرسی در ازای قلاده زدن به گردن حماس (اخوان المسلمین حاکم بر غزه) و تعهد دادن به پاسداری از توافق آتش بس میان اسرائیل و حماس و سپس کودتای ناگهانی که من آنرا در تحلیل قبلی به «لقمهٔ بزرگتر از دهانی که اگر نتواند ببلعد؛ باید تمامی حیثیت خود و اخوان المسلمین را استفراغ کند» تشبیه کردم؛ در پی به دست آوردن امتیازات بزرگی برای اخوان المسلمین مصر در ازای معامله بر سر حماس  بود؛ اما سوراخ دعا را گم کرده و توقع داشت که آمریکا و سایر کشورهای غربی به اپوزیسیون سکولار و دموکراسی خواه مصر فشار آوَرَد تا زیر بار کودتا بروند. اما همانگونه که گفته بودم؛ این امر برخلاف تصور احمقانهٔ آقای محمد مرسی؛ آن چیزی نبود که در دست آمریکا و اروپا باشد ونیروهای آزادیخواه مصر نشان دادند که چقدر جدی هستند و قدرت میدانی آنها نیز بسیار بالا است. به روز شمار زیر توجه کنید:
۱- آقای محمد مرسی نقش انور السادات فقید را بازی میکند و مسئلهٔ آتش بس به عنوان «کمپ دیوید دوم» در تاریخ مصر ثبت میشود؛ آقای مرسی همچنان متوجه نیست که این حرکت به نام مصر نوشته میشود و نه شخص ایشان و یک حرکت غیر قابل بازگشت است که در صورت عقبگرد باید بهای گزافی از طرف مصر پرداخته شود.
۲- رژیم جمهوری اسلامی و گروه جهاد اسلامی که خود را در حال حذف شدن از معادلهٔ غزه میبینند؛ شروع به داد و قال در رابطه با تسلیح حماس و فلسطینیها از طرف رژیم جمهوری اسلامی میکنند. عربده ها در ایران چنان بالا میگرد که هرکسی هر چه از دهانش در آمد میگوید و «بار دیپلماتیک و پی آمدهای حقوقی بین المللی» فراموش میشوند و این بار نه یک نفروابسته به یک نیرو؛ بلکه هم مجلس وهم سپاه و هم امام جمعه ها و قوهٔ قضائیه در این عربده کشی همصدا میشوند  و شاید هم رهبر فرزانه چنین می اندیشد که: آب که از سر گذشت؛ چه یک وجب ... چه دو وجب. البته با اینکه این عربده کشی ها در راستای «دیپلماسی عمومی» انجام میگیرد ولی نشان از استیصال رژیم جمهوری اسلامی دارد و زبان دیپلماتیک به فراموشی سپرده میشود. به معنایی دیگر؛ رژیم  جمهوری اسلامی در حال از دست دادن کنترل عصبی خویش است
۳- حماس با تأیید و تاکید بر ادعاهای جهاد اسلامی و عربده های سران رژیم جمهوری اسلامی؛ مبنی بر ارسال موشکهای فجر ۳ و فجر ۵ ؛ این امر را در حوزهٔ حقوق بین المللی ثبت میکنند و ماجرا وارد فاز جدیدی میشود . گویی که دو نفر بدون فشار و شکنجه و به طور داوطلبانه به داشتن رابطهٔ نامشروع اعتراف کنند.
۴- اخوان المسلمین مصر به هیئت رژیم اسلامی ایران اجازهٔ ورود به مصر و غزّه را نمیدهد و از زبان معاون سیاسی خالد مشعل به رژیم اسلامی پیغام میدهد که برای هم بازی شدن باید دست از حمایت رژیم اسد بردارند.
۵- وبسایت «دیپلماسی ایرانی» که یکی از سخنگویان فرعی رژیم اسلامی است  شروع به درج نوشته هایی انتقاد آمیز از خالد مشعل و محمد مرسی نموده و «دموکراسی خواه» میشود.
۶- نیروهای دموکراسی خواه مصر به خیابانها میریزند و آقای محمد مرسی در مخمصه قرار گرفته و در جهت اتلاف وقت  برای رسیدن به دقیقهٔ نود (رفراندوم قانون اساسی سر هم بندی شده) تلاش میکند ولی ناکام میماند و اکنون در حال عقب نشینی است.
۷- خالد مشعل وارد غزه میشود و پیغام دوگانه ای  صادر میکند مبنی بر اینکه اهل معامله و مذاکره نیست و اسرائیل را هرگز به رسمیت نخواهد شناخت . این پیغام را هم میتوان پیغام اخوان المسلمین به غرب تلقی کرد؛ که برای زور چپان کردن قانون اساسی جدید به مردم مصر از غرب چشم یاری داشتند ولی غرب نتوانست و نخواست که یاری بکند و لذا سخنان خالد مشعل را میتوان به پیغام محمد مرسی به غرب به اینگونه تعبیر نمود که: اگر به ما کمک نکنید؛ ماهم قلادهٔ سگها را باز میکنیم. همچنین سخنان خالد مشعل را میتوان شعاری در راستای یارگیری برای اربابان جدیدش (قطر و دوستان) تعبیر نمود. (باید توجه داشت که قطر در حال عمیقتر کردن روابط خود با اخوان المسلمین مصر و غزه است).
نتیجهٔ مهم : اگر آقای محمد مرسی حرف خود را پس بگیرد؛ حتی به عنوان یک رئیس جمهور موقت نیز برای اخوان المسلمین یک «تف سربالا» خواهد بود. رئیس جمهوری که کارنامهٔ او برای اخوان المسلمین نیز مناسب ادامهٔ راه در روند کنونی جنبش دموکراسی خواهی مصر نخواهد بود. اگر آقای محمد مرسی مجبور به پس گرفتن حرفهای خود شود؛ این احتمال (فقط احتمال) نیز وجود دارد که مجبور به استعفاء شود و اخوان المسلمین برای ترمیم چهرهٔ خویش شخص دیگری را به جای او معرفی کند و «لبخند ژکوند» بزند.

