۱۳۹۶ مرداد ۲۱, شنبه

نبش قبر

در دنیای کنونیِ «شبه روشنفکران فارسی زبان»؛ هر کسی که میخواهد بانگی زَنَد و «خروس» شود؛ حتماً به «بهائیان» و ظلمی که بر آنها میرود؛ اشاره میکنند. رژیم انگلهای صفوی؛ «تحریمها»ی آمریکا را «ضد بشری» می نامد. در حالی که بهائیان ساکن ایران ۲۰۰ سال است که در تحریم و بد تر از آن در زیر شکنجه های روحی و اجتماعی و قتل توسط جامعهٔ «شیعیان» که از مدفوع «انگلهای صفوی»(فتواها) ارتذاق میکنند؛ قرار دارند.
از دورهٔ قاجار رسم بر این بوده و همچنان هست.
هر کسی که بخواهد بگوید : «بالاخره من فهمیدم» .... حتماً نام پاکِ «زرّین تاج» ملقّب به «طاهره قرة العین» را برای «پاک کردن نام ننگین خویش» بکار می بَرَد.
به نظر من هیچ دهان پُر از نجاست «شیعه گرا» حقّ به زبان آوردن نام پاک «طاهره قرة العین»  را ندارد. مگر آنکه به راه «قرة العین» قدم گذارده باشد که همانا راه پاکِ  «علی محمّد شیرازی» برای «ریشه کنی مالاریا» است.
زمانی که «طاهره» چنین سرود:

در ره عشقت ای صنم؛ شیفتهٔ بلا منم ....
چند مقاومت کنی؟..... باغمت آشنا منم....

آن «غم» و آن «شیفتگی» .... اوج پایبندی به «ریشه کنی مالاریای تشیّغ شنیعه» بود.

امّا هیچ یک از این شارلاتانها که میخواهند به عنوان «روشنفکر» جلوه کنند؛ ... حتّی نامی از «رستم علی خان» نمیبرند.

«رستم علی خان» .... شیر زنی که در «قلعهٔ زنجان» با پوشیدن لباس مردانه؛ در نبردهای جنبش بابیان برای «اسلام و شیعه زدایی» و گشودن دروازه های تمدّن نوین و «ظهور انسان» («ظهور هیکل» در فرهنگ اهل بیان) و نشستن «هیکل» به جای «خداوند» و تعیین «سرنوشت خویش به دست خویش»؛ می جنگید .... در تمامی فرهنگ قلّابی روشنفکران دروغین؛ به فراموشی سپرده شده است.
«رستم علی خان» را حتّی بهائیان نیز به سختی گرامی میدارند. زیرا؛ نه شاعر بود و نه از اعضای «حروف حیّ» ....
از همه مهمّ تر اینکه: «باب» در راه بر اندازی «دین» بود.... امّا بهائیان از «جنبش باب» .... «دین» ساختند.

امّا کژدم؛ نبش قبر میکند و نام شیرزنی از تبار «جنگاوران برای ظهور انسان» (هیکل)  را گرامی میدارد.

نام و راهش پاینده باد.
ننگ بر فراموش کنندگان تاریخ.





کژدم


۲۸ نظر:

  1. مرسی از نوشته ات.فعلا که رفتن به گذشته و به نوشته خودت نبش قبر چاره کار ما نیست.اما یک نکته ای دستگیرم شده و ان این است. حفظ نظام برای امریکا از اوجب واجبات شده. و این داستان تحریم بی مزه هم تداوم همان بحث بی مزه انتخاب بین بد و بدتر است.و هدف سر دواندن ملت.و چه حکومتی از اینها بهتر که ایران را به قعر جدول ببرد.خاور میانه هر چه عقب تر به نفع کد خدا ها هست.اظهر من الشمس است. در مورد باب نمی دانم چرا همیشه کمی مشکوکم و انرا زیر سر انگلیسی ها می دانم. نه اینکه پدیده بدی باشد. ولی دست انگلیس اگر در ان باشد انرا دل چرکین می کند. هر چند راه فرار خوبی بوده. اما یک تحقیق عمیق و میدانی خوب می طلبد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی:
      جنبش باب همانقدر انگلیس ساخته است که من(کژدم) انگلیس ساخته هستم.
      تمامی آنچه که به نام تاریخ و پژوهشهای تاریخی؛ توسّط دستگاه «صنف انگلهای صفوی» به خورد ساکنین ایران داده شده و همچنان داده می شود؛ بر یک اصل «جعفر صادقی» استوارند:
      « به آنهایی که ما را قبول ندارند؛ تا میتوانید.... تهمت و افترا بگویید تا بی آبرو شوند».(نقل به معنی از جعفر صادق ملعون)

