ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲, یکشنبه

«انترناسیونالیسم نوین سرمایه داری بین المللی» و ظهور «ناسیونالیسم» (بخش نخست)

گاهی بهتر است که به سکوت روی آورد و به جای دنبال کردن وقایع هیجان انگیز روزانه؛ به افقهای دور تری نگریست. هر چند که ۹۹ در صد خوانندگان اخبار و تحلیلها؛ به دنبال «هیجان» هستند. به همان دلیل که بسیاری از تماشاگران فیلمهای سینمایی؛ به فیلمهای هیجان انگیز گرایش دارند. آن یک درصد بقیه را که  در درجات گوناگون به «عمق» فکر میکنند؛ فراموش کنید. زیرا بخشی از آن یک درصدیها «گنگهای خوابدیده» هستند و بخش دیگر آنها؛ «سازندگان آینده» میباشند و عمق «خوراک گنگهای خواب دیده»؛ تحلیل نتیجهٔ نهایی حرکات و عملیات بخش دیگر است که «آینده سازان» میباشند؛ و زمانی که نتیجهٔ نهایی عملیاتهای آنها (آینده سازان) به سطح «خبر» میرسد؛ نشان از این دارد که: «کار تمام شده است» و حالا آن «گنگهای خوابدیده» هرچقدر که میخواهندمیتوانند تحلیل کنند؛ زیرا «کار تمام شده است» و کار آن تحلیلگران کذایی؛ حد اکثر در حدّ «باستان شناسی» است و به زبان مؤدب کژدمی: «خبر این است که همهٔ تان گاییده شده اید و حالا میتوانید هرچقدر که میتوانید تاریخ گاییده شدنتان را تحلیل کنید» و همچنان در «لجنزار تحلیل گذشته = تاریخ = باستان شناسی خبری» باقی بمانید. زیرا «تاریخ را نمیتوان اصلاح کرد و دوباره نوشت» و «نهایت تحلیل تاریخ» در خوشبینانه ترین حالت؛ شما را به «لحظهٔ اقدام به تحلیل اخبار» میرساند که «آن لحظه» نیز به خودی خود؛ «بخشی از تاریخ» است و اسف بار تر اینکه: شما را در «منجلاب و باتلاق تحلیل گذشته ها و تاریخ» نگاه می دارد و «بُن بست تحلیل تاریخ» راهی به آینده ندارد. در این وبلاگ نوشتاری مربوط به گونه های مختلف تحلیل وجود دارد که فکر میکنم؛ از «کم خواننده ترین» نوشته ها بود و همچنان هست. (حوصلهٔ نبش قبر ندارم و اگر خواننده ای میخواهد با انواع تحلیل آشنا شود میتواند این سختی را خودش پذیرا شود).

غولهای خبری


وظیفهٔ غولهایی که در عرصهٔ «خبر رسانی - تحلیل» از قبیل روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونها فعالیت میکنند؛ این است که ضمن انتقال اخبار؛ وظیفهٔ اصلی خود یعنی «مغز شویی» را به پیش ببرند. برای نمونه به این نوشتار از BBC توجه کنید که میتوان آنرا به عنوان «سخیف ترین تحلیل» که حتّی نمیتوان انتظارش را از «غول خبری - تحلیلی BBC » داشت را به خورد خوانندگان و بینندگانش میدهد و نگارندهٔ این تحلیل خود را در هیکل یک «ساندیس خور» که در یک وبسایت «تشتک نیوزی» به نوشتن مطالب مزخرف مشغول است؛ ظاهر می سازد (اینجا). در این «تحلیل ؟؟؟؟!!!!» آنچه که به عنوان بزرگترین شاخصهٔ  تاریخی «انتخابات ریاست جمهوری آمریکا» مورد بررسی قرار گرفته است؛ مسئلهٔ «سِنّ کاندیداها» است. همین نوشتار میتواند شما را به عمق لجنزاری که BBC در تلاش کشانیدن خوانندگان خود به آن است؛ آگاه سازد. گویی که جنگلی آتش گرفته است و تحلیلگر نان به نرخ روز خور BBC در حال گزارش دادن از سَنّ «جوان ترین سوسک» و «سالخورده ترین سوسک» که در این آتش سوزی «شهید شده اند» می باشد. این نوشتار را باید «سخیف ترین نوشتار تحلیلی BBC » نام نهاد که میتواند «جایزهٔ تمشک طلایی» در عرصهٔ «اطلاع رسانی» را به خود اختصاص دهد. البتّه فکر نکنید که سایر «غولهای خبری - تحلیلی» بهتر هستند... بلکه این شما هستید که باید «بهترین» باشید و «مو» را از «لای ماست» بیرون بکشید. البته من به  «تعلیم و تربیت برای انشتین شدن» هیچ اعتقادی ندارم. «انشتین» شاگردان بسیاری داشت؛ امّا هیچ یک از آنها جای او را نگرفتند زیرا («انشتین»؛ انشتین زاده میشود = شمن؛ شمن زاده میشود» و آموزش و پرورش نمیتواند شَمَن تولید کند). لذا اگر «بهترین» نیستید؛ تقصیر «انشتین» نیست و باید بر علیه ریشه های ژنتیک و درجهٔ هوش خود(IQ) خود شکایت کنید.
در بسیاری از نوشته های پیشین این وبلاگ؛ به «لیبرالیسم لجام گسیخته» و بویژه «لیبرالیسم لجام گسیختهٔ اقتصادی» در آمریکا که بدون داشتن یک «استراتژی ملّی سیاسی - اقتصادی» به «سرمایه داری جهانی» انجامید و «استراتژی دهکدهٔ جهانی» از دل آن بیرون آمد و همچنین مقابلهٔ «ناسیونالیسم روسی و چینی» در برابر «استراتژی دهکدهٔ جهانی» که با شعار «New World Order » به میدان آمده است؛ به صورت جسته و گریخته؛ اشاره هایی داشته ام؛ امّا مبارزات انتخاباتی کنونی آمریکا و ظهور «جنبش ترامپیست ها» توانست آن «جسته و گریختگی ها» را به همدیگر وصل کرده و نتیجهٔ نخستین آن این نوشتار است.

New World Order

شاید هماهنگی آقای اوباما و خانم کلینتون؛ در کنار آقای مک کین و میت رامنی و جورج بوش و رهبران اروپا در رابطه با آنچه که در سالهای اخیر در خاورمیانه با عنوان «بهار عربی» گذشت و ناگهان همهٔ آنها در پشت یک سنگر قرار گرفتند تعجب آور باشد. امّا تعجب آورتر این بود که چرا تمامی همین سران شناخته شده؛ در یک هماهنگی کامل؛ نخواستند که به «بحران سوریه» و نسل کشی هایی که از طرف «حکومت ننگین صفوی + رژیم علوی بشار اسد» در سوریه سازماندهی شد؛ پایان دهند و با «مَلَچ مولوچ» کردن؛ کار را تا  ظهور «داعش» ادامه دادند و سپس ژنرالهای آمریکایی جنگهای ۳۰ ساله را برای خاورمیانه پیشبینی نمودند؟
ظهور داعش محصول مشترک همان سران سیاسی و حاکمیت ننگین صفوی حاکم بر ایران و سایر بازیگران منطقه ای از قبیل ترکیهٔ عثمانی و عربستان سعودی و قطر است. امّا همانگونه که در گفتارهای پیشین اشاره کرده و بارها توضیح داده ام؛ کشورهای غربی نقش «هدایت کننده و کنترل بحران» را داشته اند و قدرتهای منطقه ای نقش «بازیگران بحران» را به عهده گرفته اند.
حاکمیت انگلهای صفوی حاکم بر ایران؛ از ترس «از دست دادن دژ هلال شیعی = امنیت حاکمیت خود» و حاکمیتهای عربی منطقه؛ از ترس «ازدست دادن حاکمیت»؛ وارد این معرکه شده به طور مجّانی در حال پیش بُردنِ اهداف آنچه که با شعار «New World Order» وارد میدان شده است .... هستند. یعنی: «بوجود آوردن اپوزیسیونهای فعال و کشتارگر منطقه ای»؛ که به تفصیل در این رابطه سخن گفته ام؛  یکی از استراتژیهای «سرمایهٔ جهانی» برای «باز تعریف ژئو پولیتیک جهان» است و اگر همچنان کسانی (دایناسورها و نئاندرتالهای اندیشهٔ سیاسی) وجود دارند که میخواهند «راز بقای حکومت کثیف صفوی حاکم بر ایران» را بگشایند؛ میتوانند با مروری ساده بر جنگهای زرگری جناح های سیاسی و دولت کنونی آمریکا که ادامهٔ جورج بوش و کوندالیزا رایس می باشد و همچنین مواضع سیاستمداران اروپا در رابطه با «تاریخچهٔ کوتاه بهار عربی»؛ این راز «سر به مُهر» را به سادگی گشوده و با چشمانی باز بر آن بنگرند. شاید راز عدم توجّه «اوباما» به شعار «جنبش یوتیوبی ۸۸» (اوباما ... اوباما ... یا با اونا یا با ما) نیز گشوده شود.
زمانی که کشته شدن بیش از نیم میلیون نفر و زخمی و معلول شدن بیش از یک میلیون نفر و آوارگی بیش از ۷ میلیون نفر در سوریه و همچنین گسیختگی تمامی تار و پودهای اجتماعی - اقتصادی - سیاسی در آنچه که «کشور لیبی» نامیده می شد؛ از طرف آنچه که «ظاهراً حکومتهای غربی» نامیده میشود؛ به پشیزی خریده نشد؛ شاید بتواند برخی چشمها را باز کند؛ تا از خود بپرسند که:

راستی چه خبر است؟ کدامین سرنوشت شوم را بر پیشانی این «گلّه ها» خواهند نوشت؟ .... و ... «نویسندگان» چه کسانی هستند؟

(ادامه دارد)

کژدم

۷۲ نظر:

  1. نه رژیم حقیقی تحریم ها علیه ایران تعلیق شده و نه رژیم حقوقی تحریم ها. رفتار امریکا، به گونه ای است که تردیدی باقی نمی گذارد از دید واشینگتن برجام تنها قرار بوده "مکانیسم اعمال تحریم ها" را تغییر بدهد نه اصل آنها را. دقیق اگر باشیم، برجام، ابزار چگونگی حفظ تحریم ها پس از برچیدن برنامه هسته ای ایران بوده نه ابزار برچیدن تحریم ها در ازای اقدامی مشابه در برنامه هسته ای ایران. منازعه میان ایران و امریکا پس از برجام، بی آنکه از شدت آن کاسته شده باشد، از حوزه ای به حوزه دیگر منتقل شده با این تفاوت که ایران دیگر ابزار پاسخگویی به نام "برنامه غنی سازی و آب سنگین"، ابزار چانه زنی و بازدارنده ای به نام "مواد هسته ای" و همچنین عامل کنترل کننده ای به نام "محدودسازی همکاری با آژانس" در اختیار ندارد. برجام توان اعمال فشار را بیشتر و قدرت پاسخ دهی را کمتر کرده است. این، همه چیزی است که به لحاظ راهبردي باید درباره مبانی و پیش فرض های رفتار امریکا در دوران پسابرجام بدانیم.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. پیام گرامی
      از همان آغاز هم قرار نبود که رژیم انگلهای صفوی صاحب قدرت اتمی شوند. بلکه این ماجرا یک «کلاه اتمی» بود که به جای «کلاهک اتمی» در ماتحت انگلهای صفوی مسلک و ساکنین ایران فرو رفت.
      اگر در آغاز ماجرای فاجعهٔ ۵۷؛ نظر بر این بود که ایران نتواند جمهوریهای گسیخته از اتحاد جماهیر شوروی را به سوی خود جلب کند و «سولیوان ها» مانند «نمک فروشهای دوره گرد» به در خانهٔ «تیمسارهای قلّابی» رفته و آنها را به خالی کردن پشت «حاجی محمد رضا پهلوی = داماد محمّد» ترغیب کرده و فروپاشی شیرازه های ایران را به «انگل پدر سگی مانند خمینی» بسپارد؛ پس از آن همهٔ زمینه ها برای ایجاد «کانون بحران شیعی» آماده شد و «کانون بحران سُنّی مذهبها» شکل گرفت. این ماجرا بسیار شبیه همان پروژهٔ قدیمی «سید جمال افغانی- ایرانی- مصری- لبنانی» است.
      اگر «سیّد جمال» وظیفه اش «فروپاشی امپراتوری عثمانی» و «تقسیم هندوستان» بود. وظیفهٔ «حکومت کثیف شیعی» فروپاشی خاورمیانه است. «هلال شیعی» که با «کربلا کربلا ما داریم می آییم» و «ره قدس از کربلا میگذرد» آغاز شد؛ اکنون چنان بحرانی بوجود آورده است که از شمال عربستان و عراق و سوریه و لبنان؛ تا به شمال آفریقا کشانیده شده است. اگر «سیّد جمال» منادی «پان اسلامیسم» بود؛ ... خمینی پدر سگ؛ منادی «پان شیعیسم» شد.
      بیش از ۷ تریلیارد دلار از ثروت ملّی ایران از آغاز نبرد ۸ سالهٔ جام زهری تا کنون؛ هزینهٔ پروژه ها واهداف دروغین «پان شیعیسم» گردیده است.
      پیام گرامی ... آیا تازه از خواب بیدار شده اید؟ ... بهتر است که دست و رویتان را بشویید و پنجره ها را باز کنید؛ تا هوایی تازه تر از «هوای اتاق خواب آلوده به گوزهای شبانه» را تنفس کنید.
      کدامین بازگشت به دوران قبل از «تحریمهای کاغذی؟».... کدامین بازگشت؟
      مگر «ماشین زمان» ساخته اید؟ و نمیخواهید اسرارش را فاش کنید؟ ... ای ناقلا ... میدانم که «ماشین زمان» ساخته ای.

