ه‍.ش. ۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

نگاهی به عملیاتهای دلاوران کاویانی

در ماههای اخیر؛ شاهد بودیم که تعدادی از انجمنهای «جنبش پیشگامان کاویانی برای فراخوان انجمن پادشاهی ایران»؛ از مرحلهٔ «تشکیل انجمن» گذشته و به مرحلهٔ «ضربات اقتصادی بر ثروتهای غارتگران» وارد شده اند و این احتمال که انجمنهای کاویانی دیگری نیز در حال تشکیل هستند؛ بسیار بالا است و یا پیشگامان کاویانی که هنوز نتوانسته اند یارانی بیابند و چه بسا در انتظار یافتن همفکران و تشکیل انجمن هستند و یا به صورت انفرادی فعالیت میکنند.‍

ایران تاریخ ۱۴۰۰ ساله و در پِی آن تاریخی ۵۰۵ سالهٔ ننگینی را به یدک میکشد؛ که نتیجهٔ شکست سلسلهٔ ساسانی در برابر «تازیان عرب» است.
پان ایرانیستهای کثیف صفوی مسلک و ناسیونالیستهای قلّابی اکنون به تنها چیزی که فکر میکنند؛ «حفاظت از تمامیت ارضی» است (از نوکران خاک بر سرِ سیّد رضا دیبا گرفته تا اصلاح طلبان صفوی مسلک). غافل از آنکه این «تمامیت ارضی» بدون توجه به مردمانی که در این «تمامیت ارضی» زندگی میکنند؛ آن «تمامیت ارضی» را فرو خواهد پاشید و همین مردم با توجه به پیشینهٔ تاریخی حکومت «پان ایرانیستی - صفوی  پهلوی» و تحقیر همین مردم و در ادامهٔ آن ظهور «حاکمیت کثیف ناب صفوی»؛ گسلهای میان اقوامی که در ایران زندگی میکنند؛ بسیار عمیق تر گشته است.
«پیشگامان دلاور کاویانی» باید بدانند که رژیم کثیف انگلهای صفوی؛ پس از شکست در سوریه و لبنان و موازی با آن شکستها؛ «شکست در یمن» به سوی پرتگاه «شکست استراتژیک» نزدیکتر میشوند.
اگر تا کنون تلاش «پیشگامان کاویانی» بر این استوار بود که نیروهای خود را در مسیر عملیاتهای ضربه های اقتصادی پرورش دهند؛ باید بدانند که اینگونه عملیات های نظامی؛ هر چند که مؤثر هستند؛ امّا در بخش «مبارزات تبلیغاتی» هیچ ارزشی ندارند. شاید یاران دلاور کاویانی بپرسند که ما برای «تبلیغات» نمیجنگیم؛ امّا باید بدانند که «تبلیغات» بخشی بسیار مهم از نبرد است و گرنه «گوبلز» اینچنین مشهور نمی شد و هیچیک از این روزنامه ها و مجلّه ها و وبسایتهای فارسی زبان بیگانه؛ وجود نداشتند.
من نمیگویم که از «ضربات اقتصادی» دست بردارید؛ بلکه میگویم که: «پیشگامان کاویانی» باید کاری کنند که به عنوان یک تشکل تأثیر گزار شناخته شوند.
عملیاتهای «آتش سوزیها» از طرف خبرگزاریها به بهانهٔ «میتواند تصادفی باشد» حتّی به پشیزی خریدار ندارد و این امر بدین معنی است که «پیشگامان کاویانی» جبههٔ «نبرد تبلیغاتی» را باخته اند و یا حد اقل اینکه در آن حضور ندارند و حضور نداشتن فرقی با «مرگ» ندارد. نبرد متعلق به «زندگان» است و «مردگان» در هیچ نبردی شرکت نمیکنند زیرا «حضور» ندارند.
فرماندهان سپاه و بسیج و پایگاههای نظامی سپاه و بسیج؛ باید اهداف نبرد باشند.

آنهایی که «نبردشان» را باید با «میکروسکوپ» دید؛ یا «میکروب» هستند و یا «آمیب» ....

کژدم

۷ نظر:

  1. داعش جنبشی عقب افتاده متشکل از جوانان ناراضی سنی عراق بود که حقشان توسط حکومت شیعی عراق نادیده گرفته شده بود که به صورت متوهرانه اسلحه بدست گرفتند و به نبرد با حکومت شیعی رفتند اما جوانان ایرانی به خاطر ماهیت محافظه کارانه وجو ترسویی که در ان پرورش پیدا کرده اند عمرا به سمت چنین جنبشهایی متمایل شوند و برای تشکیل ان حتی یک قدم مثبت بردارند ...همچنین نیروی جوانان دهه 50 و 60 به عنوان بزرگترین نیروی قابل اتکا برای پیش بردن یک تحول بزرگ نیز با دسیسه های ج ا کاملا به هرز رفته و به سنین بالای 35 سال رسیده اند با ماهیت کاملا محافظه کارانه و جوانان دهه 70 نیز که هیچ امیدی نمی توان بدانها داشت چرا که انچنان خودخواه و فرصت طلب هستند که نهایت ایثارشان لایک زدن جنبشهای فیس بوکی هست..کژدم جان چنین خیالی برای این مرزو بوم و جوانان انها یک خیال خام و عبث هست و هیچ فیدبکی نخواهد داشت

