ه‍.ش. ۱۳۹۳ مرداد ۵, یکشنبه

نگاهی کوتاه به بحرانهای منطقه ای

ماجرای غزّه

شاید باور نکنید؛ اما آنچه که در غزّه میگذرد در مقایسه با طوفانی که در حال شکل گیری برای وزیدن است؛ درحد یک «ماجرا»ست.

اعلام آتش بس ۱۲ ساعته از سوی حماس و اسرائیل؛ موقعیتهای زیرین را به وجود آورد:

۱- مردم منطقهٔ شجاعیه توانستند از خانه ها بیرون آمده و گستردگی ویرانیها را ببینند و دوباره به خانه هایشان بازخواهند گشت؛ تا درباره اش فکر کنند.
۲- نیروهای حماس نیز با دیدن ویرانیها و آنچه که از دست داده اند نیز میتوانند در رابطه با ادامهٔ جنگ دوباره فکر کنند.
۳- اسرائیل نیز میتواند اینچنین فکر کند که چهرهٔ انسان دوستانه ای از خود نشان داده است و یا امیدوار باشد که دیگران این مانور حساب شده را به حساب انسان دوستی اسرائیل بگذارند.

این ۳ مورد بخشی از اهداف تبلیغاتی اسرائیل هستند.
اما؛ این آتش بس در واقع موقعیتی را بوجود آورد که حماس «حماقت» و اسرائیل «هوش» را به نمایش بگذارند.
«حماس» در طی حاکمیت اخوان المسلمین بر مصر و برخورداری از «حمایتهای از راه نزدیک» اخوان المسلمین مصر؛ به گسترش روابط خود با «سلفی جهادیها»ی بیابانگرد صحرای سینا پرداخت (البته تحت امر مربّع اربابان اخوانی مصر و صفویان حاکم بر ایران و قطر و ترکهای عثمانی). حماس توانست به آنچه که «حزب الله لبنان» دست یافته است؛ دست بیابد؛ اما ماجرای کنونی برای به استفراغ واداشتن حماس در جهت بالا آوردن همهٔ آن چیزی است که تا کنون خورده است (مانند مذاکرات هسته ای و تبدیل اورانیوم غنی شده به سنگ معدن از طرف خامنه ای خاک بر سر فرزانه). این نبرد تا سرکوب کامل حماس و تبدیل آن به «نیروهای انتظامی» در غزّه ادامه خواهد یافت و اسرائیل تا زمانی که «مراکز زیرزمینی فرماندهی» و سیستم «ارتباطاتی» آنها را از بین نبرد؛ از پای نخواهد نشست.... زیرا طوفان در راه است.
حماس باید بداند که نه «غزّه» ارزش «کریمه» را دارد و نه «اسرائیل» همان «اوکرایین» است و نه «قطر و آنکارا و تهران» همان «روسیه» هستند.

روسیه

روسیه در این دور جدید «تقسیم جهان» (پس از جنگهای جهانی اول و دوم) ؛ فکر میکند که با الحاق کریمه و بخش روس نشین اوکرائین؛ به هر حال سهم خود را خواهد گرفت؛ اما برای رسیدن به این اهداف؛ باید «تمامی آیندهٔ روسیه» را بر سر میز قمار بگذارد. روسها در ماجرای سقوط هواپیما نشان دادند که «مرد میدان» نیستند. در ضمن روسها میدانند که تبدیل کردن دخالتهای خود در اوکرائین به «مسائل حقوقی» (اینکه ما نبودیم و این پدرسوخته های افراطی روس تبار اوکرائین بودند)؛ در «شرایط سخت» نمیتواند کاری را از پیش ببرد. روسها خوب میدانند که «دیپلماسی» برای دوران «پیش از جنگ» و «پایان جنگ» کاربرد دارد و پس از پایان جنگ؛ نوبت «دادگاههای نورنبرگ» فرا خواهد رسید.
پوتین یک «استراتژیست احمق» است. زیرا اگر درجهٔ هوشش
 حتی ۱۴۰ باشد؛ ۶۰ درجه سوراخ حماقت را نیز با خود حمل میکند که باز هم باید گفت: درمان ناپذیر است.
نتیجه اینکه: روسیه در مسیر شکستهای بزرگ افتاده است.

