ه‍.ش. ۱۳۹۴ خرداد ۲۲, جمعه

نگاهی گذرا به تحولات منطقه

برخلاف «عربدهٔ خیره کنندهٔ چشم جهانیان» که از طرف لات بی سرو پایی که «ژنرال» نامیده میشود؛ سیاست سرکوب مردم سوریه و تاکتیک استفادهٔ گسترده از بمبهای بشکه ای و بمبهای کوچک شیمیایی تهیه شده توسط «سپاه قدس» به بار نشست.
طبق گزارشهای موثق وبسایتهای اطلاعاتی؛  تنها در شهر بندری «طرطوس» بدون احتساب سایر مناطق و شهرهای علوی نشین هر روز حد اقل ۲۰ جسد و در شرایط جنگی شدید؛ روزانه ۸۰ جسد دریافت میکند. رژیم اسد برای پنهان کردن شکستهای خود و جلوگیری از شورش «علویها»؛ روزانه تنها ۵ جسد را برای خاکسپاری از سردخانه ها آزاد میکند. علویها و شیعیان جنوب لبنان که فکر میکردند؛ میتوانند با سرکوب فشرده و گسترده به پیروزی خواهند رسید؛ تیرشان به سنگ خارا خورد و اکنون با بلعیدن بیش از ۵۰ میلیارد دلار از ثروت ایران و میلیاردها دلار پولهای کثیف که از طریق فروش مواد مخدر توسط سپاه قدس و حزب الله لبنان و اوباشان «شبیحهٔ علوی» هزینه کرده اند؛ نفرتها و کینه های خونریز را برای خود خریده و در حال رانده شدن به گوشهٔ رینگ هستند. دریای امید «انگل فرزانه» در ساختن «دژ هلال شیعی» مانند دریاچهٔ آذربایجان در حال خشک شدن است و دیگر نمیتوان با آب ریختن؛ آنرا احیا نمود.
اکنون هر دو سوی جبهه های نبرد یعنی نیروهای مخالف مسلح و هواداران رژیم اسد؛ گام به گام به خونین ترین روزهای تاریخ سوریه و سپس لبنان نزدیکتر میشوند. آینده ای که در بازهٔ زمانی کوتاه آن تعداد کشته ها شاید به بیش از ۳ برابر کشته های ۴ سال گذشته برسد و خاک سوریه و لبنان همچنان به خون تشنه باشد.

