ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۳, شنبه

روس جدید و وقایع اوکرائین

یکی از خوانندگان گرامی (م.ر)؛ مقاله ای فرستاده اند که تنها با جایگزینی کلمهٔ «منطقه» به جای «زون» (Zone) منتشر میکنم.
با سپاس از «م.ر» گرامی
پیروز و سرفراز باشید

کژدم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


روس جديد و وقايع اوكراين

بار ديگر در شرايطي كه اروپا در موضع ضعف قرار دارد ملت اوكراين مسئله اي را بوجود آورده اند تا يكبار ديگر اوباما را مواجه با چالش جديدي سازند. يا بايد از اين فرصت استفاده كرد و بيش از پيش روسيه را تحت تنگنا قرار داد و يا بايد بي عملي پيشه كرد و اين بار با شاخ تمامي جمهوري خواهان و دمكراتها مواجه شد.
آنچه در اوكراين رخ مي دهد يادآور شروع دور جديدي از تنشهاي منطقه ايست.
در سال 2004 بوش از فرصت پيش آمده استفاده كرد و بسياري از جمهوريهاي جدا شده از شوروي و كشورهاي اقمار پيمان ورشوي سابق را در اتحاديه اروپا در شرايطي جاي داد كه بسياري از آنها شروط لازم جهت پيوستن به اتحاديه اروپا را نداشتند.
استوني. لتوني. ليتواني. لهستان. مجارستان. اسلواكي و جمهوري چك از كشورهايي بودند كه در سال 2004 به اتحاديه اروپا و پيمان ناتو پيوستند و سه سال بعد روماني و بلغارستان و سال گذشته كرواسي و مقدونيه. مونته نگرو و صربستان نيز در حال پيوستن.
با نگاهي به نقشه اروپا به خوبي قابل درك است كه خاكريزهاي پيمان ناتو تا كناره هاي روسيه پيشروي كرده است. تنها كشورهايي كه بعنوان منطقهٔ حائل تلقي ميگردند اوكراين . بلاروس و گرجستان هستند كه مسئله گرجستان را بايد از ديد ديگري بررسي نمود.
اوكراين كشوريست كه در زمان شوروي يكي از نواحي استراتژيك روسيه به شمار ميرفت. اغلب كارخانجات اسلحه سازي شوروي و همينطور بزرگترين كارخانه هاي توليد فولاد در اين منطقه قرار داشت و از نقطه نظر كشاورزي و همينطور معادن سنگ آهن و ذغال سنگ يكي از قطبهاي اصلي اقتصادي شوروي به شمار ميرفت.
اوكراين از دو جهت ديگر نيز اهميتي حياتي براي روسيه دارد. اول آنكه تنها راه ارتباطي درياي آزوف به درياي بالتيك از طريق تنگه چرژينسكي است كه به تمامي ساحل غربي آن در كنترل اوكراين است. شبه جزيره كريمه بندر يالتا نيز كه به تمامي درياي بالتيك مسلط است در اختيار اوكراين است و دوم اينكه تمامي خطوط انتقال نفت و گاز روسيه به اروپا از اوكراين عبور ميكند.
پس از استقلال اوكراين و جدايي آن از شوروي سيل سرمايه گذاري غرب به آن كشور روانه شد و بسياري از شركتهاي چند مليتي اقدام به نوسازي صنايع سنگين و بويژه كارخانجات توليد فولاد اين كشور كه بزرگترين منبع درآمد اين كشور محسوب ميشود نمودند كه تماما در قالب شراكت و امتلاك مي بود.
