ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

شکستهای روز افزون رژیم انگلهای صفوی مسلک در برون میهن و نبرد های نزدیک در آینده

گاهی بسیار عجیب می نماید؛ زمانیکه رژیمی ادعای ایستادن بر  بلندترین قلّه های «پیشرفتهای علمی» و «امنیت» را دارد و ناگهان با یک «گوز»؛ «نماز امنیت و تکنولوژی» آن باطل میشود. 
پرسش این است که آیا این «گوز» تصادفی بوده است؟ یا اینکه «خائنین صفوی مسلک» (نوکران تشنهٔ قدرت) و «از ما بهتران ها» برای برنامه ها و استراتژیهای کلان خویش؛ به چنین رژیمهایی کوچه ها و پس کوچه ها می دهند تا به «کوچهٔ بن بست» کشانیده شده و با یک «گوز»؛ باطل شوند؟ و در نتیجه «ایران» باطل شود؟ مگر بر سر کار آمدن «خمینی کثافت» برای «ویرانی ایران» نبود؟
به راستی؛ چه کسانی پتانسیل آماده شدن در جهت مقابله با چالشهای آینده را دارند؟ آنهایی که NASA دارند؟ یا آنهایی که «سازمان هوا فضایی قلّابی» دارند و کارشان تولید «موشکهای نقطه زن» و فرستادن «احمدی نژاد» به هوا در یک تمرین موشکی فوتوشاپی  و سپس نشان دادن تصویر «برادر دوقلوی خالدار احمدی نژاد» به جماعت «منتظران ۳۱۳ »؟
آنچه که در نمایش ۳۷ سالهٔ «حکومت ننگین صفوی» دیده اید؛ تنها نشانگر «مادر قحبگی صنف انگلی آخوندها» نیست؛ بلکه نشانگر «کیفیت بسیار پایین ساکنین ایران» در برخورد با مسائل سیاسی و اقتصادی و سیاسی و بالاتر از همه «درجهٔ اهمیت آینده» برای آنها است. مردمانی که در عصر «کاشانی» و «مصدّق» و «محمد رضا پهلوی» یخ زده اند؛ چه تصوّری از آیندهٔ مبتنی بر «اکنون» میتوانند داشته باشند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش؛ به «تصورات نئاندرتالها» در بارهٔ آینده فکر کنید.
در نوشته های «بس بسیار پیشین» گفته بودم که «قانون اساسی» تا زمانی که بر روی کاغذ است؛ فقط یک «نوشته» است. امّا زمانی که اجرایی شود؛ به یک ساختار عریض و طویل اقتصادی - اجتماعی - سیاسی - امنیتی - نظامی؛ با «ساختاری فیزیکی» تبدیل میشود و اگر بخواهی آنرا تغییر دهی؛ نمیتوانی با یک «مداد پاک کن» آنرا حذف کنی؛ زیرا دیگر بر روی کاغذ پاره نیست و تبدیل به «ساختاری فیزیکی» شده است و شکستن یک «ساختار فیزیکی تا دندان مسلّح برای حفظ وجود نحس خویش»؛ به نیرویی فیزیکی و کشتارگر(انقلاب) نیاز خواهد داشت.
امّا مهمترین مسئله این است که این «نوشتهٔ بی جان» (قانون اساسی = آیین ریشه ای) پس از تبدیل شدن به «آیین زندگی یک مجموعه»؛ «سرزمین و مردمانش» را تعریف میکند که: چه پذیرفته شده باشد و یا پذیرفته نشده باشد؛ «سرنوشت» و «آیندهٔ» آن مجموعه؛ بر اساس آن نوشتهٔ پیشین و این «ساختار فیزیکی کنونی» تعریف خواهد شد. سرنوشتِ همان چیزی که شما آنرا «ملّت» میخوانید.