حکومت شیعیان فرزانهٔ آریایی نژاد

حکومت اسلامی حاکم بر ایران؛ در شرایط کنونی بیش از هر چیزی به چند «سیلی هیجان زا» نیاز دارد تا صورتش را سرخ نگه دارد و حتی از «لچک به سرهای موسوم به مادران صلح» نیز استقبال میکند. اما این «زنیکه های لچک به سر» نیز که خون فرزندانشان را که به دست همین «قرمساق فرزانه» ریخته شده است؛ به او هدیه کردند و خاک بر سرشان باد که خود را مادران کسانی میدانند که در راه مبارزه برای پاک کردن لکّهٔ ننگین «حکومت انگلهای تازی پرست» جان خود را فدا کردند. لذا «هوشیاران آریایی» نباید فریب چنین «لکّاته»هایی را بخورند؛ زیرا راه آزادی ایران از دریای خون خواهد گذشت؛ حتی اگر خون این «لکّاته های صلح» باشد.
سرداران ترسیده و شجاع «قرمساق فرزانه» را فراموش کنید؛ من به شما قول میدهم که این روسپی زادگان؛ اگر از پناهگاههای خود در تهران و قم و مشهد و اصفهان و اراک بیرون بیایند؛ سرهایشان مانند گوسفند در برابر دوربین بریده خواهد شد و باز هم به شما قول میدهم که سرهای کثیف «گروهبان سلیمانی» و «انگل سیستانی» و «حسن نصرالله» نیز در برابر دوربینها بریده خواهد شد؛ مگر آنکه به پناهگاه هایی به نام «سوراخ صدها بار مارگزیده مادرانشان» بازگردند.
حکومت ننگین «انگلهای فقیه شیعه» و مزدوران ساندیسی آنها در حال به پایان رسیدن است. اما متاسفانه نه به دست «ایرانیان» و «بابکیان» بلکه به دست «خلیفهٔ پنجم راشدین» که دشمن سوگند خوردهٔ ایران و ایرانیان است؛ زیرا خدایانی که او را به «خلافت» برگزیده اند؛ «ترکهای عثمانی» و «حکومتهای عربی» و دستهای پنهان «انگلو ساکسون»ها هستند.
شامورتی بازیهای «نوری المالکی باید برود» و یک مادرجندهٔ دیگری بر سر کار می آید را فراموش کنید.... فریاد میزنم.... «فراموش کنید»...... باز هم فریاد میزنم و دیگر نگویید که کسی به ما نگفت و تلاش نکنید تا مغزهای پوسیده و عقب مانده تان را با جملهٔ «کسی به ما نگفت» از «شرمهای آینده» پاک کنید. آیندهٔ شوم سرزمین و آیندگان شما مانند نماز مسلمانان با «گوز» باطل نخواهد شد و نیاز به جانفشانیها و نیاز به اندیشه های پاک شده از «آلایشهای تازی پرستانه» دارد و گرنه «لکاته های موسوم به مادران صلح» فراوانند.... مانند روسپیان و روسپی خانه ها؛ و هر کسی که میلی دارد میتواند از «جیغ و ویغ» آنها بهره مند شود.

داعش و داعشیان

بوجود آمدن «داعش» و «داعشیان» باید سر مشق ایران پرستان واقعی باشد. مردان و زنانی که از جان خود برای به کرسی نشاندن یک «ایده پوسیده و گندیده» میگذرند. پرسش این است که آیا «حفاظت از سرزمین نیاکانی»؛ از ایدهٔ گندیدهٔ «برپایی خلافت راشدین» بی ارزش تر است؟ و یا آدمهایی که با آنها سخن میگوییم «بی ارزش و گندیده» هستند؟ پرسش دوم این است که آیا میتوان این آدمهای بی ارزش را بیدار کرد و یا نه؟
پاسخ این است که اگر بیدار نمیشوند و نخواهند شد؛ بگذارید تا سرهایشان بریده شود و ننگ بردگی را بپذیرند؛ زیرا میدانند که شما چه میگویید ولی بردگی را پیشاپیش برگزیده اند.
ساعت مچی خلیفهٔ پنجم راشد مسلمین؛ نشانهٔ گذشت ثانیه ها و دقیقه ها برای انتشار یک خبر بزرگ و شوم برای ایرانیان است. اگر کسی نمیتواند بفهمد؛ بهتر است که هزار بار بپرسد و هزار بار پاسخ داده شود تا بفهمد؛ وگرنه جغرافیای ایران مانند «آخرین ولی فقیه فرزانهٔ شیعیان»؛ از روی جغرافیای سیاسی جهان پاک خواهد شد؛ همانگونه که هیچکس حتی فکرش را نمیکرد؛ اما دریاچهٔ آذربایجان در حال محو شدن از روی جغرافیا و نشستن «کویر آذربایجان» به جای آن است . کویری که میتواند ۶ میلیون «آریایی شیعه مسلک باهوش» را به فرار (مهاجرت مؤدبانه) وادار کند.
نیروهای مشهور به «داعش» در حال اوجگیری قدرت نظامی هستند و نیروهای آنها مانند مزدوران شیعهٔ لبنانی و فلسطینی و عصائب الحق عراقی نیستند و ساعتهایشان را بر روی «دلارهای نفتی خامنه ای قرمساق» تنظیم نکرده اند. بلکه ساعتهایشان را بر روی  «زمان ویرانی ایران توسط عمر و فتوای علی سگ کش» تنظیم نموده اند. الله آنها «رجب طیب اردوغان» و شیخ قطر است. اما ساکنین خاک بر سر ایران همچنان خود را به خواب زده اند. (راستی این امام رضا پهلوی شامورتی باز و «تندر قهرمان و بنیانگذار طلاق مسلحانه» کجا هستند؟ اگر کسی خبر دارد بگوید؛ تا من هم مطلع شوم.).