از شش كارخانه توليد فولاد اوكراين چهار از بزرگترينشان در تملك شركتهاي آمريكايي است. بزرگترين كارخانه تصفيه و توليد آلومينيوم اوكراين متعلق به آمريكاست. شركت اكسون شريك اصلي اوكراين در اكتشاف و استخراج ذخاير نفت و گاز درياب بالتيك و درياي آزوف به شمار ميروندو صدها مورد مشابه.
اوكراين از نظر جغرافيايي توسط رود دنيپر به دو بخش شرقي و غربي تقسيم ميگردد. بخش شرقي و به خصوص جنوبشرق آن از خاركف تا ماريوپول و ادسا بيشتر متمايل به روسيه هستند به اين دليل كه اكثريت جمعيت اين مناطق روسي تبار هستند و بخشهاي غربي و شمالي و شمالغربي كه اكثريت با اوكرايني هاست متمايل به غرب و دشمني ديرينه اي با روسها دارند.
در سه سال اخير روسيه از ضعف مفرط اروپا و بي عملي اوباما استفاده نمود و از طريق انتخاباتي كه مغشوش مينمود و با حمايت گسترده مناطق شرقي اوكراين يكي از مهره هاي خود (يانكوويچ) را بر سر كار آورد و رئيس جمهور پيشين اوكراين (تيموشنكو) را به جرم فساد مالي به زندان انداخت. اروپا از همان روزهاي اول نسبت به اين امر اعتراض نمود وليكن به دليل ضعف خود و عدم حمايت آمريكا عملا به نتيجه خاصي نرسيد.
وليكن روسيه از لحاظ اقتصادي در وضعيتي نيست كه بتواند به كمك اوكراين بيايد. در مدت سه سال زمامداري يانكوويچ اقتصاد اوكراين به بدترين وضعيت خود رسيده است. ميزان بدهي اين كشور به بيش از سي درصد توليد داخلي خود رسيده و تورم و بيكاري به بيشترين رقم خود پس از انقلاب نارنجي سال 2004.
بستر لازم براي ايجاد نارضايتي و تحميل قراردادهاي اقتصادي فراهم بود و اروپا بسته كمكهاي اقتصادي خود را به اوكراين عرضه نمود. اين بسته در برگيرنده تجارت آزاد با اتحاديه اروپاست و در ضمن حاوي شروطي است كه امكان عضويت اوكراين در اتحاديه اروپا امكانپذير مي سازد. روسيه در مقابل اين پيشنهادات و در تقابل با آن بسته پيشنهادي خود را به اوكراين عرضه نمود كه حاوي اعطاي وامي به مبلغ 15 مليارد دلار و فروش گاز به اوكراين به قيمتي ارزانتر است.
بسته پيشنهادي روسيه بلافاصله از جاني نيروهاي اپوزيسيون اوكراين رد شد و آنرا تله اي جهت ضميمه كردن اوكراين به روسيه قلمداد نمودند و اروپا نيز بلافاصله در برابر آن جبهه گيري كرد.
تمامي اين مسائل دست به دست هم دادند تا آتش فعلي شعله بگيرد. از جانب ديگر بخشي از مردم اوكراين در شرق اين كشور از بسته پيشنهادي روسيه پشتيباني مي كنند و بخش كثيري در غرب اوكراين از بسته پيشنهادي اروپا. جريانات به تمامي هم از دست اپوزيسيون و هم از دست دولت خارج شده است. اشتباه محاسبه يانكوويچ در تصور آرامتر شدن اعتراضات و دستور وي به مداخله ارتش شعله هاي آتش را بسيار تيزتر كرده است. در مقابل ارتش اوكراين . معترضان نيز سلاح برداشته اند و به قول رئيس جمهور لهستان اوكراين در حال قدم گذاشتن به اولين مراحل جنگ داخلي است و حوادث اوكراين ميتواند بر آينده تمامي ناحيه اروپاي شرقي تاثيرگذار باشد.
