ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۲۷, شنبه

دورهٔ پس از «توافق موسوم به هسته ای» و سناریوهای احتمالی

هر چند که ابراز خوشحالی و شادی مردم در کوچه ها و خیابانها؛ به خاطر «توافق هسته ای»؛ به تنهایی؛ موردی قابل تحقیق و بحث است و شاید بر احساسات بینندگان تصاویر نیز تاثیر بگذارد. امّا از نظر من هیچ ارزشی ندارد. زیرا من؛ و؛ یک یک شما نیز این تجربه را دارید؛ که مردم با دیدن یک لاشهٔ پرنده و یا هر حیوان دیگری؛ غمگین میشوند؛ امّا پر پر شدن غنچه های تازه شکفته  در همسایگی و یا چند محلّه پایین تر را نمیبینند و یا اگر ببینند؛ میگویند: «بو گندو ها». چه رسد به اینکه آن غنچه های در  حال پژمردن در «استانهای دیگر» باشند.

آنچه به دنبالش هستید... «یافت می نشود». امّا؛ اگر «آنَت آرزوست»؟! .... به قول مثل آذری... «باید کونت را توی آب یخ بگذاری تا در زمستان و رودخانهٔ یخزده؛ ماهی بگیری». (بالیخ ایئستیَن گوئتین قویار بوزلو سوا).
برای مثال: زمانی که در کردستان بودم؛ اینکار را میکردیم. نخست آتش بزرگی روشن میکردیم؛ سپس یخ را می شکستیم؛ دینامیت می انداختیم؛ ماهیهای نیمه جان و گیج شده زیر پوشش سطح یخی جمع میشدند؛ سپس به نوبت توی آب یخ شیرجه میرفتیم و ماهیها را به بیرون پرتاب میکردیم. سپس بیرون آمده در اطراف آتش می ایستادیم تا زندگی را دوباره از «حرارت و سرخی آتش» بگیریم. برای من گرامیداشت «آتش» به عنوان منبع «نور و زندگی»؛ در این ماجرا به صورتی «عینی و ملموس» شکل گرفت. هر کس که «آتش و نور» را گرامی ندارد. تاریکی و یخزدگی و مرگ را گرامی میدارد. ساکنین کنونی ایران از این دسته اند. من یک «پیشمرگ» ساده نبودم که به دنبال «رویاهای ساخته شده توسط دیگران» سلاح بر دوش انداخته باشم. بلکه دانش آموزی بودم که لباس «پیشمرگ» به تن داشت. «دانش آموز بودن» بسیار سخت است و با «تقلید میمون وار» بسیار فرق دارد (فکر میکنم که چندین بار گفتگوی خود با زنده یاد دکتر عبدالرحمن قاسملو؛ در رابطه با نبرد مسلحانه را گفته و تکرار کرده باشم).
حتماً نام رشته ای به نام «فارماکولوژی» را حد اقل شنیده باشید. باز هم حتماً در میان دوستان و آشنایان خود کسانی را سراغ دارید که به نام «دانشجوی داروسازی» و یا «دارای دکترای دارو سازی» مشهورند. مطمئن باشید که ۹۸ در صد آنها؛ در نهایت به «آسپرین فروش» و «کاندوم فروش» تبدیل میشوند (بقّالی های دارو و کاندوم فروشی). امّا آن ۲ در صد دیگر؛ داستانی دارند که از «نوعی دیگر» است.... مانند «گفتگویی از نوعی دیگر». این ۲ درصد ها را در «دارو فروشی ها» و «کارخانه ها» پیدا نخواهید کرد؛ زیرا آنها «فروشندگان» و یا «پیچ و مهره» نیستند..... بلکه «خدایان و آفرینندگانند». این ۲ درصدیها حتی اگر در ایران زاده شده باشند؛ دیگر در ایران نیستند. اگر بودند؛ «خمینی رهبر» نبود و «خامنه لی» نیز «رهبر فرزانه» نبود.
داستان کشورهایی مانند آنچه که «ایران» مینامید را نه «ساکنین آن کشورها»؛ بلکه «دیگران» مینویسند. مانند کسی که  نه به خاطر تحقیقات گسترده؛ بلکه به خاطر «پدر و مادرش»؛ مسلمان و یا مسیحی و بودایی و بهایی میشود. یعنی اینکه: سرنوشتش را خارج از «او» و حتی پیش از آنکه «او» به وجود آید؛ مینویسند. لذا اگر ساکنین ایران بخواهند که «سرنوشت خود را بازنویسی کنند» باید از این «چرخهٔ ننگین پذیرش» بیرون آمده و «داستان و شعری دیگر» بسرایند. آیا چنین کار سترگی از «انسان سان» ساخته است؟ .... من گمان نمیکنم.
لذا نه چیزی به نام «رهایی = آزادی» وجود دارد و نه چیزی به نام «استقلال». همین قدر که «مسلمان»؛ «مسیحی»؛ «بودایی»؛ «یهودی» هستی.... باید تا به حال به تو نشان داده باشد که تو «هیچکس» هستی ... و «هیچکس نیستی».

از این روی است که هم «غمگین شدن دروغین برای جسد یک پرندهٔ مُرده»؛ و هم «بی تفاوتی واقعی برای غنچهٔ پژمرده در همسایگی» از طرف یک «انسان سان»؛ که وجود «بی وجود خود» را در «لفّافهٔ اخلاق» پنهان کرده است؛ برای من ارزشی یکسان دارند؛ و «آن ارزش»ّ؛ همانا «بی ارزشی» است.

