ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۱۵, یکشنبه

همه به ریش قاسم سلیمانی میخندند

شعار دادن چیز بدی نیست؛ گاهی راهنمای راه آینده است و گاهی دردهای توان فرسا را تخلیه میکند و جلو افسردگی ناشی از شکست را میگیرد؛ اما عربده کشی توخالی آن هم در پشت بام خانه مانند ماجرای آن یزدی شجاع؛ تنها دیگران را به خنده وا میدارد.
قاسم سلیمانی میداند که در مقایسه با ۳ سال پیش؛ از کجا تا به کجا آمده است؟ اینکه واشینگتن پست میگوید: قاسم سلیمانی با اشتباه محاسباتی ایران را به لبهٔ پرتگاه برده است؛ یک لطف در حق اوست. شاید بهتر بود که میگفتند باید برود و کفشهای سلطان بندر را واکس بزند. وبسایتهای مزد بگیر سایبری سپاه که پول یا مفت میگیرند؛ اکنون پر از دروغهای شاخدار در رابطه با قهرمانیهای قاسم سلیمانی در عراق هستند. (روی تصویر کلیک کنید)





قاسم سلیمانی فرموده است که اگر داعش پایش به کربلا برسد؛ چنان کربلای دیگری رقم خواهد زد که جهان تا کنون ندیده است و نماز ظهر را با سربازانش به جماعت در «بقیع» خواهد خواند.
قاسم سلیمانی یک نظامی است و میداند که مفهوم نظامی ماجرای کربلا شکست مطلق با صد در صد تلفات است.
پرسش این است که آیا این یک شعار نظامی است؟ و یا اینکه این ژنرال حتی مفاهیم نظامی را نیز به خاطر دست و پاچه شدن فراموش کرده است. این شعار مثل این میماند که پان ایرانیستها بگویند یک قادسیهٔ دیگری برپا خواهند کرد که چشم تاریخ کور شود. البته جای چنین سخنرانیها و شعارهایی به جز وبسایتهای مزدبگیر نیست. اما به هر حال میتواند مردم را بخنداند.
سعید الصحافهای شیعهٔ عراقی گفتند که دومین رهبر فرزانهٔ عالم و عالمیان (ابوبکر البغدادی) را به شدت زخمی کرده اند و جسد نیمه جانش به سوریه فرار کرده است. یک روز بعد خلیفهٔ مسلمین در موصل نماز جماعت خواند و به ریش شیعیان دلاور عراق خندید.
آقای قاسم سلیمانی.... مگر سامرا هنوز در دست شما نیست؟
بالاغیرتاً بقیع را فراموش کنید و از امام فرزانهٔ تان بخواهید که اگر جراًت دارد حتی اگر برای رو کم کنی هم که شده باشد؛ از سوراخش در خیابان پاستور بیرون بخزد و به سامرا برود و نماز جماعت بخواند. یا به انگل سیستانی بگویید که برود سامرا نماز جماعت بخواند و یا به حسن نصرالله لبنانی قهرمان بگویید که چنین کاری بکند. راستی کدامشان جراًت دارند؟
همین الآن که شماها و وبسایتهای بشکن و بالا بنداز حزبلبلی در حال مجیز گویی و عربده های بی سر و ته هستند. یکی دیگر از رهبران «جبهةالنّصرة» با نیروهای تحت فرمانش با خلیفهٔ فرزانهٔ جدید بیعت نمود.
همین الآن که شما مشغول عربده کشی هستید؛ مساجد و زیارتگاههای شیعیان در زیر بولدوزهای خلیفهٔ فرزانهٔ دوم است. اقلاً بروید در سواحل بندر عباس نماز جماعت بخوانید ولی مواظب باشید نفری دو سه متر کتان سفید یادتان نرود.
اما من به شما قول میدهم که اگر این بازی را بیش از حد کش بدهید؛ تا چند ماه دیگر بیعت کنندگان پاکستانی و افغانی با خلیفهٔ فرزانه؛ نماز بعدی را در مرکز خراسان بخوانند و مرقد شفادهندهٔ بزرگ را نیز با خاک یکسان کنند.
از من گفتن و طبق گفته های قبلی.... از شما نشنیدن.