پوتين با آرزوي ايجاد "روس جوان" و تزاريسم جديد سعي كرد تا از ضعف اروپا و بي عملي اوباما بهره گيرد وليكن هرگز تصور نميكرد كه آتش به پشت ديوارهاي خانه اش خواهد رسيد. از طرفي آلمان كه داعيه سروري اتحاديه اروپا را در سر داشت و اتريش كه كارش زيرآبي رفتن شده بود تمامي اقتصاد خود را كه به نحو وسيعي در ارتباط با خطوط انتقال انرژي روسيه است در خطر مي بينند و سعي دارند به هر طريقي مابين حكومت اوكراين و معترضان وساطت كنند.
معترضان اوكرايني تلفيقي از شيوه هاي اعتراضي تايلند و شيوه هاي اعتراضي بهار عربي را به اجرا درآورده اند و عملا با اشغال و محاصره مراكز دولتي و اشغال ميادين اصلي شهرها اقتصاد شكننده اوكراين را بيش از پيش بسوي نابودي ميرانند.
روسيه پوتين راهي جز مذاكره و برگرداندن اوضاع به شرايط پيش از بسته هاي پيشنهادي ندارد و هرگونه شدت عمل بيشتر امكان جنگ داخلي و حمله به منافع روسيه در اوكراين و بخصوص لوله هاي انتقال گاز و نفت را بوجود خواهد آورد و در اروپا نيز هماهنگي و همصدايي در قبال جريانات اوكراين وجود ندارد. در اين وسط تنها آمريكاست كه در هردو صورت نفع خواهد كرد. در صورت پيروزي مخالفان و وجود اكسون بعنوان شريك اصلي كشور اوكراين در توليد و انتقال انرژي در اين قسمت نيز رگ خواب اروپاي ميانه بخصوص آلمان را در دست خواهد گرفت و عملا ناوگان درياي بالتيك روسيه و نقل و انتقالات نظامي روسيه را تحت رصد خود قرار خواهد داد و اگر در حال حاضر نيز اين امر را به صلاح نداند در قبال بازگشت به شرايط قبل از بحران امتيازهايي را خواهد گرفت كه مسلما مرتبط با خاورميانه خواهد بود.
سفر نا بهنگام لافروف به عراق . تقاضاي تعويق راي گيري شوراي امنيت در مورد مسائل روسيه از جانب مسكو. اعلام جهاد اقتصادي از طرف خامنه اي و عرّوتيزهاي سپاه و دارودسته رهبري . تشكيل دولت حديد لبنان و امتيازگيري مشخص جريان سعد حريري از حزب الله ناشي از سردرگمي كامل روس جوان در قبال مسائل جديد است.
به نظر ميرسد كه وقايع اوكراين بي ارتباط به سياست جديد آمريكا و دكترين تازه آن نباشد . دكتريني كه با ايجاد مناطق حائل در امتداد مرزهاي اسرائيل و اردن با سوريه. تجهيز نيروهاي مخالف سوري. امكان ايجاد مناطق پرواز ممنوع. مرتبط كردن مسائل موشكي و حمايت از تروريسم با مسائل هسته اي. ايجاد تنش فزاينده مابين كردها. سني ها و حكومت شيعه عراق. اجراي سياست فدراليزم در يمن و محاصره كردن تنها استان شيه نشين يمن(حوثيها) توسط استانهاي به تمامي سني. مذاكره پاكستان با طالبان. قلع و قمع اخوانيها در مصر و گوشمالي دادن اردوغان در تركيه در مراحل آغازين تاثيرگذاري خود است و به آنسويي روان است كه خاورميانه اي خالي از حكومتهاي ديني را بوجود آورد.
ميرود تا خاورميانه به دوران آرام خود بازگردد و مركز بحرانها به نواحي ديگري منتقل شود. سال جاري ميلادي سالي سرنوشت ساز براي همه كشورهاي خاورميانه خواهد بود.

