ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

رئیس جمهور دکوراتیو بعدی رژیم اسلامی کیست؟

این آخرین مقاله ای است که در رابطه با انتخابات مینویسم. در طی چند هفتهٔ اخیر بیشتر مقالاتی را که در این زمینه نگاشته شده اند و بعضی از آنها ظاهراً جنبهٔ تحلیلی دارند را مطالعه نموده ولی هیچیک از آنها را مبتنی بر واقعیتهای سیاسی ندیدم. واقعیتهای سیاسی را نیازهای واقعی یک حکومت و تعیین اهداف و تدوین استراتژی برای رسیدن به آن هدفها تشکیل میدهند. یکی از نویسندگان اصلاح طلب (اکبر گنجی) شاید یکی از بهترین تحلیلهای منطقی در رابطه با روند انتخابات را نوشته باشد و مقاله های وزین دیگری نیز که از طرف دیگران نگاشته شده است؛ از گسترهٔ نگاه اکبر گنجی فراتر نمیروند. اما مشکل اکبر گنجی و سایر نویسندگان این است که مبنای استدلالهای خود را بر پایهٔ اشتباهی استوار نموده اند. اشتباه ایشان و سایر نویسندگان همفکر و یا هم سطح ایشان در این است که فکر میکنند و یا میخواهند که مردم چنین فکر کنند که همان قواعد عمومی که در کشورهای لیبرال غربی بر انتخابات حاکم است؛ در ایران تحت حاکمیت اسلامی نیز حاکم است و شاید بهترین دلیلی هم که برای این مدعایشان بیاورند این باشد که چون رژیم اسلامی به هر حال به انتخابات ریاست جمهوری از طریق رای مستقیم مردم تن داده است لذا دست و بالش برای بازی کردن با آرای مردم بسته است و بویژه پس از ماجرای انتخابات ۸۸ دست رژیم به خاطر بی آبروییهایش در درون ایران و ریزش نیروها و همچنین در خارج از ایران رفته است و متحمل صدمات شدیدی شده است و به ناچار باید کاری انجام دهد که از زیر فشارهای داخلی و خارجی خارج شود و نوعی وحدت ملی بوجود آورد. از نظر من زمانی که رژیم اسلامی در سال ۸۸  آن ماجرای وقیحانه را بوجود آورد و حتی اخبار تجاوز به دستگیر شدگان و سوزاندن اجساد به دست نیروهای اطلاعاتی و امنیتی را از طریق درز دادن عمدی آن به اصلاح طلبان منتشر نمود؛ جایی برای این تفکر که رژیم از بی آبرویی هراس دارد نمانده است و اساساً «آبرو» و «بی آبرویی» مقوله ای است که نه در اسلام میگنجد و نه در «حاکمیت ولایت وقیحی» محلی از اعراب دارد. آقای اکبر گنجی گویا هنوز مفهوم آن روایتی را که از «جعفر صادق» در یکی از مقالات اسلام شناسی خود منتشر نموده است نفهمیده است. در آن نقل قول «جعفر صادق» میگوید که اگر کسی دشمن ما باشد بر او تهمت و افترا بزنید و بی آبرویش کنید تا دیگر شنونده ای نداشته باشد و مردم از او دوری کنند (نقل به معنی). آقای اکبر گنجی میداند که دارندهٔ چنین تفکری (جعفر صادق) به عنوان بنیانگذار فقه شیعه؛ دارای چه اندیشه های کثیفی است و داشتن انتظار «حفظ آبرو» و یا تکیه بر مفاهیم انسانی؛ بسیار به دور از واقعیتی است که «جعفر صادق» در این گفتار به نمایش گذاشته است و در طی ۳۴ سال اخیر این گفتهٔ «جعفر صادق» یکی از ابزارهای مهم تبلیغاتی رژیم (چه اصلاح طلبان کنونی و چه اصولگرایان) بوده است و گفتارهای سیاسی خمینی ملعون همیشه با این «لجن فکری جعفر صادقی» اجین بوده است. آنچه که آقای گنجی در تحلیلهای انتخاباتی خود بر آنها تکیه کرده است به نوعی از رویای «کردار نیک سیاسی» استوار است و آنچه که در تحلیلهای ایشان و افرادی نظیر ایشان؛ غایب است مسئلهٔ «نیازها و اهداف واقعی رژیم» است که تنها پایگاه تعیین کنندهٔ رفتارهای بعدی حاکمیت را تشکیل میدهند. لذا بهتر است آسمان ریسمانهای منطقی مبتنی بر «اخلاق سیاسی» را کنار گذاشته و به نیازهای واقعی و اهداف واقعی رژیم و منابع واقعی تواناییهای رژیم بپردازیم تا به گمانه زنی واقعی تری برسیم.

