۱۳۹۵ بهمن ۲, شنبه

پنج ضلعی«آمریکا - اتحادیّهٔ اروپا - چین - روسیه - گلوبالیستها» و سرنوشت «پشگلها»

اگر ۴ قمارباز بزرگ  و حرفه ای بر سر میز قمار بنشینند؛ برای سرگرمی  و وقت گذرانی بازی نخواهند کرد؛ لذا باید داراییهای خود را بر سر میز بگذارند. امّا آنچه که از دیدها پنهان میماند؛ این است که همزمان با گذاشتن «داراییها» بر روی میز؛ «نداریها» و «بدهکاریها» و «ریسک ها»  نیز بر روی میز گذاشته میشوند؛ هرچند که با پنهانکاری همراه باشند. اینجا است که بازی پیچیده میشود و هر قماربازی باید بر روی ترکیبی از کاردهای خود و حریفان بر پایهٔ «داراییها» ؛ «نداریها» ؛ «بدهکاریها» و انواع ریسکهایی که خود و حریفانشان پذیرفته اند و میزان قدرت پذیرش ریسکهای آینده از طرف همهٔ بازیگران را  محاسبه کند که سر به هزاران ترکیب میزند. به همین خاطر است که «نَدارهای کامل و بدهکار= پشگلها» تنها میتوانند در زیر بال و پَرِ  بازیگران اصلی ۲ نقش را بازی کنند.
۱- نقش «دارایی = برده = اموال = موالی» برای صاحبان.
۲- نقش «پشگلهای نگران برای ادامهٔ حیات»؛ که معمولاً به دلیل محاسبهٔ جذر و مدّها به نوکری و خودباختگی و چاپلوسی بیشتر نسبت به اربابان می انجامد.

امّا بر خلاف تصوّرات عامیانهٔ حاکمان و شبه روشنفکران متعلّق به «کشورهای پشگل»؛ این کشورها تمامی دارایی های خدایان قمارباز و تصمیم گیرنده را تشکیل نمیدهند. بلکه نقش «سالاد» در حاشیهٔ میز نهار و یا لیوانی از شراب بر روی میز قمار را بازی میکنند. امّا از نظر خدایان؛ بهتر است که  بخشی از ترکیبِ «حاکمان و مخالفان و مبارزانِ  پشگل» همچنان به صورت «مبارزان و مخالفان سلحشور» با رویاهای داشتن «جایگاه و مقام مهم» در عرصهٔ بازیهای بزرگ باقی بمانند.
لذا ضروری ترین مسئله؛ شناخت «ساختار کنونی» بازیگران اصلی است. زیرا آنچه که فعّال میباشد؛ «ساختار» است. مینوانید ساختار یک ویروس و یا یک سلّول سرطانی و یا یک کارخانه و یک بانک را  در مجموعه ای از احتمالات صدها هزاری؛ چند میلیونی و یا تریلیونی و ... در نظر بگیرید. امّا قصد من فلسفه بافی نیست؛ بلکه سخن گفتن از ساختارهای بسیار مشخّص با دایرهٔ توانایی محدود؛ در یک محیط محدود است.

آمریکا (کنونی)

جمعیّت: ۳۲۴ میلیون نفر.
تراکم جمعیت: ۳۵ نفر برای هر کیلومتر مربّع
میزان آب: ‌‍تقریباً ۷ درصد.
درآمد سرانه:۵۷۲۲۰ دلار
وسعت سرزمینی: ۹۸۳۳۵۱۷ کیلومتر مربّع

آمریکا یعنی «آمریکای کنونی» و هر کس که به آمریکای کنونی از دریچهٔ دوران «برده داری»؛ «کشتار سرخپوستان»؛ «غرب وحشی هالیوودی» بنگرد؛ در تاریخ یخ زده است. هرچند که نمیتوان اثرات این تاریخچهٔ کوتاه را حتّی در شرایط کنونی انکار نمود. برخی (بسیار اندک) همچنان بر طبل «برتری نژاد سفید» میکوبند؛ امّا صدای طبلهای «برتری نژاد سیاه» بلندتر و پّر هیاهوتر شنیده میشود. زیرا گلوبالیستها با ترفند نبش قبر تاریخ؛ از آن «تغذیهٔ انتخاباتی» میکنند و طبلها فقط وسیله هستند. امّا تا زمانی که بر این طبل کوبیده شود؛ صدای «نبرد نژادیِ» احمقانه؛ خاموش نخواهد شد. روند حرکت جامعه و سیاستمداران آمریکای کنونی حتّی قابل مقایسه با ۸ سال پیش نیز نیست. زیرا آمریکای کنونی در طی این ۸ سال ۱۰ تریلیون دلار به بدهیهایش افزوده شده؛ بسیاری از کارخانه هایش به کشورهای فقیر مهاجرت کرده و  دهها میلیون فقیر به داخل خاک آمریکا راه یافته اند (مهاجرین و پناهنده ها)  که از قِبَل همان بدهیهای تریلیونی آمریکا ارتزاق میکنند. با اینکه ویرانیهای بسیاری بوجود آمده است؛ امّا آمریکا همچنان قدرتمندترین کشور جهان است. شاید این جملات بتوانند معنی قدرت واقعی را به خواننده نشان دهند و همچنین توخالی بودن شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و یا «ما میخواهیم هم پیمان استراتژیک آمریکا بشویم» به عرصهٔ بازنگری واقعگرایانه بکشد. اگر این ویرانیها در روسیه و چین و آلمان و فرانسه بوجود می آمد؛ همهٔ آنها رو به قبله میشدند. به همین خاطر است که من کشورهای حاشیه ای را «پشگل ها» مینامم که با ۱۰۰ میلیارد دلار احساس «ثروت کلان» به آنها دست میدهد.
امّا همهٔ این ویرانیها توسط «نوکران گلوبالیستها» که از طریق فروش «شعارهای پر طمطراق پوچ و شکسپیری» که از تریبونها به خورد مردم داده می شدند و به بالای هرم قدرت سیاسی چه با مقام ریاست جمهوری و یا نمایندگی کنگره و سنا راه می یافتند تولید شده اند و توسط مزخرفبافیهای عوام پسند از همین نوکران افراد مقدّسی ساخته اند (فعّال حقوق بشر و امثال آن) که کسی نمیتواند از آنها انتقاد کُند و مثال زندهٔ آن همین جان لوئیس سیاهپوست است که به خاطر کتک خوردن در تظاهرات معروف به «یکشنبهٔ خونین» تبدیل به یک «بُت» شده است و اکنون نوکری گلوبالیستها را میکُند و انتقاد از او به «کفرگویی» تبدیل شده است. (نمونهٔ دیگر آن جان مکین سفید پوست است).
دونالد ترامپ نه تنها ویرانیها را به ارث برده است؛ بلکه باید با این خدایان قلّابی نیز که «بردگان گلوبالیستها» هستند بجنگد و این کار را از همان دوران مبارزات انتخاباتی آغاز نموده است و همچنان ادامه میدهد. امّا ارثیه های خوبی هم برای دونالد ترامپ رسیده است که باز میشمارم:
۱- کمپانیهای بین المللی تولیدی به خاطر بلندپروازیها و برآوردهای اشتباهشان در گسترش سرمایه گذاریها در کشورهای فقیر برای استفاده از برده های ارزان قیمت و امید به پیروزی هیلاری کلینتون؛ اکنون داراییهای زیادی برای «از دست دادن» دارند که حتّی اگر بر روی آنها معامله کنند؛ نه تنها بخشی از قدرت مالی خود را از دست خواهند داد؛ بلکه باید از اهداف کلان سیاسی خود در سطح بین المللی (اهداف سیاسی گلوبالیستی) بکاهند و در چهارچوب «ملّی» محصور شوند.
۲- روسیهٔ تضعیف شده تحت تحریمها.
۳- انتقال و استقرار نیروها و جنگ افزارهای آمریکایی در حوزهٔ بالتیک.
۴- رژیم شیعی حاکم بر ایران که دست و پایش را با قیر در پوست گردویی به نام «برجام» قرار داده اند و توان حرکت نخواهد داشت و انگل فرزانه نیز در ۱۰ روز اخیر در رابطه با حرام بودن «بمب هسته ای حق مسلّم ماست»؛ سخنرانی فرمودند (به آتش کشیدن برجام پیشکش). رژیم صفوی مسلک ایران داراییهای زیادی برای از دست دادن دارد و روسها نیز اینرا میدانند و به همین خاطر؛ ارزشی بیشتر از یک «ورقِ بازی» برایش ارزش قائل نیستند. زیرا میدانند که این رژیم در وضعیّت بسیار شکننده ای قرار دارد و «برجام» به تنهایی بقای آنرا تضمین نمیکند و با وارد شدن یک ضربهٔ کاری در زمان مناسب و به خاطر گسیختگی ساکنین ایران و عدم وجود رهبرانی که از طرف همگان پذیرفته شوند؛ میتواند به جنگ داخلی کشانده شود. امّا برای اجرای چنین سناریوهایی «زمان مناسب» لازم است و دونالد ترامپ در پی فراهم نمودن زمینه های «زمان مناسب» خواهد بود.
۵- اتحادیهٔ اروپای دست و پا گّم کرده؛ که از یکطرف در حال فروپاشی است و از طرف دیگر در معرض تحدید روسیه قرار دارد و همین ۲ دلیل کافی است که طعمهٔ خوبی برای مذاکرات با دونالد ترامپ باشند.
۶- رژیم اخوان المسلمینی ترکیهٔ عثمانی که با ماجرای کودتا وارد فاز جنگ داخلی علیه مردم خود شده است و مدّتی است که از تحدید اروپا به گسیل کردن مهاجرین بیشتر کوتاه آمده و اقتصادش به سراشیبی افتاده است و«فتح الله گولّن» نیز با گوشها و چشمهای باز در حال تماشای عمیقتر شدن بحرانهای داخلی ترکیه است.
۷- حکومتهای سوریه و عراق که بدون پشتیبانی خارجی نمیتوانند بر سرِ پا بایستند و آمادگی پذیرش هرخواسته ای که در ازای برآورده شدن آن؛ این حاکمیتهای ضعیف  بر سرِ پا بمانند را دارند. 
۸- کشورهای صنعتی آسیایی مانند ژاپن و کرهٔ جنوبی به خاطر زیاده طلبیهای چین به پشتیبانی نظامی آمریکا نیاز بسیار بیشتری دارند و زمینهٔ بسیار مساعدی برای دولت دونالد ترامپ بوجود آورده اند تا بتواند در زمینهٔ سیاسی و اقتصادی با آنها مذاکره کند.

مردم آمریکا در سالهای آینده شاهد رونق و شکوفایی اقتصادی بزرگی خواهند بود که انرژی آن اقتصاد بزرگ نیز در آمریکا تولید خواهد شد.