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      من نا امید نیستم. اگر نا امید بودم هرگز نمینوشتم؛ زیرا بسیار مسائل هستند که ارزش وقت گذاشتن دارند. امّا بهروزی ایرانیان؛ مهم تر از هر چیزیست

      حذف
  2. کژدم گرامی، بهترین حالت زمانی است که کسانی که تبلیغات می‌کنند، جدای از کسانی باشند که عملیاتها را انجام می‌دهند. (بخاطر بالا رفتن امنیت)

    پیشنهاد می‌کنم چند تن از یارانی که مقیم خارج کشور هستند، با ایجاد یک ایمیل و حساب کاربری در فیس بوک و توئیتر و عضویت در گروههای پرمخاطب و فعال، اخباری که یاران کاویانی از عملیات خود در این صفحه قرار می‌دهند در آن صفحات منتشر کنند.
    آریو

    پاسخحذف
  3. با درود
    کژدم عزیز مرسی از زحمات شما میخواستم بدانم برای پیوستن به ایران یاران کاویانی چه باید کرد و چگونه می شود گروه تشکیل داد به چه جایی و چه چیزی باید پرداخت و مراجعه کرد دوستدار شما خشایار شیرافکن

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خشایار گرامی
      «پیشگامان کاویانی»؛ برخلاف احزاب و سازمانهای شناخته شده؛ یک تشکّل «هرمی» نیست بلکه یک جنبش «افقی» است. هر ایرانیاری که اندیشه های «پیشگامان کاویانی» را میپذیرد؛ موظف است «انجمن پیشگام کاویانی» خود را تشکیل دهد. انجمنها به صورت «خودمختار» عمل میکنند و از جایی دستور نمیگیرند. «آیین ریشه ای نوین» برنامهٔ پیشنهادی «پیشگامان کاویانی» است. هر انجمنی بنا بر توان خود؛ در نبرد شرکت میکند. و یکی از وظایف اصلی اش؛ بالا بردن تواناییهای انجمن است تا انجمن بتواند در سطوحی بالاتر به کار انقلابی خود ادامه دهد.
      پیشگامان کاویانی؛ هنوز در آغاز راه هستند.
      اینها بخشی از وظایف انقلابی پیشگامان کاویانی هستند.
      http://kajdoum1.blogspot.com/2012/09/blog-post_2961.html

      حذف
  4. مرسی از پاسخ شما
    اما پرسشی که دراینجا مطرح میشود این است که چگونه میشود که هر گروهی برای خودش کار بکند و آنچه را که از دید خودش درست میداند را انجام بدهد که ممکن است آن کار شایسته و درست نباشد آیا بهتر نیست تا حدودی باهم در ارتباط باشند تا بشود درستی یا نادرستی عمل یک گروه را شناسایی کرد و از آن جلوگیری نمود و دیگر اینکه این گروهها نباید کسی را به عنوان رهبر یا به نوعی فرماندار داشته باشند تابتوانند راحت تر وظایف را انجام بدهند. خشایار

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خشایار گرامی
      آنچه که ذهن شما را اشغال کرده است؛ بوجود آمدن یک سازمان سیاسی و یا یک حزب سیاسی است که مرکزیت مشخصی دارد. جنبش پیشگامان کاویانی؛ یک جنبش است و نمیخواهد به طرف تبدیل شدن به یک حزب و سازمان پیش برود. اگر این جنبش مسیرش به سمت تبدیل شدن به سازمان و یا حزب تغییر نمود؛ آنموقع بدانید که از آرمان «فراخوان انجمن پادشاهی ایران» دور افتاده است و میخواهد از طریق اعمال قدرت حزبی و یا سازمانی این امر را پیش ببرد. تمامی اندیشهٔ «فراخوان انجمن پادشاهی ایران» بر این پایه استوار است که مردم سراسر ایران نه با هژمونی حزبی و سازمانی اعمال شده از طرف «پیشگامان کاویانی» بلکه به طور طبیعی؛ استوانه های مورد اعتماد خود را به عنوان افراد تشکیل دهندهٔ «انجمن پادشاهی ایران» انتخاب کرده و معرفی کنند. اندیشهٔ «پیشگامان کاویانی» بر اساس «هژمونی مردم پایه» و نه «هژمونی احزاب» استوار است. هژمونی «مردم پایه» حتی میتواند احزاب را نیز وادار به تغییر کند. باید آموزشهای سیاسی؛ از آموزشهای سیاسی «حزبی» فراتر رود و تنها بدینگونه خواهیم توانست میام مردم سراسر ایران رابطهٔ فکری همسان ایجاد کنیم. رابطهٔ «حزب» و «هوادار» همیشه مانند «چوپان» و «گلّه» بوده است. ما «گلّه» و «هوادار» نمیخواهیم. چوپان نیز باید «اندیشه» باشد و نه یک حزب مشخص.
      امّا اگر حتی میخواستیم که به یک «سازمان» تبدیل شویم و از شیوهٔ «هِرَمی» تبعیت کنیم؛ در شرایط کنونی؛ گره زدن انجمنها به یکدیگر؛ از نظر امنیتی؛ میتواند انجمنها را به خطر اندازد و اگر ضربه ای در جایی وارد شود؛ بخش وسیعی را زیر خطر انهدام قرار دهد.

      حذف