ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

وحشت ولی وقیح از گسترش بحران

رهبر فرزانهٔ مسلمانان جهان که به جهان وطنی اسلامی معتقد است و کشوری به نام ایران نمیشناسد و نوچهٔ لبنانی اش نیز در سال گذشته وجود اقوام ایرانی را انکار نمود؛ اکنون از مردم ایران که وجود ندارند میخواهد که «حد اقل برای کشور» به پای صندقهای رای بروند (کشور را از باب تقیه گفته اند و گرنه به کشور اعتقادی ندارند). (اینجا)
رهبر فرزانه یادشان رفته است که آن «رو تشکی سیاه» که بر دور کله بی مغزش پیچیده است؛ نشان از غیر ایرانی بودن او دارد. اگر قرار است که دیگرانی که حاکمیت صفویان از گور برخاستهٔ تازی پرست را نفرین میکنند؛ بپا خیزند؛ چرا برای به خاکستر نشاندن دودمان او و سگهای زنجیری اش بپا نخیزند؟ کدام احمقی از دشمنان خودش برای ایستادن در کنار خویش دعوت میکند؟ آیا چنین احمقی را کسی سراغ دارد؟ فقط یک احمق وقیح وجود دارد که چنین درخواستی از دشمنانش بکند؛ پیر خرفتی که ایران را به عشرتکدهٔ کثافتهای غارتگر و راهزنان تازی پرست (سرداران میلیاردر) تبدیل نموده است. با این تقاضای احمقانه عمق بدبختی و زبونی و در عین حال دریدگی را در چهرهٔ خامنه ای فرزانه میتوان دید. ۴ سال پیش مردم را تهدید نمود که اگر خونشان ریخته شود به پای خودشان است و اکنون با بی شرمی دعوت به شرکت در انتخابات برای نجات حاکمیت ننگینش میکند. لجنهای سبز اصلاح طلب نیز؛ به بهانهٔ اصلاح طلبی همان هدفی را دنبال میکنند که رهبر فرزانه در پی آن است؛ یعنی حفظ نظام اسلامی و نجات کیان اسلامی (بخوانید تازی پرستی).
خنده های فتح شهر القصیر در خرخرهٔ شان منجمد شده است؛ قتل عام شیعیان یکی از روستاهای شیعه نشین؛ دستگیر شدن چند تن از افراد مسلح «حماس» در القصیر که دوشادوش ارتش آزاد سوریه میجنگیدند و بسته شدن دفتر حماس در لبنان به دستور حزب الله لبنان؛ تصمیم احتمالی کشورهای عربی حوزهٔ خلیج فارس به اخراج شیعیان لبنان و بستن شرکتهای متعلق به شیعیان لبنان؛ میتواند تمامی شبکه های جاسوسی و سلولهای خفتهٔ عملیاتی سپاه قدس و حزب الله لبنان را به یک جا از ریشه بر کند و تمامی مراودات شرکتهای صوری وزارت اطلاعات و سپاه قدس و شبکه های مالی رژیم اسلامی را بتاراند.
ویلیام هیگ به آمریکا سفر کرده است تا در رابطه با شیوهٔ ورود به نبردهای سوریه و تسلیح ارتش آزاد سوریه با جان کری؛ همتای آمریکایی خود مذاکره کند. جان کری چندی پیش در یکی از سخرانیهایش گفته بود که متاسفانه آمریکا در رابطه با سوریه دیر اقدام کرده است و این گفتهٔ او سخنان بیل کلینتون در رابطه با دخالت در نبردهای یوگسلاوی را به یاد می آورد. شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که آقای باراک اوباما و اسرائیل به عنوان ناجیان مردم سوریه وارد معادله شوند؛ همانگونه که با ورود آمریکا به معادلهٔ یوگسلاوی؛ آقای کلینتون به عنوان ناجی مردم کوزو-وو و مقدونیه و کرواسی؛ همچنان در ذهن آنها نقش بست.
دریوزگی رهبر فرزانه نشان از عمق بحرانی دارد که هم در عرصهٔ بین المللی و هم در درون میهن گریبان رژیم را گرفته است.

ایرانیان با عدم شرکت در انتخابات؛ باید گلوی این کفتارهای هرزه گوی مردارخوار را بفشارند.

کژدم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر