صفحات

۱۴۰۵ خرداد ۱۷, یکشنبه

آیا مبارزهٔ مسلّحانه یک ضرورت است؟ وچگونه میتوان مردمِ ایران را مسلّح نمود؟

 این پُرسش مدّتی است که در ذهنها پرواز می کند و هنوز شاخه ای را پیدا نکرده است که بر رویِ آن بنشیند. حتّی مطرح شدنِ این پرسش در عرصهٔ نظری؛ برای رژیمِ شیعی یک «تهدیدِ جدّی» به حساب می آید. زیرا زمانی که پُرسش در «گُسترهٔ ملّی» مطرح شد؛ بالاخره؛ راهکارهایِ عَمَلی نیز  در پاسُخ به این پُرسش؛ مطرح خواهند شد. حدّ اقلّ اینکه ذهنیّتِ مردم را از «وِلگردی در خیابان» که به سادگی قابلِ سرکوب هستند؛ به سَمتِ مبارزاتِ جدّی تر سوق می دهد.
در این نوشتار؛ مَن به دُنبالِ عرضه کردنِ راهکارهایِ عَمَلی نیستم. زیرا این راهکارها باید به صورتی کاملاً «سِرّی»؛ پیشنهاد و موردِ بحث و بررَسیِ همه جانبه (تا حدّ مُمکن)؛ قرار بگیرند. امّا همینقدر که بتوانیم نظرِ مبارزین را به آن جلب کنیم؛ گامی به پیش است و تولیدِ «گفتمانی نوین» و بسیار ضروری را نوید می دهد.
قتلِ عامّ مردمِ بی دفاع در ۱۸ و ۱۹ دِی ماه نشان داد که «گفتمانِ وِلگردی در خیابان» به بُن بَستِ کامل رسیده است. مزخرفاتی از قبیلِ براه انداختنِ «اعتصاباتِ سراسری» خیلی کِتابی است و در عرصهٔ مِیدانی؛ هیچ ارزشی ندارد. چندی پیش گفتم که در جنگِ ناتمامِ ۶ هفته ای؛ «اعتصاباتِ سراسریِ اجباری»؛ هم از طرفِ رژیمِ شیعی و همچنین به خاطرِ شرایط جنگی به مردم تحمیل شد. امّا  به هیچ وجه تأثیری در جهتِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی نداشت.
نظرِ شخصیِ من(کژدم) این است که «مبارزهٔ مسلّحانهٔ مردمی»؛ یک ضرورتِ مِیدانی است و منظورم از مطرح  نمودنِ این نظر؛ «ایجادِ گفتمان» و بُردنِ این نظر و «گفتمان» به میان مردم است. تا به صورتی بسیار جدّی به آن فکر کنند.
لذا از شما میخواهم که نظراتِ خود را مطرح کنید. تا به واکاویِ نظرات بپردازیم.

کژدم 

۳۲ نظر:

  1. مردم تبریز تو اعتراضات هم شرکت نمیکنن بعد تصور میکنید قراره مسلحانه به جنگ حکومت برن؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگر مردم تبریز به مِیدان نمی آیند؛ ۲ دلیل دارد.
      ۱- گفتمانِ «پان تُرکیستی». که ظاهراً بر اساسِ بخشی از خواسته های مشروع بنا شده است؛ امّا هیچ امیدی برایِ رسیدن به آنها نمی بینند. مردمِ کُردستان و بلوچستان و خوزستان را فراموش کرده اید که بسیار به حاشیه رانده شده اند. بسیار بیشتر از مردم تبریز.
      «رهبر» آن نیست که «فراخوان بدهد»؛ رهبر باید توانایی تحلیل جامعه شناسانه از مردم ایران داشته باشد و همهٔ «دردها» را ببیند و حسّ کُنَد و برنامه ارائه داده و مردم را چنان اُمیدوار کند که مردم به آن درجه از «اعتماد» برسند و احساس کنند که این وعده ها مانندِ وعده هایِ «دیّوس بنیانگذار»؛ دروغ و فریب نیست. پس از آن است که زمینه هایِ «سازماندهی در سطحِ ملّی» ایجاد می شود.
      چگونه می توان مردم را بر اساسِ «دفترچهٔ کذاییِ گذار» که درونَش هیچ چیزی به جُز مزخرفات یافت نمی شود؛ مردم را اُمیدوار نمود؟
      ۲- عدمِ اعتماد به «ژیگولوهایِ حرّاف».
      اگر مردمِ ایران؛ مردانِ استخوان داری را ببینند؛ «فرهنگِ عدمِ اعتماد» به «اعتماد» تبدیل می شود.
      سخنانِ شما از سَر تا پا؛ «چَرَند» است.

      حذف
    2. شاید برخی ها بگویند که مردم؛ «رهبرِ خود را انتخاب کرده اند»؛ من(کژدم) نیز همین را میگویم. امّا این انتخاب بر اساسِ «انتخابِ بهترین؛ از میانِ بِهترها» نبوده است. بلکه بر اساسِ «عُصر و حَرَج» و «قحط الرَّجال سیاسی» انجام گرفته است. امّا همین نیز با اینکه «بی ارزش» است؛ امّا بهتر از «هیچ» است.

      حذف
    3. مردم تبریز تو اعتراضات شرکت نکردن؟ آخرین ساعات شب ۱۸ دی قبل اینکه اینترنت قطع بشه فیلم تجمع تو فلکه آبرسان تو توییتر پخش شد و زمانی که اینترنت وصل شد دو سه فیلم دیگه هم بیرون اومد که تو یکی مردم شعار میدادن ترک و فارس یکی بشه مملکت آباد بشه و تو اون یکی هم فکر کنم به نفع پهلوی شعار میدادن

      حذف
    4. مردم تبریز و به طورِ کُلّی آذزبایجان؛ در شکل گرفتنِ «خیانتِ ملّی ۵۷»؛ نقشِ بسیار کم رنگی داشتند. زمانی نیز که شرکت کردند؛ کار از کار گذشته بود و تلاش میکردند که نُسخهٔ دیگری را در برابرِ «ولایت فقیه» تولید کنند.
      سپس جریانِ «حزب خلق مسلمان» را داشتند که بوسیلهٔ «اصفهانیها» به شدّت سرکوب شد. پس از ماجرایِ انتخابِ «خاتمیِ شیّاد» مطرح شد و مردمِ تبریز به «پَس زمینهٔ فکریِ؛ میخواهیم به دَهَنِ این دیّوس= خامنه ای بزنیم»؛ شرکتِ گسترده ای در حمایت از «خاتمیِ قرمساق» داشتند. امّا «اکبر بهرمانیِ بی شرف» زمانی که به تبریز آمد؛ محلِ «کیرِ خَر» هم به او نگذاشتند. در «جنبشِ اُلاغهایِ سبز» نیز شرکت نکردند. زیرا میدانستند که این ماجرا نیز «خَر رنگ کُنی» است. تعدادِ شرکت کنندگان در نماز جمعه هایِ تبریز؛ هرگز به بیش از ۴ هزار نفر نمی رسید.
      نه تنها مردمِ تبریز؛ بلکه بخشهایِ بزرگی از آذربایجان؛ اعتمادِ خود به هر مدّعیِ رهبری جُنبش برای آزادی را از دست داده اند.
      آیا فکر میکنید که با «ژیگولو هایِ نوفِدی» میتوان این اعتماد را دوباره باز سازی کرد؟
      من فکر نمی کُنم.

      حذف
  2. شاید بهتر باشه قبل از برنامه ریزی برای مسلح کردن مردم،بفکر آموزش اسلحه باشید.بعد منابع لازم تامین اسلحه رو مشخص کنید.بعد مسیر ورودش به کشور چیده بشه.در نهایت عملیات‌سازی و اجرایی عملیات در دستور کار قرار بگیره.
    بدون آموزش و تمرین هیچ موقع مردم توان روبرویی با نیروی نظامی سپاه و شبه نظامی هاش رو ندارن.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. به طورِ کُلّی و رویِ کاغذ؛ حرفهایِ «قشنگی» هستند. امّا بگویید که کدام تشکیلات باید این وظایف را به عُهده بگیرد؟..... «نوفِدی هایِ ژیگولو»؟

      حذف
  3. کژدم تا زمانی که روی (مردم) سرمایه گذاری میکنی بدون که تو مسیر انحرافی داری قدم میزنی.
    مردم دقیقا کیا هستن؟قشر کارمند اصلا تو این جنگ شرکت نمیکنه.قشر بازاری فقط منافع خودش رو دنبال میکنه و ج‌ا با پول میتونه ساکتشون کنه.قشر درمان و بهداشت که خودشون رو بابت چند تا ترم پاس کردن و کشیک دادن خدا میپندارن و اصلا به سمت اعتراضات نمیان چه برسه شرکت در جنگ.
    من اهمیتی به چس‌ناله ها نمیدم منظورم تربیت و پرورش مبارزان هست.
    با توجه به واقعیت میدانی، جامعه هدف شما (جوانان بویژه پسران بین ۱۷ تا ۲۷ سال هست.)این بازه ی سنی تنها بازه ‌ای هست که میتونید روشون حساب باز کنید.

    مبارزان باید مبارزه رو جدی بگیرن و حقوق ثابت داشته باشن و هر ماه پیشرفتشون مشخص باشه.قرار نیست چیزی یک‌شبه اتفاق بیفته.(۶ ماه آموزش و تمرین)
    من ایده های خودم رو میدم و با هوش مصنوعی میشه ارتقاش هم داد ولی خلاصه اش بگم نیاز به پول و مهندس نظامی و فرمانده و تشکیلات داره وباید یک دولت خارجی کمک کنه.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. نظرِ شما بسیار بی دَر و پِیکر است. این جوانانِ ۱۷ تا ۲۷ ساله را چگونه میخواهید از ایران خارج کرده و پس از آموزش به ایران وارد کنید؟ شما تقریباً بخشِ بزرگی از جامعه را «بی مصرف» میدانید. بسیاری از مسائل دیگر نیز در نوشتهٔ شما «غایب» هستند. بهتر است که بیشتر فکر کنید.

      حذف
    2. این جوانان هسته مرکزی مبارزان رو میسازن.منظورم توانایی آسیب زدن جدی به حکومت رو دارن.بله سنین مختلف میتونن دورهم جمع بشن و شعار بدن و نهایتا سطل آشغال آتیش بزنن ولی نه توانایی ضربه سهمگین به حکومت رو دارن و نه توانایی مقاومت در برابر حملات دشمن.این سن نهایتا تا تا ۳۲-۳۳ سالگی اون مسیری که من میبینم رو میتونن طی کنن.
      این افراد مثل ریشه درخت میمونن و سایر گروه‌ها شاخه‌ها و برگهاش محسوب میشن.
      چرا لزوما به گزینه خارج از کشور فکر میکنید؟بخش عمده آموزش ها رو تو خود کشور هم میشه ارائه داد.تمرین+آموزش تئوری ها+بخش قابل آموزش از راه دور رو تو خود کشور میشه انجام داد.
      بعد به شکل عملیاتی میشه مبارزان رو راهی کشورهای همسایه کرد و تو بازه های فشرده یکماهه آموزششون داد.اولین انتخاب من عراق هست و شاید افغانستان بابت وسعت و گستردگی و بی در و پیکر بودنش.
      بهتره آموزش رو به چند بخش هم نقسیم کرد تو هر کشور یک سری نماینده آموزش داد بعد اونها تبدیل به مربیان برای بقیه بشن.(بعد از عبور از سد اطلاعاتی)

      حذف
    3. دیدید که گفتم: «مُخِ شما تاب برداشته است و یا مادرزادی تابدار بوده است؟»
      عراق؟..... افغانستان؟....
      لطفاً دیگر نظر نفرستید.

      حذف
  4. نظامیان حاضر در حکومت به خصوص در ارتش و نیروهای انتظامي که در آینده نه چندان دور به حقوق های زیر ۷۰ دلار می رسند را می توان جذب کرد و همزمان جوانان و خانواده های جاوید نام ها رو مسلح و آموزشن ظامی داد و این کارها با هماهنگی دولت اسرائیل و حتی کشورهای عربی می تواند صورت بگیرد

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. آنچه که گفتید؛ خواب و خیال است. شاهزاده این راهِ احمقانه را به توصیهٔ «فوکولی هایِ بی مصرفِ نوفِدی» با «کُد QR» آزمایش کرد که نتیجه اَش بی آبرویی و افتضاح بود. قصّهٔ «ماست جاویدان» نیز معرّف حضور هست.
      نیرویِ نظامی و یا انتظامی که از رویِ «بَدبختیِ مالی و فلاکت» مسلّح شود؛ برایِ «مبارزه» نمی آید. بلکه برایِ «دُزدی» می آید.
      امّا در بخشِ دوّم؛ فرض کنید که اسرائیل و کشورهایِ عربی نیروهایِ ایرانی را آموزش نظامی بدهند. این نیروها را چگونه میتوان واردِ ایران کرد؟
      این بخش از نظرِ شما نیاز به «پیش شرطهایِ زیادی» دارد.

      حذف
  5. کشورهایی را که من(کژدم) برایِ آموزشِ نظامیِ مبارزانِ ایرانی پیشنهاد می کنم؛ به این ترتیب است:
    ۱- اسرائیل.
    ۲- یوکرئین.
    ۳- جمهوری آذربایجان.
    ۴- اُردُن.
    ۵- امارات متحّدهٔ عربی.
    ۶- عربستان سعودی.
    ۷- بحرین.
    «اقلیم کُردستان عراق» را پیشنهاد نمی کنم؛ زیرا «کشور» نیست و از سویِ دیگر پُر از «جاسوس» است.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. بحرین اصلا اجازه ورود ایرانیان به کشور رو نمیده :)

      حذف
    2. چطور وارد اسرائیل بشیم بدون اینکه ردی از خودمون بجا نزاریم؟

      حذف
    3. یوکرئین خودش درگیر جنگ هست و امکان آسیب و دستگیری توسط روس ها هست.اینم در نظر بگیرید.رسیدن به کشورش هم کمی دشواره
      امارات رو خط بزنید.همون روز اول شما رو تحویل ج‌ا میده.
      عربستان شاید یکم بهتر باشه.مخصوصا اگه با برچسب سفرهای مذهبی باشه.
      اردن ایده ای ندارم.باید بررسی کنم.
      جمهوری آذربایجان مکان خوبیه و بنظر من میتونه یکی از گزینه های احتمالی باشه.

      حذف
    4. قرار نیست کسی؛ سَرَش را مانندِ «گاو» پایین انداخته و به یکی از این کشورها سفر کرده و بگوید: «لطفاً به من آموزش نظامی بدهید».
      اینگونه امور از طریقِ یک «تشکُل شناخته شده» برای این کشورها امکان پذیر است.
      آن کشورها طویله نیستند و باید به تشکیلاتی که این پروژه را هدایت می کُند؛ اعتماد داشته باشند.
      آیا فکر میکنید که « ژیگولوهایِ نوفِدی»؛ در فکر ساختنِ چنین تشکّلهایی هستند؟ یا کارشان نوشتنِ «دفترچهٔ گذار» با محتوایِ «نمیدانیم که چکار باید بکنیم؟» است؟

      حذف
  6. خانواده‌های جاوید نامان به خون نیروهای سرکوب تشنه هستن توی ایران هم بازار مخفی اسلحه در شبکه‌های مجازی وجود داره. تشکیل گروه‌های دوتا سه نفره در قالب ساختارهای افقی میتواند از این خانواده‌ها شروع شود و سپس به بقیه جامعه تسری پیدا کنه. این افراد بایستی تمرینات تیراندازی رو به شکل مخفیانه در بیابان انجام بدن و سپس یک فرد با طراحی استراتژی در مقیاس کوچک اهداف کوچک اما ملموس فرماندهی این ساختار کوچک رو به عهده بگیرا

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اینکه خانواده هایِ جاوید نامان؛ تشنهٔ خونِ عناصر رژیمِ شیعی هستند؛ درست است. امّا اعتماد به «شبکه هایِ مخفی آنلاین» برای خریدِ اسلحه؛ بسیار خطرناک است وتمرینِ تیراندازی در بیابانها؛ ایده ای بسیار ناپُخته و کودکانه می باشد. زیرا تمرینِ تیراندازی فقط برایِ تنظیمِ اسلحه برایِ هدف گیریِ دقیق نیست و شاید نیاز به مصرفِ هزاران گلوله برایِ موقعیّتهایِ گوناگونِ «شخص تیر انداز» و استفاده از «تک تیر اندازی» و «رگبار» دارد که نیاز به «پادگان» حتّی در مقیاسِ کوچک دارد. تا بتوانند به عنوانِ یک «سرباز» آموزش ببینند. در ضمن؛ ایجادِ چنین مجموعه ای؛ نیاز به «بودجهٔ مالی» دارد. در پیشنهادِ شما؛ جایِ بسیاری از «اِلِمِنت ها»؛ خالی است و یا «خطرناک و پُر ریسک» هستند.
      در «شرایط کنونی»؛ من(کژدم) برایِ این بخش از مبارزان که در درونِ میهن هستند؛ «ساختِ سلاحهایِ دست سازِ ساده» را پیشنهاد می کنم که برایِ استفاده از آنها؛ نیازی به تمریناتِ پیچیده ندارند وَ هرگونه مطالعه مطالبِ «گُنده گوزانه» (مانندِ تولید TNT و «فولمیناتِ جیوه» و امثالم) را اِتلافِ وقت می دانم.
      مُشکلِ من(کژدم) این است که در «مِیدان» حضور ندارم و مجبور هستم تا به «اموزشهایِ کُلّی و بُنیادی» روی بیاوَرم و بقیّه اَش را به «مبارزانِ مِیدانی» بسپارم؛ تا گامهایِ آهسته و پیوسته و مطمئن بردارند.

      حذف
  7. به نظرم اسرائیل با حمایت لجستیکی آذربایجان بهترین گزینه هست

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. همهٔ انچه که من(کژدم) نوشتم و شما نظر دادید؛ بستگی به این دارد که بخشی بزرگ از آنهایی که در خارج از ایران مبارزه میکنند؛ و مبارزاتشان به «پرچم گردانی» خلاصه می شود؛ به جایِ این مسخره بازیها؛ برایِ تشکیلِ «گارد جاویدانِ واقعی» و خروج از دایرهٔ بی سَر و تَهِ «ماستِ جاویدان» و اِتلافِ انرژی؛ واردِ کارزارِ ایجادِ «تشکُلهایِ سازمانی» شده و آمادگیِ خود را برای دیدنِ آموزش اعلام کنند.
      من به یک و یا ۲ کشور نظر ندارم. بلکه همهٔ این کشورها را برایِ تسریعِ «آموزش و سازماندهی»؛ ضروری می دانم.
      مسئلهٔ ورودِ مبارزانِ آموزش دیده و فرماندهی و ورودِ آنها به ایران؛ مسئله ای جداگانه است که باید در آن رابطه نیز نظر بدهید.
      آنهایی که واردِ گفتگو نمی شوند و از مبارزه فقط با «پرچم گردانی» و «جلق زدن با پادکستهایِ یوتیوبی» به «اورگاسم» می رسند؛ را حتّی در دایرهٔ «سیاهی لشکر» نیز نمیتوان به حساب آورد.

      حذف
  8. https://x.com/_KhodaBiamorz/status/2059863667869368710

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. این فیلم توسّط «اوباشانِ رژیم» ساخته و اِدیت شده است.
      ۱- با اینکه صدایِ منتسب به آدمها؛ تغییر داده شده است؛ امّا صدایِ ظاهریِ شلّیک ها طبیعی است.
      ۲- منتشر کننده میگوید که عملیّات کنید و به «گردنِ موساد» بیندازید.
      ۳- فیلم تهیّه کنید؛ امّا منتشر نکنید. امّا خودشان منتشر کرده اند.
      ۴- پس از آنهمه شلّیک؛ حتّی یک شیشه نیز شکسته نمی شود و فروشگاه کاملاً خالی است و «دَرِ اتوماتیک» همچنان فعّال است.
      این فیلم را رژیمِ شیعی ساخته است و پیامَش به اوباشانِ «آتش به اختیار» این است که به مردم و داراییهایِ مردم حمله کنید و به گردنِ اسرائیل بیندازید.
      منتشر کردم تا بدانی که «خَر خودِتی».

