ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۳, چهارشنبه

نزدیک شدن «عربستان» به «روسیه» ؟؟؟!!!

نخستین و مهم ترین واقعیتی که باید در رابطه با شیوهٔ رفتاری روسیه در برقراری «رابطه» با سایر کشورها را همیشه باید در تحلیلها گنجانید و بدون گنجانیدن آن؛ هر تحلیلی به بیراهه کشانیده خواهد شد؛ ۲ نوع از رابطه است که روسها بنیانگذار آن هستند و تاریخچه ای به بلندی «امپراتوری روسیهٔ تزاری» و سپس «تزاریسم بولشویکی» که با «تزاریسم نوین روسیه» ادامه می یابد و به خاطر پایین بودن رشد تکنولوژی؛ تا زمانی که نتواند از محدودهٔ «نفت و گاز فروشی» بیرون آمده و «امپراتوری صنعتی و مالی» ایجاد کند؛ به همان پروتوکولهای پیشین وفادار خواهد ماند.

۱- برقراری «رابطهٔ استراتژیک» با هر کشوری برای روسها تنها یک مفهوم دارد: «جذب و هضم». این نوع رابطه؛ از نوع رابطه ای است که «عنکبوت» با «شکار» برقرار میکند. نخست او را به تور می اندازد؛ سپس به دورش تار می تند و سپس رابطهٔ استراتژیک به خودی خود ایجاد شده است. به همین خاطر روسها نمیتوانند با کشورهای قدرتمند رابطهٔ استراتژیک دوستانه برقرار کنند؛ لذا رابطهٔ استراتژیک آنها با قدرتهای دیگر در حوزهٔ «رابطهٔ استراتژیک خصمانه» تعریف میشود.
۲- برقراری «رابطهٔ حاشیه ای» با هر کشوری برای روسها در حوزهٔ همان پروتوکول فوق تعریف میشود. یعنی با ایجاد هرنوع رابطهٔ حاشیه ای؛ به جای ریختن طرح دوستی؛ به سمت «استفادهٔ ابزاری از رابطه» و تبدیل نمودن آن به «اهرم فشار»؛ برای کشاندن طعمه به مرکز «جذب و هضم» حرکت میکنند. به عنوان مثال؛ قرارداد تحویل S - 300 میبندند ولی تحویل نمیدهند و طرف قرارداد را همیشه تحت فشار میگذارند. نیروگاه اتمی میسازند ولی زمان تحویل آنرا بسیار طولانی میکنند و بر اساس «ضرورتهای روزانه» و وضعیت مشتری حرکت میکنند.
پس از فروپاشی «تزاریسم بلشویکی» همگان شاهد وضعیت مالی و صنعتی «جمهوریهای دروغین و خوشبخت»ی که از شکم «تزاریسم بلشویکی» بیرون آمدند بودند و همچنان این اثر تاریخی در موزه ای به نام «موزهٔ آسیای مرکزی» بوضوح قابل رؤیت است.
اختلافاتی که میان «چین» در دورهٔ «مائو» با اتحاد شوروی بوجود آمد؛ برآیند پروتوکولهای شیوهٔ رفتاری «روسی» بود. چین به تار عنکبوت نیفتاد و سپس مسیر خود را تغییر داد.
آنچه که بسیار جالب است؛ «شعارهای تزاریسم بلشویکی» هستند که همچنان از زبان «رجب صفراُف» همیشه شنیده میشوند (این موجود دلقک سخنگوی کرملین است). زیرا روسها حرفی برای گفتن ندارند آیا باید بگویند که «بیایید به زیر پرچم ناسیونالیسم روسیه در آیید»؟ یا باید همان داستانهای «تئوری توطئهٔ جهانی» و «ظالمین و مظلومین» را که همچنان به خاطر «رشد فزایندهٔ موجودات به حاشیه رانده شده» همچنان مشتری دارد بیاویزند؟
از زمان «نخستین سفر اکبر بهرمانی به روسیه» که هشدار «ویرانی» را دریافت نمود و سپس «جام زهر نوشیده شد»؛ ایران به برکت «حاکمیت ننگین صفوی» در مدار «روابط حاشیه ای روسیه» قرار گرفت و وظیفه اش نیز «دست و پا کردن حوزهٔ نفوذ برای روسها» تعریف شد؛  که پس از سالها برای دیدنش نه چشم بصیرت لازم است و نه هوشیاری میخواهد. فقط کافی است که به آنچه که از طرف «انگل فرزانه»؛ به عنوان «عقبه» و «عمق استراتژیک» نامیده میشوند؛ نگاهی بیندازید و حضور رنگین روسها را در آن کشورها ببینید. شاید گفته شود که روسها دیگر در عراق نیستند؛ اما باید بدانیم که خلأ خروج رژیم اسد از لبنان با «حزب الله لبنان» پُر شده بود. در عراق نیز؛ به همینگونه است و «حاجی بادمجان» این خلأ را پُر میکند. هرچند که روسیه نیز مانند «روسیهٔ تزاری بلشویکی» نیست و دست و پایش را در بسیاری جاها بریده اند و حکومت ننگین اسلامی حاکم بر ایران؛ نقش «نیابتی» در فراهم کردن جای پای جدید برای روسها دارد.