سرنوشت ساکنین ایران

سرنوشت ساکنین ایران؛ در «خارج از ایران» نوشته شد و باز هم در «خارج از ایران» نوشته خواهد شد. از شعار «بمب هسته ای حق مسلّم ماست»؛ تا شعار و جشن «توافق هسته ای حق مسلّم ماست»؛ را میتوان در «خاطرات سفرنامه های غربیها» در دورهٔ «قاجار» به روشنی دید. ساکنین کنونی ایران؛ فرزندان خلف همانها هستند و هیچ تغییری نکرده اند (به قول یک سفرنامه نویس: چیزی نیافتم؛ به جز مجیزگویان و چاپلوسان قدرت و موجوداتی «ضعیف کُش»).
فکر میکنم پاسخ آن پرسش را که پس از توافق هسته ای در ایران چه خواهد شد؟ را؛  به «زبان استعاری»؛ داده باشم.
سرنوشت ساکنین ایران پس از «شکست استراتژیک قادسیه»؛ همیشه به دست دیگران نوشته و سپس به اتفاقات روزمرهٔ زندگی  و بعدها به تاریخ پر از افتخارات و پیروزیهایی مستمرّ ساکنین «حلیة المتقینی ایران» که در نهایت به دورهٔ «احمد شاه قاجار» ختم شد که همگان میدانند چه نکبتی از سر و روی ایران میبارید؛ تبدیل شده است.
اکنون به دنبال کدامین «تخم دو زرده» هستید؟ «تخم دو زردهٔ اتمی»؟ ... «تخم دو زردهٔ تانک فلّاق»؟ «تخم دوزردهٔ میمون فضایی»؟ .... «تخم  دو زردهٔ لبنان»؟ ... و .... یا... «تخم دو زردهٔ یَمَن»؟....  «تخم دو زردهٔ کنسرتهای موسیقی و جشنواره های فیلم»؟ .... کدام یک؟ ....
شوری نمک دریاچهٔ آذربایجان را هنوز در  «زنجان» حسّ نکرده اید؛ آیا میدانید که اگر کار به جایی برسد که این شوری در «زنجان» حسّ شود؛ باید به فکر تخلیهٔ «کشور تهران» باشید؟
بوق و کرناهای تبلیغاتی «انگلهای صفوی» از «سرازیر شدن سیل دلار» پس از «توافق هسته ای» خبر میدادند؛ امّا در عمل از ۱۲۰ میلیارد دلار سخن میرفت. این ۱۲۰ میلیارد دلار؛ حتی کفاف هزینه های «به سازی محیط زیست» در یک سال را هم نمیدهد؛ چه رسد  به اینکه موجب «شکوفایی و رونق اقتصادی شود». مگر آنکه «محیط زیست را به الله بسپارند» و این ۱۲۰ میلیارد دلار را هزینهٔ «تانک فلّاق» و «رانتهای نظامی - امنیتی» و «هزینهٔ حزب الله لبنان و حوثیهای یمن» و سایر اراذل و اوباش کنند. البتّه نان خور جدیدی به نام طالبان افغانستان نیز به جمع «عُمقهای استراتژیک دلار خوار» اضافه شده است و طالبان نیز میتواند با این داستان بازی کند و «انگل فرزانه» را تا جایی که میتواند بدوشد.
امّا مسئلهٔ جالب تر اینکه اکنون میگویند که همه اش «۲۳ تا ۲۶ میلیارد دلار آزاد خواهد شد و آنهم مرحله به مرحله» و نام «چین» نیز از میان کشورهایی که دلارهای نفتی در بانکهایش بلوکه شده بود حذف شده است (لابد همهٔ بدهی های چین به چسب پنچرگیری  و چتر یک بار مصرف و اسباب بازی و مهر و تسبیح و سجادهٔ ساخت چین تبدیل شده است؟؟!!». لذا پذیرفتن این بوق و کرناها؛ «بلاهت» میخواهد.
بارها گفته بودم که «در ایران سرمایه گذاری نخواهند کرد»؛ حال از زبان خودِ غربی ها میشنوید. متاسفانه برخی خود را به «سیم آخر حماقت» زده اند و میپندارند که «توافق هسته ای» نشان میدهد که «ایران شریک استراتژیک آمریکا است». اینگونه اشخاص نه معنی «استراتژی» را میفهمند و نه «شریک استراتژیک» را؛ و مانند بحثهای جلو دانشگاهی سالهای ۵۸ - ۵۹ فقط به پرتاب کلمات مشغولند. اینگونه احمقها حتی به تاریخ چند صد سالهٔ «ترکهای عثمانی» نگاهی نمی اندازند که تلاش کرده اند تا به اروپا وصل شوند و تمامی تلاشهایشان به سنگ خورده است. دلیل آن هم بسیار ساده است: «به مسلمان اعتماد نکنید»؛ زیرا پشت آن چهرهٔ خندان دروغین؛ کینه و نفرتی خوابیده است که از «تکفیر» آب میخورد و هرگز سیراب نمیشود. «ساکنین ایران» نیز همین مشکل را دارند. غربیها دهها بار فریاد زده اند که «مشکل اسلام افراطی» (از نظر من اسلام واقعی) باید به دست مسلمانها حلّ شود. متاسفانه هیچکس نمیخواهد عمق این سخن را دریابد. عمق این گفتار این است: «به جنگهای مذهبی درون خودتان ادامه دهید تا همگی تان به بهشت بروید؛ زیرا همهٔ تان در این جنگهای مقدّس شهید و سرزمینهایتان شخم زده خواهد شد. مگر نه این است که جمال الدین اسد آبادی میخواستید؟ اکنون دهها جمال الدین اسد آبادی برایتان ساخته ایم».

پیش تر در بخش نظرات یکی از نوشته های پیشین؛ در پاسخ یکی از خوانددگان گفته بودم که «یک توافنامهٔ هسته ای داریم» و «یک تفسیر توافقنامهٔ هسته ای». حقوقدانها بهتر از هر کسی معنی این جملات را میفهمند.
برخلاف «عربده های وعده و وعید و نشان دادن درِ باغ سبز» از طرف «امام حسن بنفش»؛ در آیندهٔ نزدیک به صورت گسترده ای «بازی با تفاسیر توافقنامه» را خواهید دید و این «بازی» از هم اکنون آغاز شده است.

برخی نیز به تحلیلهای  صدتا یه غازی از قبیل : اگر دولت حسن روحانی نتواند به وعده های اقتصادی اش عمل کند؛ مردم شورش خواهند کرد؛ میپردازند.... باید از این احمقها پرسید: کدام شورش؟ .... با کدامین رهبری؟
من به اینها میگویم: به معدهٔ تان صابون نزنید. از این خبرها نخواهد بود؛ اگر هم باشد سرنوشتی به جز ۸۸ نخواهد داشت.
آنچه که اتفاق خواهد افتاد این است:
تضعیف رژیم و بنیادهای اقتصادی ایران؛ ادامهٔ درگیری رژیم در «جنگهای جهادی» و مصرف شدن داراییهای ایران برای تولید «باروت» و «هزینهٔ مزدوران». لذا «سرنوشت ایران» باز هم نه درون ایران و توسط ساکنین ایران؛ بلکه در «خارج از ایران»؛ نوشته شده و اجرا خواهد گردید.
جنبشهای واقعی و بسیار جدّی در ایران؛ «جنبشهای جدایی خواهانه» خواهند بود و نه «جنبشهای تهران محور».

کژدم



۹۱ نظر:

  1. سلام به کژدم گرامی ممنون از بازگشت مجددتان .من به دید شما از آنچه بر ساکنین ایران و نه ایرانیان به تعبیر شما میگذرد صحه میگزارم چیزی که در ذهن من نسبت به تحولات اخیر میگذرد نقش انتخابات اخیر ترکیه در روند تحولات خاورمیانه میباشد برخی از تحلیلگران از احتمال نخست وزیری صلاح الدین دمیرتاش که یک کرد هست صحبت میکنند این اتفاق در صورت وقوع روند معادله را به نفع کردها تغییر خواهد داد و یکی از عوامل اصلی در مخالفت با تشکیل کشور کردستان یا دست کم اقلیم خودمختار در عراق و سوریه به کنار خواهد رفت به نظر من شرایط و بستر برای ایفا نقش کردها در صحنه منطقه در حال فراهم شدن است که البته بستگی زیادی به تحولات ترکیه نیز خواهد داشت

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. galaxy گرامی
      متاسفانه کردستان مشکلات زیادی دارد که بخشی از آن به بافت اجتماعی قبیله ای - عشیره آن باز میگردد. احزاب کردستان نیز همین بافت اجتماعی را دنبال میکنند. شاید جریان صلاح الدین دمیرتاش بتواند PKK را وادارکند تا فراتر از نوک بینی اش را ببیند. اینها در دورهٔ استالین یخ زده اند.
      غرب عاشق دلدادهٔ کردستان نیست؛ بلکه به دنبال هم پیمان و پایگاه میگردد. کردستان این پتانسیل را دارد که از این شرایط استفاده کند. امّا «منافع حزبی و عشیره ای» در کردستان همچنان عمیق هستند.
      در رابطه با ترکیه باید بگویم که «روی خط زلزلهٔ تجزیه» قرار دارد و هر چقدر حماقتهای «خامنه ای فرزانه» را تکرار کنند؛ عمیق تر در منجلاب فرو خواهند رفت.
      ترکیه حتماً تجزیه خواهد شد و ترکهای عثمانی؛ باید به دنبال جایگاه جدیدی در تعریفهای آیندهٔ خاورمیانه برای خودشان باشند و گرنه زمانی با آن روبرو خواهند شد که چشمهایشان از شدت «نور خورشید تجزیه» خیره شود.

