ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۷, شنبه

راههای مقابله با زیاده خواهی های روسها

زمانی که روسیه نیروهای نظامی خود را با لباس بی نام و نشان نظامی ارتش روسیه و به عنوان نیروهای ناشناس به شبه جزیرهٔ کریمه فرستاد  و پوتین آنها را نیروهای محلی کریمه نامید که این لباسها را از هرجایی خریده اند؛ دری را باز کرد که اگر چه نخستین افرادی که از این در گذشتند؛ سربازان روسیه بودند؛ اما زمانی که دری باز میشود؛ برای تمامی طرفها باز میشود و حتماً کسانی پیدا خواهند شد که لباسهای نظامی و بدون نام و نشان روسیه را از بازار  (هر جایی) بخرند و نیروهای روسی را مورد تهاجم قرار دهند. همانگونه که در نوشتهٔ پیشین گفتم؛ تنها مطلب بدرد بخور در سخنان آقای کیسینجر این جمله بود که «مرزهای روسیه امن نیستند».
این جمله میتواند به عنوان یک تهدید و یا نسخه ای برای ایجاد تهدیدهای میدانی در مرزهای گستردهٔ روسیه به شمار آید و در واقع دکترین اصلی پیشنهادی کیسینجر برای مقابله با روسیه باشد و بقیهٔ سخنانش تنها پوششی برای رسانیدن این پیغام اصلی به پوتین کبیر بوده است. جمهوری های ازبکستان؛ قزاقستان؛ داغستان؛ترکمنستان؛  آذربایجان و چچن و گرجستان میتوانند بستری برای کشاندن روسها و پوتین کبیر؛ به یک جنگ فرسایشی باشند. تاتارهای شبه جزیرهٔ کریمه و سایر تاتارهای ساکن در جمهوریها و فدراسیون روسیه این پتانسیل را دارند که به جنگهای چریکی گسترده ای بر علیه منافع روسیه در سراسر فدراسیون روسیه دامن بزنند. ترکیه عثمانی؛ در انتخابات آینده شاهد پیروزی طرفداران «جنبش خدمت» خواهد بود که یک جریان همسو با عربستان سعودی و کاملاً ضد شیعی است و حزب توسعه و عدالت اردوغان را به همدستی با حکومت شیعی - صفوی حاکم بر ایران و دزدی و غارت ترکیه متهم می نماید. در صورت تغییر معادله در ترکیهٔ عثمانی؛ «جنبش خدمت» میتواند نیروهای «سلفی - جهادی» را که در جیب ارتش و سازمان اطلاعات ترکیه (میت) دارد را روانهٔ جمهوری های  آسیای میانه نموده و به طور طبیعی پس از سرنگونی حزب اخوان المسلمینی «عدالت و توسعه» و به روی کار آمدن طرفداران «فتح الله گولن»؛ روابط ترکیهٔ عثمانی وعربستان سعودی بهبود خواهد یافت و عربستان سعودی اعتبار به خاک مالیدن پوزهٔ روسها در افغانستان را در سبد اعتبار خود دارد.
اگر حاکمیت «قطر» که اخیراً از طرف عربستان سعودی به حمایت از القاعده و داعش و اخوان المسلمین و حوثی های یمن متهم شده است؛ لابد کشورهای غربی نیز به این امر واقف هستند؛ لذا پرسش این است که چگونه میشود که حاکمیت قطر همچنان به کار خود ادامه میدهد و غرب هیچ حرکتی بر علیه حاکمان قطر انجام نمیدهد؟ پاسخ احتمالی میتواند این باشد که نیروهای سلفی - جهادی؛ هنوز ارزش خود را از دست نداده اند و میتوانند به مسیرهای گوناگون هدایت شوند. از سوی دیگر نیروهای سلفی - جهادی ثابت کرده اند که جنگجویان بسیار خوبی هستند؛ اما قادر به سازماندهی یک حکومت نیستند و این امر ارزش این نیروها را چند برابر میکند.
اگر میگویند که ۶۰ درصد جمعیت شبه جزیرهٔ کریمه را روسها تشکیل میدهند؛ معنی دیگر آن این است که ۴۰ درصد جمعیت کریمه روس نیستند و اگر جنگهای پارتیزانی در کریمه کلید بخورد؛ خواهد توانست از پشتیبانی آن ۴۰ درصد برخوردار باشد. اما اگر جنگهای پارتیزانی آغاز شوند؛ آن بخش از روسها که تنها در تظاهرات خیابانی و رای دادن تحت حمایت روسها احساس قهرمانی میکنند؛ با آغاز جنگهای چریکی در افکار خود تجدید نظر خواهند کرد. اما گذشته از این احتمالات؛ اگر جنگهای پارتیزانی در کریمه آغاز شود؛ شریان اقتصادی صدور گاز روسیه به شدت آسیب خواهد دید.
اگر تحریمهای اقتصادی اروپا و آمریکا را نیز بر این معادله اضافه کنیم؛ پوتین کبیر در مدتی نه چندان طولانی همان جام زهری را که خمینی ملعون نوشید و اکنون خامنه ای فرزانه در حال نوشیدن جرعه جرعهٔ آن است را خواهد نوشید.
دشمن دشمن شمالی ایران میتواند به نفع ایران باشد؛ به شرطی که ساکنین ایران بتوانند کنترل ایران را از دست نوکران روسیه (حکومت آخوندهای انگل) خارج سازند. 