      حذف
  9. کژدم این صفحه رو باز کرید که همش تکرار کنید (نوفدی قادر به انجام این کار هستند؟) بنظرتون ما خودمون این رو نمیدوستیم؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. این صفحه را باز کردم تا«مبارزهٔ مسلّحانه» برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ تبدیل به «گفتمان» بِشود. اگر میدانید که «نوفِدی»؛ ناتوان است؛ کسانی را معرّفی کنید که «توانا» است. به دنبالِ «ناتوان» راه نیفتید. این اوباشانی را که کارشان این است که هر روز بگویند که: «امروز جنگ می شود؛ فردا جنگ می شود .... نَه..... تا دسامبر جنگ می شود .... ترامپ کارَش را بلد است و .....» تا شما را پایِ «منبرِ خودشان» میخ کنند و پول در بیاورند وَ روزی چشمتان را باز کنید و ببینید که: «باز هم کیر خورده اید».

      حذف
  10. کژدم این حکومت روی یک ایدئولوژی بنا شده.فقط یک ایدئولوژی دیگه هست که میتونه این حکومت رو سرنگون کنه.اقتصاد هر چقدر هم وضعیتش بحرانی باشه برای سرنگونی حکومت کافی نیست.(ایران بقدری سرمایه خام و طبیعی داره که با حراجش ج‌ا ماندگاریش رو تضمین میکنه.)
    با مشتی نقاشی و موسیقی نمیشه به جنگ با حکومت رفت.داستان های مربوط به کوروش و داریوش و انقلاب شیر و خورشیدی فقط بدرد قصه ها میخوره.

    پاسخ دادنحذف
  11. کار رژیم به جایی کشیده که به اسرائیل و امریکا حمله پیشدستانه میکنه. آیا این تحلیل که رژیم تشنج رو برای بستن دوباره تنگه ایجاد کرده درسته؟ تجربه جنگ اخیر نشون داد که هزینه‌ی مالی درگیری برای امریکا قابل توجهه و رژیم برای پایان جنگ روی همین مسئله حساب کرده بود اما محاصره دریایی به شکلی هوشمندانه رژیم رو تحت فشار مالی شدید برد. در واقع درخواست رژیم برای آزادسازی پول‌های بلوکه شده به نوعی برای یک تنفس از روی استیصاله که بتونن مذاکرات کذایی رو تا قبل ازینکه مطالبات امریکا به موشک‌ها و نیابتی ها نرسیده با موش و گربه بازی سر مسئله تنگه و اورانیوم به درازا بکشونن. این فشار مالی تهش کجاس؟ شوریدنِ دوباره‌ی مردم؟ مگه توی دی واکنش رژیم رو ندیدن؟ کژدم در این فضای مه آلود چی میبینه؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. نظرِ من از همان نخست این بود که:
      ترامپ یک شومَن و شارلاتان است. جنگ را به صورتی بسیار بَد و بر اساسِ امیالِ شخصی هدایت کرده و اصولِ جنگی را کنار گذاشته است؛ همین محاصرهٔ دریایی میتوانست از همان آغاز اِعمال شود و اگر نَفَس رژیمِ شیعی را در این یک ماه به شماره انداخته است؛ میتوانست نَفَسِ رژیم را بُبُرَد.
      چه اسرائیل و چه آمریکا؛ هیچ توجّهی به «طرحِ انسداد» نکردند. با اینکه همهٔ نشریات و نوشته ها را مطالعه میکنند؛ گویا «طرحِ انسداد» را ندیده اند.
      همین الآن؛ شرایط بسیار مناسبی برایِ اسرائیل بوجود آورده است تا «طرحِ انسداد» را اجرا کُند. زیرا تا دیروز؛ ترامپ «عَرعَر» می کرد که «من تصمیم میگیرم» و دستِ آقایِ ناتانیاهو را بسته بود. اکنون شرایط طوری است که اجرایِ «طرحِ انسداد»؛ میتواند دستهای «ترامپ» را برایِ همیشه ببندد؛ تا آرزویِ توافق را به گور بِبَرَد و ناچار به ادامهٔ جنگ شود.
      من(کژدم) «طرحِ انسداد» را «جنگی در میانهٔ جنگها» می دانم.