      حذف
  2. کژدم در راستای نظریات شما در خصوص برنا مه ریزی برای کشو رهای ضعیفی مثل ایران من هم همیشه همین نظر را داشته ام.در خصوص توافق هم معتقدم امریکا یی ها وقتی دیدند ایران دارد به سمت شورش و انقلاب کشیده می شود.برای مهار انقلاب برنا مه ریزی کردند و برنامه توافق را استارت زدند.معتقدم هاشمی رفسنجانی و پسرش سالهاست با امریکا در ارتباط اند و این پروژه را پیش برده اند.چون مرادش خمینی گفت حفظ نظام اوجب واجبات است.حتی پروژه 88 هم شاید برنا مه ریزی بوده. بطور کلی سیاست امریکا بنیاد گرایی در خاور میانه است. او نخواهد گذاشت دمو کراسی در این منطقه ساز بگیرد.چون به ضررش است.اگر امریکا دو سال دیگر تحر یمها را کش داده بود. کار حکومت تمام بود.اما عرض کردم سیاست او حفظ اخونداست.باقی اش هم شعبده بازی است.نتا نیا هو و جمهوری خواه و اینها همه خیمه شب بازی است.ایران سالها عروسکی بوده در دست امریکا. حالا حا لا ها باش کار دارد.البته حقشه.قوی و مدبر است.می داند چکار کند.بدبخت ملت عقب مانده ایران که نود درصدشان هر را از بر تشخیص نمی دهند.و در تو همات بیمار گونه اشان غر قند.اگر به چشم خرد به ایران نگاه کنی. خیلی کشور عقب مانده ای است.نه تنها از لحاظ اقتصاد و تکنو لو ژی و غیره.از لحاظ بلاهت و حپروتی بودن.ملتی که یک روضه خوان حوزوی رهبرشان باشد چه انتظاری می توان به رشد و شکو فایی و اینده اش داشت؟ گویا ما قضیه را خیلی جدی گر فته ایم.که اینهمه مطلب می نویسیم.شب دراز است کژدم .و مبارزه افقش نامعلوم.اینهاست که ادم را نا امید می کند و فرانتس کافکا تولید می کند.فرانتس کافکا

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. فرانتس کافکا گرامی
      من فکر میکنم که حتّی «بوکسور» بودن بهتر از فرانتس کافکا شدن است.

      حذف
  3. کژدم گرامی
    متن توافق نامه هسته ای که بصورت کامل به زبان انگلیسی منتشر شده بی اختیار مرا به یاد قرارداد 1919 انداخت. هرچند که دیگر این توافق نامه کوچکترین منفعتی را برای این ملت ندارد ولیکن ادامه سیاستی است که بازیگران سالهاست بر روی آن کار کرده اند. در جای دیگر این توافق مرا به یاد توافق نامه ای انداخت که با صدام حسین در مورد بازرسی های سرزده به اجرا نهاده شد و آخر و عاقبت آن نیز بر همگان آشکار است که در نهایت نتیجه ای جز تجزیه عراق را به دنبال نخواهد داشت.
    به قول همگان نیز از صد یا صدوبیست میلیارد دلار بلوکه شده نیز چیزی بیش از بیست تا بیست وپنج میلیار دلار نمانده و آن نیز می باید صرف آخرین روزهای نبرد سوریه و یمن گردد.
    جیغ و داد خامنه ای و جعفری و دلخوشکنک های روحانی نیز چیزی بیش از دلخوشی برای اعوان و انصار نیست و جشن هسته ای در خیابانهای شمال شهر تهران توسط مشتی سوسول و الکی خوش که فکر میکنند فردا ویزای همه کشورهای جهان یرای آنها آماده خواهد بود چیزی از درد کارگران و کارمندان نخواهد کاست و آبی به رودخانه های خشک شده روان نخواهد کرد.
    در عراق نیز اوضاع چندان بر وفق مراد نیست. ارتش عراق با نیرویی بیش از یکصد هزار نفر در پشت دروازه های رومادی و فلوجه گیر کرده ولیکن در مناطق هم مرز میان داعش و پیشمرگه به نظر میرسد که تثبیت مرزها در حال انجام است. دیگر کسی به پارچه پارچه شدن عراق شکی ندارد ولیکن همه میدانند که در اینصورت بخش شیعه نشین بزرگترین بازنده خواهد بود چون تمامی سرچشمه های آبی مناطق شیعه نشین در اختیار داعش و حکومت کردستان است و به عبارتی در چنین حالتی قیمت یک بشکه آب در جنوب عراق از قیمت یک بشکه نفت بیشتر خواهد بود.
    تهدید داعش در مورد انفجار سدهای موصل و رومادی دست و بال استراتژیست های نظامی را بسته است. ولی آنچه که مسلم است تغییراتی در سیاستهای داعش در مناطقی مانند موصل و رومادی آشکار است و چنین می نماید که تاثیر جنگجویان خارجی در تصمیم گیریها کمتر شده و آرام آرام تاثیر تصمیمات جنگجویان عراقی و سوری را در نحوه اداره جنگ و ادراه شهرها پر رنگتر میگردد. و شاید انتقال گروههای خارجی داعش به مناطق دیگر در حال اعمال باشد.
    در یمن نیز که اوضاع به شدت در حال تغییر است و بازپس گیری عدن از نیروهای حوثی میتواند به نقطه عطفی در شرایط یمن تلقی گردد.
    افغانستان و پاکستان بسیار آرام شده که آرامش قبل از طوفان را به یاد می آورد و کس نمیداند که اخگرها در آن مناطق کی شعله ور گردد.
    پیامدهای توافق هسته ای و محدودیتهای اعمال شده بر سیستم های موشکی ایران و همینطور تحریمهای تسلیحاتی عملا خامنه ای را شرایط بسیار دشواری در برابر سپاه قرار داده است. ولی عملا پل ها به تمامی ویران گردیده و چه تن دادن به این توافق و چه زیر پا گذاشتن آن دردی را از حاکمان ایران دوا نخواهد کرد.
    روسیه به خوبی به این مسئله آگاهی یافته ولیکن کاری از دستش ساخته نیست مگر با ترفندی اجرای توافق را با مشکل مواجه سازد تا کانون خطر را تا حدی از مرزهای خود دور نگاهدارد و به قولی زمان بخرد.
    اعتراض روسیه به آمریکا در مورد عدم تجهیز مستقیم پیشمرگهای کرد و نیروهای سنی عراق توسط نیروهای ائتلاف میتواند به نوعی بازی سیاسی تازه ای باشد که در آن روسیه کشورهایی چون فرانسه را نیز در جوار خود دارد.
    آنچه که مسلم است در این بازیها و بازیگردانیها بزرگترین ضررمندان را باید ملت ایران دانست که هنوز در خواب خرگوشی خود فرو رفته اند و در رویای خود زندگی می نمایند. دوران امپراتوری هخامنشی و ساسانیان خواب و خیالی بیش نیست و امروز ایران در شرایطی به مراتب خطرناکتر از دوران احمدشاه قرار گرفته است و انگار لردکرزن زنده شده و مشغول عقد قراردادی جهت تجزیه ایران است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی
      احزاب کردستان باید فکری به حال تشتت قبیله ای عشیره ای و اختلافات احزاب نیز که همان رنگ و بوی را دارد؛ بکنند. باید «فرا حزبی» و «فرا عشیره ای» فکر کنند. دروازهٔ اصلی برای ورود به دنیای جدید؛ برای کردستان این است. این دروازه باید باز شود. این یک «گره استراتژیک» است که باید باز شود. آنگاه خواهید دید که یک شبه ره صد ساله خواهند رفت.

