ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

احتمالات پیش رو در نبردهای سوریه

بنا به گزارشهای منابع اطلاعاتی غربی هر دو فرستادهٔ آمریکا؛ «سلطان قابوس» و «جفری فلتمن» در ماموریت خود برای مذاکرات در رابطه با مسئلهٔ سوریه و حزب الله لبنان برای گشایش مذاکرات هسته ای شکست خورده اند. بنا به گزارش وبسایت اطلاعاتی-امنیتی دبکا فایل؛ پاسخ رهبر فرزانهٔ مسلمین جهان مشابه همان جملهٔ بشار اسد بوده است که «دنیا را به آتش میکشیم».
آزمودن آنچه که بارها آزموده شده است؛ از یک سوی نشان از این دارد که دولت آقای اوباما به همان دلایلی که در نامهٔ آقای ژنرال دمپسی به آن اشاره شده بود؛ مایل به دخالت نظامی در سوریه نیست و آنرا در جهت منافع طولانی مدت آمریکا نمیبیند (البته بر اساس بر آوردهای تیم مشاوران خودش)؛ از سوی دیگر میتواند نشان از این داشته باشد که آقای اوباما با جدی نشان دادن شرایط کنونی (دخالت نظامی در نبردهای سوریه) بتواند رژیم اسلامی و دولت مدعی تدبیر حسن روحانی را دوباره وزن کند و اگر دریچه ای باز شد؛ ماجرا را بدون دخالت نظامی به پایان برده و از این ماجرا برای گشودن فصل جدیدی برای مذاکرات جدی اتمی بستر سازی نماید. اما آقای اوباما باید میدانست که «هلال شیعی» و «تلاش برای تولید بمب اتمی» تنها داراییهای واقعی رژیم اسلامی ایران هستند و در مجموعهٔ «استراتژیهای امنیتی رژیم برای بقاء» قرار دارند و از نظر استراتژیستهای رژیم اسلامی به عنوان «مکمل یکدیگر» به حساب می آیند و از دست رفتن هر کدام از آنها میتواند بخش دیگر را نیز به شدت به خطر بیندازد. از سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی اکنون در مرحلهٔ جنگ تدافعی «در خانهٔ دیگران» قرار دارد و هنوز این روند تدافعی از نظر نظامی به «درون خانه» کشانده نشده است و رژیم اسلامی همچنان به حمایتهای چین و روسیه امیدوار است. اما اظهارات رهبر فرزانه و ملهم به الهامات الهی مبنی بر اینکه «دنیا را به آتش میکشیم» میتواند پیش از موعد مقرر این جنگ را به «درون خانه» بکشاند و بیش از همه بیانگر این مسئله است که دولت حسن روحانی حتی به اندازهٔ یک بسیجی نیز قدرت تصمیم گیری ندارد و پرستندگان «رنگ بنفش» دچار حماقت چندین بارهٔ تاریخی شده اند. عربده های رئیس ستاد تبلیغاتی سپاه پاسدارن (پاسدار جزایری) و عربدهٔ خاموش رهبر فرزانه در اتاق دربستهٔ مذاکره با سلطان قابوس را تنها میتوان با عربده های «سعید الصحاف» مقایسه نمود و ارزشی بیشتر از آن ندارند. همچنین باید از آخوند حسن نصرالله که سالهاست در سوراخ موش زندگی میکند نیز پرسید که آیا باز هم حاضر است همهٔ نیروهایش را به سوریه بفرستد؟