کژدم

۸ نظر:

  1. كژدم گرامي
    از نظر من خدمتي را كه پوتين به دكترين سياست خارجي آمريكا نمود تمامي دست اندركاران سياسي و نظامي و اطلاعاتي آمريكا قادر نبودند كه با صرف ميلياردها دلار هزينه و به اين پاكي به انجام رسانند.
    - از ديدگاه سياسي اين عمل پوتين سبب ايجاد عدم اعتماد سياسي به روسيه حتي در ميان نزديكترين متحدانش گرديده و اينرا ميتوان بوضوح از اظهارنظرهاي كشورهاي آسياي ميانه وهم پيمانان پوتين در اين منطقه دريافت.
    آذربايجان. گرجستان. قرقيزستان. تاجيكستان به وضوح از اوكراين پشتيباني نموده و عمل پوتين را در حمله به كريمه تقبيح نموده اند. تركمنستان و قزاقستان در اظهارنظرهاي رسمي از مذاكرات و يافتن راه حل سياسي جهت رفع اين بحران صحبت مينمايند وليكن در روزنامه ها و اظهارنظرهاي كارشناسي عمل پوتين را بمنزله خطري بنيادين در كشور خود ارزيابي كرده اند و بخصوص قزاقستان كه در چهار استان همجوار با روسيه كه داراي هفتصد كيلومتر مرز مشترك با روسيه است. اعلان صدور پاسپورت روسي براي روس تباران كشور خود را كه از طرف روسيه عنوان گرديده محكوم و آنرا مستمسكي براي دخالتهاي آتي روسيه پنداشته اند .بلاروس و ارمنستان از هرگونه اظهارنظري خووداري نموده اند
    چين به عنوان شريك اصلي سياستهاي پوتين لااقل در خاورميانه از تاييد عمل روسيه خودداري كرده و توصيه نموده كه از طريق مذاكره با مقامات اوكراين مسئله كريمه حل گردد.
    تنها رهبر سياسي كه عمل پوتين را تاييد كرده بشار اسد در سوريه است و امام حسن حتي جرات اظار نظر در اينمورد را ندارد.
    از نظر سياسي عمل پوتين و تاييد آن از جانب جامعه بين الملل ميتواند مشكلات بسياري را براي كشورها بوجود آورد. اگر روس تباران كريمه با شصت درصد تركيب جمعيتي ميتوانند ادعاي جدايي از اوكراين را داشته باشند و روسيه از اين مسئله پشتيباني مينمايد پس ميتوان اين روال را به ديگر نقاط جهان نيز تسري داد. كردهاي تركيه و عراق و سوريه با تركيب جمعيتي بيش از نود درصد در مناطق كردنشين ميتوانند از فردا اعلام حكومت نمايند. بلوچهاي ايران و پاكستان و افغانستان نيز بايد كشوري جداگانه را درخواست نمايند. تبتي ها و اويغورها نيز بايد بتوانند كشوري براي خود داشته باشند چون تركيب جمعيتي آنها در مناطق خود حتي بيش از هشتاد درصد است و...و...و...
