۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

نیروی هوایی داعش

خبری که در رسانه های بین المللی مبنی بر پرواز جنگنده های به غنیمت گرفته شده از طرف داعش منتشر شده است و اظهار بی اطلاعی یکی از فرماندهان ارتش آمریکا که گفته است: «چنین گزارشی را دریافت نکرده است»؛ هم خنده دار و هم بسیار خطرناک هستند.
خنده دار از این نظر که یک فرمانده نظامی ارتش آمریکا چنین حرف مزخرفی را میزند. زیرا هر چشم کوری تصاویر منتشر شده توسط داعش را که جنگنده های سالمی به دست آنها افتاده است را دیده اند. تصور اینکه این جنگنده ها اسقاطی هستند فقط میتوانست عده ای را به خواب فرو برد. گویا اکنون باید از خواب بیدارشوند زیرا داعش در حال آموزش خلبانهای «صدر دوّم اسلام» است.
گذشته از اینکه داشتن ۳ جنگنده و تبلیغاتی که به راه انداخته میشود؛ تعدادی از حیوانات هار شده را به امید احیای حکومت خلافت دزدان و راهزنانی که دیگر نمیخواهند برده باشند بلکه میخواهند خراج خوار و برده دار باشند به طرف آنها خواهد کشاند و چنین حیواناتی در میان مسلمانان کم نیستند؛ موجوداتی که انسان نامیده میشوند؛ در حالی که حتی به اندازهٔ یک حیوان هم به درد نمیخورند و نمونه های آنها را در ایران به نام سپاه پاچاهارداران و بسیج و انگلهای قم و سایر مراکز مشابه به خوبی میبینیم.
در نخستین نگاه چنین به نظر می آید که با ۳ فروند جنگنده نمیتوان کاری کرد و نمیتوان نامش را نیروی هوایی گذاشت. از سوی دیگر بنا بر ملاحظات فنی؛ به خاطر مستعمل بودن این هواپیما ها شاید اولین پرواز آنها آخرین پرواز آنها باشد و نکتهٔ اصلی به نظر من در همینجا نهفته است:
هواپیماهایی که فقط یکبار پرواز خواهند کرد.
برای چنین پروازی لزومی وجود ندارد تا خلبانهایی که آموزش میبینند؛ به خلبانهای کارکشته تبدیل شوند.
محمد رسول الله دوّم (البغدادی) و مشاورانش خوب میدانند نخستین استفاده از این جنگنده ها برای عملیاتهای تعریف شدهٔ کلاسیک نیز آخرین پرواز آنها خواهد بود و هرگز به آشیانه باز نخواهند گشت.
لذا تنها چیزی که میماند ایجاد حداکثر تخریب است که در عملیات مد نظر آنهاست.
چند ماه پیش نیز خبر تصرف یکی از کارخانه های تولید سلاحهای شیمیایی عراق توسط داعش منتشر شد و آمریکایی ها هم احمقانه و یا ظاهراً گفتند که مواد شیمیایی در این کارخانه فاسد شده اند و تولید مواد شیمیایی تسلیحاتی از آنها اگر غیر ممکن نباشد؛ بسیار سخت است. مفهوم دیگر این سخنان این بود که تولید مواد شیمیایی تسلیحاتی با استفاده از این مواد امکان پذیر است.
شاید بتوان سناریوهای زیادی را با ترکیب این خبرها حدس زد که من به چند نمونهٔ آنها اشاره میکنم.

۱-با توجه به شیوه های جنگی داعش در حمله به پادگانها و اهداف بسیار سخت دیده شده است؛ آنها معمولاً از چندین کامیون مملو از مواد منفجره از جهتهای گوناگون به هدف حمله میکنند و سپس نیرهای زمینی شان وارد عمل میشوند. لذا این سناریو محتمل است که برای فتح و یا ویرانی فرودگاه بغداد از این ۳ جنگنده استفادهٔ مشابهی بشود.

۲- هر یک از این جنگنده ها را میتوان با محموله های انفجاری و مواد شیمیایی تسلیحاتی شده پر کرد و به اهدافی مانند کربلا و نجف حمله برد که حتی در صورت هدف قرار گرفتن این جنگنده ها در هوا؛ مقدار قابل توجهی مواد شیمیایی تسلیحاتی شده بر فراز این شهرها منتشر شود.

۳- با مملو کردن این جنگنده ها از مواد انفجاری؛ میتوان با یک حملهٔ همزمان؛ یکی از سدهای عراق را ویران نمود.