م.ر    

۷ نظر:

  1. با تشکر از کژدم و م . ر گرامی که محیط بسیار پرباری را فراهم اورده اند

    پاسخحذف
  2. کژدم گرامی.
    با تشکر از اینکه مقاله ام را در وبلاگ منتشر نمودید ولیکن لازم میدانم که پانوشتی را به آن اضافه نمایم چون این مقاله بیست و چهار ساعت پیش از توافق اخیر در اوکراین مابین دولت و مخالفان نگاشته شده بود.
    قبل از هرچیز کلاه خود را به احترام ملت اوکراین از سر برمیدارم و به تمامی آنها چه مخالفین دولت و چه موافقین دولت تبریک میگویم که اجازه ندادند کشورشان در معرض خطر جنگ داخلی قرار گیرد.
    آنچه که در توافق اخیر بدست آمده بسیار با ارزش و تاثیرگذار خواهد بود که شمه ای از آن بشرح زیر است.
    - بازگشت ارتش و نیروهای امنیتی به پادگانها
    - نوشتن قانون اساسی جدید که قدرت رئیس جمهور را تقلیل داده و بخشی از قدرت وی را به مجلس و قوه قضائیه منتقل میکند
    - آزادی تمامی زندانیان سیاسی و کسانی که در جریانات اخیر بازداشت شده اند
    - انجام انتخابات جدید تحت نظر شورای مردمی و مجلس و شورای اروپا
    - تبرئه تیموشنکو و آزادی وی و بازگشت وی به صحنه سیاسی اوکراین
    تمامی اینها در شرایطی است که نه اتحادیه اروپا و نه آمریکا مایل به برهم زدن توافق قبلی خود با روسیه در اوکراین نبودند ولیکن فشار مردم باعث شد که روسیه تن به رفرمی بدهد که در دراز مدت متضرر واقعی خواهد بود.
    به هر حال اوکراین درسی است که ملت ایران باید از آن بیاموزد که شک دارم.
    اوکراین صحنه تقابلی بود که ملت خواستهای خود را هم بر آمریکا و هم بر اروپا و روسیه تحمیل نمود و نشان داد که صحنه خیابانهاست که قدرت واقعی را میسازد و نه حسن کلیدساز و روباه قشنگ و رهبر فرزانه.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      مردم اوکرائین نشان دادند که شایستگی ظهور به عنوان یک «ملّت» را دارند. مردم اوکرائین از انقلاب نارنجی خود آموختند که دست روسها و نوکران روسیه را تنها با حمله به مراکز کلیدی حکومت و تسخیر مراکز نظامی میتوانند تحقق بخشند.
      حاکمیت نوکر صفت اوکرائین که سر در آخور روسها داشت؛ پس از تسخیر انبارهای اسلحه توسط مردم و مسلح شدن مردم؛ مانند «سگ ترسیده» دُمش را لای پاهایش گذاشت و به خانهٔ اربابان روسی اش پناه برد.
      مردم اوکرائین تمامی تلاشهای نمایش قدرت ولادیمیر پوتین در بازیهای زمستانی سوچی را تحقیر نمودند و آنرا از صدر اخبار به زیر کشیدند و خودشان به خبرسازان جهانی و به عنهوان یک «ملت شایسته» تبدیل گشتند.
      نوکران حلقه به گوش روسها در ایران نیز میتوانند به چنین روزگاری مبتلا شوند و «مقعد مطهر خامنه ای فرزانه» در آینده میتواند در «مسکو» و یا یک دهکدهٔ دور افتادهٔ روسی ساخته شود.