اهداف رژیم

مادر تمامی اهداف رژیم نه بهروزی مردم ایران و نه پیشرفت و نه نام نیک؛ بلکه ماندن در قدرت و به اصطلاح خودشان «حفظ نظام» به هر طریقی است. کلمهٔ مرکب «به هر طریقی» چنان گسترده است که آبرو و بی آبرویی و تجاوز و کشتار و فریب و نیرنگ و حتی نوکری بیگانگانی را که به حفظ حاکمیت آنها اهمیت میدهند (چین و روسیه) را در بر میگیرد و توجیح منطقی آن (به قول آخوندها توجیح فقهی آن) نیز «ناچاری میان گزینه های بد و بدتر» است. برای حفظ «هدف مادر» که تمامی تلاشهای ۳۴ سالهٔ رژیم در جهت برآوردن و حفظ آن بوده است؛ دو «واقعیت میدانی» به چشم میخورند که در مقالات گوناگون به آنها اشاره نموده ام.

ا- ساخت بمب اتمی.
۲- ساختن هلال شیعی.

تکمیل پروژهٔ ساخت بمب اتمی زمانی میسر خواهد شد که روسیه و چین از نوکری و وابستگی صد در صد رژیم به آنها اطمینان حاصل کنند. لذا تحریمهای اقتصادی رژیم اسلامی از طرف غرب؛ در جهت منافع چین و روسیه نیز میباشد؛ زیرا رژیم اسلامی برای «حفظ نظام» ناچار خواهد نمود تا به «عقد نکاح دائمی» این دو شوهر در آید (معنی نکاح دائمی را هم ولی فقیه فرزانه و هم آقای اکبر گنجی خوب میدانند).
دژ هلال شیعی؛ قلب تپندهٔ رژیم اسلامی است و بوسیلهٔ استفاده از این مهره میتواند حتی با چین و روسیه هم شطرنج بازی کند و به دستاوردهای کوچکی مانند تعطیل کردن «عمل نکاح» از طرف این دو «کشور- شوهر» در هفته؛ در روزهای شنبه و یکشنبه (قانون کار) به استراحت پرداخته و به پانسمان زخمهای ناشی از «نکاح» مشغول شود (مانند کرهٔ شمالی).
رژیم اسلامی - صفوی در انتخابات به رای واقعی مردم نیازی ندارد؛ بلکه تنها به حضور آنها در پای صندوقهای رای نیازمند است تا مهرهٔ بعدی خود را از درون «آرای منتصب به مردم» بیرون بکشد؛ استفاده ازرحیم مشائی و رفسنجانی و قالیباف و سایر ارازل و اوباش و گرم شدن چندین بارهٔ بازار افشاگریها تنها برای گرم کردن تنور انتخاباتات است و گرنه حتی یک انسان سالم نیز در میان تمامی این افراد وجود ندارد و شاید تنها فرقشان این است که کثافتکاریهای عده ای از آنها بنا به نیازهای ادواری؛ افشا شده است و کثافتکاریهای عده ای همچنان مخفی نگاه داشته میشود؛ تا صبح دولتشان بدمد. چنانچه در مقاله های «هنر جنگیدن» اشاره کرده ام؛ یکی از تاکتیکهای کلیدی رژیم اسلامی به «کنترات گذاشتن» امور اجرایی و باز گذاشتن دست کنتراتچی ها برای کثافتکاری و سپس پرونده سازی بر علیه آنهاست؛ تا هرگز نتوانند گردنکشی کنند و چنانچه میبینیم؛ تمامی ارازل و اوباش سیاسی و نظامی رژیم پرونده هایی بر علیه همدیگر دارند و مسئلهٔ «افشاگری» اینهمه در این سرزمین رایج شده است و این نشان میدهد که حاکمیت ایران از همان آغاز تا کنون حاکمیت دزدان و غارتگران بوده است؛ لذا بهتر است که هیچ یک از تحلیلها را بر مبنای «اخلاق سیاسی» بنا نکنیم. اهداف میدانی رژم حفظ پروژهٔ ساخت سلاح اتمی و جلوگیری از فروپاشی دژ هلال شیعی است و هردوی آنها در استراتژیهای کلان منطقه ای چین و روسیه به عنوان «نقاط اتکا» تعریف شده اند. لذا رئیس جمهور بعدی باید فردی باشد که مورد نظر مشترک نهادهای نظامی و امنیتی و اطلاعاتی و باندهای کفتار مانند سه قلوهای لاریجانی و مطهری بوده و با سکوت از طرف سایر کفتارهایی که در آمدشان به خاطر تحریمهای صادرات و واردات کمتر شده است (یعنی بازاریهای زالو صفت به رهبری هیئتهای مؤتلفه) روبرو شود.
رژیم به طور عمیق و واقعی به این نتیجه رسیده است که پرده های آخر بازی خاورمیانه در حال اجرایی شدن است و وجود چندصدایی تنها به تنشهای اجتماعی و ریزش بیشتر نیروهایش منجر خواهد شد. لذا آنکس که از میان صندوقهای رای بیرون خواهد آمد باید دارای مولفه های زیر باشد:

۱- چهرهٔ شناخته شدهٔ بین الملی سرسخت و جدی.
۲- هماهنگی حداکثری با استراتژیهای منطقه ای روسیه و چین.
۳- رسانندهٔ پیام سرسختی و جنگ.

لذا من؛ کژدم؛ رئیس جمهور آیندهٔ شیعیان را معرفی میکنم.
رئیس جمهور آیندهٔ شما سعید جلیلی است و به هرکسی که رای بدهید فرقی نمیکند؛ زیرا رئیس جمهور آینده نه بر اساس خواست شما؛ بلکه بر اساس نیازهای واقعی رژیم اسلامی و اربابانشان (روسیه و چین) منتصب میشود.
به سبزهای کثیف مذهبی نیز پیشنهاد میکنم که از تحلیلهای منطقی استوار بر پیش فرضهای تخیلی دست برداشته و بیش از این ننگ بازارگرمی برای انتصاب سعید جلیلی را بر کارنامهٔ ننگین ۳۴ سالهٔ خود نیفزایند.

کژدم

۱۳ نظر:

  1. ba dorood bar shoma mikhastam yad-awari konam ke Larijanhia hanuz maa-loom nist 3-gholoo ya 4-gholoo ya 5-gholoo hastand. chandi pish Ahmadinejad name baradare chaharom ra dar ertebat ba rant-khari efsha kardeh bood. bogzarim az tahlile khoobetan sepas amma shayad baraye biroon-amadan az tangnaha Farzaneh ejazeh be Akbar-kooseh bedeh ke 4-sali naghshe hefze nezam ra bazi konad. be wijeh ba tawajoh be darmandegiye hame-janebehe regiem manande darmandegiye anha be donbale majaraye Mikonos da daheye 90 miladi ke be rooye kar-amadane Khatami montahi shod. dar in mored ba shoma mowafegham ke in zena-zadegan wa tokhme-tazian faghat be fekre hefze nezam be har gheymat hastand.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      اگر رژیم تصمیمش بر آن بود که به طور تاکتیکی از مواضع خود عقب نشینی کند نظر شما را کاملاً میپذیرفتم. زیرا برخلاف تصور برخی ها که فکر میکنند خامنه ای میخواهد سکهٔ مذاکره با آمریکا را به نام خود ضرب بزند اما من فکر میکنم که خامنه ای نمیخواهد جام زهر را به دست خود سر بکشد و بهتر میداند که کس دیگری را مامور خوردن جام زهر نموده و خودش همچنان انقلابی باقی بماند. از سوی دیگر شرایط کنونی به ۱۶ سال پیش بسیار فرق کرده است.