عربستان سعودی و روسیه

۲ سال پیش نیز عربستان سعودی؛ هیئتی را به روسیه فرستاد و مذاکراتی انجام گردید ولی نتیجهٔ ملموسی نداشت. اکنون عربستان سعودی هیئتی بسیار بزرگ را به روسیه فرستاده است. باتوجه به تعداد ۵۰۰ نفرهٔ هیئت اعزامی عربستان سعودی؛ باید انتظار داشت که حد اقل ۳۰ کار گروه در ۳۰ زمینهٔ گوناگون وارد روسیه شده باشند؛ مگر آنکه مانند سفرهای «احمدی نژاد» و «اکبر بهرمانی»؛ ۷۰ درصد این هیئت را «خاله خانم باجی ها» تشکیل داده باشند.
برای روشن شدن بیشتر این ماجرا؛ نخست بخش مهم؛ یعنی  نتیجهٔ نخستین این سفر را به نقل از گزارش تحلیلی DW می آورم و  خوانندگان گرامی میتوانند این گزارش تحلیلی را در (اینجا) مطالعه کنند:

(مقام‌های سعودی گفته‌اند، قصد دارند ۱۶ نیروگاه اتمی در عربستان بسازند و بخش اعظم ساخت این نیروگاه​ها با همکاری روسیه انجام خواهد شد. این کشور قرار است تانک‌های "تی۹۰" و پدافند موشکی "اسکندر۴۰۰" از روسیه خریداری کند. طرفین یادداشت تفاهمی هم برای همکاری اقتصادی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار امضا کردند. عربستان همچنین قصد دارد چند شرکت کشاورزی روسیه را هم خریداری کند.عبدالرحمان الرئیس، سفیر عربستان در مسکو از آغاز "مرحله نوین روابط دو کشور و "احتمال مناسبات استراتژیک با روسیه" سخن به میان آورد.
اوشاکوف معاون رئیس جمهوری روسیه هم گفت سطح روابط عربستان و روسیه به صورت بی​سابقه​ای توسعه خواهد یافت. روزنامه روسی "نزاویسیمایا گازتا" هم از قول الکساندر آکسنیونوک، عضو شورای روسیه در امور بین​الملل می​نویسد که دیدار پوتین و شاهزاده بن سلمان شانسی برای تصحیح مناسبات و رفع سوء تفاهم و جستجوی منافع مشترک خواهد بود.)


اینکه بخشی از این معامله مسائل مربوط به «کشاورزی» و «خریدهای نظامی» است؛ با توجه به مشکلات عربستان سعودی؛ بسیار طبیعی و قابل هضم هستند. امّا اینکه تصور کنیم؛ عربستان سعودی با «شیوهٔ رفتاری روسها» در رابطه با «روابط استراتژیک» و حتی «روابط حاشیه ای»؛ آشنا نیستند؛ به «ساده اندیشی سیاسی = بلاهت سیاسی» نیاز دارد. بویژه آنکه طبق نظر آقای «مناشه امیر» (ایراندوست پاکباختهٔ اسرائیلی):

(آقای امیر دلایل عدم واکنش و یا سکوت اسرائیل را هم این​گونه توضیح می​دهد: «دوعلت را می​توان ذکر کرد: یکی اینکه تماس​های محرمانه​ای بین اسرائیل و عربستان جریان دارد و اینها باید به یک نتیجه​ای برسد، بنابراین اسرائیل به صلاحش نیست که در این مرحله اعتراضی به دیپلماسی عربستان و یا نزدیکی این کشور به روسیه بکند. دوم اینکه اسرائیل با دولت روسیه روابط بسیار حساسی دارد و نمی​خواهد سیاستی را در پیش بگیرد که موجب ناخرسندی پوتین بشود و نوعی بحران و تنش در روابط دو کشور بوجود بیاورد.»).

