داستانِ مزخرفی که از طرفِ دولتِ ترامپ به نامِ «محاصرهٔ دریاییِ رژیمِ شیعی» به خوردِ مردم در سراسرِ جهان داده می شود؛ همان اجرایی کردنِ «مکانیسمِ ماشه» به صورتی بسیار «شُل و وِل» است؛ محاصرهٔ دریاییِ رژیمِ شیعی به صورتی «بین المللی» در زمانِ «امام حسین اوباما» طرّاحی و اجرا شد. امّا با «برجام» کنار گذاشته شد و به «مکانیسمِ ماشه» (بازگشتِ اتوماتیکِ تحریمها) تبدیل گردید. آلمان و فرانسه و انگلستان؛ در سالِ ۲۰۲۵ روی فعّال کردنِ این مکانیسم؛ کُلّی شلنگ تخته انداختند و بر روی کاغذ؛ دوباره باید آن تحریمها اِعمال می شدند. امّا همان اروپایی ها؛ در عملِ «اُلاغِ دو زرده» زاییدند و به همان چیزی که خودشان برایِ عملیّتی شدنِ آن تلاش کرده بودند؛ پُشت کردند. اکنون دولتِ ترامپ خود را مجبور دیده است که آنرا به تنهایی عملیّاتی کُند. امّا با رویکردی دیگر.
رویکردِ ترامپ «اجرایِ شُل و وِل»؛ برایِ وادار کردنِ اروپا به همراهی با خودَش است.
ترامپ تلاش می کُند تا با بزرگنمایی «محاصرهٔ دریاییِ رژیمِ شیعی» و اینکه «ترامپِ نابغه»؛ این طرح را امضا کرده است؛ به «نان و نوایِ پذیرفته شدن به عنوانِ اَنشتینِ سیاسی» در آمریکا (که البتّه و طبقِ معمول هیچکس تا کنون نظیرش را ندیده است) برسد.
به مزخرفاتی که ترامپ و «تحلولگران یوتیوبی» و سایر رسانه ها؛ استفراغ می کنند؛ اهمیّت ندهید.
این «تحلولگران» فقط به دنبالِ «پول سازی»؛ به تکرار گویی در «جهتِ وَزِ شِ باد» ادامه می دهند و هر چیزی میتواند به عنوانِ «سوژهٔ جدید» برایشان نان در آوَرَد.
کژدم
تا زمانی که از یک سو؛بازیهایِ نخ نما شدهٔ «اصلاح طلبانِ نوفدی شده» و«اصلاح طلبانِ جمهوریخواه شده» که دولِنگهٔ «یک دَر» هستند تمام نشود و مردم به این آگاهی نرسیده باشند که «نوفدی»؛ فوتوکُپیِ تاجدارِ «علی افشاری و سازگارا» است و همچنین شاهزاده رضا پهلوی در انتخابهای خویش؛ تجدیدِ نظرِ اساسی نکُند؛ و از سویِ دیگر «حماقتهایِ ترامپِ باهوش» به انتهایِ خود نرسد؛ هرگز حتّی «تصویرِ کاریکاتوریِ آزادیِ ایران» را نخواهید دید.
پاسخ دادنحذفاصلاح طلبانِ «نوفِدی» شده؛ و اصلاح طَلبانِ«جمهوریخواه» شده؛ دو تیغِهٔ یک «قیچیِ زنگ زده» هستند و نهایتِ کار «پاره شدنِ شما و آیندهٔ ایران» به بَدترین و دَرد آورترین وَجه خواهد بود.
در حرکتِ «نجاساتِ سبز مسلک» و حتّی «جنبشِ دِل به دریا زدگان» و«جنبش ملّی مهسا»؛ بارها گفتم که شکست میخورید؛ امّا باور نکردید.
با اینکه «میلیونی» بودید؛ مفتضحانه شکست خوردید.
اگر ماجرا به همین روال ادامه یابد و «خواب رفتگانِ ۵۵۰ سال» بیدار نشوند؛ من(کژدم) پیش بینی خود برای سرنگونیِ رژیمِ شیعی در ۲۰۲۶ را پس می گیرم.
زیرا با «مدفوع» نمیتوان «مُربّا» درست کرد.
در فضایِ کنونی که ادامهٔ همان فضاهایِ گذشته است و هیچگونه تغییرِ بُنیادی در آن دیده نمی شود و فقط «مراجِعِ تقلیدِ جدید»؛ «تولید» شده اند؛ حتماً به من(کژدم) خواهید گفت:
«هِی... کژدم؛ مگر تو چه پُخی هستی؟ .... تو فقط یک نفری و ما میلیونها هستیم»
پاسخِ من این است:
همیشه آن «یک نفر»ها بودند که «درهایِ نوین» را گشودند؛ و من یکی از آن «یک نفر»ها هستم.