      من به آمدن رفسنجانی با اجازهٔ ولی وقیح فرزانه؛ زیاد فکر کرده ام و فکر نمیکنم که او را از چاه برای به روی کار آمدن دوباره بیرون بکشند زیرا پیامدهای داخلی سنگینی میتواند داشته باشد. اما آمدنش برای گرم کردن تنور انتخابات مفید تشخیص داده شده است. اگر رفسنجانی اینرا تا کنون نفهمیده باشد؛ باید پالانش را در کنار پالان رهبر فرزانه آویزان کند؛ اما من چنین فکر نمیکنم و آمدن رفسنجانی را نتیجهٔ یک زد و بند و معامله میدانم که در ازای رای هایی که به نام او شمرده خواهد شد؛ صحنه را بدون درگیری ترک خواهد نمود و اموال غارت شده و فرزندانش را نجات خواهد داد و در این راه نیز از سبزهای مذهبی و احمقهای دیگری که همچنان بر طبل اصلاحات میکوبند مایه خواهد گذاشت. اگر رفسنجانی و یا رحیم مشائی انتخاب شوند؛ بدین معنی است که خشاب روسها نیز از فشنگ خالی شده است و رژیم کاملاً به آخر خط رسیده است. اما روسها و چینیها در شرایط حاضر بر طبل جنگ میکوبند و این تنها پشتوانهٔ استراتژیک رژیم است. رژیم اکنون در حال سنگربندی در عراق و لبنان است و خیال عقب نشینی ندارد.

      حذف
  2. dorost hast ke regiem ghasde aghab-neshini nadarad amma az Syria-shodane Iran ham mesle sag mitarsad. shayad awardane Akbar-kooseh tanha rahe nejate regimeshan bashad wa farzanehe aghab-oftadeh be in natije resideh bashad. chunke akbar-kooseh mitawanest bi seda dar konje khane bemanad wa be hamoon chizayi ke dareh ghena-at koneh wa bereh gomshe. albateh hamehe inha gomane man hast man nemidanam aya baraye Iran ham sarneweshte Syria az tarafe ghodrathaye gharbi donbal mishe ya na, wa in mituneh wakoneshe regieme iran ro awaz koneh wa be taktike pache-khari ruy byarand. shoma ke behtar az man akhunde zena-zadeh ro mishenassi. dorood

    پاسخحذف
  3. درود به شما
    آنطور که بنظر میرسد، رفسنجانی امسال برای توده مردم جای موسوی چهار سال پیش را گرفته است. و مردم در حال حاضر او را چارۀ مشکلات مخصوصا اقتصادی خود می‌دانند. و اگر صندوقهای رای بدرستی شمارش شوند به احتمال زیاد نتیجه به نفع او خواهد شد و اگر کسی غیر از او به عنوان رئیس جمهور معرفی شود احتمال بوجود آمدن شورشهایی مثل سال 88 و حتی شاید شدیدتر وجود داشته باشد. بنظر شما آیا حکومت در منطقه آنقدر تحت فشار است که حاضر شود ریسک چنین شورشهای داخلی را بپذیرد؟ اگر هدف حکومت از آوردن نمایندگان مختلف به صحنه ایجاد شور انتخاباتی است و نیاز به یک نمایش جهت نشان دادن پشتیبانی مردم از خود را دارند، آیا احتمال وقوع چنین شورشی تمام رشته‌های آنها را پنبه نخواهد کرد؟
    آریو