      جنبش بابی؛ دست پروردهٔ انگلستان نبود.
      امّا ماجرای «فاحشهٔ هندی شیعه» که در هنگام مرگ وصیّت کرد که: «تمامی دارائیش را به بارگاه نجف می بخشد و آن دارایی را به عنوان امانت به دولت فخیمهٔ انگلستان می سپارد و سفارت انگلستان در عراق به بهانهٔ آن افسانه و به مدّت دهها سال؛ شهریهٔ آخوندهای شیعه را می پرداخت؛ یک واقعیّت تاریخی است.

      حذف
  2. با درود
    من مذهبی نیستم ولی از نبش قبر شما تشکر میکنم به این دلیل که باعث ایجاد یک زیناپس جدید در ساختار نویرونی مغز من میشود
    علی

    پاسخحذف
  3. کژدم عزیز با درود
    مرحبا به این نوشتار شما
    اما من همچنان منتظر این
    http://kajdoum1.blogspot.com/2013/08/blog-post_4.html?m=1
    اگه حوصله نوشتن داری با تشکر

    «محسن»

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. محسن گرامی
      ادامهٔ آن سلسله نوشتارها را نه فراموش کرده ام و نه برای نوشتن بخش سوّم بی حوصله هستم.
      از اینکه پس از نوشتن؛ کسی مرا «بابی» و یا «بهایی» بنامد نیز واهمه ندارم.
      تنها مسئله ای که مرا از نوشتن باز می دارد. عَدَمِ «شور و شوق دانستن» و «فهمیدن» در گسترهٔ اجتماعی و در پِیِ آن آغاز حرکت اساسی برای ریشه کنی مالاریا است.
      در چنین شرایطی «گفتن» با «نگفتن» فرقی ندارد.
      فرض کنید که مخاطب شما؛ «کَر» باشد. هر چه فریاد دارید بزنید. .... مخاطب شما نمی شنود.
      فرض کنید که شما «لال» باشید و مخاطبتان «سراپا گوش» باشد.
      نتیجهٔ هر دو مثال یکی است.
      زمانی که «سکوت» و «فریاد»؛ نتیجهٔ یکسان بدهند؛ چرا باید فریاد زد؟
      منظور من از نوشتار کنونی نیز تنها یادآوری یک مسئله بود:

      چرا ما؛ اینهمه منحطّ شده ایم؟
      من «آقا محمّد خان قاجار» را به عنوان یک فرد که ظاهراً «هیچ» شده بود؛ امّا نشان داد که «گوهری در درون» دارد؛ ارج می نَهَم. من «چنگیز خان» را که «برده» بود؛ امّا نشان داد که «گوهری در درون» دارد را ارج می نَهَم. من «ناپلئون بناپارت» را ارج می نَهَم؛ زیرا که «امپرتور به دنیا آمده بود».
      نگاه من به دنیا و افراد؛ از نوعی دیگر است.
      زمانی که از «نیچه» (نیمچه) سخن گفتم؛ این وبلاگ پُر از «مزخرفات فلسفی» شد.
      اگر بگویم «آقا محمّد خان قاجار» یکی از «دُرّ دانه های طبیعت» است؛ بسیاری از خوانندگان؛ مرا به «دفاع از قتل عامّ» متّهم خواهند کرد.
      اگر بگویم که «کوروش بزرگ» نیز «دُرّ دانهٔ جامعهٔ انسانی است» .... مشکل دوچندان خواهد شد و پرسش نخست این خواهد بود که:
      کژدم چگونه به خود اجازه میدهد که «کوروش» را در کنار «آقا محمّد خان» قرار دهد؟
      مشکل اینجا است که نوع نگاه «شمنی» به پدیده ها؛ در فرهنگ کنونی؛ بسیار ناشناخته است و بسیاری از خوانندگان به اینگونه از نگاه؛ با نگاه و زبان «تفسیر» و «علم کلام» (بازی با کلمات بی جان) می نگرند.