 اتّحادیهٔ اروپا (کنونی)

اندیشهٔ اتّحادیههٔ اروپای کنونی؛ پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر  شوروی  و ترس از «یک قطبی شدن» جهان به رهبری آمریکا بوجود آمد. انگلستان دیرتر از همه به این اتّحادیه پیوست و زودتر از دیگران از این اتحادیه خارج خواهد شد.
اتّحادیهٔ اروپای کنونی تلاش نمود که به یک قطب تبدیل شود و داستانهای زیادی بر سر زبانها افتاد که پول واحد اروپا میتواند جانشین دلار آمریکا شود و یا حتّی دلار را بکُشد. این اتّحادیه در آغاز با روسها و چین برای مقابله با آمریکا هم نوا بود و با اینکه در آن دوره؛ به خاطر فروپاشی شوروی و نزدیک شدن به روسیه و چین  نیازی به «ناتو» نداشت؛ امّا «ناتو» را که اساساً به هزینهٔ آمریکا اداره میشود را برای اهداف بعدی خود نگاه داشت.
امّا «گلوبالیستها» با نفوذ در ساختار سیاسی کشورهای اروپایی؛ نه تنها  ترس اتحادیهٔ اروپا از یکّه تازی آمریکا را از میان بردند؛ بلکه با آشکار نمودن «نظریهٔ حکومت جهانی»؛ اتّحادیهٔ اروپا را به عنوان یک پتانسیل و نمونهٔ مطلوب برای پی ریزی حکومت جهانی در نظر گرفتند و اینگونه بود که اتّحادیهٔ اروپا از روسیه و چین فاصله گرفت و به صورت بخشی از «موجودیت گلوبالیستی» در آمد.
حال شاید بتوان فهمید که چرا دونالد ترامپ «ناتو کنونی» را فرسوده و بی هدف توصیف کرده و از اندیشه های ناسیونالیستی کشورهای اروپایی استقبال میکند. فرسوده و بی هدف توصیف کردن و به طور همزمان «مهمّ» شمرد «ناتو» از طرف دونالد ترامپ؛ نه به خاطر عدم وجود «پیمان ورشو» (دلیل ضرورت وجودی قدیمی ناتو)؛ بلکه  تلاش برای باز تعریف اروپا و ناتو در جهت منافع و رهبری آمریکا است.
اگر زمانی کشورهای آلمان و فرانسه و ایتالیا؛ از ترس «یک قطبی شدن» جهان به تشکیل اتّحادیهٔ اروپا روی آوردند و با روسیه و چین همداستان شدند؛ اکنون به خاطر شاخ و شانه کشیدن روسیه و بی عملی اروپا و وابستگی شدید نظامی به «ناتو»؛ و احتمال فروپاشی اتّحادیه اروپا؛ دیگر شانس ایجاد اتحادیّهٔ دیگری را از دست داده اند و نظریّه هایی مانند ایجاد «ارتش مشترک اروپا» به پشیزی نمی ارزد که دلیل اصلی آنرا باید در بیداری مردم کشورهای اروپایی و پی بُردن به این مسئله که «گلوبالیستها» برای این کشورها ارزشی واقعی و در خور قائل نیستند و با به خطر افتادن منافع گلوبالیستها میتوانند بخشهایی از منافع ملّی آن کشورها را به حراج بگذارند (چیزی مانند ماجرای اوکرائین).
خانم «مارین لوپن» (رهبر حزب ناسیونالیستهای فرانسه) که مغضوب گلوبالیستها است؛ به خاطر فشارهای سنگین مالی گلوبالیستها بر «جبههٔ ملّی فرانسه»؛ مجبور شده بود که از مؤسسات مالی روسی استفاده کند. امّا با دیده شدن اخیر ایشان در «بُرج ترامپ»؛ و پس از رفتن دونالد ترامپ به کاخ سفید؛ میتواند از مؤسسات مالی آمریکایی استفاده کُند و دونالد ترامپ نیز اهمیتی نمیدهد که چه کسی داد و بیداد راه خواهد انداخت.
در واقع کشورهای اروپایی؛ زمانی که به خاطر وحشت از «شَبَح آمریکای یکّه تاز»؛ اتحادیّه ساختند؛ اکنون با ظهور «آمریکای یکّه تاز واقعی»؛ در مسیر فروپاشی قرار گرفته اند (شوخی گزندهٔ واقعیّت با امیال و آرزوها).
آیا آلمانیها میتوانند بار دیگر با روسها همداستان شوند؟ .... هرگز.
کشورهای اروپایی به جای مقاومت در برابر «ظهور عقاب بزرگ»؛ باید به «بازتعریف شدن» تن در دهند.

چین (کنونی)


جمعیّت: ۱۳۷۶۰۰۰۰۰۰  نفر.
تراکم جمعیت: ۱۴۵ نفر برای هر کیلومتر مربّع
میزان آب: ‌‍ ۲/۵  درصد.
درآمد سرانه:۸۲۳۹ دلار
وسعت سرزمینی: ۹۵۹۶۹۶۱ کیلومتر مربّع
چینیها دیوار بزرگ را برای جلوگیری از حملهٔ اقوام وحشی ساختند؛ امّا مغولها از این دیوار گذشتند. سپس دیوار آهنین ایدئولوژیک  کمونیستی ساختند و اینبار سرمایه های جهانی از آن گذشتند. اکنون چه دیوار غیر قابل نفوذی مانده است که چینیها بتوانند بسازند؟ به نظر من بهتر است که چینیها در ساختن «دیوار مکزیک» به دونالد ترامپ کمک کنند؛ هرچند که ۲ دیوار بلند تاریخی که توسط چینیها ساخته شده بود شکسته اند و تجربه های شکست خورده شمرده میشوند (مثل خط ماژینوی فرانسویها).

زمانی که «سونامی سرمایه و تکنولوژی» از دیوار چین گذشت؛ حاکمیت چین به جز فروش و کرایه دادن برده های ارزان قیمتِ چینی هنر دیگری نداشت؛ و بازار اعضای حزب کمونیست گرم شد و مانند فرماندهان سپاه پاچاهارداران و بابک زنجانیها به میلیاردرهای یک شبه تبدیل شدند. حزب کمونیست چین بخش بزرگی از ثروت را هزینهٔ ساختن «شهرهای ارواح بی مصرف» نمود که یادآور رفتار اشخاص فقیری است که برندهٔ لاتاری میشوند و نمیدانند که با پول هنگفت چه باید بکنند؟
اینبار در صورت «بازگشت موج»؛ حاکمیت چین دچار «بحرانِ عدم توانایی برای کنترل بحران» خواهد شد. این امر همان چیزی است که ذهن دونالد ترامپ را مشغول کرده است. 
اگر جمعیت بزرگ و فقیر چین؛ زمانی هدف بزرگ سرمایه های جهانی بود؛ اکنون میتواند نقش «پاشنهٔ آشیل» چین باشد و هست.
بازار کار چین به خاطر وارد شدن «برده فروشان دیگر» به بازار برده فروشی نه تنها اشباع شده است بلکه بازار فروش محصولات ارزان و بی کیفیّت به قیمتهای بالا نیز در حال از میان رفتن است و حکومت برده فروش چین و سایر برده فروشان باید به فکر بازارهایی در کشورهای فقیر و یا بسیار فقیر باشند. لذا حاکمیت چین با یک پارادوکس ساختاری روبرو است و حتّی بدون ظهور ناسیونالیسم آمریکایی و اروپایی نیز در آینده ای نه چندان دور باید با این مشکل ساختاری و بسیار مهمّ دست به گریبان شود. امّا با ظهور ناسیونالیسم آمریکایی و اروپایی؛ حکومت و مردم چین با شتابی ده چندان برابر؛ به سوی دست به گریبان شدن با آن به پیش خواهند تاخت.
اگر کلان شهرهایی مانند پکن و شانگهای تبدیل به «شهرهای ارواح» با برجهای خالی از سکنه شوند؛ آنروزها را باید «آرماگدون چینی» نام نهاد. امّا ماجرا به همین سادگی و به صورتی مکانیکی پیش نخواهد رفت و شاهدِ تظاهراتها و سرکوبهای خونین خواهیم بود؛ سرکوبهایی که چه بسا میلیونها کشته و زخمی و زندانی به جای بگذارد و مشکل همچنان پابرجا بماند و یا به سرنگونی رژیم و چند پارگی چین بینجامد.
بر اساس برآوردهای سازمانهای تحقیقاتی؛ تا سال ۲۰۵۰ دهها میلیون چینی و هندی از سوء تغذیه و یا گرسنگی تلف خواهند شد که البته میتواند بدتر از این هم باشد. زیرا اینگونه پیش بینیها بر اساس مُدلهایی انجام میگیرد که دارای همه ابعاد واقعی نیستند. پرسش این است که اگر دهها میلیون از گرسنگی بمیرند؛ تعداد آنهایی که فقط میتوانند اندکی بیشتر زنده بمانند چند میلیون و تعداد آنهایی که در جایگاههایی مانند بالای خط فقر؛خط فقر و یا زیر خط فقر زندگی خواهند نمود؛ چند ده و یا چند صد میلیون نفر خواهد بود؟ تعداد کودکان بی سرپرست چند ده میلیون نفر خواهد بود؟ میزان جُرم و جنایت چه خواهد بود؟ .... و پرسشهای وحشتناک دیگری که با اندکی فکر کردن میتوان به این لیست کوتاه افزود.
فرضیهٔ کژدمی اینکه: مشکلات ساخناری چین؛ چین را به دشمن طبیعی همهٔ همسایگانش تبدیل خواهد کرد.
سخنرانی آتشین اخیر رئیس جمهور چین در گردهمایی «داووس»؛ با گوشهای سرد و مغزهای سردتر شنیده و تحلیل شد و این خبر خوبی برای چین نیست. زیرا سایر شرکت کنندگان میدانند که «چین» تبدیل به «حجرالاسود» شده است و تمامی سنگها به سوی آن پرتاب خواهد شد. لذا چین را باید در حال از دست دادن اعتبار اقتصادی به حساب آورد.
آنهایی که در اروپا و آمریکا؛ سالیان درازی به اینگونه سخنرانیهای مزخرب گوش داده اند؛ دیگر اهمیتی به آن نمیدهند. فرق میان یک گفتار آتشین که از دل بر می آید؛ با «فوتوکپی تئاتری» آن؛ فرسنگها فاصله دارد. بویژه آنکه «رومئو» یک هنرپیشهٔ سیاستمدار باشد. چندی پیش یکی از دوستان با افتخار گفت که دخترش میخواهد هنرپیشه (بازیگر) شود و به کالج میرود. به او گفتم: پس از این هرگز به دخترت اعتماد نکُن و برایش توضیح دادم که چرا نباید به یک «بازیگر» اعتماد کرد؟!
خبر ناگوار دیگر برای چین که تقریباً همزمان با گردهمایی داووس بوقوع پیوست؛ زمینگیر (دریا گیر؟) شدن ناوگان نظامی چین که برای قدرت نمایی از تنگهٔ تایوان میگذشت؛ بوسیلهٔ نهاد «جنگ الکترونیک ارتش تایوان» بود. این ناوگان که با نخستین ناو هواپیمابر چین  رهبری میشد با آبرو ریزی بزرگ بالاخره توانست از تنگهٔ تایوان بگذرد.