کژدم

۱۴ نظر:


  1. آنچه در کوبانی در حال وقوع هست دقیقا اینه:
    جنگ بین داعشیان تروریست با گروه های کرد تجزیه طلب شامل: پژاک، پ‌ک‌ک، حزب دموکرات و کوموله و...
    شهر از افراد غیرنظامی کاملا تخلیه شده و خطری که در سنجار و آمرلی برای نسل کشی وجود داشت در اینجا وجود نداره...
    همین برادران کرد در شروع تجاوز داعش درموصل اعلام بی طرفی کردند و اجازه قدرت گرفتن به داعش رو دادند به این خیال خام که داعش فقط با ایزدی ها و مسیحی ها وشیعیان دشمنی دارند!!!
    اینقدر بر طبل معرفی و همه کاره جلوه دادن گروه های جدایی طلب پژاک، پ‌ک‌ک، حزب دموکرات و کوموله و... نکوبید .
    اینها مشکل اصلی قوم ماد بوده و هستند.و با همین بهانه هیچکدام از کشورهای دارای اقلیت کرد شامل ایران،ترکیه،عراق و سوریه حاضر نیستند کاری بکنند که به تقویت گروه های جدایی طلب کرد منجر بشه!!
    اینقدر از عکس ختران مسلح کرد ( با رژ لب , کفش پاشنه بلند,لباس میهمانی )در پوسترها و تیلبغات فعالان کرد استفاده ی ابزاری میشه که انگار هیچ مردی در میان مدافعان کوبانی وجود نداره!!!
    بنابراین
    برادر کژدم
    Relax,come down,take it easy
    اینقدر جوش نزن

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. فکر میکنم شما دارید جوش میزنید.

      حذف
  2. بازنده اصلی کوبانی در صورت موفقیت کردها ایران و ترکیه است
    در واقع دست ایندو رو شده است
    با اینکه پ ک ک از نظرامرکیا تروریستی بوده سات از قدیم...منتها برای نجات کردها و مردم شب روز بمباران کردند در حالیکه هم ترکیه نظاره گر بود ظاهرا...هرچند در خفا شاید کمک کرده از ترس داعش رو نمی کند...و هم ایران
    از این به پس ایزدیان و کردها باید مدیون امرکیاییها باشند از این منجلاب نجاتشان داد

    پاسخحذف
  3. ناشناش گرامی
    اولاً اینکه ترکیه از داعش نمیترسه؛ چون خودش همدست داعش هست و چه بسا یکی از فرماندهان داعش است. لذا ترکیه نظاره گر نبود؛ بلکه در نوشته های پیشین نیز اشاره کرده ام که «داعش کسانی را دارد که در راهروهای سازمان ملل قدم میزنند».
    دوم اینکه آنچه که شما ایران مینامید، فقط بخشی از آن کشوری است که فردوسی آنرا ایران مینامید. لطفا با من از این شوخی ها نفرمایید. به قول سهراب سپهری:
    به سراغ من اگر می آیی.... نرم و آهسته بیا
    تا که ترک بر ندارد «شوشه» نازک تنهایی من.
    آذربایجانی های دلیر و شجاع که دریاچه شان خشکیده است ولی خایه یک اعتراض را هم ندارند (زیرا که تشیع عزیز و بیشتر از همه لذیذ است) مثلی دارند که میگوید:
    « من بو ایشین قحبه سی یم»
    لذا شما نمیتوانید با «جدایی طلب» خواندن کردستان مرا فریب دهید، با «ایران» خواندن بخشی از «ایران» شاید بتوانید خود را فریب دهید... اما نه کژدم را

    پاسخحذف
  4. کوارتز گزارش داد
    بهای نفت تاثیری بر مواضع هسته‌ای ایران ندارد

    شریه کوارتز در گزارشی با اشاره به کاهش قیمت جهانی نفت نوشت: به نظر نمی‌آید سقوط ناگهانی بهای نفت خام موجب شود ایران در مذاکرات هسته‌ای سازش بیشتری از خود نشان دهد.

    به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نشریه کوارتز در ادامه نوشت: کارشناسان معتقدند علیرغم اینکه کاهش سنگین بهای نفت سختی‌هایی را بر اقتصاد تهران وارد خواهد آورد اما به نظر نمی‌آید که این اتفاق موجب شود ایران برای دستیابی به توافق نهایی تا ضرب‌الاجل 24 نوامبر سازش بیشتری از خود نشان دهد.

    این کارشناسان می‌گویند تنها در صورتی که مذاکرات تمدید شود و این کاهش قیمت ادامه پیدا کند ممکن است که ایران بیشتر از قبل سازش کند.

