ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

سال ۲۰۱۶ سال رقم خوردن سرنوشت ایران و ساکنین ایران

زمانی که خانم «کوندالیزا رایس» سکّان امور را به دست گرفت و آقای جورج  دبلیو بوش؛ به دنیای «سایه ها» رفت. با اینکه از تغییر استراتژی و دکترین متناسب با آن در آمریکا برای مبارزه با «عوارض جانبی سرنگونی صدام» در دنیای «اهل تسنّن» و بویژه آن بخش که در خاورمیانه و آفریقا مستقر هستند؛ آگاه بودم. امّا به خطا رفتم و «دکترین کوندالیزا رایس» را در جهت «اعادهٔ حیثیت آمریکا» ارزیابی میکردم. تا مدتهای مدید پس از به روی کار آمدن آقای «اوبا ما» نیز بر این باور بودم که آمریکا هنوز در حال «کنترل بحران حیثیت» پس از حمله به عراق و «اعادهٔ حیثیت» است. تا اینکه دیگر از «فکر کردن» و تجربهٔ روزانهٔ تناقضاتِ آن به «دیدن» پناه بردم. البته من میتوانم به یک دلیل ساده که «از دست یک نفر بیشتر از این بر نمی آید» مانند دیگران خود را «ببخشم». امّا مشکل از اینجا آغاز میشود که من عمیقاً به شعار «هرگز فراموش نکنیم و هرگز نبخشیم» معتقدم و این شعار را «استوانهٔ پیشرفت» میدانم. زیرا اگر قصد این باشد که خود را ببخشیم؛ چه فرقی میان ما و آن کثافتهایی که میخواهند با «دعای کمیل» خود را «بخشوده شده» بدانند وجود دارد. نتیجه اینکه من یک «رادیکال» هستم و به «خلوص» معتقدم. منظور من از «خلوص»؛ مفهوم «یحیوی = یحیی تعمید دهنده» نیست؛ زیرا در این سیستم فکری؛ تنها یک مفهوم وجود دارد که توسط « عیسی ناصری» به «نابخشودگی ابدی و متولدین در تاریکی ابدی گناه» تعبیر شد. من از این نوع رادیکالها نیستم و هرگز نبوده ام. امّا آنکه میخواهد راهی برای «خروج از بحران» و رسیدن به «جامعه ای باثبات» پیدا کند؛ نمیتواند «رادیکال» نباشد. در هیچ یک از آزمایشهای علمی؛ نمیتوان «رادیکال» نبود و به نتیجه رسید. زیرا دنیا محیطی «رادیکال» است. لیبرالیسم تنها در دنیاهای قراردادی؛ زمانی که عده ای «موجودات ناهمگون» را مانند «سیب زمینی» در یک گونی ریخته و میگویند که «باید با هم زندگی کنید» میتواند هم زندگی را تسهیل کند و هم به خاطر «تفسیر پذیری» زندگی را برای عده ای از «اهالی گونی» تبدیل به جهنم کند. لذا من در «اهداف نهایی» به «لیبرالیسم» معتقد نیستم. امّا برای «دوران گذار»؛ «لیبرالیسم محدود» را به عنوان یک «وسیلهٔ گذار» میپذیرم. از نظر من زندگی موجوداتی مانند «انشتین» در کنار موجوداتی مانند «مونگولها» یک «جهنّم دو طرفه» است. لذا شاید توانسته باشم در طول این چند سال «ملغمهٔ ظاهراً متناقض از نظر بحث کلامی بیجان» افکار خود را معرفی کرده باشم. در یک کلام؛ از نظر من آنهایی که درجهٔ هوش آنها کمتر از ۱۴۵ باشد؛ نباید «بازتولید» شوند.

پس از این «درازگویی ناخوشایند» بهتر است که به موضوع اصلی بازگردیم؛ زیرا ما در «گونی» زندگی میکنیم.
در دور دوّم ریاست جمهوری آقای اوباما به این نتیجه رسیدم که این شخص در همان مسیری حرکت میکند که آقای جورج بوش حرکت میکرد و تفاوتی که ما میبینیم و ظاهراً بسیار ناهمگون است؛ تنها «تغییر دکترینها» است ولی استراتژی همان است که بود. یعنی «زدن ستونها» برای ویرانی ساختار کهن.
سیاستهایی که از طریق دولت آقای اوباما به پیش رفته اند؛ بسیار ویرانگر تر از چنگ و دندان نظامی دولت آقای بوش بوده اند و به موازات این حرکت؛ آمریکا توانسته است تمامی هزینه های «آغاز نظامی» این استراتژی را جبران کند و از نظر اقتصادی به جایگاه خود باز گردد. امّا چین حدود ۳۰ درصد از اقتصاد خود را از دست داده و روسها نیز باید به «شعب ابی طالب» رفته و به شکمشان سنگ ببندند. جالب اینکه هیچ یک از این «عقب نشینیهای اقتصادی چین و روسیه» که ۲ کشور ظاهراً قدرتمند و دارای نقش تعیین کننده هستند؛ نه تنها اقتصاد آمریکا را با خود پایین نکشیده است؛ بلکه آنرا «سرو قامت تر» کرده است.
به همین حکومت «انگلهای صفوی» نگاهی بیندازید که حتی بدون شلیک یک گلوله؛ به چنان بدبختی دچار شده است که نمیداند چکار کند؟ 
«احمق فرزانه» فکر میکند که با خرید و تحویل گرفتن سامانهٔ S300 به اوج و بالاترین قلهّ های دفاعی صعود خواهد کرد. این تفکّر شبیه همان جوک اصفهانی است که با یک کاسه ماست در کنار «زاینده رود پیوسته به تاریخ» ایستاده بود و در میان تناقض «اندازهٔ ماست» و «حجم آب»؛ سرگردان مانده بود که چگونه میتوان زاینده رود را به «رودخانهٔ دوغ» تبدیل کرد؟!!!
آن اصفهانی هم اکنون نیز در کنار زاینده رود ایستاده است. هم «ماست» و هم «زاینده رود» هر دو خشک شده اند. امّا تناقض همچنان باقی است.