روسیه (کنونی)


جمعیّت: ۱۴۴۲۰۰۰۰۰  نفر.
تراکم جمعیت: ۸/۳ نفر برای هر کیلومتر مربّع
میزان آب: ‌‍تقریباً ۱۳ درصد.
درآمد سرانه:۷۷۴۲ دلار
وسعت سرزمینی: ۱۷۰۷۵۲۰۰ کیلومتر مربّع
با نگاهی به جدول بالا که در حدّ اطلاعات عمومی و بسیار سطحی است؛ میتوان به سادگی دید که  روسها بدون اینکه بدانند؛ بر اساس دارایی منابع طبیعی برای ادامهٔ حیات؛ چقدر خوشبختند؟ امّا این خوشبختی میتواند به سیاه بختی تبدیل شود. زیرا زمانی هست که رهبران یک جامعه در خواب و رؤیای خوشِ داراییها فرو میروند و از «آفریدن آینده» باز میمانند و نمیتوانند بفهمند که آنچه که مهمّ است «آفرینندگی» است و گرنه داراییهای نسل پیشین میتواند به سادگی نه تنها به «نداری» بلکه به «بدهکاری» تبدیل شود (به کسر بودجهٔ رژیم کثیف شیعی نگاه کنید تا بدهکاری و ضعف ساختاری را ببینید). در حالی که چشمهای حریص راهزنان و دزدان همچنان بیدار است؛ آقای پوتین تمامی آکروبات بازیهای KGB مانندش را بر روی دشمن خیالی متمرکز کرده است. کوروش بزرگ برای استفرار «ایران نوبیاد» در نبرد با راهزنان و غارتگران کشته شد. با اینکه آنان را می شناخت و با شیوه های رزمی آنها آشنا بود. اگر داریوش بزرگ نبود؛ آنچه که اکنون «ایران؛ ایران» میگویند و فریاد میزنند و اشک میریزند؛ وجود نداشت. روسها از تاریخ نیاموحته اند؛ بلکه با چشمهای کور تاریخ را تکرار مکرّر میکنند.

اگر آمریکاییها باید از مهاجرت «مکزیکیها» و ساکنین فقیر و درماندهٔ  سایر کشورهای آمریکای جنوبی بترسند و مردم اروپا از مهاجرت مسلمانان ساکن آفریقا و کشورهای خاورمیانه وحشت کنند؛ روسها به طور طبیعی باید از مور و ملخهای «چین» نه تنها بترسند؛ بلکه سراپای وجودشان را وحشت پُر کُنَد. زیرا مشکلات ساختاری چین؛ آن کشور را به دشمن طبیعی روسیه تبدیل میکند. چین دارای جمعیتی بسیار بزرگ و سرزمینی کوچک در مقایسه با جمعیت ساکن آن است. عدم توازن یا باید به «توازن ساکنان با طبیعت» و یا «مرگ طبیعت» و یا «مرگ ساکنان» بینجامد و بسیار خوب میدانیم و یا اینکه باید بدانیم که مرگ طبعت به معنی مرگ ساکنان است. گربهٔ ماده ای که ۱۰ پستان دارد نمیتواند ۱۳ و یا حتّی ۹ فرزند را بنا به شرایط گوناگون بپذیرد و به «فرزند خواری» روی می آورد تا با فدا کردن «ضعیف ترها»؛ «تواناترها» را حفظ کُنَد. پس چگونه است که در شاخهٔ انسانیِ درخت حیات؛ «انسان سانها» نه تنها حفظ میشوند؛ بلکه وَبال گردن میگردند؟ تراکم جمعیت و میزان آب کشور چین نشان میدهد که این کشور در چه مخمصه ای قرار دارد و با برداشته شدن قانون تک فرزندی؛ مشکلات چین رو به افزایش خواهد گذاشت و باید کسی پیدا شود که بهای این مشکلات را بپردازد و چه کسی بهتر از همسایگان نزدیک چین برای پرداختن این هزینه ها را سراغ دارید؟ روسیه لذیذترین همسایه برای مور و ملخهای چین» است و آقای پوتین در حال نشانه روی بمب و موشک اسکندر به سوی اروپا و آمریکا است. میگویند که آقای پوتین یک استراتژیست بزرگ و یک ماشین حساب «سرد» است (به نقل از کیسینجر). من باور ندارم و آقای پوتین را یک ماشین حساب سرد برای محاسبات رسیدن به «برهوت» میشناسم و هنرهای رزمی و کشتی گرفتن با خرس؛ نه تنها به او کمک نخواهد کرد؛ بلکه او را به «باتلاقِ باخت» خواهد کشانید. آقای پوتین نباید فقط به تاکتیک اصلاح سیاست خارجی روسیه بسنده کند؛ بلکه باید به «ماراتون» (Long Run) بچسبد و هرگز فکر نکند که دیگران احمق هستند و انتخاب دونالد ترامپ را سازماندهی کرده است. زیرا انتخاب دونالد ترامپ برآیند نوعی نپخته (خام) از بیداری است.
اگر آقای کیسینجر یک استراتژیست بزرگ است (که هست) و آقای پوتین را یک «ماشین حساب سَرد» نام نهاد؛ سخنان او باید با دقّتی بسیار موردِ تحلیل قرار گیرد؛ و گرنه داستان «هندوانه و زیرِ بَغَل» یک داستان کوچه بازاری است که در «کتاب کوچه» احمد شامبولی نیز میتوان آنرا دید.
مشکل روسها نه ناسیونالیسم و نه فقر منابع طبیعی؛ بلکه جایگاه و سمت و سویی است که رهبرانش؛ دوربینهای خود را برای رصد کردن دیگران  (دُژمنان خیالی) مستقر کرده اند و این مهندسیِ اشتباهی؛ ریشه در تاریخ روسیه دارد.
در یک نبرد فرضی میان چین و روسیه؛ اگر روسها بتوانند ۷۰۰ میلیون چینی راقتل عام کنند و در مقابل آن تنها ۱۰۰ میلیون کشته بدهند؛ ۷۰۰ میلیون چینیهای باقی مانده تمامی سرزمین پهناور روسیه را تسخیر و روسهای باقیمانده را به جای اسب به گاری خواهند بست؛ البتّه اگر آنها را زنده زنده نخورند.
مشکل دیگر روسها این است که با اینکه «گلوبالیسم» را دقیقاً میشناسند؛ همیشه چه به خاطر عادتها و سنّتهای محاسباتی دیرینهٔ مبتنی بر فرهنگ KGB  و یا چه به طور عمدی؛ آدرسهای غلط میدهند تا همچنان قهرمان نبرد شرق و غرب استالینی باقی بمانند؛ زیرا این فرهنگ همچنان دنبالهٔ خود را مانند ستارهٔ دنباله دار به یدک می کِشد و فرهنگ شعاری شکست خوردگان نبرد ۶ روزه همچنان ادامه دارد که طبل بسیار مناسبی برای کوبیدن بر حماقت عربها است. و گزینهٔ سوّم اینکه:  من اشتباه میکنم و موجودیّتی به نام «گلوبالیسم» وجود ندارد و همه اش حرف و حدیث است که برای فریب ناسیونالیستهای روس آفریده شده اند؟؟!!
گزینهٔ چهارم اینکه: «روسها احمقهای منطقی هستند» و سخنوری منطق ارسطویی در «علم کلام» (کار بُرد منطق در انکشاف مزخرفات کاتولیکها و اُرتودوکسها و سنّی مسلک ها و شیعه مسلکها) را با تحلیل منطقیِ واقعیتهای تلخ آینده؛ عوضی گرفته اند. 
واقعیت این است که اگر خود را در بحثهای «کلامی» که هیچ ریشه ای در واقعیت ندارند و حتّی مانند «عنتر» نمیتوانند جای دوست و دشمن را مشخّص کنند؛ گرفتار شویم (Hallucination) دیگر جایی برای واقعیّتهای سخت روزمرّه که آینده را میسازند باقی نمی ماند و جنگاوران دلاور باید در کوچه پس کوچه های (Hallucination) بجنگند و بمیرند و دستاوردشان «شکست» باشد (پیروزی غرور آفرین در جنگهای ۸ ساله و نوشیدن قهرمانانهٔ جام زهر پُر افتخار؟؟؟!!!).
روسها میتوانستند بزرگترین صادرکنندهٔ مواد غذایی در سطح جهانی باشند؛ امّا همچنان به پستان طبیعت چسبیده و نفت و گاز فروش باقی مانده اند. در حالی که اکنون وارد کنندهٔ «تُرّبچه و کَلَم عثمانی» شده اند. لذا باید جایزهٔ  نوبل «کَلم و تُربچهٔ عثمانی» را به آفای پوتین اهدا نمود و مدال «ناپلئون بُناپارت» را به آقای لاووروف  «به خاطر پیروزیهای طنز آمیز و مسخره در سوریه»؛ هدیه کرد. آنکه در تاریخ گّم شود؛ هرگز پیدا نخواهد شد. زیرا تاریخ جهان مُردگان است و کلیشهٔ تجربهٔ مُردگان نمیتواند چراغ راه آینده باشد ؛ مگر آنکه تجربیاتِ مُردگان «بازتعریف» شوند.

اکنون که این نوشتهٔ مختصر را به پایان میبرم؛ «پادشاه» سوگند خورده و بر تخت نشسته است و نشان داده است که همانی هست که گفته بود.
به جز خوشبختی مردمش چیز دیگری  نمیخواهد. شاید بگویید که «تا چه زایَد سّحّر» ... من فرزند سحرگاهان را از دیرباز دیده ام.

کژدم


۶۶ نظر:

  1. با عرض پوزش به خاطر بحث خارج از موضوع مقاله تان:

    در مورد حادثه پلاسکو و این که احتمال می دهید آن ویدیو ساختگی باشد، به نظر من که انفجارها در طبقات پایین واقعا اتفاق افتاده اند. حداقل تصاویری که از زوایای دیگر گرفته شده اند نیز این را ثابت می کنند:
    http://www.aparat.com/v/7ocCg

    در ضمن سخنگوی آتش نشانی تهران نیز در مصاحبه ای که چند ساعت پس از واقعه منتشر شد، با صراحت به چند انفجار پی در پی اشاره می کند.

    اما همه این ها به کنار، چیزی که ذهنم را مشغول کرده این است که انگیزه عاملان این حادثه چه بوده است؟ آیا تنها به قصد تملک زمین ساختمان این برنامه را ترتیب داده بودند؟ یا این که نقشه های دیگری در سر داشته اند. در ضمن نباید این را هم فراموش کنیم که سفارت خانه سه کشور ترکیه، آلمان و انگلستان نیز در نزدیکی محل ساختمان واقع شده اند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اگر چنین حادثه ای در کشورهای غربی بوقوع می پیوست؛ شاهد استعفاهای دومینو وار مسئولین میشدیم. امّا قالیباف پفیوز به جای استعفا با امام حسن بنفش به محلّ حادثه میرود و جای دوست و دشمن را به او نشان میدهد.
      ساکنین ایران و بویژه «ساکنین کشور تهران» نیز فقط «یاابیلفض» میگویند و خود را کنار میکشند و به تخمشان نیز نیست که آیا «عمدی» بوده است و یا به خاطر فرسودگی ساختمان؟
      ویدیویی که لینکش را فرستاده اید به خاطر محلّ استقرار دوربین در کَفِ خیابان؛ پوشش خوبی ندارد.
      در ضمن اوباشان رژیم در هر مقامی که هستند (اوباش سالاری) از انفجار بزرگ مشتعل کننده ها (لولهٔ گاز؟ کپسول گاز؟) سخن میگویند. ولی نه تنها انفجار بزرگی در کار نیست؛ بلکه انفجارهای کوچک کمربندی و بدون اشتعال و پرتاب قطعات ساختمان به بیرون در طبقات پایین مشاهده میشود.
      یا این ویدیوها همگی تقلّبی هستند و یا اینکه ساکنین ایران شرافتشان را در مستراح جای گذاشته اند.