آنهایی که این ساختار فیزیکی را پذیرفته اند؛ باید از آن دفاع کنند؛ زیرا منافع آنها در این «آیین ریشه ای» تعریف و تثبیت شده است؛ آنهایی که این ساختار را «نمی پذیرند» باید با آن مبارزه کنند؛ زیرا «هیچ جایگاه شرافتمندانه ای» در این ساختار برای آرمانها و وجود فیزیکی آنها تعریف نشده است.
حکومت ننگین تشیع (صفوی مسلکی)؛ بازی را درعرصهٔ بین المللی نه تنها باخته است؛ بلکه مدیریت درونی خود را نیز به همانهایی که «دشمن» میخواند؛ سپرده و تنها آرزوی «مادرقحبهٔ فرزانه» این است که همگی سکوت کنند و نگویند که ابعاد این شکست و عقب نشینی ننگین تا «نهان خانهٔ  دلقک  فرزانه» می رسد.
اگر ماجرا؛ تنها به اینجا ختم می شد که این «مادر قحبهٔ فرزانه» برای بقای زندگی ننگینش؛ حتّی «نوه های کاکل زری اش» را در روسپی خانه های تایلند می فروخت؛ باکی نبود. امّا مشکل اصلی این است که میلیونها مادرقحبهٔ فارسی زبان؛ هر کثافتکاری او را «افتخار ملّی» جلوه میدهند و «ده ها میلیون» احمق آریایی نژاد خاک برسر شیعه مسلک نیز مانند «کیر خر در گرمای تابستان»؛ «آویخته» مانده اند که بالاخره باید چکار کنند؟ (ناگفته نماند که یکی از ابزار اندازه گیری قدیمی تشخیص گرمای هوا؛ «جمع شدن و یا آویخته بودن کیر خر» بوده است. .... باور نمیکنید؟ از آذربایجانیها بپرسید؛ تا هم یاد بگیرید و هم  قانع شوید). این «آویخته ماندگان» از یک سو؛ نگران حقوق تعریف شدهٔ خود در این ساختار هستند (کمپانیهایشان- ثروتهای باد آوردهٔ رانت خواری و زمین خواری شان؛ موقعیتهای شغلی شان به عنوان مهندس و کارگر حرفه ای و پزشک و استاد دانشگاه در کارخانه ها و مؤسساتتی که زباله تولید میکنند و ....) و از سوی دیگر با چشمهای نیمه کور خود (نیمه کور به خاطر منافع تعریف شدهٔ خود و خانواده)  میبینند که همهٔ سیستم و آنچه که در بر میگیرد (سرزمین و جامعه)؛ رو به سوی ویرانی کامل نهاده است.
امّا منافع «نقدی» کنونی این دهها میلیون نفر که از برکت وجود رژیم ننگین شیعی؛ «کبابهای ۶۰ سانتی متری» میخورند و با دیدن محصولات Copycat  و احساس «غرور ملّی تخمی و کاذب» و رؤیای رسیدن به «قلّه های تکنولوژی  و تمدن دروغین» و «تسخیر بیروت و بغداد و صنعا»  به آنها دست میدهد (انچه که به خاطر یخزدگی در عصر قاجار در آرزوی آن سوخته اند و قهرمان ملّی شان  همچنان؛ همان «پسر آشپزباشی» است؛ عدم پیشرفت خود را نه به «خاک بر سری خویش» بلکه به «توطئهٔ بیگانگان» نسبت میدهند) و به  خاطر همین بی لیاقتیها؛ مخالفتهای آنها با این سیستم ویرانگر؛ در حدّ «چُس ناله های اصلاح طلبانه» به صورتی «یخزده» میماند و بسیاری از رهبران این جریانها یا خود «عناصر رژیم» هستند و یا توسط رژیم خریداری شده اند (مانند کوروش عرفانی که مانند بسیاری از اوباشان دیگر؛ به جای اندیشیدن به آینده؛ «ابزار صهیونیست یاب» به دست گرفته است).

در ذهن یک «کثافت شیعه مسلک» حتّی  در «مدرن ترین شکل آن» نمی گنجد که : گذشته از نا بسامانیهای زیست محیطی؛ به عنوان نتیجهٔ طبیعی  «روند شکسته شدن عصر یخ بندان»؛ حد اقل کاری که از موجودی که خود را «انسان» مینامد؛ این بود که این روند را کشف و در جهت «بقای سرزمین و مردم خویش» در مبارزه با این روند؛ تلاش کند و به جای آن به «تعریف حقوق شیعه و سنّی» پرداخته و اکنون در درون کشور؛ آمادهٔ «کشتار همدیگر» و در برون میهن نقش «نوکر بی جیره و مواجب روسها» را بازی میکند .
سرنوشت چنین موجوداتی؛ نه به «دست طبیعت» و یا «نبردهای سیاسی» بلکه توسط «کیر علی و حسن و حسین» و «کُس عایشه و فاطمه و زینب» نوشته شده است.
فرمان آیندهٔ نزدیک این است:
«بکشید همدیگر را .... ای مادرقحبه های صفوی و سلفی» .... تا دنیا بدون وجود ناپاک شماها.... «دگر شود».

پس از شکست رژیم ننگین «کیر لیسان علی و حسین» در یمن؛ نبردهای ویرانگر سوریه و لبنان؛ به مرحله ای جدید و «جهانی» خواهد رسید. نبردی که در آن «روسها» با تمامی قدرت نمایی اتمی؛ شکست خواهند خورد.
«پوتین» از حد «استراتژیست بودن» به مرز «دیوانگی هیتلری» رسیده است و نوکران صفوی مسلک روسها (کونی فرزانه و حاجی بادمجان) به نوکران «جنگ نیابتی روسها در خاورمیانه» تبدیل شده اند و «ایران» را با خود به گور خواهند بُرد.
خود را برای رویارو شدن با نبردهای سهمگین خاورمیانه آماده کنید.
آنهاییکه «هیچ چیز ندارند»؛ چیزی نخواهند باخت.
امّا آنهایی که «رانت» و «کبابهای ۶۰ سانتی متری» دارند .... همه چیز را خواهند باخت.
پیش به سوی «ویرانی دنیای کهن خاورمیانه».
پیش به سوی گورستانی به نام  «خاورمیانه».

کژدم

۵ نظر:

  1. ولی بر خلاف نظر شما به نظر این هجوم آواره ها و خطر بزرگی که برای اروپا دارند چه از نظر ترکیب جمعیتی و مشکلات فرهنگی اینها و چه پنهان شدن عناصر افراطی داعش در میان آنها، اروپا هم و غم خود را بر سامان دادن وضعیت سوریه و بعد جلوگیری از وضعیت مشابه قرار خواهد داد.
    حالا به نظر شما در ابعاد بزرگ تر این وضعیت به خاورمیانه و کشورهای اقماری روسیه هم کشانده شود واقعا وضعیت بلبشویی به وجود خواهد امد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      همهٔ کشورها نیروهایی به نام «لباس شخصی های گمنام و بی نام» دارند.
      این مشکلات را به آنها بسپارید.
      امّا در مقیاس «تصویر بزرگ»؛ ترکیب جمعیتی و فرهنگی به هم نخواهد خورد.
      به «سوریهٔ بدون انگل فرزانه و پوتین» فکر کنید. این سرنوشت نهایی سوریه و لبنان است.
      هرچه مقاومت (از طرف روسها و نوکر فرزانهٔ آنها) بیشتر باشد؛ خسارتها نیز بیشتر خواهند شد.

      حذف
  2. سفیر رژیم انگل فرزانه از یمن فرار کرد.

    http://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2015/09/08/%DB%8C%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%A7%D8%8C-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-.html

    این مسئله؛ آغاز یک پایان سوزش آور و دردناک برای «ماتحت فرزانه» است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من با کسی شوخی ندارم.
      زمانی که گفتم: مسئلهٔ یمن در دو ماه آینده حلّ خواهد شد؛.......
      یعنی:
      حلّ خواهد شد

      حذف
  3. در آینده ای نزدیک خواهید دید که پوزهٔ جنگنده های مدرن روسی؛ در سوریه به خاک مالیده خواهد شد و سوریه «آخرین افغانستان روسها» خواهد شد.
    زمانی که گفتم: «جبهة النصرة» از پس پرده بیرون آمد؛ باور نکردید.
    حال چشمهایتان را باز کنید؛ تا ببینید:

    http://www.bbc.com/persian/world/2015/09/150909_l51_syria_edlib_airbase_siezed

    امّا متاسفانه برایتان بسیار دیر است و کار از کار گذشته است.

    حال منتظر مسلح شدن «جبهة النصرة» به تسلیحات «ضد هوایی مدرن» باشید.
    تسلیحاتی که تا کنون نداشته اند.
    امّا پس از این خواهند داشت.

    پاسخحذف