ه‍.ش. ۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه

دو دوزه بازیهای آمریکا و اروپا و پنبه شدن نخها

آمریکاییها و انحادیهٔ اروپا در بازی با برگ «اخوان المسلمین» و حقنه کردن آن به بهانهٔ «اسلام معتدل» به خاورمیانه قافیه را باخته اند و اکنون درهای جهنم «سلفی-جهادیها» بار دیگر به روی آنها گشوده شده است. هنوز غربیها از رو نرفته اند و میخواهند که اخوان المسلمین را با چهره ای مظلوم و مبارز و مقاوم و با آبرو تر از پیش در مصر به قدرت برسانند. تمامی مردان جمهوریخواه و دموکرات و سیاستمداران اروپایی به صورت گلّه ای به مصر میروند و دست از پا درازتر بر میگردند.
 حرکتی که بعد از دورهٔ اول ریاست جمهوری جورج بوش با مطرح شدن خانم «کوندالیزا رایس» آغاز شد؛ یک تصمیم حزبی نبود و آقای باراک اوباما همان کوندالیزا رایس است؛ تنها با دو تفاوت: نخست اینکه آقای اوباما «مذکر» است و دوم اینکه وزیر امور خارجه نیست؛ بلکه همان استراتژی را در مقام ریاست جمهوری به پیش میبرد (بارها در مقالات سالها و ماه های اخیر به این مطلب اشاره داشته ام). اکنون پرده ها کنار رفته اند و مشخص شده است که کبوترها و بازها به یک اندازه عاشق حسن البنّا و «اخوان المسلمین» هستند و ترکیب نمایندگان و دولتمردان آمریکایی و اروپایی که فریاد «وا اسلاما» و «وا اخوانا» سر میدهند نشان میدهند که در کنار خرده اختلافها؛ همگی در این مورد «یک کاسه» هستند.
وزیر اطلاعات عربستان سعودی با طراحی و حمایت از کودتای نظامی در مصر؛ آرامش را از دیدگان آمریکا و اروپا ربود و در دو هفتهٔ اخیر؛ با ۳ مورد حمله به زندانهایی که به طور عمده عناصر «سلفی- جهادی» در آنها زندانی بودند و رها شدن این جانوران درنده از قفس؛ سیلی محکم دیگری را بر چهرهٔ اروپا و آمریکا نواخت. آنگونه که به نظر می آید؛ وزیر اطلاعات عربستان بیشتر از محمود احمدی نژاد مسافرت میکند ولی با این تفاوت که «دهن دریدگی» نمیکند و بسیار ساکت و آرام کارهایش را انجام میدهد. نه اسرائیل را نابود میکند و نه تاریخ را انکار میکند و نه وعده های «خرواری» میدهد. فتح یکی از پایگاههای نیروی هوایی ارتش رژیم اسد در شمال غربی سوریه (نزدیک حلب)؛ در حالی که رژیم اسد و حزب الله لبنان و رهبر فرزانه فتح القصیر و بازپس گیری بخشهایی از «حمص» را جشن گرفته اند و حرکت به سوی تسخیر زادگاه خاندان اسد و همچنین لاذقیه؛ بیش از آنکه یک تاکتیک عربی به حساب آید؛ یاد آور استراتژی اسرائیل در جنگ ۶ روزه است که نیروهای سوریه در حال نزدیک شدن به تل آویو و تسخیر آن بودند و ناگهان دیدند که نیروهای اسرائیلی در ۱۵ کیلومتری دمشق هستند و نیرویی برای جلوگیری از پیشروی آنها نیز وجود ندارد و به همین دلیل دستور عقب نشینی خفت بار ارتش سوریه توسط حافظ اسد صادر شد و ارتش سوریه هرگز از آن حقارت وخفت و خواری بیرون نیامده است. 
هشدار اخیر نیروهای امنیتی آمریکا در رابطه با خطر فوری حملهٔ القاعده به منافع آمریکا و بستن سفارتخانه های آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و کانادا و تمدید آن نشان میدهد که عربستان سعودی توانسته است به خوبی از چماق القاعده استفاده نماید. برخی از ادعاهای مقامهای امنیتی و افراد بی نام و نشان آمریکایی در رابطه با علت اعلام خطر فوری در حد مزخرفات احمدی نژاد هستند. از جمله اینکه جراحان القاعده موفق شده اند که بمبهای پلاستیکی و ماشهٔ انفجاری پلاستیکی را از طریق جراحی در بدن نیروهای جهادی کار بگذارند که قابل ردگیری نیستند. گویی که این افراد از روی تخت جراحی بلند شده و فوری بلیط هواپیما میخرند و پس از سوار شدن آنرا در هوا منفجر میکنند!!!!!! (به تعداد جراحان و بیمارستانهای مجهز وزیرستان پاکستان اشاره ای نشده است).
اکنون سیل نیروهای سلفی جهادی به سوی حلب در حال حرکت است و نبرد حلب رو در رویی غیر مستقیم رژیم شیعی حاکم بر ایران و عربستان سعودی و اقمارش خواهد بود.
آمریکا و اروپا مشکل بزرگ دیگری نیز دارند که برای گشودن گره این مشکل مجبور شده اند تا دست به دامن نواز شریف بشوند و مسیر عقب نشینی نیروهای آمریکایی و اروپایی از افغانستان را «امن» سازند و نه تنها در این را میلیاردها دلار هزینه خواهند نمود؛ بلکه باید به حاکمیت پاکستان رشوه های استراتژیک نیز بدهند. اما مسئله این است که در پاکستان و افغانستان؛ تمامی قلاده ها در دست اطلاعات ارتش پاکستان نیست و عربستان سعودی نیز بازیگر بزرگی در افغانستان و پاکستان به شمار می آید و اگر نواز شریف هم ببخشد؛ شاهزاده بندر نخواهد بخشید.
آقای «عمر موسی» در آخرین مصاحبهٔ خود جملاتی را عنوان کرده است که گرچه از دهان او بیرون آمده اند؛ اما در واقع گویندهٔ اصلی آن عربستان سعودی است:
عمر موسی: حل مسئلهٔ سوریه در گرو نشست ژنو ۲ و گفتگوهای آمریکا و روسیه نیست و باید از طریق شورای امنیت سازمان ملل حل شود. محمد مرسی هرگز به قدرت باز نخواهد گشت.
بخشی از چشمکهای دروغین آمریکا و اروپا به حسن روحانی را میتوان به عنوان پاسخ به حرکات اخیرعربستان سعودی و اقمارش به حساب آورد. اما قضیهٔ این چشمکها به آن سادگی نیز نیست که در منابع خبری اروپایی و آمریکایی ساده سازی میشوند و شاهزاده بندر نیز به عنوان کسی که نه تنها به مدت ۲۰ سال سفیر عربستان سعودی در آمریکا بوده است؛ بلکه در تمامی ماجراهای روابط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا با این جانوران (سلفی-جهادیها) و شیوه های کارآمریکاییهاا نیز آشنایی دارد.
نتیجه اینکه: اگر عربستان سعودی و اسرائیل بتوانند ماجرای سوریه را آنگونه که میخواهند حل کنند؛ ابتکار عمل پروژهٔ «خاورمیانهٔ بزرگ» از دستهای غرب خارج خواهد شد.

کژدم

۸ نظر:

  1. اين بار هم تحليلتان عالي بود و بالاخص در مورد دست بالاي عربستان و اسرائيل در مسائل خاورميانه. در بسياري از موارد با شما موافقم. در تحليل دو هفته پيشتان عنوان نموده بوديد كه عربستان در عراق مستقيما منافع آمريكا را هدف گرفته و خواهان نقش راهبردي در معادله خاورميانه است. اين مسئله با حمله به زندان ابوغريب و آزاد نودن بيش از ششصد زنداني عمدتا سني كاملا ثابت شد. در مورد فرودگاه منخ در حلب نيز رسيدن موشكهاي ضد تانك كاملا توازن قوا را به هم زده. وليكن در يك مورد با شما موافق نيستم. به نظر من بخشي از بازهاي آمريكايي نيز در اين ميان دستي بر آتش دارند و كاملا در خط عربستان و اسرائيل در حال حركت و اوضاع را به جايي رسانده اند كه عملا از ناكفايتي اوباما در مسائل خارجي صحبت ميكنند و بالاخره در اثر فشار آنان نيز اوباما مجبور شد كه ملاقات خود با پوتين رابه هم زند.
    از نظر من مسئله ايران فقط براي رد گم كردن در مورد شكست سياست خاورميانه اي كبوترهاست و خود شما هم ميدانيد حتي اگر ايران راضي به بستن تمامي سايتهاي اتمي خود نيز شود گروه بازها-عربستان-اسراديل به كمتر از تغيير ر‍ژيم راضي نخواهند شد. آرام آرام پرده از ابرها به كنار ميرود و زخمي شدن چهار سرباز اسرائيلي در مرز لبنان شايد بازي ديگري را به دنبال داشته باشد. به هرحال عربستان به خوبي از لولوهاي خود يعني سلفي ها و القاعده استفاده ميكند و اسرائيل نيز اجازه برگشت ورق به نفع اسد و دارودسته اش را نميدهد. به هرحال هرچه شود مسلما به نفع ملت ايران و نه حكومت ايران خواهد بود به شرط آنكه اين ملت دل به شياطيني چون روحاني نبندد و اين سخن بختيار به يادش باشد كه از آخوند جز فتنه و بدبختي برنخيزد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود
      شاید نظر شما در رابطه با بخش رادیکال و سنتی حزب جمهوریخواه آمریکا درست باشد و آنها نیز در کنار عربستان و اسرائیل قرار دارند و شاید عدم حملهٔ القاعده و سایر سلفی-جهادی ها به مراکز استراتژیک اقتصادی عراق (صنایع نفت) نیز در همین رابطه باشد؛ زیرا حملات القاعدهٔ عراق به مراکز تجاری شیعیان در همان حد متوقف مانده است.
      یک «مثل شمنی» میگوید:

      در میان فریادها؛ به جز همهمهٔ بلند و نامفهوم چیزی شنیده نمیشود و «صدای سکوت» که روشن ترین فریادهاست در میان همهمه گم میشود. زمانی که همهمه ها میخوابند «صدای سکوت» بلندترین صدایی است که شنیده میشود؛اما بسیار دیر شده است.

      حذف
    2. زخمی شدن ۴ سرباز اسرائیلی در عمق ۴۰۰ متری خاک لبنان نشانهٔ «عملیات شناسایی» ارتش اسرائیل است که با زخمی شدن این ۴ سرباز متوقف نخواهد شد ولی منجر به شنیده شدن «صدای سکوت» گردید.
      در رابطه با رژیم صفوی مسلک حاکم بر ایران نیز باید گفت که در مذاکرات احتمالی چیزی به جز از دست دادن دست آوردهای نظامی-امنیتی اش ندارد. زیرا تمامی دست آوردهایش همینها هستند. اگر این شیشهٔ امنیتی-نظامی از هر جایی یک تَرَک کوچک بردارد؛ آن ترک پیش خواهد رفت و در این حرفی نیست. ترس رژیم حاکم بر ایران که خود را زیر شعارهای ضد اسرائیلی پنهان میکند؛ همان «تَرَک» نخستین است. کسی که تمامی تخم مرغهایش را در یک سبد بگذارد؛ در روز مبادا باید برای حفظ سبد بجنگد.

      حذف
  2. امروز یکی دیگر از پرده ها کنار رفت و نشان میدهد که «قَطَر» در سیاست بلند پروازانهٔ خود شکست خورده است و گشودن دفتر طالبان در قطر به جز چند صباحی دوام نداشت و طالبان این دفتر را بست و امروز خبر رسید که طالبان و دولت افغانستان در «دبی» مذاکره خواهند نمود. عربستان گوی را از دست قطر ربود.
    http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/08/130807_zs_negotiations_taliban_afghan_government.shtml

    پاسخحذف
  3. کژدم گرامی با درود،
    به نظر من هشدار امنیتی اخیر آمریکا در مورد خطر حملات القاعده در خاورمیانه و بستن موقت سفارتخانه‌ها، هیچ چیز جز نمایشی مسخره در واکنش به دادن پناهندگی سیاسی از طرف روسیه به ادوارد اسنودن، افشاگر شنودهای گسترده‌ی آژانس امنیت ملی آمریکا از شهروندان این کشور و کشورهای اروپای غربی نیست. الان بر اثر افشاگری‌های اسنودن، افکار عمومی در شماری از کشورهای اروپای غربی حساس شده و فهمیده‌اند که سازمان‌های اطلاعاتی کشورشان، به بهانه مبارزه با تروریسم بطور گسترده داده‌های اطلاعاتی شهروندان را در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا می‌گذارند. حجم این داده‌ها آنچنان بالاست که حیرت همه‌ی کارشناسان را برانگیخته است. سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا حتی می‌توانند از خصوصی‌ترین مراوده‌ها و ارتباطات شهروندان خود و دیگر کشورها آگاه شوند. این ماجرا واکنش‌های شدید بویژه در اروپای غربی برانگیخته و حتی شماری از حقوقدانان در پی شکایت از سرویس‌های امنیتی به دادگاه‌های بین‌المللی به اتهام نقض حریم شخصی شهروندان هستند. آمریکا همواره تاکید کرده که از این اطلاعات فقط برای مبارزه با تروریسم استفاده می‌کند. اوباما در سفر اخیرش به آلمان هم برای فرونشاندن خشم افکار عمومی این کشور از شنودهای گسترده، گفت که سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا تا کنون توانسته‌اند با اطلاعاتی که جمع‌آوری کرده‌اند جلوی پنجاه اقدام تروریستی را در کشورهای مختلف جهان و از جمله آلمان بگیرند. در واقع شعار دولت آمریکا خطاب به مردم کشورهای غربی این است که اگر امنیت می‌خواهید باید هزینه‌ی آن را هم از طریق فدا کردن حریم خصوصی خودتان بپردازید و به ما اجازه دهید تا درون اتاق خواب شما هم نفوذ کنیم. عملی کردن و به کرسی نشاندن چنین شعاری، تمهیدات لازم را هم می‌طلبد. بیهوده نیست که ماجرای هشدار امنیتی اخیر هم درست پس از آن صورت گرفت که روسیه اعلام کرد به اسنودن پناهندگی موقت داده است و اسنودن هم اعلام کرده که خاموش نمی‌ماند و افشاگری‌های تازه خواهد کرد. این اقدام روسیه مناسبات مسکو و واشنگتن را هم بشدت تیره کرد و حتا اوباما دیدار خود از مسکو را لغو کرد. به باور من آمریکا با این هشدار امنیتی فقط یک فیل هوا کرده است تا دوباره بگوید ما در جمع آوری اطلاعات حق داریم و فقط از این طریق قادریم خطرات تروریستی را خنثی کنیم. این ماجرا ارتباطی به حوادث خاورمیانه ندارد. وگرنه همه شاهدیم که القاعده در عراق، سوریه، یمن، سومالی و حتا صحرای سینا کاملا فعال است و دائم دارد عملیات تروریستی انجام می‌دهد و هر روز جان صدها نفر را می‌گیرد که بیشتر مردم بدبخت غیرنظامی این منطقه هستند. حالا ممکن است یکبار گوشه‌ی یکی از این عملیات تصادفا به یک شهروند یا موسسه‌ی غربی هم بگیرد. بنابراین هشدار امنیتی اخیر آمریکا را فقط باید در رابطه با سیاست کلان این کشور در مورد شنودهای گسترده‌ی اطلاعاتی و برای رد گم کردن از ماجرای افشاگری‌های اسنودن در میان افکار عمومی غرب ارزیابی کرد و لاغیر. خواهید دید که در روزهای آینده هیچ عملیات فوق‌العاده‌ای از طرف القاعده علیه مراکز غربی در منطقه صورت نخواهد گرفت و این حباب تبلیغاتی خواهد ترکید.
    شهاب

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. شهاب گرامی؛ درود بر شما

      از اینکه میبینم هنوز مطالبی را که مینویسم دنبال میکنید؛ برای من افتخار بزرگی است. این بار انگشت بر روی مسئلهٔ بسیار مهمی گذاشته اید که پاسخی درخور میخواهد. من ضمن اینکه با نظر شما در رابطه با ماجرای «اسنودن» و رابطهٔ آن با «اراجیف امنیتی کاخ سفید» برای سرپوش گذاشتن بر رسوایی «شنود همگانی» موافق هستم ولی میخواهم این مطلب را به خاطر اهمیت ویژهٔ آن در مقاله ای جداگانه مورد بحث قرار دهم و از شما و سایر یاران و خوانندگان میخواهم که در پر بار کردن آن از نظرات سازندهٔ خود دریغ ننمایند.
      شهاب گرامی... شما همیشه راهگشا بوده اید.
      سپاس

      حذف
  4. کژدم گرامی،
    سپاس از مهر شما. منتظر تحلیل شما در باره‌ی این موضوع می‌مانم و اگر نکته‌‌ای گفتنی به نظرم رسید با کمال میل در بحث شرکت می‌کنم.
    شاد و تندرست باشید

    پاسخحذف


  5. درود
    با شهاب گرامی کاملا موافق هستم. تنها باید بگویم که من باور ندارم که هر انچه می گذرد تنها در جهت منافع امریکا و در رابطه با سیاست کلان این کشور ( امریکا )٬ به تنهایی است.
    هنری کسینجر در سال ۱۹۷۵, نزدیک به ۴۰ سال پیش در سازمان ملل متحد در بخشی از سخنان خو دمی گوید که لب مطلبش اینه: هم میشه تنوع را گرامیداشت و هم به یگانگی رسید. و دست یابی به عدالت صلح و پیشرفت امان پذیر هست اگر« یک نظم نوین جهانی » پی ریزی شود.پس اجازه دهید که همه با هم طرح یک نظم جهانی جدید را بریزیم.
    یعنی پایه ریزی یک سوسیالیست جهانی.
    چگونه ؟ با تاسیس شرکت های چند ملیتی
    برای اجرایی کردن طرح یک نظم جهانی جدید و یک سوسیالیست جهانی باید حاکمیت ملی نباشد .
    جزء کلیدی٬ در طرح نخبگان قدرت در مورد دولت سوسیالیست جهانی تحقق بخشیدن به «تضعیف حاکمیت ملی» است.
    اجرای این طرح با بردن شاه و حاکمیت « غیر ملی » خمینی گجستک اغاز شد. تمام جابجایی ها و بردن ها و اوردنها چماق بوش و هویج اباما و قهر و اشتی پوتین و بمب اتمی ایرانی که توان ساختن یک گوشت کوب هم ندارد٬ بهار و پاییز عربی و ووو ...
    همه و همه در جهت پیاده کردن چنین نظمی یست.
    کژدم گرامی این گفته شما «ابتکار عمل پروژهٔ «خاورمیانهٔ بزرگ» از دستهای غرب خارج خواهد شد » بیشتر به یک شوخی می ماند . شما زیادی خیلی هم زیادی به عربستان و شاهزاده بندر بها می دهید. درسته که عربستان سعودی و اقمارش خیلی باد کرده اند یا بهتر بگوییم حساب شده در منطقه بادشان کرده اند اما این باد کردن برای ترکاندن در اینده است.
    گوراتا

    پاسخحذف