      حذف
    2. محسن گرامی
      اگر به بخش نظرات نوشتهٔ پیشین مراجعه کنید؛ یکی از خوانندگان گرامی ۲ بار از من پرسید که نظرم در رابطه با سخنان آقای رامین پرهام در برنامهٔ «پرگار»؛ بنویسم.
      شاید نوشتار کنونی؛ پاسخی غیر مستقیم؛ به آن خوانندهٔ گرامی و بویژه آقای «رامین پرهام» باشد:
      سخنان آقای رامین پرهام؛ بسیار «دیر هنگام» هستند.
      آقای «رامین پرهام» پس از ۲۰۰ سال؛ سخنان «علی محمد شیرازی» (باب) را با حالاتی بسیار عصبی؛ تکرار میکند و نمیخواهد بفهمد که ۲۰۰ سال؛ دیرتر تشریف آورده است.
      اگر قرار باشد که روشنفکران کنونی ایران؛ ۲۰۰ سال «عقب» مانده باشند .... وای به حال «اکنونیان».

      «رستم علی خان» در برنامهٔ «پرگار» شعارهای آتشین نداد.
      آن شیرزن؛ ۲۰۰ سال پیش برای «ریشه کنی مالاریا» جنگید.
      گویا هوای ایران بسیار «زمخت» است و «سرعت صوت» را بسیار «کُند» میکند .... به اندازه ای که پس از ۲۰۰ سال؛ صدایش را با اندکی «تغییرات استراتژیک» (البتّه از روی ترس) از زبان «رامین پرهام» میشنویم.
      آیا آقای رامین پرهام؛ میتواند ثابت کند که «مسجد» بهتر از «مستراح» است؟
      هر دو بوی «گند» میدهند؛ با این تفاوت که مستراح محلّ تخلیهٔ گند است و مسجد؛ محلّ نفوذ گند و عفونت به مغزهای پوسیده است.
      به «رامین پرهام» بگویید:
      نه تنها دیر فهمیده ای .... بلکه ترسو هستی. اگر ترسو نبودی؛ «مسجد» (مرکز انتشار عفونت) را به رسمیّت نمی شناختی؛ تا در ادامهٔ سخنان خود؛ این پا و آن پا کُنی و به میخ و به نعل بزنی.

      حذف
  4. دو تا از مهمترین جوک های خبری این چند روز اخیر:

    1=ترامپ از سیاست بریده است ،می خواهد استعفا دهد و قرار است مایک پنس جای او بنشیند

    2=آمریکا و کره ی شمالی می خواهند وارد جنگ فیزیکی آن هم از نوع اتمی شوند

    اما خبری که در این بحبوحه کمرنگ و ی ابالکل گم شده همین خبر بالاست،به احتمال خیلی زیاد ،قرارداد برجام با ایران تا 3 ماه دیگر ،نافرجام خواهد شد و البته زمینه سازی برای اغاز جنگ

    سناریویی که ترامپ به بهترین وجه کارگردانی اش کرد ،و کیم جونگ اون (عروسک خیمه شب بازی ترامپ) هم به بهترین نحو ،خطر یک ایران هسته ایی را به همه ی جهانیان گوشزد کرد.
    نقش رهبر کره ی شمالی در این سناریو تقریبا به اتمام رسیده
    از این به بعد او دیگر در این قصه جایی ندارد و یا حداکثر سیاهی لشکری بیش نخواهد بود

    اکنون تماشاگران(سیاستمداران جهان) و ترامپ خیلی سریعتر و راحت تر به اجماع مورد نظر آمریکا دست پیدا می کنند که هیچ عقل سلیمی وجود کره ی شمالی دومی را بروی زمین بر نمی تابد
    چرا که ممکن است بلایش دامن گیر هر کس و ناکسی شود.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      جوک سوّم را فراموش نکنید که میگوید:
      کژدمِ قصّه گو؛ اصلاً دُم ندارد که چه «کژ» باشد و چه «راست».
      فکر میکنم که جوک من (کژدم)؛ خنده دار تَر بود.

      حذف
  5. هافینگتون پست : دیدار سناتورهای آمریکایی با «مریم رجوی» در مورد راه‌حل‌های پایان دادن به بحران منطقه و تغییر دموکراتیک در ایران
    .............................