سال ۲۰۱۶ میلادی دو روز دیگر آغاز میشود. آغازی برای پایان تدریجی دکترین سیاست خارجی «اوباما» که بر «ویرانی صلح آمیز ستونهای کهن» و آمادگی نظامی برای «ضربت نهایی»  بنا شده است و ابزار اصلی آن؛ «تحریم» و «فروش تسلیحات» و «تولید اپوزیسیونهای فعّال و عصبی» میباشد.
سال ۲۰۱۶ برای ساکنین ایران نیز سالی تعیین کننده است. ساکنین ایران در این سال میتوانند فریب بازیهای انتخاباتی دروغین رژیم انگلهای صفوی را خورده و با همین رژیم به «درک» واصل شوند و یا اینکه از خواب زمستان طولانی و ۵۰۰ سالهٔ  «شیعه گری» بیدار شده و سرنوشت خود را ورای خواسته های «انگلهای حاکم صفوی» و سپاه پاچاهار داران؛ رقم بزنند.
ساکنین ایران از همین امروز؛ بیش از ۱۴ ماه  زمان ندارند.
ساکنین ایران باید از هم اکنون؛ دلهای خود را از  وعده های دروغین «نتایج مشعشع برجام»؛ پاک کنند. جوانانی که به سنّ سربازی رسیده اند؛ باید به خدمت سربازی بروند و آموزشهای نظامی را حتی فراتر از آنچه که در پادگانها به آنها آموزش داده میشود؛ بیاموزند. زیرا کارهای زیادی برای انجام دادن در پیش روی خود دارند.
در سال ۲۰۱۶ تا زمانی که آقای اوباما کاخ سفید را در سال ۲۰۱۷ ترک کند؛ رژیم انگلهای صفوی شیعه مسلک؛ بدترین و بی بازگشت ترین روزهای تلخ خود را خواهد گذرانید. آقای پوتین نیز با اینکه ماجرای سوریه را به ماجرای «اوکرائین» و تحریمها گره زده است؛ روزگار خوشی نخواهد داشت و آنچه که اکنون «پیروزیهای روسی» در سوریه نامیده میشوند را به یکباره استفراغ خواهد کرد. همانگونه که «انگل فرزانه» اهداف «بمب اتم حق مسلّم ماست» را با هزینه کردن صدها میلیارد دلار؛ با استفراغ خون؛ بالا آورد و جام زهر را بی سر و صدا نوشید.
لذا توصیهٔ من به همهٔ ساکنین ایران و بویژه «حزبلبلی ها» این است که : «با کیر پوتین به چاه جمکران نروید»؛ زیرا پوتین «بازیگر بازنده» است.
در اواخر ۲۰۱۶ دکترین آمریکا برای «زدن ستونها» تغییر خواهد کرد و ستون اصلی و نهایی؛ «روسیه» است. لذا آنهایی که دل خود را به «روسیه» خوش کرده اند؛ در پی فرو ریزی «دومینوی روسیه» به قعر چاه جمکران فرو خواهند ریخت. شاید روسها بتوانند خود را از زیر آوار بیرون بکشند؛ امّا کشورهای دست چندمی مثل ایران و ساکنینش؛ چنین توانی را نخواهند داشت.
سال ۲۰۱۷ سال «مارکو روبیو» است.
در سال ۲۰۱۶ تضعیف اقتصادی ایران و روسیه شدت بیشتری خواهد یافت و پس از مارس ۲۰۱۷ روند آغاز برخورد نظامی با  رژیم انگلهای صفوی حاکم بر ایران  شکل خواهد گرفت و تهدیدهای نظامی بسیار جدّی خواهند بود.
کشورهای عربی از مدتها پیش خود را برای سال ۲۰۱۷ آماده میکنند.
آنهایی که فکر میکنند عربها نمیتوانند از تسلیحات مدرن آمریکایی استفاده کنند؛ چون «عرب هستند»؛ تصوری بسیار احمقانه دارند و حد اقل اینکه؛ نمیتوانند بفهمند که فروش تسلیحات؛ همیشه با خدمات بعد از فروش؛ آموزش و خدمات مستشاری همراه است. لذا چنین موجودات مفلوکی  بهتر است «غبغبهای پُر از باد احمقانهٔ خود» را از از باد احساسات دروغین و بی مصرف خالی کنند.
سال ۲۰۱۶ آخرین دورهٔ زمانی است که پنجرهٔ «عفو و بخشایش اوبامایی» گشوده خواهد ماند و پس ار انتخابات ریاست جمهوری آمریکا؛ این پنجره بسته شده و لوله های تسلیحات باز خواهند شد.

کژدم

۳۵ نظر:

  1. لیست نظر سنجی های کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا
    https://en.wikipedia.org/wiki/Nationwide_opinion_polling_for_the_United_States_presidential_election,_2016#Two-way_race

    پاسخحذف
  2. جناب کژدم چرا مثل سامورایی ها گنگ صحبت می کنید کدام جوانان اموزش دیده در کجا ؟!!و برای چه هدفی و با کدام سازماندهی و با چه بجنگند؟
    در ضمن ایا بعد از حمله امریکا که بعد از خالی کردن سرزمین ایران از مثلا تسلیحات هسته ای ایا راه را یرای ورود گرگها با از بین بردن توان تدافعی کشور همار خواهند کرد و یا اینکه خود نیروهایشان را به صورت مستقیم وارد کرد؟اگر عواقب این جنگ را به صورت نمایانتر برای من خواننده کور و لال خود ترسیم نمایید ممنون می شوم در ضمن من جز اندسته با ضریب هوشی کمتر از 135 هستم تکلیف من چه می شود از دید شما؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      من نگفتم جوانان آموزش دیده. من گفتم: جوانان باید به خدمت سربازی بروند و آموزش نظامی ببینند و حتی فراتر از آموزشها یاد بگیرند. یعنی اینکه در هنگام آموزش و بعد از آن «فکر کنند» و آموزشها را در ذهن «گسترش دهند». کسی که «قاشق» را یاد میگیرد؛ اگر نتواند «چنگال» را تصوّر کند یک «مونگول = حیف نان» است. آموختنی که به «کشف و شهود» نینجامد. آموختنی از نوع «شمپانزه ای» است.
      جنگ برای خالی کردن ایران از تواناییهای هسته ای نخواهد بود. زیرا روسها اینکار را برای غرب انجام داده اند. بلکه هدف اصلی حذف انگلهای صفوی و سپاه پاچاهارداران است.
      امّا در پاسخ پرسش شما در رابطه با «گرگها»؛ باید بگویم که برای آمریکا فرقی نمیکند که ایران گربه نشان یکپارچه بماند و یا تکّه پاره شود. آنچه که «لیبرالیسم لجام گسیختهٔ اقصاد جهانی» میخواهد این است:
      «بمیرید .... بمیرید .... در این عشق بمیرید
      در این عشق که مُردید .... همه روح پذیرید».
      «روح جدید» همان «جذب شدن در اقتصاد جهانی» است. که کشور گربه نشان ایران به خاطر وجود سپاه پاچاهارداران و اندیشه های متعفن «حلیةالمتّقینی» نمیتواند در آن جذب شود.
      پاسخ پرسش بعدی شما؛ «دفع تشیّع چندرغازی توسط تسنّن اکثریتی» با حمایتهای فعال نظامی و آزمایش تسلیحات فوق مدرن در ایران است.
      جهان تسنّن نیز پس از آن به گور سپرده خواهد شد. داعش و انگلهای صفوی به موازات همدیگر؛ تا کنون توانسته اند تا «چهرهٔ متعفن اسلام ناب محمدی و علوی» این اندیشهٔ ناپاک را به نمایش بگذارند و بیش از این نیز به نمایش خواهند گذاشت. چهرهٔ متعفن «مسیحیت» نیز با تمامی تلاشهای «پاپ آرژانتینی» برای نجات آن؛بیش ازپیش آشکار خواهد شد. دعوت پاپ آرژانتینی به «معنویت» تنها یک معنی دارد:
      «دعوت به جمع شدن دوبارهٔ گاوها و گوسفندها در زیر چتر قدرت کلیسای رُم». این شارلاتان آرژانتینی؛ فکر میکند که با «قِر و قمیش زین العابدین بیمار» میتواند مردم را فریب دهد. در حالی که در کنار همین «ادا و اطوارهای مقدّس مآبانه»؛ چندین نفر را به خاطر افشای «کثافتکاریهای کلیسای رُم» به بهانهٔ «افشای اسرار» تحت تعقیب قضایی قرار داده است.
      در پایان؛ باید بگویم که من فکر نمیکنم که درجهٔ هوش شما کمتر از ۱۳۵ است.
      بلکه فکر میکنم که: زیر ۱۰۰ است.

      حذف
    2. کژدم جان این بابا خودت استادی . قصد مسلن تخلیه اطلاعات شما را داشت و شما استادانه رو نکردی و بهش گفتی زیر 100 هستی. . ضمنن این چند پدریها الان از حرفهای شما میقاپند و چون حفظ نزام از همه چی برا خودشون مهمتره{ بودن در قدرت }{ اوجب واجبیلهاست} / سریعن میرن جز سازمان تجارت جهانی میشن /ختی اگه شده 3 لاش پاسداران رو از اقتصاد انگلیشون کنار بزارند.

      حذف
    3. ناشناس گرامی
      وارد شدن به سازمان تجارت جهانی یک امر سیاسی است. دیدید که چگونه روسیه را از «جی ۸» بیرون گذاشتند.

      حذف
  3. aghaye kazhdoum nazaret rajebe in film chiye ki rast mige in ya fouladvand khaheshan rastesho begooo
    http://film.tolanimedia.com/view-video/EIulUWtPKtI/-----------.html

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. حاجی ناشناس گرامی اطلاعاتی صیغه پور
      برنامه را به طور کامل دیدم.

      نظر من این است که:
      ۱- به این روسپی زادهٔ قهرمانی بگویید که «علیرضا کُس کش شهباز قهرمانی» آیا مثلاً میخواهی مبارزه کنی؟ خود را سرباز آیین پادشاهی مینامی؟
      برنامهٔ مبارزاتی تو چیست؟
      هدف مبارزاتی تو چیست؟ استراتژی و دکترین مبارزاتی تو چیست؟
      آیا مبارزهٔ تو «لجن پراکنی» است؟ یا «قرهای دیگری نیز در کمر داری»؟

      ۲- محمد منتظری مشهور به «محمد رینگو» دوست جون جونی «رفیق دوست» و باند آنها نوکران «قذّافی» بودند.
      ۳- آیا مبارزه این است که یک سری مزخرفات بی سند را همینطوری خرواری بریزیم توی یک وبلاگ بی نام نشان و به خورد مردم بدهیم؟
      یا اینکه مبارزهٔ تو برای برقراری «آیین پادشاهی» این است که مثلاً بگویی آنها دربارهٔ نوار بهداشتی و حشیش صحبت کرده اند و «آنها» هم در این خلاصه میشوند که: فقط یک گفتگوی چند نفره است که میتواند کار «روسپی چرخنده» باشد.

      ۴- از این «کُس کش قهرمانی» بپرسید که: چط.ر شده که تا به حال ۲ بار «لوتو = جایزهٔ مشهور بخت آزمایی» برده است؟ آیا همیشه در حال ضربدر زدن بر روی شماره های کارتهای لاتاری است؟ یا اینکه این «لاتاری» را از بخش «یارانه های وزارت اطلاعات» برده است؟

      ۵- از این روسپی زادهٔ قهرمانی (در واقع از خودت) بپرس:
      کدام Message Bank را سراغ دارند که اینهمه پیغام طولانی را ضبط کند؟

      ۶- اگر یک نفر از کژدم بپرسد که اگر میخواهی مبارزه کنی؛ برنامه ات چیست؟
      آیا وظیفهٔ کژدم این است که برود به دنبال «دوست دخترها و یا عاشقان بیژن جزنی» بگردد و اسناد جمع کند و بیاید و بگوید که «بیژن جزنی» دختر باز بوده است؟
      آخه مادر قحبهٔ حرامزادهٔ صیغه پور.... این را میتوان «مبارزه» نامید؟

      ۶- من فکر میکنم که نوشتهٔ پیشین در رابطه با «زنهای دست بدست شدهٔ شهدای جنگ ۸ ساله» خیلی در تو اثر کرده و دچار «اسهال و استفراغ هویّتی» شده و نتوانستی شلوارتو به پایت نگهداری.

      ۷- به میدان آمدن «علیرضا -شهباز- روسپی زادهٔ قهرمانی»؛ نشان میدهد که اندیشه هایی که استاد فرود فولادوند؛ منتشر کرد. در حال فراگیر شدن در میان ایرانیان است.

      ۸- «فینگلیش» نوشتن. علامت «اطلاعاتی بودن» است.

      حذف
  4. کژدم گرامی بنظر من در هم تنیدگی سرمایه های چینی درشرکتهای غربی تا حدود زیادی جلو سیاه و سفید بودن تفسیروقایع دنیا را میگیره. همین الآن دولت آلمان و فرانسه بشدت تلاش میکنند جلوی وخیمترشدن رابطه روسیه با غرب را بگیرند از طریق میانجیگری بین روسیه و اوکراین. لااقل این اخبار را اینگونه اینجا در آلمان به خورد ما میدهند. شاید بپرسید اینها چه ربطی به بحث ایران دارد ودراین مورد حق دارید زیرا چینیها و روسها و همه ملل دیگر به فکر خودشان هستند. اما در قسمت اول بحثتان که کند شدن روند رشد اقتصادی چین را هم از طریق هدایت آمریکا میدانید من با فهم آن این مشکل را دارم که معتقدم این روند تا حدود زیادی به ساختارهای داخلی خود چین از یکسو و قدرت رقابت کالاهای آنها در بازارهای خارجی بستگی دارد. و این یک مشکل ساختاریست. اگر این نیست بحرانهایی که در خود کشورهای غربی هم پیش میاید را میخواهید به گردن چه کسی بیندازید؟ من متخصص اقتصاد ملی نیستم و اطلاعاتم در اقتصاد به مقالاتی که اینجا و آنجا در رابطه با جریان سرمایه های بین المللی میخوانم محدود است و شاید در آنها هم اطلاعات غلط گنجانده شود ولی از رهبران چین یا روسیه که نمیتوان اعتقاد داشت شکمی رفتار کنند و این مسایل را ندیده باشند. آنها هم مثل اوباما کارشناس در اختیار دارند و الاآخر. در انتها باید بگویم آنها نیز چیزهایی را میبینند و هر جا لازم باشد و زورشان برسد بر خلاف میل آمریکا منافع خودشان را به کرسی مینشانند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بابک گرامی
      نظزی که داده اید؛ نه تنها بی ربط نیست؛ بلکه پرسشهای بسیار مهمی مطرح نموده اید که به آیندهٔ ایران در این «تنیدگی اقتصادی» ارتباط پیدا میکنند.
      زمانی که چینیها درهای اقتصاد خود را به روی سرمایه های غربی باز نمودند؛ در اصل به شغل شریف «اجارهٔ بردگان» روی آوردند. البته راه دیگری نیز نداشتند. هارت و پورتهای ضد امپریالیستی و عقب ماندگی اقتصادی و جمعیت «مور و ملخی» کارد را به استخوان هیئت حاکمهٔ کمونیست رسانیده بود. طرح «خمرهای سرخ» برای قتل عام کامبوجیها و پایین آوردن جمعیت از ۸ میلیون به ۱/۷۰۰/۰۰۰ نفر نیز یک طرح چینی برای «آزمایش» بود که با شکست روبرو گردید و بازماندگان خمرهای سرخ همچنان از پشتیبانی چین برای برملا نشدن آن طرح؛ همچنان ادامه دارد. امّا با ورود سرمیه های غرب چینیها توانستند حدود ۴۵ درصد از جمعیت خود را از زیر یوغ «فقر» بیرون آورند و کشورشان به دو بخش اقتصادی تقسیم شد: نیمهٔ سرمایه داری و نیمهٔ کمونیستی برای ادامهٔ «تقسیم فقر». سرمایه های غرب نیز نمیتوانست «اقیانوس موریانه ها» را به صحنهٔ کار وارد کند. چینیها از حول حلیم در دیگ افتادند و «شهرهای ارواح» یکی از نتایج ناکار آمدی دولتمردان چین در ادارهٔ اقتصاد بزرگ بود. از سوی دیگر به خاطر «رانت خواری» که بیماری ساختاری چنین سیستمهای حکومتی است؛ هر کثافتکاری که در عرصهٔ اقتصاد میتوان تصور نمود؛ مانند خوره به جان اقتصاد چین افتاد. اکنون چینی ها خدایی به جز «دلار» نمیشناسند. من در رابطه با اقتصاد چین و ناهماهنگی میان آن و جمعیت موریانه ای آن نوشته هایی داشتم و به «مشکلات ساختاری» آن پرداخته ام.
      چین هنوز هم نمیتواند روی پای خود بایستد. کالاهای چینی به خاطر کیفیت پایین؛ نمیتوانند حتّی با کالاهای مشابه حتی «اندونزیایی» رقابت کنند. لذا چینیها به مادرقحبه هایی از نوع «هیئت های مؤتلفه» و «ابو بکر البشیر» و «قاچاقچیان سپاه پاچاهارداران» و «بنیاد مستضعفان» و «رابرت موگابه ها» و دهها نوع از این روسپی زاده ها را به عنوان «دلّال» پیدا کنند و قول «پشتیبانی دیپلماتیک» در برابر کثافتکاریها و جنایات آنها در «سازمان ملل» و «دادگاه لاهه» را بدهند تا محصولات ۱۰ ینتی خود را به قیمت یک دلار به آنها قالب کنند و آنها نیز به ۱۰ دلار در ایران و کشورهای دست چندمی مثل ایران بفروشند.
      اگر مسئله تنها این بود که «چین مشکل ساختاری دارد» ؛ بسیار پیش تر از اینها از دور خارج شده بود.
      بسیاری مسائل دیگر در رابطه با «اقتصاد کثیف» چین وجود دارد که محصولاتشان را بی اعتبار میکند. به عنوان مثال مخلوط کردن «پودر ملامین» در «شیر خشک نوزادان» و «شکلاتها». چنین کثافتکاریهایی موردی نیستند و در حالت گسترده ای در بسیاری از محصولات آنها یافت میشوند.
      امّا بخش دیگری از «افول اقتصاد چین» نتیجهٔ خارج شدن سرمایه های غربی از اقتصاد چین است که دلایل سیاسی دارد.
      اینکه روسها و چینیها نیز متخصصان و طراحان اقتصادی دارند؛ در آن شکّی نیست. امّا در اینگونه موارد آنچه که نخست مطرح میشود؛ اهداف هستند و متخصصان برای رسیدن به آن اهداف طرحهای اقتصادی ارائه میدهند و مشکل اصلی درست در همینجا نهفته است.