سخنان آقای «مناشه امیر»  به زبان بی زبانی به «من = کژدم» میگوید: با توجه به مذاکرات محرمانهٔ بین «اسرائیل و عربستان سعودی» و «روابط حسّاس میان دولت اسرائیل و روسیه»؛ این احتمال که سفر «هیئت ۵۰۰ نفرهٔ عربستان سعودی» به روسیه در این «مذاکرات محرمانه» مورد بحث و بررسی قرار گرفته و به احتمال قوی «برنامه ریزی شده باشد»؛ بسیار بالا است.
اگر سخنان «دلقک سخنگوی کرملین» (رجب صفراُف) را مبنی بر اینکه: «عربستان سعودی روابط خصمانه ای با روسیه داشته است و با یک «سفر» نمیتوان «روابط استراتژیک» برقرار نمود.» را در کنار هم بگذاریم و «رقابت نفتی» میان عربستان و روسها را به آن اضافه کنیم؛ از نظر من نتیجه این میشود:

اتاقهای فکری عربستان سعودی؛ احمق نیستند. لذا حرکت آنها تنها ۲ سناریوی احتمالی را دنبال میکند:

۱- نه تنها از دولت اوباما؛ بلکه از دولت آیندهٔ آمریکا؛ نیز به شدّت سرخورده شده اند و چه بسا احتمال میدهند که یا  خانم «هیلاری کلینتون» برندهٔ انتخابات باشد؛ و یا کاندیدای جمهوریخواهان نیز؛ بر خلاف بوق و کرناهای انتخاباتی؛ همان سیاست آقای اوباما را ادامه دهند.

۲- این هیئت ۵۰۰ نفره؛ تحت پوشش قراردادهای کشاورزی و نظامی؛ حامل پیامی از طرف غرب به «تزار روسیه» است که ۲ راه بیشتردر پیش روی خود ندارد:
الف: یا حساب سیاسی - نظامی - امنیتی خود را از «چین» جدا کند.
ب: یا خود را برای رویارویی با بحران «زنبورهای داعش» در آسیای مرکزی؛ آماده نماید. همانگونه که «دلقک صفراُف» نیز به آن اشاره نموده است.

کژدم

۲۲ نظر:

  1. مسل همیشه دقیقه 90 روسیه هم که پرید. ظاهرن فقط چین مونده.!!؟

    پاسخحذف
  2. «انگل فرزانه» گامی دیگر به سوی «گُه خوری» برداشت:

    http://www.bbc.com/persian/iran/2015/06/150623_u07_khamanei_nuclear_june23_talk

    پاسخحذف
  3. یک گام به پیش برای کشف «عصای موسی»
    البته پروژهٔ «عصای موسی» بسیار پیچیده تر از اینهاست:

    http://www.radiofarda.com/content/f9-wikileaks-saudi-cabl-iran-shipped-nuclear-equipment-sudan/27089397.html

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. به قول معروف منابع خبری:
      «خبر اختصاصی کژدم» Exclusive to Kajdoum

      مرکزی که سانتریفوژهای پیشرفته رژیم صفوی در سودان نگهداری می شدند؛ توسط نیروی هوایی اسرائیل بمباران گردید.
      این بمباران تحت نام «بمباران مرکز تولید سلاح» برای فرستادن به «حماس» توسط جنگنده های اسرائیل؛ بمباران شد و رژیم «انگل فرزانه» در رابطه با آن سکوت کرد.