    - از نقطه نظر نظامي عمل پوتين سبب آمدن نظاميان آمريكا در مرزهاي روسيه گرديد. اگر قرار باشد كه با درخواست كمك فردي روسي تبار نيروهاي روسيه به كريمه اعزام شوند پس عمل آمريكا در اعزام نيرو به كشورهاي لهستان و ليتواني و استوني و لتوني و بر اساس درخواست دولتمردان اين كشورها عملي قانوني تلقي خواهد شد. از طرفي اين عمل روسيه به تمامي طرفداران تز مدارا با شرق در اتحاديه اروپا را به عزلت رانده است. درخواست دبير كل ناتو براي افزايش بودجه نظامي اين نيروها و همچنين پيوستن جناح كشورهاي اروپاي شرقي به جناح طرفدار آمريكا در پيمان ناتو از مسائلي است كه از همين حالا نيز كشورهايي چون آلمان و بلژيك و اتريش را در موضعي ضعيف قرار داده است.
    - از ديدگاه اقتصادي روسيه جز ضرر چيزي عايدش نشده است. بودجه لازم براي اداره كريمه چيزي بيش از سه ميليارد دلار در سال است و اين مسئله جدا از هزينه هاي لازم جهت تامين خدمات زيربنايي است. از سويي عمل روسيه سبب تحرك شديد اروپا در مورد يافتن جايگزيني براي نياز اروپا به گاز روسيه است و پروسه اي كه مي بايد در سال 2020 تكميل ميشد در اولويت اول كشورهاي اروپايي قرار گرفته است.
    تقاضاي سناتورهاي آمريكايي جهت تحريم تكنولوژيك روسيه عمدتا به بخشهاي انرژي اين كشور برميگردد و شامل ممنوع كردن شركتهاي آمريكايي در توسعه ميادين گازي و استخراج گاز از منابع غير متعارف است كه هم اكنون اكسون به اينكار در روسيه اشتغال دارد. اين موضوع شامل تمامي تجهيزلت مربوط به اين مورد ميگردد و به عبارتي صنايع نفت و گاز روسيه را دچار مشكلي بسيار بزرگ خواهد كرد به نوعي كه در ايران شاهد هستيم.
    به نظر ميرسد كه تازه عمق مسئله براي كارشناسان روسي نيز مشخص گرديده و اعلان گروه مشاوران پوتين در مورد لطمات اقتصادي ناشي از بحران كريمه و مصاحبه كارشناسان روسي در شبكه هاي مختلف همگي مويد اعتراف به اشتباه پوتين در بروز اين بحران است.
    تغيير لحن پوتين و صحبت از مذاكره با غرب نه با دولت اوكراين ميتواند به منزله تلاش براي رهايي از اين بحران تلقي گردد.

