«نگاه کردن» یک چیز است. امّا «تماشا کردن» چیزِ دیگری است و بر بامِ «فرزانگی»؛ انچه که می دِرخشد؛ «دیدن» است و من همیشه تلاش کرده ام که «دانش آموزِ آیینِ دیدن» باشم. مَن هرگز نگفته ام که یک «بیننده»(شَمَن) هستم. زیرا میدانم که «گُربه»؛ گُربه به دُنیا می آید و هر چه قدر تلاش کُند؛ نمیتواند به «موش» و یا «کَرگَدَن» و یا «سوسک» تبدیل شود.
دَر این مسیرِ «دانِش آموزی»؛ شما میتوانید در همین وبلاگ؛ دیاگرامِ «اُفت و خیزها» و «دُرُستی ها و اشتباهات» را ببینید.امّا «دروغ» نخواهید یافت.
در دورهٔ آغازِ جنگهایِ داخلیِ س.ریه؛ پیش بینیِ من(کژدم) این بود که جنگِ میانِ اسرائیل و رژیمِ شیعی از «لُبنان» آغاز شده و به سوریّه خواهد رسید و سپس به ایران کشیده خواهد شد.
پُرسِش این است که در شرایطِ کنونی؛ آیا من(کژدم)؛ اکنون میتوانم بگویم که پیشبینیِ من «بالاخره» درست از آب در آمده است؟
پاسخِ من(کژدم) این است که: اگر «راستگو» و «راست پندار» بمانَم؛ هرگز نمیتوانم چنین دروغی را به شما بفروشم. زیرا هرچَند که پس از سالها؛ چنین اتّفاقی افتاده است؛ دلیلی بر «دُرستیِ» آنچه که من در آن دورهٔ زمانی گفته ام؛ نیست. و حدّ اکثر اینکه: «مسیر» را دُرست پیش بینی کرده بودم. لذا اگر بگویم که: «دیدید که بالاخره حرفِ من دُرست از آب در آمد»؛ فقط یک فریبکاری است.
اینکه بگویم؛ ما اکنون دُچارِ یک مُشکلِ استراتژیک شده ایم؛ یک دروغ است. زیرا ما(ایرانیان)؛ این مُشکل را ۱۵۰۰ سال و به بَد ترین شِکلِ آن در ۵۰۰ سالِ اخیر(تشیّع شنیعه)؛ را نه اینکه «بَر دوش» کشیده باشیم؛ بلکه اینکه آنرا به بخشی از «موجودیّتِ خود» تبدیل کرده ایم گرفتار هستیم.
آیا میتوانید خودتان را با «بُریدنِ دستِ خود»؛ همچنان «خود» بنامید؟ یا اینکه «خود» را بر اساسِ بُریدنِ این «دَستِ زاید» که ۱۵۰۰ سال و بویژه ۵۵۰ سالِ اخیر برایِ خود «ساخته اید» را بپزیرید؟
من(کژدم)؛ چنین توانایی را در میانِ کسانی که خود را «ایرانی» می نامند؛ نمی بینم.
در ماههایي اخیر؛ ما با چند پدیده روبرو بودیم که به شرحِ زیر است:
۱- رؤیا فروشی برایِ «پول در آوردن» در «یوتیوب» که «دیَوسِ خیانت پیشهٔ نادان» و «اُلاغ مُراد ویسی» و «علی حسینِ قاضی زادهٔ احمق» و بسیاری دیگران؛ مشغولِ آن بودند.
هیج یک از این موجودات؛ به آنچه که باید از طرفِ «مردمِ ایران» انجام شود؛ حتّی به اندازهٔ «پِشگِلِ گوسفند» اشاره نکرده اند و همهٔ آنچه که «فروخته اند» این بوده است که «آیا جنگ می شود؟ و یا جنگ نمی شود؟»
من(کژدم) به این افراد و افرادِ دیگری که به این «روشن شُدگی» (بودا شُدن) رسیده اند؛ درودِ «خیانت» می فرستم.
نخست: مُرادِ وِیسی
این «اُلاغِ بی شَرف» ؛ به خاطرِ اینکه در «ایران اینترنشنال» به عنوانِ «تحلیلگرِ اَرشد» معرّفی شده بود؛ از این «تعریفِ درغین» سؤ استفاده نمود تا آنجایی که می تواند؛ «پول در بیاوَرَد».
تعدادِ این اُلاغها؛ بسیار زیاد است و اگر فکر کنید؛ همهٔ شان را خواهید شناخت.
دوّم: «دیّوس و خائن و جاکِشِ نادان»
این موجود؛ نمادِ واقعیِ آن چیزی است که خودَش بارها گفته است؛ یعنی «زبان اُستخوان ندارد».
این موجودِ کثیف؛ سالهایِ پیش از «جنبشِ ملّی مَهسا»؛ «دیّوسِ ایزد نشان» را تبلیغ می کرد و اکنون میخواهد این «کُس شِعر» را بفروشد که همیشه «ایران خواه و ایران پرست» بوده است و چون «ژنرال مَکِنزی» نیز «گروهبان حاجی بادمجان میرزا قاسمی» را «ژنرال» نامیده بود و رژیمِ شیعی تا «دریایِ مدیترانه» رسیده بود و بسیاری از این «کُس شعره» به خاطرِ «بی مهریهایِ اطرافیانِ شاهزاده» و «غیرِ فعّال بودنِ «ایرانیان» به مسیرِ «خیانَت» کشیده شده است و البتّه آنرا «خیانت» نمی نامد؛ بلکه میخواهد آنرا به عنوانِ «تلاش برایِ تغییرِ پارادایم» و تبدیل کردنِ «رژیمِ شیعی» به «امپراتوریِ ساسانی»؛ به خوردِ احمقهایِ «افسانه باوَر» بفروشد و این را جه در دورهٔ «دیّوسِ ایزد نشان بازی» و چه بعد از آن؛ به خاطرِ وجودِ «احمقها» ادامه داد و به خاطرِ ریزشِ بارانِ «View»ها (زمانی به کُمکِ اوباشانِ رژیم و اکنون به کُمکِ سرنگونی پَرستان)؛ بسیار پول در آورده است.
این موجودِ کثیف؛ گاهی میگوید که در یک رستورا ن کار می کرده است و سپس به کُمکِ همسرش یک «بیزینِسِ اینترنتیِ پُر پول» راه انداخته است و حالا چند خانه دارد و پول پارو می کُند؛ و در آخرین سخنانَش میگوید که «سهام» خریده است و پول پارو می کُند؛ در حالی که اگر حتّی یک میلیون دلار سهامِ پولساز داشته باشد؛ حدّ اکثر سالانه ۶۰ هزار دلار درآمد خواهد داشت که پس از «مالیات» برایش؛ «کیرِ خَر» هم باقی نمی ماند.
این موجودِ بی شرف؛ مُدّتی است که از شخصی به نامِ «بهروزِ یوسیان» استفاده می کُند تا از او برایِ «اعتبارِ خود» استفاده کُند.
من با «بهروز یوسیان» در وبسایتِ رسمیِ ایشان تماس گرفتم و از ایشان پُرسِشی ساده پُرسیدم که «وَزنِ سیاسیِ شما در اسرائیل چیست؟» و البتّه به ایشان گفتم که من نمی خواهم گفتگو کُنم؛ بله میخواهم که فقط پاسخی بدهید.
نتیجه این شد که: «بهروزِ یوسیان»؛ به «غیبَتِ کُبرا» رفت.
اینکه این موجود(بهروزِ یوسیان) در واحدِ ۸۲۰۰ فقط یک «گروهبانِ آبدارچی» بوده است و یا «حمّالِ پرونده ها» از این اُتاق به اُتاقی دیگر؛ بوده است؛ ظاهراً مشخّص نیست. امّا زمانی که میگوید با مسئلهٔ «چین» و «آمریکا» آشنایی ندارد؛ معلوم است که با هیچیِک از «شناخت هایِ لازم» برای «تصمیم گیری» آشنا نیست. امّا برایِ اِتّخاذِ «تصمیم هایِ کیری» (درست خواندید: «تصمیم هایِ کیری») که در «پارتی کراسی» رایج است؛ میتواند یک «گوزینه» باشد. لذا سخنانِ ایشان نشان می دهد که در دنیایِ سیاست؛ «هیچ پوخی» نیست. امّا حدّ اقلّ نشان می دهد که که «راست می گوید» و نمی خواهد که از طرفِ «دیّوسِ خائنیی مانندِ کُس کِشِ نادان»؛ موردِ سؤ استفاده قرار گیرد و از این موجود(کُس کِشِ نادان) فقط برایِ تقویتِ «پروندهٔ انتخاباتیِ خود» استفاده می کُند و به همین دلیل به «دِل و قُلوه» دادن به «خائنِ دیّوس نادان»؛ برایِ سِفت کردَنِ «جایِ پایِ انتخاباتی» نیاز دارد.
«دیّوسِ نادان» همیشه و یک خطّ در میان از اینکه ۵ بار دستگیر شده است و حتّی به «اعدام» محکوم شده است؛ دَم می زند. امّا واقعیّت این است که «حزب پان ایرانیست» و «جبههٔ ملّی» و «نهضت آزادی»؛ از جمله احزابِ آزاد در «حاشیه» بوده اند (بازیگرانِ شیتیلی). حتّی موجودِ کثیفی به نامِ «زِید آبادی» که وَزنِ پَشمِ خایه اَش از «اُمیدِ قِرتی» بسیار بیشتر است؛ اِعدام نَشد. چه رسد به اینکه این موجودِ ادّعای رفتن به چوبهٔ دار را ترسیم می کُند؟!!؟؟
من این موجود را نمی شناختم. زمانی نامِ این موجود را شنیدم که؛ یکی از دوستان؛ نظری فرستاد و گفت: «اینها فرزندانِ ایران» هستند و لینکِ ویدیوی مصاحبهٔ تلویزیونی این موجود در کنارِ شخصی دیگر را برایِ من فرستاد. در آن ویدیو؛ «کُس کِشِ نادان» به آن شخصِ همراهِ خود میگوید که «بگو که من چقدر مبارزه کرده ام» و فعّال بوده ام و تلاش می کُند که از او «تأدیّه بگیرد». پس از دیدنِ این ویدیو؛ به آن دوست گفتم که این موجود(اُمید قِرتی)؛ مبارز نیست و اگر «فرزندانِ ایران»؛ موجوداتی مانندِ او هستند؛ ایران را فراموش کُن.
بعدها این موجود ویدیویِ مکالماتَش با «بازجویِ خود» را منتشر کرد که به بازجویَش می گفت: «اگر همسرِ مَنو اذیت کنید؛ من هم در اینجا شلوغ بازی در می آوَرم» و تمامیِ گفتگو بسیار دوستانه و «گلایه آمیز» بود.
سوّم: «شاهزاده رضا پهلوی»
«شاهزاده رضا پهلوی» یک «موجودِ ناتوانِ ذاتی» است. مسائل ذاتی را نمی توان حلّ کرد. این موجود به صراحت و بدونِ شکنجه شدن در اُتاقِ بازجویی گفته است که : «اگر به اختیارِ خودَش بود؛ ترجیح می داد که آشپز شَوَد». ایشان بارها گفته اند که: «چو اسلام نباشد؛ تَنِ مَن مباد» و ماندگاریِ رژیمِ شیعی را بر «حاکمیّتِ ضدِ شیعی» ترجیح می دهد.
تاریخچهٔ زندگیِ «شِبهِ سیاساسیِ ایشان» را در همین وبلاگ؛ از آغاز و تا «اکنونِ ایشان» را می توانید در همین وبلاگ «نگاه» و سپَس «تماشا» کنید و دلیلِ اینکه چرا «اوباشانِ نوفِدی» را به دورِ خود جمع کرده است را به روشنی ببینید.
شاید بپُرسید که:
پَس چرا از ایشان حمایت کرده اَم؟
پاسخِ نهایی را دادم که: «در شهرِ کوران؛ مَردِ یک چشم پادشاه است».
«شاهزاده رضا پهلوی» موجودی بسیار ناتوان است و شایستگیِ رهبری را در هیچ مقیاسی را ندارد و به همین خاطر است که «اوباشانِ نوفِدی» و هم طرازهایِ آنها را را به دُورِ خود چیده است(کبوتر با کبوتَر؛ باز با باز... کُنَد همجنس با هَم جِنس پرواز).
اینکه «نوفدی» عَلم شده است؛ به خاطرِ توانایی هایش نیست؛ بلکه برای ادارهٔ بازیِ «وسَط بازی» و حفظِ «شیعه گری» و اصلاحاتِ سطحی است.
چهارم: «جِغِله هایِ حاشیه ای»
«روسپی زاده هایِ قوم گرایِ عصرِ دایناسورها» که در میانِ دعوا «نرخ تَعیین می کنند».
پنجُم: «ایرانیان» و «ساکنینِ ایران»
آیا کژدم به «عَصرِ پیشین» باز گشته است و جوامِعِ «گونهٔ انسانی» را به «انسان ها» و «انسان سانها» تقصیم می کُنَد؟
پاسخ این است که کژدم هرگز به این «کَشفِ خود»؛ پُشت نکرده است.
شِشم: نقشِ «ترامپ»
اگر دچارِ «آلزایمِر» و «پارکینسون» و یا سایرِ بیماریهایِ «زوالِ عقل» نشده باشید؛ به یاد خواهید آورد که ترامپ در پایانِ نخستین دورهٔ ریاسَتِ خود نیز می گفت: «رژیمِ ایران میخواهد که توافق کُنَد و به زودی توافُق خواهد کرد.»
آیا ذِهنهایِ آشفتهٔ تان این جمله را به یاد می آوَرَد؟ و یا اینکه همچنان به یادِ «کُمک گرفتن از ترامپ»؛ جَلق می زنید؟
۴ سال پس از آن نیز همین جمله را تکرار می کُند و «کیر لیسهایِ ترامپ» فکر می کنند که این «اوباشِ میلیاردِر»؛ همچنان نقشه هایِ زیادی در سر دارد که «انسانهایِ عادّی» نمی فهمند و «دیّوس نادان و بهروزِ یوسیانِ عاشقِ تئوری توطئه» با اینکه «ترامپِ شارلاتان» همچنان زنده است؛ میخواهند که او را «تفسیر و توجیه» کنند؟ لا اقلّ بگذارید تا مانندِ «مسیح» و «محمّد» بِمیرَند؛ تا بتوانید بگویید که «منظورِ او از این جُمله و آیه چه بوده است؟».
زمانی که در سالِ ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ گفته ام؛ من(کژدم) در آغاز نَظرم به «مارکو روبیو» بود. امّا «سازمانِ گفتاریِ او»؛ بسیار دورتَر از مُشکلاتِ واقعیِ مردمِ آمریکا بود و با اینکه کنار کشید؛ تعدادِ امتیازاتِ او در انتخاباتِ درون حزبی ؛همچنان در صَدرِ امتیازاتِ انتخابات مانده بود.
اکنون نیز می گویم که اگر ترامپ به این خَفّتِ کنونی (توافُقِ قُلّابی) تَن بدهد؛ «مارکو روبیو»؛ دوّمین شخصی خواهد بود که استعفا خواهد داد(نخستین شخص بانو گابَرد بود) که آرام و بی صدا بیرن کشید تا نامَش در پروندهٔ «نَنگِ ترامپ» ثبت نَشود.
توافق میانِ «کثافاتِ شیعی» و «ترامپِ شارلاتان»
تهاجمِ گستردهٔ اسرائیل(تحتِ فرماندهیِ آقایِ ناتانیاهو) به اوباشانِ شیعهٔ لبنان؛ نشانهٔ پایانِ درگیریِ ترامپ با رژیمِ کثیفِ شیعی است.
قصّه هایی مانندِ «نشستِ کَمپ دیوید» را فراموش کنید؛ اینگونه «گزارشهایِ هیجان انگیز» را به سطلِ زباله بریزید. «نشست کمپ دیوید» نَه برای تصمیم گیری در جهتِ «ادامهٔ جنگ»؛ بلکه برای «پروژهٔ سفید شویی حزب» به خاطرِ «ادارهٔ بسیار بَدِ جنگ» و تدوینِ پاسخِ قانِع کننده به رأی دهندگان است.
همین حملهٔ اخیر و تاکتیکیِ نیروهایِ آمریکایی به قایقهایِ سپاه پاچاهاردارن نیز؛ به این خاطر بود که معمولاً این موجودات برایِ اینکه نشان دهند که پیروز شده اند؛ چند تیر شلّیک می کنند.(مانندِ پرتابِ موشک از طرفِ حزب الله لبنان» پس از تحمّل ضرباتِ سنگین و به زانو در آمدن در جنگِ ۳۴ روزه). در اینجا نیز میخواستند چنین بازی را تکرار کنند. امّا با زدنِ قایقها و باند فرودگاه بندرعباس؛ به آنها گفته شد که «بروید و وازلینِ کونتان را پاک کنید». اگر بخواهید«تیر اندازِ آخر» باشید؛ پاسخ خواهید گرفت و آخرین تیر را ما(آمریکایی ها) شلّیک خواهند کرد.
البتّه این قدرت نمایی اخیر ارتش آمریکا؛ فقط برای «حفظِ وِجههٔ ترامپ» است.
امّا مردم ایران:
اگر فکر میکنید که شما را به حاشیه رانده اند؛ اشتباه میکنید.
زیرا شماها همیشه در «حاشیه» زندگی کرده اید. زیرا هرگز نخواسته اید که به «مَتن» تبدیل شوید. ۹۰ درصدتان همچنان شیعه هستید؛ ۴۷ سال است که به آسیابِ رژیمِ شیعی آب ریخته اید.
شما نه اینکه نمیفهمید؛ بلکه به این خاطر که نمیخواهید بفهمید؛ همچنان در حاشیه خواهید ماند.
به تمامیِ حرکتها و جُنبشها و رهبرانتان نگاهی بیندازید تا بفهمید که چقدر «سخیف و سطحی» هستید و رهبرانتان نیز سخیف هستند.
و تنها کسی که در میانِ شما همچنان می درخشد؛ بانو «مسیح علی نژاد» می باشد.
کژدم
نشستِ «کمپ دیوید» به احتمالِ قوی؛ به «کوبا» مربوط می شود و به ادامهٔ جنگ با رژیمِ شیعی ربطی ندارد.
پاسخ دادنحذفترامپ؛ بازهم به «رجزخوانیِ توخالی»(اگر این و یا آن نشود؛ بازهم بر میگردیم و کار را تمام می کنیم) و «شعارهایِ توخالی تر»(پیوستنِ اجباری به پیمانِ ابراهیم) روی آورده است. حتّی مردمِ سادهٔ کوچه بازار هم می دانند که «پیوستنِ اجباری به پیمانِ ابراهیم» فقط یک «گُنده گوزی» است و هرگز اتّفاق نخواهد افتاد.
پاسخ دادنحذفاشتباهاتِ ترامپ بسیار زیاد هستند (مانندِ باز کردنِ پایِ «پاکستان = نوکَرِ چین» به مذاکرات). و تنها گذاشتنِ «امارات» در این جنگِ ناتمام و گفتنِ اینکه: «اگر به کشتیهایی که با پرچمِ آمریکا حرکت می کنند؛ حمله شود؛ پاسخ می دهیم.». این شعار مانندِ سخنانِ همان دورهٔ نخستِ حکومتَش می باشد که پس از حمله به کشتیهایِ کشورهایِ عربی گفته بود که «به کشتیهایِ ما حمله نشده است»؛ ترامپ با این کثافتکاری ها؛ نه تنها دوستانِ منطقه ای را از او دور خواهد نمود؛ بلکه کوچه را برایِ «چین» باز می کُند و وعده هایِ سرمایه گذاریهایِ چند تریلیون دلاری در آمریکا را نیز به خطر انداخته است.
ترامپ؛ اگر حتّی بارِ دیگر به هر شدّتی به رژیمِ شیعی حمله کند؛ باز هم نتیجهٔ مطلوب نخواهد گرفت. زیرا خیلی «کتابی فکر می کُند». گویی که با «کیسه بوکسِ آویزان و بی دست و پا» طرف است و به همین دلیل است که به «مذاکراتِ بی نتیجه» و «رَجَز درمانی» پناه بُرده است.
ترامپ بدونِ اجرایِ «طرحِ انسداد»؛ طَعمِ «پیروزیِ در کوتاه مدّت و با کمترین هزینه» را نخواهد چشید.
مطرح شدنِ «کوبا» نیز برایِ فرار از شَرمِ «بی برنامگی» در جنگِ ۶ هفته ای اخیر با رژیمِ شیعی است و میخواهد بالاخره «دستاوردی» برای خودش دست و پا کُند.
حتّی اگر بپذیریم که ترامپ به «ادامهٔ جنگ» باز گردد؛ پُرسش این است که مگر چه اندازه احمق بوده است که جنگ را به «گفتگوهایِ پوچ» کشانید؟ مگر کسی در میانِ مشاورانَش به او نگفته بود که «مذاکره » فقط برای «فریب» و «خریدِ زمان» خوب است؛ وَ نَه برای رسیدن به «دست آوردهایِ ملموس»؟!!
کژدم درود اینترنت وصل شد و با پیش فرض های ذهنی منفی ذوب شدن در شاهزاده و .. اومدم این آخرین مطالب تان را برای اول کار خواندم و نتیجه این شد که کژدم هنوز کژدم هست و شروع خط اول رویا فروشان.. این مشخص شد؛ خیلی وضعیت بدی هست همه حتی من هم به اندازه خودم کم کار یا کم نبوغ و ناکارآمد بودم تا به حال.. و در آخر به نظرم نتانیاهو همون ترامپ آمریکاست منظورم احمق بودن ش نیست بلکه فقط منافع اسرائیل هست و وعده های الکی.. و چون نزدیک به ایران و دشمن مشترک داشته بهتر عمل کرده و بیشتر دیده شده... ما بدجور تنهاییم
پاسخ دادنحذفکژدم فقط کلمات رو پرتاب میکنید بفرمایید زبان باز کنید بگید چه برنامه ای بعد از توافق آمریکا و اسراییل وجود داره؟
پاسخ دادنحذفهیچ.
حذف«سان زو»؛ ۹ نوع از زمین را تعریف می کند.
حذفنوع نخست:
زمینِ پراکنده (Dispersive Ground)
وقتی سپاه در سرزمینِ خودی میجنگد.
سربازان هنوز وابستگی به خانه و خانواده دارند.
خطرِ پراکندگی و بازگشت زیاد است.
فرمانده باید بر «وحدتِ هدف» تأکید کند.
سان زو میگوید:
در این زمین نباید نبردِ سنگین آغاز کرد.
امّا منظورِ «سان زو» چیست؟
شاید به صورتِ عمومی منظورش این باشد:
منظورِ سان زو از «زمینِ پراکنده» فقط این نیست که سپاه در خاکِ خودی قرار دارد؛ بلکه منظورش یک وضعیتِ روانی و اجتماعیِ خاص است.
زیرا در این وضعیت؛ سرباز هنوز احساس میکند «راهِ بازگشت» دارد.
وابستگی به خانه، خانواده، دارایی و زندگیِ شخصی قوی است.
بنابراین انگیزهٔ «مرگ و زندگی» برای جنگیدن هنوز کامل شکل نگرفته است.
به زبانِ ساده:
وقتی انسان در نزدیکیِ خانهٔ خود میجنگد، ذهنش بیشتر به «بازگشت» فکر میکند تا «فدا شدن».
برای همین سان زو میگوید:
اگر در چنین وضعیتی نبردِ سنگین آغاز شود، ممکن است:
نیروها فرار کنند، پراکنده شوند، یا انسجامِ خود را از دست بدهند.
«سان زو»؛ زمینِ «نُهُم» را «زمینِ مرگ» می نامد.
«سان زو»؛ زمینِ «نُهُم» را «زمینِ مرگ» می نامد.
زمینِ مرگ (Death Ground)
وضعیتی که نیروها راهِ فرار ندارند.
سان زو معتقد است:
وقتی انسان بداند هیچ راهِ گریزی نیست، با تمام توان میجنگد.
مشهورترین اصلِ او:
«سربازان را در جایی و موقعیّتی قرار بده که چارهای جز جنگیدن نداشته باشند.»
آیا چنین روحیه ای در «مردم» و «اپوزیسیونچی ها» و حتّی «شاهزاده رضا پهلوی» سراغ دارید؟
لذا اینکه گفت: «هیچ»؛ یعنی «هیچ»....
زیرا با «قَرتی بازی» نمی توان انقلاب کرد.
این روزها خبری در رابطه با «تظاهرات با لوگو ساواک» منتشر شده است.
پاسخ دادنحذفداشتنِ «سازمان اطّلاعات و امنیّت» بخشی بسیار ضروری و مهمّ و جدایی ناپذیر از «اپوزیسیون در قامتِ حکومتی» است. امّا «تظاهرات تحتِ این نام» نشان میدهد که آنهایی که این تظاهرات را به راه انداخته اند؛ حتّی با ساده ترین «پروتوکُلهایِ اطّلاعاتی و امنیّتی» آشنا نیستند. لذا چیزی شبیه به «ماست جاویدان» هستند.