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما آریو گرامی
      من به اینکه مردم آرزوهایشان را در رفسنجانی میبینند و رفسنجانی جای موسوی را گرفته است؛ به طور جدی شک دارم. شورشهای سال ۸۸ از نظر سازمانیافتگی و رهبری در برابر شورشهای فرضی بعد از انتخابات ۹۲ از موقعیت بهتری برخوردار بود. در آن زمان هنوز تشکلهای اصلاح طلبان به طور کامل قلع و قمع نشده بود و تشکلهای دانشجویی نیز وجود داشتند. اما اکنون هیچیک از آنها وجود ندارند. حتی اگر فرضیهٔ شما را بپذیریم که مردم بازهم بگویند که «رفسنجانی رای منو پس بگیر»؛ این شخص مرد آن میدان نیست و رادیکال ترها از او هم دنبال قضیه را در سال ۸۸ به طور جدی نگرفتند و جنبش مردم به شکست کشیده شد. مسئله تنها دعوت به شورش نیست؛ بلکه مسئلهٔ بعدی «کنترل شورش» است و رفسنجانی نمیتواند شورش را کنترل کند و از کشانیده شدن آن به نقطهٔ بی بازگشت به اندازهٔ خامنه ای وحشت دارد. موسوی و کروبی و خاتمی هم به همین منوال فکر میکردند و به همین دلیل هم عقب نشینی کردند. به نظر من استانهای آذربایجان شرقی و غربی و کردستان و بلوچستان و بخش وسیعی از خراسان در انتخابات شرکت نخواهند کرد و شور انتخاباتی؛ حتی با حضور رفسنتجانی بسیار کم رنگتر خواهد بود. من همچنان بر این نظرم که سعید جلیلی شخص مورد نظر باندهای حاکم است و رژیم را هنوز در حال استیصال نمیبینم. اما اگر رفسنجانی رای آورد و رئیس جمهور شد؛ باید بدانیم که وضعیت رژیم بسیار خرابتر از آنی هست که من فکر میکنم. رفسنجانی و خاتمی آخرین سنگرهای عقب نشینی رژیم هستند و من فکر نمیکنم که رژیم از این سنگرها به این زودی استفاده کند.

      حذف
  4. aslan baraye che regiem entekhabat bargozar mikonad? inha ke khodeshan midanad dar dakhel ghodrati namande, baraye neshan dadane sherkate mardom ham chand hozehe entekhabati dar Tehran ra filmbardari mikonand wa neshane donya midand. awardane akbar-kooseh etefaghan neshan dehandehe waziate besyar bade regiem hast. be nazare man waziate mantagheyie regiem badtar az in harfast. inha be kami tanesh-zodayi niaz darand ke mikhahand ba akbar be in niaz pasokh bedand. amma be nazare man in ham komaki be anha nemikone wa regiem-haye mantagheh be jomhurye eslami entemadi nadarand. na arabestan, na torkieh wa na hatta besyari dar Iraq be akhundaye Iran digar etemadi nadarand.shayad eshtebah konam wa tarafe moghabel ke niroohaye gharbi bashand ham dochare za-af shode bashand amma be har-haal regieme Iran shekanandetar az ani hast ke shoma mibinid wa fekr mikonid tawane tahrimhaye bishtar wa hatta blockade kamel ra dashteh bashad. dorood