    ======================================================
    آمریکا با این دیدارها ،سیگنال های قاطعی هم به حکومت ایران و هم به مخالفان حکومت ایران اعم از داخلی و خارجی می فرستد.
    کار به جایی رسیده که رضا پهلوی که بارها خود را غیر علاقمند به قدرت نشان می داد
    حالا تمنای این را دارد که آمریکا او را هم در این مسیر به عنوان یک بدیل به حساب آورد
    دموکراسی ایی که پرچمدارش این مریم رجوی باشد از همین حالا معلوم است چی ازش در می آید،یک پادگان نظامی بزرگ بنام ایران

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اگر «ساندیس خور» هستی .... هیچ.
      امّا اگر به دنبال تغییر هستی؛ یا خود را به درجه ای بالاتر از سازمان مجاهدین خلق برسان؛ تا در میدان نبرد؛ حرفی برای گفتن داشته باشی .... و یا .... سنگ توی کفش نباش.
      اگر هیچکدام نیستی .... مطمئن باش که «دموکراسی حسن صبّاحی مجاهدین خلق» (دموکراسی پادگانی)؛ بهتر از «دموکراسی پادگانی انگلهای صفوی» است.
      لا اقلّ اینکه با به قدرت رسیدن سازمان مجاهدین خلق؛ سرمایه های ملّی ایران هزینهٔ اوباشان لبنانی و افغانی و پاکستانی و یمنی و ...... نخواهد شد. در خیابان هم که راه بروی؛ «پلیس شریعت» و «انگل عمّامه به سر» و «جنده های صیغه ای زینب» را نخواهی دید.

      «چُس ناله نکُن».

      مرسی

      حذف
  6. با اینکه این مطلب ظاهراً با نوشتار نا همگون می نماید؛ امّا .... بسیار همگون است.

    خایهٔ «کیم جونگ اون» (سگ هار حکومت چین)؛ توسط دونالد ترامپ کشیده شد.
    «کیم جونگ اون»؛ با به «حواله به حپروت» کردنِ حملهٔ موشکی به «گوام». مرگ سیاسیِ خود در فضای حاکم را امضا کرد.
    درگیریهای مرزی «چین» با هندوستان نیز گواه بر این است که: چین به خطّ پایان قُلدوری نزدیک میشود و ۲ گزینه بیشتر ندارد:

    ۱- درگیر شو و امپراتوری دیجیتالی خود را بَر افکن.
    ۲- ساکِت شو؛ و زنده بمان.

    مطمئن هستم که چینیها راه دوّم را ترجیح خواهند داد.
    درگیریهای مرزی با هندوستان نوعی از «سرخ نگه داشتن صورت» با سیلی است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. جناب کژدم حزب کمونیست چین در صورت انتخاب گزینه دوم با چه عواقبی روبرو خواهد شد؟

      حذف
    2. ناشناس گرامی
      گزینهٔ دوّم به معنی مرگِ همهٔ تلاشهای چین برای رسیدن به مقام «قدرت جهانی» است که دری دیگر را به روی چین باز خواهد کرد:

      «بازگشت به نظریّهٔ خمرهای سرخ» ....
      امّا اینبار؛ نه برای آزمایش در کامبوج؛ .... بلکه برای «اجرایی کردن در چین».
      اگر داشتن «جمعیّت زیاد» در دوران برده فروشی مفید است؛ امّا در دوران «کمبودها»؛ بلای بزرگی است که میتواند به «خودکُشی» بینجامد.

      حذف
    3. ناشناس گرامی

      میگویند که آمریکا قدرت اوّل اقتصادی جهان است. امّا فراموش می کنند که بگویند: ۲۰ تریلیون دلار مقروض است.
      باز هم فراموش میکنند که بپرسند:
      -آمریکا به چه کسانی بدهکار است؟

      در مورد «چین» هم همینگونه است. وقتی که تحت تأثیر «شنیده ها» قرار بگیریم؛ «چین» دوّمین قدرت اقتصادی جهان است.
      امّا پرسش این است:

      «چین»؛ چند تریلیون دلار به همان کسان بدهکار است؟ که آمریکا نیز به همانها بدهکار است.
      اگر «جمعیت» را بخشی از زیرساخت اقتصادی بدانیم؛ (که البتّه هست)..... «چین» تا زمانی که نتواند مشکل جمعیت را حلّ کُند؛ مانند پیرزنی ظاهراً ثروتمند است که؛ پایش بر لب گور است و پس از مرگ خواهیم دید که تمامی آن ثروت؛ «قرضها و بدهی ها» بوده اند.