آنهایی که مدّعی ساختنِ چنین نهادی هستند؛ چگونه شد که چند روزِ پیش؛ در جلو چشمشان؛ به سوی «شاهزاده رضا پهلوی»؛ رنگ پاشیده شد؟
تیمِ کنونیِ شاهزاده رضا پهلوی؛ باید از این کارهایِ نمایشی دست بردارد.
نظر شاهزاده رضا پهلوی در رابطه با «رژهٔ ساواک»؛ بسیار عجیب بود!!!
حذفایشان گفتند که نمی دانند چه کسانی این کار را کرده اند؟ و هوادارانشان را به «انظباطِ فردی و جمعی» دعوت کردند؟؟
آیا هوادارانِ ایشان؛ «سازمان یافته» هستند؟ و یا یک «تودهٔ پراکنده» با نظراتِ گوناگون و در نتیجه دچارِ «جنگهایِ داخلی» هستند؟
دیگر هیچ سخنی در بارهٔ آن ۶۰ هزار نظامی که آن کُد کذاییِ QR
را اسکَن کرده بودند و قرار بود که به کمکِ مردم بشتابند؟؟!! در میان نیست؛ آیا خودِ ایشان دارایِ «دیسیپلینِ فردی» هستند؟
چرا نمی آیند و با هوادارانشان به صورتی «شفّاف» نمی گویند که آن ایدهٔ کودکانهٔ QR را چه کسی و یا کسانی در میانِ «نوفِدی های فوکولی» مطرح نموده اند؟ و به «اسرائیل» و «آمریکا» «اطّلاعاتِ دروغ» فروخته اند؟ چرا شخص ایشان چنین طرحِ احمقانه ای را باور کرده بودند؟
در اینجا شما هیچگونه «وحدت در فرماندهی» و یا وجودِ
«زنجیرهٔ فرماندهی» نمی بینید و گویی که همه چیز فقط «نمایشی» است.
آیا ایشان بر اطرافیانشان و هوادارانشان «اشراف» دارند؟
یا اینکه در میانِ «پادشاهی خواهان» نیز مانندِ سایرِ «اپوزیسیونچیها»؛ «سَگ می زنه؛ گُربه می رقصه»؟
اگر شاهزاده حسابِ خودش را با این «مُشکلاتِ مِیدانی» تسویه نَکُند؛ آخرین بازیِ ایشان خواهد بود و همانگونه که مردم نامِ ایشان را فریاد زدند؛ از ایشان گذَر خواهند کرد.
جناب کژدم پیشنهاد میدم در یوتیوب کانال علی خرسند رو کلا مرور کنید
پاسخ دادنحذفدر خانه کَس است؛ یک حرف بَس است.
حذفنیازی به مرور نیست.
این کانال یک کانالِ «قصّه گو» است.
میتوان «قصّه های دیگری» مبنی بر «واقعیّتِ کنونیِ پَسا مُدِرن» نیز ساخت.
«کارل مارکس» از درونِ «اتّفاقاتِ تاریخی»؛ چیزی به نامِ «خدایِ تاریخ» و «تعیینِ سرنوشتِ نهاییِ جهان» توسّطِ همان «خدایِ تاریخ» را بنا کرد که به نامِ «دینی» به نامِ «کمونیسم» می شناسیم.
در «دینِ کمونیستی»؛ ما بالاخره به نوعی نوین از «کُمونِ اوّلیّه» میرسیم. برخی میگویند که این نظریّه همان نظریّهٔ «تکرارِ تاریخ در شکلی دیگر» است.
امّا من(کژدم) می گویم:
چیزی به نامِ «بازگشت به گُذشته» در «نوعی دیگر از تعریف» وجودِ خارجی ندارد.
«گُه گیجه گرفتنِ اروپا و دموکراتهایِ آمریکا»؛ نه به این خاطر است که جهان در آستانهٔ یک «بازگشت» است؛ بلکه جهان در آستانهٔ یک «تغییرِ بسیار بزرگ» است که نتیجهٔ بخشی از «گُه کاریهای استراتژیک» را همین «دیّوس اِلیتهایِ اروپایی و آمریکایی» ساخته اند. زیرا در این «پارتی کراسی ها»؛ آنچه که «لال» است؛ آن چیزی است که به آن «واقعیّتِ متغیّر»؛ نام نهاده ایم.
«هوشِ کَم بزاعت» در حالِ «خروج از دایرهٔ فعّالیتهایِ انسانی» و «ورود به دایرهٔ فضولات» است.