    پاسخحذف
  2. عروس خانم که تهر ان تشریف دارند ماه عسلم قراره برن اصفهان اگه یه بار شنیدی که کتی تغییر نام داده و شد کتایون اصلا تعجب نکن ..ولی با وجود لابیهای قدرتمند اسراییل و عربستان این سناریوی شما هم دور از دهن نیست ترکیه هم که از تاتارهای کریمه حمایت کرده اگه این سناریتون واقعی باشه معلوم میشه که چه قدر نگرانیهای اغا زیاده بنده خدا قبلا فقط نگرانی فرهنگی داش

    پاسخحذف
  3. اين آقاي پوتین ديروز تمام کلاهک هاي اتمي اوكراين را بلعيد، امروز مدعي خود اوكراين هم شده است. طي 8 سال گذشته جيب ما که رفيق گرمابه و گلستانش هستيم رو خالي کرد و فقط با قسمي از آن، المپيک زمستاني 51 ميليارد دلاري راه انداخت. همين آقا بود که يک تنه پشت سوريه ايستاد، امروز مصر کال مارجين شده و به فروش گذاشته شده توسط آمريكا را مي خرد. این آقا عادت دارد بر و بچه هاي کر و کثيف محله را دور و بر خود جمع کند. فلذا برعكس کدخدا که هم خودش شيک و اطو کشيده است و هم همه اعوان و انصارش، به اين سادگي ها ضربه پذير نيست. يكي دو سال پيش يكي از مقامات سعودي گفت ايران حكم گاو وحشي و خشمگيني را دارد که وسط يک بلور فروشي ايستاده است! حالا قصد بمب تركاندن داريد بسم الله!
    البته موضوع به سادگي آنچه من و شما مدعي طرح آن هستيم نيست. زيادي پي آن را بگيريم و بگيرند به تكرار جنگ جهاني اول مي انجامد که به نوعي انجاميده است!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      آن گاو وحشی الآن توی بربختی دست و پا میزنه. ۵۵۰ میلیون دلار رو طوری به مردم نشون میده که گویی گویا مبلغ خیلی بزرگی است. در نوشته های چند ماه پیش بعد از توافق ژنو نوشتم که داراییهای آزاد شده ای که قرار است به صورت اقساطی به رهبر فرزانه بدهند؛ قرار نیست که هرچیزی که خواستند باهاش بخرند و باید خریدهایشان از طرف آمریکا تأیید شود و آمریکا میخواهد اقتصاد رژیم را مدیریت کند. دیروز یکی از لاتهای بی سر و پای رژیم که نمایندهٔ طویلهٔ شورای اسلامی است و وبسایت «الف» را میگرداند (توکلی) تازه دوریالیش افتاده است که آمریکا در حال تحقیر رژیم است. نگران مصر نباشید؛ نگران ایران . ساکنین آریایی نژاد باهوش و شیعه مسلک ضریح لیسش باشید که رژیمش که ۳۵ سال همیشه پیروز بوده است و اکنون به بدبختی و پیسی افتاده و برنجهای آلوده و کپک زده و محصولات آشغال چین را باید بخرد. تا یک سال دیگر چیزی به جز پوست و استخوان از آن گاو وحشی به جای نخواهد ماند. جنگ جهانی را این وبلاگ سازماندهی نمیکند؛ این جنگها را در اطاقهای فکری که معلوم نیست کجا هستند؛ برنامه ریزی و سپس سازماندهی و عملیاتی میکنند. در این رابطه که روسها و رژیم اسلامی ارازل و اوباش را دور خود جمع میکنند شکی نیست. مطمئن باشید که ماجرای روسیه نیز به همان شیوهٔ خلیج فارس حل خواهد شد. یعنی رژیم اسلامی (همان گاو وحشی دو سال پیش) که آنهمه هارت و پورت و عربده میکشید؛ نتوانست حتی یک موشک شلیک کند و یا تنگهٔ هرمز را ببندد. اگر در زمان احمدی نژاد همهٔ تبلیغات بر روی «قلّه های پیشرفت» و تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه با ابزار لوله کشی متمرکز شده بود؛ اکنون همان شیوه های تبلیغاتی و خر رنگ کنی در جهت پیروزیهای دولت امام حسن مهندسی شده و بزرگ نمایی های دروغین اموال آزاد شده بکار میروند. قهرمان نماییهای پوشالی دولت امام حسن مهندسی شده را باید همطراز عربده کشی های دولت احمدی نژاد به حساب آورد. مصر هرگز از نظر اقتصادی؛ کشور قدرتمندی نبوده است و بخشی این بدبختی را اخوان المسلمین برایشان ه ارمغان آورده است. اما ایران در ۳۵ سال پیش؛ از نظر اقتصادی هم قدرتمند و هم در حال پیشرفت بود و در طی این ۳۵ سال حکومت «آیین تباهی» به چنین روزی افتاده است.
      اینرا هم مطمئن باشید که جنگ جهانی به راه نخواهد افتاد و روسها تحقیر خواهند شد؛ همانطوریکه رژیم شیعه مسلک حاکم بر ایران در حال تحقیر شدن است.