      حذف
    4. چینی ها سال گذشته 220 میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی در کشورهای مختلف انجام دادند که شامل خرید هتل، باشگاه فوتبال و ... بود

      اما استراتژی دولت چین در سال 2017 چیز دیگری است... سرمایه گذاری با اولویت 68 کشور جاده ابریشم، فقط⚠️!!! این استراتژی رییس جمهور چین باعث شده تا سرمایه گذاری چین در آمریکا از 62 میلیارد سال 2016 به 6 میلیارد دلار سال 2017 تاکنون کاهش و سرمایه گذاری در کشورهای جاده ابریشم روندی صعودی طی کند.

      چینی ها در کشورهای جاده ابریشم همه چیز را خریدارند... از 8% سهام شرکت نفت ابوظبی توسط CNPC تا خرید 11.6 میلیارد دلاری شرکت حمل و نقل دریایی سنگاپور GLP!!! تعداد خریدهای نیمه اول امسال 109 عدد بوده که در مقایسه با کل 2016 (175)... رشد قابل توجه دارد

      امیدواریم ایران بتواند از این فرصت و اشتهای بالای چینی ها حداکثر استفاده را از طریق تعریف بسته های سرمایه گذاری و مشوقهای استراتژیک ببرد

      حذف
    5. ناشناس گرامی

      چین پول این خریدها را از جیب خود نمیدهد. آنکه این گزارش اقتصادی را نوشته است و شما «کاپی پیست» بخشی از آنرا فرستاده اید؛ یا فراموش کرده است که منبع اصلی توانایی گسترش بازی از طرف «چین» را معرّفی کند؛ و یا به طور عمدی از روی این مانع پریده و خوانندگان مقاله اش (اشخاصی مانند شما) را در تاریکی نگاه داشته است.
      من (کژدم) به شما و امثال شما میگویم:
      (اگر دیگ آش در حال جوشیدن است؛ تلاش برای «حباب شدن» در «جوشش آش»؛ در نهایت و بهترین حالت؛ به «حباب بودن» خواهد انجامید).
      اگر این دیگ از جوشش بیفتد؛ حبابها بسیار زودتر از سرد شدنِ «آش» ناپدید خواهند شد و آش نیز میتواند «تَه» بگیرد و بسوزد. در این صورت؛ «حبابهای احساس خوشبختی»؛ جزغاله خواهند شد.
      ساکنان کنونی آنچه که «ایرانِ گربه نشان» نامیده میشوند؛ بسیار «حپروتی» فکر میکنند. به نظر من (کژدم) راهی به جز «آرزوهای حپروتی»؛ برایشان باقی نمانده است.
      ۱- آرزوی بازگشت به:
      «حیدر بابا سئلّر سولار آخاندا ....
      حیدر بابا ائلدریملار شاقیلدییب شاخاندا ....» هستند.
      ۲- فراموشیِ عمدیِ «تحت نفوذ بودنِ ۱۴۰۰ ساله».

      آیا همهٔ توانایی فکری شما در «کاپی پِیست» کردن است؟

      بُرو به همانجایی که از آن خارج شده ای.
      آنجای ننه اَت بهترین «جان پناه» برای تو است.

      تمامی آرزوهای «چینِ کنونی» بر اساس «تعبیر و تفسیرِ نادرست» از آموزه های «سان زو» استوار است.

      من (کژدم) به چینیها میگویم:

      دریا باید واقعاً دریا باشد.
      رؤیای «دریا» ؛ یک «سراب» است.
      آنکه برای «گسترش» تلاش میکُنَد؛ ... باید فرق میان «جوشش» و «حباب» را بداند؛ ... و گرنه .... «سان زو» نیست. بلکه یک «دلقک» است که با «کاپی پِیست» دِلخوش است.
      آیا «شیر» و یا «خَر» فهم شد؟

      اگر نشد .... تقصیر کژدم نیست.

      حذف
    6. ناشناس گرامی
      بهترین پیشنهاد «حکومت چین» برای ساکنان ایران این است:
      «چند میلیون چینی گرسنه» را میتوانید در «کویر ایران» جای بدهید؟

      حذف
  7. یک کلمه از مادر عروس
    سرلشکر باقری پس از دیدار با اردوغان:
    ایران و ترکیه مخالف همه‌پرسی کردستان عراق هستند و نباید این کار صورت بگیرد

    پاسخحذف
  8. با درود به کژدم گرامی
    تو دهنی محکمی ! که رهبر مفعول به دهان ملت کوبید ( ریاست شاهرودی وعضویت قالی باف و رئیسی )در تشخیص مصلحت را چگونه ارزیابی میکنید ؟ به گمان من با توجه به سن 67 ساله ! شاهرودی عراقی! آماده میشود که رهبر آتی ملت فلک زده شود.
    با توجه به بدهی های هنگفت ! چین چگونه توان خرید امکانات ( بنادر و شرکت های )دیگر کشور ها را فراهم میکند و چرا ؟
    ایرانی گمنام.