موقعیّتِ کنونی؛ بسیار فراتَر و «نا سازگار تَر» از دوره هایِ حتّی ۴۰ سالِ پیش است. چه رَسَد به دورهٔ «کوروش و داریوشِ بزرگ».
نتیجه اینکه:
این آقایِ «علیِ خُرسندی»؛ هر کِه هست؛ «کُس شعر باف است».
شاید در ۳ دَههٔ آینده؛ چین مجبور شود تا بیش از نیمی از جمعیّتِ خود را «حذف» کُنَد..... حسابِ بقیّه را نیز میتوانید حساب کنید.
اینکه «اوباشِ فرزانهٔ دَر یخچال» فکر می کرد که با «افزایِشِ جمعیّت» میتوان «سپرِ انسانی و سربازانِ احمق» برایِ اضافه کردن بر «عُمقِ استراتژیک»؛ تولید کرد. امّا این «کونیِ فرزانه»؛ ادّعایِ عقلِ مُرتَبِطِ خود با «الله» را نتوانست اِثبات کند و در «جنگِ طبیعَت» پیروز شَوَد. زیرا «سِپَرِ انسانیِ بزرگتر» و «سربازان»؛ به هر چیزی که نیاز نداشته باشند؛ به «آب»؛ «غذا» و «سَرپناه» در مقیاسی بسیار بُزرگترنیاز دارند و اگر این ۳ متغیّر را از آنها بگیرید؛ از «مدفوعِ خشک شده» در صحرا نیز بسیار پُر هزینه تَر خواهند بود.
خودتان همهٔ این کانال را شُخم بزنید و لذّت ببرید.
نگاهی به سخنرانیِ «شاهزاده رضا پهلوی» در «اُدسا».
پاسخ دادنحذفمنتشر شد.
https://x.com/golnarjahanbani/status/2060693187006542205
پاسخ دادنحذفخاک بر سَرِ شان و خاک بَر سَرَت.
حذفآیا میخواهید با «نخوردنِ بستی» رژیمِ شیعی را سرنگون کنید؟
اینکه گفته میشود؛ قطر یک خطّ اعتباری برایِ رژیمِ شیعی باز کرده است تا آن ۶ میلیارد دلارِ مسدود شده را برایِ خرید دارو و غذا آرام آرام و مورِدی به «فروشنده» پرداخت کنند؛ حتماً با تأییدِ «ترامپِ بُزدل و شارلاتان»(طبلِ توخالیِ پُر سر و صدا) انجام گرفته است.
پاسخ دادنحذفحماقتِ ترامپ در این است که هیچ فرقی ندارد که این پول به صورتِ نقدی و یا «کالا بَرگی» به رژیمِ شیعی تزریق شود. زیرا تزریقِ این پول در «جیبِ شماره یِکِ رژیمِ شیعی»؛ فشار را از «جیبِ شماره ۲ رژیم» بر می دارد و پولهایِ جیبِ دوّم به راحتی در جهتِ اهدافِ نظامی هزینه خواهند شد.
اسرائیل به تنهایی و بدونِ کمکِ نظامی آمریکا؛ میتواند «طرح انسداد» را اجرا کرده و «ترامپ» را در برابرِ «عملِ انجام شده» و تبدیل شدنِ «واقعیّتِ موجود» به «واقعیّتِ جدید» قرار دهد و همهٔ تلاشهایِ ترامپ برایِ مذاکره و توافق را به کیسهٔ زباله بریزد.
حذفمطمئن باشید که ترامپ مجبور خواهد شد تا بر اساسِ «واقعیّتِ جدید» حرکت کند. وَگرنه باید بازی را واگذار کُند.
مانندِ بازی کُنِ شطرنج که ناگهان «وزیر» و «اَسبها» و « فیلها» را ار دست بدهد. یا باید بازی را واگذار کرده و دُمَش را رویِ کول گذاشته و فرار کُند؛ یا اینکه بر اساسِ «واقعیّتِ مِیدانیِ جدید» بازی را ادامه دهد.
البتّه آنکه در واقع «وزیر و اسبها و فیلها» را از دست خواهد داد؛ «رژیمِ شیعی» است و ترامپ دیگر قادر نخواهد بود که «امیالِ احمقانهٔ خود» را بر بازی تحمیل کُنَد.