زمانی که سیاست به سطح «سرگرمی برای همه» و «تقلید» تقلیل یابد، شأن خود را از دست میدهد.
می بینم که همهٔ تان؛ «لال» تشریف دارید و نمی خواهید که به مسائل ریشه ای بپردازید. زیرا یا «اُلاغِ باربَر هستید» و یا برایتان مهمّ نیست که چه بر سَرِ «آیندگان» می آید!!! آنچه که برایتاین مهمّ است؛ «خروج از بُن بَست» است. امّا هیچ نقشی برایِ خود از خروجِ خود از این «بُن بست»؛ قائل نیستید و خود را «معصومانی» که دیگران آنها را به این «بُن بست» کشانیده اند؛ می انگارید. امّا واقعیّت این است که «شما» بخشِ اساسیِ این «خروج از بُن بَست» هستید.
حذفآیا چشمی «بینا» و یا حدّ اقلّ «گوشی شِنوا» سراغ دارید؟....
پاسخ این است که: «ندارید»
شماها از «اصولگرا - اصلاح طلب» خسته شده اید؛ امّا «نوفِدی» فقط و فَقط یک پروژهٔ «اصلاح طلبی» است.
اگر این را نمی فهمید؛ .... بقیّه نیز نخواهید فهمید.
«کژدم».... «End » کلام است.
یا «هم فکر» شوید و یا همه چیزتان را ببازید؛ بدونِ اینکه: «دستاوَردی» داشته باشید.
آیا تا به حال شنیده و یا خوانده اید که کژدم از ۴۵ هزار «جاوید نام» سُخنی گفته باشد؟
من(کژدم) به دور از به دستِ آوردنِ «نام و نَنگ» هستم وَ هرگز آن «جان باختگانِ ۴۵ هزار نفری» را به عنوانِ « جاوید نامانِ یوتیوبی» نام نَبُرده اَم. زیرا ۹۹٪ آنها را «نِفله شُدِگانِ حماقت» می دانم که مسئولئیّتِ مرگِ آنها با «خودِشان» و اندیشه هاي ساخته و پرداختهٔ «نوفِدی» میدانم و «نوفِدی» و اوباشانِ هم فِکرِ آنها راعامِلِ اصلیِ «پذیرفته شدهٔ این نجاساتِ مُدِرنِ شیعی» میدانم؛ وَ فقط آنهایی را «جاوید نام» می نامَم که یا مسجدی را آتش زده اَند و یا بسیجی و یا پاسداری را «کُشته و یا زخمی» کرده اَند.
بقیّه را «بِشاش توش» بِرِه.
آیا تا به حال از من(کژدم) حتّی در حدّ «یک کلمه» در رابطه با کُشته شدنِ «کودکانِ غزّه و لُبنان و مدرسهٔ میناب» و «اشک تمساح ریختن» برایِ آنها شنیده اید؟
حذفآیا من(کژدم) را با قلبی سنگی می انگارید که هیچ احساسی ندارد؟ یا اینکه کژدم را موجودی میدانید که هیچ علاقه ای برایِ «اَشکِ تمساح ریختن» ندارد؟
حذفمن(کژدم)؛ کسی را که در وسط خیابان بنشیند و از مزدورانِ رژیمِ شیعی بخواهد که او را بِکُشند؛ یک «جاوید نام» نمی دانم. بلکه یک «اُلاغ» به حساب می آوَرم. این گفته را نیز هرگز پاک و یا «تدوینِ دوباره» نخواهم کرد. زیرا برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ ما به «گوسفندهایِ آماده برایِ سَر بُریده شدن» نداریم. بلکه به «گُرگهایِ درندهٔ ایرانی» نیاز داریم.
برایِ روبرو شدن با «کفتارها»؛ ما به «گُرگها» نیاز داریم؛ چه گُرگهایی که به تنهایی عمل می کنند؛ و یا گُرگهایی که به صورتِ گروهی عمل می کنند.
«جاوید نامان» این «گُرگها» هستند؛ نَه آن کسانی که دورِ آتَشِ «انقلابِ مخملین و رنگی» می رقصیدند. آن «رقصندگان»؛ فریاد می زدند که «ما بهترین گوشت» هستیم؛ وَ اگر بیدار نشده اند؛ بگذارید که «نِفله شوند». ایرانِ نوین به «پانک»ها و «جانک ها» و «هوادارنِ موسیقی رَپ» (موسیقیِ ارواحِ سرگردان) نیازی ندارد.
«ایرانِ آینده» به «ساختارهایِ نوین سازان» نیاز دارد.
