ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۲۹, یکشنبه

طرح بستهٔ منطقه ای؛ زدن به درهای بسته

چند ماه پیش در گرماگرم غوغای تولید اورانیوم ۲۰ در صدی و انتشار تصاویر ماهواره ای خاکشویی پایگاه نظامی پرچین این مسئله را که رژیم در پی پیوند زدن هلال شیعی با ماجراهای هسته ای است را مطرح نمودم. اکنون دو روز پس از سومین آزمایش انفجار هسته ای ظاهراً عجولانه ولی از قبل آماده شدهٔ کرهٔ شمالی که مشکوک به پروژهٔ مشترک پیونگ یانگ-تهران است؛  دیدار اخیر نمایندگان ۱+۵ در تهران به خاطر پیشنهاد رسمی معاملهٔ سوریه و عراق و لبنان و شاید بحرین در ازای دست شستن رژیم از تلاشهای رادیکال برای ساختن بمب هسته ای بی نتیجه ماند (اینجا). اظهارات همزمان جان کری و بانکی مون مبتنی بر سرعت بخشیدن به مذاکرات ؛ با اینکه به خاطر تکرار مکرر این جملات؛ جایگاه کاربرد خود را در گفتمان دیپلماتیک از دست داده است؛ اما نشان از یک چرخش جدید دارد. خواستهای احمقانهٔ به اصطلاح شورای امنیت ملی رژیم اسلامی ایران یاد آور مثلِ «موشه تو سوراخ نمیرفت جارو به دُمبِش بسته بود» میباشد. سخنرانی غرای آخرین ولی فقیه و رهبر فرزانهٔ جهان اسلام که حتی «مطهری لب عنچه ای» هم دیگر حرفش را نمیخواند (اینجا) فرمودند که «ما سلاح هسته ای نمیخواهیم چون به لحاظ شرعی حرام است و اگر میخواستیم کسی نمیتوانست جلو ما را بگیرد»؛ تکرار مکرر سخنی است که سالهاست از سوی اعوان و انصار خامنه ای به طور غیر مستقیم مطرح میشد و شنیدن چند ده بارهٔ این سخن؛ تازگی خاصی ندارد.
در برابر قیمت بسیار بالایی که رژیم اسلامی برای ادامهٔ بازی میخواهد (اینجا)؛ گروه ۱+۵ نیز پیشنهاد بسیار تحقیر آمیزی را مبنی بر شکستن تحریم واردات طلا در ازای فروش نفت را مطرح ساختند (اینجا) که اختلاف وزن این دو پیشنهاد نشانهٔ بی ثمر بودن نشستهای بعدی است که قرار است در قزاقستان ادامه یابد. اما پیشنهاد اخیر ۱+۵ باید به اتاقهای فکری رهبر فرزانه فهمانیده باشد که قیمت کنونی آنها چیست؟ و در آینده شاید از این هم پایین تر بیاید.
پیشرویهای بزرگ ارتش آزاد سوریه و مسلح شدن آنها به جنگنده  و سلاحهای سنگین و موشکهای ضد هوایی که اخیراً دو فروند از جنگنده های رژیم سوریه را سرنگون کرد؛ میتواند نقطهٔ عطف جدیدی در نبردهای میدانی به شمار آید. لذا آنچه که بعد از این به جز هزینه و تلفات برای رژیم اسلامی به بار نخواهد آورد؛ نمیتواند به عنوان «قیمت معامله» تعیین گردد و سوریه و لبنان در چنین وضعیتی هستند. عربده کشی سید حسن نصرالله مبنی بر بی نیاز بودن حزب الله لبنان از سلاحهای سوری و ایرانی (اینجا) نشان از درد استخوان دارد که در اثر حملهٔ جنگنده های اسرائیل؛ نه تنها بخشی از سلاحها؛ بلکه عده ای از کادرهای خود را از دست داده است که بنا به دلایل حیثیتی اعلام نمیشوند. سید حسن نصرالله فراموش کرده است که حتی آبنباتی که نیروهای حزب الله لبنان در دهان بچه هایشان میگذارند؛ آغشته به خون دل میلیونها کودک ایرانی است که توسط رژیم کثیف اسلامی از گلویشان در آمده و به حلقوم کودکان دشمنان قسم خوردهٔ ایران ریخته میشود.
تلاشهای ترکهای عثمانی و همپیمانان عربی آنها برای سازماندهی و تسلیح «ارتش آزاد عراق» و مستقر شدن سیستمهای ضد موشکی پاتریوت در مرزهای سوریه و آماده شدن برای براه انداختن یک آشوب خانمان سوز نظامی در عراق و ایجاد چتر حمایتی ضد موشکی برای اسرائیل؛ برای تار و مار کردن حزب الله لبنان؛ نشانگر مسیر واقعی و سناریوهای عملیاتی است که هیچ سنخیتی نه با عربده جویی های حزب الله لبنان و یا خواسته های رویایی رژیم اسلامی مبنی بر «تقاضای بستهٔ منطقه ای در برابر تلاشهای اتمی» ندارد.
نتیجه آنکه: آخرین ولی فقیه و فرزانهٔ تاریخ؛ در شرایط فرار به گوشهٔ صفحهٔ شطرنج قرار گرفته است و تنها چند حرکت برای مات شدن مانده است.