حلبیهای شناور و سرگردان نیروی به اصطلاح دریایی رژیم اسلامی

بالاخره حلبیهای شناور نیروی دریایی رژیم که قرار بود ۱۵ روز پیش برای «سوختگیری»!!! و در واقع ماچ و بوسهٔ احتمالاً اتمی و یا موشکی با کشتیهای جنگی پاکستان که اتفاقاً به طور تصادفی آنها هم همزمان قرار بود که در حال سوختگیری در سواحل سودان باشند ولی در واقع تحت پوشش یک مانور دریایی مشترک اعلام نشده ( آنهم مجموعاً با شرکت ۴ حلبی شناور)؛کارهای دیگری انجام دهند ؛ تا بعد از چند هفته و یا چند ماه به عنوان پیشرفتهای موشکی و یا اتمی ارتش و سپاه توانمند اسلام در بوق و کرنا دمیده شوند. اما ناگهان اسرائیل شکست خوردهٔ بدبخت و فلک زده و ذلیل که نمیداند از ترس ظهور نزدیک امام زمان به کجا بگریزد؛ با تهدید ها و اولتیماتوم بمباران این حلبی ها؛ حلبیهای شناور رژیم همیشه دلاور و پیروز و توانمند اسلامی ایران را ناچار به سرگردانی و «یه غُل دو غُل بازی کردن» در آبهای بین المللی نمودند و در این مدت حلبیهای شناور پاکستان نیز بدون ماچ و بوسه موشکی - اتمی با سرداران اسلام؛ یواشکی از بنادر سودان خارج شدند و حلبیهای شناور رژیم نیز بعد از ۱۵ روز سرگردانی؛ برای سوخت گیری حیثیتی در سواحل سودان پهلو گرفتند (سرخی صورت با سیلی). اما مسئلهٔ جالبتر اینکه همزمان با پهلو گرفتن این حلبیها؛ صدای سخنگوی وزیر امورخارجهٔ رژیم یعنی «میهمان پرست» را باز هم به طور خیلی تصادفی از پاکستان میشنویم (یعنی اصلاً هیچ برنامه ریزی در کار نبوده است). لازم به یاد آوریست که میهمان پرست  ضمن اینکه سخنگوی وزیر امور خارجه است سِمت دیگری نیز دارد و «رئیس مرکز دیپلماسی عمومی دولت» میباشد. کار مرکز دیپلماسی عمومی؛ شایعه پراکنی؛ تهییج و تبلیغ ادعاهای عجیب و غریب است. اینکه میهمان پرست در پاکستان (اینجا) در حال انجام چه ماموریتی بوده است هنوز بیان نشده است ولی از اینکه چنین شخصیتی (با توجه به مقام رسمی ایشان) که حضورش در پاکستان از نظر سیاسی ظاهراً نامربوط مینماید؛ نشان از ماجرایی دارد که شکست خورده است.