آیا میخواهید که فدایِ «کیرِ خَرِ رَپ» بِشوید؟ یا «سازندگانِ آینده ای نوین و بسیار روشن»؟
«راست گو و راست تیر انداز»
حذفمن(کژدم) مانندِ «دیّوسِ نادانِ خیانت پیشه» نیستم که زبانَم «استخوان نداشته باشد» و بخشهای بزرگی از نوشته هایم را به «سفید شوییِ خود» اختصاص دَهَم؛ و یا «نیرویِ کُمکی»(بهروزِ یوسیان) را برایِ کمک به نظریّهٔ «ادامهٔ جنگ» به برنامه اَم بیاوَرم و یا ادّعا کنم که «۴ تا خانه خریده ام و اجاره می دهم» و «تجارتی اینترنِتی دارم» که زندگیَم تأمین می شود و در بازارِ بورس «سهام» خریده ام (حدّ اکثرِ سود در بازارِ بورس ۶٪ است) و زندگی می چَرخَد و همهٔ اینها را از طریقِ کار کردن در یک «چلو کبابی» بدست آورده ام. من(کژدم) مانندِ «مجید محمّدی»(استادِ بلاهت) و «مراد وِیسی» (تحلولگَرِ ارشد) و «آرش اعلاییِ یوتیوب نَوَرد» هیچگونه برنامهٔ «پولسازِ یوتیوبی»ندارم که در طیّ هر برنامه؛ ۱۰ ها بار تبلیغات در آن پخش شوند.
حذففقط یک «وبلاگ نویس» هستم و به «تُخمِ حضرتِ ابیلفض» نیز حساب نمی کُنم؛ که بخوانید و یا نخوانید و یا بفهمید و یا نفهمید.
امّا به یقین می دانَم که اگر نخوانید و یا بخوانید و از کنارِ آن «بی تفاوت» بگذرید؛ در فرداها به صورتِ خود «تُف» خواهید کرد.
من از این «عاقبتِ ننگین شما»(تُف کردن به صورتِ خود) نیز لذّت نخواهم بُرد؛ زیرا مسئله برایِ من «دُشمنیِ شخصی» نیست؛ بلکه دیدنِ احساسِ حقارت در چهرهٔ شماها در به یاد آوردنِ آن بازهٔ زمانی است که به «قولِ خودتان» تصمیمی اشتباه و به قولِ من «تصمیمی خائنانه» گرفته اید؛ مهمّ است. دیدنِ چهره هایِ «ورشکسته به تقصیر» دیدَن دارد.
به همهٔ خبرها و تفسیرها گوش کنید. همهٔ آنها به جنگِ میانِ «آمریکا و اسرائیل و رژیمِ کثیفِ شیعی» مربوط هستند و «مردمِ ایران» حتّی به اندازهٔ «مدفوعِ خشکیدهٔ سگ» نیز در این خبرها و تفسیرها نقشی ندارند.
آیا از خودتان می پُرسید که چرا «آریاییهایِ پیشانی بُلند» هیچ «پوخی» به شمار نمی آیند؛ مگر تلنباری از «پوخهایِ تلنبار شده» در «مَوالهایِ روستایی»؟
بیدار شوید.
خدا نگهدار ای «جنگاور»
حذفhttps://www.youtube.com/watch?v=e9t9H2DZTp8
زنده باشید که بد جوری درد دل مرا تازه کردید وقتی نوشتید: «به همهٔ خبرها و تفسیرها گوش کنید. همهٔ آنها به جنگِ میانِ «آمریکا و اسرائیل و رژیمِ کثیفِ شیعی» مربوط هستند و «مردمِ ایران» حتّی به اندازهٔ «مدفوعِ خشکیدهٔ سگ» نیز در این خبرها و تفسیرها نقشی ندارند». میخواهم اضافه کنم که کافیست به سایتها یی مثل زیتون یا انقلاب اسلامی بنی خریها مراجعه کنید که بعضی از آنها چگونه از «نیروهای مسلح ایران» برای مقاومت در برابر «تجاوز آمریکا و صهیونیستها» تشکر میکنند واصلاً انگاری حکومت اسلامی دارد از مردم ایران دفاع میکند. بقول میرزاآقاخان کرمانی وجود هر کدام از این حرامزادگان (البته او در مورد حوزه های لواطیه و آخوندهای حرامزاده میگفت) بتنهایی کافیست که یک ملت را تخدیر کنند. نمیدانم چرا این موالیگری ۱۴۰۰ سال است دست از سر ما بر نمیدارد؟ چرا دست که بالا میرود بر سر این روسپیزادگان فرود نمیآید؟ چرا کسی پیدا نمیشود تجمعات حکومتی را بسیار ساده به گلوله ببندد بجای آنکه برود و در خلوت خودکشی کند؟ این سؤالها مثل خوره مرا دیوانه کرده است. پاینده باشید گرامی.