      حذف
  12. طرح انسداد» در نوشته‌های کژدم به معنای یک استراتژی نظامی برای از کار انداختن و محاصره‌کردن رژیم جمهوری اسلامی است. او در پست اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶) مشخصا اجزای این طرح را شرح داده:

    اهداف اصلی طرح انسداد:

    • تسخیر جزیرهٔ خارک و مسدود کردن صادرات نفت رژیم
    • تسطیح جزیرهٔ قشم و برپایی پایگاه نظامی برای کنترل تنگه هرمز
    • بمباران ذخایر سوخت در سراسر ایران
    • قطع منابع اقتصادی رژیم

    کژدم تأکید می‌کند که این طرح «ارزش نظامی دارد» و هرچند به طور موقت تأثیر منفی بر زندگی مردم خواهد داشت، اما رژیم را به زانو درخواهد آورد. او این طرح را ماه‌ها در وبلاگش مطرح کرده و آن را مهم‌ترین اولویت می‌داند.

    به زبان ساده: منظور کژدم از «طرح انسداد» یک محاصره و انسداد اقتصادی-نظامی علیه جمهوری اسلامی است، با تمرکز بر قط

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. «طرح انسداد» به هیچ یک از این موارد ربطی ندارد. مجموعهٔ آنها نیز نیست.
      آنچه که شما گزارش کردید؛ به نظر می رسد که تحلیلِ AI باشد و تنها موردِ درستِ آن نامیدنِ «طرحِ انسداد»؛ به عنوانِ یک «استراتژیِ مُجزّا» است. امّا در توضیحِ «بانکِ اهدافِ طرحِ انسداد»؛ اشتباه می کند و این اهداف را از جاهایی دیگر گرفته و به صورتِ یک «بستهٔ اهداف» معرّفی کرده است. «بانکِ اهدافِ طرحِ انسداد» با آنچه در این گزارش مطرح شده اند به هیچ وجه یکسان نیست و شاید «بمبارانِ مراکزِ سوخت» را تنها موردی نامید که با «طرحِ انسداد»؛ همخوانی دارد.
      «طرحِ انسداد» نمی گوید که آن مواردِ گزارش شدهٔ AI را کنار گذاشت و یا محدود کرد.

      حذف
  13. زمانی که هنوز «لاشهٔ فرزانه» به دَرَک واصل نشده بود؛ در میانِ «تحلولگران»؛ این مسئله مطرح بود که اگر فرماندهانِ نظامی و «لاشهٔ فرزانه» را بزنند؛ کارِ رژیم تمام است. من(کژدم) تنها کسی بودم که در آن زمان گفتم: «با این کارها» رژیم سرنگون نمی شود.
    حتّی کارشناسانِ نظامیِ اسرائیل که بسیار بهتر و مؤثّرتَر از دولتِ «ترامپ» عمل کردند نیز؛ به نتیجهٔ مطلوب دست نیافتند. طبقِ اظهاراتِ مقاماتِ اسرائیل؛ فقط این اهداف تا حدودی بدست آمدند:
    ۱- تضعیفِ رژیم.
    ۲- به عقب افتادنِ «ساختِ بمبِ اتمی».
    دلیلَش نیز به خاطرِ «دَرکِ کتابی» و «مُدِل سازیِ کتابی» از مقولهٔ جنگ است. تا به حال نیز میتوان مجموعهٔ کارهایی را تا کنون انجام گرفته است را «بازیِ موش و گُربهٔ پُر فشار» بوده است.
    البتّه نباید فراموش نمود که: «ترامپ» را باید «کِرمِ درونِ درخت» نامید که هم در «غزّه» و نیز در «لبنان» و در رابطه با رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران؛ نقشی بسیار مخرّب داشته است.

    پاسخ دادنحذف