کردستان

در اینجا سخنم با پیشمرگان قهرمان کردستان است.

یاران

اگر غفلت کنید و خاک کردستان سوریه به دست بی شرفهای اسلامی داعش بیفتد؛ باید خاک عالم را بر سر کنید و ببینید که شفا نمیدهد؛ زیرا در زمانی که باید از سرزمینتان دفاع میکردید؛ خوابیده بودید. اگر از زمزمه های استقلال کردستان عراق خوشحالید (که باید هم باشید و گوارای وجودتان باد)؛ باید به فکر کردستان سوریه نیز باشید... وگرنه باید از نخستین کشور مستقل کردستان در عراق نیز شرمگینانه خداحافظی کنید.
من به عنوان یک «پیشمرگه پیر» و ناتوان؛ عاجزانه از شما قهرمانان جوان که ادامهٔ خود را در وجود شما میبینم؛  میخواهم که «هم خونان سوریه» را تنها نگذارید و  اگر شده است با پای پیاده به « کردستان سوریه» بشتابید. خواهران و برادران من و شما در سوریه چشم براه ما هستند.
گامهایتان استوار و رزمتان پایدار باد.


کژدم




۲۵ نظر:

  1. منظورت ازدستهای پنهان انگلوساکسون همون محافل ماسونی وابسته به انگلیس ولژلندنه؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      منظورم ۴ اقتصاد بزرگ دنیاست
      آمریکا: انگلستان؛ کانادا و استرالیا.

      حذف
  2. كژدم گرامي
    اين بار نثرتان فريادي بي انتها از روي نوميدي بود و حق هم داريد. من نيز به مانند شما به آينده تلخي را براي سرزمين نياكاني مي بينم و متاسفانه آنچه كه به گوش نرسد فرياد است.
    غزه نمونه كوچكي از خوابيست كه برايمان ديده اند و جالب اينكه در نبرد غزه دو جبهه جديد در حال شكل گيريست.
    جبهه اي مركب از تركيه و قطر و ايران براي نجات حماس كه حسين اوباما نيز به آن پيوسته است و جبهه ديگري مركب از سعودي و امارات و مصر و اسرائيل براي نابودي توان نظامي حماس كه جبهه فتح و محمود عباس نيز به آن پيوسته اند.
    وجود باراك حسين اوباما در جبهه طرفداران نجات حماس شايد براي برخي عجيب بيايد وليكن اين واقعيتي است كه پيش روست و دليل آنرا بايد در اين ديد كه در صورت موفقيت اسرائيل و دستيابي به مراكز فرماندهي زيرزميني حماس فاتحه حماس خوانده شده و جبهه سعودي-اسرائيل-مصر و امارات چنان در خاورميانه قوي خواهد شد كه تمامي شامورتي بازيهاي حسين اوباما و رهبر فرزانه را در مورد توافق هسته اي به باد فنا خواهد داد و اين بار تمامي اينها ابتدا بر سر حزب الله و سپس بر سر ايران خراب خواهند شد.
    طرح صلح كري كه مودبانه توسط اسرائيل رد شد مبني بر صلح دائم و بازگشايي معابر غزه عملا چيزي بيش از نجات حماس نبود و براي اسرائيل نيز مردم غزه پشيزي ارزش ندارند و به راستي ملتي كه اجازه ميدهد زيرزمين خانه ها و مدارس و بيمارستانهايش تبديل به زاغه مهمات گردد و حتي مقرهاي سازمان ملل در غزه به پادگان تبديل گردد سهمي بيش از اين نخواهد برد. مردم غزه نه براي نتانياهو ارزشي دارند و نه براي ملك عبدالله و نه رباي اردوگان و نه براي رهبر فرزانه. آنها بدبختهايي هستند كه ارزشي بيش از گوشت جلوي توپ را ندارند و مرگ آنها فقط براي به خيابان كشاندن بي دردان اروپا و آمريكا و راه انداختن كارناوال كافيست و يا به درد به صدا درآمدن مادران عزاداريست كه چشمانشان دو قدمي خود و داخل مرزهاي ايران را نمي بيند و به فكر بچه هاي غزه هستند. قاتل اصلي زنان و بچه هاي غزه سيدعلي آقا ست كه با ارسال بازيچه هاي خود براي حماس جهنم را برايشان به ارمغان برده و راضي به اين نيز نيست و خواهان تسليح كرانه غربي نيز شده است.
    به هرحال حال و روز امروز مردم غزه پيش درآمديست براي حال و روز ايرانيان در فردايي كه چندان دور نيست.
    در مورد كردستان و داعش نوشته ايد. به دليل شرايط كاريم و ارتباط بسيار نزديكي كه با كردستان عراق دارم ميتوانم به شما اينرا بگويم كه كردستان عراق به خوبي قادر است در برابر داعش از خود محافظت كند وليكن به دلايل متعددي قادر به كمك به كردستان سوريه نيست.
    مهمترين مورد به اختلافات بسيار عميق موجود مابين دو گروه اصلي حاكم بر كردستان سوريه يعني طرفداران حزب همبستگي دمكرات سوريه (پ ي د)كه در حقيقت شاخه سوري حزب كارگران كردستان (پ ك ك )مي باشد و حزب دمكرات كردستان سوريه پ د س) كه از طرف كردستان عراق حمايت ميشود دانست. در عمل همراهي و همكاري پ ي د با بشار اسد بر كسي در كردستان پوشيده نيست و در عين حال دستگيري اعضا و حتي كشتن برخي از سردمداران پ د س توسط پ ي د بود كه سبب تفرق و دودستگي در كردستان سوريه و عدم حمايت كردستان عراق از پ ي د گرديد و تا كنون نيز تمامي تلاشها نتوانسته اين دو حزب را به يك نزديك كند.
    تركيه از طريق داعش عملا به مقابله با پ ي د برخاسته و هيچ كاري نيز از دست حكومت كردستان عراق ساخته نيست چون در برابرش و در طولي بيش از يكهزار كيلومتر داعش ايستاده و روز نيست كه در درگيريهاي ميان اين دو چندين پيشمرگه كرد جان خود را از دست ندهند. سياست غلط و سراسر چپ روانه پ ي د كه حتي بر خلاف گفته هاي عبدالله اوجالان است ميرود تا بر سر مردم كردستان سوريه آنرا آورد كه بر سر مردم غزه ميرود و متاسفانه كاري در اين مورد از دست حكومت كردستان عراق ساخته نيست.
    تنها راه موجود در تقسيم عادلانه قدرت در كردستان سوريه و جلوگيري از چپ رويهاي مرسوم در پ ي د است.
    هم اكنون چيزي در حدود دويست هزار كرد سوريه به كردستان عراق پناهنده شده اند كه نه از ترس ارتش سوريه و يا داعش بلكه از فشارهاي پ ي د بر مردم اين ناحيه بوده است.
    به هرحال به گفته شما در حال حاضر شاهد جنگ مابين هوش و حماقت هستيم و افسوس كه آريايي نژادهاي كورش تبار در جانب حماقت ايستاده اند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی

      اختلافات حزبی هیچگونه مجوزی را برای عدم حمایت از کردستان سوریه صادر نمیکند؛ باید بازیهای بارزانی و طالبانی و منگوری را در چنین شرایطی کنار گذاشت. این اختلافات و درگیریها در کردستان ایران نیز بین حزب دموکرات و کومه له وجود داشت و موجب کشتار پیشمرگان کرد به دست خودشان شد و کار حکومت ننگین اسلامی را راحت کردند. هنوز آن دید پلورالیستی و انگارهٔ «ملت کرد» شکل نگرفته است و با مسائل قبیله ای و عشیره ای برخورد میشود؛ این امر باعث تاسف و شرم آور است.

      حذف
    2. م.ر گرامی

      در ضمن باید بگویم که این «مادران صلح» یادگار «جنبش یوتیوب» هستند و اکنون آلت دست وزارت اطلاعات و خامنه ای فرزانه شده اند. اینها اگر به «آرمانهای انسانی» بدون هیچ دیدگاه سیاسی پایبند هستند؛ چرا زمانی که سیاهپوستان سودان به طور وحشیانه ای از طرف «اخوان المسلمین حاکم بر سودان» قتل عام میشدند و دهها هزار مورد تجاوز جنسی از طرف مسلمانان به آنها گزارش شده بود؛ کدام گوری بودند؟

      حذف
  3. Che khosh navāz ast peĵvāke sedāye golule va buye bārut dar havāye pāke kuhestan
    Va che zibāst naqshe qatreye bārān bar qondāqe tofange daste farzande eiran

    پاسخحذف
  4. کسخلی به معنای واقعی!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. از آشنایی با شما خوشوقتم و سپاسگزارم که خودتان را معرفی فرمودید.