      حذف
  2. آن مقاله‌ای که در مورد انواع تحلیل سیاسی نوشته بودید، به گمانم باید این مقاله باشد:

    http://kajdoum1.blogspot.de/2011/01/blog-post_18.html?m=1

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      از اینکه وقت گذاشته و این مقاله را از گورستان وبلاگ بیرون کشیده اید؛ سپاسگزارم.

      حذف
  3. یک سگ هار درگاه «محمد بچّه باز» نیز به درک واصل شد.

    http://www.radiofarda.com/content/f35_taliban_leader_drone_us_official/27749861.html

    پاسخحذف
  4. کژدم گرامی با درک واصل شدن ریس جیره خوارهای چین و ماچین و ایجاد خلا در کادر رهبری طالبان اینده این گروه و تاثیر ان بر فعالیتهای داعش انهم در هنگامی که اصل بر مهار فعالیتها و فراری دادن داعش از سوریه و احتمالا عراق می باشد چیست با تشکر

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      نتیجه اش به احتمال قوی؛ تقویت و هدایت داعش به مرزهای چین و ماچین و روسیه است. تا آنها هم از لذایذ اسلام بهره مند شوند.

      حذف
  5. رهبر طالبان در بازگشت از ایران احتمالاً کشته شده است
    .......................................
    http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=109205


    با عرض تسلیت به فرضانه که باید بعد از این شر داعش رابعد از این بدون همکار خود در افغانستان (مزدور چینیها)دفع کند

    پاسخحذف
  6. آیا پروژهٔ «زین العابدین بیمار» در حال کلید خوردن است؟

    http://www.digarban.com/node/24304

    پاسخحذف
  7. سوم خرداد
    خرمشهر را خدا ازاد کرد!؟؟
    چه جمله مسخره ایی بود که خمینی کثیف گفت

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      مسیحیّت «تفسیر یحیوی دین یهود» (منظورم آیین یهود نیست) و اسلام «تفسیر عربی مسیحیّت تکفیری» است. این دو «دین تکفیری» (مسیحیّت و اسلام)؛ به صورتی مالیخولیایی به «حاکمیت خواست پروردگار» در زندگی روزمرّه آلوده هستند امّا خود نیز میدانند که این باور احمقانه هر روزه میلیاردها بار در تناقض با زندگی روزانه است؛ امّا «شارلاتانها = صنف انگلی»؛ برای این مسئله نیز راه حلّی «احمق پسند = مؤمن پسند» در جیب دارند و آن اینکه: «حکمت الهی در کار است» که یا میخواهد تو را امتحان کند و یا تو را بیدار کند و یا از تو انتقام بگیرد و یا تو را به خاطر گناهان گذشته ات عذاب کند و ... الی ماشاءالله .... بی شرفهای دستگاه مسیحیّت با بافتن این مزخرفات توانستند اروپا را چندین سده در تاریکی نگاه دارند و هر آنچه میخواستند کردند؛ تا اینکه «شمشیر آگاهی» از نیام بیرون آمد و «بی شرفهای واتیکانی» اکنون با اجرای پروژهٔ «خاتمی در واتیکان» (پاپ فرانسیس) برای بقای زنگی ننگین خود میخواهند «مسیحیّت» را با زندگی واقعی آشتی دهند و دستگاه کثیف انگلی صدها تریلیارد دلاری خود (واتیکان) را از سونامی «ناباوری به آفریدگار دروغین» نجات دهند. حتّی «برنی سندرز مارکسیست» نیز به دیدار «انگل فرزانهٔ واتیکان» رفته و ملاقاتش با این انگل مستراح را «افتخار» میداند (چیزی شبیه داستان علی شریعتی شیعه مسلک و سوسیالیست که نمیدانست مغزش مستراح تشیّع است و یا مستراح مارکس).
      مخالفت من با «همهٔ ادیان» مانند مارکسیستها نیست که با پاک کردن صورت مسئله (وجود و یا عدم وجود خدا) گره خورده باشد. من هرگز به «خدا» کاری نداشته ام؛ زیرا بحث در بارهٔ «وجود و یا عدم وجود خدا» را یک بحث مزخرف و بی سر و ته میدانستم و همچنان میدانم و «باورهای دینی» را به هیچ وجه به «خدا باوری» گره نمیزنم؛ بلکه «ادیان» را «دست پخت شارلاتانها» میدانم.
      مجاهدین شپشوی افغانستان؛ زمانی که دستهایشان از تسلیحات پیشرفته تهی بود؛ مثل گلّه های خران کشته (شهید) می شدند. امّا زمانی که «موشکهای استینگر» آمریکایی به دستشان افتاد؛ عَرعَر «و ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت» شروع شد. هم اکنون نیز چنین است؛ به این ویدیو نگاه کنید و «موشک تاو» و عَرعَر «و ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت» را بشنوید:
      http://orient-news.net/en/news_show/111898/0/Oppositions-TOW-missile-kill-Assad-terrorists
      خمینی کثیف نیز به خاطر وجود «۳۶ میلیون الاغ شیعهٔ صفوی مسلک» (آریایی های اتوبوس مجّانی) در سال ۵۷ ؛ نیز میدانست که با این «گلّه های گاوان و خران ۳۶ میلیونی» چگونه سخن بگوید و جملهٔ«خرمشهر را خدا ازاد کرد!؟؟» نه تنها یک سخن مزخرف نیست؛ بلکه نشان از «حماقت ۳۶ میلیونی» دارد.

      تا «خر» هست ....
      «خر سواران ... بسیارانند».

      خمینی کثیف هرگز نگفت که وقتی «سپاه صد هزار نفری محمد رسول الله» را ۳ بار باز سازی کردند و همهٔ شان را به «گا» دادند؛ این «خدا» در کدامین طویله ای «کون میداد» و چرا «وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت» نمی کرد؟
      بی شرفهایی مانند خمینی که در مدرسهٔ «بیشرفهای ۱۴ گانهٔ اطهار» آموزش دیده اند؛ میدانند که چگونه «تلاشهای سربازان» را در «زمان شکست» بی ارزش کنند و شکستها را به گردن «گناهان سربازان» بیندازند و در «زمان پیروزی» نیز چگونه «مدال پیروزی سربازان» را به گردن «خدا» بیندازند و تلاشهای «سربازان» را بازهم بی ارزش کنند و بگویند که: «کار؛ کارِ خدا بود = وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت» (خرمشهر را خدا آزاد کرد!؟؟).

      حذف
  8. این سوسک مستراح را از ته چاه انتخابات به هزار زور و زحمت و ساخت و پاخت بیرون کشیدند و بالاخره رئیس مجلس خبرگان شد. انگل بهرمانی نیز با همان «عشوه خَرَکی های مشهورش» پیش از اعلام این خبر کذایی گفت که: نمیخواهد کاندیدای ریاست خبرگان شود.

    http://www.radiofarda.com/content/f3-janati-head-council-of-experts/27753989.html

    نتیجه اینکه:
    خاک بر سر رأی دهندگان کنونی که فرقی با «آریایی های اتوبوس مجّانی» سال ۱۳۵۷ ندارند و نشان دادند که حتّی اگر سنگها تغییر کنند؛ این گلّه های گاوان و خران تغییر نخواهند کرد.
    آیا تا به حال دیده اید که کسی بگوید:
    میتوان از «مدفوع»... «مُربّا» درست کرد؟
    هیچ فرقی میان مدفوع ۵۷ و سبزها و بنفشهای کنونی وجود ندارد.
    خود را فریب ندهید... و گرنه در چاه مدفوع غرق خواهید شد.

    پاسخحذف
  9. آیا زمان آن رسیده است که روسها باید به «آخر خط سوریه» فکر کنند؟ و یا اینکه هنوز میان «چُرت زدن سحرگاهی» و اینکه «بیدار بشوم و یا نشوم» و بیدار شدن و گفتن جملهٔ «ای وای ... باز هم مدرسه ام دیر شد»؛ همچنان زمان باقی است؟
    یا اینکه آقای پوتین میخواهد تا ظهور مهدی و مسیح در سوریه مقاومت کند؟ تا دری به تخته بخورد؟

    به هر حال پیچیدن ۳۶۰ درجه ای (U Turn) با سرعت بالا؛ حتّی برای آقای پوتین استراتژیست نیز بسیار خطرناک است.

    http://www.bbc.com/persian/world/2016/05/160524_l03_syria_russia

    پاسخحذف
  10. درود كژدم گرامي مدتيه كه كم كار شديد و هربار كه براي ديدن مطلب جديد به وبلاگ سر ميزنم در خماري ميمانم.
    در مورد كشتن رهبر طالبان به نظر سما ايا احتمال همكاري ايران با امريكا و گذاشتن جي پي اس در ماشين رهبر طالبان وجود دارد و اينكه پاكستان رسما اين را اعلام ميكند هدفش بي اعتماد كردن طالبان به مذاكره با ايران در مورد همكاري بر عليه داعش است تا از نفوذ ايران به حوزه نفوذش جلوگيري كند ان هم هم زمان با سفر نخست وزير هند به ايران
    اكبر

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اکبر گرامی
      خوشحال هستم که بالاخره یادی از من کردید.
      اینکه کم مینویسم؛ به این خاطر است که زیاد مطالعه میکنم.
      در رابطه با اینکه رژیم صفوی مسلک با طالبان و القاعده رابطه داشته و همکاریهای زیادی با هم داشته اند شکّی نیست. امّا مسئله به این سادگیها نیست. زیرا دیدیم که محلّ سکونت «بن لادن» در زمان کشته شدن؛ یکی از امن ترین مناطق نظامی پاکستان و در همسایگی یک پایگاه مهم نظامی ارتش کثافتستان بوده است. من همچنان بر این عقیده هستم که «بن لادن» یکی از افسران اطلاعاتی عربستان سعودی بوده است که بعدها به عنوان یک «افسر ناراضی» و با همکاری «مالی- اطلاعاتی- لجستیکی» برخی از «شاهزادگان سعودی» توانست «القاعده» را سازماندهی کند. «القاعده» در آن زمان و در نوع خود بی نظیر بود؛ بدین معنی که تا آن زمان هیچگونه سازمان «سیاسی - نظامی» که در سطح بین المللی فعالیت کند و بدون داشتن سازمانهای اطلاعاتی فعالیت کند سراغ نداریم. در واقع «القاعده» را باید «نسخهٔ نخستین» در «نبردهای نیابتی» به حساب آورد. پیش از آن جهان با «نبرد نیابتی حزب کمونیست ویتنام» و یا «خمرهای سرخ کامبوج»؛ آشنا بود. امّا رهبران چنین جریانهایی در صورت دستگیری به خاطر «جنایت علیه بشریت» در دادگاه لاهه (بخوانید دلّالان حکومتها) محاکمه میشدند و همچنان میشوند و هر پروندهٔ این محاکمات دهها سال طول میکشد.
      سازمانهای «نصفه و نیمهٔ بین المللی» مانند «بریگادهای سرخ» که ظاهراً «مردم بنیاد» بودند نیز در حد همین «چریکهای فدایی خلق»؛ چنان ضعیف و نا بسامان بودند که مانند «حباب» ترکیدند. زیرا از حمایتهای مالی- اطلاعاتی- لجستیکی «قدرتهای بین المللی» برخوردار نبودند. اگر «سازمان مجاهدین خلق» که زمانی «مردم پایه» بود همچنان باقی مانده است؛ باید دلیلی فراتر از «ظهور و حضور مردم پایه» داشته باشد.
      پرسشی که پیش می آید این است که «چرا نبردهای نیابتی» از مسیر «دولتهای تحت الحمایه» خارج شد و به ظهور «سازمانهای سیاسی - نظامی بین المللی» ارتقاء یافت؟
      پاسخ «حقوقی» این پرسش بسیار ساده است و آن اینکه رهبران این سازمانهابه عنوان «نیروهای غیر رسمی؛ غیر پاسخگو؛ و غیر مسئول» به حساب می آیند؛ مگر اینکه یک صندلی نیز در سازمان ملل به این سازمانها اختصاص بدهند و آنها را تبدیل به «نیروی پاسخگو» کنند. طبعاً چنین کاری انجام نخواهد شد و همان بهتر که قدرتهای بین المللی و منطقه ای به طور «غیر رسمی» از این سازمانها سود ببرند. من فکر میکنم که همهٔ قدرتهای بین المللی و منطقه این قرارداد نانوشته را پذیرفته اند.
      (دنباله در پایین)

      حذف
    2. (ادامهٔ بالا)

      اکبر گرامی؛ بسیاری از موجوداتی که ما آنها را «روشنفکران» میخوانیم و این مدال طلا را بدون هیچ دلیل عملی و تنها بر اساس منتشر شدن مقاله هایشان در خبرگزاریهای نامدار؛ بر گردنشان می آویزیم؛ مانند همان جریان اصلی «توده های مردم = گلّه ها = توده های تپاله» به مسائل فکر میکنند. مثلاً شاید چنین فکر میکنند که «چریکهای فدایی خلق» را اگر در مقیاس بین المللی و بر اساس «اسلام خواهی»؛ باز تعریف کنیم؛ نتیجه اش میشود همان «القاعده» و یا «داعش».
      به نظر من این نوع نگرش بسیار سطحی و عامیانه (در سطح توده های تپاله = گلّه ها = انسان سانها) است.
      نمیخواهم داستان را کِش بدهم و بهتر است به پاسخ پرسش شما بپردازم.

      ۱- چند ماه پیش؛ شخصی هندی در پاکستان دستگیر و اعتراف میکند که برای هندوستان و رژیم انگلهای صفوی کار میکرده است و در «چاه بهار» مشغول فعالیت اقتصادی بوده است.
      ۲- رژیم ایران و هندوستان و افغانستان میخواهند «بندر چاه بهار» را به یک مرکز اقتصادی تبدیل کنند.( تا اینجا نام چاه بهار ۲ بار تکرار میشود)
      ۳- انگل وهابی مسلک طالبان توسط آمریکا در بلوچستان (نزدیکیهای کویته)به دَرَک واصل میشود و الآن در حال پانسمان «کیر مبارکش» است که از زمان واصل شدن به «دَرَک» با صدها «حوری بهشتی وعده های محمّدی» به «جماع» پرداخته است و شاید اکنون در حال خوردن داروهایی است که به خاطر نوشیدن بیش از اندازهٔ «شیر- عسل- شراب» از جویهای «أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»؛ (وعده های سورهٔ الّرحمن) داروهای ضِدّ اسهال و استفراغ و مستی و راست شدن بیش از حدّ و در آور «کیر» میخورد (نوش جانش).
      ۴- اینگونه حیوانات؛ برای معاملات؛ معمولاً از «کوچه پس کوچه ها و مسیرهای ویژه» وارد کشوری دیگری میشوند. امّا؛ این حیوان دارای پاسپورت و تصویر خویش و مهر «ویزای رسمی» است. پرسش این است که آیا سپاه توانمند و اسهال گرفتهٔ «قدس» در سوریه و عراق و یا «وزارت قهرمان اطلاعات» همچنان مثل «گاوهای سال ۵۹» عمل میکنند؟ یعنی یک چهرهٔ شناخته شده و تحت تعقیب را به خودشان گره میزنند؟
      اگر چنین باشد؛ باید گفت که اگر چنین اتفاقی از طرف رژیم انگلهای صفوی مسلک افتاده باشد؛ یا باید به «هیکلشان رید» و یا باید گفت که اینکار نه به خاطر حماقت؛ بلکه به خاطر فرستادن یک «پیغام» انجام گرفته است. امّا اینکه این پیغام چه میتواند باشد؟ و به چه کسی فرستاده شده است؟ هنوز برای من (کژدم) نامعلوم است.
      امّا اینکه همهٔ سرنشینان آن تاکسی (حتّی کیر مبارک ملّا اختر خانم)؛ جزغاله شده اند و تنها چیز سالمی که باقی مانده است؛ «پاسپورت و ویزای انگل وهابی مسلک= رهبر طالبان = ملّا اختر خانم» بوده است؛ بسیار مشکوک است و اگر به تصویر آن پاسپورت و ویزا در شبکهٔ «العربیه» منتشر شده است نگاه کنید؛ گویی که حتّی تازه تر از زمان صدور آن است و هیچ اثری از سوختگی در آن دیده نمیشود و احتمالاً از «معجزات الله عظیم و اکبر و کبیر الکُبرا» است که همه جزغاله شده اند؛ مگر همین پاسپورت و ویزا.
      با دیدن این تصویر خودتان قضاوت کنید

      http://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2016/05/24/%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C.html

      اگر «رویترز» هم این تصویر را منتشر کرده باشد؛ به حساب «خریّت گزارشگر» رویترز بگذارید.

      ۳- کاخ سفید در پاسخ به «پرسش قلّابی» برخی از نمایندگان مجلس آمریکا در مورد ماجرای مچاه بهار» گفت:
      هندوستان برای تجارت خارجی خود به «چاه بهار» نیاز دارد. (یعنی تأیید مثلث «افغانستان- هند- چاه بهار).

      اکبر گرامی
      از خودتان بپرسید که در این معادله چند بار نام «افغانستان» و «هند» و «چاه بهار» تکرار شده است.
      نام «کثافتستان = نوکران چین» نیز به همان تعداد تکرار میشود.
      سپس به ماجرای ظهور «اژدهای شرق = چین» و «بیداری فیل = هند» و «اقتصاد جهانی» و پشگلی به نام «رژیم انگلهای صفوی حاکم بر ایران» فکر کنید که این رژیم انگلی؛ حتّی سکهّٔ «ده شاهی» را به خاطر ورشکستگی؛ به شکل «اسکناس ۱۰۰ دلاری» میبیند. نبردهای کنونی درافغانستان بخشی از نبرد «فیل - اژدها و New World Order » است. هندوستان نقشی تدافعی؛ چین نقشی تهاجمی و رژیم پشگلهای صفوی؛ «نقشی در حدّ تلاش برای ادامهٔ زندگی ننگین پشگلی» در آن دارند و «اقتصاد جهانی» نقش «رهبری = کنترل بحران و رهبری بحران» را به عهده دارد.
      (دنباله در پایین)

      حذف
    3. (ادامهٔ بالا)

      اکبر گرامی

      شاید در بخش دوّم این مقاله به بسیاری از پرسشهای شما و آنچه که در ذهن سایر خوانندگان گرامی وجود دارند؛ بتوانم پاسخ دهم.

      حذف
  11. قاشقش را با آرامش ميچرخاند توی فنجان قهوه و می گوید:
    ولش كن دیوانه! من قبلا هم از اينجور آدمها ديده‌ام.
    ازاينهايی كه كوهی از استعدادند٫ اما در كنارش تمايل عجيبی برای خود تخريبی
    دارند.
    انگار كمر بسته اند به نابودی خودشان.
    نميشود برای اينها كاری كرد. فقط بايد گفت حيف..........
    حيف از اين همه استعداد و توانايی٫ كه جمع شده توی يك همچين آدمی...
    ......

    پك عميقی از سيگارم گرفتم و تكيه دادم به صندلی. توی دلم گفتم: ميدانم. منم يكی از همينها را ميشناسم.
    يكي كه همين حالا وبلاگ کژدم گزنده را به روز می کند....

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی

      «فال قهوه» و «دود سیگار» و «خرچنگ و قورباغه» و یا حتّی «ودکا و تکیلا» نمیتوانند مدال طلای «استعداد و توانایی» را بر گردن من بیاویزند.
      من اگر استعداد و توانایی داشتم؛ اکنون میلیاردر بودم.

      حذف
  12. از حیث پایش مولفه‌های موثر بر کاهش یا افزایش ضریب امنیت ملی، یا به بیان دیگر، تا جایی که به ماهیت‌شناسی و روندشناسی منازعه راهبردی میان ایران و آمریکا مربوط است، از همان ابتدا این درست نبود که برجام یک پدیده منفرد در نظر گرفته شود. روشن بود- و این موضوع تقریبا خیلی زود خود را در عمل هم نشان داد- که هم ایران و هم آمریکا، برجام را به عنوان یک نقطه شروع در نظر گرفته‌اند و برجام بیشتر یک فرآیند است تا یک فرآورده. از دید ایران، برجام شروعی بود برای خروج از چالش منابع‌ ناشی از تحریم‌ها سپس پیشبرد برنامه‌ای با عنوان اقتصاد مقاومتی در کشور که نتیجه آن غیرممکن شدن تکرار پروژه تحریم‌ها در آینده باشد و در نهایت، جبران خسارت ناشی از برچیدن برنامه هسته‌ای با شتاب دادن به روند قدرت‌گیری ژئوپلیتیکی ایران. در کنار اینها یک هدف حیاتی دیگر هم وجود داشت که مربوط می‌شد به تصحیح ذهنیت عمومی و تجربه دسته‌جمعی ایرانیان از مفهومی به نام تماس، مذاکره و معامله مستقیم با دشمن که در انتخابات 92 دچار نوعی اختلال شده بود. در مقابل، آمریکایی‌ها در پی آن بودند که برجام گام اول از سلسله گام‌هایی باشد که با همکاری یک شبکه داخلی در ایران، در زمانی معقول در آینده، ایران را از درون تغییر داده و در بیرون مهار می‌کند. در ادبیات سیاسی ایران، این پروژه بخوبی با واژه نفوذ معرفی و در محیط سیاسی- رسانه‌ای تثبیت شده است. در یک سطح از تحلیل، هر دوطرف در تلاشند علاوه بر اینکه برنامه خود را پیش می‌برند، از پیشرفت برنامه طرف مقابل حتی‌المقدور جلوگیری کنند. پایش مواضع آمریکایی‌ها نشان می‌دهد این باور تقریبا به طور عمومی- و دوحزبی- در آن کشور شکل گرفته که ایران موفق شده «فضای پسابرجام» را مدیریت کند و برجام تغییرات مدنظر آمریکا در محیط داخلی و همچنین راهبرد منطقه‌ای ایران را با کیفیت و سرعتی که آمریکایی‌ها انتظار داشتند خلق نکرده است.

    پاسخحذف
  13. اگر بخواهیم محاسبات آمریکا درباره میزان برجامیزه شدن محیط داخلی در ایران را بازسازی کنیم، برخی از گزاره‌های مهم چنین است: 1- برجام در انتخابات 7 اسفند به غربگرایان کمک کرد ولی نتیجه‌ای که برای آنها ایجاد شد نصفه و نیمه، شکننده و از حیث توان تاثیرگذاری بر روندهای اساسی در آینده قدرت ایران، ضعیف بود. انتخاب آیت‌الله جنتی به ریاست خبرگان نیز اگر از این منظر نگریسته شود، نقش اساسی در تصحیح محاسبات آمریکا خواهد داشت. 2- استراتژی نظام در بدل کردن مساله مبارزه با نفوذ به یک گفتمان فراگیر داخلی، رخنه‌هایی را که آمریکایی‌ها تصور می‌کردند در ماه‌عسل برجام به سادگی، با سرعت و در سطوح مختلف در ایران قابل ایجاد است، در مواردی مسدود، در مواردی دیگر افشا و در برخی حوزه‌ها بسیار دشوار کرد. هم‌اکنون شبکه داخلی ایجاد تغییر در ایران نه‌تنها در حال گسترش نیست، بلکه زیر ضرب رسانه‌ای و امنیتی قرار گرفته است؛ در حالی که این شبکه قرار بود برای برداشتن «گام‌های بعدی» توانمند شده و در آن نقش اساسی ایجاد کند. 3- توقع آمریکایی‌ها این بود که برجام فضای افکار عمومی در ایران را هرچه بیشتر در این جهت که هرگونه گشایش بیشتر اقتصادی وابسته به توافقات بیشتر در حوزه‌های مورد منازعه با غرب است، شرطی کند. آنچه عملا رخ داده این است که اولا آمریکا نتوانست 2 اولویت راهبردی حمایت از غربگرایان در ایران را که مستلزم کاهش حداکثری تحریم‌ها و حفظ زیرساخت تحریم‌هاست که ابزار اصلی آمریکا برای مهار راهبردی ایران در حوزه‌های غیرهسته‌ای است، لااقل در محیط رسانه‌ای، به طور موفق ترکیب کند و ثانیا، تحت فشار بازی‌های سیاست داخلی و انتخابات در آمریکا، مقام‌های دولت اوباما مجبور به بیان حقایقی درباره راهبرد واقعی خود در قبال ایران شدند که پروژه بزک کردن آمریکا در ایران را تخریب کرده است. نتیجه این است که اکنون در محیط افکار عمومی ایران چیزی که غلبه دارد مطالبات اقتصادی است و هیچ فشار اجتماعی برای تولید برجام‌های بیشتر شکل نگرفته است. شواهدی هست که آمریکایی‌ها به این موضوع واقف شده‌اند و اکنون محاسبات آمریکا در حال گرایش به این سمت است که فی‌المثل اهداف فوری خود در محیط منطقه‌ای را هم درون همین چارچوب موجود محقق کند، به جای آنکه به فکر ایجاد یک چارچوب جدید باشد. به تعبیر دقیق‌تر، اکنون راهبرد آمریکا این است که یک برجام منطقه‌ای در دل برجام هسته‌ای خلق کند، نه اینکه مذاکراتی کاملا مجزا درباره شکل‌دهی به یک «برنامه جامع مشترک منطقه‌ای» را آغاز کند، چرا که می‌دانند چنین چیزی فعلا و در عمل ممکن نیست. در این‌باره که فرمولاسیون این پروژه چیست، اندکی بعدتر توضیح خواهم داد.

    پاسخحذف
  14. این 3 نکته نشان می‌دهد ایران با موفقیت، محاسبات پسابرجامی آمریکا درباره محیط داخلی خود را کنترل کرده است. من تصور می‌کنم به همین ترتیب می‌توان استدلال کرد آمریکا توقعات خود از برجام برای اثرگذاری بر استراتژی و راهبرد منطقه‌ای ایران را هم تعدیل کرده است. در حوزه منطقه‌ای، تحلیل آمریکا از رفتار ایران پس از برجام به شکل زیر قابل تخمین است: 1- آمریکا درک کرده است که پس از برجام الگوی رفتار ایران در منطقه رادیکال‌تر شده است و ایران حاضر به سرایت دادن آنچه اوباما روح برجام نامیده، به استراتژی منطقه‌ای خود نیست. 2- آمریکا تلاش می‌کند حال که نشانه‌ای از تعدیل رفتار منطقه‌ای ایران پس از برجام دیده نمی‌شود، لااقل 4 هدف را به موازات هم پیگیری کرده و محقق کند: اول- توانمندسازی اعراب برای نقش‌آفرینی در پروژه مهار منطقه‌ای ایران با محوریت سعودی و کمک ترکیه دوم- ایجاد یک بستر مذاکرات منطقه‌ای میان ایران و اعراب با حضور بالادستی آمریکا سوم- ایجاد دوقطبی میان سپاه به عنوان مجری برنامه منطقه‌ای ایران و مساله کاهش تحریم‌ها و بهبود اقتصادی چهارم- ایجاد مکانیسم‌هایی که اگر برنامه منطقه‌ای ایران را کند یا متوقف نمی‌کند، لااقل اشراف اطلاعاتی غرب بر این برنامه را کامل کند. اکنون که این متن نوشته می‌شود، گام چهارم بدون سر و صدا در حال برداشته شدن است و این همان چیزی است که بالاتر آن را «خلق یک برجام منطقه‌ای از دل برجام هسته‌ای» نامیدم. اکنون نمی‌توان درباره همه جزئیات صحبت کرد ولی به نظر می‌رسد مذاکراتی که میان برخی مقام‌های دولتی و کارگروه اقدام مالی (FATF) در حال انجام است، اگر با روند فعلی پیش برود و به یک توافق بینجامد، مستقیما برنامه منطقه‌ای ایران را تهدید خواهد کرد. آمریکا در این مذاکرات، ظاهرا در پی باز کردن راه‌هایی است که مسیرهایی برای افزایش همکاری بانکی با ایران خلق می‌کند اما حقیقت مساله اجرای زیرکانه پروژه بسیار خطرناکی است که هدف از آن اعمال استانداردها و جاگذاری ابزارهایی در نظام پولی و بانکی ایران است که عملا می‌تواند در میان‌مدت ضرباتی هولناک به برنامه منطقه‌ای ایران وارد آورد. اگر بخواهیم یک نتیجه کلی بگیریم، می‌توان گفت اگرچه پروژه نفوذ پسابرجام مدیریت شده اما این پروژه ماهیتی دینامیک و تغییر شکل‌دهنده دارد و منظما خود را از صورتی به صورتی دیگر درآورده و از حوزه‌ای به حوزه دیگر منتقل می‌کند. مشخصا این دولت است که باید تصمیم بگیرد برای موفق نشان دادن پروژه برجام تا کجا می‌خواهد جدول آمریکا را پر کند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بسیجی گرامی

      از اینکه قدم رنجه فرموده و به این «وبلاگ نجی» پا گذاشته اید؛ سپاسگذارم و امیدوارم که دعای کمیل و یا نماز شب و یا مراسم دعاهای دیگر روزانه و هفتگی بتوانند این «آلوده شدن به نجاست» را حدّ اقل از «پاهای رنجور شما» پاک کنند.

      امّا مشکل شما این است که از «امنیّت ملّی» سخن میگویید؛ در حالی که یک «شیعهٔ تازی پرست مسلمان» فقط به «امّت = گلّه های گاوها و خران» اعتقاد دارد و از مفهوم آنچه که «ملّت = Nation» نامیده میشود؛ هیچ درکی ندارد.
      مشکل دیگر شما این است که «کوچه دادنهای غرب» برای «کشتار مرغها و یا گوسفندان» را پیروزی قلمداد میکنید.
      من بارها در این وبلاگ گفته ام که:
      « زمانی که یک ر.باه را در قفس مرغها و یا یک گرگ را در گلّهٔ گوسفندان» رها میکنید؛ دیگر لازم نیست که هر لحظه با آن روباه و یا گرگ دستور دهید که «اینگونه و یا آنگونه بِکُش و ویران کُن». روباه و گرگ وظیفهٔ طبیعی خود را بدون فکر کردن میدانند و کارشان «کشتار و ویرانی» است.
      روسپی زادگان خائنی مانند خمینی و بهرمانی و کرّوبی و خامنه ای و سایر مادرقحبه های رژیم «حاکمیت کثیف تازی پرستان و گور پرستان»؛ این نقش را تا کنون بسیار «طبیعی» بازی کرده اند.
      امّا سخن اصلی شما در نوشتارتان ظاهراً روی به سوی «امنیّت ملّی» دارد. هرچند که «تازی پرستان» مفهوم کلمهٔ «ملّی» را نه قبول دارند و نه «می فهمند» و اگر اتز این نام (امنیت ملّی» استفاده میکنند؛ تنها به خاطر «بازی با کلمات بر اساس باب تقیّه» است؛ و گرنه «امنیت ملّی کجا و امنیّت صنف انگلهای صفوی کجا؟».
      امیدوارم که تا اینجا مطلب را گرفته باشید و ۲ ریالیتان جا افتاده باشد.
      امّا مسئلهٔ «امنیت ملّی» بدون آنکه به «حاکمیت انگلها و گرگها و کفتارها» آلوده شود؛ به خودی خود بر ۳ نوع از «دارایی = ثروت» استوار است:
      ۱- دارایی مالی استوار قابل لمس. به این معنی که «پول» و یا داشتن «سهام دیجیتالی در فلان کمپانی» را نمیتوان ثروت پایدار به حساب آورد. (به نوسانهای قیمت ارزها و سهام کمپانیها مراجعه کنید؛ زیرا بسیار بهتر از خواندن مزخرفاتی مانند دعای کمیل هستند).
      در این بخش به راحتی میتوان گفت که حاکمیت انگلهای صفوی نه تنها بر آنچه که از «محمد رضا پهلوی = حاجی شاهنشاه = داماد محمّد بچه باز» به ارث برده بود؛ نیفزوده است؛ بلکه هر آنمچه که او نیز ذخیره کرده بود را باخته است و با تحریمهای ۲ ساله به گدایی و «گُه خوری فرزانه» دچار شد.
      ۲- داراییها و به قول شما تازی پرستان؛ «ثروت نظامی».
      در این زمینه نیز شعار «و ما استعطتم و اعدو لهم من قوه» نیز به جز تاراج ثروت ملّل به نام «تولیدات نظامی داخلی» راه به جایی نبرده و تنها چند «ماکت پلاستیکی» به عنوان پیشرفتها را به «انگل فرزانه» نشان داده اند؛ که البتّه شخص «انگل فرزانه» میداند که چه خبر است و دستهای کثیفش در این غارت نیز؛ «به کار» است. یعنی اینکه هزاران سند وجود دارد که «انگل فرزانه» با اینکه میداند که «تانک فلّاق» پلاستیکی است؛ امّا به خاطر صدها میلیون دلاری که برای «پروژه های تحقیقاتی دروغین» از این نوع به «جیب فرزانه» میرسد؛ به صورتی بسیار ساده در حال «روغ گفتن و خیانت» است و فرقی میان «انگل فرزانه» و «اکبر بهرمانی» و «خاتمی شیّاد» وجود ندارد و همگی همان دار و دستهٔ گرگها و روباهها و کفتارها هستند.
      لذا از امنیتنظامی نیز سخنی نگویید.
      ۳- سومین شاخصهٔ امنیت ملّی؛ «امنیت اجتماعی» است. آیا همگان کار شرافتمندانه دارند (منظورم لبو فروشی و جگرکی نیست)؟
      آیا کسانی که کار شرافتمندانه دارند؛ منبع در آمدشان دائمی است و امنیت شغلی دارند؟ آیا اوباشان رژیم (مانند شخص شما» در هدایت بازار «تولید و فروش مواد مخدّر» و «روسپیگری» و شبکه های قاچاق مواد مخدّر و فروش دختران ایرانی در سطح منطقه ای (دُبی و کویت و شارجه و ابوظبی و عراق و سوریه و لبنان) و حتّی «تایلند» و «مالزی» و «اندونزی» دست ندارید؟ آیا فکر کرده اید که همه مثل شما «الاغها و مادرقحبه های وطن فروش» هستند؛ که با چند جمله و مقاله در «تشتک نیوزها» فریب بخورند؟
      من کاری به دیگران ندارم. زیرا کژدم بیدار است و میداند که شما «روسپی زادگان» در پشت کدامین سنگرهای تبلیغاتی و «احکام کثیف شرعی» سنگر گرفته اید.

      (دنباله در پایین)

      حذف
    2. (ادامهٔ بالا)


      زمانی که به مراسم «دعای کمیل» برای بخشیده شدن گناهانتان به خاطر «گاییدن خواهران زینب» و «فروش مواد مخدّر» میروید. بسیار گریه کنید.
      مشکل اینجا است که هیچ گناهی نمیتواند بخشوده شود. گناه یا باید «پاک شود» و یا اینکه مانند «داغ ننگ» همیشه باقی خواهد ماند.
      من برای زدودن «ادامهٔ گناهکاری»؛ هرگز «زندان» را پیشنهاد نمیکنم.
      «ریشه کنی مالاریا» بهترین راه برای برای «ازالهٔ گناهکاران» است.
      آیا تا به حال دیده اید که کسی برای «ازالهٔ پشم خایه هایش» از «موچین» استفاده کند؟ ... یا اینکه از «واجبی» استفاده میکنند؟

      چارهٔ رهایی از دست گرگها و روباهها و کفتارهایی مانند شما؛ تنها و تنها «واجبی» است. زیرا «واجبی» هرگز نمی پرسد که «آیا این و یا آن پشم خایه؛ گناهکار و یا بیگناه است».

      رعایت «حقوق بشر» فقط شامل «بیگناهان» است.
      «گناهکاران» مشمول «بشریّت» نمیشوند.

      یعنی: پشم اضافی؛ سوسکهای مستراح؛ انگلها و علفهای هرزه ... باید «زدوده شوند».

      حذف
  15. بسیجی واقعا شعارش بسیجی است.با همین منویات پاک و توهمات الوده به بهشت موعود تحلیل می کنید.تحلیلی کاملا کیری و از رده خارج.چکنم زبانم عین زبان کژدم جان سرش از حریم عرف بیرون زده.روم به دیوار. ای وای روم سیاه عین بسیجی.

    پاسخحذف
  16. تمام کس شعرهای این صیغه زاده بسیجی به علاوه اولین کامنت از ابتدا تا انتها برگرفته از کانال تلگرامی صیغه زاده ی دیگه به نام مهدی محمدی هست که در روزنامه کیهان برای حسین شریعتمداری ساک میزده و گهگاهی هم خواهر و مادرشو به عنوان پیشکش هدیه میکرده و در زمانی که سعید جلیلی دبیر شورایعالی امنیت ملی بود و سر مذاکرات پای مصنوعی خودشو رو میز میگذاشت از اون عقب گوه خوری میکرده نتیجه کامنت گذار اول و بسیجی یکی هستن دوما برادران قاچاقچی این جا هم فعالن سوما بسیجی برو جای دیگه کون بده

    پاسخحذف
  17. نا شناس گرامی اگر بقول شما این کس شعر ها را بهم نبافند چگونه می توانند خامنه ای بیسواد را خر کرده و از او الاغی بسازند که هر پا لانی را به راحتی رویش بیا ندازند.و از قبلش نان بخورند و قاچاق کنند؟

    پاسخحذف
  18. بسیجی همتون برای ملاها تاریخ مصرف دارید. میگید نه؟ لینک زیر رو ببینید و مطمعن خاهید شد. تاریخ مصرفتان که تمام شد. کارتان تمام است. ببینی چطور خاهران و مادران بیسجی ها رو پلیسها و اطلاهات سپاه زده و خاهر وممادرشونو فاک کرد. یکی از خانمهای بسیجی به اخونده میگه منو شسش نفر مرد بردند .!!!!!! به مردم بپوندید. اگر کاری نمیکند .مردم رو اذیت نکنید.
    https://www.youtube.com/watch?v=K_ApYoKNaOU

    پاسخحذف
  19. چیزی که اهمیت داره بقای نظامه نه چیز دیگه دو دیدگاه در حاکمیت هست
    1- رفسنجانی و نوکراش: میگن بشیم مثل سعودی متحد آمریکا و اون داستان امنیت دوستونی خلیج فارس زمان شاه رو دوباره احیا کنیم اینطوری حکومت بقاش تضمین شدست
    2- رهبری و سپاه و تیمشون : این ها کاملا مخالفن از نظر من که در تیم این ها هستم آمریکا هرگز با حکومت جمهوری اسلامی مثل سعودی برخورد نخواهد کرد در واقع اگر برای سعودی هم یک آلترناتیو سکولار داشت قطعا این ها رو تحمل نمی کرد چیزی که برای ایران کاملا در اختیار داره گروهی با ارتباطات گسترده با غرب که در اونجا زندگی می کنن و کاملا از نظر فکری به اونها نزدیک تر هستن برای همین از نظر من در نهایت آمریکا تنها زمانی با ما دست دوستی خواهد داد که طرفداران حقیقیش که در اونجا زندگی میکنند در ایران به قدرت برسند (فشار های حقوق بشری آنقدر دامنه دار خواهد شد با چاشنی تبلیغات که مثل زمان شاه افسارکار از دست حکومت خارج شه) اما آلترناتیو سپاه چیه
    1- با ایجاد هرج و مرج در اطراف و ایجاد وضعیت بحرانی مثل جنگ و نا امنی و تجزیه طلبی و داعش !هرگونه احتمال قیام مردمی از بین خواهد رفت همین بس که دری نجف آبادی می شود نماد دموکراسی!
    2-اما اندازه ایجاد هرج و مرج بسیار مهمه و نباید به اندازه ای باشه که مجبور بشن بندازنت سطل آشغال چیزی که صدام و قذافی احمق نمی دونستن اما حکومت تو این 38 سال ثابت کرده خیلی خوب بلده سپاه اعتقاد داره که آمریکا هرچند تمایل داره ایران با فرآیند نفوذ که در کامنت قبلی توضیح داده شده بود بشه متحدش(که اونوقت در اون ایران جایی برای حکومت فعلی از رفسنجانی تا خامنه ای نیست چیزی که رفسنجانی نمیفهمه!) اما اگر آمریکا مطمئن بشه شانسی برای به قدرت رسوندن متحدینش در ایران نداره به چند دلیل حکومت فعلی اونقدر براش مفید هست که نخواد مثل صدام بندازدش سطل آشغال :
    1- حکومت با رفتارهاش یک بهانه بسیار مناسب برای آمریکاست تا حضور نظامیش در منطقه که برای محاصره روسیست رو تقویت بکنه نمونش سامانه ضد موشکی تاد در خلیج یا سامانه دفاع موشکی در رومانی و چک که با ایران توجیه میشه همون نقشی که کره شمالی در جنوب شرق آسیا برای آمریکا ایفا میکنه
    2- ایران یک منبع درآمد چند میلیارد دلاری با فروش سلاح و وابستگی همه جانبه به آمریکا برای کشورهای نفت خیز خلیج ایجاد میکنه این چند صد میلیارد دلار خرید سالانه به تنهایی کلی برای آمریکا می ارزه بدون ایران آمریکا هرگز نمی تونه همچین درآمدی از فروش سلاح داشته باشه این بزرگنمایی سلاح های ایرانی هم دقیقا برای همینه
    3- ایران عامل بی نظیری در همگرایی متحدین آمریکا یعنی اسرائیل اعراب و ترکیه شده که بی سابقست بی دشمنی با ایران بسیاری از این ها میفتن به جون هم
    4- هرچند احتمال جنگ منطقه ای زیاد شده به خصوص که آمریکا نفوذش بر متحدینش کمتر شده اما سپاه مطمئنه حتی اگه سعودی و احرار الشام و ... به ایران حمله کنند هدف آمریکا هرگز پیروزی طرف مقابل نیست بلکه مهار دوجانبست پس وقتی ایران در معرض شکست قرار بگیره باز داستان مک فارلین ها پیش خواهد اومد هرچند ایران آسیب میبینه اما بی بروبرگرد حکومت پایه هاش مستحکم تر میشه هم وحدت ملی در برابر اعراب هم نا امنی و ترس از سوریه شدن باعث خفه خون گرفتن مردم میشه همونطور که جنگ با عراق 8 سال کش داده شد:)
    5- ایران یک سد مستحکم برای چند ده میلیون مهاجر هند و پاکستانیه که اگه ایران سقوط کنه به سمت اروپا سرازیر خواهند شد خود ایران بماند
    6- ایران به خوبی با خطوط قرمز آمریکا آشناست و میدونه تا کجا میتونه پاشو رو دم آمریکا بذاره به این قمپز ها هم توجه نکنید
    7- به دلایل بالا از نظر آمریکا یک ایران با ثبات اما دشمن به مراتب از یک ایران بی ثبات اما دوست سود بیشتری داره برای همین سپاه مطمئنه که آمریکا هرگز سمت تحریم های همه جانبه تا نابودی کامل نخواهد رفت و اگر ببینه رژیم داره از هم فرو می پاشه یکهو امداد های غیبی می رسونه
    همه این ها باعث میشه که حکومت هرچند محبوب آمریکایی ها نباشه اما براشون قابل تحمل باشه برای همین سپاه اصرار داره باید به آمریکایی ها فهموند که ایران به سمت نورمالیزیشن با آمریکا پیش نخواهد رفت چون اگه پیش بره تهش به هیچ کدوم از اسلامگراها یه پاپاسی هم نخواهد رسید اونوقت آمریکا صرفا میره برای مهار ایران که یه وقت براش شاخ نشه که خب مهار بکنه تازه این مهار باعث تسلط بیشتر نظام در دخل هم خواهد شد فراموش نکنید حفظ نظام اوجب واجباته نه چیز دیگه