      حذف
  5. پخ خ خخخخخ . بابا ایول شمن عزیز. بابا رو گربه شور کردی رفت. اما خدائیش این زنهای دست بدست شده شهدای جنگ مسل توپ تو ایران {بجه ها زنگ زدن گفتن} صدا کرده. به اندازه 1400 سال گائیده شدن. تمام بچه های شهدا و زنهاشون { مامان صیغه ایها } ریختن بهم. اینم هزاران هدیه کریسمس بود خودش.

    پاسخحذف
  6. nadashtan kibord ba horoof farsi moakede etelaati boodane kasi mishavad magar ?bande nazarae shoma ra dar rabte ba in shakhs khastam va digar inke aya shoma ou ra mishenasid ya ke kheyr..dar zemn be in rahati tohmat zadan be digaran che farghi beyne shoma va an shakhse ghahremani mibashad...?

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. حاجی ناشناس گرامی
      فکر میکنم شما پاسخ خود را بیش از آنچه «لازم» بود دریافت کردید. یعنی اینکه:
      پاسخ کافی بود.
      به میدان فرستاده شدن «علیرضا قهرمانی» و به قول خودش «شهباز» (شاید مترادف بچهّ باز). نشانهٔ رشد اندیشه های استاد فرود فولاد وند در میان «جوانان ایران» است. آنها دیگر نمیخواهند که تنها «ساکنین ایران» باشند.
      به شما نیز تهمت نزدم. استفاده از نوشتار «فینگلیش» برای رد گم کردن؛ از طرف اطلاعاتیها بکار گرفته میشود.
      نظر شما منتشر شد و پاسخ نیز بسیار روشن بود. حتّی اگر استاد فرود فولادوند؛ از مردم ایران نا امید شده باشد. اندیشه هایی که رواج داد؛ ارزش دیگری دارد.
      «علیرضا قهرمانی صیغه پور» بهتر است که به شغل «ضربدر زدن بر روی اعداد» ادامه دهد و برای بار سوّم «برندهٔ لاتاری» شود.
      زمان «افشاگریهای آنچنانی اطلاعاتی» دیگر سپری شده است و «ماتحت فرزانه» صدای «قلیان» میدهد.
      :))

      حذف
  7. اسهال طلب یعنی سیستم ننگین آدمخار موجود و تمامی خونخارانش همچون سپاه منحوس وفرزندان چند پدریهای زنان دست بدست شده کشته های جنگ . من سلطنت خاه نیستم . اما نوشته های زیر جالب است. نابودی یک ارتش قوی و ساخت سپاه چهار پایان کفتار صفت همه چیز خار.
    جنگی که فقط ۳ ساعت طول کشید
    .
    سحرگاه یکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۵۲ است. سردار قادسیه، امیر سپاه تازیان کینه جوی ایرانزمین، حمله عظیم و گسترده ای را به نیت اشغال استان خوزستان به داخل خاک ایران آغاز می کند.
    محمدرضاپهلوی، درمسکو مهمان شوروی است. ناگهان به ستاد ارتش شاهنشاهی ایران و دولت خبر میرسد ارتش عراق به ۳ جزیره‌ ایرانی‌ تنب بزرگ ،کوچک و ابوموسی‌ و همچنین به قسمت‌های دیگر نواحی مرزی کشورمان در جنوب تهاجم آورده است.
    .
    در مسکو نیمه شب است. در تهران آفتاب تازه در حال طلوع است که بلافاصله جلسه ای بین بزرگان ارتش و دولت برگزار میشود. هنوز بسیاری از افسران ارشد ستاد و ژنرال های فرماندهی ستاد مشترک در خواب هستند. رئیس ستاد ارتش تیمسار ارتشبد بهرام آریاناست.
    ارتشبد آریانا: "وقت دفاع از میهن و دادن جوابی سنگین به دشمن متجاوز است. صدام باید بداند دست به عملی‌ بسیار احمقانه زده است چون ارتش ایران نمینشیند تا تماشا کند که او بیاید هر کاری دلش می‌خواهد بکند. این ایران کنونی ما، ایران ۱۳۰۰ سال پیش نیست؛ ما به اعراب باج نمی دهیم..."
    .
    واحد‌های ارتش ایران مانند سیلاب وارد عراق شده، چندین لشکر زرهی و مکانیزه عراق را در هم کوبیده و هر مقاومتی را از بین میبرند... ساعت ۹ صبح است. فقط ظرف ۳ ساعت، بصره شهر دوم و استراتژیک عراق فتح می شود!! هدف بعدی مستقیما بغداد است!! زره پوش‌ها، تانک‌ها، کماندوها و سربازان دلیر ایرانزمین با سرعتی برق آسا و باور نکردنی در راه بغداد هستند!! پشتیبانی نیروی هوایی‌ شگفت آور است! درمدّت کوتاهی نیروی دریایی‌ و تمام جان بر کفان ارتش ایران وارد عمل میشوند. با نظمی شگرف و با قدرتی چون شیر، بغداد، پایتخت دشمن تازی، را هدف دارند.
    .
    در بغداد افسانه ای وجود داشت که دیوار دفاعی هوایی‌ بغداد همان است که در مسکوی شوروی وجود دارد. اگر هر غریبه ای به هر صورت وارد آسمان بغداد شود در بیرون این دیوار نابود میگردد!
    ارتشبد محمد خاتم فرمانده نیروی هوایی‌ ایران بی شک از برترین خلبانان عصر خویش است ( اجرای نمایش هوایی او و گذر از زیر پلی که شاه ایران و مهمانان خارجی او برروی آن پل نشسته بودند زبانزد تمام مردان آن دهه ها است).
    ارتشبد خاتم خود شخصاً لباس خلبانی به تن می کند. هواپیمای فانتوم او از پایگاه هوایی بوشهر غرش کنان بلند می شود، هدف: "بغداد، عراق!!"
    فانتوم مسلح فرمانده نیروی هوایی ارتش ایران، با شجاعتی بی نظیر در باند فرودگاه بغداد می‌نشیند، و دوباره اوج گرفته غرش کنان بلند می شود. (این حرکت دراصطلاح نظامی "تاچ کردن" نامیده میشود و بد‌ترین اهانت به نیروی هوایی‌ یک کشور بیگانه است.")
    در راه بازگشت به ایرانزمین، ارتشبد خاتم دیوار صوتی را برفراز کاخ صدام حسین می شکند و وحشتی عظیم در دل او ایجاد می کند.
    .
    شاه که خبر به گوشش رسیده، با نگرانی از مسکو به ارتشبد آریانا تلفن می کند و پس از پرس و جو از اوضاع، به او می گوید: "بزودی تو را در تهران می بینم..."
    ارتشبد آریانا به شاه چنین پاسخ می دهد: "اعلیحضرت ۲۴ ساعت دیگر تشریف بیاورند بغداد با هم ناهار خواهیم خورد!!!"
    شاه پاسخ می دهد: "دست نگهدارید، بغداد را اشغال نکنید، نمی خواهم جنگی شروع شود که جوانان کشورم کشته شوند."
    .
    فردای آن روز محمدرضا پهلوی، طی بیانیه ای در تهران اعلام می کند: "پنجمین ارتش قدرتمند جهان در حالی وارد عمل شد و تجاوز را دفع کرد که اکثر افسران ارشد ستاد و ژنرال های فرماندهی ستاد مشترک در تهران هنوز در خواب بودند!!"
    منبع:خاطرات حسین فردوست