      حذف
  4. PURE BULLSHITلازمه دموکراسی تن دادن به نتیجه انتخابات است مگر آنکه انتخابات سالم نباشد که در همان زمان هم باید به آن اعتراض کرد
    در اوکراین جماعتی به خیابان‌ها آمدند در اعتراض به حکومت، که چرا با روسیه معامله کرد نه اتحادیه اروپا . بعد هم خبرگزارهای ارتباط جمعی غرب تمام جهان را پرکردند.
    این ماجرا در مصر نیز پیش آمد . در ونزوئلا نیز بار دوم در حال شکل گیری است. برای داوری در این موارد نخست چند نکته باید روشن شود
    ۱- آیا این حرکت‌ها مردمی است یا ساخته غرب؟ من برآنم که مردمی است.
    ۲- آیا دولت مورد اعتراض در اثر سیاست‌های نادرستش خشم این مردم را برنیانگیخته است؟ پاسخ مثبت است
    اما یک سوال
    چرا این قیام‌ها در زمان و مکانی اتفاق می افتد که غرب از آن نظام ناراضی می شود؟
    برای روشن شدن این موضوع یک ایرانی نخست باید از زاویه ایران به مسئله نگاه نکند، زیرا هیچ یک از این سه مورد مشابهتی با ایران ندارد؛ بعدا توضیح میدهم .
    میدانم که خشم مردم از حکومت ایران آنان را دچار سوء تفاهم می کند و هر گردی را گردو می بینند. برای تفهیم بهتر، مورد اوکراین را در نظر می گیرم و جابجا به موارد دیگر اشاره می کنم.
    چگونه می شود که در حالی که حرکت مردمی است اما ناسالم و ضد دمکراتیک و غیر مردمی است. چه گونه است که حرکات به ظاهر دموکراتیک منجر به مرگ دموکراسی می شود.
    در اوکراین در سال ۲۰۱۰ در انتخاباتی کاملا آزاد کاندیدایی که علیه قهرمانان انقلاب نارنجی بود با ۵۲ در صد آرائ برنده شد. واین با چند درصد تفاوت معمول عموم انتخابات جهان است . پس حدود ۴۸ درصد آقای یاکونویچ را قبول نداشتند . و باز مثل عموم کشورها، بخش وسیعی از این نارضایان، برنده را موجودی خطرناک و ویرانگر می دانند. این جماعت در آمریکا کمی بیش از سی درصد مردم است. در اوکراین این درصد بیشتراست. به ویژه طرفداران حزب اولترا ناسیونالیستی که آشکارا با پرچم نازی در تظاهرات می آیند و بسیاری از آنان مسلح هم هستند.
    بنابراین همه جا نزدیک به نیمی از جامعه خواستار برکناری رئیس جمهورهستند. در میان اینان رهبران سیاسی جویای قدرت و جویندگان شهرت هم کم نیستند. و این آخری بلای جان این ملت‌ها است، زیرا هر فرد و جمع جاه طلبی میداند که اگر خواسته‌اش با غرب همسو باشد یکشبه شهرت جهانی می یابد. بگذرم که سیل حمایت‌های اقتصادی و سیاسی هم به دنبال خواهد آمد.
    از سویی رسانه‌ها که در اختیار غرب است، به راحتی می توانند افکار عمومی را فریب دهند و به قول معروف گنجشک را رنگ کرده و به اسم قناری بفروشند. یکشبه کسی که قرار است از سمتش عزل شود، می شود دزد نابکار ثروت ملی. از جمله در اوکراین کاخ باشکوه رئیس جمهور یاکونویچ نشان داده میشود، بی‌آنکه بگویند این کاخی است قدیمی نه کاخی که او در طول سه سال حکومتش توانسته باشد بسازد. صحبت آن نیست که او ثروت اوکرین را دزدیده یا نه، بلکه صحبت از یک سری اتهام اثبات نشده است و محکوم کردن در تلویزیون‌ها بجای بررسی قانونی. و کیست که نداند که در سیاست هزاران اتهام بی‌اساس می تواند زده شود.
    یا دولت اخوان المسلمین را دولتی متعصب و بنیاد گرا معرفی کردند . دولتی که شباهت بسیاری به دولت بازرگان داشت. کابینه‌اش ائتلافی بود و اعضا اخوان المسلمین در آن در اقلیت بودند. اختلاف مرسی با سلفی ها بر سر آن شروع شد که وی تن به خواسته‌های افراطی این گروه مسلمان بنیادگرا نداد. ایرانی‌ها که از همه بیشتر بر خطا رفتند و حکومت مرسی را از نوع ولایت فقیه دانستند.
    جالب آن که کسی نگفت که سلفی‌های بنیادگرا، آلت دست عربستان سعودی چگونه در صف اپوزیسیون لائیک قرار داشت. و چگونه ارتش سرکوبگر مبارک مدعی نجات آزادی در مصر شد. در حالی که اخوان المسلمین در زمان حکومتشان نه مانع آزادی بیان شدند و نه مخالفین را زندان کردند، اما ارتش مدافع آزادی کاری کرد که روی حکومت استبدادی حسنی مبارک را سفید کرد.
    ادامه در پایین