کسر بودجهٔ ۳۵تا ۴۰ درصدی رژیم اسلامی برای سال آینده

البته این رقمها؛ رقمهای روی کاغذ هستند و بعد از غارتها و دزدیها و همچنین احتساب تحریمهای بعدی (۳ ماه دیگر) شاید تا حد ۶۰ درصد نیز برسند. این خبر نشانگر یک نقطهٔ عطف مهم اقتصادی در سال آینده خواهد بود. سال آینده سال فاجعهٔ اقتصادی در تمامی عرصه ها خواهد بود.


راه حل پیشنهادی: شیعیان مؤمن میتوانند برای درمان بیماری ها ؛ گشایش در وضعیت معیشتی ضریح های امام زاده ها و امامان را لیس بزنند.

کژدم

۳ نظر:

  1. به پرت و پلا گوییهای وزیر دفاع رژیم (احمد وحیدی) دربارهٔ شکار پهپاد آمریکایی در لینک پایین توجه کنید:

    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1910148/%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1+%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%3A+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA+%D8%A8%D9%87+%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%AA+%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C+%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3+%D8%A7%D8%B3%D8%AA.html

    پاسخحذف
  2. در شماره 5 «وبسایت دیپلماسی ایرانی دموکراسی خواه می‌شود» بنظر من ایران بیشتر تمایل داشت در این مجادله مرسی برنده شود و از این طریق زمینه‌های یک دیکتاتوری اسلامی در مصر ایجاد شود. چون با چنین حکومتی راحتتر می‌توانست وارد معامله‌های پشت پرده شود و یک هم‌پیمان جدید دست و پا کند.
    آریو

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آریوی گرامی
      در ظاهر امر اینگونه به نظر می آید که شما میگویید. اما در لایه های زیرین و عمیقتر؛ اختلافات عمیقتری وجود دارند که بویژه زمانی که با مسائل سیاسی آمیخته میشوند؛ این اختلافات سمت و سویی بسیار جدا ازهم را نشان میدهند و تنها چیزی که در این میان میماند«بده و بستانهای سیاسی زیر شعار ما همه مسلمانیم» است. رژیم جمهوری اسلامی؛ حتی در زمان اوج روابطش با با حماس میدانست که این رابطه یک رابطهٔ عمیق «مرید و مرادی» نیست و به همین دلیل نیز گروه «جهاد اسلامی» را ساخت ولی این گروه با اینکه اکثراً از سنی مذهب ها تشکیل شده است ولی به خاطر روابط عمیقش با رژیم شیعی ایران از طرف فلسطینیها از روی تحقیر «شیعه ای» خوانده میشوند. اخوان المسلمین در «ذلّت» با اخوان المسلمین در «قدرت» دو بسیار با همدیگر فرق خواهند داشت و من در بعضی از مقالاتی که پیشتر از این در رابطه با بهار عربی و اخوان المسلمین نوشته ام این را متذکر شده ام که هر چقدر اخوانی ها قدرتمندتر شوند؛ از رژیم ایران بیشتر فاصله خواهند گرفت. اما از سوی دیگر اخوان المسلمین برای رسیدن به قدرت از اهرمهایی سود میجوید که این اهرمها با رژیم ایران و حتی موجودیت ایران زاویه دارند. در دنیای سیاست منافع هستند که حرف میزنند و نه عقاید حپروتی دروغین که حتی مروجین آن عقاید خود نیز میدانند که آنچه که به خورد مردم داده میشود دروغی بیش نیستند. زمانی که محمد مُرسی مدال افتخار به همسر انورالسادات فقید اهداء میکند و او را قهرمان جنگ لقب میدهد؛ موضع خود را در رابطه با قرارداد کمپ دیوید و ناصریسم مشخص میسازد و اینها علائمی نیستند که از چشم رژیم شیعی مسلک حاکم بر ایران دور مانده باشند.

      حذف