    :white_check_mark::white_check_mark:کانال خبری جانبازان اصلاح طلب
    FB جانبازان اصلاحطلب
    Twitter:point_down::point_down:
    hadim2000
    Inestagram:point_down::point_down:
    hadim2000.Google+hadi imani
    :id: Telegram.me/janbazansabz
    Sunday, December 27, 2015
    از کژدم گرامی تقاضا دارم قبل از انتشار این متن {اگر صلاح دانستند} / چیزی که هویت و یا محل مرا افشا میکند لطفن حزف نمایند چون کپی پیست کرده ام .. با تشکر.{ نرم افزار تور اینبار یاری نکرد}

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      زمانی که از طریق گوگل پیغام میگذارید. امن است.

      حذف
  8. «امام حسن روحانی» در سالگرد ۹ دی که «ننگ جنبش یوتیوبی» سال ۸۸ بود؛ «خایه مالی انگل فرزانه» را به «اوج» رسانید و امروز یک پلهّٔ دیگر از این نردبان بالاتر رفت و دستور «سرعت در آزمایشهای موشکی» را صادر کرد. گویی که ساکنین ایران همهٔ زندگیشان روبراه است و فقط ۲ چیز کم دارند:
    ۱- موشک.
    ۲- بشار اسد.
    و این در حالی است که «اقتصاد مشعشع ایران» با شرایط جدید ویزای آمریکا میتواند «باطل شود» (رابطهٔ گوز و نماز مسلمین).
    راستش را بخواهید؛ در میان آموزه های «اسلام ناب محمدی»؛ جالب توجّه ترین و مهمترین آموزهٔ آن؛ «فرو ریختن ستونهای اسلام توسط گوز» است.
    یکی به این «امام حسن بنفش» بگوید:
    برو کُ ... و کونتو جمع کن. «امام حسن» کجا و «عرّه گوزهای انقلابی» کجا؟
    اگر دستورات تو اهمیت داشت؛ هر روزه به هیکلت توسط «برادران دینی» خودت ریده نمیشد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. در ضمن هرگز نگویید که «کژدم بی تربیت است».
      بگویید که:
      «کژدم فاش گو» است و از زبان «استعاره» استفاده میکند.
      آدمهای «مؤدب» همیشه «ریگی به کفش» دارند.
      یعنی: شارلاتانهای بی احساس هستند.
      «یارانه های چند لایهٔ آنها» را بده؛ زنهایشان را «چند لایه» .... ب...ن.
      سپس فریادهای «مومنانهٔ» آنها را گوش کن که میگویند:

      آمنّا .... و .... سَلّمنا...
      :))

      حذف
  9. کسمغز اخه شد یه خری بیاد این جا نظر بده تو گاله رو باز نکنی فحش بدی؟ خب خوارکسه مصب با اون همه ادعایی که کون خرو پاره میکنه این وبلاگو زدی که "عقده های گاییده شدن های کودکیتو" بیای با فحش دادن خالی کنی؟ خوبه با اون همه ادعات درباره سابقه جنگیدن در "سچفخا" و کردستان و "تندر" فعلا پشم خایه کسی هم حساب نمیشی و به اندازه یک بچه کونی "جین شارپی" هم خایه نداری که توی دنیای واقعی بخوای گوهی بخوری پیرمرد ، و اوج "چریک" بودن و شاخ بودنت توی همین وبلاگه که اونم کارت فقط کسشر نوشتن و سانسور کردن نظراته ، این همه ادعای "نبرد"میکنی و به هر کی میرسی وصله ی "جین شارپی" میزنی خودت هم یک جلقی جین شارپی به حساب میای که با توهم شمنیسم و تائو جلق پگنیستی میزنی و نمیدونم چی مصرف میکنی که این قدر بهت ساخته اما بدون که امثال تو هم بی خایه تر از اونی هستید که بخواین "کثافتستان اسلام" رو محو کنید ، و هم اون قدر پیر هستید که کیرتون برای جلق زدن هم بلند نمیشه و همون بهتر که پشت همین وبلاگ تریپ چگوارایی و ماکیاولیستی بیاین و با توهم احمد کسروی بودن و نیچه بودن جلق روشنفکری بزنید

    +میدونم اون قدر مرد نیستی این پیامو چاپ کنی فقط خواستم بدونی همه مخاطبات دارای بهره هوشی پایین نیستن که تو خیلی احساس خودشاخ پنداری میکنی، و چه بسا نویسنده این کامنت یا هر کس دیگری در جایگاه علمی یا هوشی باشیم که یک پیرمرد مالیخولیایی مفنگی مثل تو رو فقط در حدی قبول داشته باشیم که وبلاگتو موقع بیکاری برای خنده بخونیم، پس به جای خوردن گوه "نژاد پنهان" سعی کن جایگاه خودتو بفهمی
    +سعی کن پیامو چاپ کنی و مثل آدم جواب بدی

    دوستدار بسیار بسیار بسیار مودب و خوش اخلاق تو ، pagan

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. Pagan گرامی
      به قول «شمپانزه».... آب رو درست ریختی به همون جاییت که خیلی میسوزه.
      معلومه که خیلی معتاد نوشته های من شدی... و گرنه اینهمه خودت رو پاره و جِر وا جِر نمیدادی.
      نظرت منتشر شد.
      حالا برو مثل خامنه ای یک دستمال کاغذی مانند «امام حسن روحانی» و «ظریف» پیدا کن که پس از «عمل شیرین لواط» میان «۱+۵» و «ماتحت فرزانه».....(۱+۵ ) با استفاده از آن دو دستمال کاغذی «شومبولش» را پاک کند و «انگل فرزانه»؛ «ماتحت فرزانه اش» را پاک کند.....