      حذف
    2. بعضیها میگویند که مشکل اصلی عدم رشد ایران؛ «امپریالیسم» و «استعمار» بوده است که باعث شده تا ایران رُشد نکند. برخی نیز میگویند که اسلام مانع اصلی بوده است.
      من میگویم که دلیل اصلی عقب ماندگی «کیفیّت وجودی ساکنین ایران» است.
      چگونه میشود که ۱۴۰۰ سال مداوم؛ اراذل و اوباش که «پادشاهان دلاور» خوانده میشوند؛ بر «مردم فرهیختهٔ آریایی» (آریایی یعنی خوش چهرهٔ هوشمند)حکومت کرده باشند؟
      در مورد ساکنین ایران «آفَت» یک پدیدهٔ بیرونی نیست؛ بلکه یک «پارامتر درونی» است.
      تنها «اوباشان» میتوانند پذیرای «اوباش سالاری» به مدّت ۱۴۰۰ سال باشند و خود را با «تعبیر و تفسیر» راضی نگه دارند.
      این قوم حتّی ارزش یک نیم نگاه مهربانانه را هم ندارند.
      زیرا شرافت و موجودیّت انسانی خود را در مستراح چال کرده اند.
      شمپانزه های عاشق Tattoo ؛ شمپانزه های «پادشاهی خواه» که حتّی فرق میان «کوروش بزرگ» و «داریوش بزرگ» و «یزدگرد سوّمِ شیرین باز» را نمیخواهند بفهمند.
      این شمپانزه ها را «بِهِل» و به حال خود بگذار تا سرنوشت «دایناسورها» را قطره قطره بچشند.
      من (کژدم) نیز برای آنها نمی نویسم. بلکه به امید رویش ژنهای «کوروش ها و داریوش ها» مینویسم.
      نقطه آخر سطر .... و
      نقطه اوّل سطر ...

      حذف
  2. با درود به جناب کژدم :
    آن کسی که دستور خروج نیروها از داخل ساختمان پس از ساعت 9:30 را نداده باید مورد سوال قرار داد، طبق آیین نامه، ساختمان های فولادی با ارتفاع بیش از 30 متر طوری طراحی میشنود که 120 دقیقه در برابر آتش سوزی مقاومت کنند، بعد از آن هر لحظه احتمال تخریب وجود دارد، آتش سوزی ساعت 7 الی 7:30 شروع شده، بنابراین وقتی موفق به خاموش کردن تا ساعت 9:30 نشدن، برای حفظ جان آتش نشان ها که از هرچیزی مهمتر بوده، فرماندهی باید دستور خروج نیروها و ادامه عملیات از خارج را میداده. قاعدتا تا ساعت 9:30 تمام مردم عادی از ساختمان خارج شده بودن و فقط ماموران آنجا بودن، چرا دستور خروج داده نشده؟ آیا فرمانده نیروها نمیدانسته که این ساختمان فولادی پس از ساعت 9:30 هر لحظه احتمال ریزش داشته؟
    جناب کژدم با توجه به فیلم هایی که تا کنون منتشر شده و اگر چندین بار ببینید و عینک بد بینی را بردارید متوجه میشوید که انفجار های زنجیره ای مربوط به کپسولهای گازی بوده که به علت سرما توسط صاحبان کار و یا کارگران به درون پاساژ برده شده که پس ازآتش سوزی
    (( به هر علت ممکن )) چون هنوز علت اصلی شروع آتش سوزی مشخص نیست و یا بنده اطلاع ندارم ! بوده و اینکه مقامات دولتی و هر حرامزاده ای که برای نمایش دادن خودش سوء نیت داشته وخواسته خود نمایی بکند حرفی نیست مانند مادر قحبه قالیباف که با کمال بیشرفی میگوید همسنگران من به قلب آتش زدند به هرحال آتش سرمایه خیلی ها را خاکستر کرد میماند چک های پاس نشده که ازاین به بعد به بانک ها می آید و چک هایی که در آتش سوزی از بین رفت و هیچ مدرکی هم طلبکاران احتمالی و صاحبان واحد های این آتش سوزی ندارند( یعنی ازبین رفته ) ولی چیزی که به نظر من میرسد این است که اگر خوب توجه کنید آتش سوزی از طبقات بالا تر از نهم و یا دهم رخ داده و بی احتیاتی متوجه این طبقات است و باعث وبانی کل این خرابی و خسارات بجا مانده صاحب و یا صاحبان واحد های این طبقات هستند لطفا فیلم های موجود را که اززوایای مختلف گرفته شده را بیشتر بازدید کنید .با پوزش . ایرانی گمنام

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      من نه بدبین و نه خوشبین هستم و نمیخواهم یک مسئلهٔ مربوط به شهرداری «کشور تهران»؛ در وبلاگ من به مهمترین مسئلهٔ روز تبدیل شود.
      از خوانندگان گرامی خواهش میکنم که این مسئله را کِش ندهند.
      دریاچهٔ آذربایجان و بیش از ۹۰ تالاب سرزمینی خشک شده اند و ما احمقانه در بارهٔ «ساختمان پلاسکو» بحث میکنیم.
      هیچ نظری نفرستید. منتشر نمیکنم.

      حذف
    2. به جای ساختمان پلاسکو به این مسئله فکر کنید:

      «پیام ویدیویی نخست وزیر اسرائیل به مردم ایران»

      http://www.bbc.com/persian/live/institutional-38704015

      ضرورت وجودی رژیم کثیف شیعی - صفوی در حال محو شدن است.
      روسها نیز میدانند و برای «معامله» آماده اند.

      حذف
    3. http://www.radiofarda.com/a/f7-netanyahu-video-message-to-iranians/28248793.html

      حذف
  3. روسها و رژیم ایران و سوریّه تمامی تلاشهای خود را برای فتح حلب انجام دادند تا روسیه بتواند با دستهای پُر با دونالد ترامپ مذاکره کند. شهر آستانه برای مذاکرات تعیین شد و روسها از دونالد ترامپ خواستند که هیئتی به این مذاکرات بفرستد. به حسن روحانی هم گفتند که شما هم مخالفت کنید تا بتوانید از موضع قدرت برخورد کنید.
    دونالد ترامپ هم لب از لب باز نکرد و آمریکا به این مذاکرات نماینده نخواهد برستاد و سفیر آمریکا در قزّاقستان احتمالاً در حدّ ناظر در این مذاکرات شرکت خواهد نمود.
    پیام غیر مستقیم آمریکا به روسیه این است که اگر قرار باشد با این ارازل و اوباش (ترکهای عثمانی و رژیم شیعی ایران) دربارهٔ سوریه مذاکره شود؛ خودتان مذاکره کنید و خودتان لذّت ببرید. مذاکرات خوش بگذرد.

    http://www.bbc.com/persian/world-38704174

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. کژدم گرامی
      فرآیندهای در حال وقوع در خاورمیانه در آستانه اولین روزهای ورود ترامپ به کاخ سفید در راستای منافع رژیم حاکم بر ایران نیست.
      اعلان کاخ سفید مبنی بر تقویت سپر موشکی در برابر تهدیدهای ایران و کره شمالی!!! در حالیکه همگان میدانند تمامی موشکهای این دو کشور فقط به درد نمایش میخورند نه بیشتر. نصب سیستم جدید سپر موشکی در اسراییل. بیانیه نتانیاهو به ملت ایران . دعوت جدی روسها از آمریکا به منظور شرکت در کنفرانس آستانه و اعلان این نکته که این کنفرانس بدون شرکت فعال آمریکا عملا راه به جایی نخواهد برد و از طرفی مخالفت روسیه با حضور نیروهای طرفدار ایران در این مذاکرات(حزب الله) و اخباری دال بر فشار روسیه به منظور تخلیه سوریه از نیروهای ایرانی و حزب الله میتواند دال بر این باشد که پوتین در حال آماده شدن جهت همکاری با ترامپ در ریشه کن کردن اسلام افراط گرا از منطقه است و برایش مهم نیست که حکومت ایران و حزب الله لبنان در این وسط سرشان بی کلاه بماند.
      اعلان این نکته نیز که نوری مالکی نقش اصلی را در تسلیم بخشهایی از خاک عراق به داعش و سبب قدرت گرفتن این گروئ شده است که از جانب اشتون کارتر و جان کری بیان گردیده و آنهم در بدو ورود ترامپ به کاخ سفید و با در نظر گرفتن این موضوع که مالکی سردمدار گروئ شیعیان طرفدار ایران و سیاستمداران عراقی وابسته به ایران است نمیتواند چندان جنبه تصادفی داشته باشد.
      سخنان ترامپ در مورد محو اسلام افراطی در جهان که شامل هر دو گروه سنی و شیعه میگردد نیز فارغ از معنی نیست.
      انداختن ترس در دل اروپا و ترس از متلاشی شدن ناتو و اتحادیه اروپا نیز شمشیر داموکلسی است که بر فراز گردن اروپا و بخصوص آلمان و فرانسه نگاه داشته شده.
      تمامی این قطعات پازل ترسیم کننده تصویریست که چندان عاقبت خوشی نه تنها برای رژیم اسلامی بلکه برای مردم ایران نیز نخواهد داشت.
      پیش بینی های شما درست است و جهان در آستانه دگرگونی بزرگیست و پوتین و رهبران اروپا به خوبی این را درک کرده اند ولیکن ملت ایران در خواب خرگوشی خود فرو رفته است.
      زلزله آغاز شده و بسیار زودتر از زمان مورد تصور ما سونامی آن به فرزندان نه کورش و ارشک بلکه بهتر است بگوییم به فرزندان فتحعلی شاه و سلطان حسین خواهد رسید.
      خلایق هرچه لایق.

      حذف
    2. م.اکبر گرامی

      آزمایشهای موشکی کرهٔ شمالی شدّت یافته است که حتماً به دستور چین انجام میگیرد.
      امّا داشتن سامانه های ضدّ موشکی اساساً پاسخی به چین و روسیه است.
      روسها با داعش نمی جنگند؛ بلکه از آن به عنوان وسیله ای در برابر سایر مخالفان استفاده میکنند. بازگشت دوبارهٔ داعش به پالمیرا گویای بازی روسها است.
      روسها باید بازی را کنار بگذارند و گرنه در شرایطی نیستند که با برگهایی مانند جزب الله لبنان و سپاه قدس بازی را به پیش ببرند.
      سخنان آقای ناتانیاهو را باید یک اولتیماتوم به شمار آورد.
      در ماههای آینده شاهد تغییرات بزرگی در عرصهٔ جهانی خواهیم بود.
      به نظر من متاسّفانه روسها اشتباه میکنند و عدم فرستادن هیئت آمریکایی به آستانه؛ نخستین نمونه از برآوردهای اشتباهی روسها است.
      رویکرد ترامپ در رابطه با عراق نیز تغییر خواهد نمود. البتّه نه به خاطر اظهارات اشتون کارتر و یا جان کری.

      حذف
    3. دولت جدید آمریکا به مسئلهٔ آمریکای لاتین بویژه ونزوئلا و آرژانتین برخوردی جدّی خواهد داشت؛ بویژه ونزوئلا که اخیراً یک لبنانی به نام El Aissami که مهرهٔ سپاه قدس و حزب الله لبنان است و اخیراً به مقام معاونت رئیس جمهوری رسیده است و در قاچاق مواد مخدّر برای سپاه قدس و حزب الله لبنان با کارتلهای مواد محدّر رابطه دارد. در آرژانتین نیز پروندهٔ ماجرای «آمیا» از زیر خاک بیرون خواهد آمد. البتّه نه به شیوهٔ اوباما و برجام؛ بلکه به روشی دیگر.