پاک شدن آثار بمباران شیمیایی

بنا بر گزارشهای منابع خبری و همچنین منابع اطلاعاتی غربی که اظهارات کاخ سفید و دولت بریتانیا مبنی بر پاک شدن و دستکاری در آثار به جا مانده از حملهٔ شیمیایی اخیر بر آنها تکیه دارد؛ نیروهای ویژهٔ جنگ افزارهای شیمیایی ارتش بشار اسد و کارشناسان شیمیایی روسیه و سپاه پاسداران که از آنها با عنوان «دخالتهای بین المللی برای پاک کردن آثار» نام برده میشود؛ در روزهای اخیر تلاش گسترده ای را در این جهت انجام داده اند و آنچه که کارشناسان شیمیایی سازمان ملل به دست خواهند آورد؛ بسیار اندک خواهد بود اما اطلاعاتی که توسط ستادهای شنود اسرائیلی و آلمانی (کشتی ویژهٔ شنود آلمانی مستقر در دریای مدیترانه) به اندازهٔ کافی اطلاعات جمع آوری نموده اند و این تلاش آخرین از سوی آمریکا و اروپا و همچنین تلاشهای رژیم اسد و روسیه و رژیم اسلامی ایران؛ تنها برای بوجود آوردن و یا بازدارندگی از بوجود آمدن اجماع بین المللی در رابطه با اقدام نظامی علیه رژیم بشار اسد است. به همین روی نیز در روزهای اخیر؛ کشورهای اروپایی مسئلهٔ عمل نمودن خارج از سازمان ملل را مطرح نمودند و ترکهای عثمانی نیز که در حال باخت کامل هستند؛ «پیوستن به هر اتحادیه ای برعلیه رژیم بشار اسد» را مطرح نمودند که البته اشارهٔ آنها به «اتحادیهٔ اقدام موثر نظامی» است.

پیشنهادات «دبکا فایل»

وبسایت اطلاعاتی-امنیتی «دیکا فایل» در یکی از تحلیلهای اخیر خود ۳ گزینه را بر اساس «دخالت محدود نظامی آمریکا» مطرح نموده بود که یا باید آنرا در کلاسه بندی «جنگ اطلاعاتی برای گمراه نمودن دشمن» ارزیابی نمود و یا اینکه این پیشنهادات را ناشی از خواست باطنی مراکز تصمیم گیری بلند پایهٔ اسرائیلی مبنی بر «بگذارید جنگ طولانی تر شده و سوریه به طور کامل ویران شود» تعبیر نمود. این پیشنهادات از این قرار بودند:

۱- بمباران لشکر ۴ و نیروهای ویژهٔ ارتش بشار اسد؛ تحت فرماندهی برادر او «ماهر اسد».
۲- بمباران مراکز نگهداری بمبها و مواد شیمیایی جنگی.
۳-بمباران هر دو گزینهٔ فوق به طور همزمان.

همانگونه که میبینید این پیشنهاد هیچگونه ارتباطی با «دخالت نظامی موثر بین المللی» نمیتواند داشته باشد و مانند این است که این همه هیاهو تنها برای «قلقلک دادن» رژیم بشار اسد به پا شده است.
حد اقل هدفی که چنین جنگی باید دنبال نماید؛ شکستن ستون فقرات نظامی رژیم اسد و حزب الله لبنان؛ برای گشودن راهی که ارتش آزاد بتواند بدون بر خورد با موانع بزرگ به سوی فتح دمشق حرکت کند و به نظر من دخالت نظامی بین المللی در چنین راستایی حرکت خواهد نمود و اعلام بی طرفی روسیه و عدم شرکت در چنین جنگی؛ نشان از عدم تمایل روسیه به گسترش جنگ به داخل خاک عراق و ایران است و با این موضعگیری؛ به رژیم اسلامی نیز خاطر نشان میکند که از هرگونه عمل احمقانه ای دست بکشند. اساساً تمامی تلاشهای روسیه در معادلهٔ نبردهای سوریه برای جلوگیری از گسترش بحران به همسایگی روسیه بوده است. شاید روسها اکنون از عدم پذیرفتن پیشنهادات میلیاردی عربستان سعودی و احتمالاً پیشنهادات و اطمینان خاطر های  دیگری که به خروجی های خبری نشط نکره باشند؛ احساس پشیمانی کنند.