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بسیجی گرامی
      همهٔ سخنانی که در این نظر مطرح کردید؛ یک معنی بیشتر ندارد و آن اینکه: «بقای حکومت شیعی حاکم بر ایران به خاطر کوچه هایی است که به آن میدهند».
      این نظر شما کاملاً درست است.
      امّا وضعیت در آمریکا تغییر خواهد کرد. آنچه که شما و بساری دیگران «آمریکا» مینامید و من نیز چنین فکری میکردم؛ در واقع در حال تبدیل شدن به یک «پوسته» است. آنچه که در حال بلعیدن همهٔ کشورها است؛ نه «آمریکا» بلکه «سرمایهٔ جهانی» است که در حال بلعیدن «آمریکا» نیز میباشد. امّا همانطور که میبینید؛ ظهور «ناسیونالیسم آمریکایی» در انتخابات کنونی ریاست جمهوری آمریکا؛ خوشایند «گلوبالیستها» که در هر دو حزب اصلی آمریکا لانه کرده اند نیست.
      اگر ناسیونالیستهای آمریکا بتوانند به کاخ ریاست جمهوری دست یابند؛ تمامی معادلات بین المللی به هم خواهد خورد. زیرا «ناسیونالیسم آمریکایی» پشیزی برای «سرمایهٔ جهانی» ارزش قائل نیست؛ مگر آنکه آن سرمایه به درون آمریکا باز گردد و این آن چیزی است که «گلوبالیستها» از آن وحشت دارند.
      «ناسیونالیسم آمریکایی» که در حال ظهور است؛ افقهای گستردهٔ «اقتصادی» را در نظر دارد که میتواند «چین» و «روسیه» را بدون شلیک یک گلوله نیز به زانو در آورد. زیرا اگر «سرمایهٔ جهانی» که در حال استفاده از «برده های چینی؛ هندی؛ مالزیایی؛ اندونزیایی؛ فیلیپینی؛ ویتنامی و ....» است؛ منافعش در خطر قرار گیرد؛ در مدّتی کوتاه میتواند به تلّی از خاکستر تبدیل شده و ویرانیهای عمیقی در «سرزمینهای بردگان» به جای بگذارد.
      ناسیونالیسم آمریکایی مطمئناً یک شعار دارد و بدون آن شعار نمیتواند «ناسیونالیسم» باشد و معادل فارسی آن شعار این است:
      «دیگی که برای من نمی جوشه؛ بگذار سَرِ سَگ دَرِش بجوشه».
      این شعار چیزی نیست که «حکومت انگلهای صفوی» برایش آمادگی داشته باشند.
      زمانی که معادلات جهانی به طور عمیق تغییر یافتند؛ فقط خدا میتواند به درد ۳ میلیارد چینی و هندی برسد. خدا هم سرش با کارهای بزرگتری مانند فوتبال بازی کردن با کرات آسمانی و کهکشانها مشغول است و به موجودات ریزه میزه کاری ندارد.

      حذف
  20. من نمی دانم چقدر این موجودات مذهبی حالا چه بسیجی چه سپاهی چه دو پاهی و کلا مسجد رو وقیح و ابله اند و سرشان در حساب نیست. اخر ابله امدی غیب گفتی.خیال می کنی وقتی ما از رابطه با غرب و امریکا صحبت می کنیم عاشق چشم و ابروی امپراطوری USA هستیم.مردک ما دل سو ختگان این مملکت داریم می بینیم که سر ما یه های هنگفت و نجومی که با ان می شود یک کشور حتی ویران را به ترقی و جایگاه بسیار خوب رساند خرج مو هو مات و کا رهای بی حا صل می شود.دا نشگا هها بی خاصیت شده و به شکل مسخره ای در امده. اموزش و پرورش کاملا نا بود شده.روحیه جمعی نابود شده. افسر دگی بیداد می کند.فاصله طبقاتی بیداد می کند.محیط زیست نابود شده.دزدی و رانت و بی قانونی سبیل و عادی شده و به شکل قانون در امده.روابط انسانی نا بود شده انوقت دم از حفظ نظام می زنی؟ کدام نظام؟ کدام کشک.اصلا مردم و منا فع ملی و نقشه ای بنام ایران کجای کار است.این نظام تو سر و ته اش چه هدفی دنبال می کند؟ خمینی هندی یک گهی خورد. البته گه زیاد می خورد.ولی یکی از گه هایی که خورد همین جمله اوجب واجباتش بود.خمینی دیوث یک ابله بیشتر نبود.به گمانم این نکته را دکتر یزدی و بازرگان که هوش پایینی داشتند را هم با تمام خریتشان در پا یان عمر! متوجه شدند.ابله تر از اینها شریعتی معتاد از اخور گر یخته بود. اخر مردک تو رفتی در سوربون درس جامعه شناسی خواندی انوقت چه برجستگی در بلال حبشی و عمار یاسر و ابوذر غفار دیده بودی که بدنبال اینها افتادی.اخر در مغز بلال چی بوده. در مغز عمار عرب چه بوده که تو الدنگ اینها را برای دانشجو ها و جوانها بت می کردی.حالا حکایت اوجب واجبات خمینی احمق است.که هیچ چیز از دنیا نمی فهمید.کدام رهبر و سیاسمتدار در جهان حاضر است بگوید اقتصاد مال خر است که ان هندی نا بکار گفت.ایا سر ما یه سالاران او را نیا وردند که ایران را نا بود کند؟ حالا حکایت این یک دست عنتر است که این نابودی را تکمیل کند... حفظ نظام. برو جانم برو. برو کشکت را بساب.برو فکر نان کن که خربزه اب است، فرمایشات شما چون خشت بر اب است.با واژه های مسخره ای مثل نفوذ و اوجب واجبات و کس شعر هایی از این قبیل عین خودتان، مملکتی را به نابودی کشانده اید.البته نظام شما روی اب قرار گرفته. این را دستکم من و حتما کژدم و خوانندگان فرهیخته این وبلاگ می دانند.

    پاسخحذف
  21. آقاس پوتین با «لیسیدن خایهٔ کشیشها» میخواهد «مسیح مقدّس» را دوباره عَلَم کند و روسیه را به «کون لیسی کلیسا» و در واقع به سوی «عصر تاریک خرافات» بازگرداند.
    آیا آقای پوتین یک «خایه لیس» است؟ یا یک «استراتژیست»؟ و یا یک «استراتژیست خایه لیس»؟
    تصاویر سخن میگویند.

    http://www.bbc.com/persian/world/2016/05/160528_l16_putin_athos

    پاسخحذف
  22. رودریگو دودرته، ویجیلانتی معروف فیلیپینی به ریاست جمهوری این کشور برگزیده شد:

    http://www.bbc.com/persian/world/2016/05/160528_l93_philippines

    کژدم گرامی حدود یک سال پیش از ایشان گفته بودند. در بخش کامنت های نوشته زیر:

    http://kajdoum1.blogspot.com/2015/06/blog-post_20.html?showComment=1434841010040#c9103507985343976846

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      میگویند که آقای «رُدریگو دودورته» ؛ بسیار صریح اللهجه؛ بیرحم؛ شوخ طبع و بسیار بد دهن است.
      امّا کارش خیلی درست است.

      حذف
    2. ناشناس گرامی

      آقای «رودریگو دودرته» مثل «احمدی نژاد» یک دلقک روسپی زاده و نوکر حلقه به گوش «روسپی زادهٔ فرزانه» نیست.

      خواهیم دید که فیلیپین؛ به کشوری «بدون زندان» تبدیل خواهد شد.

      http://www.bloomberg.com/news/articles/2016-05-30/philippines-duterte-to-begin-work-at-1-p-m-commute-to-manila

      «بلومبرگ» به عنوان یک «اُرگان تبلیغاتی گلوبالیستها» تلاش می کند بگوید که: «همین آدم خاکی» نیز میخواهد از «هواپیمای تشریفاتی» استفاده کند.

      من (کژدم) به «زندان» به عنوان «عامل بازدارنده» اعتقاد ندارم. من به هیچ وجه به اینکه بخش قابل توجّهی از ثروت ملّی را هزینهٔ نگهداری جنایتکارانی که من آنها را «بی شرفها» و «خائنین» می نامم بکنیم؛ ... ندارم.

      حذف
  23. اگه این برنامه صحت داشته باشته .داستانیه برای خودش؟؟؟؟
    رگیری مسلحانه و خونین در بیت خامنه ای چندین کشته و زخمی برجای گذاشت
    بالابلاگ ‫۱۳۰ کلیک
    در اوسط اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ خبری مانند توپ در جامعه طنین پیدا کرد که پاسدار حسن اکبری محافظ ویژه خامنه ای کشته شد.
    اما هیچ دلیل قانع کننده ای از سوی مقامات حکومتی در این رابطه ارائه داده نشد و علت مرگ واقعی او نتها مشخص نشد بلکه طرح موضوع اشکال فنی سلاح هم ابهامات را بیشتر افزود ونهایتا اینکه کشته شدن وی قوت گرفت. تا اینکه خبر بستری شدن آخوند محمدی گلپایگانی از محرمهای خامنه ای در بیمارستان در خبرنامه ملی ایرانیان درج شد.
    بنا به این گزارش طی درگیری مسلحانه انجام شده در بیت خامنه ای ضمن مجروح شدن آخوند محمدی گلپایگانی، وحید حقانیان و دو محافظ دیگر نیز سخت مجروح شده اند که نام های آنها عبداللهی و برنجیان می باشد.
    به گزارش خبرگزاری حکومتی صراط نیوز: رئیس دفتر مقام معظم رهبری با بیان اینکه بیماری بنده عارضه قلبی نبود و کسالت دیگری بود گفت: پس از چند روز استراحت از بیمارستان مرخص می‌شوم.
    خبرنامه ملی ایرانیان در ۳خرداد۹۵نوشت پس از افشای حادثه تیراندازی در بیت رهبری، محمد محمدی‌گلپایگانی رئیس دفتر خامنهای با بیان اینکه از ۷ اردیبهشت به حالت اورژانسی به بیمارستان بهمن انتقال پیدا نموده، گفته میشود که طبق توصیه های پزشکان تنها ۲ تا ۳روز در بیمارستان خواهد بود و به زودی مرخص خواهد شد، پس از گذشت این ایام تاکنون کماکان هیچ رسانه داخلی خبری از بهبودی وی گزارش ننموده اند. محمدی گلپایگانی پس از مضروب شدنش توسط یکی از محافظین بیت رهبری، نخست در کلینیک همانجا و پس از خونریزی شدید ساعاتی بعد به بیمارستان بهمن انتقال پیدا میکند.