پاسخ دادنحذفدرود بر شما
حذفواقعیّت این است که «کِرم از خودِ درخته». همینهایی که الآن به بهانهٔ دفاعِ ۱۰ آتَشه از مردم و به قولِ خودشان «آگاهی دادن به مردم»؛ در حالِ پولسازی در یوتیوب هستند؛ همانهایی هستند که در ۴۷ سالِ گذشته؛ به جای اینکه «زنگ زَدگیِ موتور بزرگ» را پاک کنند؛ مردم را به ماندَن در «زنگ زدگی و ایستایی» فرا می خواندند و حدّ اکثرِ هدف و تلاشهایشان «بازگشت به دورانِ طلاییِ دیّوس بنیانگزار» بود. ۴۷ سالِ تمام تشویق به «تظاهراتِ بدونِ خشونت»؛ ۴۷ سالِ تمام؛ «عادت دادنِ مردم به صندوقهایِ دروغینِ انتخابات»؛ ۱۰ ها سال تبلیغِ به نفعِِ «عقبهٔ استراتژیک در منطقه»(هلالِ شیعی) و ....
اکنون همان جماعت (تخدیرگَر ها) حرفی برایِ گفتن ندارند. زیرا با این سابقهٔ «تخدیرِ مردم»؛ اکنون مردم با اینکه میخواهند حرکت کنند؛ امّا «بُنیهٔ تهاجمی» و «تدافعی» ندارند. زیرا فرهنگی که به مردم تزریق شده است؛ «فرهنگِ جُنبشهایِ رنگی و مَخملین» بوده است. به همین دلیل است که اَحمقی مانندِ «مرادِ وِیسی» ؛ وقتی که «مخملیهایِ تخدیر شده»؛ به جایِ ضربه زدن به رژیمِ شیعی؛ در دورِ آتش می رقصند و کُشته می شوند؛ میگوید: «دیدید که مردم چقدر خوشحال بودند و این مردمِ خوشحال را به خاک و خون کشیدند؟».
اگر یادتان باشد؛ در مراسمِ آنچه که «روزِ کوروش» نامیده شد؛ «کوروش پرستان» مانندِ شیعیانِ شنیعه که به زیارتِ گورهایِ دروغینِ آن ۱۲ «نجاساتِ طاهرین » به صورتِ «سینه خیز» و «مارمولکی» می رَوند؛ دقیقاً مانندِ میمون؛ همان «حرکاتِ شیعی» را تقلید می کردند. این «کِرمهایِ فرهنگ ساز» اکنون «کون برهنه» پریده اند وسط میدان و میگویند که «مردم می ریزند به خیابان و رژیم را سرنگون می کنند». یا اینکه میگویند:( «اگر آمریکا و اسرائیل» نیز کنار بکشند؛ مردم بالاخره راهش را پیدا می کنند و رژیم را سرنگون می کنند.).
این «کِرمها» که خود را «فرهنگ ساز» و «کارشناسِ نظامی» و «تحلیلگرِ ارشدِ سیاسی» می نامند؛ خودشان را کنار کشیده و از مردم میخواهند که: «خودتان راهش را پیدا کنید»؛ مردم نیز از این «شارلاتانها» نمی پُرستد که: «پَس این وَسَط؛ تُوِ مادرقحبه چکاره هستی»؟
آنجا نشسته ای که فقط «کُس شعرهایِ تکراری» بَلغور کُنی و به مردم بگویی که «نگران نباشید.... جنگ ادامه خواهد یافت»؟
یکی از دلایِلِ بسیار مهمّ که ترامپ؛ اپوزیسون را به تُخمش نیز حساب نمی کند؛ به این خاطر است که این موجودات؛ از سِر تا تَه «ناتوان» هستند و اینکه ادّعا میکنند که «برنامه هایِ گُسترده ای دارند»؛ نمونه اَش ۲ «دفترچهٔ کذاییِ نوفِدی» است(دفترچهٔ اضطرار و دفترچهٔ ماستِ جاویدان). بقیّه نیز که یک «ائتلافِ شُتر گاو پلنگ» هستند؛ هیچ برنامهٔ تدوین شده ای ندارند و در جبههٔ آنها «سگ میزنه؛ گُربه می رقصه». این تمامیِ ماجرا به صورتِ «پوست کنده» است. بقیّه اَش؛ فقط مُهملات و «دروغ فروشی» است.