گزینه های پیش روی رژیم بشار اسد

رژیم بشار اسد شاید با پاک کردن آثار حملهٔ شیمیایی از یک تصمیم گیری بر اساس اجماع بین المللی توسط سازمان ملل برای حملهٔ نظامی به حاکمیت خود جلوگیری کرده باشد؛ اما با همان اجماع در خارج از سازمان ملل روبرو است. اساساً ایجاد اجماع برای تشکیل یک اتحادیهٔ نظامی بر علیه کشوری که «حیاط خلوت» یکی از اعضای موثر شورای امنیت است (۵ کشور دارای حق وتو)؛ تقریباً یک رویای کودکانه است؛ لذا محو این آثار و حملهٔ تک تیر اندازها به کاروان محققان سازمان ملل حرکاتی مذبوحانه به حساب می آیند و از ترس و وحشت عمیق حکایت دارند و احمقانه ترین گزینهٔ مندرس و کهنه ای است که بیش از آنکه به بهبود کمک کند؛ به تیزتر شدن آتش حمله کمک میرساند .
بنا بر گزارشهای غیر رسمی اطلاعاتی (معمولاً بسیار بهتر از گزارشهای سانسور شده و دستچین شدهٔ رسمی هستند)؛ نیروهای حزب الله لبنان و ارتش بشار اسد گزینهٔ پراکنده شدن نیروها و پراکنده نمودن تسلیحات و عدم تمرکز در پایگاههای جمعی مانند پادگانها و پایگاههای نظامی را انتخاب نموده اند تا شدت آسیب به تسلیحات و تلفات انسانی را کمتر کنند. اما پرسش این است که آیا میتوان فرودگاهها و انبارهای مهمات را پراکنده نمود؟ البته در حد بسیار کمی میتوان اینکار را کرد ولی تأثیر آن مانند آتش نشانی بوسیلهٔ حمل آب در کف دست و یا استکان و لیوان است و در سرنوشت نبرد تاثیری نخواهد داشت و شاید پایان جنگ را چند دقیقه طولانی تر کند.
از سوی دیگر تمامی تحرکات رژیم اسد و همپالگیهایش در این مدت نیز رصد میشوند و اگر حملات نظامی آغاز شوند؛ به اهداف تثبیت شدهٔ نهایی حمله خواهد شد.
گزینه های رژیم اسد و حزب الله لبنان بسیار محدود است و حمله به اسرائیل نیز در حد یک تهدید توخالی خواهد ماند. نیروهای رژیم اسد و حزب الله لبنان در صورت آغاز حملات دچار تلفات سنگینی خواهند شد و اسرائیل نیز دل سیری از عزا در خواهد آورد و آنگاه نوبت «شیعه کشی»  در سوریه و لبنان خواهد رسید و باستان شناسان سلفی تمامی «مقبره های مقدس» شیعیان را حفاری خواهند نمود.

گزینه های ارتش آزاد سوریه و سلفی-جهادی ها

با پراکنده شدن نیروهای متمرکز رژیم اسد و همپیمانان شیعه مسلکش؛ و بمباران فرودگاهها و هواپیماهای جنگی و پایگاههای هوانیروز (هلی کوپتری) و انبارهای تسلیحاتی و مهمات آنها؛ و باز شدن دروازه های ارسال تسلیحات پیشرفته تر از سوی کشورهای عربی برای ارتش آزاد؛ سرنوشت جنگ تغییر خواهد نمود. اگر نیروهای دشمن در حال پراکنده شدن هستند نیروهای ارتش آزاد و مبارزان سوریه به سوی تمرکز بیشتر حرکت خواهند نمود.
نیروهای سلفی جهادی از خلأ قدرتی که در اثر پراکنده شدن نیروهای رژیم اسد و هم پیمانانش بوجود خواهد آمد؛ به سوی کشتار بیرحمانهٔ علویها و شیعیان روی خواهند آورد و این آن چیزی است که آقای «لاوروف» میداند و آنرا «تراژدی» مینامد؛ اما به هر حال آشی است که آقای پوتین و لاوروف و رژیم اسلامی در پختن آن نقش موثری داشته اند.

گزینهٔ رژیم اسلامی

بهتر است که به جای عربده های توخالی و مجانی؛ سپاه قدس جُل و پلاسش را به عراق انتقال دهد. زیرا با رفتن اسد؛ حزب الله نیز باید برود؛ بخشی از آن به عراق و عده ای نیز به ایران مهاجرت کنند.
حسن روحانی و ارازل و اوباش دولتش نیز میتوانند به فاجعهٔ انسانی که در انتظار شیعیان سوریه و عراق و لبنان است رسیدگی کنند.