      حذف
  4. اگر کسی این خبر را (یعنی تاریخ ۳ ساله اخیر) که سالهاست از مردم پنهان میشد را بخواند. «ذلّت انگل فرزانه» و تمامی «بارگاه حسینی» رژیم کثیف صفوی را خواهد دید.
    نیاز به تفسیر نیست.

    http://www.dw.com/fa-ir/%D8%B7%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%85%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%BE%D8%B3-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF/a-18593732

    پاسخحذف
  5. galaxy گرامی - بخش اول
    مسئله کردستان موضوعی به غایت پیچیده ای است که مملو از تناقضات سیاسی و سرسپردگیهاییست که اجزاب کردی که بیشتر به موسسات اقتصادی شبیه هستند آنرا بوجود آورده اند و عمدتا ناشی از رقابتهای عشیرتی-قبیله ایست که در سالهای اخیر بدل به رقابتهای ناحیه ای شده است.
    قبل از هرچیز باید گفت که مفهوم حزب در کردستان بسیار متفاوت از آن چیزی است که در مفهوم عام اطلاق میگردد و برای درک بیشتر آن باید به زیرساخت اجتماعی و باورمندی های عمومی مردم در این ناحیه توجه کرد. این موضوع در درجه اول در کردستان عراق به وضوح نمایان است و در درجات بعدی در کردستان ترکیه و سوریه و ایران.
    باورمندی مذهبی در میان مردم کردستان فاقد حالتها و ویژگیهاییست که در کشورهای عربی و یا حتی ایران دیده میشود. دین و مذهب در کردستان حالتی عادت گونه دارد و هیچگاه نتوانسته به باوری اصلی در ملت کرد تبدیل شود و با جرات میتوان گفت که هیچگاه تبدیل به محرکی برای انجام کارهای سیاسی نشده است و یا به عبارتی اسلام سیاسی در کردستان جایی برای ترکتازی ندارد. حتی احزاب اسلامی کردستان عراق به مانند حزب اتحاد اسلامی (یه کگرتوو) با مایه هایی اخوانی و یا جمعیت اسلامی (کومه ل) با مایه های سلفی و یا حتی جنبش اسلامی (بزوتنه وه) بیشتر از آنکه رنگ و بوی اسلامی داشته باشند به احزاب لیبرال شباهت دارند و در بسیاری از موارد کارها و اعمالشان آدمی را به یاد احزاب دمکرات مسیحی اروپا می اندازد.
    کل هواداران این احزاب در حدود 15 درصد رای دهندگان کردستان را شامل میشوند.
    در جوار احزاب اسلامی چندین حزب وابسته به اقلیتهای دینی و یا قومی در کردستان وجود دارند که شامل سه حزب آشووری . کلدانی و بیت النهرین متعلق به مسیحیان و چهار حزب متعلق به ترکمان ها (نامی برای اقلیتی که خود را بقایای ترکهای عثمانی میدانند) از بارزترین آنها هستند و شماره رای دهندگان به این احزاب از پنج درصد کل جمعیت رای دهنده متجاوز نیست.
    در جوار اینها چندین حزب کوچکتر وجود دارند مانند حزب کمونیست(شیوعی) و یا حزب سوسیالیست و یا زحمتکشان و رنجبران و غیره و ذلک که تنها چیزی که در برنامه های آنها وجود ندارد پیروی از اصول سوسیالیزم و یا کمونیزم و یا جانبداری از طبقه زحمتکش است و هریک از آنها به نوعی به احزاب اصلی کرد وابسته اند و در سر سفره آنان تغذیه میشوند.
    در حال حاضر سه نیروی اصلی سیاسی در کردستان عراق وجود دارد که عبارتند از حزب دمکرات کردستان (پارتی) که عمدتا در استانهای اربیل و دهوک نفوذ زیادی دارد و در حدود 40 درصد آرای رای دهندگان را به خود اختصاص داده و به رهبری مسعود بارزانی سیاستگزار اصلی مسائل امنیتی و اقتصادی در کردستان به شمار میرود و بیشتر ماهیتی ناسیونالیستی داشته و در راه استقلال کردستان تلاش می کند. اتحادیه میهنی کردستان (یه کیه تی) به رهبری جلال طالبانی دومین نیروی سیاسی و تاثیر گذار در کردستان عراق محسوب میشود از لحاظ تئوریک بیشتر به اصول احزاب سوسیال دمکرات نزدیک بوده ولی در عمل دنباله رو اصول لیبرالیسم در اقتصاد است. حوزه نفوذ آن عمدتا در استان سلیمانیه و تا حدودی استان کرکوک بوده و در آخرین انتخابات پارلمان در حدود 20 درصد آرا را به خود اختصاص داده است.
    سومین گروه سیاسی کردستان جنبش تغییر (گوران) است که با انشعاب از یه کیه تی و تحت رهبری نوشیروان مصطفی از اعضای برجسته اتحادیه میهنی تشکیل گردیده و با سوار شدن بر موج نارضایتی ناشی از فساد اداری و مالی موجود در کردستان به سرعت توانست نیروهای بسیاری را دور خود گرد آورد. پس زمینه فکری نوشیروان مصطفی مارکسیسم بوده و رگه هایی از این تفکر را میتوان در شعارها و روندهای اجرایی این حزب مشاهده نمود هرچند بسیار کمرنگ و نه چندان واضح. در حال حاضر این جنبش میرود تا تبدیل به دومین گروه سیاسی در کردستان گردد و جای اتحادیه میهنی را که از نبود انسجام به دلیل بیماری و غیبت جلال طالبانی در ورطه ضعف است را بگیرد.
    قبل از هرچیز باید گفت که هیچیک از این احزاب اصلی فاقد برنامه ای منسجم در زمینه های سیاسی و اقتصادی هستند و دو حزب پارتی و یه کیه تی خود به دو بنگاه عظیم اقتصادی و مالی بدل شده اند که بیش از شصت درصد منابع مالی کردستان و فعالیتهای اقتصادی را در ید قدرت خود دارند و هیچ پروژه ی بزرگ اقتصادی نیست که این دو حزب در آن شریک نباشند. احزاب دیگر نیز به صورت کجدار و مریز در این امر شریک هستند حال به صورت حق سفره باشد و یا شراکت در پروژه های کوچکتر.
    هر یک از احزاب کردستان در درون خود با فراکسیون ها و شاخه های مجزایی مواجه هستند که آنها نیز در حال رقابت یا یکدیگر هستند و بطور مثال دو شاخه (بال) مجزا در پارتی. سه شاخه در یه کیه تی . دو شاخه در یه کگرتوو و دو شاخه در کومه ل به وضوح قابل شناسایی است که ریشه در عشیرت و ناحیه دارد.