    روزنامه وال استریت ژورنال پس از پایان دور اخیر مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 به نقل از چند دیپلمات نوشت: کاهش 25 درصدی قیمت نفت از تابستان گذشته تاکنون ممکن است باعث رفتار سازش‌گرانه‌تر ایران در مذاکرات شود. گفته می‌شود ایران برای تامین بودجه‌اش به نفت با بهای 140 دلار در ازای هر بشکه نیاز دارد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      آنچه که در رسانه های بیگانه به نام «ایران» چاپ میزنند؛ به معنی «رژیم ننگین صفوی حاکم بر ایران» است. اگر آنهایی که در این سرزمین زندگی میکنند و تنها «رهگذران ساکن» (مانند مسافرانی که در هتلی به نام ایران زندگی میکنند) نیستند؛ باید لیاقتها و شایستگی خود را برای وارد شدن به دنیای نوین نشان دهند. این یک امتحان الهی نیست......... بلکه یک امتحان ملموس از طرف آن چیزی است که به «اقتصاد و نظم نوین جهانی» مشهور است. حال این ایرانیان و این هم گوی و میدان.

      حذف
  5. به کی داری هشدار میدی کژدم؟ به آغا؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      به هر کسی که قضیه را ساده میگیرد و فکر میکند که انشاءالله گربه است.

      حذف
  6. https://www.youtube.com/watch?v=mt3wUUcSEIk#t=760

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      فکر میکنم که به جای جیغ و داد کشیدن و تروریست نامیدن کردها بهتر است مطالبی را بفرستید که ارزش خواندن و یا دیدن داشته باشد.

      ویدیو را دیدم؛ این ویدیو از این نظر که بدانیم در دور و برمان چه میگذرد؛ مفید است. شخصی که با او مصاحبه شده است (ولید شوبات) به خاطر سابقهٔ کار تشکیلاتی در سازمان آزادیبخش فلسطین و اخوان المسلمین؛ اطلاعات ارزنده ای در رابطه با «اسلام و اسلامگرایی» دارد. اما از سوی دیگر خودش نیز به فرقه های آرماگدونی مسیحی متعلق بوده که یکی از تاریکترین اندیشه های مسیحیت است (قرینهٔ اسلامی آن همان جبههٔ پایداری و انگل مصباح یزدی در تشیع صفوی است).
      اخیراً نیز فیلمی به نام Dracula untold به نمایش در آمده است که گویا فیلم بسیار پرفروشی هم بوده است و همچنان در حال نمایش است.
      این فیلم در تمجید «جنگهای صلیبی» برای بیرون راندن مسلمانان از اروپا ساخته شده و تاکید آن بر روی «ترکهای عثمانی» به عنوان دشمن درجه یک است.
      آنچه که در قطعهٔ تبلیغاتی این فیلم از زبان فرزند قهرمان فیلم گفته میشود بسیار قابل توجه و جالب است:
      « پدر من مرد بزرگی بپد؛ یک قهرمان.... اما دنیا گاهی به قهرمان نیازی ندارد. بلکه به یک هیولا نیاز دارد.»
      ظهور داعش در چنین قامتی؛ طبعاً اگر مهار نشود؛ جنگهای صلیبی را به دنبال خواهد آورد.

      http://youtu.be/fCWUlSlbeoY

      حذف
  7. ايران چيست و به چه چيز اشاره دارد؟
    نگاهي به تاريخ معاصر کشورهاي منطقه نشان از آن دارد که ناپايداري سياسي و اجتماعي مجال تعريف درست و دقيقي از هويت و خواست ملتها توسط خود ملتها بدست نداده است. نمونه آخر آن انتخابات افغانستان بود که بالاخره با کدخدامنشي حل شد. اين حق هر ملتي است که خود هويت سياسي اجتماعي خود را تعريف کند ولي قاعدتا اين مهم ممكن نمي شود مگر در يک دموكراسي پايدار و بر پايه جامعه ي مدني ساخت يافته اي که خود بر بستري از حوزه عمومي به معناي هابرماسي آن شكل گرفته باشد. بدين ترتيب و با فقدان حوزه عمومي و جامعه مدني است که 35 سال آزگار است در انتخابات متعدد شركت مي کنيم ولي ايران و رهبري آن از منظر سيدحسن نصرالله که مثلا متحد ماست عرب از آب در مي آيد! لذا طبيعي است اگر الفنوني که نظرش به نظر رهبري نزديكتر است در دو انتخابات پر حرف و حديث بر آيد و از منظر کثيري از ايرانيان شايد اوباما با ما باشد ولي الفنون با ما نباشد! اما با کيست؟ بنده با شما هم راي نيستم. ولي مهم اين است که نظر قاطبه ايرانيان چيست؟ سازوكار دموكراسي و انتخابات هم که ناكارآمد است و يا الفنون بيرون مي دهد يا جلبک! خوب چه بايد کرد؟ به نظر بنده تنها راه تحليل است.