کژدم

۶ نظر:

  1. با سلام به کژدم و خوانندگان ...مثل اینکه اغا یه قدم دیگه با حل شدن اختلاف بر سر سانتريفيوژها با نوشیدن پاتیل زهر فاصله داره اینبار فقط اکبر بهش قول داده اسانس موزم بهش اضافه کنه که خیلی کامشو تلخ نکنه

    پاسخحذف
  2. با سلام و درود خدمت کژدم گرامی و تمام خوانندگان.من یکی از طرفداران و علاقه مندان سایت شما هستم و مدت طولانیست که مطالب شما را لحظه به لحظه دنبال میکنم.الان که این متن را مینویسم در حال خواندن یکی از مطالب سال 90 شما بودم که در آن از اینکه بسیاری از افراد که مطالب شما را میخوانند ولی حتی یک نظر هم نمیدهند گله داشتید.که من ناگهان به خودم آمدم و انگشت شما را به سمت خودم و امسال خودم دیدم و باورکنید از خودم خجالت کشیدم چون در این مدت حتی یک نظرهم ندادم ولی باور کنید که من و افراد مثل من درست است که مقصر هستیم ولی همه تقصیرات هم به گردن ما نیست.من خودم را مثال میزنم،من تاجایی که به یاددارم حاضربودم برای اینکه دیگران را متوجه اشتباهش کنم هرکاری میکردم در بحث ها شرکت میکردم ولی دریغ از یک ذره فهم و شعور من هم زمانی مثل شما اندک امیدی به مردم ایران داشتم ولی اکنون برای حماقت این مردم هیچ مرزی نمیبینم.به نظر من مردم ایران لایق نابودیند،آنقدر از نام ایرانی و اسلام متنفر شده ام که حاضرم برای رهایی از اینها هرچیزی را فدا کنم و باور کنید از اراده شما متعجبم. کار شما مثل یاد دادن دیفرانسیل و انتگرال به تعدادی الاغ است.(البته منظورم به هیچ وجه به هیچ یک از افراد این سایت یا هرکس دیگری که میفهمد دور و اطرافش چه میگذرد نیست).اینهمه زبان درازی کردم که بگویم بسیاری از ما که کامنتی نمیگذاریم از ناامیدی است.با تشکرکه به حرف های من توجه کردید.
    Atheist

    پاسخحذف
  3. البته با تمام حرف هایی که زدم اشتباه خودم را قبول دارم و سعی میکنم از این به بعد مصرف کننده ی صرف نباشم و در بحث ها شرکت کنم.با عرض پوزش از شما.Atheist

    پاسخحذف
  4. آقا به نظر شما این گروه واقعاً وجود داره یا ساختگی است؟
    http://bonyanejihad5.com/

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. این وبلاگ میتونه ساختگی باشه و توسط وزارت اطلاعات درست شده باشه که هم تله ای برای جذب نیروهای جهادی و دستگیری آنها و هم انجام سوء قصد به رهبران مبارزین کردستان و و به عهده گرفتن مسئولیت آن از طرف چنین وبسایتی باشه. مانند همان وبسایت تکاوران تندر که حتی کشته شدن یکی از دانشمندان هسته ای (علی محمدی) را نیز به عهده گرفت و عده ای از هواداران استاد فرود فولادوند نیز از طریق همان وبسایت به چنگ رژیم افتادند و سپس از دسترس خارج شد.
      اگر به پایین صفحهٔ این وبلاگ بروید در سمت چپ خواهید دید که طرلح این وبلاگ «طرح ایران» نام دارد و اگر رویش کلیک کنید صفحهٔ مربوط به آن باز نمیشود. من در جستجوگر گوگل وبسایت طرلحی وبسایت «ایران طرح» را پیدا کردم که آدرسش این است
      http://www.irantarah.com/
      آدرسش هم تهران خیابان جمالزاده است. احتمالاً طراح این وبلاگ هم همانها هستند.
      به احتمال قوی این وبسایت برای کشتن مبارزین کردستان و تله ای برای به دام انداختن سلفی-جهادیها طراحی شده است.

      حذف
    2. این وبسایت در سال ۱۳۸۹ راه اندازی شده و اصطلاحات به کار برده شده به عنوان «برچسب ها» در سمت چپ هر مقاله؛ همان اصطلاحات مرسوم خامنه ای و ارازل و اوباش اطراف اوست مانند «فتنهٔ جنگ نرم» ... «فتنهٔ جریان سازی مصر و عربستان» و امثالهم.
      به احتمال بسیار قوی این یک گروه نیست و گردانندهٔ اصلی این وبلاگ وزارت اطلاعات و یا اطلاعات سپاه است.

      حذف