در یمن روزانه حد اقل ۵۰ نفر کشته و به همان نسبت نیز عدهٔ زیادی زخمی میشوند و آمار دقیق و یا حتی تقریبی  از تلفاتی که نیروهای القاعده به حوثیها وارد میکنند منتشر نمیشود. امّا آنگونه که به نظر می آید؛ بیش از ۲۰۰ هزار تُن تسلیحات از طرف «انگل فرزانه» به یمن انتقال داده شده است و با شناساییهای دامنه دار و بمباران زاغه های مهمات؛ ماشین جنگی علی عبدالله صالخ و حوثی ها؛ روز بروز ضعیفتر میگردد.
خبرگزاری «رویترز» در تحلیلی که منتشر نموده و مطالعهٔ آنرا Recommended (توصیه میشود) نموده است (اینجا) میگوید که عربستان سعودی و ائتلافی که بر ضد حوثی ها تشکیل داده است؛ به جایی رسیده است که باید تصمیمهای سختی اتخاذ کند و به «یورش زمینی» روی آوردو نام تحلیل را نیز از همین موضوع گرفته است. «رویترز» وضعیت را چنان توصیف میکند که راه دیگری نمانده است. (گویی که تاثیر حملات هوایی به انتها رسیده است) و اگر حملهٔ زمینی انجام نگیرد؛ عربستان و متحدینش شکست خورده به حساب می آیند. از طرف دیگر؛ رویترز به این مسئله اشاره میکند که رهبران عربستان سعودی با رهبران اسرائیل روابط و گفتگو بر سر مسائل امنیتی را به صورت «مداوم» دارند. در نهایت رویترز میگوید که: نیروی هوایی ائتلاف (ناتو عربی)؛ اکنون به اندازهٔ کافی کارکشته است؛ تا بتواند مامکوریتهای بزرگتری در سوریه به عهده بگیرد.
خبرگزاری رویتر به خانوادهٔ «روتچیلد» (Rothschild Family ) تعلق دارد؛ لذا هم خبرگزاری بسیار توانایی است؛ و هم «توصیه کنندهٔ پر قدرتی» است. این تحلیل به ۳ نقطه اشاره میکند: الف: پایان تاثیرگذاری حملات هوایی (یعنی علی عبدالله صالح و حوثی ها به اندازهٔ کافی تضعیف شده اند). ب: حملات زمینی یک ضرورت است. (ضرورت یعنی نباید هیچ سستی و احمالی انجام پذیرد. Do it in any price). پ: از رابطهٔ تان با اسرائیل استفاده کنید و راه حلّی را که ارائه میدهند؛ در برنامه های خود؛ به عنوان یک پارامتر مهم؛ بگنجانید. ت: کار شما هنوز تمام نشده است و در یمن نیز به اندازهٔ لازم؛ آبدیده شده اید؛ و بدانید که این نیرو در آیندهٔ خاور میانه نقش بزرگی خواهد داشت. پس به «سوریه» نگاه کنید که راه «خاورمیانهٔ بزرگ» نه از دمشق؛ بلکه از «لاذقیه» و «طرطوس» (روسیه و انگل فرزانه) میگذرد. لذا تأمل نکنید و به آنچه که «ضرورت میدانی» است؛ بچسبید. لذا من تحلیل «رویترز» را بیش از آنکه یک تحلیل «سیاسی- نظامی - میدانی» باشد؛ یک «رهنمود» میدانم. امّا «رهنمود من بهتر و بسیار موثر تر» است.
امّا توصیهٔ من این است که به «عصای موسی» بچسبید. زیرا «عصای موسی»؛ دریاها را خواهد شکافت.

در این چند روز اخیر خبر شکست «اردوغان عثمانی» و پیروزی «کردستان خون چکان ترکیهٔ عثمانی» را داشتیم. گام بزرگ کردستان خونین ترکیه در مسیر سربر آوردن کردستان قهرمان؛ مانند شهد بر کام فرزندان کاوه؛ برای همیشه شیرین باد.
فریب قبیله زار؛ و احزاب عشایری و قبایلی و خودمختاری و ناسیونالیسم روستایی را نخورید.
کردستان مانند همان آغاز؛ که پس از ۵۰۰ سال مبارزات خونین با کشتارگران آشوری ؛ توانست از زیر یوغ «آشور» به صورتی «پیروزمندانه» بیرون آید و سپس بنیانگذار ایران شود؛ اکنون نیز همان وظیفهٔ بزرگ تاریخ نیاکانی را بر عهده دارد.


سرهای بریدهٔ فرزندان ماد به دست ترکهای عثمانی را هرگز نبخشید
این پیروزی تنها نخستین گام است.

هرگز فراموش نکنید....
هرگز نبخشید....
بگذارید هرچه میخواهند بگویند...
تاریخ را پیروزمندان مینویسند؛ و نه ... شکست خوردگان.


کژدم
کینه توزی  که هرگز فراموش نمیکند و هرگز نمیبخشد

۱۱ نظر:

  1. کژدم جان. نبرد قلمی ات را با شهاب خواندم.معرکه ای گرفته بودی.دوقوچ شاخ در شاخ هم گذاشته و صحنه ای خلق کرده بودید. هنوز انرا کامل نخوانده ام. خوشمان امد. این شهاب کیست؟ پس چرا اینجا پیدایش نمی شود؟ راستی کژدم گویا تیرداد را رنجا نده ای.از دلش درار. مگر نمی دانی اهالی فرهنگ دلشان نازک است. شاید او را با داش اکل اشتباه گرفته ای.سخنان سخت افزاری پوست کلفت می خواهد و تیرداد پوستش کلفت نیست.من هم به نوبه از پیروزی در خشان کرد ها در تر کیه خیلی خوشحال شدم. اردوغان ترک بود. اخیرا عرب شده.باید درس خوبی برایش بشود. تا مظلوم کشی نکند. مثل اخوندا. دیکتا تورا دارند می بازند. روز های خوبی است. گو که خطر دارد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      «شهاب» گرامی مدتی در این وبلاگ در رابطه با مسائل فرهنگی؛ زحمات زیادی کشید و من هرگز یاد و ارزش کارهای ایشان را از یاد نخواهم برد. ولی چون طبیعت من با مسائل فرهنگی که روی به گذشته دارند؛ ناسازگار است؛ ترجیح داد که دیگر نباشد. شاید تقصیر من است که به دنبال «فرهنگ خروس جنگی» هستم.
      به هر حال اینکه من به دنبال «فرهنگ خروس جنگی» و «فرهنگ گرگ بیابان» هستم؛ قابل انکار نیست؛ حتی اگر بخواهم به دروغ آنرا انکار کنم.

      زمانی که Sun Tzu به دربار امپراتور پذیرفته شد؛ تا «تئوری نبرد» خویش را ارائه دهد؛ مورد پرسش قرار گرفت.
      Sun Tzu گفت که حاضر است از همان رقاصه های قصر که در آنجا حضور داشتند؛ک ه آنها را با خنده های نخودی و بادبزنهایشان میشناسید؛ زنانی جنگاور بسازد.
      امپراتور پذیرفت... امّا شرط Sun Tzu این بود که باید در آن رابطه اختیار تام داشته باشد و امپراتور پذیرفت.
      سپس Sun Tzu خواست که به همهٔ زنان رقاصه شمشیر بدهند و آنها را به دو گروه تقسیم نمود و از آنها خواست که یا همدیگر را بکشند و یا اگر کوتاهی کنند؛ کشته خواهند شد. زنان رقاصه که هیچ تجربهٔ جنگی نداشتند؛ دستور Sun Tzu را نیز در ردیف شیرینکاریها و نمایشهای دربار انگاشتند و در نخستین نبرد آنرا به شوخی گرفتند و Sun Tzu به گارد دربار دستور داد که از هر دو طرف نبرد؛ یک نفر را به زخم شمشیر بکشند.
      پس از کشته شدن دو تن از زنان رقاصه؛ «خنده های نخودی» پایان گرفت و نبردی خونین در میان دو گروه در گرفت که در نهایت یک زن زنده ماند.
      امپراتور تمامی افراد گروه رقصندگان دربار را در دو شبانه روز از دست داد و آنکه زنده ماند نیز دیگر «رقصنده» نبود.
      تاریخ در بارهٔ آن زن رقصنده؛ ساکت است و نمیگوید که پس از آن خونریزی ناگهانی بر سر او چه آمد؟ شاید خودکشی کرد.... شاید هم مسیر زندگی آن زن تغییر یافت و به یک کشتارگر تبدیل شد.... هر چه که شد؛.... تاریخ در بارهٔ او ساکت است.
      تاریخ دربارهٔ بسیاری از مردمان ساکت است و در آینده نیز ساکت خواهد بود.

      حذف
    2. «چه گوارا» شاید به خاطر «خوش چهره» بودن و «نبرد رویایی برای عدالت اجتماعی» از طرف بسیار کسان؛ مانند «الویس پریسلی» به چهره ای ماندگار تبدیل شده باشد. امّا از نظر من «چه گوارا» به خاطر ۳ برجستگی شخصیتی؛ همیشه در یاد جنگاوران؛ «جاودانه خواهد زیست»:
      ۱- جنگاوری که به تنهایی جان بیش از ۳۰۰۰ نفر را گرفت.
      ۲- تشنهٔ قدرت حکومتی نبود و به «رزم پایدار» معتقد بود و جانش را نیز در این راه از دست داد.
      ۳- به تنهاچیزهایی که زندگیش را را با آن پیوند زده بود همیشه وفادار ماند:
      ۱- دشمنان را هرگز نبخشید مگر با گلوله.
      ۲- به زنده ماندن همرزم ها و سربازانش بسیار وفادار بود.
      ۳- همیشه در نوک پیکان حمله حضور داشت و نه مانند «فیدل کاسترو» در «چادر فرماندهی».
      «تاریخ نبرد» هرگز نمیتواند «چه گوارا» را فراموش کند.