حذفسفرِ پادشاه انگلستان به آمریکا برای بازی کردنِ نقشِ «میانجی گر» میانِ دولتِ چپگرای انگلستان و دولتِ ترامپ بود. این «میانجی گری»؛ نخستین نشانهٔ «تَرَک برداشتن در سیاستهایِ قُلدر مَآبانهٔ» انگلستان به همراهِ سایر دوستانِ اروپایی انگلستان است؛ که نمیخواهند «رهبریِ آمریکا» را بپذیرند؛ امّا میخواهند از حمایتهایِ آمریکا همچنان سوء استفاده کنند.
پاسخ دادنحذفسفرِ پادشاه انگلستان؛ پس از آن رُخ داد که «محاصرهٔ دریایی رژیمِ شیعی» آغاز شد و «تیمِ ترامپ» جنگی نوین در میانِ جنگِ خاورمیانه را آغاز نمود.
هدفِ نهایی «تیمِ ترامپ» در این جنگ این است که با اِعمالِ «هژمونیِ اقتصادی» و «نا پایدار کردنِ ناتو» و همچنین به زیرِ ضرب بُردنِ اقتصادِ اروپا؛ اروپا را به پذیرشِ هژمونی آمریکا وادار کرده و در نهایت «گرین لند» را تصاحب کند.
در این شرایط؛ «تیمِ ترامپ»؛ تصمیم گرفته است که رژیمِ شیعی را در میانهٔ بحرانها و افزایش فشارهای «نفتی» از طریقِ ادامهٔ «محاصرهٔ دریایی»؛ به حالِ خود رها کُند. تقریباً همان کاری که آقایِ ناتانیاهو؛ پس از به خاکِ سیاه نشاندنِ «اوباشانِ شیعه مسلک لبنان» انجام داد و آنها را «در میانهٔ بحرانهایِ داخلی» به حالِ خود رها کرد و این اوباشان فقط برایِ بقای خود می جنگند و «محو اسرائیل» از «بانکِ اهدافِ آنها» خارج؛ و به آینده ای دور حواله شده است.
رژیمِ شیعی نیز در شرایط کنونی؛ به همین سرنوشت دچار شده است.
اینکه اکنون میبینیم که دعواهایِ جناحی میانِ «اوباشانِ شیعهٔ حاکم بر ایران» به فُحش خواهر و مادر کشیده است؛ نتیجهٔ طبیعِی «شکست» های اخیر است و احتمال دارد که به برخوردهایِ فیزیکی نیز کشیده شود. اینکه «شورایِ امنیّتِ رژیمِ شیعی»؛ تشکیلِ جلسه داد و «مراد ویسی» آنرا به عنوانِ نشانهٔ «ترس از خیزشِ دوبارهٔ مردم»؛ به بینندگانَش فروخت؛ در واقع برای جلوگیری از شعله وَرتر شدنِ «جنگِ داخلی میانِ اوباشانِ شیعه مسلک» بود.
لذا به خاطرِ «سازِ تازه ای که تیمِ ترامپ» میخواهد بنوازَد؛ ماجرایِ«سرنگونیِ رژیمِ شیعی»؛ تا زمانی که «تیمِ ترامپ» به اهدافِ اروپایی خود برسد؛ به محاقِ ابهام می رَوَد.
در این میانه؛ شاید همان «سناریویِ آقای ناتانیاهو در لبنان» در رابطه با رژیمِ شیعی نیز اجرا شود و هر از گاهی؛ به صورتی موردی حملاتِ کَم حجمی علیه رژیمِ شیعی انجام شوند.
تنها مُشکلِ «تیمِ ترامپ»؛ فقط و فقط «زمان» است و اگر حزب جمهوریخواه اکثریّت را در «کُنگره و سِنا» از دست بدهد؛ کارِ «تیمِ ترامپ» به «جاده خاکی» کشیده می شود.
درود کژدم گرامی. بنظر شما چگونه میتوان از این وضعیتی که در کشور بوجود آمده راهی برای تضعیف بیشتر حاکمیت پیدا کرد؟ اوضاع مردم روزبروز بدتر و حتا کلانتریها نمیتوانند یا نمیخواهند بطور مثال برای کسی که دزدی از خانه مردم کرده و گیر افتاده پرونده درست کنند و به آنها گفته اند خودتان کمی او را کتک بزنید و ولش کنید. در این بلبشوی وحشتناک به کجا میتوان ضربه زد که درد ش برای حکومت بدترین باشد؛ شاید آتش زدن خانه همسایه بسیجی و سپاهی و شاید مسجد یا تکیه ای یا حوزه لواط بازیی را؟ اما اینها همه در سطح نازلی هست تا زمانی که به صورت سازماندهی شده نباشد. یا اینکه باید منتظر تأثیر بلوکاد دریایی و یا شروع دوباره جنگ ماند؟ این شق دوم ممکن است خیلی طول بکشد و در این میان دمار مردم بیشتر در میآید. امید من فقط به این است که شاید با پرداخت نشدن پول به حکومتیها مثل بسیج و سپاه اینها به جان حکومت بیفتند و دست سرکوب سست شود مثل همان مورد دزدی از منازل. یا آنکه گارد جاویدان (اگر واقعاً در ایران نیرو دارد) با یک حرکت بتواند معادله را تغییر دهد.
