ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه

«جهاد النکاح» از افتخارات اسلامی است

شاید بعضی ها فکر کنند که فتوای «جهاد النکاح» یک فتوای من در آوردی یکی از شیوخ سلفی مسلک است. اما در واقع یک حکم اسلامی ناب محمدی است و شیعه و سنی ندارد.
اگر صدور این فتوا توسط یکی از اوباشان معروف به «مفتی» و به زبان شیعیان «آیة الله»  در جمع خصوصی در الازهر و یا نجف و قم به دور از چشم دیگران مطرح میشد؛ آن شیخ مورد عتاب قرار نمیگرفت و حد اکثر اینکه به او میگفتند مطرح نمودن اسرار اسلام عزیز آبرویی در میان مردم برایش نمیگذارد و بهتر است که مثل اصلاح طلبها ماله کشی کنیم. اما به خاطر صدور این فتوا در اینترنت و گذاشته شدن آن در معرض دید عمومی مسیحیان و بودائیان مشرک و کافر اینچنین سر و صدایی به راه افتاده است. ارازل و اوباشی که به مفتی و آیة الله های عظمی مشهورند خود میدانند که هر چه زشتی و بدسگالی در جوامع انسانی وجود دارد در آیین تباهی اسلام و تازینامه به صورت «مشروع» در آمده است. اما برای ادامهٔ فریبکاری و کسب و کار باید آنها را از انظار عمومی به دور نگاه داشت.
شاید بازهم بعضی ها بگویند که کژدم بی ادب شده است و احترام به مقدسات مردم را رعایت نمیکند؛ اما بیایید باهم نگاهی به این آیین مقدس بیندازیم و هر آنچه را نیز که چه بسا به خاطر مشغله های فکری و کاری فراموش نموده ایم؛ با همدیگر بیاد آریم.
آنچه که به «ازدواج اسلامی» مشهور است و به نام «عقد نکاح» میشناسیم؛ در واقع ازدواج و پیمان همسری و زندگی مشترک نیست بلکه دقیقاً عقد نکاح است. ارازل و اوباش عظمی میدانند که معنی نکاح چیست؟ اما هرگز به مردم نمیگویند که وقتی میگویید «بع....له» در واقع به پیمان زندگی مشترک بله نمیگویید بلکه آخوند از مرد میپرسد که: آیا وکیلم که با این زن در برابر مبلغی مشخص «قرارداد» ببندم که بعد از این به طور دائمی و انحصاری توسط تو گاییده شود؟ مرد احمقی هم که عربی نمیداند و فکر میکند که در حال بستن پیمان زندگی مشترک است؛ میگوید بله. آخوند کثیف سپس روی به زن میکند و می پرسد: آیا وکیلم که به این مرد بگویم که تو در برابر مبلغی معلوم؛ پذیرفتی که قرارداد ببندی که بعد از این؛ به طور دائمی و انحصاری توسط این مرد گاییده شوی؟ زن احمق نیز نمیفهمد که در همان لحظه او را روسپی خطاب کرده اند که در برابر مبلغ معلومی خود را به مرد میفروشد. این تمامی داستان «عقد نکاح اسلامی» به زبان صریح و بی پرده است. حال یکدفعه فکر نکنید که موسوی و زنی که به عقد نکاح خودش در آورده است اینرا نمیدانند... هیچ فرقی بین محمد و ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و حسن و حسین و.... و موسوی و کروبی و سلفی و اخوان المسلمینی و خاتمی و بن لادن و خامنه ای و خمینی و منتظری و ابراهیم نبوی و اکبر گنجی و آقای رضا پهلوی که به خاطر گل کردن احساسات اسلامی اش؛ زمانی شجره نامهٔ سیادتش را علم کرده بود و  اسم دخترانش را نور و ایمان گذاشته است  و یا همین پیر مرد کثافتی که همین چند روز پیش به درک واصل شد (احمد صدر سید جوادی) و ملی مذهبی ها و مجاهدین خلق وجود ندارد. خود را بیش از این فریب ندهید.
اساساً در اسلام زنها راهی به جز خودفروشی «دائمی» و یا «موقت» ندارند و اگر زنی نه برای فروختن خود به مرد؛ بلکه به خاطر رابطهٔ طبیعی عاطفی با مرد دلخواه خود همبستر شود فاحشه نامیده میشود. اما زنی که خود را در برابر مبلغ معینی بفروشد «عفیفه» قلمداد میگردد. حال با تمامی این تفاصیل؛ زمانی که در تاریخ اسلام به زنان عرب زبانی که «اسوه های نجابت و عفاف اسلامی» نامیده میشوند نیک بنگرید که بعضی از آنها شفا دهنده هم هستند و ضریح هایشان پر از اثر لبهای شیعیان است بنگرید و بدانید که با دانش و آگاهی کامل به معنی نکاح به«عقد نکاح» مردان در آمده اند به سادگی روشن میشود که این قوم از چه تخم و تباری هستند و شاید به عمق خیانت سلسلهٔ ننگین صفوی که متاسفانه از طرف اشخاصی مانند بهرام مشیری میهن پرست شمرده شده و تبلیغ میشوند؛ چه فرهنگ کثیف و ننگینی را در این سرزمین نهادینه نموده اند. زمانی که طاهرهٔ قزوینی ملقب به «قرة العین» فتوای قتل شوهر و پسر عموها و عموهایش که همگی مفتی و شیخ الاسلام بودند را صادر نمود و در یکی از تاریک ترین عصرهای ایران کشف حجاب کرد؛ به عظمت کاری که این شیرزن ایرانی انجام داد پی میبریم.
باز هم اصلاً فکر نکنید که فتوای «جهاد النکاح» (جنگیدن در راه خدا از طریق گاییده شدن) مطلب تازه ای است. در طول تاریخ اسلام در جنگها زنان مسلمان و زنان غیر مسلمانی که جزیه میپرداختند به صورت عقد نکاح موقت جنگجویان مسلمان در می آمدند که به اصطلاح ایرانی «صیغه» و به اصطلاح اسلامی «مُتعَه» نامیده میشود که همان «جهاد النکاح» است.