    https://www.balatarin.com/permlink/2016/5/29/4197140

    پاسخحذف
  24. روز ۲۳ ژوئن؛ شاهد یک انفجار اقتصادی در سطح بین المللی خواهیم بود.
    روز ۲۳ ژوئن روز رفراندوم خروج انگلستان از اتحادیهٔ اروپاست و بسیاری از سران کشورهای مهم جهان از هم اکنون منتظر نتیجهٔ این رفراندوم هستند و خود را برای نتیجهٔ این رفراندوم که از نظر آنها منجر به خروج انگلستان از اتحادیهٔ اروپا خواهد شد؛ آماده میکنند.
    نظرسنجیهای گوناگون نشان میدهند که مخالفین و موافقین خروج شانه به شانه و برتری اندک «موافقین» به پیش میروند.
    امّا مسئلهٔ بسیار مهم اینکه: بسیاری از افراد که موافق هستند؛ در نظر سنجی ها خود را «مخالف» معرفی میکنند.
    خروج انگلستان از اتحادیهٔ اروپا یک زلزلهٔ بزرگ اقتصادی خواهد بود.
    خروج انگلستان از اتحادیهٔ اروپا؛ ضربهٔ سنگینی بر پیکر «سرمایهٔ جهانی» و سیاستمداران خریداری شده و نفوذی از طرف آنها است که «گلوبالیستها» نامیده میشوند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. جناب کژدم نظر شما راجع به نتیجه رفراندوم چه هست؟و می توانید در صورت امکان نظر خود را در مورد تاثیر خروج انگلیس از اتحادیه اروپا بر شاخص دلار و همچنین بورسهای جهانی بیان کنید با تشکر

      حذف
    2. ناشناس گرامی
      جنبش «Brexit» یک جنبش ناسیونالیستی سیاسی است و اهداف طولانی مدّت آن بسیار فراگیر تر و مهمّتر از آن است که اهمیتی برای «ضررهای مقطعی اقتصادی»؛ قائل شود.
      اینکه یک «پارامتر» از یک مجموعه خارج شود؛ طبعاً مشکلاتی برای «خود» و آن «مجموعه» (حد اقل در کوتاه مدّت)ایجاد خواهد کرد و این مشکلات به خاطر سیطرهٔ «سرمایهٔ جهانی» بر «سرنوشت اقتصادی کشورهای آلوده به سرمایهٔ جهانی» و در نتیجه؛ تأثیراتی بر «اقتصاد جهانی» خواهد گذاشت.
      من کارشناس اقتصادی نیستم؛ امّا میدانم که بسیاری از «تحلیلهای اقتصادی» که در رابطه با «خروج انگلستان از اتحادیهٔ اروپا» در روزنامه ها و سایر منابع خبری منتشر میشوند؛ بسیار «جهت دار» هستند و تا کنون منبع مستقلّی که بتواند یک «نظریهٔ مستقل» در این رابطه منتشر کند را ندیده ام.
      بر اساس آنچه که بر طبق مطالبی که منتشر میشود؛ به نظر میرسد که «خروج انگلستان از اتحادیهٔ اروپا» یک امر قطعی است. امّا اینکه تا چه حدّی بر «کاهش رشد اقتصادی» در جهان بینجامد؛ هنوز روشن نیست. امّا اینکه در نتیجهٔ این حادثه؛ رشد اقتصادی در سطح جهانی آهنگ کُند تری به خود بگیرد؛ امری قطعی به نظر میرسد. لذا باید منتظر سقوط ارزش سهام در بازار جهانی و سپس شنیدن اخبار مربوط به «ورشکستگی شرکتها» و در نتیجه «کاهش قیمت انرژی» و «رکود اقتصادی» باشیم.

      حذف
    3. (ادامهٔ بالا)

      وارد شدن به «اتحادیهٔ اروپا» برای هر کشوری منافع و ضررهایی را به همراه داشت. کشورهایی مانند یونان و پرتغال و اسپانیا چیزی به جز فقر و بدبختی و فساد فراگیر اجتماعی و حاکمیتهای فاسد و دزد نداشتند که به اتحادیهٔ اروپا عرضه کنند و در ۲ دههٔ اخیر به جز دوشیدن اتحادیهٔ اروپا کار دیگری انجام نداده اند.
      در عوض انگلستان یکی از بازنده های اتحادیهٔ اروپا بوده است و به جز از دست دادن «استقلال»؛ و بازار کار و هزینه های سرسام آور ایجاد «اتحادیهٔ اروپا» چیزی به دست نیاورده است. شاید «گلوبالیستهای انگلستان» بخواهند بازی را ادامه دهند؛ امّا بخش وسیعی از مردم انگلستان به تجربه دریافته اند که تاریخ چند دهه پیوستن به «اتحادیهٔ اروپا» نه تنها دست آوردی نداشته است؛ بلکه «بحران مهاجرین» میتواند انگلستان را تا پای نابودی بکشاند. به عنوان نمونه انتخاب شدن «صادق خان کثافتستانی» به عنوان شهردار لندن؛ برای بسیاری از مردم انگلستان یک فاجعه است. آلمانها نیز بازی را خواهند باخت؛ زیرا حاکمیتشان در دست «گلوبالیستها» است و «گلوبالیستها» نیز مانند «مارکسیستها» در رؤیاهای شیرین تئوریک غرق هستند که آخرین نمونهٔ تولیدی آنها «ونزوئلا»ی درمانده و بدبخت است.
      شاید بتوان گفت که مردم انگلستان؛ نخستین گروه از اروپاییها هستند که بیدار شده اند.

      حذف
  25. بالاخره BBC مقاله ای را منتشر نمود که بخشی از راز سر به مُهر فاجعهٔ ۱۱ سپتامبر را فاش میکند.

    http://www.bbc.com/persian/iran/2016/05/160530_file_saudi_11-september

    «اسامه بن لادن»؛ به عنوان «افسر اطلاعاتی عربستان سعودی» و بسیاری کسان دیگر توسط CIA آموزش دیدند و به عنوان «نیروهای جهادی» به افغانستان منتقل گردیدند و پس از پایان دادن به استیلای روسیه؛ ماجرای «القاعده» و «طالبان» آغاز شد. اگر ماجرای القاعده و طالبان را به حساب عربستان سعودی و پاکستان بگذاریم؛ پس ماجرای تلاش اروپاییها و دولت اوباما با همصدایی حزب جمهوریخواه در رابطه با پروژهٔ «حاکم کردن اخوان المسلمین» بر خاورمیانه که کثافتهایی کمتر از القاعده و داعش نیستند را باید به حساب چه کسانی گذاشت؟
    «محرمانه» نگاه داشتن اسنادی که به «۲۸ صفحه» مشهور است؛ نشان از مخفی کاری «گلوبالیستها» که خانوادهٔ «بوش» و بسیاری از آنهایی که به «جمهوریخواه» مشهورند و همچنین خانوادهٔ «کلینتون» و شخص آقای «اوباما» نیز به نیز بخشی از آنها هستند (گلوبالیستهای لانه کرده در ۲ حزب جمهوریخواه و دموکرات)؛ در زدن «مُهر محرمانه» به این پرونده نقش اصلی داشته اند.
    مخالفت دولت اوباما و رئیس کنونی سازمان CIA با منتشر شدن این ۲۸ صفخهٔ محرمانه؛ میتواند به بزرگترین رسوایی تاریخی در آمریکا تبدیل شود و دست و پای «گلوبالیستها» را در پوست گردو بگذارد.
    با اینکه BBC این مطلب را منتشر کرده است؛ ولی «صادق خان کثافتستانی» شهردار لندن شده است. خانم مرکل در حال جفتگیری با «اردوغان عثمانی اخوان المسلمینی» است و شیخ قطر از اخبار خارج شده است. در حالی که همهٔ اینها کرمهای یک مستراح هستند؛ حال نامش «سلفی گری» و یا «اخوان المسلمین» و یا «تشیع صفوی» باشد؛ هیچ فرقی نمیکند زیرا تمامی این شعبه ها و فرقه ها؛ در نهایت در نهایت پایه های عقیدتی شان بسیار یکسان است.

    پاسخحذف
  26. با تشکر از اسکورپین عزیز . مطالب عجیبی در مقاله بی بی سی بود. ارزوی دهکده ای جهانی بدون دین و عقاید منحرف شده از وجدان بشری رو دارم. دنیایی بدون ارتش و سلاح. دنیایی بدون مرز. دنیایی بدون خشونت . دنیایی بدون ....................... . . شما فکر میکنید میشود اسکورپین گرامی.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی

      «دهکدهٔ جهانی» برای خوشبختی نیست؛ بلکه بر «برده داری نوین» استوار خواهد بود.
      «دهکدهٔ جهانی» چیزی شبیه داستان «۱۹۸۴ جورج اورول» است. «دهکدهٔ جهانی» یعنی آمیخته ای از «حکومت استالینی - هیتلری - مائو تسه دونی - حکومت کرهٔ شمالی - حاکمیت خِمرهای سرخ - داعش - حکومت ننگین صفوی حاکم بر ایران - طالبان».
      در «دهکدهٔ جهانی» فقط معیارها تغییر خواهند کرد و به جای «روسری» و «حجاب اجباری» هر روزه مقدار «گوز شهروندان» را اندازه خواهند گرفت. شهروندان متهم خواهند شد که با «مقدار گوز شان» چقدر به «گرمایش کرهٔ زمین» کمک نموده اند؟ و چه نوعی از «سیستم غذایی» باید معیار قرار گیرد؟ که «گازهای گلخانه ای کمتری» تولید کند؟
      ناشناس گرامی
      «دهکدهٔ جهانی» یعنی:
      «دهکدهٔ حاکمیت بر به حاشیه رانده شدگان».
      «دهکدهٔ جهانی» هیچ آرزویی را بر آورده نخواهد کرد و مانند «مارکسیسم لنینیسم» یک «ایدئولوژی رویایی» است که به «جنایت بین المللی» منجر خواهد شد..
      زمانی که کرهٔ زمین ۵ میلیارد جمعیت داشت؛ شاهد بحرانهای زیادی بود؛ امّا مجموعهٔ آن بحرانها حتی قابل مقایسه با بحران «سوریه و عراق» نیز نمیباشد.
      اکنون جمعیت کرهٔ زمین نزدیک «۸ میلیارد» است.
      لذا باید منتظر بحرانهایی بسیار فجیع تر از بحران «جنگ جهانی دوّم» بود..

      حذف
  27. درود كژدم گرامي
    من هميشه به ياد شما و پيگير بودم منتها در گذاشتن كامنت بع خاطر مشكلات گوشي مشكل داشتم و مشتري ٥ سالع وبلاگ شما هستم.
    كژدم گرامي در مورد علت و هدف افشاي روابط خميني با امريكا در قبل از انقلاب از طرف بي بي سي و هياهويي كه ايجاد كرده چه نظري داري؟
    اكبر

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اکبر گرامی
      احتمالاً بازهم کلاه دیوید کامرون و دلواپسها رفته تو هَم. و گرنه BBC اطلاعات وسیعی از تمامی جفتگیریهای سیستم آخوندی با بسیاری از مراکز قدرت غربی دارد.
      افشاگری BBC مسئلهٔ مهمی هم نیست؛ زیرا اولّاً تاریخش بسیار وقت است که گذشته است؛ ثانیاً در دورهٔ مصدّق هم انگل کاشانی نقش نوکری انگلستان را بازی میکرد. در مشروطیت هم رهبر «مشروعه خواهان» که به دار آویخته شد؛ نوکری روسها را میکرد. در زمان فاجعهٔ ۵۷ هم خمینی در فرانسه همین کار را میکرد و نقش «دلّال محبت» (قرمساقی) را به نهضت آزادی داده بودند (ابراهیم یزدی و اوباشان اطراف او). الآن هم نوکری روسها را میکنند.
      این سرزمین ۱۴۰۰ سال است که «حوزهٔ نفوذ» و «تحت سلطه» بوده است و ریشه های «بابک خرمدین ها» و «کاوهٔ آهنگرها» نیز پوسیده است. ریشه های پوسیده دوباره جوانه نمیزنند و به بار نمی نشینند.
      همین انتخابات اخیر و «لیست امید» و «کوهی که موش زایید» را نیز دیدیم؛ تا جایی که صدای قرمساقی به نام «اکبر گنجی» هم در آمد.
      اکبر گرامی
      فرهنگ دل بستن به «افشاگریها» را به گور بسپارید.

      حذف
  28. تغییر نام باشگاه سیاه‌جامگان ابومسلم به درخواست آیت‌الله علم‌الهدی.
    کیر ابومسلم و هر چی ایرانی وافعی تو کو ...... زن جن ....... هر چی آخونده خر بیسواده . خسوسن عراقیاشون و طرفدارای روسیشون. مسل انگل مفعول زاده بیمار روانی که با 4 تا رومان روسی خوندن عاشق کو ن دادن به روسا شده.

    پاسخحذف
  29. زهر دو دکم هم خودتون بخورید هم بچه هاتون. ببینید این لاشخور واقعیت رو میگه. انقلاب یعنی نوشخار ملاها. خاک بر سر ملت همیشه ترسو . خاک.
    حسن خمینی ادامه داد: «بعضی قبل از انقلاب در نهضت نبودند و موقع پلو آمدند.»
    http://www.radiofarda.com/content/b22-iran-hassan-khomeini-interview-state-tv-khatami/27774076.html

    پاسخحذف
  30. کژدم گرامی افشا گری بی بی سی در داخل همچون بمب صدا داشته. تازه عذه ای که از زور بدبختی حتی وقت ندارند اخبار و یا روزنامه { مزخرفات داخلی} رو بخونند. تازه فهمیدند عمام هندی دجال سینک سال 57 فرو کرده بهشون. همین خبر کوچک گویا مغز خیلی هارو یکنموره بفکر وادشته. که عمامشون و دوران طلایی عمام کو...وشعربوده و هست و رهبر عنقلابشون گوزو از آب در اومد ه بوده و اینا حس نمیکردند!!! . وای به سد خولک مفعول نوکر روسیه .