پاسخ دادنحذفدرود بر شما
حذفچیزی به نامِ «سازمان یافتگی» در درونِ ایران و یا خارج از ایران؛ وجود ندارد. این «پرچم گَردانیها» و راهپیمایی ها را نمیتوان «سازمان یافتگیِ مبارزاتی» نامید و بیشتر ارزش تبلیغاتی دارند و ظاهراً هدفشان فشار بر حکومتهایِ کشورهایِ غربی است که از نظرِ مَن تأثیرَش در حدّ صفر است.
مردمِ ایران در عرصهٔ مبارزه؛ با «جزوهٔ جورج سوروس» پرورش یافته و تبدیل به «گوسفندانِ بی دفاع» شده اند و فقط «گَلّه» هستند و اگر به حافظهٔ تاریخی خودتان مراجعه کنید؛ میتوانید کسانی که به عنوانِ «اِلیتها» و «رهبران» شناخته می شدند و یا می شوند را ببینید که این آش (گوسفند سازیِ مردم)؛ دست پُخت همهٔ آنها است.
امید بستن به «طرحِ محاصرهٔ دریایی» نیز بسیار ساده انگارانه است. زیرا مردم را «بدبخت تر» می کند. امّا رژیم به نیروهایِ «نظامی - امنیّتی»؛ آب و نان خواهد رسانید و من فکر نمی کنم که «گوسفندان» را به «شیران» تبدیل کند.
«گارد جاویدان» فقط یک «نام» است و ظاهراً با رهنمودِ «کاغذ و قلم بردار و چند اسم را بنویس» به صورتِ «بادِ هوا» تشکیل شده است و به همین خاطر من آنرا «ماستِ جاویدان» می نامم. چیزی به نامِ «گارد جاویدان»؛ نه در درونِ میهن و یا خارج از ایران وجودِ خارجی ندارد و اگر این «پرچم گَردانها» را «گارد جاویدان» می نامند؛ نوشِ جانِشان. امّا «بی آبرو» خواهند شد.
آتش زدنِ خانه های بسیجیها و سپاهی ها و مساجد و کُشتنِ همهٔ این نیروها و «انگلهایِ عمّامه به سَر»؛ به هیچ وجه «صوری» نیستند و تأ ثیرِ زیادی دارند و میتواند به «فرهنگِ مبارزاتی» تبدیل شده و فرهنگِ «گوسفندی» را تغییر دهد.
۲ مسئله بسیار مهمّ هستند:
۱- دادنِ امید به مردم؛ از طریقِ «مبارزه به شیوهٔ گُرگها و شیران و پَلنگها».
۲- هدایتِ «خشمِ ملّی» به سویِ «خشونَتِ بی انتهایِ ملّی» برایِ دریدنِ نیروهایِ دشمن در سطحِ گسترده.
امّا نمیتوان «بُنیهٔ مالیِ مردم» را در شرایط کنونی بهبود بخشید و مردم باید به آن نقطهٔ روانی و عاطفی برسند که بگویند: «دیگر بَس است».
امّا نظرِ شخصیِ من؛ همچنان اجرایِ «طرحِ انسداد» است؛ که همچنان دست نخورده باقی مانده و خاک می خورد.
اجرایِ این طرح فقط از دستِ «اسرائیل» بر می آید.
«ترامپ را بشاشید بِرِه»؛ ذهنِ «یک بام و ۱۰۰ هوایِ ترامپ»
همه را به گا خواهد داد. حتّی خودش و حزبَش را.
بیانیّهٔ اخیرِ منوچهر بختیاری؛ که خودش نیز در «عصرِ مصدّق» یخ زده است و ارزشی بیش از «بازگشت به گذشتهٔ ۱۰۰ سالِ اخیر ندارد»؛ «شاه اُلّاهی» را خیلی عصبانی کرده است.