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود

      انتخابات ریاست جمهوری بخشی از قانون اساسی رژیم است و به سادگی نمیتوانند آنرا کنار بگذارند. تلاشهای فراوانی کردند که جمهوری اسلامی را به حکومت اسلامی تغییر دهند ولی نتوانستند. لذا مفهوم انتخابات را از درون خالی نموده و به صورت ابزاری از آن استفاده میکنند. نظر شما در مورد دلیل آوردن رفسنجانی تا حدودی درست است. اگر وضعشان خوب بود حتی اجازهٔ نگاه از پنجره را هم به او نمیدادند.اما برای ایجاد «حماسهٔ سیاسی» به آوردنش نیاز بود. برخلاف تصور همگان حماسهٔ سیاسی این نیست که تنها مردم شرکت بکنند؛ بلکه این است که مردم شرکت بکنند ولی کسی از صندوق بیرون بیاید که رژیم نیاز دارد.
      در رابطه با ترکهای عثمانی و کشورهای عربی؛ باید بگویم که مسئلهٔ آنها بی اعتمادی نیست؛ بلکه استراتژی بسیار بزرگی را دنبال میکنند که نابودی و یا حد اقل شکستن کمر ایران است و در آینده در رابطه با ایران همان کاری را خواهند کرد که با سوریه کردند. اینکه رژیم ضعیف شده است؛ شکی در آن نیست و هماغنطور که بارها تاکید کرده ام در سراشیبی شکست استراتژیک قرار دارد و اکنون نیز در زیر سایهٔ چین و روسیه نفس میکشد. هیچ یک از اینها به خودی خود ارزشی ندارند؛ آنچه که میتواند ارزش داشته باشد این است که نیروهای مبارز تا چه حد میخواهند ادارهٔ کنترل بحران را به نفع ایران و ایرانیان به عهده گیرند؟ آیا حتی این مقوله را میفهمند؟ من چنین چیزی نمیبینم.

      حذف
  5. dorood bar shoma. rasti emrooz ke didam Akbar-kooseh radde salahyat shod be shoma hagh mideham. engari in regiem jeddan dar sadade sangar-sazi dar Syria wa Iraq mibashad. baz ham be shoma dar morede haparooti boodane oppositione irani bayad hagh bedeham. dorood bar shoma. zendeh wa payandeh bashid.

    پاسخحذف
  6. جناب کژدم. درود بر شما
    صحبت از اکبر گنجی شد باز دوباره مطلبی نوشته اینجا http://news.gooya.com/politics/archives/2013/05/160448.php
    و خطرات در کمین ایران را یادآور شده. تو گویی هاشمی جنایتکار و باند کثیف اصلاحات چی ها از این موضوعات بی خبر هستند! سوال اینجاست که چه شده که اینها یکهو ایران پرست شده اند؟ این فرد شناخته شده به نمایندگی از اصلاحات چی های حکومتی این بار چه نقشه ای برای افزودن بر عمر ننگین حکومت اسلامی دارد؟ آیا اصلاح طلبان حکومتی و هاشمی دارند برای دوران پس از رژیم اسلامی آماده می شوند؟ میخواستم نظر شما را بدانم.
    بهروز

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود خسرو گرامی

      اگر به سخنرانی رفسنجانی در ستاد انتخاباتی اش نگاه کنید؛ به افتخارات ایران اشاره میکند و میگوید که در زمان حکومت خاندان پهلوی (احتمالاً محمد رضا پهلوی) بسیاری از شهرهای اروپایی را گشته است و تنها با نشان دادن گذرنامه به همه جا میرفته است. به نظر من این جملهٔ رفسنجانی یک سیگنال به طرفداران سلطنت است و اینکه میتوانند با هم متحد شوند و در صورت تبدیل شدن ایران به سوریه جبههٔ متحدی تشکیل دهند و سهم او نیز این باشد که دستگاه آخوندیسم (ساختارهای آخوندی) دست نخورده باقی بمانند و ریشهٔ تشیع همچنان در آب نگاهداشته شود. نمیدان که سلطنت طلبان این سیگنال را دریافت کرده اند یا نه؟ ولی حدود ۲۰ سال پیش فائزهٔ هاشمی رفسنجانی با خانوادهٔ پهلوی در مصر دیدار داشته است.
      آنچه که دوران پس از رژیم اسلامی از آن یاد میشود؛ آیندهٔ بسیار مبهمی است؛ زیرا هیچیک از نیروهای میهن پرست قلابی خود را برای شرایطی مانند سوریه آماده نمیکنند و فکر میکنند که همه چیز به خوبی و خوشی تمام خواهد شد ولی اینچنین نخواهد شد و داغ ننگ خیانت بر پیشانی تک تک نیروهایی که ادعای مبارزه برای دموکراسی را دارند ولی گامی عملی بر نمیدارند خواهد نشست. آنهایی که خود را برای شرایط سخت آماده نمیکنند چه سلطنت طلب و چه جمهوری خواه؛ هر چند که شعارهای پوچ مبارزاتی سردهند خائنین به سرزمین و مردم ایران هستند. سخن شما و برداشت شما درست است و در شرایطی که نیروهای ضد حاکمیت اسلامی نه برنامه ای دارند و نه تشکلی مبارزاتی؛ اصلاح طلبان و رفسنجانی میخواهند از میان مخالفین رژیم اسلامی سربازگیری کنند و شعارشان نیز همان شعار رضا پهلوی است که میگوید برای جلوگیری از تجزیهٔ ایران به من بپیوندید. شانس رفسنجانی از رضا پهلوی بیشتر است. متاسفانه طرفداران پادشاهی نیز مانند سلطنت طلبان در عالم حپروت زندگی میکنند و هرّ را از برّ تشخیص نمیدهند.