      عجب «Pagan»ی هستی تو ....
      از همان روز نخست که گفتی:Pagan هستی ...
      فهمیدم که منظورت چیه؟ ....
      ای ناقلا....
      درجهٔ هوش اطلاعاتی ها کمتر از ۱۰۰ است و به قدرت «کیر پوتین» و FSB زنده اند.
      خودتو به اون راه نزن.

      راستی تو چرا عصبانی شدی؟ من داشتم با یکی دیگر از برادران «شهید زاده ات» که مادرش را خامنه ای و بهرمانی و موسوی و کرّوبی در بنیاد شهید به «شکارچیان زنان کشته های جنگ ۸ ساله» «اجاره میدادند» حرف میزدم.

      تو چرا جوش آوردی؟

      نکنه تو هم «شهید زاده» هستی و مادرت را «حبیب الله عسگر اولادی» و یا «لاجوردی» و یا «رفیق دوست» ... «شجونی» .... که خودت بهتر میدونی .... چکار کرده اند.... هستی؟

      ای ناقلا ...

      حذف
    2. پخ خخخخخخخخخخخخخخ / میگم کژدم عزیز خدا رحمت کنه شهید!!!! اصغر قاتل رو..........

      حذف
  10. پیرمرد مفنگی، من عصبانی نشدم فقط خواستم بهت بفهمونم که وقتی میای و به ملت فحش میدی کسانی هم هستندکه از تو بددهن تر هستند،
    بله ، درجه هوش اطلاعاتی ها کمتر از ۱۰۰ هست ، و همین میتونه اثبات بکنه که نویسنده این وبلاگ یک "مادرقحبه اطلاعاتی" بدبخت بیش نیست ، و وبلاگ تو برای همه مخالفین حکومت، یا "نوشته های یک اطلاعاتی" و یا "هذیان های دوران پیری یک مفنگی" یه حساب میاد نه بیشتر
    و باز هم تکرار میکنم سعی کن "عقده های گاییده شدن" در دوران کودکی تو با فحش دادن به ملت تخلیه نکنی
    سلام من رو به بقیه برادران "هزارپدر" اطلاعاتیت برسون و پیامم رو سانسور نکن
    دوستدار خوش اخلاق تو، pagan

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. Pagan گرامی

      دیدی گفتم که درجهٔ هوشت کمتر از ۱۰۰ است؟

      «الاغ جان»؛ تو حتّی معنی «ملّت» را نمیفهمی.
      تو فکر میکنی که اگر «گلّه های خران و گاوها» و « توده های شپشها» را درون یک «گونی» (چهارچوب ارضی) بریزند؛ نامش را میتوان «ملّت» گذاشت؟
      حتّی در محاسبات ریاضی نیز «غیر هم جنسها» را نمیتوان «جمع بست» و به عنوان یک «مجموعه» تعریف کرد.
      آیا تا به حال شنیده ای که آموزگاری بپرسد:

      - ۵ عدد پرتقال + ۷ عدد نارنگی ... چند تا میشود؟
      زیرا پرسش این خواهد بود:

      - کدامین «چندتا»؟

      امّا این معادله با گونه ای دیگر از تعاریف قابل جمع هستند.
      شما میتوانید «گلّه های خران و گاوان» و «توده های کرمها و کرمهای مستراح» را در درون یک «گونی اعتقادی» بریزید و نام آنرا «امّت» بگذارید. مانند «امّت زرتشت»... «امّت شیعه» .... «امّت سُنّی» و «امّت مسیحی» و .... بنامید.
      سپس همین گلّه ها و توده ها را با یک «شامورتی بازی کلامی» به عنوان «ملّت» توی «کون خودتان» بکنید و مانند «شیاف» عمیقاً احساسش کنید و «باورش» کنید.
      امّا مشکل این است که: «کژدم گزنده ای» پیدا میشود و میگوید:
      «امّت» با «ملّت» فرق دارد.
      حال کرم مستراحی مثل تو چه باید بکند؟
      آیا باید به «بندبازی کلامی» میان مفاهیم «امّت» و «ملّت» ادامه دهد؟ تا چند شناسنامهٔ اضافی برای «افزایش یارانه اش» دریافت کند و «لقمه های آغشته به خون» در گلوی مادر و زن و دختر جنده و پسر کونیش بریزد؟

      من؛ «تو» را چیزی بیش از کرم مستراح نمیبینم. شاید بپرسی چرا؟ لذا باید در رابطه با «نگاه خود به مسائل» را با آوردن «مثال» برای «تو» توضیح دهم و همزمان میدانم که هرگز آنرا نخواهی فهمید. امّا دیگرانی هستند که خواهند فهمید و شاید آن اندیشه ای را که در پشت سرِ «ساختار شناسی» است را بهتر از «گاوهای تندری» بفهمند.

      مثال:

      حتماً با «مسابقات رقص» آشنا هستید.
      عدّه ای به این مسابقات نگاه میکنند و رقصنده ها را «می ستایند». حتماً با «آواز خوانی» نیز آشنا هستید و میدانید که عدّهٔ زیادی به «شجریان» و .... گوش میکنند و آنها را می ستایند.

      امّا زمانی که من به «مسابقات رقص» نگاه میکنم؛ آنچه که تمامی ذهن مرا «تسخیر میکند»؛شناختن رابطهٔ «استخوان بندی» و «شکل و ارتباط عضلات با استخوانها» و سرعت سیستم «عصبی» در رسانیدن «فرمان» به عضلات و سرعت عضلات واستخوانها برای «اجرای فرمان» و نقش «اندیشهٔ موزون هنری» در این روند پیچیده است.
      من (کژدم) اگر توانایی مالی اینرا داشتم که همهٔ آنهایی را که «استعداد رقصندگی» دارند را با «X Ray» نیز مطالعه کنم و رابطهٔ طول و عرض استخوانها و عضلات و اندازهٔ غضروفها و مایع میان غضروفها را میدیدم و ترکیب شیمیایی سیستم عصبی آنها را نیز میدیدم؛«شناخت دنیای رقص» از نظر «فیزیولوژیک»؛ به «شهود» تقریباً نزدیک به «واقعیتهای فیزیکی» میرسید.
      امّا من هیچ قصد ندارم که یک «کرم مستراح» را که واژهٔ «Pagan» را از «ویکی پدیا» پیدا کرده و تمامی «دانش کلامی» او در بارهٔ «Paganism» به دانش کلامی «ویکی پدیا» خلاصه میشود و این دانش کلامی را نیز برای «کس شعر گفتن و زاویه باز کردن» در مسیر نوشتار های این وبلاگ به عاریه گرفته است را به «راه راست» هدایت کنم.

      جای کرمهای مستراحی مثل تو در «هرزنامه» (مستراح) است.