      حذف
  4. ۷۰۰ «پشّه» در «پاکستان اتمی» از گرما کشته شدند:
    http://www.radiofarda.com/archive/news/20150623/143/143.html?id=27089252

    پاسخحذف
  5. کژدم جان فرمایش شما متین ولی آخه مگه منطقیه که یک هیئت 500 نفره از عربستان هلک و هلک برن مسکو که از طرف غرب تهدیدشون کنند؟ اصلاً مگه غرب خودش با مسکو رابطه نداره که بخواد همچین پیغام مهمیو بسپره به چنین پیکی که اخیراً حسابی از لحاظ تبلیغاتی دارند تخریبش می کنند. عربستان شاید داره همون مسیری رو میره که اردوغان رفت و کلی قرارداد با مسکو امضاء کرد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اگر مثل من بی تربیت بودی؛ که خوشبختانه نیستی و من جان سالم به در بُردم؛ میگفتی که: آخه ای «کژدم الاغ»؛ این دیگه چه صیغه ای هست که میبافی؟ (عجب ترکیب زیست شناسانه ای میشه = خیلی سور رئال میشه؛ حتی نئو داروینیستها هم پاپیون میکنن = از وقتی که «بوف کور» منتشر و به زبانهای اروپایی ترجمه شد؛ «پاپیون» هم در مراکز فرهنگی مُد شد).

      من از دو سناریوی احتمالی سخن گفتم. سناریوی نخست همان چیزی است که کما بیش همه بر روی آن گمانه زنی میکنند و به شکلی از اشکال این سناریو را «ممکن ترین سناریو» میشناسند. در این سناریو مسئلهٔ «نقض حقوق بشر در عربستان سعودی»؛ «عدم وجود جامعهٔ باز لیبرالی»؛ «جنگهای نیابتی میان رژیم ایران و عربستان سعودی»؛ «خلع سلاح اتمی رژیم صفوی» و ترس از «گشایش اقتصادی رژیم شیعی» و سرمایه گذاری بیشتر بر روی جنگهای نیابتی و نقش روسیه در ایران و سوریه؛ «رقابت نفتی عربستان سعودی با روسیه» مهمترین پارامترهایی هستند که در این سناریو نقش بازی میکنند.
      در سناریوی دوّم که آن هم مانند سناریوی نخست تنها یک «گمانه زنی» است؛ ۳ پارامتر مهم دیگر به سناریوی نخست اضافه گردیده است:
      ۱- کشور چین و تاثیرات آن در معادلات پیچیدهٔ منطقه ای و بین المللی.
      ۲- احتمال گرایش دو کشور چین و روسیه؛ برای بوجود آوردن یک اتحادیهٔ غول پیکر نظامی.
      ۳- چین به عنوان بزرگترین مشتری بالقوّهٔ آیندهٔ نفت روسیه وعربستان سعودی و اقمارش.

      شاید بتوان با اندکی اطلاعات بیشتر؛ پارامترهای دیگری را نیز به این معادلات اضافه نمود.
      امّا در همین حدّ هم کافی است که ببینیم «مذاکرات عربستان سعودی و روسیه» نه بر اساس «من پول دارم و تو هم موشک اسکندر داری»؛ بر رسی شوند بلکه باید این پارامکتر را نیز به آن اضافه نمود:
      اگر فکر میکنی که میتوانی از راه زمینی به چین نفت صادر کنی؛ تجربهٔ افغانستان و خروج از آنرا نیز بیاد آوری بهتر است».
      آمریکا و اروپا کارهای مستقیم و غیر مستقیم زیادی در رابطه با «چین و روسیه» انجام میدهند که از نظر آمریکا کافی نیستند و اروپا همیشه به عنوان «دلالان اقتصادی و سیاسی» (مانند سبزهای مذهبی خودمان) سعی در ایجاد بالانس بر طبق منافع خود بوده اند. امّا آمریکا با «اوباما» و یا «بدون اوباما»؛ در چنین سمتی حرکت نمیکند.
      در سناریوی دوّم (نظریهٔ «الاغی - کژدمی»)؛ عربستان سعودی میتواند نقش کاتالیزور را برای کندن «اتم روسیه» از« مولکول چین - روسیه»؛ و چسبانیدن آن به معادلهٔ «اقتصاد و سیاست غرب» را بازی کند. برخلاف تصوّرات کتابی؛ «کاتالیزورها بسیار فعّال و مهاجم» هستند.
      تبلیغات ویکی لیکسی و دادگاه لاهه ای را «وِل کنید».... «عمر البشیر زنده» را بچسبید که «فرشتگان زیادی خایه هایش را باد میزنند».