پاسخ دادنحذفاگر شاهزاده رضا پهلوی؛ نتواند میانِ «پادشاهی خواهانِ اینوَری» و «پادشاهی خواهانِ آنوَری»؛ اتّحاد ایجاد کُند؛ با این «جوجه فوکولی هایِ نوفِدی»؛ چگونه میتواند «دورانِ گذارِ پُر تلاطُم و خطرناک» را هدایت کُند؟
نظرِ شخصیِ من(کژدم) در رابطه با جایگاهِ «منوچهر بختیاری»؛ این است:
«با خونِ فرزندَت؛ ژِستِ سیاسی نگیر». اگر «فرزندت» را نکشته بودند؛ هیچ «پوخی» نبودی....
امّا «پایگاهی قوی» میانِ «شهید پرستان = حُسین حُسین گویان» دارید.
من از «چه گوارا» بسیار تمجید کرده ام؛ امّا او را «شهید» ننامیده ام؛ و او را «کشته شده در راهِ حماقتِ محاسباتیِ او» میدانستم و می دانم.
ایرانیان نباید به «بازگشت به گذشته» فکر کنند؛ زیرا «دست نیافتنی» است. امّا میتوانند از «افتخاراتِ گذشته» به صورتِ «نمادین» استفاده کنند.
من «شهید پرست» نیستم؛ و به رهبریِ «پدرِ شهید»؛ «مادرِ شهید»؛ «عمّهٔ شهید» و .... «کیرِ خَرِ شهید» برایِ «اسهالِ نظرات» اعتقادی ندارم.
به نظرِ من(کژدم) بسیاری از آنهایی که کُشته شده اند؛ مانندِ «اُلاغ» کُشته شده اند.
من به «اُلاغها» احترام نمی گذارم.
شاید مرا بسیار «هَتّاک» بدانید. امّا برایِ «خَرفَهم» شدنِ بسیاری از «خود روشنفکر - سیاسی» پنداران؛ داستانی کوتاه دارم.
«ادامه در پایین»
«دنبالهٔ بالا»
حذفزمانی بسیار پیش از این؛ فقط یک جمله از «آنتونی کوئین» که در نقشِ فرماندهِ یک «گُردان» در جنگِ جهانیِ دوّم؛ ایفایِ نقش می کرد؛ نظرِ مرا به شدّت جلب کرد.
این «گُردان» وظیفه داشت که در یک منطقه مستقرّ شده و هیچگونه عملیّاتِ نظامی انجام نَدَهد. گویی که اصلاً وجود ندارد و تنها آمادگیهایِ نظامی خود را تمرین کرده و به «گَشت و شناسایی» بپردازد. امّا پس از مدّتی «غیرِ فعّال بودن»؛ یکی از افسران به این فکر می اُفتد که «این فرماندهِ گُردان» لیاقت و شجاعتِ فرماندهی ندارد و ما را در اینجا «علّاف» کرده است و باید دست به کاری زَد. این افسر چند نفر را با خود همفِکر می کند و بدونِ اطّلاع به فرماندهِ گُردان؛ به نیروهایِ «هیتلری» در نزدیک ترین مکان حمله میکنند و بسیاری از آنها کُشته و زخمی شده و بَدتَر از همه؛ موقعیّتِ گُردان نیز «لُو» می رود.
فرماندهِ گُردان مجبور می شود که نیرویی را برای جمع کردنِ کشته ها و زخمیها بفرستد و با تحمّل تعدادی کُشته و زخمی هایِ مضاعَف؛ بتواند اجساد «شُهدا و زخمیهایِ حماقت» را باز گَرداند.
در مراسمِ «خاک سپاریِ شُهدا»؛ فرماندهِ گُردان از سایرِ سربازان و فرماندهان می پُرسد که:
آیا میدانید آنها چگونه کُشته شدند؟
تعدادی از نیروها میگویند:
- آنها مانندِ «دلیران» و «قهرمانان» کُشته شدند.
فرماندهِ گُردان میگوید:
- نَه.... آنها مانندِ «اُلاغ» مُردند و نه تنها موقعیّتِ ما را «لُو» دادند؛ بلکه ما را مجبور کردند که برای جمع آوریِ کُشته ها و زخمیها؛ باز هم کُشته و زخمی بدهیم.
این است آن جملهٔ درخشندهٔ آن «فرمانده».
لذا تلاش کنید که مانندِ «اُلاغ» کُشته نشوید.
«نوفِدی» حتّی نمیتواند «قانونِ دورانِ گُذار» تولید کُند و میانِ خایه هایِ «قوانینِ حکومتِ شیعی و قوانینِ دورانِ شاه» به «تارزان» بازی افتاده است.
آیا «تیزهوش خان»هایی که به صورتی ژنتیک «ناتوانند» را میتوان «مشاورانِ رهبری» نامید؟
حال می توانید؛ «فُحش» بدهید و یا «بیاندیشید».