      حذف
    3. ناشناس گرامی،
      رنجشی در کار نیست. آنقدرها هم که تصور می‌کنید «فرهنگی کار» و «پوست نازک» نیستم. مطمئن باشید که در همه‌ی کامنت‌های من کلمه‌ای نخواهید یافت که از آن بوی مماشات با این رژیم به مشام برسد. بنابراین چون این وبلاگ هم بر همین روال است، همواره اینجا سر می‌زنم و مقاله‌ها و کامنت‌ها را می‌خوانم. ولی حتی «حضور» هم می‌تواند اشکال گوناگونی داشته باشد. هیچ میهمانی مجاز نیست شیوه‌ و ابزار پذیرایی را به میزبان خود تحمیل کند.
      ممنون که از من یاد کردید.

      حذف
  2. کژدم گرامی
    دبکا چند ساعت پیش خبر زیر را مبنی بر کشته شدن فرمانده نیروی هوایی سعودی بر اثر اصابت موشک حوثی ها به فرودگاه بن خالد در سایت خود گذاشت.
    http://www.debka.com/article/24664/Saudi-air-chief-killed-in-Yemeni-rebel-Scud-attack-on-Khamis-Mushayt-air-base
    مشخص نیست تا چه حد این خبر واقعیست ولیکن در راستای آماده سازی افکار به منظور ورود نیروهای زمینی عربستان به جنگ یمن میتواند باشد.
    در عراق نیز عملا تلاشها برای بازپس گیری رومادی به بن بست رسیده و هر روز بر اساس اخیار داخلی عراق بین پنجاه تا هشتاد نفر تلفات را در میان ارتش عراق و حشد شعبی بجای میگذارد.
    تلاشهای اوباما و مشاورانش جهت راضی نمودن عشایر انبار بمنظور شرکت در نبرد کاملا با شکست مواجه شده و سران عشایر بیشتر به سمت داعش راغب هستند تا آمریکایی که درست یا نادرست وی را حامی ایران و شیعیان می دانند.
    اوباما آخرین تلاشهای خود را بمنظور به نتیجه رساندن گفتگوهای اتمی به کار گرفته ولیکن در راه امتیاز دادن مواجه با مشکلات زیادی چه در داخل آمریکا و چه در اروپا بخصوص از جانب فرانسه شده است.
    وضعیت سوریه نیز مشخص است و اینطور که بنظر میرسد اسرائیل ممکنست جهت حفاظت از دروزی های سوریه قلمرو خود را تا قلمون امتداد دهد و بعبارتی تمامی منطقه جولان را به کنترل خود درآورد.
    دمشق نیز که از سه جانب شمال و شرق و جنوب در خطر هجوم قرار گرفته و اینطور که پیداست دوران بشار اسد و شیعیان علوی در سوریه درحال سپری شدن است.
    ولیکن به نظر من تازه اینها آغاز ماجراست و این مسائل بعنوان پیش درآمدیست که جهان را از نوع تعریف خواهد کرد و از خاورمیانه آغاز شده است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی
      تنها مطلب مهم در نبردهای خاورمیانه؛ به واقعیت تبدیل شدن «رؤیای داوود» است که بلندیهای جولان؛ تنها بخش کوچکی از آن است.
      سپاس از شما
      خوانندگان این وبلاگ را از «خبرهای میدانی» محروم نکنید. همانگونه تا به حال محروم نکرده اید.

      حذف
    2. کژدم گرامی؛ لطفا درصوت امکان، مواردی از سایت های خبری برای خاورمیانه را معرفی نمائید؛تا این پیرمرد هم «در سن ۶۵ سالگی» پس از کار خسته کننده روزانه درجریان اخبار روز قرار گیرد۰«بجز العربیه »۰با سپاس فراوان۰جواد