      حذف
  6. سلام طبق تئوری شما به مرور علت عدم مشارکت پاکستان در عملیات موسوم به طوفان قاطعیت مشخص میشه .عدم مشارکت فعالانه پاکستان در این عملیات حقیقتا برای من شگفت انگیز بود ولی با توجه به بازی کردن پاکستان در پازل چینی ها ما به کندی به چرایی عدم شرکت پاکستان پی میبریم.به طور خلاصه اینطور میشود گفت که شرکت پاکستان در این عملیات مطابق منافع چین در منطقه نبوده است .و حرکت اخیر عربستان برای جدا کردن روسیه از چین به معنای ورود عربستان به مرحله تقابل با منافع منطقه ای چین نیز میباشد که در این تقابل قطعا سعودی ها چراغ سبزهای لازم رو دریافت کردن

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      شما تقریباً به آنچه که میخواستم بگویم؛ نزدیک شده اید. امّا مسئله بسیار فراتر از اینهاست و باید به حد اقل ۴۵ سال پیش باز گشت و بسیاری از ریشه هایی را که درختهای تناور کنونی از آنها روییده اند را مورد مطالعه قرار داد. متاسفانه آنچه که به اسم تاریخ شناخته میشود؛ در میان ایرانیان نوعی از تاریخ «زورچپانی است» (اگر این پان ایرانیستها و ناسیونالیستهای قلّابی را به حال خودشان بگذارید؛ خواهند گفت که: سایر مردمان دنیا؛ حتی «شاشیدن» را نیز از ایرانیان یاد گرفته اند»). ساکنین ایران از نظر فرهنگی بسیار فقیر هستند و هر چه که دارند و به آن افتخار میکنند؛ مربوط به «فرهنگ کسانی است که صدها سال پیش مرده اند».
      من در این وبلاگ زیاد سخن نمیگویم؛ زیرا میدانم که به «ترمهٔ قبای ناسیونالیستهای قلاّبی» بر میخورد. آنچه که من در پی «بنیانگذاری» آن بودم؛ مانند کشتیهای دریاچهٔ آذربایجان؛ به «نمکزار» نشست. من بسیار زمانها خفه میشوم. گاهی نوشته هایم را خودم حذف میکنم؛ زیرا میدانم که به خاطر «شوره زار فرهنگی»؛ دانه هایی که میکارم؛ خواهند پوسید و نه تنها جوانه نخواند داد؛ بلکه ریشه ای حتّی یک میلیمتری نیز نخواهند دوانید.
      همه میگویند که ما در ۱۴۰۰ سال پیش از «اعراب تازی» شکست خوردیم (من تازی را هرگز مترادف عرب به کار نبرده ام). امّا من میگویم که در ۱۴۰۰ سال پیش؛ ایرانیان شکست نخوردند؛ بلکه «شکست استراتژیک» خوردند. امواج این شکست استراتژیک همهٔ آسیا را در نوردید. زیرا آنانیکه شکست استراتژیک خوردند یکی از استوانه های «آسیا» و «اروپا» و «آفریقا» بودند.
      نمیخواهم دهانم را بیش از این باز کنم.
      فقط همینقدر بگویم که «شکست استراتژیک ایرانیان»؛ شکستی ۳ قارهّ ای بود.

      حذف
  7. بعید اوباما جون اینکارو با ایران بکنه. http://www.iranpressnews.com/source/188301.htm

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اسیر نوشته ها نشوید؛ زیرا؛ دم به دم؛ سرد و گرم خواهید شد. به تصویر رودخانه نگاه کنید که به کجا و یا کجاها میرود؟

      حذف
  8. از من میپرسید؟
    داعش در پاکستان مادر «طالبان افغانستان» و شبکهٔ «حقّانی» و «حاجی بادمجان و انگل فرزانه» را خواهد گایید.
    بنشینید و منتظران ظهور باشید.

    http://www.bbc.com/persian/afghanistan/2015/06/150624_mar_nds_accuses_isi_parliament_attack