    پاسخحذف
  9. پیروزی های چشمگیر ارتش سوریه و متحدان آن و آزادی بخش های گسترده از خاک سوریه رو که از دیشب وارد فاز جدیدی شده به جناب کژدم و خوانندگان محترم تبریک عرض می کنم

    پاسخحذف
  10. استیو بنن، استراتژیست کمپین انتخاباتی دانلد ترامپ در واکنش به ترک کاخ سفید: دوران ریاست جمهوری ترامپ، عملا پایان پذیرفت (لیبرال های چپ حاکم شدند).

    پاسخحذف
  11. کژدم عزیز قبل از آغاز سخن، درخواست می کنم خواننده ی مطلب جدید من باش، بسیار پر اهمیّت است و اما ...
    - در مورد شیعه ی دوران صفوی باید خدمت شما عرض کنم که تاریخ نوشته ی حکومتهاست و ما نمی توانیم با استناد به مطالعه ی فلان کتاب تاریخی از نویسنده ای که هیچ از او نمی دانیم، قضاوت کنیم. کتب تاریخی زمانی اجازه ی تیراژ وسیع خواهند یافت که توسّط سازمان های اطلاعاتی حکومت ها کنترل شوند! یا اینکه خود حکومت ها اقدام به چاپ و انتشار آن می کنند.

    - اما درمورد تاریخ ایران تنها کتب مورد اعتماد و آثار مکتوبی که در دسترس است، نسخه های چاپ سنگی کتب عرفای بزرگی چون سعدی،جامی،مولانا،حافظ،فردوسی و... است که تاریخ ایران را به صورت شعر، می توان خواند.تاریخ حقیقی که با تمام کتب تاریخی در جهان متفاوت است. در اینجاست که در میابیم شیعه ی دوران صفویه متکی بر نوعی ردّیه صوفی منشانه مطابق با نگرش های طریقت ( و نه شریعت آخوندیسم ) بوده است. شیعه ی حقیقی به کسانی گفته می شود که مطابق با عرایض عرفای بزرگی چون مولانا، «الله زمان» یا «امام زمان» یا «امام حیِّ» دوران خود را پیدا کرده باشند و تحت شعاع او باشند که تعدادشان هم در جهان در هر دوره ای بسیار اندک است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      متأسفانه؛ نوشتهٔ کوتاه شما «بافتنی» است و چون مثل «مینی ژوپ» بسیار کوتاه است؛ .... خیلی جاها را نمی پوشاند و با آن نمیتوان روی صندلی نشست؛ که خدای ناکرده ... اگر پوشیدن «شورت» یادمان رفته باشد؛.... دیگر واویلا است و باید به فیلم سینمایی «Basic Instinct» پناه بُرد.

      «شیعه» یعنی «پیرو» .... باز هم یعنی: «هیچکارهٔ خاک بر سری که نظری از خود ندارد و به ساز دیگران می رقصد را شیعه مینامند».
      «شیعهٔ خاک بر سر علی» با «شیعهٔ خاک بر سر جعفری»؛ فرق دارد. هر چند که شارلاتانها بخواهند این دو گروه از احمقها را به هم جوش دهند.

      حذف
  12. حاکمیت منحوس جمهوری اسلامی داره روز شماری می کنه برای استیضاح و سقوط ترامپ و اینکه با امدن یک عنصر بی خاصیت شبیه حاج حسین اباما یه نفس راحتی بکشه...به نظرت خوابشون تعبیر میشه

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960529001611

    پاسخحذف
  13. درود بر کژدم بزرگوار این داستان بنن که گفت آن ریاست جمهوری که برایش جنگیدیم تمام شد میشه ازش نتیجه گرفت که ترامپ در مواجه با گلبالیست ها اون طور که انتظار میرفت موفق نشد یا نه هنوز ترامپ شانس پیروزی دارد؟