    پاسخحذف
  31. خوانندگان گرامی

    شما را به خواندن یکی از آخرین نوشتارهای «عبدالکریم سروش» که نیروهای «حزب اللّاغی» را با «مسلسلهای سنگین کالیبر ۵۰ » برای بستن دانشگاهها و انقلاب فرهنگی به دانشگاه تهران فرستاد و بعدها نیز مدّعی شد که در «انقلاب فرهنگی» کذایی دخالتی نداشته است و اکنون «انکار خیانتها» مُد روز شده است و «انگل بهرمانی» نیز از یک طرف با «ورق دلجویی از بهائیان» و از سوی دیگر با جملات مزخرفی مانند «من با انقلاب فرهنگی» مخالف بودم؛ در حال دانه پاشی برای ایجاد «چرخ یدکی برای حفظ و تداوم حاکمیت کثیف اسلامی - شیعی» است؛ همچنین اوباشانی مانند اکبر گنجی و اصلاح طلبان رنگارنگ مذهبی همگی در حال اجرای یک سناریو و هماهنگی کامل با همدیگر هستند تا به هر ترتیبی که شده؛ با ایجاد «کوچه پس کوچه های فکری» مانع رشد و اتحاد و سازمان یافتگی نیروهای انقلابی که به «ایران بدون اسلام» و «ایران بدون وجود کثیف صنف انگلهای صفوی» می اندیشند شوند. (مطمئن باشید که وزارت اطلاعات رژیم کثیف انگلهای صفوی نیز؛ از این بیشرفها؛ برای تولید گفتمانهای دروغین و خاک پاشیدن به چشم مردم؛ پشتیبانی واستفاده میکند).

    این نوشتار به BBC فرستاده و منتشر شده است.

    http://www.bbc.com/persian/tvandradio/2016/05/160526_pargar_arical_souroosh

    آنچه که «انگل صفوی مسلک یقه سفید = عبدالکریم سروش» که هنوز ریش کثیفش را مانند اکبر گنجی پفیوز حفظ کرده است (کُد مسلمان بودن و تقیّه) در این نوشتار مطرح شده است؛ نه به خاطر «روشنفکر دینی» بودن او؛ بلکه بخشی از یک «سمفونی تاریک و خائنانه» است که با «ارکستر فیلارمونیک تلاش برای بقای اسلام» اجرا میشود.

    در این نوشتار به جز «بازی با کلمات» و استفاده از «مفاهیم گُنگ» مانند «اشراق» و بدون نام بردن از «آیین شمنی»؛ تلاش برای معرفی کردن «محمّد بچّه باز» به عنوان «شمن» که نظراتش حتّی بالاتر از «درک اشراقی» است و «محمّد بچّه باز» حتّی قادر به «دیدن» بوده است و به همین خاطر «قرآن کژیم» را «معجزهٔ محمّد بچّه باز» مینامد. (اشتباه تایپی نیست؛ قرآن یک مجموعهٔ «کژیم» است).

    سرتاسر نوشتار «انگل یقه سفید صفوی مسلک = عبد الکریم سروش» جملاتی هستند که میگویند که «قرآن چاه مستراحی بیش نیست»؛ امّا همین بی شرف؛ میخواهد از درون این چاه مستراح «معجزه» و «معنویات» بیرون بکشد.
    تلاشهای بیشرفهایی مانند «سروش» و «اکبر گنجی» به مثال تلاش قرمساقهایی است که با «بَزَک و دوزک کردن یک فاحشهٔ پیر» و «جرّاحی پلاستیک کلامی = استفاده از بازی با کلمات مُرده» (علم کلام)؛ این فاحشهٔ فرتوت را به عنوان «حوری بهشتی دائم البکارة = حوری های ۶ سالهٔ همیشه باکره = بر گرفته از تجربیات معنوی و اشراقی محمّد بچّه باز با عایشهٔ مو سرخ ۶ ساله = سنّت رسول اکرم»؛ همچنان در ماتحت «مؤمنین» نگاه دارد.
    این بیشرف با اینکه به آنهمه «کثافتکاریها انسانی» که توسط «محمّد بچّه باز»؛ به «جامهٔ تقّدس وحی الهی» پوشانیده شده است؛ باز هم بی شرمانه مّدعی است که «محمّد» صاحب «اشراقات و معنویات» بوده است.
    خواندن این نوشتار کثیف؛ به شدّت توصیه میشود.

    آنچه اکنون در میان «احمقها» مُد شده است؛ نام مرکّب «روشنفکران دینی» میباشد.
    این نام مرکّب؛ مصداق خارجی ندارد و نمیتواند داشته باشد. آنهایی که این نام مرکّب را اختراع کرده اند؛ یک وظیفهٔ «استراتژیک» برای خود طراحی نموده اند و من (کژدم) این استراتژی کثیف را «استراتژی فروش محتویات چاه مستراح؛ به نام آب زمزم» میدانم.

    پاسخحذف
  32. کژدم جان لطفا ادامه مطلبت رو بنویس چون خیلی وقفه افتاده و داره لوث میشه

    پاسخحذف
  33. بر اساس برخی روایات تاریخی عایشه هنگام ازدواج با محمد 6 ساله بود و صبر کردند تا او به حد بلوغ برسد. بر اساس روایات تاریخی دیگری عایشه در هنگام ازدواج با محمد 18 یا 19 ساله بود. فکر هم نمیکنم سن بنده و جنابعالی آنقدر زیاد باشد که خودمان شاهد اصل ماجرا بوده باشیم (حداقل در مورد خودم مطمئنم). اما جنابعالی تنها بر اساس روایت اول (که در تعارض با دومی است)، همیشه از محمد با صفت «بچه باز» یاد میکنید. علیرغم همه نمایش ها و بندبازیها، فکر میکنم همین یک نکته گویایی زیادی در مورد شخصیت و سطح فکر حضرت عالی دارد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      لطفاً «کُس شعر» نبافید و نگویید که «بر اساس برخی روایات ....»؛ این روایات را نقل کنید و بگویید که کدام مادر سگی نخستین راوی این روایت بوده است؟ آیا مفعولهایی مانند «مهدی بازرگان» و «ابراهیم یزدی» بوده اند؟ یا «مفعول طوسی»؟
      ثانیاً؛ اصلاً عایشه را بگذاریم کنار....
      تجاوز به زنان و دخترات اسرای جنگی چطور؟
      قانونی کردن «الهی» برده داری چطور؟
      گاییدن «ماریهٔ قبطیه» (برده) چطور؟
      مگر محمّد با «گاییدن ماریهٔ قبطیه» (بردهٔ حفصه) نشان نمیدهد که چگونه شخصیتی داشته است؟
      به «شأن نزول سورهٔ الّتحریم» نگاهی بیندازید که همه اش به خاطر این است که محمّد کنترل «کیر مبارکش» را ندارد و در غیاب زنش (حفصه)؛ به بردهٔ بدبخت (ماریهٔ قبطیه = مریم مصری) تجاوز میکند و پس از اینکه «حفصه» میفهمد که «محمّد» چه گُهی خورده است؛ او را تحت فشار میگذارد و محمّد هزاران بار «صلّ الله علیه» (صاحب اشراقات و الهامات جنسی)؛ از ترس عایشه «گوز پیچ» شده و وعده میدهد که اگر «حفصه» به «عایشه» نگوید که «محمّد» چه گُهی خرده است؛ قول میدهد که «عمر»؛ «خلیفه» بشود و ماریه را بر خود حرام میکند؟
      سپس در می یابد که «ماریه» بچه دار شده است و ماماهای آن زمانی به محمّد میگویند که «بچّه پسر است» و ناگهان محمّد که در آرزوی داشتن «پسر» میسوخت؛ آیه نازل میکند که: «ای محمّد ... چرا حرام کردی بر خود؛ آنچه را که ما بر تو حلال کردیم؟» (ترجمهٔ آیهٔ کریمه و کثیفهٔ سورةالتحریم).
      بچّه را نیز حتّی پیش از به دنیا آمدن نامگذاری میکنند و «قاسم» مینامند و محمّد میشود «ابوالقاسم». امّا بچّه «سقط» میشود و برای محمّد فقط یک «کون سوخته» میماند؟
      محمّد موجودی بود که کنترل «کیر مبارکش» را نداشت و حتّی به «بُز و گاو و اسب و شتر» نیز مانند «حوریه های هالیوودی» نگاه میکرد.

      لطفاً «کُس و کونت» را جمع کن.

      یا مکن با «فیل بانان» دوستی

      یا بنا کُن خانه ای «فیل توش بره»

      حذف
    2. ناشناس گرامی
      در رابطه با «مؤمنین مسلمان» (از هر فرقه ای) باید بگویم که اگر «فاطمه» زشت روی نبود و ارزشش بیشتر از «فروخته شدن به زین اسب» بود و محمّد در می یافت که از «فاطمه» میتواند صاحب «پسر» شود؛ اکنون مسلمانان «گاییدن خواهرشان» را به خاطر «تبعیّت از سنّت محمّدی»؛ بالاترین درجهٔ «ایمان» میدانستند.
      «مؤمن» یعنی «موجود کور و مغزشویی شده».
      «ایمان» یعنی اوج حماقت و به خواب عمیق رفتهٔ هیپنوتیک.
      شما شانس آورده اید که «فاطمه» زشت روی بوده است .... وگرنه باید کارهای دیگری میکردید و با آسمان ریسمان بافتن؛ از «اطاعت از پیامبرتان» دفاع مینودید.
      با فیل بانان دوستی مکُن ... بویژه آنکه «فیل بان» نامش «کژدم» باشد.

      حذف
    3. برداشت شما از تاریخ همانقدر بچگانه (همینه که من دوست دارم) است که فیلبان خواندن خودتون! راستی شغل شریفتون چیه؟ راننده تاکسی؟
      در ضمن من نگفتم مومن هستم فقط مطالعاتم از سوسک و «عقرب» و مارمولک بیشتره!!! تخصصم هم برنامه نویسی هست.

      حذف
    4. ناشناس گرامی
      نخست اینکه؛ اگر اینهمه «باسوات» هستید؛ چرا «سواتتان» نمیگوید که ماجرای صبر محمّد تا ۱۸ سالگی عایشه را کدام «قرمساقی» نخستین بار روایت کرده است؟
      «محمّد (ص)» زمانی که ۵۲ سال داشت و «ترمز کیرش» مثل «تُرمُز قطار اتمی خامنه ای و ملیجکش احمدی نژاد» بریده بود؛ به ابوبکر گفت: دوبار «در خواب؛ خودم و عایشه را آنچنان دیده ام» (حتماً معنی آنچنان را می فهمید؛ اگر نمی فهمید از پدر و مادرتان بپرسید که برای پُس انداختن شما؛ چگونه آنچنان شده اند؟).
      امّا بگذارید تا «کژدم بی سوات» به شما بگوید که هنگام «به درک واصل شدن محمّد بچّه باز»؛ عایشه ۱۸ ساله بود و «محمّد بچّه باز» در ۶۴ سالگی به دَرَک واصل شد.
      «محمّد بچّه باز» هنگام بازگو کردن «رویای خود» به ابوبکر؛ ۵۲ سال داشت و عایشه ۶ ساله بود. ۱۲ سال بعد؛ آن «پیر مرد خرفت؛ بیمار روانی» به درک واصل شد. یعنی ۶۴ سالگی. این داستان با معادلات ریاضی همخوانی دارد. یعنی آن «کودک ۶ ساله» بعد از ۱۲ سال؛ ۱۸ ساله و آن «مَردَک بچهّ باز» ۶۴ ساله شده بود.
      پیشنهاد من این است که «سواتتان» را «لوله کنید».

      حذف
    5. وقتی داد و فریاد شما بلند و دهان مبارک باز شد پاسخگویی چه فایده داره؟! ضمن اینکه مطالب زیادی رو مطرح فرمودید که با کامنت بازی نمیشه همه رو جواب داد. برای یک نمونه میتونید به این لینک مراجعه کنید:
      http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=699
      شخصا هیچکدوم از این روایات برام اهمیت نداره. مثلا هنوز سی سال نشده که آقای خمینی فوت کرده اما روایت های کاملا متناقضی از فرمایشات همایونی (مثلا در باب تسخیر سفارت آمریکا) وجود داره! حالا شما به راحتی به کتاب های چند قرن پیش مراجعه میکنید و میگید که این کنترل شهوتشو داشته و اون نداشته!!!
      ضمنا شما که به u turn میگید چرخش 360 درجه، به من حق بدید خنده ام بگیره وقتی بعدش خودتون رو فیلبان میخونید! یاد آقای خامنه ای افتادم وقتی از «سو» حرف میزد!

      حذف
    6. ناشناس گرامی
      همهٔ این گفتگوها به کنار؛ .... به من بگویید که من کجا به چرخش ۱۸۰ درجه گفته ام ۳۶۰ درجه؟
      تا جایی که به یاد دارم شخصی گفته بود که فلانکس در یک چرخش ۳۶۰ درجه فلان گفت و من هم در پاسخ او گفته بودم که چرخش ۳۶۰ درجه یعنی همان وضعیت نخست. امّا اگر شما جای دیگری دیده اید که من چنین سخنی گفته ام؛ بسیار ساده است که بتوانید نشان دهید.
      روایات را نشان ندادید که هیچ؛ حالا سخنان پیشین خودتان را که فرمودید: «بر اساس برخی روایات تاریخی عایشه هنگام .....» را نیز با لفّاظی زیر سوآل میبرید و میگویید که «تاریخ فابل استناد نیست» چون روایتهای گوناگونی از خمینی در دست است و ... الی ماشاءالله.
      بالاخره «نَر» است یا «ماده»؟
      یا اینکه: «هم نَره.... هم شیر میده»؟
      :)

      حذف
    7. ناشناس گرامی
      با پوزش؛ متاسفانه آخرین کامنت شما و پاسخ من به خاطر یک کلیک اشتباهی حذف شدند که کاپی پیست آنها را در اینجا منتشر میکنم:

      کامنت شما:


      لینکی که توی کامنت قبلی فرستادم همون روایات هست دیگه.
      این هم لینک چرخش 360:
      http://bit.ly/24CcwUW
      مخلص کلام من این بود که با وجود روایات متناقض در مورد یک موضوع ما حق نداریم اون روایاتی که باب میلمون هست رو سوا کنیم و بقیه رو مجعول بدونیم.