      حذف
  5. کژدم جان، نظرت درباره این گزارش چیست؟ آیا می‌تواند رنگ و بوی حقیقت داشته باشد و آتش تهیه‌‌ی سلفی‌های جهادی به حساب آید؟ یا اینکه عده‌ای می‌خواهند بازارگرمی و بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی کنند تا مردم دوباره زیر عبای روحانیون دنبال مخفیگاه بگردند؟

    http://www.dw.de/%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D9%81%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%84-%D8%AA%DA%A9%D8%B0%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D8%AF/a-17811781

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      این خبر یکی از تولیدات وزارت اطلاعات است. رادیو آلمان هم مانند دیگران از حول حلیم به دیگ افتاده است. «داعشی ها» با شمشیر و تبر و در خیابان ظاهر نخواهند شد؛(آنهم با آن سر و وضعی که توصیف شده است «مردی درشت هیکل با ریخت و قیافهٔ داعشی») همهٔ اینها نشان میدهد که این یک بازی برای به وحشت انداختن مردم و کشاندن آنها به زیر سایهٔ رهبر مخبّط فرزانه است. زمانی که خبر یک عملیات بسیار بزرگ بر علیه رژیم صفوی را شنیدید؛ بدانید که «داعش» بوده است و گرنه «اردبیلیها» دست طولایی در «مسجدی که امام زمان در آن ظهور کرده است» دارند. اردبیل یکی از مراکز فساد شیعه گری صفوی است.

      حذف
    2. ممنون از پاسخت. با سخنت موافقم. البته صدای آلمان فقط ادعای روزنامه‌‌های جمهوری اسلامی را نقل کرده و فکر نمی‌کنم خودش به این حکایت باور داشته. «دویچه وله» در مجموع نسبت به بی بی سی و رادیو فردا و صدای آمریکا کمتر داخل دیگ حلیم می‌افته!

      حذف
  6. كژدم گرامي
    كاملا با شما موافقم كه هنوز ديدي پلوراليستي لازم و انگاره دولت در ميان كردها و در هر چهار بخش آن شكل نگرفته و ديدي عشايري و قبيله اي بر مفهوم دولت و حزب در اين منطقه سايه افكنده است (هرچند كه در اين مورد بايد جنبش گوران را جدا نمود). جنگهاي برادر كشي چه ميلت كومله و دمكرات در كردستان ايران و يا ميان پارتي و اتحاديه ميهني در كردستان عراق و هم اكنون نيز مابين پ ي د و پ د س در كردستان سوريه ريشه در همين مسائل غشيرتي و عشيره بازي دارند كه حتي امروز و حتي پس از تجربه تلخ كومله و دمكرات در ايران باز به جوري ديگر در بازماندگان حزب دمكرات ايران و دو شاخه شدنشان نمايان است .
    تشكيل جنبش گوران در كردستان عراق سبب گرديده كه اين ديدگاه در مردم كردستان به وجه مشخصي تضعيف گردد. اعتراضات روزافزون مردم به وجود ملاحظات عشيرتي در پارتي و اتحاديه ميهني سبب گرديده كه اين هردو به ايجاد تغييرات در سيستم پيشين خود بپردازند و سعي در اولويت دادن به تخصص و كارايي به عنوان عاملي تعيين كننده به تدريج جايگزين جايگاه عشيرتي افراد ميگردد و لااقل در اينمورد ميتوان گفت كه در پارتي نيچيرفان بارزاني اعتقادي وافر به اين مورد دارد و در اتحاديه ميهني نيز برهه م صالح در اينمورد پافشاري مي نمايد.
    حتي ميتوان گفت كه مفهوم دولت در كردستان عراق نيز از انگاره پذيرفته شده آن فاصله اي بزرگ دارد. در كردستان عراق قدرت حزب از هر دو نهاد دولت و پارلمان قويتر است و روند حزب - دولت - پارلمان به جاي انگاره اصلي پارلمان - دولت - حزب نشسته است وليكن حضور جنبش گوران در حكومت فعلي و واگذاري رياست پارلمان به آنان توانسته تغييراتي را در قدرت گرفتن پارلمان در اين مدت كم ايجاد كند.
    عدم دخالت كردستان عراق را در كردستان سوريه بايد ناشي از ژئوپلتيك سياسي اين منطقه دانست و متاسفانه وابستگي شديد كردستان عراق به تركيه چه از نقطه نظر اقتصادي و چه از جنبه امنيتي دليل اصلي اين مسئله است كه خود نياز به بحثي جامعتر دارد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی
      زمانی که من در کردستان بودم؛ شاهد به دام افتادن «کومه له» توسط گروه ننگین «سهند» و «حکمتیستها» بودم. من این کثافتها را که حتی نمیتوانستند به زبان کردی سخن بگویند و در مقرهای کومه له با احترام زیادی با آنها برخورد میشد (مانند احترام رعیت به خان) میدیدم و بسیار نگران بودم و یکی از دلایل سرد شدن رابطهٔ من با «کومه له» همین کثافتهای حکمتی و سهندی بودند و به پیشمرگان کومه له هشدار میدادم که از این مادر قحبه ها دوری کنید؛ زیرا آنها نه برای بهروزی کردستان و ایران؛ بلکه برای صاف کردن جاده برای از میان بردن مبارزه بر علیه حکومت ننگین اسلامی کار میکنند و نیک میدانم که منشاء اصلی برادرکشی میان کومه له و حزب دموکرات کردستان ایران؛ همین کثافتها بودند. اما لطف کنید و نام آنرا «چپ روی سهند» نگذارید؛ زیرا من آن دوره را زندگی کرده ام.
      زمانی که در سلول انفرادی بودم؛ بازجوی من به من گفت که حزب دموکرات و کومه له مثل سگ به جان هم افتاده اند. من در میان باور و ناباوری بودم؛ زیرا بازجوی من دوست دورهٔ دبیرستانی من بود و مانند پاسدارهای امروزی نبود و از سوی دیگر به این مسئله مشکوک بودم که شاید بازجوی من از دوستی زمان دبیرستان؛ میخواهد سوء استفاده کند. اما نتیجه این بود که بیش از ۲ هفته مانند دیوانگان در سلول راه میرفتم و به در و دیوار فحش میدادم. او به من میگفت: (خاک بر سرت که از تبریز بلند شده ای و رفته ای برای دفاع از خلق کرد....... بیا..... این هم خلق کرد»
      اما من نشکستم.... نبریدم.
      این داستان را گفتم که بدانی و پیشمرگان قهرمان کردستان نیز بدانند که من برای «همهٔ کردستان» عشق میورزیدم و میورزم. چه شکاک؛ چه جلالی؛ چه بارزانی و چه هورامی و چه سورانی و چه بادینانی.... همهٔ آنها من هستم و من همهٔ آنها هستم.