    پاسخحذف
  9. بابا کژدم جان بیکار بودی امروز نوشتی داعش میره سمت روسیه وچین. بیا امروز رسیدند به روسیه. . به چین هم برسند .تمام حرفات اجرا شده. نکنه فرمانده کل خاورمیانه شماهستی.و ما نمیدونستیم. http://iranesabz.se/?p=27008

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      این گروهها هنوز بسیار کوچک هستند و توان عملیاتی ندارند. کار آنها جذب نیرو و فرستادنشان به سوریه و عراق؛ برای جنگیدن و کارکشته شدن و سپس بازگشت به آسیای مرکزی و منطقهٔ قفقاز است.
      هنوز حدود یک سال لازم است که داعش بتواند رقیب اصلی خود؛ یعنی طالبان افغانستان را تضعیف نموده و به عنوان گروه صاحب نفوذ در آید.
      حرکتهای بزرگ پس از این کار؛ شکل خواهند گرفت.
      در ضمن من اینرا دیروز نگفته ام. از یکسال پیش نظرم این بود که این جریان به آسیای میانه و افغانستان و پاکستان و آفریقا هدایت خواهد شد.

      حذف
  10. اگر این خبر درست باشد؛ فاتحهٔ اسد و حزب الله لبنان را خوانده شده باید حساب کرد:
    خبر میگوید : «حاجی بادمجان» از فرماندهی نبردهای سوریه کنار گذاشته شده است»

    http://www.debka.com/article/24690/Khamenei-sacks-Qassem-Soleimani-from-command-of-the-Syrian-war-

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. این خبرو 6 روز پیش هم کار کردند:
      http://www.debka.com/article/24674/

      آقا از کوبانی چه خبر؟ باز این عثمانیها موش دوووندند؟

      حذف
    2. ناشناس گرامی
      وقتی یک وبسایت اطلاعاتی امنیتی میگوید این مقاله را باید بخرید تا بتوانید بخوانید؛ یعنی اینکه: کارش درسته.

      حذف
  11. دفاع سربازان وظیفه سوری از روستاهای خود

    حکومت دمشق یک استراتژی نظامی جدید نیز اتخاذ کرده تا در برابر شورشیان سنی بتواند برخی بخش ها و جامعه ها را که هنوز تحت کنترل خود دارد همچنان حفظ کند.

    به گفته اعضای جامعه مسیحی و دروزها که این رویدادها را برای خانواده های خود در اسراییل نقل کرده اند، ارتش سوریه اعلام کرده که سربازان وظیفه جوانی که ازسوی شورشیان سنی تهدید می شوند، ازاین پس می توانند با انجام وظیفه پاسداری از جوامع خود، بجای پیوستن به ارتش در جبهه های دیگر، مشغول به خدمت شوند.

    این سیاست جدید باعث شده تا بسیاری از جوانانی که از تعهدات خود شانه خالی کرده یا در روستاهای خود مخفی شده بودند، به عنوان پیکارجو به ارتش بپیوندند.

    این سیاست جدید ودرعین حال مشوقانه یکی از تلاش های دمشق است که برای جلوگیری از پیشروی شورشیان سنی در مناطقی که اقلیت های حامی حکومت بشاراسد در آن سکونت دارند انجام می دهد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      واقع «اً» مُردم از «اً» ....
      عجب استراتژی «کوب» «اً» ده ای....
      برو کنار بزار باد بیاد...

      حذف
  12. حرف جدّی میخوای بشنوی؟
    اوّل «کژدم» میگه.... بعدش یا «روزینامه ها» و یا «خبر گزاریهای وزین» و یا آخر سر .... «رهبران»....

    http://www.bbc.com/persian/afghanistan/2015/06/150625_k03_karzai_concerns_daesh_in_afghanistan

    با دقت بخوانید:

    «داعش برای افغانستان طراحی نشده است.... افغانستان تخته پرش است»....

    پاسخحذف
  13. عراق هم 3 تکه شد. نمیدونم کژدم چند ماه پیش اینو نوشته. یادم نیست. http://www.liveleak.com/view?i=dc3_1435233290

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی

      مناطق سنّی نشین عراق نیاز به منابع طبیعی و آبراه به دریاهای آزاد دارند. زمانی که به این دو هدف رسیدند. عراق ۳ تکه خواهد شد.
      مناطق شیعه نشین.
      مناطق سنّی نشین.
      و
      سرزمین ماد.

      حذف