    پاسخحذف
  5. ناشناس گفت...
    همه می دانند اوکراین دارای دو بخش است : کی یف طرفدار اروپا و کریمه طرفدار روسیه . و کسی نمی پرسد چگونه معترضین کیف، منطقه‌ای که به اروپا دلبستگی دارد، خواستار برکناری رئیس جمهور تمام اوکراین شد و چون میدانستند از طریق صندوق رای نمی توانند، بر آن شدند که با تظاهرات خیابانی و جلوه در تلویزیون‌ها به مقصود برسند. مگر مردم اوکراین یوشچینکو را که قهرمان انقلاب نارنجی در سال ۲۰۰۴ بود و مورد علاقه مردم بخش کی یف بود در انتخابات ۲۰۱۰ رد نکردند و یاکونویچ را بر نگزیدند؟
    آیا جمعیت جلو دور بین بیانگر خواست همه مردم است یا یک جوسازی؟ با چه معیاری این جمع اکثریت مردمند و نه حد اکثر آن ۴۸ در صد ناراضی؟ در مصر هم گفتند ۱۱میلیون‌ مخالف حکومت بودند، در حالی که میدان تحریر که مرکز توجه رسانه‌ها بود تنها ۲۵۰ هزار نفر جای دارد. رقم میلیون‌ها ازکجا آمده بود که اپوزیسیون گفت ۱۱ میلیون و بعد پرنسس بندر از عربستان گفت ۲۱ میلیون و بعدها برخی از رسانه‌ها نوشتند سی میلیون! و کسی نگفت پس کجا رفتند جمعیتی که در مدت یک سال سه بار به مرسی و خواسته‌هایش رای دادند. مگر جمعیت مصر چقدر است که سی میلیون آن در مخالفت با مرسی به خیابان آمدند؟
    در اوکراین مگر یاکونویچ در اثر فشار اپوزیسیون و پا در میانی چند کشور از جمله لهستان حاضر به پذیرش دوخواسته اصلی معترضین نشد. یکی باز گشت به قانون اساسی سال ۲۰۰۴ که در آن قدرت ریاست جمهور محدودتر و اختیارات نخست وزیر بیشتر بود. مهمتر از آن انتخابات پیش رس را پذیرفت و قرار شد چند ماه بعد یعنی ماه می انتخابات جدید صورت بگیرد. پس چرا افراطیون اپوزیسیون که رسما خود را طرفدار نازی‌ها اعلام می کنند خواسته جدیدی را مطرح کردند و گفتند نه ما میگوئیم منتخب مردم باید همین حال از مقامش بر کنار شود. بعد هم اکثریت اپوزیسیون تحت تاثیر جو و القائات اروپا و آمریکا کم کم با این خواسته غیر قانونی همراه شدند.
    و این نخستین بار نیست که جمع کوچک و مصمم موجی می سازند و دیگران از ترس عقب نماندن یکی یکی به آنان می پیوندند و بهمنی راه می افتد. عموم اعضای کنگره در آمریکا می گویند ما برخلاف میل اولیه و عقلمان با جوی که نئو کان‌ها ساختند با حمله به عراق موافقت کردیم. در ایران عموم سیاستمداران و علما امروز می گویند ما و حتی امام مخالف ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر بودند اما در آن جو کار دیگری جز همرنگ شدن با غوغا سالاران نداشتند.
    البته در این مرحله دیگر غرب سرمست آشکارا وارد میدان شد تا جایی که آمریکا کاندیدای خود را تعیین کرد و سناتور مک کین و کریستوفر مورفی از آمریکا به اوکراین رفتند تا در تظاهرات شرکت کنند و خانم ویکتوریا نولند معاون جان کری در امور اروپا- ‌آسیا در جواب سفیر آمریکا که گفت اروپائیان به ویژه آلمان کس دیگری را برگزیده و ناراحت می شوند گفت به قول معروف به درک!
    ادامه در پایین