الله تعالی در برابر ایمان آن مرد مؤمن تونسی که زنش را طلاق داد تا از طریق گاییده شدن توسط  رزمندگان اسلام به بهشت برود؛ چندین بار سجدهٔ کرده است.

کژدم

۸ نظر:

  1. جناب کژدم، درود بر شما
    شما فرمودید "شاید بعضی ها فکر کنند که فتوای «جهاد النکاح» یک فتوای من در آوردی یکی از شیوخ سلفی مسلک است. اما در واقع یک حکم اسلامی ناب محمدی است و شیعه و سنی ندارد"

    پرسش من از شما این است که برای گفته خود دلیل و مدرک دارید؟ مثلا آیا در زمان محمد این گونه بوده یا به طور کلی در طول تاریخ اسلام برای تامین نیازهای جنسی جنگجویان اسلامی اینطور عمل میشده؟ و اصلا ریشه این واژه جهاد انکاح چیست و اولین بار چه زمانی مرسوم شده؟ من خیلی مایل هستم در مورد ریشه های این نوع فتاوا بدونم و اگر بتوانم با مطالعه و تحقیق مطلبی بنویسم که روشنگر این آیین تباهی باشد. همانطور که می دانید خیلی از مسلمانان به خصوص شیعیان علیه این فتوا عکس العمل شدید نشان دادند و آنرا کثیف خواندند! و اسلام را از این گونه زشتی ها در طول تاریخش مبرا دانستند. منتها من و شما برای روشنگری نیاز به سند و مدرک داریم و همین طور نمی توانیم ادعایی را مطرح کنیم. با توجه به اینکه شما تجربه بیشتری در این زمینه دارید لطفا بنده را راهنمایی کنید تا بتوانم در مورد این فتوا یا فتاوای مشابه بیشتر اطلاعات کسب کنم. ممنون از توجه شما
    بهروز