    بنده معتقدم:
    1- مولفه اصلي هويت ايراني باز، سكولار و تجددخواه ميانه رو است و حالت اجتماعي ايرانيان در حركات ايمپالسيو و راستاي اصلي خود که معرف جهان بيني ايراني است با پروسه جهاني شدن و تمدن غربي سر سازش و آشتي دارد و به تغيير و تجدد روي خوش نشان مي دهد و از بنيادگرايي و سنن خشن و بدوي منطقه بيزار است.
    2- ايران طبيعي ترين متحد فرهنگ و تمدن آمريكايي در منطقه است و اساسا همراهي خاورميانه در پروسه جهاني شدن طي دهه هاي آتي از کانال ايران دست يافتني تر مي نمايد.
    3- ايران و اسرائيل نه تنها مشكلي با هم ندارند که در عهد باستان ايران به ياري يهود شتافته و طي قرون متمادي هيچ سابقه دشمني و جنگي گزارش نشده است. فلذا دولتي يهودي حتي در همسايگي ايران تنافري با آينده و منافع ايران ندارد بلكه مي تواند با تحديد و اشتغال تهاجم اسلام افراطي به خود ايران را از گزند دشمني اسلام افراطي برهاند و متقابلا ايران هم در نقش ژاندارم سكولار و ميانه رو منطقه موجبات همزيستي اديان مختلف را فراهم آورد. اين مهم مهيا نمي شود مگر با گذار و پوست اندازي ج.ا. به حكومتي به معناي واقعي جمهوري و نه به قول کيسينجر حكومت آيت الله ها! در اين صورت است که عربستان و تركيه آچمز مي شوند و انگشت اتهام تروريزم پروري و تمامت خواهي به تمامي بسوي آنان مي چرخد.
    4- ايرانيان با هضم و پذيرش اسلام و البته قرائتي تجددخواهانه از آن نشان داده اند الزاما با اسلام ميانه رو مشكلي ندارند.
    5- ج.ا. و بطور کلي حاكميت در ايران بايد متوجه شود که تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز! لذا يگانه راه برون رفت از همه مشكلات جاري رجوع به و تبيين هر چه بيشتر حالت اجتماعي ايران است نه چنگ زدن به تفاسير فردي از حبل متين الهي!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      ۱- من به هیچ وجه به چیزی به نام «قرائت های گوناگون از اسلام» معتقد نیستم.
      اسلام واقعی؛ چه به شکل شیعی و یا سنی آن همان قرائتی است که خامنه ای و داعشیها و خمینی دارند. بقیهٔ قرائتها من در آوردی هستند و البته «داعش» از حکومت ننگین حاکم بر ایران در ابراز عقاید اسلامی «دلیر تر» است.
      بقیهٔ قرائتها همگی بر «تقیّه» استوارند و قصدشان نگهداشتن ریشه در آب است.
      من به «لیبرالیسم» نیز اعتقادی ندارم و معتقدم که برای داشتن یک مزرعهٔ خوب؛ باید «مرداب زدایی»؛ «علف هرز زدایی»؛ «انگل زدایی» و هر چه که به مزرعه آسیب میرساند نمود. اما لیبرالیسم میگوید که بگذار انگلها و علفهای هرز هم آزاد باشند و همنوع خود را تولید کنند؛ زیرا آنها به همه کس به عنوان «مشتری» و «کارگر» و «رای دهنده» نگاه میکنند.
      آنهایی که اساساً «قرائتهای گوناگون» تولید میکنند بخشی از «انگلها» هستند.
      ۲- من به دنبال این نیستم که «متحد طبیعی آمریکا باشیم» و به مقام والای «ژاندارم منطقه» و مدال افتخارش دست یابیم.
      ۳- من معتقد به داشتن «اقتصاد انگلی» در کنار اقتصاد تولیدی نیستم. بلکه معتقدم که «اقصاد انگلی» باید از میان برود.
      ۴- من معتقد به این هستم که دوستی ایرانیان و غرب باید «تعریف» شود و از نطر من چهارچوب این تعریف؛ «انتقال علوم و تکنولوژی» به ایران است.
      ۵- من معتقدم که ایران باید دارای یک کشور فدرال باشد و به این طریق حکومت فدرال (مرکزی) در خدمت تمامی حکومتهای منطقه ای بوده و آنها را در آبادانی و ارتقاء سطح زندگی اقتصادی؛اجتماعی؛ سیاسی و فرهنگی یاری نماید.