    پاسخحذف
  6. مقایسه با ایران

    گاه من شاهدم که حتی فعالین صادق سیاسی ما هم فریب این صحنه سازی‌ها را می خورند و با تجربه سرکوب جنبش سبز در چاله رسانه‌ها ی غرب می افتند، بی‌آنکه توجه کنند در مصر ارتش و سلفی‌ها بدنه اصلی اپوزیسیون را تشکیل داده و به جنگ دولتی رفتند که در یک انتخابات سالم و بی‌تقلب برنده شده بود؛ در حالی که در ایران نیروی نظامی در مقابل جنبش سبز بود، جنبشی که مدعی بود حکومت رای آنها را دزدیده است.
    در اوکراین نیز این تظاهر کنندگان بودند که بر علیه منتخب مردم حرکت کرده بودند و بعد هم که یاکونویچ تجدید انتخابات را پذیرفت اینان به تحریک حزب افراطی دلبسته هیتلر زیر تعهد خود زدند و حاضر به انتخابات نشدند، چون بر مبنای نظرسنجی‌ها می دانستند که می بازند. در حالی که در ایران رهبران جنبش سبز هیچگاه از پذیرش رای اکثریت سر باز نزدند و جنبش با شعار "رای من کو" اعلام می کرد که حاضر به پذیرش قانون و خواست اکثریت است. لذا زمانی که آقای محتشمی گفت برای بررسی آرا قرار است یک کمسیون هفت نفره مرکب از نمایندگان کاندیداها، شورای نگهبان ، قوه قضایی و علما تشکیل شود رهبران جنبش پذیرفتند اما ولی فقیه و ایادی‌اش از پذیرش آن سرباز زدند. این قانون پذیری جنبش سبز چه وجه اشتراکی با قانون ستیزی معترضین خبابانی اوکراین دارد؟

    کلام پایانی

    لازمه دموکراسی تن دادن به نتیجه انتخابات است مگر آنکه انتخابات سالم نباشد که در همان زمان هم باید به آن اعتراض کرد، و الا در میانه راه نمی توان جر زد. دوربین‌ها نشان میدهند جماعت بزرگی در چند شهر بزرگ بر علیه دولت برخاسته اند، اما ما معیاری نداریم که معلوم کنیم اینان اکثریت مردم کشور هستند. بعد هم سیاست‌های دولت‌ها گاه در کوتاه مدت ممکن است بسیار نامحبوب باشد لذا دولت منتخب باید بتواند در محدوده قانون سیاستگزاری کند. آقای مارونی نخست وزیر کاندا در اوایل دهه هشتاد محبوبیتش به ۹ در صد رسید. با همین ملاحظات است که در یک دموکراسی نه تنها انتخاب برای زمانی محدود است، بلکه حتی حق تعداد دفعات انتخاب شدن هم محدود است تا قدرت متمرکز نشود. لذا حکومت‌های غیر دموکراتیک از پذیرش این محدودیت‌ها سرباز می زنند . رهبر را غیر انتخابی می کنند از جمله شاه یا ولی فقیه‌اش می خوانند و یا مثل سوریه و حکومت پیشین مصر رئیس جمهور را با انتخابات ناسالم رییس جمهور مادام العمر می کنند.