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      پرسش که شما فرموده اید نیاز به ارائهٔ سند و سپس استنتاج منطقی دارد (همان کاری که مفتی ها میکنند و فتوا میدهند) بقیه هم که «مقلد» هستند باید مانند آن مرد تونسی بسیار مومن به فتوا عمل کنند وگرنه درهای جهنم در بالای سر و زیر پایشان باز خواهد شد و آنها را خواهد بلعید.
      لذا تصمیم گرفتم که برای پاسخ به پرسش شما مقالهٔ بعدی را به پاسخ شما اختصاص دهم. در یک و یا دو روز آینده پاسخ شما به صورت مقاله ای مصور منتشر خواهد شد.
      سپاس از شما

      حذف
    2. من به تازگی با وبسایت شما آشنا شدم و به تازگی ویدئو های استاد فولادوند در مورد قرآن را می بینم. در مورد مقاله هم صمیمانه از زحمات شما تشکر می کنم. من خود فردی بودم که در خانواده با تربیت مذهبی بار آمدم و بعد از اینکه خودم را پیدا کردم به خصوص بعد از انتخابات ۸۸ که آنطور مردم را میزدند واقعا در این دین شک کردم که چطور مدعیان دینداری این دین همه اینقدر می توانند شیطان صفت باشد. از آنجا بود که با اندیشه های مدرن به خصوص اندیشه های لیبرالیستی آشنا شدم ولی در زمینه اسلام مطالعه ای نداشته ام و هر چه بوده تقلید کورکورانه بوده. امیدوارم کم کم بتوانم واقعیات این دین را پیدا کنم و دیگر خودم را فریب ندهم.
      بهروز

      حذف
    3. درود
      من همین اکنون در حال نوشتن مقاله ای هستم که به شما قولش را داده ام.

      حذف
  2. درود بر شما کژدم گرامی. همه انچه بیان کردید درست ولی پرسش اینجاست که چرا فرهیختگان و به احتمال قوی خود شما تن به چنین پلیدی و زشت کاری ( عقد نکاح ) می دهید؟ به بیان دیگر صرفاً وجود یک سنت بخودی خود تباهی نمی اورد٬ تا اینکه کسانی ان را بقول خودتان عملیاتی کنند. بنابر این هر چه زشتی و بدسگالی در جوامع انسانی وجود دارد از ان کسانیست که به چنین پلیدی و زشت کاری ( عقد نکاح ) تن می دهند. طاهرهٔ قزوینی ملقب به «قرة العین» هم به این دلیل الماس درخشنده اسمان است که پشت پا به ایین تباهی اسلامی زد حتی اگر لازم بود در این راه از نعش شوهر و پسر عموها و عموهایش که همگی مفتی و شیخ الاسلام بودند بگذرد و نهایتاً جان خود را . تصور کنید که تمام فرهیختگان به انچه بر روی کاغذ می اورند٬ عمل هم می کردند. ان وقت روزگاربهتری داشتیم٬ اینطور نیست؟
    گوراتا گوراتا

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گوراتای گرامی
      من عقد نکاح نکرده ام. پدر و مادر شما و بسیاری از ایرانیان نیز حتی تا چندی پیش با این اصطلاحات آشنایی نداشتند و و بنا به عرف و عدم آگاهی از آنچه که بر زبان آخوند میچرخد و به نیت ازدواج و زندگی مشترک ازدواج کرده اند. سخن شما روی به گذشته دارد. گذشته ای که وجود خارجی ندارد و به تاریخ پیوسته است و قابل ترمیم و تعمیر و اصلاح نیست. اما اگر از اکنونیان و آیندگان سخن بگویید سخن شما درست است.

      حذف
  3. کژدم و دوستان او! واقعا دلم برای شما می سوزد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. از دلسوزی شما سپاسگذارم. لطف بزرگی در حق ما کردید.

      حذف