گزینهٔ انقلابیون ایران

چی؟..... چی گفتی؟..... انقلابیون ایران؟..... اینها کجا هستند؟..... من که اسمشان را نشنیده ام.

کژدم
  

۶ نظر:

  1. سلام
    برخلاف تصور شما من فکر میکنم که یا عملیات بسیار محدودی خواهند کرد و یا اینکه با بهانه تراشی قضیه را کش و قوسش خواهند داد و همون داستان بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد میشه. این دفعهٔ اول نیست که ارتش سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده... اینا دستشون تو یک کاسه هستش. بیچاره مردم سوریه.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود
      این احتمال هم وجود داره که عملیاتی در حد «قلقلک» انجام بدهند؛ اما به قول معروف کاچی به از هیچی. این احتمال هم هست که غرب آغازکننده باشد و کشورهای عربی به رهبری عربستان ادامه دهند باشند. هنوز باید صبر کرد تا چند روزی بگذرد.

      حذف
  2. کژدم عزیز.
    تحلیلتان از شرایط کنونی خاورمیانه در قبال سوریه و ایران جالب و بحث برانگیز است. به نظر من شرایط جدید ناشی از یارگیری مجدد بازیگران و ورود کشورهای دیگر به ماجرا و تغییر موضع برخی دیگر است.
    برای تحلیل شرایط باید به تحولات اخیر در منطقه پرداخت. به نظر میرسد که فشارها بر اوباما چه از جانب دموکراتها و چه از جانب جمهوریخواهان به خاطر بی عملی و از دست دادن خاکریزهای آمریکا به دنبال یک بسیار زیاد شده و دکترین دومینوی اوباما که می بایست ایجاد حکومتهای اسلامی میانه رو در خاورمیانه یک به دنبال یک باشد تبدیل به دومینوی از دست رفتن نفوذ آمریکا در این کشورها شده است.
    متعاقب دیدار شاهزاده فیصل از فرانسه شاهد تغییرات شگرفی در سیاست خارجی فرانسه در خاورمیانه هستیم و فرانسه به یکی از تندروترین کشورها جهت دخالت نظامی در سوریه و حل مسئله سوریه بدل شده است. همین دگرگونی را نیز در لحن آلمان شاهد هستیم هرچمد نه به شدت فرانسه ولیکن لزوم عمل در سوریه مورد تاکید کامل مرکل و وزیر امور خارجه آلمان بوده است. چنین برمی آید که سفر وزیر امور خارجه سعودی به فرانسه بی دلیل نبوده و عملا دو کشور تاثیرگذار در اتحادیه اروپا را در صف دکترین ضد اوباما قرار داده است.
    ترکیه و قطر نیز پس از دیدار وزیر خارجه قطر از ترکیه در لحن خود تغییر محسوسی را داده اند و ترکیه ای که تا دیروز حاضر نبود بدون اجازه سازمان ملل آب بخورد صحبت از شرکت در ائتلافی جدا از سازمان ملل می کند.
    موضع روسیه از همه آنها جالبتر است و هرچند با هرگونه دخالت نظامی در سوریه مخالفت میکند ولی لافروف واکنش نظامی روسیه را در قبال حمله نظامی به سوریه منتفی می داند.
    حال فقط علی مانده و حوضش. ایران و حزب الله.
    تاثیر این تحولات هم در صحنه سیاست خارجی و هم در صحنه سیاست داخلی ایران کاملا مشهود است. در این شکی نیست که پیامهایی که از طریق سلطان قابوس و معاونت سیاسی سازمان ملل به ایران ابلاغ شده مبنی بر نهادن پیش شرطهایی برای شروع مذاکرات اتمی است که مستقیما به خروج ایران از سوریه و لبنان بستگی دارد.
    برخورد و اظهارات اخیر روحانی در مورد حملات شیمیایی در سوریه چراغ سبزی بود که از طرف باند رفسنجانی به غرب داده شد مبنی بر اینکه حاضر به قبول همه شرایط غرب هستند در قبال حفظ حکومت. ولیکن باند رهبری و نظامیان حاکم که بقای خود را وابسته به هلال شیعه و تلاش برای تولید بمب اتم میدانند به شدت در مقابل روحانی ایستادند و سخنان دیروز لاریجانی و تهدید جزایری عملا به معنای اعلام هیچکاره بودن روحانی در قبال این مسائل است و سرگردان نمودن پرونده اتمی میان وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی تاکید دوباره بر این مدعاست که روحانی هیپکاره است. روحانی فقط مسکنی است برای دلخوش کردن مردم و دادن امید واهی به مردم برای تحمل سختیها به امید آینده ای بهتر. حل مشکلات اقتصادی ایران بدون حل مسائل بین المللی و تمکین ایران به اصول و قوانین بین المللی امکانپذیر نیست.
    ایران یا باید در کنار سوریه بماند و تاوان سنگینی را در قبال این حرکت بپردازد و یا اینکه از بشار اسد فاصله بگیرد که به معنای از دست رفتن سرمایه گذاری سی ساله اش در سوریه و لبنان و در نهایت خلع سلاح و تغییر جمهوری اسلامی به شکل فعلی اش است و خامنه ای به خوبی دریافته که هر دوسر این بازی باخت است و راضی به این است که با نابودی خود تمامی ایران را به نابودی بکشد.
    تمامی رجزخوانی ها و اشتلم پشتلم اخیر نیز ناشی از ضعف و نبود امید است.
    ولیکن حال و روز روشنفکران ایرانی از همه چیز مصیبت بارتر است. انگار همه آنها لال شده اند و تمامی وب سایتهای خبری بمانند گویا و خودنویس و پیک ایران و غیره به مرض خناق مبتلا شده و تحلیل گرانشان به یکباره به مرخصی و استراحت رفته اند و روزه سکوت گرفته اند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها

    1. وبسایتهایی که اشاره نمودید وبسایتهای «گربه رقصانی» هستند. تازه آنهایی که خناق نگرفته اند مگر چه میگویند؟ به همین رضا پهلوی خودمون نگاه کنید... یا قرآن فروشی میکند و یا دروغهای شاخدار سرهم بندی میکند. در یکی از مصاحبه هایش با افراد معلوم الحال دور و برش میگفت: شورای ملی ایران فعالیتهای خود را شروع کرده و «کار گروه انرژی» تشکیل داده و در حال بررسی مسئلهٔ انرژی هستند.... این سرزمین؛ سرزمین مردگان است و گرنه کسی نمیتوانست احمق باشد که «طلاق مسلحانه» را به عنوان یک شیوهٔ مبارزاتی بپذیرد. در این سرزمین بی صاحب هر آشغالی را میتوان فروخت.

      حذف
    2. اما در رابطه با اینکه گفته اید؛ تایید بمباران شیمیایی از طرف حسن روحانی؛ نشانهٔ چراغ سبز باند رفسنجانی به غرب برای بقای رژیم است؛ اصلاً موافق نیستم. سوریه و لبنان تنها «سرمایه گذاری ۳۴ ساله» نیستند؛ بلکه «سرنوشت مشترک» حاکمیت تمامی ارازل و اوباش رژیم اعم از خامنه ای و سپاه و اصلاح طلبان و رفسنجانی و منتظران ظهور مهدی و انگلهای قم نشین و مشهد و اصفهان و کاشان و یزد نشین است. هرگز این مسئله را در تحلیلهای خودتان از قلم نیندازید که دعواها در میان جناحهای رژیم بر سر «سهام غارت» و «شیوهٔ مدیریت» است و نه بود و نبود رژیم ننگین شیعی-صفوی.

      حذف
  3. کاملا با شما موافق هستم برای این ها از هر جناحی باشند دعوای اصلی ب سر سهمشان از غارت مردم است و در مواقع خطر همه با هم متحد. ولیکن شرایط جدید به گونه ایست که همانطور که ذکر نمودم بازی باخت-باخت است و در این شرایط لااقل برخی از آنها حاضر به قبول همه گونه شرایط برای بقای حتی موقتشان هستند ولیکن بعضی از آنها که قبول شرایط را مساوی با برکناری از قدرت و مسدود شدن سهمشان میدانند حاضرند که تمامی ایران را نیز به پای خود قربانی کنند و بر این باورند که "دیگی که برای من نجوشه بهتره سر سگ توش بجوشه"

    پاسخحذف