      حذف
  4. روسیه در حال بازنگری خوشحالیهای بیمورد و توقّع های خود از جنبشهای ناسیونالیستی کشورهای غربی است.
    اگر روسها فکر میکردند که خانم «مارین لوپن» برای روسها کار خواهد کرد و یا دونالد ترامپ عاشق روسیه است؛ دیگر چنین فکر نمیکنند. من از اینکه این تغییرات در استراتژیهای روسیه را پیشبینی کرده بودم خوشحالم. نه اینکه دشمن روسها هستم؛ بلکه به این خاطر که میدانستم آنها سخت در اشتباهند. شاید ماجرای بی تفاوتی دولت ترامپ به نشست آستانه؛ آب سردی بود که بر احساسات داغ روسها در جشن گرفتن پیروزی دونالد ترامپ در «دوما» ریخته شد و آقای دمیتری مدودوف را به گفتن سخنان نا امیدانه واداشت.

    http://www.reuters.com/article/us-russia-usa-sanctions-idUSKBN1560FS

    اگر روسها به همان شیوهٔ پیشینِ بازی که برای اوباما (مأمور اجرایی گلوبالیستها در آمریکا) طرح نموده بودند ادامه دهند؛ باید منتظر بازنگریهای بیشتری باشند.

    آقای دونالد ترامپ به روشنی گفت که در پی ایجاد اتحادیّه های نوین است. این اتحادیّه های نوین شامل روسیه و چین نخواهد بود.
    لذا آقای ترامپ استفاده از تسلیحاتی را که «گلوبالیستها» در اختیارش گذاشته اند (ارثیهٔ خوب) تا آخرین قطره استفاده خواهد نمود.
    آقای ترامپ با بازیهایی مانند «به داعش کوچه بده و از آن لولو خورخوره درست کّن» آشناست.
    روسها Old School بازی میکنند.
    به قول آقای ترامپ:
    It is No good

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آقای ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی خود؛ زمانی که سخن از «جنگ عراق» به میان می آمد؛ همیشه تأکید داشت که : «به آنها گفتم Take the Oil ... امّا نفت به دست داعش و شیعیان افتاد.»
      آقای ترامپ این سیاست را اجرا خواهد کرد. امّا اینبار شعار او «Take the Oil» نخواهد بود. بلکه سیاست او «Fuck the Oil» خواهد بود. به همین خاطر است که قیمت نفت نمیتواند از حدّ خاصّی بگذرد. زیرا پس از گذشتن از آن حدّ؛ Shale Oil به بازار بازخواهد گشت. آقای «رکس تیلرسون» با شیر یا خطّ به وزارت امور خارجه برگزیده نشده است.
      بارها گفته ام که آقای ترامپ به معامله و تعامل علاقهٔ زیادی دارد. امّا معامله با کسانی که برای یک وعده غذا حاضرند لباس تنشان را بفروشند (ورشکستگان) را ترجیح میدهد.

      حذف
    2. سفارت آمریکا به اورشلیم(شهر صلح سلیمان) منتقل خواهد شد و در آن شکّ نکنید. امّا مشکلات خاصّ خودش را دارد.

      http://www.radiofarda.com/a/f12-israel-analysis-us-embassy-jerusalem/28249636.html

      دوران «اخوان المسلمین پروری»؛ «القاعده پروری»؛ «خمینی و خامنه ای و شیعه مسلک پروری»؛ «وهّابی و سلفی مسلک پروری» و «به جان هم انداختن ارازل و اوباش فرقه های گوناگون اسلامی» زیر نام «گفتگوی تمدّنها» برای تسخیر جهان به دست «گلوبالیتها» گذشته است. این سفره دیگر پهن نخواهد ماند. چرا باید یک آمریکایی به خاطر یک مکزیکی و یا عرب و یا ایرانی؛ به حاشیه رانده شود؟
      آیا این بیگانگان مفتخور و مشکل آفرین نباید به همان گورستانی که از آن برخاسته اند بازگردند؟
      این پرسشی است که در دوران ظهور و ادامهٔ «ناسیونالیسم آمریکایی» بر کُرسی تفکّر سیاسیِ «به حاشیه رانده شدگان آمریکا» خواهد نشست.

      حذف
    3. اگر ظهور داعش و القاعده را نخستین فاز ظهور فیزیکی «به حاشیه رانده شدگان» بنامیم. ظهور ناسیونالیسم در کشورهای غربی را باید موج دوّم «جنبش به حاشیه رانده شدگان» نامید. موج دوّم؛ دارای حقّ «صاحب خانه» بودن است؛ در حالی که موج نخست را به حاشیه رانده شدگانِ «بی خانمان» و «بی صفت» که حقّ صاحبخانه را نیز پایمال میکنند تشکیل میدهند.
      مزخرفبافیهای شسته و رُفتهٔ «حقوق بشری» که بخواهد با ادبیات شکسپیری و هالیوودی؛ حقّ صاحبخانه را پایمال کُنذ؛ ارزش خود را از دست داده است.
      شکمهای گرسنهٔ صاحبخانه ها چیزی برای تقسیم کردن با آنهایی که در خانهٔ آنها زندگی میکنند و صاحبخانه را «خوک کثیف و نجس» می پندارند؛ ندارند.

      حذف
  5. آقای پوتین یا باید به شکست تلاشهای خود در سر هم بندی کردن «مذاکرات قلّابی صلح سوریه» در آستانه اعتراف کند و دست از حمایت نظامی رژیم اسد بردارد و یا اجازه دهد که نوکرانی مانند «اسد» و «خامنه ای» با ریش و سبیل «نیکولای» بازی کنند.
    آقای لاوروف نیز باید بداند که تمامی تلاشها برای به کُرسی نشاندن «هژمونی روسیه» در معادلهٔ سوریه؛ «تُف سربالا» بوده است.
    امّا بد تر از همه اینکه:
    ترکهای عثمانی حتّی در آخرین چرخش و تغییر جهت سیاسی نیز شکست خوردند.
    شاید هم همه اش تقصیر دونالد ترامپ است که شرکت در مذاکرات «بِش بارماق» قزاقستان را به تخم چپش هم حساب نکرد و حالا همهٔ طرفها مانند «جوجه ماشینی» یتیم مانده اند؟؟!!!

    http://www.bbc.com/persian/world-38711072

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگر تا چند روز پیش همگان در رابطه با رویارویی «اوباما با پوتین» به ریش اوباما میخندیدند؛ پس از این آنها به ریش پوتین و لاوروف خواهند خندید. این خبر خوبی نیست.
      اگر آقای پوتین یک «ماشین حساب سرد» است؛ دونالد ترامپ یک ماشین حساب «غیر قابل پیش بینی» است.
      شیوه های Old School آقای پوتین دیگر به درد نمیخورد. زیرا ماشین حساب جدید آمریکا پاسخ مشخّصی برای حسابهای ساده ای مانند ۲+۲ ندارد. پاسخ میتواند ۱۲۳ و یا ۵۰۰ و یا ۷ و یا ۸/۶۷ و یا حتّی صفر باشد.
      آقای پوتین باید تلاش کند تا ماشین حساب خود را با ماشین حساب ترامپ هماهنگ کُند و گرنه همه به او خواهند خندید. مشکل آقای پوتین این است که اگر چندین بار مورد مضحکه قرار گیرد؛ رهبری او در روسیه نیز خدشه دار خواهد شد و روسها نیز به او خواهند خندید.
      میدانم که آقای پوتین بالاتر از آن است که این وبلاگ را بخواند. امّا نوکرانش میخوانند.
      لذا اگر حتّی یک روس این نوشته ها را میخواند به ایشان بگوید:
      اوباما تمام شد.
      عصر جدید ماشین حسابِ «کهنه و فرسوده» نمیخواهد.

      حذف
  6. با درود
    شما از میراث اوباما به صورت نا خواسته که برای جناب ترامپ برای هر یک از 4 ضلع دیگر که پاشنه اشیلشان می باشد صحبت کردید اما اینجا می خواستم در موردی میراثی که اوباما برای ترامپ در مورد حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی برجاگذاشته صحبت کنم که همچون شمشیر داکلموس بر سر انها قرار دارد و در این مورد کمتر رسانه ای تجزیه و تحلیل نموده است
    و جناب ترامپ به نحو احسنت بر علیه ملاتاریای ننگین می تواند استفاده کند چون خود سلف اباما به عنوان کارگزار گلوبالیستها میکروب را ضعیف می کرد اما نمی کشت اما ترامپ می تواند این میکروب را نابود کند
    وقتی بدهیهای ارزی یک کشور زیاد می شود در شرایطی که غربیها بخواهند شما را نابود کنند کلید این کار در دستشان است.هر گاه بخواهند می توانند با سختگیریها باعث تضعیف پول ملی شوند و با این کار بدهیهای ارزی کافیست تا شما را ورشکسته کند.این دقیقا هدف غایی برنامه دیوید کوهن در برقراری تحریمها و سپس برجام بوده است.اما رژیم راه خلاصی از آن ندارد.این همان راهیست که آلمان و ژاپن هم با سرخوردگی تمام پس از جنگ جهانی آن را پذیرفتند و تا سالهای سال قبل از اینکه واقعا قدرتمند شوند مثل یک شاگرد خوب سر به زیر کاملا تمامی تنبیه های متفقین را به جان خریدند.تحقیر شدند و دم بر نزدند تا این بار در سکوت و انزوایی درونی اما متفکرانه از دوره سخت تحت سلطه بودن اجباری تنبیهی گذر کردند.در تمام آن سالها شما نامی از ژاپن و آلمان تا قبل از دهه 80 میلادی یعنی بیش از سال پس از 30 سال از جنگ جهانی نمی شنوید زیرا اگر کوچکترین اشتباهی مرتکب می شدند براحتی نبض اقتصاد آنها در چنگشان بود.همین وامهای کمرشکن بعلاوه تضعیف پول ملی نابودشان میکرد.اما کم کم از دهه 80 و سپس پس از سال 2000 این دو کشور خود را بعنوان قطب بی چون و چرای اقتصادی نمایان کردند و اکنون هیچکدامشان قابل حذف از معادلات جهانی نیستند.
    حالا شما مثلا بگویید آلمان و ژاپن چرا این راه را برگزیدند؟
    جواب:مگر دست خودشان بود.باید جنگ جهانی راه نمی انداختند.حالا که راه انداختند همین شد که دیدید.از بسیاری از غرورهای ملیشان حتی گذشتند تا اینکه دوباره به غرور ملی رسیدند اما این بار بسیار محکمتر.
    بگذریم حالا هم همین با نسخه بدهیهای خارجی و بحران نظام بانکی می توانند تومار اینها را به هم بپیچند
    اراد اندیشه

    پاسخحذف
  7. کژدم تا اینجا که نظریاتت با درستی توام بوده. تا ترامپ پایان کار را چگونه رقم زند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اینکه کاری نداره؛ اگه کار خراب شد همه را میندازم گردن ترامپ. کسی هم دلیل خواست حواله میدم به «مُدل موهاش». (شوخی)

      حذف
    2. ناشناس گرامی
      از شوخی گذشته به «لحن» و لجن پراکنی BBC نگاهی بیندازید. تمامی سوراخ سمبه هارا میگردند و هر شایعه و خبری را که بر علیه ترامپ باشد منتشر میکنند. یکی از روزینامه های معتبر انگلستان؛ در دورهٔ مبارزات انتخاباتی شایعه ای را منتشر کرده بود که همسر دونالد ترامپ «روسپی» بوده است و زمانی که بی اساس بودن اخبارش ثابت شد؛ نه تنها عذرخواهی نکرد بلکه گفت: «ما میدانستیم که یک شایعهٔ دروغ است؛ ولی منتشر کردیم تا به وجههٔ ترامپ آسیب وارد شود و شکست بخورد و کار درستی کردیم» (نقل به معنی). این گفته مرا به یاد سخن «امام جعفر خیلی صادق» می اندازد که گفته بود: «هرچه میتوانید به مخالفین ما تهمت و افترا بزنید تا بی آبرو شوند و هیچکس به سمت آنها نرود» (نقل به معنی از نوشته های اکبر گنجی).
      هم اکنون نیز میبینید که گویی «نوشادر» (سود سوزآور) توی کون BBC چپانده اند.
      به این فارسی زبان مجری برنامهٔ پرگار گوش دهید و ببینید که چقدر صدایش می لرزد و تلاش میکند تا شرکت کنندگان در مناظره را بر علیه ترامپ سوق دهد. مردَکِ بی شرفی که حتّی از خامنه ای هم بیشرف تر است.