درود. گاهی اوقات آدم شک میکند که بعضی آدمها واقعاً و ذاتاً نفهم هستند یا برای خرکردن دیگران خودشان را به خریت میزنند. در این لینک یکی از منصب داران نیروی دریایی میگوید کِشتی ما با سرفرازی غرق شد.
پاسخ دادنحذفhttps://news.gooya.com/2026/05/post-109172.php
درود بر شما
حذفنمیدانم که چه قضاوتی بکنم؟!!
زیرا همین جملات را به «سرنگونیِ ناوشکنِ آمریکایی نسبت داده بودند که «اُفُقی» آمد و «با سَر افرازی؛ به صورتِ عمودی غرق شد».
راستَش را بخواهید مَن(کژدم)؛ بر اساسِ «آنچه که این و آن می گویند و یا تحلول می کنند»؛ سُخن نمی گویم.
در شرایطِ کنونی فکر می کنم که در گذشته؛ (حتّی یِک هفتهٔ پیش)؛ در این رابطه که «ایرانِ آینده»؛ آن ۳ جزیره را از دست خواهد داد؛ اشتباه می کردم. اکنون فکر می کنم که نقشهٔ جغرافیایی و نقشِ ژئوپولیتیکِ «ایرانِ آینده» را بدونِ همهٔ جزایری که در خلیجِ فارس قرار دارند و تا کنون بخشی از «خاکِ ایران» محسوب می شدند را نیز باید فراموش کنید.
مَعنیِ «ما چهرهٔ خاورمیانه را تغییر خواهیم داد»(شاه سُخنِ آقایِ ناتانیاهو)؛ بسیار فراتَر از شکست دادنِ «اوباشانِ شیعهٔ لُبنانی و اوباشانِ غزّه و یَمن و اوباشانِ حشد الشّعبی و بُریدنِ سَرِ اُختاپوس» است؛ و یک «ژئو پولیتیکِ دیرپا» به گُسترهٔ زمانیِ حدّ اقلّ «یک قَرن» پَس از «این روزها »را در نظر دارد. اینکه در این یک «قَرنِ آینده»؛ چه اتّفاقاتی خواهند افتاد؟ و ضرورتهایِ مِیدانی چه خواهند بود؟...... ازدایرهٔ «جامِ جهان نمایِ کژدم» خارج هستند.
زمانی «امپراتوریِ ماد» و «امپراتوریِ هخامنشی» و «امپراتوریِ یونان و رُم» و .... داشتیم که هر کدامشان؛ ۱۰۰ها سال «وجود داشتند»؛ امّا اکنون؛ هیچ کدامشان وجود ندارند.
روزی «مارادونا» داشتیم؛ امّا اکنون به «گور» سپرده شده است و بحث بر سرِ این است که «چگونه به زیرِ خاک رفت؟» (پژوهش هایِ تاریخ شناسان)؟
«John von Neumann» و «John Nash» دو نظریّه پردازِ «game theory» بودند. امّا در هر سویِ «game theory» آنچه که فراموش شده است؛ «Void Theory» است؛ و من(کژدم)؛ کاشفِ «Void Theory» هستم.
حذفاین دو نظریّه؛ «دشمنِ یکدیگر» نیستند؛ بلکه «مکمّلِ» هَم دیگر هستند. کسی که بگوید: «اگر این بِشود؛ نتیجه اَش آن خواهد بود»؛ اشتباه می کند؛ زیرا از زمانِ آغازِ رَوَندِ آمیزِشِ «این» و «آن»؛ آنچه که فراموش می شَوَد؛ «فاصلهٔ» میانِ «این» و «آن» است.
این فاصله باید «روغن کاری» بشود؛ تا «چرخ دنده ها» بتوانند «بچرخند».
این است خمیرهٔ واقعیِ «Void Theory».
ما به «چرخ دنده ها» حمله نمی کُنیم؛ بلکه به «فاصله = Void » میانِ چرخ دنده ها که نادیده انگاشته می شوند؛ حمله میکنیم؛ تا فاصلهٔ «چرخ دنده ها» را به جایِ «پُر کردن با روغَن»؛ با «اسید و یا پودرِ سنگ» و یا هر «آشغالِ دیگری» که بتواند؛ جلوِ چرخشِ «چرخ دنده»ها را بگیرد؛ پُر می کنیم.
این تمامیِ ذاتِ «طرحِ انسداد» است.
البتّه اینرا نیز باید بگویم که من(کژدم)؛ فیزیکدان و یا ریاضی دان؛ نیستم. بلکه یک «خود آموخته» از طریقِ «دانش آموز بودن» در «آیینِ شَمَنی» هستم.
حذفروز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش چهاردَهُم)
پاسخ دادنحذفمنتشر شد.