      Good by Darling

      حذف
  11. نابفه ، منظور از "ملت" چیزی نبود که تو الان داری فکر میکنی ، منظور از این که "به ملت فحش میدی" این بود که "به هر کسی که این جا میاد فحش میدی"کلا زدی کوچه خاکی صحبتم هیچ ربطی به "ملت" و بازتعریف اون در مارکسیسم و یا اون چیزی که تو فکر میکنی(نگاه نازی ها به مفهوم ملت) نیست، "ملت" فقط یک لفظ عامیانه بود که به کار بردم به معنی "همه"
    و اما درباره pagan,قبلا هم بهت گفتم، نمیدونم چرا این قدر حساس شدی رو این کلمه،لابد یک پگن ترتیبتو داده، اما باز هم تکرار میکنم: گوه خوریش به تو نیومده که از چه اسمی استفاده کنم، هر بار که خواستم با تو صحبت کنم پیله کردی رو این اسم
    هدف من از کامنت ها و جر و بحث ها این بود که یاداوری کنم جایگاه تو فقط در حد یک جوجه فکلی جین شارپی وبلاگ نویسه و نه در حد یک مبارزی که "بنیان مادرقحبه های ج.ا"رو به لرزه دراورده، تازه در حالتی که معلوم بشه خودت یک "مادرقحبه اطلاعاتی" نباشی
    پس زیاد باد به غبغب ننداز پیرمرد
    Pagan

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. الاغ گرامی
      هر کلمه ای «بار» دارد. میان نامهایی مانند «امّت» و «ملّت» و «همه» فرق زیادی است.
      «همه» یعنی حتّی «قورباغه ها» و میکروبها و سوسکها و .... و «مولکولها».

      الاغ جان گرامی

      وقتی حرف میزنی؛ باید بدانی که «حرف میزنی» و «نمی رینی».
      در ضمن تو «گُه میخوری» که از نام «Pagan» استفاده میکنی؛ زمانی که هیچ تصوری از آن نداری .... همانگونه که تصوری از «امّت» و «ملّت» و «همه» نداری....
      میشه لطفاً در مستراحت را ببندی؟ .... و به جای حرف زدن؛ اندکی «مطالعه» کنی؟

      مگه «حیدر مصلحی» به تو یاد نداده که:
      «هیچ لیوانی که پُر نشده است» نمیتواند سر ریز شود؟
      فرق میان «تولید فکری» و «اظهار فضله» در همین است.
      لطف کن و در «مستراح» را ببند و بیشتر از این اسهال و استفراغ نکن.
      اگر نظر بعدی (مدفوع) شما را منتشر نکردم. ناراحت نشو. یک شناسنامهٔ اضافه درخواست کن. تا یک حلبی روغن نباتی بیشتر بگیری.
      :))

      حذف
    2. الاغ گرامی
      برای اینکه این «درِ مستراح» بسته شود؛ مثالی می آورم که حتی الاغهای کم هوش تر از تو ( درجه های هوش زیر کمتر از ۶۰ ) هم بفهمند:
      زمانی که میگویید: فلانی عینک میزند.
      جای چند پرسش (حد اقل ۶ پرسش) همچنان باقی است.
      ۱- عینک دوربین و با چه فاصلهٔ کانونی؟
      ۲- عینک نزدیک بین و با چه فاصلهٔ کانونی؟
      ۳- عینک ذرّه بین و با چه فاصلهٔ کانونی؟

      لذا با جملهٔ «فلانی عینک میزند» نمیتوان به واقعیت «مشکل بینایی فلانی» دست یافت.

      الاغهایی مثل تو؛ فقط «به نرخ روز» هستند.
      پرسشی ندارند. زیرا پاسخ را در حساب بانکی خود دارند.

      یک حلب روغن اضافی و یا یارانهٔ چندلایه؛ تنها پاسخی است که می شناسند و به آن ایمان دارند و «فاطمه» که به «زین اسبی فروخته شد» برای آنها؛ «کلید درِ بهشت یارانه» است.

      پایان.

      حذف
  12. بدون شرح ولی با یک «راهنمایی»

    http://www.bbc.com/persian/iran/2016/01/160101_l26_iran_sepah_irgc_missile_salami

    راهنمایی:

    اگر جا ندارید بکنید توی کون «خامنه ای فرزانه» و «مصباح یزدی» و «اکبر بهرمانی» و «میرحسین موسوی» و «مهدی کرّوبی» و «آیة الله صانعی» و «آیة الله موسوی تبریزی».
    اگر باز هم کم آوردید؛ «مسیح علی نژاد» و «فائزهٔ بهرمانی» و «جندهٔ ابتکار» و «ظریف» و «علی مطهری» و .... انبارهای دیگری مانند «کوچک اُف» را نیز فراموش نکنید.
    همینطوری به تولیداتان ادامه دهید .... «جزایری» و «امام حسن بنفش» نیز توصیه میشوند. اگر فکرتان را بکار اندازید .... جاهای زیادی مانند «علم الهدا» و .... پیدا میشود (محض راهنمایی».
    مخلص شما
    «کژدم»

    پاسخحذف
  13. طبق خبر مشکوکی که توسط «دیپلماسی ایرانی» به نقل از اوباشان معروف به «باشگاه خبرنگاران جوان» و این باشگاه اوباشان اطلاعاتی نیز به نقل از یکی از تشتک نیوزهای عربی منتشر کرده است؛مبنی بر اینکه «داعش» آتش سوزی در هتل «ادرس» در «دُبی» را به عهده گرفته است که کذب محض است و به همین دلیل «مشکوک بودن این خبر» شاید زایندهٔ اخبار دیگری باشد و «آتش سوزی در این هتل» به شیعیان ارتباط داشته باشد و یا «ارتباط داده شود». پیش دستی و انتشار خبر جعلی همیشه مشکوک است و منتشر کننده را در مضان اتهام قرار میدهد.

    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1955212/%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4+%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA+%D8%A2%D8%AA%D8%B4%E2%80%8C%D8%B3%D9%88%D8%B2%DB%8C+%D8%AF%D8%A8%DB%8C+%D8%B1%D8%A7+%D8%A8%D9%87+%D8%B9%D9%87%D8%AF%D9%87+%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA+.html

    پاسخحذف
  14. خوانندهٔ گرامی
    نظر شما را که در رابطه با اعدام «نمر النمر» بود را منتشر نکردم. زیرا هیچ ربطی به ما ندارد که از آن خوشحال شویم. امّا میتوانیم این مسئله را به عنوان یک «پیام» از طرف حاکمیت عربستان سعودی به انگل فرزانه بدانیم. اخیراً تغییر سفیر عربستان سعودی را در «کشور تهران» به «فال نیک» گرفته بودند. امّا اعدام «نمر النمر» و ۴۶ تن دیگر که مخلوطی از شیعیان و نیروهای القاعده و داعش که متهم به عملیاتهای نظامی که شیعیان اعدام شده حتماً از «جیره خواران انگل فرزانه» بودند؛ نشان از موفقیت آمیز بودن مذاکرات «اردوغان عثمانی» با «ملک سلمان» نیز میباشد. لذا بايد آنرا آغاز سلسله حرکات خشونت آمیز دانست. مگر آنکه رژیم انگلهای صفوی حاکم بر ایران؛ به مذاکرات جدّی روی آورد.
    پس از ماجرای سرنگونی جنگدهٔ روسی توسط ترکهای عثمانی؛ احتمال اینکه کشورهای سُنی مسلک بخواهند رژیم شیعهٔ حاکم بر ایران را که نقش «پیاده نظام» برای روسیه را بازی میکند؛ بیش از این زیر ضرب گرفته و تضعیف کنند.
    جالب تر اینکه این اعدام دسته جمعی؛ پس از افتتاح مجدد سفارت عربستان در بغداد و تغییر سفیر در ایران انجام گرفته است.