      https://www.youtube.com/watch?v=4SXp7zo5Uiw

      سخن از شخص ترامپ نیست؛ بلکه سخن از بیش از ۳۰ تریلیون دلاری است که کمپانیهای سرمایه گذار و «وام دهنده» بین المللی باید ببازند.
      «جورج سوروس» یکی از این مادر به خطاها است که بر روی پیش بُردن تبلیقات مسموم سرمایه گذاری کرده است.
      تمامی ثروت جورج سوروس از طریق معامله با گشتاپو بدستش رسیده است. آنها یهودیها را به کوره های آدمسوزی می سپردند تا اموال آنها را تصاحب کنند (چیزی شبیه جاشهای کردستان). جورج سوروس در یکی از مصاحبه هایش حتی اظهار پشیمانی نمیکند و میگوید که اتفاقاً اینکار بنیان افکار کنونی او را ساخته است و اگر او و پدرش اینکار را نمیکردند؛ دیگران آنرا انجام میدادند.
      این چنین بی شرافتی جزوه های مبارزات مدنی منتشر میکند (سید رضا دیبا و مخملباف و اکبر گنجی و سازگارا هم یک جلدش را همیشه در جیبشان دارند).
      اگر کژدم چند ماه پیش گفت که دونالد ترامپ مظهر یک دگرگونی و زایش است؛ اکنون کسانی که مثل کژدم بی نام و نشان نیستند و از سوراخ کون تا خِرخِره شان با «سیاستمداری حرفه ای» پُر شده است نیز چنین میگویند. امّا فرق اصلی اینجاست که «کژدم بی نام و نشان» نه تنها ماهها پیشتر همین سخنان را گفته بود بلکه در سلسیه مقاله های «گفتگویی از نوعی دیگر» و «جنبشهای به حاشیه رانده شدگان» زمینه ها این تحولات را ترسیم کرده بود.
      به این اظهار نظر در لینک پایین نگاه کنید. آیا برای خوانندگان این وبلاگ مسئلهٔ تازه ای است؟

      http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/a-37232027

      از سوراخ دهان؛ تا سوراخ گوشها و بینی «اشتاین مایر» ... قرقرهٔ مدفوع کژدم فرو میریزد.

      حذف
    3. موجوداتی مانند «اشتاین مایر» میدانند که چه خبر است؟ از همان روزی که نطفهٔ «ناسیونالیسم نوین» بسته شده و رشد میکند؛ آنرا زیر ذرّه بین دارند. تا میتوانند برای عناصر آن پرونده تشکیل میدهند؛ آنها را به باد تمسخر میگیرند و برای بی ارزش نمودنشان هر کاری که از دستشان برآید انجام میدهند (نمونهٔ کنونی آن ترامپ است) و زمانی چنین سخنانی میگویند (سخنان لینک) که دیگر کار از کار گذشته است. آوباما در زمان ترک کاخ سفید؛ ترامپ را «نامزد تغییر» نامید و پیش از انتخابات نیز همین سخن را در سخنرانی تبلیغاتی خود برای هیلاری کلینتون گفته بود تا مردم را بترساند. اوباما تلاش زیادی کرد که منسوخ نمودن طرح درمانی خودش را به مسئلهٔ «نژادی» تبدیل کند. اوباما به جای حلّ مشکلات سیاهان آمریکا؛ آن مشکلات را نگهداشته بود تا از آن به عنوان مظهر «تبعیض نژادی» استفاده کند. «گلوبالیستها» هرگز نمیخواهند مشکلات را حلّ کنند؛ بلکه میخواهند از آنهایی که رنج میبرند «جنبش» بسازند و بر علیه رقیب سیاسی خود عَلَم کنند.
      من هیچ سازمان و حزب کمونیستی را ندیده ام که مشکلی را حلّ کرده باشد. مگر آنکه موجوداتی مثل استالین و کیم جونگ ایل و پولپوت و مائو را تحویل آینده و تاریخ داده باشد و اگر این شخصیّتها کار مثبتی نیز انجام داده باشند؛ هرگز کثافتکاریهای دیگرشان به روی صحنه آورده نمیشود. من نمیگویم که استالین کار مثبت نداشت؛ بلکه میگویم که چرا باید کثافتکاریهایش را زیر تبلیغات کارهای مثبت او دفن کرد؟
      من در نوشته های قدیمی خود؛از میان همهٔ مارکسیستهای ایرانی؛ «مرضیهٔ احمدی اسکویی» را بیرون کشیدم. نه به این خاطر که «فمینیست» هستم و یا نه به این خاطر که اصالت مارکسیم را تبلیغ کُنَم؛ بلکه تنها و تنها به این خاطر که بتوانم به موجودیّت یک «احساس زلال و بی پیرایهٔ فقر ستیز» اشاره کرده باشم.
      و مطمئن هستم که چنین شخص و اشخاصی میتوانستند توسط همقطاران خودش به جوخهٔ اعدام سپرده شوند. مگر «لئون تروتسکی» گناهش چه بود؟ او به شعار «همهٔ قدرت به دست شوراها» وفادار مانده بود و استالین نمایندهٔ «الیتهای حزبی» بود که نمایندهٔ «همهٔ قدرت به دست حزب» بود. آیا راه میانه ای در آن زمان وجود نداشت؟ و آن احمق داعشی- حزب اللهی کمونیست که «لئون تروتسکی» را به قتل رساند؛ که بود؟ هویّت سیاسی چنین «کرمهای مستراحی» در کجای دانشنامهٔ سیاسی (از نظر فنّی) تعریف شده است؟
      در «دانشنامهٔ کژدم» جایگاه اینچنین موجوداتی تعریف شده است:
      «انسان سانها»

      حذف
  8. باید کسی باشد که از روسها بپُرسَد که:
    داعش را در دیرالّزور بمباران کردید ... دستتان هم درد نکند ... پس این داعش در پالمیرا چه گُهی میخورد؟ مگر با اجازه و کوچه دادن کرملین به پالمیرا باز نگشتند؟
    اگر کسی باور کند که روسها با بشار اسد و انگل فرزانه اختلاف دارد باید یک احمق باشد.
    کدام اربابی را میشناسید که با «نوکرانش» دموکراتیک بازی در آورده باشد؟ بویژه آنکه ارباب «روس» باشد؟
    آیا منابع «پلونیوم» را ملخها خورده اند؟

    http://www.radiofarda.com/a/f8-russia-tu-syria/28251744.html

    دونالد ترامپ به این بازیها با «تُخم چَپَش» میخندد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگر من دونالد ترامپ بودم به آقای پوتین میگفتم:
      «هر چه عنتر و منتر بازی که بلدی و در کلاسهای درس KGB یاد گرفته ای را بریز؛ تا جایی که کِرمی نمانده باشد که نریخته باشی ... به داعش کوچه بده تا پالمیرا را دوباره تسخیر کُنَد؛ داعش را در دیر الّزور بمباران کّن ... و .. الی آخر.
      امّا به یاد داشته باش که اگر «کنگره» و «سنا» لایحهٔ تحریمهای جدید دیگری را تصویب کردند؛ میتوانم آنها را امصا بکنم و یا «وتو» کُنَم ..... من اوباما نیستم و تو را حتّی بهتر از «مادَرَت» میشناسم.
      گَر تو بهتر میزنی .... بستان بزن ....
      من با «گاو اسپانیایی و خرس قطبی» کُشتی نمیگیرم؛ مگر آنکه از فرط گرسنگی رو به قبله خوابیده باشند.
      این آخَر داستان KGB بازی است.

      حذف
  9. برادر كژدم همه چيز هم اينقدر پيچيده نيست. انفجارها اتفاق افتاده ولي خراب كاري نبوده بلكه تركيدن كپسول هاي گازي ايست كه عملي ها كه ٩٩ درصد از بازاربها را شامل ميشود، دارند و معمولا هم چند تا إضافي دارند كه اگر مهمان دار شدند مشكلي پيش نيايد، حساب كتيد توي هر مغازه يك كپسول گاز باشه طرف هم عملي سرش به حقه وأفور ابن ميشه ديگه. من به شخصه فكر مي كنم علت اغاز اتش سوزي هم بي توجه اي يكي از اين عملي ها بوده...روشون هم نميشه بگويند كه ماجرا چه بوده. خنده دار است ولي باور كنيد واقعييت دارد..

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      سخن شما هم میتواند درست باشد؛ زیرا هیچکس سخن نمیگوید. ولی آن انفجارهای رشته ای و کمربندی در طبقات بسیار پایینتر از مرکز آتش سوزی در طبقات فوقانی را فراموش نکنید. اگر کپسولهای گاز منفجر شده اند؛ چرا تقریباً همزمان و مسلسل وار و به صورت کمربندی در طبقات پایین که هیچ ربطی به طبقات فوقانی ندارند منفجر شده اند؟

      حذف
  10. ولي زن ترامپ روسپي بوده ولي مدرن،، خانم اسكورت بوده. اسكورت مدرن روسپي گري است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      شما طوری سخن میگویید که گویی اسناد موّثقی در دست دارید!!! از مادر و زنَت چطور؟ اصلاً فرض کنید که بوده است.
      آخه احمق ناتوان ذهنی .... چه ربطی به ماجراهای سیاسی دارد؟ چه ربطی به «جنبش به حاشیه رانده شدگان» دارد که در آمریکا با «رأی دادن» خود را به کُرسی نشاند؟ مطمئن باشید که همهٔ این مزخرفاتی را که احمقی مثل تو که مثل طوطی حرف دیگران را تکرار میکند و نیز باور کرده است را شنیده اند؛ امّا میدانستند که یا لجن پراکنی است و یا شاید واقعیّت داشته است؛ امّا به «او» (ترامپ) رأی دادند. به همسرش رأی ندادند و همسرش نیز اگر «اسکورت» بوده است از «امّت» نخواسته است که مثل زینب «صیغهٔ ادواری» باشند (نام دیگری برای روسپیگری شرعی).
      من نمیفهمم که موجوداتی مثل تو چگونه فکر میکنند؟ از این طرف به «فاطمهٔ بد بخت» که در ۱۸ سالگی مُرد و خدا میداند که در چه سنّی به «زین اسب» فروخته شد؛ به چشم «اُسوه» نگاه میکنی و «مقدّس» میشماری و گاو آهن را در چشم خود نمیبینی و میخواهی «مو» را از لای ماست ترامپ بیرون بکشی؟
      «قاری بیت انگل فرزانه» را که احتمالاً کون پسر گروهبان میرزا قاسمی را نیز پاره کرده است را نمیبینی!!
      این قصّه ها دیگر ارزشی ندارند.