    پاسخحذف
  14. حدود ۱۰ سال پیش از این؛ عزیزی که خود را هوادار اندیشه های «استاد فرود فولادوند» معرفی می کرد؛ از من پرسید: «حالا که میگویی انجمن پادشاهی باید در قامت حکومتی ظهور کند» ... من باید چکار کنم؟
    به ایشان گفتم:
    برو دربارهٔ پاکستان مطالعه کن. پاکستان نوکر چین است و بقیّهٔ حرفها حرف و حدیث هستند.
    پس از ۲ یا ۳ هفته با ۳ جمله در بارهٔ پاکستان آمد و گفت که اهل اینکارها نیست.
    در نوشتارهای آن دوره بر روی «نوکری پاکستان» در «بارگاه چین» تأکید میکردم. تعداد خوانندگان این وبلاگ نیز به تعداد انگشتان دست بود. لذا کسی حرفها را نشنید.
    اکنون پس از ۱۰ سال؛ از زبان BBC بشنوید.

    https://goo.gl/dfZBSS

    براستی؛ تا چه حدّ باید «عقبمانده» بود؛ تا مدال طلای عضویّت در «نژاد خاک بر سر آریایی» را بدست آورد؟
    حال برخی از خوانندگان میپرسند:
    چرا کَم مینویسی؟ .... چرا نمی نویسی؟

    .... بسیار نوشتم و گفتم. ... آیا گوش شنوایی یافت شد؟
    آیا باید حرفهای ۱۰ سال پیش خودم را نشخوار کنم؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. در زمانی کمتر از ۲ ماه؛ ۲ ناو جنگی آمریکا در منظقهٔ «آسیا پاسیفیک» با دو کشتی تجاری تصادف کرده و خسارت شدیدی به آنها وارد شده است.
      منطقهٔ «آسیا پاسیفیک» به دلیل درگیریهای «دولت ترامپ» با «چین» به منطقهٔ «آتش زیر خاکستر» تبدیل شده است.
      من (کژدم) به تصادف نخستین؛ با دیدی «شکّاک» نگاه کردم. امّا چیزی ننوشتم. تصادف دوّم به من میگوید:
      «ناخداهای کشتیهای تجاری که با کشتیهای جنگی آمریکا تصادف میکنند؛ از طرف چین اجیر شده اند».
      باور نکنید؛ تا ۱۰ سال دیگر در BBC بخوانید.

      حذف
    2. حدود ۴ سال پیش از این؛ با همان «عزیز» در رابطه با «اتوموبیلهای کاملاً الکتریکی» با شتاب و سرعت بالا سخن میگفتم و ایشان به نسل «Volt» (یکی از نسلهای دوکارهٔ آمریکایی در صنعت اتوموبیل سازی) اشاره میکرد. امّا من بر روی «تولید اتوموبیلهای الکتریکی کامل» تأکید میکردم.
      ۲ سال و نیم پس از آن گفتگوها؛ نخستین نسل «تسلا» تولید شد و در یک مجلس عروسی؛ با کسی که ذهنش با مدفوع تحلیلهای اقتصادی «CNN» و «MSNBC» و امثالهم پُر بود... در همین زمینه بحث میکردم.
      ایشان میگفتند (یعنی CNN می گفت): «تسلا» نمیتواند موفّق باشد؛ زیرا اتوموبیلهایش گران قیمت هستند.
      من میگفتم: صبر کُن تا نسل ارزانتر نیز به بازار بیایند.
      ایشان گفتند: تکنولوژی «باتری لیتیوم» گران است و «تسلا» آینده ای ندارد.
      من گفتم: صبر کن تا تکنولوژی «لیتیوم» نیز ارزان شود. اصلاً مهم نیست که ارزان است و یا گران است. مسئله این است که: «دروازه ای باز شده است که بسته نخواهد شد».
      اکنون آن دروازه ای که توسط «تسلا» گشوده شد؛ در اروپا و آمریکا مسابقهٔ «دو ۱۰۰ متر» توسط شرکتهای دیگر اتوموبیل سازی به راه انداخته است.
      از من (کژدم) میپرسید؟
      من به اینگونه سخنها میگویم: «خبر».
      به آنچه که در خبرگزاریها میخوانید؛ میگویم: «گزارش تاریخی».
      البتّه این مطلب هم نوعی «نشخوار» گفته های خودم بود. زیرا بارها آنرا گفته ام.

      حذف