      حذف
    3. جواد گرامی
      اگر متوجه شده باشید؛ اخبار «العربیه» توسط خوانندگان در بخش نظرات فرستاده میشوند. از نظر من هم هیچ ایرادی ندارد. در هر حال تمامی خبرگذاری ها به نحوی از انحاء اخبار را یک سویه و دست و پا شکسته و گاهی با تغییرات عمدی منتشر میکنند و یا از کنارش میگذرند. من همهٔ خبرهای سیاسی مربوط به خاورمیانه؛ چین؛ روسیه؛ حرکات غرب را مطالعه میکنم و تلاش میکنم آنچه که به قول خودم «نشانه ها» و به قول دیگران «نکات برجسته» را پیدا کنم. آنچه که شما مطرح میکنید ایجاد بخش ویژه ای در وبلاگ است که نکات مهم اخبار را در اختیار خوانندگان بگذارد. متاسفانه چنین کاری به خاطر دست تنها بودن و امکانات محدودی که وبلاگ در اختیار میگذارد امکان پذیر نیست. اگر این وبلاگ از وضعیت فعلی خارج شده و به یک وبسایت خبری- تحلیلی تبدیل میشد و به جای یک نفر ؛ چندین بخش و نفرات گوناگون و هیئت تحریریه داشت؛ میشد این کار را انجام داد. امّا متاسفانه اکنون با این امکانات محدود؛ قابل انجام نیست.

      حذف
  3. زنده میدن. مرده میگیرن. مثل معادله نفت در برابر غذا. http://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2015/06/12/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%B3%D8%A7%D8%AF-65-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D9%8A-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-24-%D8%A7%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87.html

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      این ماجرا نشانهٔ ضعف مفرط «حاجی بادمجان و» و دانش آموزان «آیین حاجی بادمجانی» است. بگذارید خاطره ای تعریف کنم:
      زمانی که در کردستان بودم؛ این خفّت و خواری در میان پیشمرگان را به دفعات دیده و رنجیده بودم که چرا باید «ما» پاسداران اسیر را زنده تحویل بدهیم و در برابر آن «اجساد پیشمرگان» را بگیریم. در همین رابطه با یکی از فرماندهان نیرو (هئز) گفتگویی داشتم (نمیگویم کدامین هئز و کدامین حزب تا به ترمهٔ قبایشان بر نخورد).

      من: چرا شهر «نقده» را تسخیر نمیکنیم؟
      فرمانده: چون تعداد زیادی «شیعه» در شهر «نقده» زندگی میکنند.
      من: میتوانیم با آنان رفتاری بسیار انسانی داشته باشیم؛ تا زبانزد شود. اکثریت مردم آذربایجان نه تنها مخالف رژیم هستند؛ بلکه آرزوی سرنگونی رژیم را دارند.
      فرمانده: عده ای از شیعیان نقده مزدوران رژیم هستند و اگر شهر را بگیریم با آنها و خانواده هایشان چکار کنیم؟
      من: با آنهایی که با رژیم نیستند مهربان باشیم؛ و آنهایی که با رژیم هستند را قتل عام کنیم.
      فرمانده: با خانواده هایشان چکار کنیم؟
      من: آنکه برای قتل عام مردم «ایندرقاش» و «قارنه» با رژیم همکاری کرده است؛ باید قتل عام خانواده اش را پذیرفته باشد؛ و اگر نپذیرفته باشد.... به آنها می آموزیم که زمانی که به جنگ می آیند؛ با ریسک مرگ زنان و خردسالهایشان بیایند.
      فرمانده: ما اینکار را نمیکنیم.
      من: پس بپذیرید که شکست خواهید خورد و فرزندانتان بی سرپست خواهند شد و چه بسا اگر می مُردند؛ برایشان بهتر بود.

      نبرد کردستان شکست خورد.

      حذف
  4. چرا روسها نگران هستند؟ و فرزندان و خانواده های رانت خواران به خوردن کبابهای ۶۰ سانتی و جراحی «پستانهای سیلیکونی» مشغولند؛ بدون اینکه نگران باشند؟
    دنیای عجیبی است.... و «ساکنین ایران» (کشور تهران) عجیب تر هستند.....
    شاید یک «زلزلهٔ ۱۰ ریشتری» و یا «دیگ روغن جوشان» لازم است.

    http://www.dw.de/%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DB%B1%DB%B5-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/a-18514724

    پاسخحذف