    پاسخحذف
  15. درودها بر کژدم گرامی و سپاس بابت نیش های گاه و بیگاه. نظرات دوست طبیعت پرست شما باعث شد پس از نزدیک به شش سال خواندن مطالب شما برای اولین بار نظری را ارسال کنم.
    به عنوان یک رهگذر عامی و کسی که بیشتر تمایل به مشاهده دارد میتوانم بگویم که یکی از بزرگترین ایرادات ما ایرانی ها خودرایی بسیار شدید ما هست که معمولا توانایی تحمل آرای مخالف خود را نداریم و به هیچ وجه ذهن و چشمان پرسشگری هم نداریم تا بتوانیم در جهت پیشرفت گام برداریم و در کنار تنبلی و تن پروری ریشه دار فرهنگی تیشه بر ریشه خود میزنیم.
    خود شما در مطالب قبلی به خوبی به یکی دیگر از خصلت های ایرانی جماعت اشاره کردید که همان هنر کوبیدن دیگران برای اعتلای توهم وار خود هست و الحق والانصاف هنرمند هستیم.
    کژدم جان، تقدیر گرایی ریشه دار ایرانی ها مانند پرده ای بسیار زخیم در برابر چشمان همگان همگی را به دسته کوران تبدیل کرده که با نوای فلوت به سمت مغاک در حرکتند و بیدار نخواهند شد.

    پاسخحذف
  16. کژدم جان سوالی ازت دارم میخواستم بدونم بین این برنامه های پیامرسان کدوم یکیرو پیشنهاد میکنی تنها از نظر امنیت. واتساپ تلگرام با دلیل بهم بگو منتظرم. درزم ساسان مستعار هستم سپاس

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      من به طور شخصی از هیچ پیام رسانی استفاده نمیکنم. امّا نتیجهٔ تحقیقاتی که سرویسهای امنیتی انجام داده اند. نیروهای داعش در رده های پایین از تلگرام زیاد استفاده کرده اند. امّا برای کارهای مهم از «اپلیکیشنهای دیگری» که هر روزه میتوانید در اینترنت پیدا کنید و داونلود کنید استفاده میکنند.
      هر چیزی که خیلی مشهور شد؛ زیاد سراغش نروید. یا اینکه از چند اپلیکیشن استفاده کنید بهتر است. همیشه هم در اینترنت جستجو کنید تا اپلیکیشنهای مشابهی را پیدا کنید. بسیاری از برنامه نویسها به امید اینکه بتوانند به نان و نوایی برسند؛ اینگونه اپلیکیشنها را مینویسند.
      این نظر شخصی من است. ولی باید با تواناییهای اپلیکیشنی که انتخاب میکنید آشنا باشید.

      حذف
  17. گویا اخیراً مشغولیت جدیدی برای تعزیه گردانهای سپاه پاچاهارداران درست شده است که نامش را «انتقام های سخت» گذاشته اند. در هر انتقام سختی نیز بسیاری از نیروهای خود را از دست میدهند؛ بدون اینکه انتقام سختی گرفته شده باشد.
    هنوز انتقام سخت «جهاد مغیه» و «فرماندهان ارشدشان در سوریه» و «سمیر قنطار» بر زمین مانده است که «نمر النمر» هم به لیست اضافه شد.
    به هر حال مشغولیت خوبی است. پیشنهاد من این است که سپاه پاچاهارداران هرچه سریعتر اقدام کند و گرنه روند حوادث نشان میدهد که این لیست بلندتر هم خواهد شد و باید یک جنگ انتقامی تمام عیار راه بیندازند.

    پاسخحذف
  18. ببینی یکمشت روانی حاکم بر کشورهای مسلن اصلامی چه شیعه و چه سنی چکار با خودشون کردن که از یک حیوان هم کمتر حسابشون میکنند. اینها نتیجه شستشوی مغزی و اکبند نگه داشتن مغزهای مسلمانان توسط روحانیهای شیعه و سنیست. منکه خیلی پکر شدم. با یک درخت اینکارو نمیکنند. https://www.youtube.com/watch?v=EpDnw4Wevxs

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      زمانی که یک زن خودش را با «چادر و قاچور و گونی» میپوشاند؛ ارزش خود را نشان میدهد و میگوید که «من هیچ ارزشی ندارم» و این «انگلها هستند» که ارزش مرا تعیین میکنند.
      حال زمانی که این موجودات در آمریکا در پیش چشم مردم کتک میخورند؛ البته که مشخص است هیچکس توجّهی نکند زیرا در یک جامعهٔ لیبرال کسی حوصله ندارد که بیاید برای «حقوق» موجودی که خود را بی ارزش میداند مبارزه کند. آنها اینگونه فکر میکنند:
      این زن چادری و شوهرش؛ سر و ته یک کرباس هستند. .... پس ولشان کن.
      کار درستی هم میکنند.

      حذف
  19. کژدم عزیزدرود بر شما . با خواندن نامه " هالو " یا عالی پیام چه احساسی به شما دست میدهد ؟ باز هم کاسه کوزه را سر آخوند های پست فطرت و حزب بلبلیهای نانجیب و خناسانی که اسم انسانیت را یدک میکشند و خود را ایرانی میدانند میخواهید بشکنید ؟ این جناب هالو که با انواع بیماری ها دست وپنجه نرم میکند به علت وضع وخیمی که قلبش داشت را به بیمارست کفتار خمینی میبرند و این بی چاره را با دست بند و پا بندوقلبی رنجور و سرم در دست هفت ساعت در سرما و سگ لرزه معطل میکنند و در آخر سر بدون هیچ گونه درمانی به زندان باز میگردانند واقعا این کثافت های کادر درمان این مزبله دانی را چه باید نام نهاد آیا باز هم تقصیر روحانیت حرام زاده است و یا کرم از خود درخت ( ما مردم خوک صفت ) هست ودیگر انسانیتی نمانده ! شما بگو این بیشرف های کادر درمان کفتارستان را چه کار باید کرد ؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      افکار مذهبی نتیجه ای به جز این ندارد. افکار مذهبی؛ برای خودش «تقدّس و رهبران مقّدس» می آفریند که تنها با «مزخرف بافی» و به طور مجّانی هم مقدّس میشوند و هم با سوار شدن بر «انسان سانها» به «قدرت» میرسند. سپس نوبت به کشورهایی مثل انگلستان و آلمان و آمریکا میرسد که برای منافع خود از این اوباشان تشنهٔ قدرت؛ در بازیهای گوناگون؛ به شیوه های گوناگون استفاده میکنند.
      من آقای «هالو» را نمیشناختم. چون در آن «شاخه» از تنویر افکار کار نمیکنم. کار ایشان را از یک سو بسیار ارزشمند میدانم و از سوی دیگر زمانی که اشعار طنزآمیز ایشان را گوش کردم؛ متأسف شدم از اینکه؛ «ساکنین ایران» گویی که هنوز در دورهٔ «مشروطیت» به سر میبرند و به «میرزادهٔ عشقی» ها و «فرخی یزدی» ها نیاز دارند.
      متاسفانه «ساکنین ایران» بسیار «عقب مانده» هستند و میدانم که اگر بگویی:
      «آهای ساکنین ایران.... شما نئاندرتال مانده اید»... خیلی عصبانی شده و «زاغه های موشک» و «نظنز» را به عنوان «قلّه های پیشرفت» نشانتان خواهند داد.
      زمانی که از «مستراح» صحبت میکنید موجودات زیادی در آن زندگی میکنند؛ که عدّه ای از آنها همان «کادرهای درمانی» هستند.
      باز کردن «بخیه های چانهٔ آن دختر کوچک» در «اصفهان باشرف»... داستانها در درون خود دارد که فقط «گوش شنوا» و «چشم بینا» میخواهد تا بشنود و ببیند.

      حذف