    پاسخحذف
  6. دیپلماسی ایرانی به نقل از تابناک داراییهای بلوکه شدهٔ رژیم را یک «راز» میخواند که تخمین آن از ۶۰ میلیارد دلار تا ۱۸۰ میلیارد دلار در نوسان است.
    «راز» خواندن داراییهای بلوکه شده؛ از این نظر اهمیت دارد که بخش اعظم آنها نه به خاطر تحریمها؛ بلکه در مسیر پولشوییها در ترکیه و دُبی و کویت و لبنان و عراق و همچنین بانکهای اروپایی؛ در گلوگاههای دیگری گیر کرده اند و تعلیق تحریمها هم نمیتواند به آزاد شدن آن پولها کمک کند.
    امّا مسئلهٔ مهم این است که همهٔ اعضای ۱+۵ میدانند که این داراییها؛ واقعاً چقدر است؟ لذا پنهان نمودن آن نه به خاطر دور داشتن این داراییها از دید دشمن؛ بلکه برای پنهان کردن فساد مالی عمیق و گسترده ای است که از بیت رهبری تا دستگاههای نظامی و امنیتی و آقازاده ها و حتی «شوفر»هایی که بعدها و در مدتی کوتاه میلیاردر شدند از چشم ساکنین ایران پوشیده بماند . این مسئله تنها برای ساکنین ایران؛ به صورت «راز سر به مهر» باقی خواهد ماند.

    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1950199/%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C+%D8%A8%D9%87+%D9%86%D8%A7%D9%85+%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86+%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C+%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%A9%D9%87+%D8%B4%D8%AF%D9%87+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.html

    پاسخحذف
  7. کژدم چرا نتا نیاهو اینقدر جزع فزع می کند؟ یعنی ایران اینقد خطر ناک است؟ یا مشکل دیگری دارد؟یا نقش بازی می کند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      فیلم بازی نمیکند؛ از رژیم خامنه ای هم نمیترسد؛ بلکه میخواهد امتیازهای بیشتری بگیرد. اگر لابی اسرائیل (ایپک) بتواند با فشار و چانه زنی؛ اکثریت آرا را در مجلس آمریکا بر علیه توافق کنونی سازمان دهد. توافق هسته ای اگر هم به محاق ابهام نرود؛ به «غیبت صغری» خواهد رفت و مذاکرات یا باید تعطیل شود و یا «انگل فرزانه» باز هم عقب نشینی های بیشتری کند. این فقط اسرائیل نیست بلکه کشورهای حوزهٔ خلیج فارس نیز در این زمینه از لابیهای خود استفاده میکنند.
      لذا اگر حتی بتوانند این توافق را یک سال دیگر عقب بیندازند. ایران به نقطه بی بازگشت از نظر ساختار اقتصادی - اجتماعی خواهد رسید که سنگ روی سنگ بنا نشود.
      ناتانیاهو با همین جیغ و دادها و همچنین با داخل شدن کنگرهٔ آمریکا به ماجرای ارزیابی توافقنامه؛ توانستند رژیم اسلامی ایران را با ترسانیدن از «فیلتر کنگره» به دادن امتیازهای بیشتری بکشانند. اکنون مسئله این است که آیا باز هم میتوانند امتیازهایی بیش از آنچه که گرفته اند؛ بگیرند؟ یا نه؟
      ماجرا مثل این است که شما برای خرید یک قلم کالا؛ با فروشنده چانه میزنید و مثلاً قرار میشود که آنرا به ۱۰۴۵ تومان بخرید. امّا به بهانهٔ اینکه باید با همسرم صحبت کنم و او گفته بود که نمیتوانیم بیشتر از ۹۹۰ تومان بدهیم؛ خود را کنار میکشید. فروشنده هم که میبیند؛ اگر شما از مغازه خارج شوید؛ شاید «غیبت کبری» کنید. چه بسا حاضر شود تا ۵۵ تومان دیگر تخفیف دهد.
      امّا اگر فروشنده مشکل مالی داشته باشد؛ شاید حاضر شود که حتی جنس را کمتر از قیمت خرید نیز بفروشد. این بستگی دارد که شما چقدر از وضعیت فروشنده خبر دارید و چگونه بازی را به پیش میبرید؟

      حذف
    2. اگر حتی همهٔ این داستانها را فراموش کنیم؛ و گزارشی که رادیو فردا منتشر کرده است؛ درست باشد. ایران در ۲۰ سال آینده به نقطهٔ بی بازگشت از نظر «اکولوژیک» رسیده و به سرعت به سوی تبدیل شدن به کویر پیش خواهد رفت.
      فقط تصور کنید: کویر ایران با ۱۵۰ میلیون جمعیت.
      در چنین صورتی بخشهای وسیعی از ایران خالی از سکنه و بخشهای دیگر با تراکم جمعیت بسیار سنگین مواجه خواهند شد که میتواند آن مناطق را نیز به سرعت به کویر تبدیل کند.
      حال ناهنجاریهای اجتماعی فزاینده و غیر قابل کنترلی را که در اثر تراکم جمعیت وحشتناک بوجود خواهد آمد را نیز بر آن اضافه کنید.
      حال پرسش این است که میخواهید چنین ایرانی؛ چگونه حکومتی داشته باشد؟
      ۱- ولایت فقاهتی.
      ۲- جمهوری دموکراتیک لیبرال؟
      ۳- پادشاهی؟
      ۴- قبایل بدوی بیابانگرد آریایی نژاد سوسمار و ملخ خوار؟

      http://www.radiofarda.com/content/f8-iran-becomes-desert/27136704.html

      حذف
    3. اگر این خبر درست باشد؛ حزب اتلله لبنان نیز در حال رسیدن به همانجایی است که حوثیها اکنون در یمن به آن رسیده اند؛ یعنی: عقب نشینیهای گسترده.

      http://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2015/07/19/%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-175-%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-.html

      حذف
    4. حالا یک سئوال دیگر کژدم جان. سئوال قبلی را خیلی خوب و به رسایی پاسخ دادی. بقول بچه های این زمان دمت گرم! حالا بهم بگو جریان این خشکسالی وحشتناک در ایران به غیر از احمقی و بی بر نامگی اخوندای الاغ می تواند تابع برنامه ریزی پشت پرده هم باشد. ما می بینیم که کره شمالی هم به این نکبت بزرگ دچار امده. یعنی از اینرو که این دو کشور دو نکبت در این کره خاکی اند به این روز افتا ده اند یا بقول دستی هم در میانه می باشد؟