      حذف
    2. م.ر گرامی
      کسی تاریخچهٔ زندگکی مرا نمیداند. من یاران «فرقانی» و «آرمان مستضعفینی» داشتم و با آنها «زندگیها» کرده ام. مردان و زنانی پر شور و عاشق ایران. سخنی که هیچکس نمیگوید و همه را به خاطر تبلیغات مشترک و مسموم «سلطنت طلبان» و حکومت ننگین تشیع صفوی به یک چوب رانده میشوند. «میلیشیای مجاهدین خلق» از نوعی دیگر بود و من آنها را «میلی جون» خطاب میکردم و با هم میخندیدیم. بسیاری از این «میلی جونها» برای فرار نیروهای ارشد؛ به عملیاتهای دروغین واداشته شدند تا به قول خودشان (رجویهای کثیف) به فدا کردن رده های پایین برای «نجات رهبران»؛ گوشت دم توپ شوند.
      من دانش آموز «آیین زندگی شمنی» بودم و همچنان هستم ونیک میدانستم و میدانم که این راهها نه به پیروزی؛ بلکه به خشک شدن «دریاچهٔ آذربایجان» و ظهور «کویر آذربایجان» خواهد انجامید.
      رهبرالن قوم ماد؛ باید بسیار هوشمندانه تر عمل کنند و نگ
      ذارند که فاجعهٔ شکست «یزدگرد سوم مخبّط» دوباره تکرار شود.
      گرگهای زیادی در این سرمای یخبندان خاورمیانه؛ به دنبال کوشت گرم «آریایی ها» نشسته اند.

      حذف
  7. كژدم گرامي
    گنج را در خرابه ها بايد جست و مردان راستين را در ميان گمنامان.
    زندگيمان چندان فرقي با هم ندارد. من و شما و امثال ما آخرين بازماندگان نسلي آويزان هستيم كه جز نظاره گر بودن و فرياد زدن و افسوس خوردن كاري بيشتري از ما ساخته نيست و بايد شاهد ويرانگري جهاني باشيم كه روزي معنا و مفهومي داشت و در نهايت دلمان را به آتروپاتن و ماد خوش كنيم و اميدوار باشيم كه شايد روزي فرياد بيچارگان تبديل به عملي گردد كه بر خرابيهاي اين جهان عمارتي از نو ساخته شود و جهاني از نو ساخته شود كه در آن تفكر و انسان تعريفي در خور خود يابند.

    پاسخحذف
  8. یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت. یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.

    حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد، آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.

    بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد. آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل می‌کنند.

    اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند و اتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند. آنها می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند. وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالی است که هرگز پولی برای این کار ندارند. آنها چنان در پی چشم‌وهم‌چشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را می‌فروشد و به اجاره‌نشینی روی می‌آورد تا همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار می‌شوند.

    بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریده‌اند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری می‌کنند و با شنیدن آن سوت می‌کشند و نچ‌نچ می‌کنند، چون نگران سرمایه خود هستند.

    مردم ایران آرامش ندارند. آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند. آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت می‌دانستند و سپس به تلویزیون‌های تخت روی آوردند.

    بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را می‌پردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گران‌قیمت می‌خرند و نیمه‌شب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب می‌پرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره می‌رسانند و پایین را نگاه می‌کنند.

    مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله می‌کنند که پول ندارند. آن‌ها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان می‌خرند و جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند. در عسلویه، گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است.

    مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند.

    چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان می‌بینند.

    فقط زامبی‌ها هستند که در استادیوم و پارک به تماشای اعدام می‌نشینند. زامبی‌ها هستند که وقتی پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند وحشی می‌شوند و با خوی حیوانی خود رانندگی می‌کنند. تنها زامبی‌ها هستند که کارخانه تاسیس می‌کنند و آب کاه را داخل شیشه می‌ریزند و به جای آبلیمو روانه بازار می‌کنند. زامبی‌ها هستند که پراید را تولید می‌کنند و می‌خرند و سوار می‌شوند و خودشان و دیگران را می‌کشند. زامبی‌ها، کودکان را نمی‌بینند و نمی‌خواهند به این اهمیت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان‌شان چطور رشد خواهد کرد.

    ...................................

    اراد به نقل از رادیو چین...کژدم جان برای این مردمی که بزرگترین عیدشان ..عید فطر هست نباید دل سوزاند هر چند متاسفانه من هم جزیی از این کل هستم و با این اتش خواهم سوخت

    پاسخحذف
  9. مجله اسلیت: "ایران اسرائیل را به دام انداخت"


    به گزارش «تیک»، پس از چندین روز درگیری نظامی میان حماس و اسراییل، کارشناسان استراتژیک و تحلیلگران ستاد مشترک اسراییل درتلاش اند تا پرده از اقدامات حماس، دایر بر پرتاب راکت، بردارند. درحقیقت، حماس وارد ورطه ای ماجراجویانه و درعین حال ویرانگر شده و از قبل نیز می داند که در برابر ارتش پرقدرت اسراییل هیچ شانسی برای پیروزی ندارد.

    جای هیچ شکی نیست که سیستم ضدموشکی "گنبد آهنین" کارآمدی خود را ثابت کرده، چرا که بیش از ۸۰ درصد از جنگ افزارهای درحال پرواز به مقصد اسراییل را منهدم ساخته. ولی ازسوی دیگر، زمانی که تعداد راکت های شلیک شده را برمی شمریم، مشکل تصور می شود که پرتاب کنندگان فلسطینی از دانش و توان کافی برای شلیک راکت برخوردار نباشند، چرا که اکثر این موشک ها و راکت ها به بیابان ها و اماکن خالی از سکنه اثابت کرده. اکنون کارشناسان نظامی براین باورند که صدها راکت پرتاب شده به هدف کشتن یا نابود کردن پرتاب نشده اند، بلکه هدف از پرتاب آنها آزمایش توان سیستم "گنبد آهنین" بوده است.

    این ائتلاف درواقع استراتژی خاصی است که همواره ازسوی جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورنزدیک دیکته شده. این استراتژی باعث شده تا دو منطق سیاسی و هویتی در کنار یکدیگر قرار گیرند: "جبهه مخالفت"، که با اسراییل، ایالت متحده و غرب مخالف است. این مسأله به خوبی توضیح می دهد که چرا ایران روابطی را با این دو جنبش حفظ کرده است: حزب الله لبنان و حماس فلسطین.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. در هر جنگی سلاحهای تهاجمی و تدافعی جدید آزمایش میشوند تا ایرادهای آنها برطرف شود. هم رژیم صفوی و هم حزب الله لبنان و هم آمریکاییها و اروپاییها و روسها و مشتریان اسلحه همگی چشمشان به درجهٔ موفقیت سلاحهای تهاجمی و تدافعی اسرائیل دوخته شده است. این یک امر عادی است. حتی مسابقات بوکس و کشتی و فوتبال و .... نیز همینطور هستند و فکر میکنم که این مجله و یا نویسنندهٔ مقاله مشغول «خر رنگ کنی» است و چه خرهایی بهتر از «حزبلبلی ها»؟

      حذف
  10. مجله اسلیت.... من حرفهای این مجله را قبول ندارم. ایران در وضعیت ریدن مضاعف است. اصلا در وضعی نیست که اسراییل را تست کند. صاحب ایران که روسیه باشد با اسراییل در نمی‌افتد حتی همکاری خوبی هم با هم دارند.

    مشکل این است که حماس از طرف اعراب طرد شده و هیچ کس به غزه اهمیت نمی‌دهد مگر قطر ترکیه و باراک حسین.

    اسراییل با همراهی عربستان و مصر و امارات تا غیر نظامی کردن حماس پیش خواهد رفت. آنقدر می‌زند تا حماس به حزب سیاسی شدن راضی شود. اعراب هم با رضایت تماشا می‌کنند. حسن نصر الله هم مثل ایران همین الان در حال ریدن است.