      حذف
    2. الاغ گرامی
      در مسیر پناهندگی؛ بیش از ۱۰ هزار کودک سوری ناپدید شده اند. این کودکان ناپدید شده محصول تشیّع صفوی و به طور مستقیم محصول فیضیّه و قّم و نجف و ریاض و الازهر هستند.
      کجای کاری ای الاغ گرامی؟

      حذف
    3. به ماجرای این زنیکّهٔ هرزه نگاهی بیندازید. این زنيکّه که مثلاً قرار است که یک خبرنگار باشد و مردم را آگاه کُند. امّا به احتمال زیاد «فمینیست» و نوکر «سوروس» است؛ به جای پرداختن به انتقاد از «سیاستهای ترامپ» به پسرش که یک نوجوان است روی آورده است. برخی از کسانی که به رفتار «بارون ترامپ» پرداخته اند او را «اوتیستیک» میدانند و خانوادهٔ ترامپ نیز در این مورد سکوت کردند (تقریباً تأیید).
      تا چه اندازه بی شرافتی لازم است که به جای «وظیفهٔ خبرنگاری» به پرت و پلا گفتن کینه توزانه روی بیاوری؟

      http://www.bbc.com/persian/world-38726825

      حذف
    4. امروز دونالد ترامپ قرارداد TPP را همانگونه که قول داده بود لغو کرد.
      یک کون سوزی بزرگ برای چین که میخواست در این ماجرا با افتتاح «بانک چین»؛ سرمایه گذاری کُند.
      آن زَنَک نه این مسائل را میفهمد و نه قرار است که به این مسائل نگاه کارشناسانه بیندازد. وظیفهٔ او را جورج سوروس تعیین کرده است ... «برو هرچه میتوانی لجن پراکنی کُن».
      بیشرفهای BBC طوری خبر آن زَنَک را تیتر کرده اند که گویا «رئیس جمهور ۳ روزه» در حال «دیکتاتوری» و «سرکوب خبرنگاران» است. امّا خبر اصلی که کون گلوبالیستها را میسوزاند این است:

      http://www.dw.com/fa-ir/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%D9%84%D8%BA%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/a-37245178

      حذف
    5. آنچه که کون Rothschild Family را به خارش می اندازد این خبر است:

      http://www.radiofarda.com/a/f35_south_china_sea_spicer_wh_warns_china/28253861.html

      بیش از ۳۰ تریلیون دلار در خطر است. پولی که میتوان با آن یک کشور آباد در وسعت یک «قارّه» ساخت.
      به این میگویند یک حرکت استراتژیک قدرتمند در برابر «مور و ملخها»ی تازه به دوران رسیده.

      حذف
    6. حالا هِی بگویید که ما «فردوسی» و «کور اوغلی» و «مولوی» و «سعدی» و «عطاّر نیشابوری» داریم و آنها هیچ چیز ندارند....
      آنها اندیشه های «یحیی تعمید دهنده به روایت عیسی ناصری» را دارند که پدر تمامی مزخرفات «ملاّی رومی» و «عطّار» و «شاه نعمت الله» است.

      حذف
    7. در آینده ای نزدیک نوبت به «سازمان ملل» خواهد رسید؛ تا هدایای آمریکا را به این سازمان قطع کنند. سازمانی که عدّه ای دُزد و شارلاتان میلیاردها دلار را «هَپَلَ هَپو» میکنند و همهٔ دنیا پُر از صلح و صفا شده است (مانند باندهای روسپی زادگان صفوی مسلک حاکم بر ایران که با نامهای گوناگون محافظه کار و اعتدال گرا و اصلاح طلب ایران را غارت میکنند).

      بنشینید و منتظر باشید و با چشمهای خود ببینید که «تغییر» یعنی چه؟
      تغییر «رأی منو پس بده» نیست. یوتیوب نیست.

      حذف
  11. ‎دوران یادگیری ترامپ طولانی خواهد بود. این، هم به دلیل پیچیدگی و حجم بالای مسائلی است که او باید در مقام رییس جمهور امریکا بیاموزد و هم، به این دلیل است که از همان روز نخست، در نوعی تقابل با بخش هایی قدرتمند از ساختار حقیقی و حقوقی قدرت در واشینگتن قرار گرفته که آشکارا او را تحقیر می کند. این بخش ها، همان هایی هستند که سیاست های واقعی در موضوعات اساسی را تولید و معادلات تنظیم کننده آن سیاست ها را مدیریت می کنند. جامعه اطلاعاتی امریکا در راس این نهادها قرار دارد. منازعه ترامپ با سیا، یک مسئله بروکراتیک نیست. این منازعه به معنای آن است که بخش هایی بسیار نیرومند از ساختار قدرت در امریکا، بی توجه به اینکه او قانونا کیست و چه اختیاراتی دارد، در مقابل وی صف کشی کرده است. همه آنچه جامعه اطلاعاتی امریکا در یک ماه گذشته با ترامپ کرده را می توان در یک جمله خلاصه کرد و آن این است که: «روسیه برای امریکا رییس جمهور تعیین کرده است»! کسانی که اندک آشنایی با محیط حاکم بر واشینگتن دارند می دانند که این پیام بیشتر شبیه نوعی اعلان جنگ، و کاملا بی سابقه است. به تعبیر فنی تر، جامعه اطلاعاتی امریکا، ترامپ را به مثابه یک شکست اطلاعاتی تحلیل می کند که هر چه زودتر باید آن را جبران کرد و وقتی کسانی مانند مدیران سیا، درصدد جبران یک شکست برآیند معلوم است که باید منتظر چه چیزهایی بود.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      شیپور را از سر گشادش میزنی. جامعهٔ اطلاعاتی کنونی آمریکا همان جامعه ای است که در فیلم سینمایی Spectre به تصویر کشیده شده است و یک موجودیّت آمریکایی نیست. این سازمانهای متعلّق به موجودیتها و منافع گلوبالیستها اصلاح و تصفیه خواهند شد. زیاد هم طول نخواهد کشید.
      کاندیدای ریاست جمهوری از ایالت یوتا (McMullin) نیز از همین موجودات بود.

      حذف
    2. در آینده خواهید دید که اسرائیل چه نقش مهمّی در بازسازی جامعهٔ اطلاعاتی آمریکا بازی خواهد کرد.
      بنشینید و تماشا کنید.

      حذف
  12. روزهای خوش ترامپ به سرعت رو به زوال است. او درکی غیر دقیق از جهان را با درکی متناقض از خود و دولتش ترکیب کرده، هم زمان باید به سطحی عظیم از مطالبات داخلی پاسخ بدهد، و ضمنا در حالی که نهادها و اشخاصی فوق العاده قدرتمند کمر بسته اند که ریاست جمهوری او نه یک دوره بلکه بیش از چند ماه طول نکشد، باید با آنها هم مبارزه کند. برای یک رییس جمهور این وضعیت فوق العاده وخیم است. زمانی کوتاه در آینده به ما نشان خواهد داد که کدام سوی منازعه در این زورآزمایی دست بالا را دارد؛ اصل کشمکش و زورآزمایی اما قطعی است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. الاغ گرامی
      کدامین روزهای خوش ترامپ؟ زنش را «جنده» کردند؛ پسر خردسالش را «فیس افاده ای» کردند؛ بر روی هر کَس که انگشت گذاشت صدها کیلو مدفوع ریختند. چرا «کُس شعر» میگویی؟ کدامین روزهای خوش؟
      «ناسیونالیسم آمریکایی» و «ناسیونالیسم اروپایی»؛ پاسخی «کنونی» برای حلّ مشکلات «به حاشیه رانده شدگان» است. شاید بتواند به مدّت چند دهه برآیند مشکلات ساختاری را فروکش دهد؛ امّا یک راه حلّ بنیادی نیست. مگر اینها را نگفته ام؟ آیا خوانده ای؟
      اگر نخوانده ای و به خاطر سردی هوا کنار بخاری خوابیده ای و یا به خاطر گرمی هوا به استخر شیرجه رفته ای؛ مطمئن باش که به بیراهه میروی.
      من آن برنامهٔ «پرگار» را همینطوری و الله بختکی انتخاب نکردم که به تو نشان دهم. آنرا به این دلیل انتخاب کردم که یک «آخوند سابق» و یک «کمونیست» و یک «زَن زشت رویِ فمینیست» که با «چند کیلو بتونه کاری و ماتیک» در آن برنامهٔ «جورج سوروسی» شرکت کرده بودند را به تو نشان دهم و به مغز نداشته ات تَلنگُر بزنم .... تا بیدار شوی.
      کُس شعرهایی مانند «درک واقعی از جهان» را وِل کُن ... فلسفه نباف ... فیلسوفان در این وبلاگ راهی ندارند زیرا «کُس شعر باف» هستند. آیا آن گرامی فلسفه باف را فراموش کرده ای که فرار کرد؟
      اگر فراموش کرده ای به یادت می آوَرَم ... وزن سخنانش از تمامی زندگی فیزیکی و اندیشگی خاندانت سنگینتر بود.

      http://kajdoum1.blogspot.com/2011/09/blog-post_08.html

      او فرار کَرد. زیرا در لابلای کتابها گُم شده بود و من «کتاب» نیستم. من یک «تَلَنگُر» هستم.

      حذف
    2. گویا وبسایت «آزادگی» به رحمت ایزدی پیوسته است.

      حذف
    3. با درود
      کژدم گرامی به عنوان کسی که چندین سال مشغول مطالعه‌ی مطالب شما هستم و بسیار از شما آموخته‌ام به شما یاداوری می‌کنم که من به همان اندازه که از شما یاد گرقته‌ام از آن بزرگوار نیز آموخته‌ام.
      انتقادی از شما دارم که شاید بانی تلنگری به نوع نوشتار شما باشد: شما بیش از اندازه تحت تاثسر نام «کژدم» هستید، متاسفانه این حد نیش زدن، در نظرات ضمیمه نوشتار شما تاثیر گذاشته است، زمانی هر دیدگاه در زیر نوشتار شما خود حاوی بسیاری نکات آموزنده بود ولی الان به جز معدود عزیزانی که پوست کرگدن داشتند و هنوز صبورانه می‌نویسند باقی نظرات کسشعربافی هایی از جنس حرف‌های میهمانان تلوزیون پارس تی وی و نوبت شمای بی‌بی‌سی هست.
      کژدم عزیز من توقع ندارم سبک نوشتارتان را عوض کنید ولی لااقل مکانی برای بازگشت سایر دوستان فراهم کنید.
      موفق و پیروز باشید
      آن بزرگوار در آدرس زیر فعال است
      http://azadnameh1.blogspot.com

      حذف
    4. رامکال گرامی

      سپاس از انتقادی که کردید. وبلاگی نیز که معرفی نمودید؛ مطالب خوبی منتشر میکند و بسیار میتوان از آن آموخت. امّا من به دنبال تفکّر کلاسیک نبوده ام.
      در بخش نظرات نیز چاره ای ندارم به جز منتشر کردن نظرات مگر آنکه تشخیص دهم وقت تلف کردن است.
      اگر در بخش نظرات مطالب پر محتوایی دیده نمیشود و یا کَم دیده میشود؛ تقصیر خوانندگان است.
      همین مطلب کنونی که منتشر کرده ام میتوانست مورد بحث قرار گیرد؛ ولی کسی علاقه ای به بازگشایی نشان نمیدهد.
      در چند ماه اخیر نیز تنها میخواستم و همچنان میخواهم که «کُلی گویی» کنم و به عنوان مثالی فرضی؛ اگر میدانم که راه چاره بمباران بغداد است؛ چرا باید پیشاپیش جار بزنم؟ امّا اگر کسی پیدا شود و حدس بزند منتشر میکنم.
      مسیر حرکت نوشتارهای این وبلاگ بسیار تغییر یافته است. امّا شیوهٔ تفکُری که در پشت آن است همانی هست که بود. نمیخواهم از خودم دفاع کنم؛ امّا مسائلی که مورد توجه من قرار میگیرند با دیگران فرق دارد و تشخیص هایمان نیز فرق دارند.
      من ۲=۱+۱ را نه تنها ریاضیات نمیدانم؛ بلکه «بازی مسخره با اعداد» میشمارم که دروغی بیش نیستند. در حالی که برای خیلیها ۲=۱+۱ یک حقیقت آشکار است. از نظر من ریاضیاتی که نتواند الگوریتمی بسازد که یک موجودیّت واقعی و ناشناخته را قابل اندازه گیری کُند؛ ریاضیات نیست.

