ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

از مبادلهٔ گروگانهای سپاه پاسداران تا ژنرال قاسم سلیمانی در قاهره

بشار اسد در برابر عده ای از هواداران دست چین شده و خواص خود سخنرانی کرد و همه را قلع و قمع نمود و هرگونه مذاکره ای با مخالفین مسلح را رد کرد و طبق روال دولتهای مدرن همهٔ مبارزین مسلح را «تروریست» نامید و مثل شیر غرید؛ در پشت این نعره ها ۱۶ کشتی جنگی روسی که در آبهای ساحلی سوریه لنگر انداخته بودند و هزاران سرباز و نیروهای ویژهٔ روسی خوابیده بود. بشار اسد گفت که نه با عروسکهای خیمه شب بازی بیگانگان بلکه با اربابان آنها مذاکره میکند؛ اما نگفت که از روز جمعهٔ پیشین مذاکرات مستقیم روسیه و آمریکا در حضور آقای اخضر ابراهیمی آغاز گردیده است و باز هم نگفت که علت غرّش شجاعانهٔ او چیست؟ بشار اسد باز هم نگفت که او حتی قدرت مذاکره با یک مورچه را هم ندارد و اربابان روس او هستند که در حال مذاکره هستند. اینگونه حکومتها همیشه نوکرانی هستند که سلاح تبلیغاتی شان برای مقابله با مردم «نوکر بیگانه» خواندن آنهاست. البته اینرا هم فراموش نکنیم که زمانی که دست مبارزین از همه جا کوتاه شده و زیر ضربات حکومت نوکر صفت به طور سیستماتیک سرکوب میشوند؛ چاره ای به جز پذیرفتن کمک بیگانگانی از نوع دیگر را ندارند و اگر نتوانند بنا بر مصالح ملی با همدیگر متحد شوند؛ باید برای پذیرفتن این کمکها تاوان سنگینی را در آینده بپردازند و بخشی از آرمانهای مبارزاتی خود را به فراموشی سپارند.
چند روز پیش از این وزیر امور خارجهٔ رژیم اسلامی وعدهٔ خبرهای خوش در رابطه با آزادی پاسداران اسیر در دست نیروهای انقلابی سوریه را داده بود و دیروز به یمن مذاکرات مستقیم روسیه و آمریکا؛ این ۴۸ تن از پاسداران اسیر شده در برابر چند اسیر ترک عثمانی و ۲۱۳۰ تن از زندانیان جنگی مبادله شدند. این امر نشان داد که تصمیماتی که توسط بشار امضأ و ابلاغ و اجرایی میشوند؛ توسط روسها و سپاه قدس (به عنوان شریک معامله) دیکته میشوند و بشار اسد موجود ناتوان و اخته ای است که سرنوشت کشور و قوم خویش را به بیگانگان سپرده است.
چرخشی که اخیراً درشیوهٔ انتشار اخبار و تبلیغات (مهندسی افکار زیر نام تحلیل) بعضی وبسایتهای اطلاعاتی وابسته به رژیم در رابطه با آیندهٔ رژیم اسد انجام گرفته است؛ نشان از آن دارد که رژیم اسلامی حاکم بر ایران دیگر حاضر شده است تا نا امیدی خود از ادامهٔ حیات رژیم اسد را به طور علنی ابراز نماید. هر چند که این نا امیدی پیش از دو ماه قبل در خفا مطرح شده و سپاه قدس با حکومت نوری المالکی برای انتقال عده ای از شیعیان سوری  به عراق وارد مذاکره شده بودند. این عده از شیعیان به عنوان مزدوران سپاه قدس و در کنار نیروهای موسوم به «شبیحه» (مانند نیروهای بسیج سپاه پاسداران) به کشتار مردم و قتل عامها و سر بریدنها مشغول بوده اند. البته این نیروها در صورت بحرانی شدن وضعیت عراق؛ در آنجا نیز نخواهند توانست زندگی عادی داشته باشند و یا باید در کنار نیروهای نوری المالکی بجنگند و یا به ایران منتقل شوند.