      حذف
    5. ناشناس گرامی
      فکر میکنم که منظورتان این است که با چوب دستی بلند ابرها را اینور آنور میکنند تا به یک جایی بباره و به بعضی جاها نباره.
      این نظریه منو به یاد کارتون پلنگ صورتی میندازه که یک ابر کوچک بالای سرش بود و با او حرکت میکرد و فقط بر روی سر او میبارید.
      اگر به ستون سمت چپ نگاهی بیندازید؛ نخستین مطلب مربوط به تاریخ ایران است که تیترش «با یکی از افتخارات و بزرگان جاوید نام ما (ا.و.گ.ا) آشنا شوید. در مقدمهٔ آن گفته ام که این تارییخ که در بارهٔ ایران نوشته شده است؛ نخستین نوشته ای از این دست است که بر مبنای علمی استوار است و منظورم از آن مبنای علمی؛ «پایان عصر یخبندان» بود که از حدود ۱۳۰۰۰ سال پیش آغاز گردیده است.
      اگر به شبه جزیرهٔ عربستان نگاه کنید؛ با اینکه شبه جزیره است؛ ظاهراً باید همه جای آن سرسبز باشد؛ امّا بخش اعظم آنرا کویر تشکیل میدهد. کشور کره هم شبه جزیره است. لیبی و مصر هم از ایّام باستانی همان کویر را داشته اند. بسیاری از کشورهای آفریقا نیز همینطور.
      شکست عصر یخبندان؛ املاح زیرزمینی؛ سطح سفره های آبهای زیر زمینی و دهها دلیل دیگر میتوانند عامل تولید کویر باشند. جهت وزش بادهای گرم و خشک و یا رطوبی و مسیر حرکت ابرهای باران زا که گاهی برای سالیان دراز ادامه می یابند میتوانند موجب خشکسالی شوند و یا بارندگیهای شدید میتوانند «مرداب زا» شوند. البته نوع ساختار خاک و جنس خاکها نیز در نگهداشتن آب در سطم و یا نفوذ آن به غارهایی که به سفره های آب تبدیل میشوند موثر باشند. امّا هر چه که هست؛ هیچ ربطی به «تئوری توطئه» ندارد. پاسخ من یک پاسخ فنّی دقیق نیست و باید از کسانی که رشتهٔ تحصیلی و حرفه ای آنها مربوط به زمین شناسی؛ کشاورزی؛ محیط زیست میباشد به این پرسش پاسخ دهند.

      حذف
    6. درود بر کژدم گرامی و دیگر دوستان،
      این پدیده چندان هم دور از دسترس انسان نیست. آن را HAARP می نامند:
      http://www.globalresearch.ca/haarp-secret-weapon-used-for-weather-modification-electromagnetic-warfare/20407
      برای آنکه کارکرد این پدیده را بیان کنم شاید بتوان گفت که این فنآوری در واقع یک دستگاه مایکروفر بزرگ است که از اتمسفر زمین به عنوان یک بازتابنده بهره می برد. با این دستگاه، می توانید هوای هر جایی از زمین را گرم کنید و این گرمایش، برای آنکه در آن مکان باران نبارد کافی است.
      در آغاز ، این پروژه (در آلاسکا) برای ایجاد انفجارهایی همچون انفجار هسته ای راه اندازی شد که منبع انرژی آن به جای هسته اتم، انرژی الکترومغناطیس بود ولی کم کم به کاربردهای دیگر آن هم پی بردند. برای ایجاد انفجار، این پروژه هنوز دقت کافی ندارد زیرا بازتابنده طبیعی امواج و شرایط دمایی هوای زمین همیشه قابل محاسبه دقیق نیست ولی برای گرم کردن هوای یک منطقه مانند یک کشور بزرگی مانند ایران نیاز به دقت چندانی نیست.
      با این دستگاه می توان هتا روی اعصاب مردم یک منطقه نیز اثر گذاشت. این همان کاری است که میدان مغناطیسی خورشید نیز با مردم زمین انجام می دهد. آمارهایی که از کنشهای میدانهای مغناطیسی خورشید در دست است (من این آمارها را در مجموعه دکتر ایرج ملک پور ، ستاره شناس نامدار دانشگاه تهران دیده ام) نشان از اثر مستقیم آن روی جنگ ها و رفتارهای اجتماعی و هتا میزان رشد محصولات کشاورزی دارد.

      حذف
    7. شناخت گرامی
      با پدیدهٔ «هارپ» آشنا هستم. ولی استفاده از این سلاح مانند استفاده از یک گلوله نیست. همانگونه که استفاده از گلولهٔ توپ و یا موشک نیز مانند استفاده از گلولهٔ تفنگ و یا اسلحهٔ کمری نیست. منظورم این است که هدف تعریف شده برای یک گلولهٔ تفنگ تک تیر انداز با هدف تعریف شده برای رگبار یک سلاح خودکار و یا توپ و موشک؛ با همدیگر فرق دارند. هدف تعریف شده برای سلاحی به نام «هارپ» بسیار گسترده تر از حتی یک بمب هسته ای کوچک در حد بمبهای ناکازاکی و هیروشیما است. باز هم منظورم این است که نمیتوان از این سلاح مانند نقل و نبات استفاده کرد و شاهد عواقب آن در «پاریس» و «نیویورک» نبود. تغییرات آب و هوایی مانند تصادم گلولهٔ توپ با یک ساختمان نیست و اثرات بسیار وسیعتری دارد. لذا من فکر نمیکنم که از این سلاح بتوان به صورتی گسترده استفاده کرد. همانگونه که از «شیمی درمانی» و یا حتی «آنتی بیوتیک ها» نیز نمیتوان به صورتی گسترده استفاده نمود.
      آنچه که «دانش نبرد» نامیده میشود؛ مانند گذشته ها نیست که سلاحی اختراع شود و از آن بلافاصله استفاده گردد.
      اگر «کارما» (باور هندویی) در رابطه با اعمال فردی «حواله به حپروت» باشد؛ در رابطه با «محیط زیست»؛ امری کاملاً اثبات شده است.

      حذف
    8. درست است کژدم گرامی،
      ولی قدرت طلبی غربیان گاهی فراتر از آن است که نگران محیط زیست زمین باشند. آنها در پرونده خودشان از این آسیب ها کم ندارند. فراموش نکنیم که آمریکا هنوز خودش زیر چتر پیمان کیوتو نرفته.
      مگر ساختن القاعده و داعش و جمهوری خمینی از سوی غربیان ، کم به محیط زیست زمین آسیب زده؟ یا آلودگی های الکترومغناطیس که هنوز هم مردم جهان به درستی از آن آگاه نیستند. اگرچه می پذیرم که برای نابودی کشورهایی مانند ایران همیشه نیاز به سلاح هایی مانند هارپ نیست.
      بیشتر مردم جهان هتا این را نمی دانند که خودروهای سواری سوای دود و گرمایی که گسیل می کنند اکسیژن می بلعند. شهرهایی همچون تهران یک بخاری غول پیکر هستند که مانع از بارش ابرها می شوند و تا چندین کیلومتری خودشان آب و هوای آنجا را دگرگون می کنند. من می توانم میزان انرژی گسیل شده فقط از تلفن های موبایل مردم تهران را محاسبه کنم تا مایه شگفتی بسیاری شود که چرا مغزهای آب پز شده ی مردم ما امروزه کارایی درستی ندارند. این گرما بسیار فراتر از آن است که روی آب و هوا نیز اثری نگذارد. یا گسترش بکارگیری کولرهای گازی که هر کدامشان بیش از یک کیلو وات ساعت مصرف دارند.
      من گمان می کنم هر جا که مردم دارای انرژی درونی پایین تری هستند انرژی بیرونی بیشتری مصرف می کنند و زمین زیبا هم در این میان قربانی می شود.