    نتیجه گیری

    تن دادن به یک حکومت نادرست برای مدت محدود بسیار سالمتر و کم خطرتر از سرنگونی یک حکومت منتخب با عواقب خونبار پس از آن است . اگر بجای قانون، خیابان تعیین کننده سرنوشت کشور شود هر کس از گوشه‌ای می کشد. نیروهای داخلی هر یک نظری دارد و کشورهای همسایه و ابرقدرت‌ها هر یک به حمایت آلت دست خود سعی به دخالت می کنند. آشفته بازاری که به قول معروف سگ صاحبش را نمی شناسد . همه کس میداند که در چنین شرایطی صدها گروه با دهها نظر میدان دار می شوند که هرکس راه و روش خود را بهترین می داند و چه مشتها که به هوا بلند نمی شود و چه کف‌ها که بر لب‌ها آورده نمی شود.
    بنابراین فارغ از آن که سیاست یاکونویچ در نزدیکی به روسیه درست است یا غلط؛ فساد مالی واقعیت دارد یا بزرگ نمایی دشمنانش است؛ حکومت مرسی در مصر به دنبال اجرای قوانین شریعت بود یا نه؛ حماس حزبی ارتجاعی و متعصب است یا نه؛ دولت مادورو در ونزوئلا سیاست‌های ویرانگر اقتصادی دارد یا نه؛ با غوغاسالاری خیابانی نمی بایست دولتی را به زور از مقامش به زیر کشید. مگر آن که یا حکومت انتخابی نباشد یا امکان اعتراض به مخالفینش ندهد و اعتراض قانونی مخالفانش را با گلوله و زندان و شکنجه را سرکوب کند.
    این گونه سرنگونی در الجزیره فاجعه به بار آورد. صدها هزار کشته و پس از یک دهه هنوز نابسامانی سنگین. در فلسطین غده چرکینی شد و باور به انتخابات را در دلها میراند. وقایع مصر باعث شرم آن کشور شد. اوکراین آبستن وقایع خونین است. یک نمونه نیست که این سرنگونی های به کمک رسانه‌ها یا سرکوب نظامیان سودی داشته باشد.
    دوستی می گفت در ونزوئلا مردم حق دارند به خیابان بریزند و مادورو رئیس جمهور را عزل کنند زیرا در اثر سیاست‌های او و چاوز اقتصاد ونزوئلا ویران شده است. گفتم چرا یک نفر در آمریکا زمان بوش نیامد بگوید که باید تظاهرات کنیم و او را از ریاست جمهوری بیندازیم . کسی که با سیاست اقتصادی اش آمریکا را ورشکسته کرد و با دو جنگ بی‌حاصل به اعتبار آمریکا در جهان بشدت صدمه زد . درچنین نظامی راه خلع دولت خطاکار هم قانونی است، نه با شعارهای خیابانی و جوسازی . این نوع جنبش‌های خیابانی نه در خور حکومت دموکراتیک، بلکه مناسب حکومت‌های مستبد و غیر انتخابی است

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      نخست آنکه تمامی اندیشه های شما مزخرفات است و بحث کلامی آخوندی.
      چه کسی گفته است که انتخابات آزاد یعنی دموکراسی؟
      چه کسی گفته است که آزادی بیان یعنی دموکراسی؟
      دموکراسی یعنی حاکمیتی که حقوق اساسی مردم در آن به رسمیت شناخته شده و عملی شده باشد.
      دموکراسی این نیست که شما حق دارید برای رسیدن به حقوق اساسی خود مبارزه کنید... آزادی مبارزه آنهم در سطح رای دادن یک فریب است. نام چنین حاکمیتهایی حاکمیتهای «لیبرال» است و نه دموکراتیک.
      شما اگر در مستراح آزادی بیان و انتخابات کاملاً آزاد و بدون تقلب را بیندازید؛ تنها یک کرم مستراح انتخاب خواهد شد. باور نمیکنید؟ به افغانستان و غزّه و عراق مراجعه کنید. یا به همین ایران شیعه زدهٔ بدبخت.
      مشکل شما و موجوداتی مثل شما (شبه روشنفکران کلامی» این است که فرق دموکراسی با لیبرالیسم را یا نمیفهمید و یا اینکه با بندبازی کلامی میخواهید قورباغه را به جای قناری بفروشید. مشکل شما مقایسهٔ روسیه با آمریکا و اروپاست؛ در حالی که هر دوی این شیوه های تفکر برای «خر رنگ کنی» هستند. شاید بپرسید که پس نظر من چیست؟ من نظرم را در سلسله مقاله های «گفتگویی از نوع دیگر» بیان کرده ام. لیبرالیسم را «شارلاتانیسم» سیاسی اقتصادی؛ اجتماعی میدانم و شیوهٔ کمونیستی و زوسی و مذهبی را «ادارهٔ خوکدانی» میشمارم و «دموکراسی» را به عنوان «دوران گذار» از جامعهٔ کنونی به سوی «ظهور جامعهٔ انسانی» میشمارم. در نوشتهٔ شما آنچه که موج میزند «طرفداری از روسیه» و دشمنی با «غرب» است ولی از نظر من «در نهایت» هر دو سر و ته یک کرباسند. اما چون سیستم روسی امتحان خود را با بجا گذاشتن جمهوریهای عقب مانده پس داده است؛ به «موجودات انسان نما» پیشنهاد میکنم که شاید کورسویی در «لیبرالیسم» یافت شود؛ اما در سیستمهای روسی و چینی . کرهٔ شمالی و جمهوری ننگین اسلامی؛ راهها به مستراح و خفگی در مستراح می انجامد.

      حذف