چرا اسرای سپاه آزاد شدند؟

پرسش نخست این است که مگر هیچ اسیر جنگی از قبایل علوی مسلک در دست ارتش آزاد وجود نداشت که در برابر زندانیان مبادله شوند؟
پاسخ قریب به یقین این است که این معامله برای انقلابیون سوریه؛ بسیار پر منفعت تر از مبادلهٔ چند اسیر علوی بوده است که برای بشار اسد به اندازهٔ پهن نیز ارزش ندارند و تنها به عنوان مزدوران کشتارگر از آنها استفادهٔ ابزاری میشود (همان ارزشی که بسیجیها و پاسدارهای میان پایه برای رژیم اسلامی ایران دارند).
پرسش دوم این است که این مبادله چه سودی برای آنها داشته است؟
پاسخ من این است که سپاه قدس با دیدن وضعیت موجود و با صلاحدید روسها در حال خارج شدن از معادلهٔ نظامی سوریه است و رژیم از درگیری نظامی به جبههٔ مذاکرات دیپلماتیک رانده شده است و سفر وزیر امور خارجهٔ رژیم به قاهره نیز درهمین رابطه است. در دو ماه گذشته؛ از ورود عوامل رژیم به مذاکرات مربوط به سوریه جلوگیری به عمل آمده بود و رژیم اسلامی اینبار از روی ناچاری به پشت میز مذاکراتی که نتیجهٔ آنها شدیداً تحت تاثیر پیشرفتهای میدانی در جبهه های نبرد است کشانیده شده است.
نظر به اینکه این مذاکرات بر مبنای انتقال مسالمت آمیزتر قدرت صورت میگیرند و رژیم اسلامی به جز رژیم اسد نیروی قابل اتکای دیگری به عنوان حافظ منافع ندارد؛ خواسته هایش تا حد کنترل بحران وضعیت بعد از اسد کاهش پیدا خواهد کرد.

ژنرال قاسم سلیمانی در قاهره

ماجرای دیدار ژنرال قاسم سلیمانی به عنوان بالاترین مقام اطلاعاتی و امنیتی شناخته شدهٔ رژیم؛ با مشاور آقای محمد مرسی؛ با توجه به اهمیت آن؛ بیشتر به یک نمایش سیرک شباهت دارد؛ زیرا عاری از رعایت حتی ساده ترین پروتوکولهای دیدار هایی در این سطح میباشد.این دیدارها که ظاهراً در پشت درهای بسته انجام گردیده اند؛ اما گویا هزاران گوش نامحرم در پشت درهای بسته حضور داشته و محتوای مذاکرات را از همان روز نخست به روزنامه ها کشانده اند. حال یا به قول پاسدار سعید قاسمی همهٔ خطها و جبهه های مصری ها سوراخ است و یا اینکه کاسه هایی زیر نیم کاسه هاست. لذا تا آنجایی که عقلم قد میدهدبه تحلیل این اتفاق فوق محرمانهٔ ژورنالیستی میپردازم:
۱- نظر به اینکه اینچنین دیدارهایی معمولاً از سطوح پایینتر آغاز شده و بعد از رسیدن به تفاهم نامه های کلی به چنین سطحی میرسند؛ پس باید گفت که این داستان مدتهای مدیدی پیش از این آغاز شده است؛ اما دیدار نهایی  بازهم به چنین شکلی برگزار نمیشود. زیرا اگر آقای مرسی و مشاورانش صفر کیلومتر باشند؛ ژنرال قاسم سلیمانی نیک میداند که گزارهٔ «پشت درهای بسته» به مفهوم اطلاعاتی و امنیتی آن چیست؟ لذا تن به چنین «پشت درهای بسته»ای نمیدهد و اینچنین علنی کار نمیکند که حتی خبرش را قبایل آمازون هم بشنوند. مگر آنکه رژیم اسلامی حاکم بر ایران؛ برای سرپوش گذاشتن بر شکستهایش در سوریه؛ نیاز به یک شو تبلیغاتی داشته باشد؛ مانند همان شو تبلیغاتی که سفیر رژیم در اردن اجرا کرد و به طور علنی نفت مجانی به حکومت اردن پیشنهاد نمود که آن شوی تبلیغاتی هم برای تحت الشعاع  قرار دادن اظهارات مقامات حماس و اخوان المسلمین مبنی بر تمام شدن نقش رژیم ایران در غزه؛ بعد از جنگ ۸ روزه بود که به هیچ وجه برای رژیم اسلامی خوشایند نبودند و باید برای هوادارانشان در داخل و خارج علوفهٔ «گسترش حوزهٔ نفوذ و اقتدار رژیم» تهیه مینمودند و من آزاد شدن پاسداران اسیر و دیدار فوق محرمانه و ژورنالیستی ژنرال قاسم سلیمان از مصر را در همین راستا میبینم  و به نظر من آقای مرسی نیز برای فرار کردن از زیر فشارهای کشورهای غربی و بویژه آمریکا؛ این نمایش فوق محرمانهٔ ژورنالیستی را ترتیب داده و هر دو طرف خوشحال و خندان و با ژستهای تکذیب به خانه های خود رفته اند. جالب اینجاست که تایمز لندن محتوای مذاکرات مبنی بر دایر کردن سازمان اطلاعات موازی را محور مذاکرات گزارش کرده است و جالبتر اینکه هیچ یک از منابع اطلاعاتی مورد اعتماد غربی حتی اشاره ای نیز به آن نکرده اند.
۲- نظر به اینکه در شرایط کنونی رژیم اسلامی در حال تحمل شکستهای پی در پی است و به هر خس و خاشاکی برای نجات خویش دست می اندازد؛ لذا آقای قاسم سلیمانی نه برای سازماندهی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی؛ بلکه برای مذاکره در رابطه با مشکل صحرای سینا (شبکه های سلفی-جهادی) با مشاور آقای مرسی دیدار نموده و در ازای حل آن مشکل؛ امتیازاتی را برای ادامهٔ حیات حزب الله لبنان خواسته باشند ولی به هر دلیلی حضور ژنرال قاسم سلیمانی و هیئت همراه ایشان؛ لو رفته است و تمامی  اخباری که در این رابطه منتشر شده اند؛ برای زیر فشار قرار دادن اخوان المسلمین مصر تنظیم و منتشر شده اند.