      حذف
    2. من نمیخواهم وارد این بحث بشوم که این گروههای به اصطلاح مبارز چکار باید بکنند؛ زیرا آنها تصمیم خود را گرفته اند و نتیجهٔ مبارزاتشان هم همان نقطه ای است که بر آن ایستاده اند. اما اگر جوانان ایران بر نخیزند و فکری جدی به حال خود و سرزمینشان نکنند؛ همانگونه که نسل امروزی پدرانشان را نفرین میکنند که آنها را به چنین روزی انداخته اند؛ در آینده از طرف فرزندان خود مورد لعن و نفرین و اتهام بی لیاقتی و نان به نرخ روز خوری قرار خواهند گرفت. اما مطرح کردن هیچیک از این اتهامات مشکلی را حل نخواهد کرد. نه امروز و نه در آینده. امروز ما اگر نتیجهٔ حماقت انقلابیون سال ۵۷ است؛ آیندهٔ ما نتیجهٔ لیاقت و یا بی لیاقتی نسل کنونی خواهد بود.

      حذف
    3. با سپاس فراوان از پاسخ شما
      صحبت های هاشمی را من ندیده بودم و الان دارم می بینم. به نظر میرسد که استراتژی جدید اصلاح طلبان حکومتی و در راس اونها هاشمی همین بازی جدید تحریک احساسات وطن پرستانه مردم هست که از طریق اون جناح خامنه ای رو به عنوان خائن جا بزنند و بتونند هم از اون جناح امتیاز بگیرند هم اینکه از مردم سربازگیری کنند وگرنه این خطرات زمان زیادی است که ایران را تهدید میکند. چه شده که در این برهه زمانی آقایون وطن پرست شده اند!
      بهروز

      حذف
    4. بهروز گرامی
      نظرتان کاملاً درست است. کاری را که رحیم مشایی با کوروش چفیه پوش خواست انجام دهد و موفق نشد؛ رفسنجانی و اصلاح طلبان میخواهند به شیوه ای دیگر پیگیری کنند. رحیم مشائی با زیر بال و پر گرفتن جنایتکاری مانند مرتضوی؛ دم خروس از زیر کاپشن احمدی نژاد بیرون زد و نشان داد که این دار و دسته جنگشان با دیگران جنگهای گروهی و قبیله ای است و چشم اندازی به نام بهروزی ایرانیان ندارد. اما رفسنتجانی و اصلاح طلبان؛ جنایتکارانی هستند که جنایاتشان ۲۰ سال خاک خورده و نسبتاً فراموش شده است و با پوشیدن لباس «توبه» و «اعتراف به اشتباهات» که موارد مشخص آنرا هم نمیگویند و به کلی گویی میپردازند؛ عده ای ساده لوح را به دنبال آنان خواهد کشانید.

      حذف