ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

سخنی دوباره با خوانندگان گرامی

متاسفانه دویدن به دنبال اخبار روزانه در میان مردم (چه ایرانی و چه غیر ایرانی) بسیار متداول تر از مطالعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است و به همین دلیل؛ نوشته های مرتبط با اخبار روزانه و معمولاً گسیخته و جدا شده از یک تصویر بزرگ و چه بسا بسیار بزرگنر؛ خوانندگان بیشتری دارند و بازارشان بسیار گرمتر از نوشته های جدی تر هستند و به همین روال خوانندگان جدی مطالب وبسایتی مانند ویکی لیکس شاید به بیش از چندین هزار نفر  در مقایسه با ۷ میلیارد ساکنین کرهٔ زمین نرسد. یک روز میگویند که ۵ روز دیرکرد؛ برای بررسی اثرات حملهٔ شیمیایی به غوطهٔ شرقی (حومهٔ دمشق) دیر است و احتمالاً رژیم اسد بسیاری از آثار را پاک کرده است و با کمال تعجب در همان صفحه میبینیم که کارشناسان برای بررسی آثار حملهٔ شیمیایی در چندین ماه گذشته هنوز از طرف رژیم بشار اسد اجازهٔ بازرسی نیافته اند!!!!! راستی چه خبر است؟ آیا رژیمی که قادر است در عرض ۵ روز همهٔ اثار را پاک کند... آیا نتوانسته است در طی چندین ماه این آثار را پاک کند؟ آیا این مسئله به اندازهٔ کافی مسخره و همچنین دلیلی قانع کننده برای ادامه ندادن به تفسیر اخبار روزانه ای که پر از دروغ و نیرنگ از سوی همهٔ طرفهای درگیر میباشد نیست؟ پرسش نخست شاید این باشد که اگر دلمان را به اخبار خوش نکنیم ..... چکار کنیم؟ پاسخ این است که: برو سرت را بگذار و مثل اجداد احمقت بمیر.... آیا تو انسانی؟ یا بوزینه ای؟ ۳۴ سال نشان دادن جای دوست و دشمن کافی نیست؟ تا کی میخواهی مانند برگی پاییزی در میان تندبادها باشی؟
اگر بخواهیم در بارهٔ دموکراسی به مفهوم کتابی آن صحبت کنیم؛ به اندازهٔ کافی کرمهای «حکمتیست» داریم که در باره ٔ اندازه گیری آن (یک میلی متر بیشتر و یا کمتر) بحث کنند.... مقاله بنویسند.... شبهای شعر مظلومان و برده های تاریخ براه اندازند و احمقهای الدنگی مانند اسماعیل نوری علا و یا ارازلی هم سطح و هم شان ایشان و همسر احمق تر از خودش پیدا شوند که به مزخرف بافی های بی انتهایشان بپیوندند و پاسخ به هر پرسشگری را که بوی «جدیت» بدهد را با سیاست کثیف «نا دیده و نا شنیده انگاشتن» به حاشیه برانند تا نان خود را همیشه در دلهای خونین کودکان ایران فرو برند و در کافهٔ میبدی صندلی  و میکروفون پیش پرداخت شده داشته باشند.
پرسش من از همهٔ ایرانیان و بویژه ناسیونالیستهای دو آتشه و نژاد پرستان آریایی این است:
ما ایرانیان؛ خرابه های تخت جمشید ویران شده را میشناسیم... همچنین ما میدانیم که تخت جمشید را اسکندر مقدونی در زمان آخرین پادشاه بی لیاقت سلسلهٔ هخامنشی به آتش کشید و حدود بیش از ۲۰۰ سال «سلوکیان» وابسته به یونان بر ایران حکومت کردند. اما در نهایت اشکانیان دلاور حاکمیتی ایرانی را با شکست دادن لشکر غربیان (اروپا در آن زمان) بنا نهادند و سپس ساسانیان نیز چند صد سال حاکمیتی مبتنی بر «ایرانشهری» را ادامه دادند... اما در این ۶۰۰ سال تخت جمشید همچنان خرابه ماند و کسی آنرا ترمیم ننمود. آیا معنی این ۶۰۰ سال حاکمیت ظاهراً ایرانی را میفهمید؟ اگر میفهمید... ایران آینده بسیار قدرتمندتر ازامپراطوری  آمریکای کنونی خواهد بود و اگر نمی فهمید بهتر است به آینده ای مانند «بورکینا فاسو» و یا «اریتره» بیندیشید.
از این روی من از نوشته های تکراری و پرگوییهای بی انتهایی که هیچگونه جنبشی را در درجهٔ نخست؛ در درون اندیشهٔ ایرانیان و سپس در عرصه های میدانی و بین المللی ایجاد نکند  را نه تنها ژاژخوایی بلکه خیانت به خود و هم میهنان و نهایتاً ایران میدانم.
چگونه میشود که روشنفکران یک جامعه ۳۵ سال فکر کنند و نتیجه ای عملی نداشته باشد؟ مگر آنکه اندیشه هایشان مانند افکار و رویاهای درون مستراح در هنگام ریدن بوده باشد؟
اندیشهٔ وطن پرستان و نژادپرستان آریایی تخیلی؛ هرگز از این مرز که پس از سرنگونی رژیم اسلامی (معلوم نیست به دست چه کسانی؟) تخت جمشید به یکی از «جاذبه های توریستی» مبدل خواهد شد و ایرانیان میتوانند با پهن کردن «بساط خنزر پنزری» در استان فارس به یمن آمدن توریستهای غربی و شرقی پول در بیاورند و در واقع تخت جمشید را به «تماشا خانهٔ ملی» تبدیل نمایند.

یاران...

پرورش اندیشهٔ سیاسی؛ بسیار فراتر از خواندن خبرها  و بالا و پایین رفتن فشار خون ماجرا جویانه است.
من (کژدم) از تمامی خوانندگان و ایرانیارانی که ژرف تر می اندیشند عاجزانه میخواهم که در روند ایجاد زمینه ای برای «مطالعات استراتژیک سیاسی» شرکت نمایند. شاید کسانی با همیاری مالی و شاید یاران و ایرانیاران دیگری بوسیلهٔ استفاده از تواناییهای خود مانند ترجمهٔ مطالب و مقاله های سیاسی بتوانند به سرزمین خود یاری برسانند.
من مغازهٔ «قرآن آریامهر فروشی» باز نکرده ام  و مانند رضا پهلوی وعده های پوچی همچون: «... ببینید... الآن کارشناسان انرژی در حال تدوین برنامه هستند....» نمیدهم. اگر شما خود را نسازید... دیگران ایران را به شکلی دیگر خواهند ساخت. چشم ایران و دل به خون خفتگان ایران در حال انتظار بیداری شما؛ بر بالینتان به شما مینگرد.
پیروز و پاینده و همیشه بیداران باشید.

کژدم

۴ نظر:

  1. درود کژدم گرامی. زمینه بسیار مناسبییت. منتظرم تا ساختار سایتتان را ببینم تا براورد کنم چطور می توانم در حد خودم با وبسایتتان همراهی کنم و اینکار بسیار لذت بخش خواهد بود. البته حتما به راهنمایی شما در این رابطه احتیاج خواهم داشت. اکبر

    پاسخحذف
  2. درود بر شما کژدم گرامی
    به نظرم کار را از جاهای خیلی ساده شروع کنیم و کم کم سایت را شکل دهیم موفق تر خواهیم بود. سنگ بزرگ نشانه نزدن است. میتوانیم یک دامنه ثبت کنیم و با یک هاست متوسط و طراحی سایت ساده کم کم کار را شروع کنیم. کار که جدی شود کم کم کمک ها شروع می شود.
    بهروز

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما بهروز گرامی
      با کمکهایی که تا کنون انجام شده است؛ اکنون توانایی آغاز کار را دارم. نظر شما نیز درست است و در این جهت حرکت خواهم کرد.

      حذف
    2. من نیز با تمام توان در کنار شما خواهم بود
      بهروز

      حذف