کژدم
  

۲ نظر:

  1. با تشکر، اینجا تنها جایی است که دور از نگاه های سطحی با دید هلیکوپتری مسایل را نظاره می‌کند.

    همانطور که فرمودید احتمالا آزمایش اخیر اتمی مشترک تهران-پیونگیانگ به سفارش چین و روسیه خبیث و برای اولتیماتوم به آمریکا و غرب سر مسایل ایران-لبنان -سوریه بود چون شکست چین و روسیه در خاورمیانه نزدیک است.

    اگر کره شمالی و ایران دوباره آزمایش کنند(این آزمایش اخیر احتمالا بین 7 تا 15 کیلو تن تی ان تی قدرت داشت) بعدی بمبی خواهد بود که انتقال تکنولوژی ان به تهران خاورمیانه را به آتش می‌کشد. در حال حاضر ترکیه حدود 50 تا 100 کلاهک هسته‌ای(اموال ناتو)دارد و عربستان هم البته خواهد خواست.

    شاید آش آنقدر شور شود که آمریکا برای پاسخ به نگرانی ژاپن- کره‌جنوبی- تایوان و فیلیپین چندین سلاح اتمی -علاوه بر آنچه در ناوگان دریایی خود در منطقه دارد- در خاک تعدادی از این کشورها مستقر کند(احتمالا فیلیپین و شاید کره جنوبی) و این تودهنی مرگباری به روسیه و چین خواهد بود.

    البته این گزینه آخری عواقب شدیدی دارد که بنده نمی‌دانم تا چه حد امکان بروز دارد؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      ضمن سپاس از دلگرمیهایی که میدهید؛ نظر شما در تصویری بزرگتر به طور کلی درست است؛ اما در رابطه با جزئیات آن نیاز به گردآوری اطلاعات فراوانیست.
      تقریباً مدتی اندک پیش از آغاز پدیدهٔ جدید خاورمیانه ای که به بهار عربی شهرت یافت؛ آمریکا استراتژی آسیا-پاسیفیک جدید خود را اجایی نمود و کشور استرالیا نقش بسیار مهمتری نسبت به قبل در این استراتژی تدافعی-تهاجمی پیدا نمود. بر اساس این استراتژی نوین حدود ۶۰ در صد توان نظامی آمریکا در منطقهٔ آسیا پاسیفیک متمرکز خواهد شد که نشان از آماده شدن برای کنترل بحرانهای دههٔ آینده که بعد از ایجاد خاورمیانهٔ بزرگ؛ امواج آن به سواحل چین خواهد رسید؛ دارد. لذا کرهٔ شمالی تا مدتها نقش استراتژیک مهمی را برای چین و روسیه خواهد داشت. به زبانی دیگر بعد از فروکش تنشهای خاورمیانه؛ منطقهٔ آسیا پاسیفیک شاهد تنشها و دگرگونیهایی خواهد گردید. اما اینکه بمبهای اتمی در این تنشها نقش مهمی ایفا خواهند نمود و یا نه؟ درسشی است که پاسخ آنرا به چند سال بعد باید واگذار نمود تا طلایه های آغاز نبرد در شرق دور نمایان تر شوند.

      حذف