    پاسخحذف
  11. حسن روحانی اسرائیل و داعش را « دوغده چرکینی» خواند که منطقه گرفتار آن ها شده است
    چاپ
    ۱۳۹۳/۰۵/۰۷

    حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، روز سه شنبه (امروز) در مراسم دیدار دیپلمات های کشورهای اسلامی و مسئولان کشور با آیت الله خامنه ای به مناسبت عید فطر؛ اسرائیل و داعش را « دو غده چرکین» توصیف کرد که منطقه و دنیای اسلام با آن ها درگیر شده است.وی افزود:«همه تحلیل ها می گویند ریشه هردو غده در یک جااست».

    آقای روحانی، حوادث غزه را «جنایت علیه بشریت » خواند که باید در مجامع و سازمان های بین المللی محاکمه شود.

    او افزود: « برای حل این معضلات، جز وحدت دنیای اسلام و فاصله گرفتن از جمود و تحجر راهی وجود ندارد».

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. امام حسن روحانی دوست دارد به قول لاریجانیها؛ حرفهای فاخر بزند. ارزش حرفهای او و رهبر فرزانه در حد ارزش باد شکم است.

      حذف
  12. ((سگ هاری و گرگ درنده‌ای به انسان های مظلوم حمله کرده است بشریت باید به این واکنش نشان دهد))
    ((رژیم صهیونیستی با رهبران خبیث و نجس و کافرش مثل سگ از کارش پشیمان شده و راه بازگشت ندارد))
    ((گستاخی صهیونیست‌ها نتیجه تفرقه دنیای اسلام است/ دولت‌های اسلامی برای کمک به غزه همدست شوند/ غزه نیازمند امکانات حیاتی و سلاح است))

    از صحبت های دیروز رهبر عزیز معلوم و مشهوده که کنترلش رو از دست داده و هرچی که جلوی دهانش می امد نثار آمریکا و اسرائیل کرد(گویا فحش ها رو از قبل آماده کرده بود چون کاغذ دستش بود!)من معتقدم یکی از مقاصد اسرائیل ((تحریک)) مسئولان ایران بود که ((از زیر آب بیرون بیان)) و حمایت تسلیحاتی و ((دخالت نظامی)) رو علنی کنند و این همون چیزیه که غربی ها میخواستند به دنیا ثابت کنند و موفق هم شدند..
    مقامات کشور خیلی سریع احساساتی میشن و فکر میکنند دارن به یه رهگذر فحش و ناسزا میدن و یادشون میره 2 ماه دیگه باید امضای همین ((نجس ها)) رو با ((خفت قهرمانانه)) برای توافق بگیرند وگرنه......
    آیا واقعا این همه خشم و خودخوری به خاطر کشته شدن کودکان و زنان است؟!معلومه که نه..
    رهبر با وجدان اگه 1 درصد این خون دلی که برای غزه میخوری رو برای مردم خودت میخوردی الان قدرت اول منطقه بودی با دعای خیر 70 میلیون انسان..!
    بهرام که گور میگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت (البته الان برای بازخوانی این بیت کمی زود است!)

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اسرائیل این جنگ را برای «افشاگری» هدایت نمیکند. آنها «یوتیوبی» نیستند. آنها عمل میکنند و قصدشان «لایروبی طویلهٔ اخوانی-صفوی» است. مسئلهٔ «وجدان» را در دنیای سیاست فراموش کنید؛ زیرا مسئله پیچیده است؛ اما در رابطه با «قاطی کردن رهبر فرزانه؛ کاملاً حق با شماست.

      حذف
  13. قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی «قدس» سپاه با صدور پیامی «خلع سلاح مقاومت» را «توهمی باطل» دانسته و هشدار داده جمهوری اسلامی در زمان مناسب «جام خشم» خود را بر سر اسرائیل خالی خواهد کرد.

    خبرگزاری فارس با «نادر» دانستن این پیام٬ اعلام کرده که شبکه خبری «المیادین» به نقل از سلیمانی نوشته جمهوری اسلامی «لحظه‌ای از دفاع از مقاومت و دفاع از مردم فلسطین کوتاه» نخواهد آمد.

    ...................................

    احتمال ورود حزب الله به جنگ اسرائیل و حماس

    حماس از حزب الله لبنان خواست که به کمک این گروه در جنگ علیه اسراییل بیاید.

    به گزارش خبرآنلاین، سخنگوی حماس خواستار کمک و الحاق نیروهای حزب الله در جنگ حماس علیه اسراییل شد.

    موسی ابومرزوق، معاون رئیس دفتر سیاسی حماس در مصاحبه ای به خبرگزاری ریانووستی گفت: امید داریم حزب الله نیز در جنگ با اسراییل به ما بپیوندد. ورود حزب الله می تواند تأثیر زیادی داشته باشد.

    این در حالیست که سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب الله چند روز پیش اعلام کرده بود که حزب الله در کنار حماس است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی

      در زبان فارسی به رهبر فرزانه و قاسم سلیمانی میگویند :

      «برزو گوزو»

      حذف