نیروگاه اتمی بوشهر مرده است

آقای فریدون عباسی که چندی پیش به خبرنگاران گفته بود تا در رابطه با نیروگاه بوشهر دیگر هیچ سوالی نکنند؛ و در پی آن در پاسخ خبرنگاران سمج در این رابطه نیز به بهانهٔ نامربوط بودن سوال از پاسخگویی طفره رفته بود؛ در سخنرانی اخیرشان برای کاستن از نگرانیهای فزاینده در رابطه با این نیروگاه اظهار داشتند که راه اندازی کامل این نیروگاه تا ۳ سال دیگر طول خواهد کشید. البته تا کنون وعده های راه اندازی به دوره های ۶ ماهه اشاره میکردند و این نخستین بار است که از ۶ ماه به ۳۶ ماه ارتقأ یافته است (احتمالاً دچار تورم شده است). ایشان هیچ توضیحی هم در رابطه با «راه اندازی ناقص» که از ۱۰ سال پیش همچنان در جریان است نیز اشاره نکرده اند. به نظر من راه اندازی ناقص یعنی اینکه بالاخره عده ای آنجا مشغول «بیکاری» هستند و قدم میزنند و حقوق میگیرند و خانمهای روس هم «حق حجاب اسلامی» دریافت میکنند.
تنها احتمال نزدیک به واقعیت این است که نیروگاه اتمی بوشهر مرده است و قابل تعمیر نیست و نیاز به بازسازی اساسی دارد.

خبر تکمیلی در رابطه با نامهٔ خامنه ای به آقای محمد مرسی:

(( گفته می شود، علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه کشورمان که عصر چهارشنبه سفری به قاهره، پایتخت مصر انجام داد حامل نامه ای از سوی مقام معظم رهبری به محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر است.
به گزارش روزنامه عراقی الزمان، در این نامه از دولت مصر خواسته شده تا مواضع خود در سوریه را تعدیل کرده و رویکردی شفاف تر در برابر نقش ایران در این کشور اتخاذ کند. گفته می شود در این نامه خواسته شده است که قاهره تضمین دهد در صورت سقوط دولت سوریه، دولت جایگزین متحد اسرائیل و دشمن مقاومت و جمهوری اسلامی ایران نباشد. همچنین در این نامه آمده است که ایران آمادگی دارد مصر را به عنوان هم پیمان خود بپذیرد و هر گونه کمکی را در این راستا به آن انجام دهد.))

لینک : (دیپلماسی ایرانی) «پیام ویژهٔ صالحی به مصری ها»

کژدم 






  

۱ نظر:

  1. ba dorood be shoma mesle inke kafgire eslam be tahe dig khorde ke inha az Mesr eltemas mikonand ke inha ro bazi bedehand. pas che shod rahbare moslemine jahan! ke hala be gedayi az Mesr oftade? nang wa nefrat bar har chi akhunde.

    پاسخحذف