      حذف
  8. م.ر عزیز با سلام ضمن تشکر از شما بابت اشتراک گذاری اطلاعات شما در مورد مشکلات داخلی کردستان. باید بگویم که وقتی مساله صلاح الدین دمیرتاش و در کل روند تغییرات ساختاری در سیاست خارجی ترکیه را مطرح نمودم بیشتر بنا داشتم تا مشکلات خارجی کردستان و روند حرکت دشمنان خونین آن یعنی ترک های عثمانی را به بحث بگذارم حتما در جریان هستید که ماه گذشته یگان های مدافع خلق با پشتیبانی هوایی ائتلاف توانستند شهر تل ابیض رو از کنترل داعش خارج نمایند و در ضمن موفق به ایجاد اتصال بین سه کانتون کردنشین شدند در همین زمان بود که اردوغان رسما اعلام کرد که در صورت پیشروی کردها به سمت دریا که اکنون تنها 100 کیلومتر فاصله وجود دارد ارتش ترکیه وارد خاک کردستان خواهند شد و حتی صحبت از منطقه حائل نمودند از همین زمان بود که کردها در یک اقدام تاکتیکی از ادامه پیشروی منصرف گردیدند و به زعم من کردها مترصد زمان مناسب برای نهایی نمودن نقشه خویش هستند به باور من وقایع پیش آمده که برخاسته از شکست سنگین حزب اردوغان و ظهور پررنگ  کردها در معادله سیاسی ترکیه هستند فرصت مناسبی را برای یگان های مدافع خلق ایجاد خواهد کرد. به باور من زلزله سیاسی رخ داده در چینش نیروها در ترکیه  سبب خواهد شد که نیروهای دشمن کردستان در حاکمیت ترکیه همچون اردوغان در موقعیتی نباشند که بتوانند به سادگی از حربه ارتش ترکیه برای مقابله با خواسته های کردها استفاده نمایند سکوت این روزه کردها آرامش پیش از طوفان هست و به محض قطعی شدن تغییرات در کابینه ترکیه طوفانی از تغییرات در پیش خواهند بود که سیمای جدیدی را در خاورمیانه ایجاد خواهند نمود

    پاسخحذف
  9. علی میرزاخانی سردبیر دنیای اقتصاد در فیس بوک خود نوشت:
    دلارهاي بلوكه شده ايران چقدر است؟
    اوباما راست مي گويد يا سيف؟
    ١- باراك اوباما حجم دلارهاي بلوكه شده ايران را حدود ١٥٠ ميليارد دلار اعلام كرده و جناب سيف رييس كل بانك مركزي ايران حدود ٣٠ ميليارد دلار.
    ٢- اين تفاوت ١٢٠ميليارد دلاري باعث شده ملت هميشه در صحنه به جان هم بيفتند؛ گروهي بگويند ١٢٠ ميليارد دلار خرج همون "دكل"ها(!) شده و گروهي مدعي شوند كه دلارها هنوز آزاد نشده حدود ١٢٠ ميلياردش گم شد! جالب اينكه فرض پنهان هر دو گروه هم اين است كه حرف راست را اوباما مي گويد!
    ٣- آيا سيف دروغ مي گويد؟ يا اوباما دروغ مي گويد؟ پاسخ هر دو سوال منفي است و در واقع هم حرف اوباما با واقعيت منطبق است هم حرف سيف. اما تعريف مورد نظر اوباما از دلارهاي بلوكه شده با تعريف سيف متفاوت است.
    ٤- واقعيت اين است كه جناب سيف ذخاير ارزي بانك مركزي را كه حدود ١٠٠ ميليارد دلار برآورد مي شود در كتار برخي دارايي هاي مالي به عنوان دلارهاي بلوكه شده محاسبه نكرده است. شايد به اين دليل كه ذخاير ارزي بانك مركزي قابل خرج نيستند چون قبلا توسط دولت به بانك مركزي فروخته شده و ريال معادل آن توسط دولت دريافت شده است. اين ذخاير در واقع پشتوانه پول ملي است. خرج كردن دوباره اين دلارها به مفهوم آن خواهد بود كه دولت به زور اين ذخاير را از بانك مركزي بگيرد و تحويل آن را مشروط به دريافت معادل ريالي كند!! معامله اي كه قبلا انجام شده و انجام مجدد آن به معني چاپ پول بدون پشتوانه است كه شديدترين اثر تورمي را دارد.
    ٥- حال شايد اين سوال مطرح شود كه اگر فقط ٣٠ ميليارد دلار قابل استفاده است و مابقي ١٥٠ ميليارد دلار قابل خرج نيست چرا اوباما ١٥٠ ميليارد دلار ارز بلوكه شده را به رخ كشيده است؟ پاسخ اين است كه اگرچه دسترسي مجدد به ذخاير بانك مركزي فايده اي (البته فوايدي چون ضمانت وام و اعتبار به جاي خود باقي است) ندارد اما عدم دسترسي به اين دلارها بسيار خطرناك است چون اين دلارها ابزار اصلي بانك مركزي براي حفظ ارزش پول ملي است.
    ٦- نتيجه اين كه اگرچه فقط ٣٠ ميليارد دلار از دارايي هاي بلوكه شده قابل استفاده است، اما اهميت ١٢٠ ميليارد دلار مابقي هم كم از اين ٣٠ ميليارد دلار نيست. علت اينكه قبل از آمدن دولت روحاني، نرخ دلار در حال صعود بود به اين دليل بود كه ذخاير ارزي به عنوان ابزار تنظيم بازار ارز از دسترس بانك مركزي خارج شده بود و اگر بعد از آمدن دولت روحاني اين صعود متوقف شد به اين دليل بود كه انتظار بازار ارز در اين دو سال آزادسازي اين دلارها بوده است. به عبارت ديگر، بدون دسترسي به ذخاير ارزي، حفظ ارزش پول ملي غيرممكن خواهد بود و به همين دليل رفع تحريم دسترسي به اين ذخاير اگر از آن ٣٠ ميليارد دلار بيشتر نباشد كمتر نيست.
    ......................................
    کژدم جان فقط کافیست نتانیاهو مسیر دسترسی به دلارهای بلوکه شده برای چند ماه به تعویق بندازد انموقع ریق جمهوری اسهالی در خواهد امد!!!
    اراد

    پاسخحذف
  10. کژدم گرامي دويچوله المان خبرداده تروريستهاي داعش باسلاح شمييايي به مبارزين کردحمله کردنداينکه داعش موشکهاي شيميياي راازکجابدست اورده است جاي سوال داردامابه نظرمن مضنون اصلي ميتواندترکهاي عثماني باشندبهرحال ماجراي سوريه بسيارپيچيده شده است نظرشماچيست؟باسپاس مهراد