      پاسخ من:


      ناشناس گرامی
      «اشتباه لُپّی» بوده است. تغییر نمیدهم تا کامنت شما ارزشش را از دست ندهد.
      با پوزش از اشتباه و سپاس از شما به خاطر یادآوری اشتباه من.

      حذف
    8. ناشناس گرامی پُر مدّعی
      بالاخره پس از ۳ روز انتظار؛ نگفتید که کدامین روایات میگویند که محمّد تا ۱۸ سالگی عایشه منتظر ماند تا او را «بگاید»؟
      در این ۳ روز فقط شلنگ تخته انداخته اید و همهٔ حرفتان به این جمله خلاصه شده است که منظورتان این بوده است که با وجود روایات گوناگون به یک نوع آن نچسبیم؛ بدون آنکه به آن روایات دیگر و راویانش اشاره ای کرده باشید.
      این امر به دور از شأن خوانندگان این وبلاگ است.
      امّا من (کژدم) روایتی را نقل میکنم که راوی آن «کژدم» است:

      خداوند موجوداتی را به شکل خود آفرید و آنها را «انسان» نامید. این موجودات مانند خداوند؛ «آفرینندگان» هستند.

      همچنین خداوند موجوداتی به شکل انسان را «رید» (مدفوع خداوند) که من نام این «مدفوعات» را «انسان سانها» نهاده ام.
      همچنین موجودات نخستین همچنان «انسان و آفریننده» و موجودات دوّم «مؤمنین» (مدفوع خداوند) هستند و بوی گندشان سراسر گیتی را گرفته است و برای مبارزه با «آلودگی» نباید گذاشت که «تولید مثل» کنند.
      به نظر من شما در گروه دوّم قرار دارید. زیرا مزخرفبافی مؤمنانه را بدون دادن حتّی یک آدرس معتبر؛ بر «آدرسهای معتبر» ترجیح میدهید.

      براستی؛ تا کِی میخواهید این «محمّد بچّه باز» را به عنوان «اُسوه» نگاه دارید؟

      حذف
    9. نکنه شوخی میکنید؟! این بار سوم است که دارم به این آدرس اشاره میکنم!
      http://bit.ly/233kPh5
      امیدوارم این بار «ببینید».
      ... در نقد فلسفه ی باز هم (عذر میخوام) کودکانه شما فقط همین رو بگم که اگر خدا بزرگه دوست دارد «انسان سان» خلق کند، خدا کوچیکه چرا باید جلوی آن را بگیرد؟! شاید هم «انسان سان» ها برای دنیا لازمند همانطور که مگسها و پشه ها لازمند؟ و شاید انیشتین حاضر نباشد لوله گرفته فاضلاب منزل شما (که در دسته اول قرار دارید) را باز کند؟
      اصلا نکند «انسان»هایی که نام حیوان بر خود میگذارند هم در دسته دوم (یا سوم) قرار دارند و خودشان خبر ندارند؟

      حذف
    10. حاج آغا ناشناس

      تشیّع یک مسلک جعلی است و بر اساس جعلیات استوار است. این وبسایتی هم که معرفی فرموده اید نامی جعلی دارد (موسسهٔ تحقیقاتی امام چاه نورد) که بزرگترین جعل پس از جعل «غیبت مسیح» است.
      منابع اصلی مزخرفات اسلامی همان منابع اهل تسنن هستند. تشیّع یعنی جعلیات و حدیث سازی.
      حدیثهای «انگل بهرمانی» و حدیثهای گوناگون چاپلوسان «انگل فرزانه» گواه زندهٔ جعلیات شیعه هستند.
      لطفاً بساط رمّالی تان را جای دیگری پهن کنید.

      حذف
  34. رهبر ج. اسلامی روز به روز
    در نگاه مردم بیشتر آب می شود{ بنقل از یک راننده تاکسی در کشور اشغالی طهران}
    خانم افسانه نگاهی که در سایت روده ایها مطلب گذاشته اید. البته کار تود هایها همسشه بقنا دادن مردم بوده . شما این راننده تاکسی که میگید {لینک زیر}اگه واقعی باشه . اونو لو دادید. و خدا بدادش برسه. امیدوارم به اینجا سری بزنید. و یا هر کی این خانم را میشناسد بهش بگه چکار کرده. با عذر خاهی از مستر اسکورپین عزیز و گرامی.
    http://www.pyknet.net/1395/10khordad/16/page/negahi.php

    پاسخحذف
  35. با درود.در ارتباط با ماجراهای سروش ترهات این بچه مسلمان منتشر شده در سایت بنی صدر را نیز بخوانید. این نادانان نمیدانند مزخرفات آن روانی را چه جور به خورد مردم بدهند.
    https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/35-didgagha/nevisandegane-ma/19588-2016-05-10-09-29-48.html?Itemid=0

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      مطلب تهوّع آور را خواندم. کراوات و اسلامش؛ آدم را یاد «محمّد مُرسی» و «اردوغان حرمسرایی» می اندازد.
      این بی شرف داستان سر هم بندی میکند و میخواهد داستانش را واقعی و «سنّتی» نشان دهد؛ تا «مشتری» پیدا کند. و مانند روایت کنندگان حدیث های اسلامی برای دادن «پاسخی آسان» داستانی ساده تولید کرده و «مارکسیست یک هفته ای» در کشور سرمایه داری میسازد؛ گویی که «مارکسیست» باید از کرهٔ «مّریخ» بیاید و گرنه «قبول نیست».
      به سیاق کلامش نگاهی بیندازید... گویی که هر چه «نوریزاد» ریده است؛ این «بیشرف»؛ هورت کشیده و ته مانده اش را نیز «لیسیده است».
      به نظر شما این بی شرفها باید حذف شوند یا نه؟
      پاسختان را ارسال نکنید. بلکه در ذهنتان نگهدارید و به دیگران توصیه کنید.

      حذف
  36. ناشناس گرامی
    شما خواستید که فقط جواب بدهم. واقعیت این است که هیچ جوابی ندارم. از نظر من آن ماجراها تمام شده اند.

    پاسخحذف
  37. البته مطلب تازه ای برای خوانندگان این وبلاگ نیست و از همان آغاز با این مسئله آشنا هستند.

    http://orient-news.net/en/news_show/114520/0/Hezbollah-moving-%E2%80%98tons-of-cocaine-in-Latin-America-Europe-to-finance-terror-operations

    پاسخحذف
  38. KING گرامی

    من فکر نمیکنم که «غلغلک دادن» نتیجه ای مهم به بار آورد. مگر آنکه نقطه ای بسیار حسّاس غلغلک داده شود؛ که طرف از خنده دچار دل درد شدید بشود. مسئلهٔ مهم دیگر «تداوم» است و گرنه با یک گل بهار نمیشود.

    در رابطه با «عصای موسی» پرسیده بودید. البته این یک حدس و نظر شخصی بود. شاید زمانی یافت شود و یا هرگز یافت نشود. مانند ۴۵۰ تُن مواد شیمیایی عراق که ناپدید شدند. (احتمال قوی به ایران و سوریه منتقل شدند.)

    پاسخحذف
  39. اسکورپین گرامی این متن واقعن یکی از عجیب ترین متنهاست. کودکی که اگر سقط میشد. تاریخ حتمن عوض میشد و شاید خیلیها کشته نمیشدند.

    ... در هنگام جنگ جهانی دوم بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق میشود چند روز مرخصی بگیرد. وقتی به محل سکونت خود میرسد متوجه یک کامیون حامل تعدادی جنازه میشود که بسمت قبرستان میرفت وخبر دار میشود که دشمن آن منطقه را بمباران کرده است لذا برای آخرین بار قصد داشت به جنازه همشهریهایش نگاهی بیندازد که متوجه میشود کفشی در میان اجساد وجود دارد که شباهت به کفش همسرش دارد وبسرعت بسمت خانه میدود ومتوجه میشود خانه اش ویران شده لذا پس از این شوک بزرگ خود را به کامیون میرساند وآن جنازه را تحویل میگیرد که در قبرستان دسته جمعی دفن نشود وبا مراسم واحترام خاص دفن نماید ولی متوجه میشود جنازه همسرش هنوز نفس میکشد. لذا او را به بیمارستان میرساند وان زن زنده میماند. وسالها بعد صاحب فرزندی از آن زن میگردد. زنی که قرار بود زنده بگور شود. اسم کودکی که دنیا آمد "ولادمیر پوتین" رئیس فعلی روسیه است.!!!
    برگرفته از کتاب (انتخاب‌های سخت یا گزینه‌های دشوار)*
    =========================================
    *"انتخاب‌های سخت یا گزینه‌های دشوار" عنوان کتاب خاطرات هیلاری کلینتون است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شده است.

    پاسخحذف
  40. خبر فوری از ایران اشغالی اینست که بازنشستگان نیروهای مسلح خصوصن ارتشیها با اعتراض به عدم همسان سازی حقوقشان با بازنشستگان استحدامی جمهوری سوسیالیستی اسهالی جلوی مجلس تویله دست به اعتراض زده اندو گویا حسن کلید ساز چاخان گو 3 سال است اونارو فریب داده و حقوق انان رو تصحیح نمیکند. شاید باور نکنید خلیانان بازنشسته جنگ 2 میلیون تومان میگیرند . اونوقت مدیران خاعن به ملت حسن چاخان 200 / 300 میلیون حقوق میگیرند. جالب اینست تمامی سایتهای خبری ایرانی مسل ایران پرس ن و بالاترین و...........همشون خفه خون گرفتند. و اتلاع رساتنی نمیکنند.

    پاسخحذف
  41. درود بر کژدم گرامی
    این روزها هر جا که در خصوص وضعیت وضعیت اقتصادی بحرانی ایران در پسا برجام مطلبی میبینم و یا در مورد اخبار حقوق های نجومی در دستگاه دولتی میخونم ناخودآگاه به یاد نوشته های قدیمی شما می افتم که به راحتی پیش بینی طلوع آفتاب از مشرق در مورد آنها سخن گفته بودید.
    امروز در مورد واقعه تیر اندازی در باشگاه همجنسگرایان فلوریدا داشتم فکر میکردم و به اینکه سود این اتفاق در جیب چه کسی خواهد رفت. آیا به کمپین ترامپ در انتخابات آتی کمک خواهد کرد و یا نه بالعکس میتواند توسط رسانه ها های-جک شود و به عنوان نتیجه نگاه افراطی ترامپی به قضایا تلقی شود. البته که به دلیل دوری و عدم امکان بررسی میدانی جامعه و رسانه ها در ینگه دنیا این نظر کاملا ناپخته به نظر میرسد.
    پاینده باشید.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی

      مشکلی که در آمریکا توسط سیاستمداران بوسیلهٔ فرهنگ سازی دروغین مبتنی بر «نژاد پرستی» بوجود آمده است؛ حتّی نیروهای پلیس را از برخورد با جنایتکاران باز میدارد و نیروهای پلیس از ترس متّهم شدن به نژاد پرستی؛ بسیاری از موارد را به خاطر متهم نشدن به نژاد پرستی؛ زیرسبیلی رد میکنند و جنایتکاران نیز از چتر حمایتی چنین گفتمانی سوء استفاده میکنند. اکنون کمپین ترامپ تلاش میکند تا این چتر حمایتی را واژگون کند و ریشه های ساختن چنین چتر حمایتی از طرف «گلوبالیستها» را از پشت پرده به روی پرده بیاورد.
      اکنون در آمریکا برخی شهرها را Sanctuary Cities مینامند. در اینگونه شهرها مردم به حال خود رها شده اند و هیچ جنایتکاری مورد مواخذه قرار نمیگیرد. حتّی محلّه های سیاهپوست نشین بویژه در شیکاگو نیز به چنان وضعیت اسفباری در آمده اند که پلیس در آنها دخالت نمیکند. در این محلّه ها سیاهان هستند که همدیگر را میکشند و اگر یک سیاهپوست جنایتکار توسط پلیس کشته شود؛ صدای جنایتکاران با فریاد «نژاد پرستان سفید سیاهان را میکشند» مانند فریاد «وا اسلامای آخوندها» بلند میشود.
      جنبش ترامپ تلاش میکند که این مسئله حلّ شود و فریادهای دروغین ضد نژاد پرستانه؛ چتر حمایتی برای جنایتکاران قرار نگیرند.
      «فرهنگ دروغین حقوق بشر» به خاطر نابسامانیهایی که توسط «گلوبالیستها» بوجود آمده است و عدّهٔ زیادی را به زیر خط فقر کشانیده است؛ مشتری فراوانی دارد. بویژه ظهور «برنی سندرز» و هواداران او نشان میدهد که تا چه حدّی وضعیت آمریکا اسفبار شده است.
      مشکل جنبش ترامپ زمانی میتواند حلّ شود که انتخاب شده و بتواند به بخشی از وعده های اقتصادی خود در داخل آمریکا عمل کند و گرنه اکنون تمامی سخنانش؛ با وعده های دیگران فرقی ندارند و همچنان در حدّ «حرف» هستند.
      امّا ماجرای حملهٔ مسلحانه به باشگاه شبانه در اورلاندو؛ میتواند تأیید کنندهٔ سخنان دونالد ترامپ باشد.
      هم باراک اوباما و هم هیلاری کلینتون در عکس العمل نسبت به این حملهٔ مسلحانه؛ بسیار ضعیف عمل کردند و نمیتوانند آنرا به نفع خود به سرقت ببرند. زیرا شدت التهاب انتخاباتی به حدّی است که دیگر نمیتوان بیش از اندازه مزخرف گفت و انتظار داشت که مردم باور کنند.

      حذف