      در پایان معتقدم که نظر شما در رابطه با «منتظر بمانیم تا حکومت انگلی پوست اندازیهای مکرر کند»؛ حواله به «حپروت» است.
      در ضمن معتقد هم نیستم که ساکنین ایران لیاقت داشتن یک آرمان والا و تلاش شبانه روزی برای تحقق آنرا داشته باشند و اکثرشان «ابن الوقت» و «لا اُبالی» هستند. هیچ ستاره ای بر پیشانی اینچنین ملتی نخواهد درخشید.
      نهایت اینکه از سوراخ این انگل بیرون آمده و به سوراخ انگلی دیگر پناه میبرند.

      حذف
  8. کژدم گرامی
    اگر منظورتان از «فکر میکنم که به جای جیغ و داد کشیدن و تروریست نامیدن کردها بهتر است مطالبی را بفرستید که ارزش خواندن و یا دیدن داشته باشد.» من یعنی سکینه خانم هستم٫ باید به شما بگویم که:
    ۱- من هرگز کردها را تروریست نه نامیده بلکه بعضی از انها
    « نه تمام انها »
    که شامل: پژاک، پ‌ک‌ک، حزب دموکرات و کوموله و... هستند « تجزیه طلب » دانسته و می دانم .
    ۲- از من و شما با دیدن و شنیدن و تجزیه و تحلیل کردن چیزی بجز دانستن اینکه در دور و برمان چه میگذرد مطلقا چیزی بر نمی اید.
    ۳- از(ولید شوبات) خرده گرفته ای که به فرقه های آرماگدونی مسیحی متعلق بوده
    من متوجه نشدم که منظور شما از گفتن این که ایشان به فرقه های آرماگدونی مسیحی متعلق بوده چیست؟ اصلا چه ربطی به کل موضوع دارد
    حرفای خوب و درست رو لزوما آدم های مخالف فرقه های آرماگدونی مسیحی نمی زنند.
    ولی اینا هیچکدوم هیچی از درست بودن حرفای درست٫ کم نمی کنند.
    در ضمن فیلمی که معرفی کرده اید٫ منظورتان تکرار تاریخ است؟
    اگرچنین باشد که من معتقدم هست٫ تاییدی دیگر بر گفته های (ولید شوبات) است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      گویا شما متوجه برخورد از نوع «اثبات وجود خود» (ولید شوبات) و برخورد از نوع «تلاش برای تحلیل فقط به منظور آگاهی رسانی» را نمیدانید. نوع اوّل همیشه یک مقدار «آت و آشغال اعتقادی» را مثل زهر درون گفته ها میریزد و آنرا آلوده میکند. این آلودگی در طول تاریخ خود را نشان میدهد و یا شما بلافاصله با مشاهدهٔ واقعیتهای میدانی میبینید که گوینده دچار اشتباه شده است و یا به عمد میخواهد مقداری مزخرفات هم به شما تحویل بدهد. به عنوان مثال در این گفتگو؛ ولید شوبات به خانمی اشاره میکند که یکی از اجدادش گویا ایرانی بوده است و میخواهد آنرا مبنایی بر استدلالهای مالیخولیایی خود قرار دهد؛ در حالی که ما میبینیم که حد اقل ۶۰ درصد مردمی که ساکن ایران هستند و صد در صد هم ایرانی به حساب می آیند اصلاً هیچ اهمیتی به سرنوشت خانه ای که در آن زندگی میکنند نمیدهند ولی اگر چند گونی سیب زمینی در کنار خیابان بگذارید مثل حیوانات به جان همدیگر می افتند و همدیگر را لت و پار میکنند.
      هر جایی که نام «دین» و «مذهب» آمد؛ بدانید که کاسهٔ بسیار بزرگی زیر نیم کاسه است. این شخص سخنانی مطرح میکند که برای من نا آشنا نیستند و تازگی ندارند و نوشته های من؛ شاید یکی از «تولیدات فکری بکر» باشند.
      یکی از فرقهای من با ولید شوبات این است که او یک «بیزینس من» است و من نیستم.
      در ضمن اعتقاد دارم که اگر پدر و مادری بیشرف باشند؛ فرزند حق دارد که راه خود را پیدا کند و از آنها جدا شود. حال اسمش را تجزیه طلب میگذارید بگذارید.

      حذف