ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

معرفی دو «نابغه»

تا چند روز دیگر برای شنیدن صدای بمبارانها در سوریه وقت داریم و در این میان سخنان زیادی خواهیم شنید؛ عده ای محکوم و عده ای تشویق خواهند کرد و عده ای از خوشحالی و عده ای از ترس شدید به شلوارشان خواهند شاشید. من هم بهتر است که بیکار ننشینم و چون کاری ندارم؛ حد اقل به «مکاشفه» بپردازم.

کشف دوبارهٔ نابغهٔ نخست

چند روز پیش یکی از دوستان که میخواست مرا راهنمایی کند تا به جبههٔ مخالفان رژیم بپیوندم؛ ویدیویی از یو تیوب برای من فرستاده بود که مربوط به یکی از برنامه های «افق» از صدای آمریکا بود. مجری برنامه به خاطر اینکه از این برنامه خیلی استقبال شده بود و عدهٔ زیادی در حال تخمه شکستن و یا در حالی که گیلاس شراب و یا اسکاچ و ودکا به دست داشته اند و یا آدامس میجویده و یا «چس فیل» (همان پاپ کورن) میخورده اند و دم به دم در تایید گویندگان این برنامه به رژیم فحش میداده اند؛ اعلام مینماید که این دفعه برنامهٔ خاصی ندارد و به خاطر استقبال وسیع شنوندگان و بینندگان و فریاد بلند «دوباره.... دوباره...دوباره» آنان این برنامه را بازپخش میکنند.



چون عده ای دیگر از شنیدن افشاگری در رابطه با رژیم و ماجراهای بخور بخور و غارت همچنان لذت میبرند من نیز این برنامه را ۳ باره پخش میکنم. اما موضوع این است که من چهره ای را که چند سال پیش کشف کرده بودم را دوباره در این برنامه مشاهده کردم و میبینم که ایشان همچنان در حال ریختن «نبوغ» و «تیزهوشی» خویش به فاضلاب است. این چهرهٔ نابغه همان «سعید قاسمی نژاد» خودمان است. این نابغهٔ شهر ما (قدیمها میگفتیم الویس پریسلی شهر ما) همچنان در حاشیه ها میچرخد و از افشاگری  لذت میبرد و کمر رهبر فرزانه را با این مبارزات سنگین سیاسی اش میشکند شاید هم میخواهد به چهرهٔ سیاسی و کارشناس تبدیل شده و رهبر مبارزات ایران شود و از این رویا و حس لذت بخش؛ در پوستش نمیگنجد. اگر اینها نوابغ ما هستند؛ گور این سرزمین و ملتش کنده است.

کشف نابغهٔ دوم

این نابغه را در رادیو فرانسه کشف کرده ام و کشف نبوغ ایشان نیز به اسم من ثبت شده است. نابغهٔ دوم نامش «شاهرخ بهزادی» است که برای «وبسایت نصفه-نیمهٔ» رادیو فرانسه مقاله های تحلیلی عمیقی مینویسد. یکی از مقالات بلند و پر محتوای ایشان را که اگر نخوانید؛ به علوم سیاسی کنونی دست پیدا نخواهید کرد را میتوانید در زیر ببینید:







راستی این «نابغهٔ دوم عصر ما» آیا حتی ایران را میشناسد؟ آیا میداند که فرق «موشک» با «موش» و «شیاف» چیست؟ آیا میداند که «موشک اسکندر» نامی فارسی نیست؟ عربی هم نیست؟ موشک «اسکاد» هم نامی ایرانی و عربی و ویتنامی نیست؟ آیا این نابغهٔ عصر ما که استخدامی و یا کنتراتچی رادیو فرانسه هم شده است... حد اقل نگاهی به تیتر مقالهٔ بلندبالا و «ملیح» خود انداخته است؟ آیا کسی به این نابغه گفته است که آخه مردک... گوز چه ربطی به شقیقه دارد؟ «یاخوت» کجا..... و «اسکاد» کجا....؟
 این نابغهٔ فرانسوی عصر ما از کجا و با بکار بردن کدام معادلات ریاضی و سیاسی و فنی... با شنیدن نام «اسکندر» و «یاخوت» آنها را نامهای فارسی و یا عربی دانسته و به همان دلیل آنها را متعلق به سپاه پاسداران (به خاطر اسم موشک ها) دانسته است؟ شاید ایشان «یاخوت» را مانند «یا علی» به صورت «یا.... خوت» خوانده است و چون «خوت» به «اخوّت» و «اخوان المسلمین» شباهت دارد آنها را به خاطر نامشان به سپاه پاسداران نسبت داده است؟ این معما همچنان حل نشده مانده است و این معما نتیجهٔ «دانش علمی» وسیع این نابغهٔ دوم عصر ماست. برای اینکه با این نابغه آشنایی بیشتری پیدا کنید به این صفحه مراجعه نمایید و تا صفحه را حذف نکرده اند بشتابید... (اینجا)

کژدم کاشف

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر