ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۱۳, چهارشنبه

جایگاه رژیم اسلامی ایران در جبهه بندی های نوین

در نوشتار پیشین به تشکیل جبهه های نو اشاره نمودم و با اینکه شاید به مذاق بسیاری خوش نیاید؛ از پدیدهٔ «شاش محمد»؛ به صورت استعاری استفاده نمودم تا ارزش آنچه را که از نزدیکی به کشورهایی مانند چین و روسیه؛ میتواند نصیب مسلمانان شود را بیان کنم. جوامع دیگر با فرهنگهای دیگر که با روسها و چینیها نزدیکیهای گسترده داشته اند نیز چیزی با ارزش تر از آن به دست نیاورده اند. اما در نوشتار پیشین به جایگاه ایران در جبهه بندیهای نو اشاره ای نکردم؛ زیرا از نظر من تعریف جدید برای جایگاه ایران در آیندهٔ جهان؛ با توجه به حاکمیت کنونی و عمق نفرتی که در منطقه نسبت به ایران و ایرانیان ایجاد شده و دست آویز قرار دادن این نفرت از طرف کشورهای رقیب منطقه ای؛ کار ایران و ایرانیان را در یافتن و تعریف جایگاه جدید؛ بسیار مشکل ساخته است و از توان این رژیم خارج است.
رهبر فرزانهٔ  همهٔ مسلمین جهان؛ هر چقدر هم که الاغ باشد؛ تا کنون فهمیده است که چگونه او و اتاقهای فکری و بارگاهش را که به امید «بقای نظام» در چهارچوب استراتژیهای کلان روسیه و چین تعریف کرده بود را چگونه بازی دادند و چگونه به «روسپی پیر ارزان قیمت» تبدیل شد.
به صراحت و اطمینان میتوانم بگویم که هر تحلیلی که بر مبنای «جمهوری اسلامی در حال مذاکره با غرب است» و یا «جمهوری اسلامی در حال نزدیک شدن به آمریکاست» بنا شده باشد؛ تحلیلی کاملاً اشتباه خواهد بود و نتایج نهایی اینگونه تحلیلها؛ در زمانی بسیار کوتاه  غلط بودن خود را مشاهده خواهد نمود. هر گونه امیدی که بر مبنای این دو جمله بنا شده باشد؛ در آینده ای نزدیک؛ تبدیل به نا امیدیها خواهد گردید. شاید گفتن این مطالب به گوش کسی فرو نرود و همیشه این امر ثابت شده است که «احمقها تنها با تجربهٔ عملی میتوانند بیدار شوند» و اگر بگویی که به آتش دست نزن؛ باید دستشان بسوزد تا باور کنند.

جایگاه نوین ایران چه میتواند باشد

پیش از هر چیز؛ نخست میخواهم تکلیف خودم را برای یک بار و همیشه؛ با «ناسیونالیستهای قلابی» که از «کوروش و داریوش و بابک» کعبه ساخته اند و یا «هیتلری» شده اند روشن کنم. از نظر من «ایرانیان کنونی» و کشور قیچی شده و «گربه نشان کنونی» که ایران نامیده میشود؛ با همین مردم و با همین مذهب و آیین و حکومت تعریف میشود و هر گونه دم زدن از «نیاکان پر شکوه» یک خود فریبی است. نیاکان ما مرده اند و پدران ما آنها را انکار کرده اند و به «آیین تباهی تازی» ایمان آورده اند و از اینکه چرا صاحبان اصلی «آیین تباهی» آنان را «رافضی» و «مجوس» میخوانند عصبانی هستند. سینه زن و زنجیر زن و قمه زنانی هستند که «آیین تباهی تازیان» در خون و رگ و پی آنها نفوذ کرده است. این ایرانیان «علی پرست»؛ «حسین پرست» و «رضا پرست» هستند و سرنوشتشان را نیز با این «بتهای تازی» نوشته اند و اکنون به اینجا رسیده اند که میبینید و آیندهٔ شان تاریکتر خواهد بود و رو به روشنایی ندارند و نخواهند داشت.
این ایرانیان در انتخابات شرکت کرده اند و ۱۵ میلیون رای به «امام حسن مهندسی شده» داده اند که وزیر امور خارجهٔ «ظریف و تیتیش مامانی » اش برای دیدار شیخهای حاکم بر شیخ نشینهای «دو وجبی»؛ جزیرهٔ «ابو موسی» را به عنوان هدیه؛ زیر بغل زده است. ما به «زرتشت» نیاز داریم و نه «زرتشتی». ما به «بابک» نیاز داریم و نه هواداران بابک. بایک ۲۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار مسلمان را که بر علیه ایران میجنگیدند را قتل عام کرد. آیا میخواهید «بابک» باشید؟ و یا میخواهید «تصویر بابک بر روی تی شرت» باشید؟
روزی یک احمق هوادار زرتشت (زرتشتی) از زرتشت پرسید:
- ای زرتشت بزرگ... چگونه باید اهورا مزدا را ستایش کنم که از من راضی باشد؟
زرتشت پاسخ داد:
- مانند او باش.
 مانند او باش؛ یعنی فراتر از «زرتشت آموزگار» باش؛ یعنی «اهورا مزدا» باش؛ آفریننده باش تا اهورا مزدا تو را همتای خود ببیند و تو را بشنود و از تو خشنود شود. اهورا مزدا «احمقها» را نمیشنود.
کوروش بزرگ که پیام آور نخستین منشور حقوق بشر بود؛ در حال سخنرانی در کنفرانس صلح کشته نشد....
کوروش در میدان نبرد کشته شد.

--------------------

در زمان کنونی ایرانیان و رهبران تازی پرستشان؛ در حال مذاکره با غرب نیستند؛ بلکه رهبران تازی پرست ایرانیان؛ توسط غرب بر روی «صندلی بازجویی» نشسته اند و هر گونه «همکاری» میتواند در حکم نهایی آنها «تخفیف» ایجاد کند.
رژیم اسلامی حاکم بر ایران که ادعا میکند در حال مذاکره با غرب است؛ میخواهد بر روی «شکست استراتژیک» خود سرپوش بگذارد. «آیین تباهی» ایران را به تباهی کشیده است و ایرانیان کنونی؛ خائن ترین خائنان تاریخ سرزمین خود هستند. اگر ۱۴۰۰ سال پیش در حملهٔ تازیان شکست خوردند؛ اینک این خود بودند که چنین کردند (اینجا).
رژیم اسلامی حاکم بر مسلمانان ساکن ایران؛ تمامی توش و توان درونی خود را از دست داده است و در آیندهٔ نزدیک؛ برای تبرئهٔ رهبر کثیفش؛ نیاز به «متهم» دارد تا خود را «پاک» جلوه دهد. دو هفتهٔ پیش سفارتش را زدند و دیروز یکی از مزدوران ارشد لبنانی اش توسط برادران همکیش خودشان؛ به درک واصل شد.
رژیم «جمهموری آیین تباهی» نیک میداند که اگر حاکمیت عربستان سعودی؛ حتی به زنهایشان تعدی کند؛ نمیتوانند در برابرش بایستند؛ زیرا هر گونه حمله به عربستان سعودی؛ حمله به سرزمین اسلام(آیین تباهی) و کعبهٔ کج و معوج به حساب می آید. رژیم میداند که عربستان سعودی هر چه هم که نباشد؛ دارای «مصونیت دینی» است. حمله به عربستان؛ یعنی هجوم  «اراذل و اوباش پاک» شپش خانهٔ پاکستان به ایران در چند روز تنها برای شروع.
تنها سلاح رژیم آیین تباهی؛ شیعه مسلک های ساکن عربستان بودند؛ که نتوانستند از آنها سود جویند.
 اکنون رژیم اسلامی حاکم بر ایران برخلاف تبلیغات پر شاخ و برگ توسط خودشان و یا بیگانگان؛ برای نزدیک شدن به آمریکا؛ ورای کرنش قهرمانانهٔ هسته ای؛ باید به این ۴ پرسش پاسخ دهند:

۱- انفجار ۳۴ سال پیش در لبنان که منجر به کشته شدن بیش از ۲۰۰ سرباز آمریکایی و زخمی های بسیار شد.
۲- پاسخ به پرسش انفجار در آرژانتین.
۳- پاسخ به پرسش انفجار در «ظهران عربستان» و همکاری رژیم با «القاعده» در این انفجار.
۴- پاسخ به پرسش نقش رژیم اسلامی در حملهٔ نظامی ۱۱ سپتامبر و همکاری با القاعده برای حمله به درون خاک آمریکا.

افرادی که در ساختار حاکمیت اسلامی قرار دارند؛ همگی در تمامی این عملیات خصمانه شرکت داشته اند. هاشمی بهرمانی در ۳ حمله به صورت مستقیم دخالت داشته و از حملهٔ چهارم نیز حد اقل اینکه اطلاع داشته است.
رهبر فرزانه در تمامی این عملیاتهای خصمانه؛ شرکت و نظارت مستقیم داشته است. 

مشکل بسیار مهم دیگری که رژیم رهبر احمق فرزانه دارد؛ این است که فکر میکرد؛ «دژ هلال شیعی» برای چین و روسیه؛ به عنوان «خاکریز استراتژیک» است که از نفوذ «سلفی-جهادیها» به مرزهای روسیه و مناطق تحت سیطرهٔ «سازمان شانگهای»؛ ارزش حیاتی دارد. اما عربستان با پیشنهاد «تضمین مصونیت» این سرزمینها از نفوذ سلفی جهادیها؛ تمامی ارزشی را که رژیم ننگین آیین تباهی برای خود تعریف کرده بود را از میان برد. به زبان ساده؛ یعنی؛ جمهوری اسلامی و عراق شیعی و بشار اسد و حزب الله لبنان برای روسیه و چین حتی به اندازهٔ پشگل هم ارزش ندارند و اگر همچنان ساکت هستند؛ به این خاطر است که ادعای عربستان سعودی را «راستی آزمایی» میکنند.
ایران اکنون تمامی دار و ندار خود را از دست داده است. مهاجرت از جایگاه استراتژیک از دست رفتهٔ «سازمان شانگهای»؛ به سوی جایگاهی دیگر و باز تعریف خود در جبههٔ غرب با وجود این اراذل و اوباش امکان ندارد؛ مگر آنکه یا رژیم سرنگون شود؛ و یا اینکه این اراذل و اوباش بمیرند و نسل بعدی بتواند به این مهاجرت بپردازد (یعنی خیلی دیر شده است).
 نتیجه اینکه:
نزدیک شدن رژیم آیین تباهی با آمریکا غیر ممکن است مگر آنکه برای خوش رقصی؛ به تصفیه های خونین گسترده در درون باندهای رژیم دست ببرند.

کژدم

۲ نظر:

  1. ادامه روند کنونی (با وجود همه ظاهرسازی های آشتی جویانه دو طرف) سرانجام به اتحاد کشورهای بزرگ بر ضد ایران و زمینه سازی برای آغاز جنگ، خواهد انجامید. اتحادی که شاید پایه های آن در چهار ماه آینده، در نشست "اجلاس امنیت هسته ای" ریخته شود!

    http://zagrosaryan.blogspot.com/2013/12/blog-post.html?utm_source=BP_recent

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      کشور هلند همیشه یکی از کثیفترین دولتهای دلال بوده و پس از آن اتریش در مقام دوم قرار میگیرد. اروپا همیشه دلال بوده است. جنگی در کار نیست؛ اما فشار برای اینکه رهبر فرزانهٔ مسلمین جهان و بویژه شیعیان شلوارش را پایین بکشد و یک کیلو وازلین را پذیرا شود همچنان ادامه خواهد داشت. (در ضمن من بی تربیت نیستم؛ راستگو هستم)

      حذف