      حذف
  13. «قاری بیت انگل فرزانه» را که احتمالاً کون پسر گروهبان میرزا قاسمی را نیز پاره کرده است را نمیبینی!!.....کژدم مردم از خنده! خدا بگم چکارت بکنه! به ریش پر خون حبیب بن کونی مظاهر و صدای بد عنق بلال حبشی سوگند می خورم و شهادت می دهم که معلم اخلاق ما هستی. ... کژدم از شوخی گذشته خیلی از تو یاد گرفتیم.خیلی. شاید چیزهایی بنده خودم از شما یاد گرفتم که فکرش را هم نمی کردم. اطلاعات وسیع..ذهن تند.. فکر عمیق و روشن بینی شگرف ... همه از تو یک شخصیت استثنایی ساخته. تنها عیبت این است که بصیرت نداری. اگر مثل همین ناشناس بالایی که از دیدن این همه سوراخ که در ملکش شبانه روز پاره می شود ناتوان ،اما یک سوراخ را در جهان متمدن غرب بخوبی می بیند ،بصیرت داشتی؟..... البته دیگر کژدم نبودی.

    پاسخحذف
  14. خریدن زمان برای خارج کردن سرمایه ها از روند «گلوبالیسم».

    http://www.bbc.com/persian/world-38729519

    پاسخحذف
  15. گویا مذاکرات آستانه برای آقای پوتین و لاوروف خیلی خوش گذشته است و از بس که خودشان «گوزیده» و خودشان از خنده روده بُر شده و هنرمندانه ۲۰۰ لیتر ودکا خورده اند تا شاهکارشان را هضم کنند؛ اکنون آقای لاوروف تصمیم گرفته است که به طور خصوصی بگوزد و بخندد. آقای پوتین به خاطر کَسر شأن نخواسته است که در مجلس «گوز خصوصی» شرکت کُنّد.

    http://www.bbc.com/persian/world-38741412

    آقای لاوروف شوخ طبع است . میداند که وقتی نمیتوان «توی سوراخ» رفت؛ نباید به دُمَش جارو ببندد. مخصوصاً اگر به جای یک جارو «چندین جارو» ببندد.(جاروهایی مثل تشیّع کثیف صفوی؛ اخوان المسلمین کثیف عثمانی و داعش کثیف سَلَفی).
    به آقای پوتین و آقای لاوروف پیشنهاد میکنم که جاروها را از دُمِشان باز کنند و یا اینکه رفتن به سوراخ که هیچ ... رفتن به غار علیصدر را هم فراموش کنند.

    پاسخحذف
  16. کژدم جان. در موضوع منع ویزا به هفت کشور از جمله ایران که قدم اول ترامپ در سیاست خارجیش است، ایا این کشور ها را با ملا حظات دقیق انتخاب کرده یا تلویحا می تواند نقطه اغازی باشد که در اینده کشور های دیگری را هم در بر بگیرد.این ممنو عیت شامل کشور های بنیاد گرا و تروریست پروری همچون عربستان و بقول شما کثافستان نشده و در عوض کشوری مثل یمن را شامل شده.ایا این شکل از انتخاب می تواند نشان از رویارویی مقدماتی با شیعه مسلک های هپروتی باشد.اگر صلاح می دانی و لازم است توضیح مختصری لطفا.

    پاسخحذف
  17. ديوانه چو ديوانه ببينند خوشش أيد، ترامپ و شما كژدم هر دو بيمار رواني هستيد. Narcissistic personality disorder

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      من «جام بلورین» و «رمل و اسطرلاب» ندارم؛ ولی همینطوری الله بختکی؛ حدس میزنم که شما همان «زیبا روی فعّال حقوق بشر» باشی که یک طرف موهای سرت را با ماشین ریش تراشی زده و طرف دیگر موهای سرت را «افشون» کرده و با ۱۰ کیلو ماتیک و بتونه در برنامهٔ پرگار سخنرانی میفرمودی.
      راستش را بخواهی؛ زمانی که «دانش جوجو» بودم؛ همیشه به «دانش جوجو»های دیگه میگفتم:
      «راستی چرا حتّی یک دختر خوشگل توی چپیها و بچه های مجاهدین و انجمن اسلامی ها نیست؟»..
      چرا همه شون «ریش و پشم و سبیل» دارند و دماغشان مثل «چماق» است؟
      اسم این «موجودات ماده» را گذاشتیم: «داشّاخ بطول»....
      از درد بی شوهری زده بودند به کوچه های چپگرایی و اسلامزدگی و مارکسیم اسلامی... و وقتی شوهر پیدا میکردند؛ ... ترک تحصیل میفرمودند.
      حالا راستشو بگو ... همونی یا نه؟

      حذف
  18. اقای کژدم ایا وزیر امور خارجه کویت با دستور روسیه یا دخالت این کشور به ایران سفر کرده است.ظاهرا باید خبر هایی در راه باشد؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      خیلی خبرها هست. کویت چیه که وزیر امور خارجه اش کی باشه؟ اینها کشورهای من در آوردی «سایکس پیکو» هستند که همیشه از «حبل المتین غرب» آویخته اند (کیر غرب). بزرگترین هایشان همین عربستان و ایران و ترکیهٔ عثمانی هستند که هیچ پوخی نیستند و هرکدام باید خود را به یک حبل المتینی آویزان کنند تا «سقوط» نکنند. روسها هم میدانند که همهٔ این اوباشان چه کسانی هستند و باز هم اگر تا کنون نمیدانستند؛ اکنون میدانند که اگر چند «کیسه زباله» را توی یک سطل بریزی؛ میشود «سطل زباله».
      روسها که بشکه بشکه به سلامتی ترامپ ودکا میخوردند؛ پس از ماجرای پیروزمندانهٔ «آستانه» دیدند که از آن خیالهای خام و صابون زدن به معده خبری نیست.
      اگز وزیر امور خارجهٔ کویت به تهران رفته است و توی کون حسن روحانی عروسی راه انداخته است؛ به این خاطر است که همگی «جمیعاً صلواة» گُه گیجه گرفته اند و نمیدانند چکار باید بکنند؟

      حذف
  19. فارسی DW: بارزانی: اگر مالکی دوباره نخست وزیر شود کردستان مستقل می‌شود. http://google.com/newsstand/s/CBIw2MPgjTQ

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      آقای بارزانی هم در این وضعیّت خر تو خری که پیش آمده و توی لانهٔ مورچه ها یک آفتابه آب ریخته اند نیز؛ به جز پرت و پلا نمیتواند بگوید.
      به آقای بارزانی بگویید که نگران نباشد.
      مالکی که از نظر طبیعی نمیتواند حامله شود؛ مطمئن باشید که ۲۰ قلو خواهد زایید.

      حذف
  20. Trump: The World is as Angry as it Gets

    https://www.youtube.com/watch?v=l9cr_uC2l2g

    پاسخحذف
  21. کژدم گرامی

    بی لیاقتی مسئولین «هیچی ندار»در سیستان و بلوچستان
    کژدم گرامی ، از سیستان فقط «قاچاق»تریاکش مونده.....

    سیل در سیستان و بلوچستان صدها نفر را بی‌خانمان کرد. http://google.com/newsstand/s/CBIwqZyhrDk

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اگر این سیل در لبنان بیاید ۱۰ روز عزای عمومی اعلام میکنند.
      در آینده ای نه چندان دور برای شیعیان لبنان ۳۶۵ روز عزای عمومی اعلام خواهند کرد.

      حذف
  22. من فکر میکنم بعدها فاش بشه که ملانیا کناوس (ملانیا ترامپ) جاسوس KGB بوده

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      فکر کردن خیلی خوبه. چرا فکر نمیکنی که بعدها فاش شود که دختر «مادلین آلبرایت» هست؟
      میترسی «لُو» بره؟
      ای ناقلای متفکّر .
      دستت رو شد.

      حذف
  23. امروز خواننده های تازه ای داشتم که به گذشته های این وبلاگ پرداخته و «نبش قبر» کرده اند.
    این وبلاگ همچنان «گورستان» خواهد ماند و هر روزه سنگ قبری تازه بر آن می نشیند.
    دوست میدارم «گورکنان بزرگ» را که میخواهند به آینده ای درخشان نقب بزنند.
    سپاس از همهٔ شان.

    پاسخحذف
  24. نمایی از قُدرَتِ «توده ها»؛ قدرت مَردم. .... مردمان قهرمان و با هوش آینده سازی که «خرس قطبی» برایشان «قانون اساسی» مینویسد.
    بادا بادا «پشگِل مبارک بادا» ... همیشه مبارک بادا....

    http://www.bbc.com/persian/world-38767393

    پاسخحذف
  25. توجه= نوجه - توجه-توجه=کژدم گرامی = من توی عمرم تاکنون همچین لینکی رو نشنیده ام. این حرفها اگه درست باشه. دنیارو میتونه همچون بمب اتم تکون بده. بعضیهاش بنظر من کاملن درست هست.
    https://www.youtube.com/watch?v=kNqgpMbJTcE

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      مطلبتان را منتشر کردم تا آخر هفته ای یک کمی هم به این بمب اتمی بخندیم.

      حذف
    2. آنهایی که این وبلاگ را میخوانند؛ میدانند که سالها پیش مطالبی را در کانال یوتیوب خودم با نام «سخنان بی پرده» (هنر جنگیدن) منتشر کردم که تحلیل آموزشهای یک افسر اطلاعاتی برای سرکوب حرکتهای سال ۸۸ بود.
      این موجودی که مزخرفات او را با : توجه... توجه فرستاده اید؛ یکی از همان «مدحی» ها است.
      نظر وزارت اطلاعات همیشه این بوده است که تا میتوانید مخالفین را فرقه فرقه کنید تا نتوانند در پیرامون یک قطب جمع شوند. این «سیّد کُس کِش حسینی» هم برای همین آمده است.
      سخنان بی پرده را با دقّت بیشتری گوش کنید.
      فکر میکنم خودت هم از همونها هستی.
      امّا شناخت دشمن خیلی خوب است.

      حذف
    3. نیش استاد نه از رهه کین است اقتضای طبیعتش این است. با تشکر از استاد اسکورپین.

      حذف
    4. ضمنن خدا رو شکر توانستم آخر هفته ای شما ها رو بخندونم.

      حذف
  26. ديدي گفتم مثل ترامپ هستي، عقب مانده. ترامپ هم به صورت زنها توجه خاص داره. تو هم مثل اينكه به صورت زنها بخصوص دماغشون توجه همه جانبه داري. در ضمن من زن نيستم . زياد ناراحت نشو. ادم اشتباه مي كنه . تنها ادم هاي اشتباه نكن همان بيماران رواني مثل تو و ترامپ هستند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      خیلی خوشحال شدم که دو سه روزه «شومبول» در آوردی و «مَرد» شدی.
      برو تو صف جایزهٔ نوبِل.

      حذف