      حذف
  3. dorood bar shoma kajdoume garami wa newisandehe maghale. yek chizi ke in rooz-ha az nazar door mandeh awaz-shodane Soltan Bandar dar Saudi bood. aya in alamati az tarafe Saudi pish az anjame safar Obama be Saudi nist? neshan az in nist ke Obama hanooz daste-bala ra dar rabeteh ba Saudi-ha darad? wa hanooz hegemoniye khod ra bar Saudi-ha dikteh mikonad? midanam in matlabe rabte kami be bahse shoma darad amma chunke sohbat az taghirate jarfi dar khaware-mianeh shode bood, goftam in mozoo ra onwan konam.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      اتفاقاً این پرسش نه تنها بی ربط نیست؛ بلکه بسیار هم مربوط است. این امر واضح است که آمریکا تواناییها و پتانسیلهایی دارد که که هیچ کشوری و حتی مجموعه ای از کشورها هم از آن برخورداد نیستند و به همین دلیل است که آمریکا یک ابرقدرت است. اما مسئله این است که هم «تیم جورج بوش» و هم «تیم اوباما» هر دو ناتوان عمل کرده اند و بخش وسیعی از پتانسیلها را یا از دست داده (توسط دولت بوش) و یا اینکه به خاطر روحیهٔ فرار نمیتوانند از آن استفاده کنند (تیم اوباما).
      این امر هم مشخص است که عربستان سعودی قدرت و پتانسیل بسیار محدودی دارد؛ اما میتواند با کوچه دادن به قدرتهای دیگر باعث ایجاد مزاحمتهای بسیار جدی برای آمریکا شود.
      در رابطه با کنار رفتن سلطان بندر نیز باید بگویم که شاید تاکتیکهای عربستان سعودی در حال تغییر هستند و شاید هم سلطان بندر توانسته است زیرساختهای بازیهای آینده را پی ریزی نموده و کنار گذاشته شده و یا کنار رفته باشد. اما هنوز نمیدانیم که سلطان بندر به کجا رفته است؟ آیا به حرمسرا؟ به آشپزخانه؟ رفته است و یا اینکه کارهای دیگری را بر عهده گرفته است و یا اینکه لازم است از نظرها غایب باشد؟ پاسخ بخشی از این پرسشها پس از ملاقات اوباما و سلطان عربستان داده خواهد شد. اما به هر حال نشانه هایی در سوریه به چشم میخورد که آمریکا و عربستان در رابطه با تسلیح مخالفین مسلح رژیم اسد به توافقهای مهمی دست یافته اند و فرستاده شدن صدها تن از فرماندهان سپاه پاسداران به سوریه و سربازگیری گرانبهای حزب الله نشان از درگیریهای شدید در آینده ای نزدیک دارد و عربستان سعودی و آمریکا و اسرائیل به یک نتیجهٔ مشترک رسیده و در حال هماهنگ کردن حملات شدیدی به مواضع جبههٔ بشار اسد میباشند.
      اما آنچه که مهم است و از نظرها دور نگاهداشته میشود. گفتگوهای آمریکا با پاکستان است که بخشی از آن مربوط به سلاحهای هسته ای سفارش داده شده توسط عربستان سعودی است.

      حذف
  4. دوست گرامي
    سلطان بندر به وظيفه خود كاملا عمل نمود و آن اثبات اين واقعيت بود كه نتيجه بي عملي هاي اوباما چيزي جز رشد و تقويت آدمخواران اسلامي نخواهد بود و دكترين اوباما به درد وضعيت امروز خاورميانه نمي آيد.
    تغيير دكترين سياست خارجي آمريكا در خاورميانه كه به نظر من بر اصل ايدئولوژي زدايي بنا گرديده خاصيت وجودي سلطان بندر را از بين برد و توافق آمريكا با عربستان و اسرائيل در مورد تسليح مخالفان اسد كه با سفر امير نايف وزير كشور سعودي و جانشين امروز سلطان بندر انجام گرفت بر لزوم عدم تسليح گروههاي اسلامي در سوريه و تضعيف آنها شكل گرفته كه در اين حالت نيز پدرخوانده اين گروهها يعني سلطان بندر مي بايد ناپديد شود. تغيير سلطان بندر به بهانه بيماري وي و همينطور تغيير رئيس ستاد ارتش آزاد سوريه و بركناري ژنرال ادريس ميتواند همه و همه از ايت تغيير سياست ناشي شده باشد.

    پاسخحذف
  5. با درود به جناب م.ر
    من مدتهاست که نظرات شما را در زیر مقالات کژدم مطالعه میکنم، بنظر بنده شما از پتانسیل بالایی برای راه اندازی یک وبلاگ با محتوای سیاسی برخوردار هستید.
    باعث خوشنودی این حقیر هست که مطالب بیشتری از شما را مطالعه کنم .
    با امید به دیدن مفالات و تحلیل های شما در دنیای مجازی ، موفق و پیروز باشید.

    پاسخحذف