    پاسخحذف
  11. آيا بايد منتظر تقسيم‌بندی‌های بزرگی در جغرافيای سياسی جهان باشيم؟ در اين بلوک بند‌های نوين شاهد خيزش ژئوپوليتيکی چين خواهيم بود؟ استراتژی غرب درتقابل با چين و شکل‌گيری بلوک بندی‌های جديد چه خواهد بود؟
    استراتژی چين تاکنون اجتناب از تنش و روياروئی مستقيم با آمريکا بوده است. چين به توسعه و پيشرفت اقتصادی مشغول بوده و با بالا بردن ظرفيت اقتصادی خود و ايجاد پيمان‌های اقتصادی، آرام آرام به عنوان قدرتی قابل‌توجه در عرصه‌ی جهانی تبديل گرديده است. هرچند زمان طولانی می‌طلبد که چين قدرت ايالات متحده امريکا را به چالش بکشد. اما ايالات متحده آمريکا نمی‌تواند بپذيرد که کشوری در جهان سلطه بلامنازع آنرا تهديد نمايد. برای ايالات متحده آمريکا قابل قبول نيست که به عنوان قدرتی منطقه‌ای در گوشه غرب پاسفيک و يا در حول و حوش خود باقی بماند. بنابراين به نظر می‌رسد ايالات متحده آمريکا حتا در صورت ضرورت برای حفظ سلطه خود، دست به جنگ بزند. آنچه ايالات متحده آمريکا را به قدرت بلامنازع تبديل کرده است، موقعيت جغرافيايی، منابع زيرزمينی فراوان، مهاجرت نيروی کار تحصيل کرده و غيرتحصيل کرده، صدورسرمايه و تکنولوژی از اروپا در آغاز و مهم‌تر اينکه توانمندی فرهنگ پوپوليستی آن در تسخير ذهن و انديشه مردم در سطح دنيا و خوانايی آن با ذهنيت و خواسته‌های فرديت و آمال پوپوليستی مردم جهان می‌باشد.
    اکنون ايالات متحده آمريکا احساس می‌کند که چين نمی‌خواهد به سيستم ايجاد شده توسط آمريکا تن در دهد. ازآنجايی‌که دريا‌ها نقش عمده‌ای در تجارت جهانی بازی می‌کنند و صادرات چين و نيز واردات انرژی و مواد خام چين بيشتر از طريق درياها صورت می‌گيرد، بنابراين آمريکا تلاش می‌کند که کنترل خود را بر شاهراه‌های دريايی مستحکم نمايد. در اين ميان کنترل سه تنگه استراتژيک از اهميت وافری برخوردار است. اولی تنگه هرمز با ايجاد و افزايش پايگاه نظامی در کشور‌های حوزه خليج فارس، ديگری باب المندب با ايجاد پايگاه نظامی استراتژيک در جيبوتی و ديگری تنگه مالاکا در اندونزی با ايجاد پيمان آسيا-پاسفيک و محاصره چين در دريای جنوب چين می‌باشد. تا از اين طريق هم مانع عرضه انرژی به چين و هم محاصره نظامی چين در صورت بالا گرفتن درگيری در آينده بين ايالات متحده امريکا و چين گردد. علاوه بر اين کنترل منابع خام که نقش عمده‌ای در پيشرفت صنعتی و تکنولوژيک دارند نيز اهميت وافری يافته است. ايالات متحده امريکا با ايجاد مرکز نظامی دراشتوکارت آلمان در سال ۲۰۰۷ بنام (U.S. AFRICOM) که مرکز فرمان برای دفاع و عمليات در آفريقا است، به گسترش قدرت نظامی که اهدافی اقتصادی نيز دارد دست، زده است.

    پاسخحذف
  12. از آنجايی‌که بين توسعه و پيشرفت اقتصادی چين و توانمندی نظامی آن توازن نامتقارنی برقرار است. هر چند چين به توسعه و توليد نظامی خود دست زده اما برای ايجاد اين توازن به کمک‌های تکنولوژيک نظامی روسی نيازمند است زيرا که غرب تکنولوژی نظامی در اختيار چين نخواهد گذاشت. بنابراين چين و روسيه که هر دو عضو و نيز نقش راهبردی در سازمان همکاری شانگهای دارا هستند، می‌توانند در درازمدت، بين رشد اقتصادی و قدرت نظامی که لازم و ملزوم يکديگرند توازن برقرار نمايند.

    آيا تنها قدرت اقتصادی می‌تواند به چين کمک نمايد که به عنوان ابرقدرت ظاهر شود؟
    از آنجايی‌که که اقتصاد چين همان ديناميسمی را طی می‌کند که اقتصاد‌های ديگر سرمايه‌داری طی می‌کنند، و ديديم که در سال ۲۰۰۸ اقتصاد چين از بحران اقتصادی در کشور‌های مرکز (کشورهای غربی) در امان نماند. با فرض اينکه چين در دراز مدت دارای قدرت نظامی و اقتصادی بزرگی شود و از آمريکا و اروپا عبور نمايد. سئوال اين است که آيا چين از ابزار فرهنگی نوينی برخوردار خواهد بود که برای حفظ اين قدرت از آن برای تاثيرگذاری در حفظ مرکزيت خود بکوشد؟ و اگر آری کدامين فرهنگ پويا از سوی چين ارائه خواهد گرديد. و اينکه آيا چين اين فرهنگ را برگرفته از سنت کنفوسيوسی-بوديستی و تلفيق آن با گوشه‌های از فرهنگ مدرن امروزين متحول خواهد کرد و فرهنگی پويا به جهان ارائه خواهد نمود. و آيا اين فرهنگ نوين ارائه داده شده توسط چين همانگونه که فرهنگ غربی در قالب نرم‌افزاری دارای حالتی تهاجمی-تسخيری است، حالتی تهاجمی-تسخيری خواهد گرفت و مرز‌های جهان را در خواهد نورديد. يا اينکه از آنجايی‌که اقتصاد سرمايه‌داری دولتی چين که انباشت سرمايه شالوده آن و برای انباشت سرمايه، رشد اقتصادی مبنای آن است، در همين پاراديم موجود به حرکت خود ادامه خواهد داد. هر چند پاسخ به اين سئوال پيچيده و دشوار است، اما چين برای پايداری ابرقدرت اقتصادی شدن چاره‌ای جز نوآوری در حوزه فرهنگی نخواهد داشت. نوآوری فرهنگی بايستی در حوزه فرهنگ سياسی و نيز ديگر حوزه‌های نرم‌افزاری فرهنگ رخ دهد، وگرنه چين در همين نظم جهانی به مسير خود ادامه خواهد داده و به سختی خواهد توانست نقش ابرقدرت را در عرصه جهانی بازی نمايد.
    ...............................
    با عذر خواهی از زدن این پست نامربوط ولی به نظرم نکات جالبی را عنوان کرده در مصااحبه با دکتر غنی مجیدی
    اراد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اراد گرامی
      اصلاً هم نامربوط نیست. مسئلهٔ چین و روسیه نه تنها مسئلهٔ غرب است؛ بلکه باید مسئلهٔ همگانی باشد.

      حذف
  13. galaxy گرامی
    آنچه که در کردستان ترکیه در جریان است روندی به تمامی مجزا از کردستان عراق و سوریه را دارد و شواهد سر زمین چنین می نمایاند که تعیین تکلیف در این دو کشور به مراتب روند سریعتری از ترکیه و یا ایران خواهد داشت.
    شاید وجود منابع عظیم نفت و گاز در کردستان عراق(اگر کژدم دوباره اعتراض نکند) و نزدیکی این منابع به بازارهای اروپایی از یکسو و موقعیت ژئوپلتیک دو کردستان سوریه و عراق بر تسریع این روند بی تاثیر نباشد.
    آنچه که ما در میدان شاهد هستیم تلاش بر مرزبندی های جدید میان دو کردستان و مناطق عمدتا عرب نشین دارد که هم اکنون در دست داعش است. در حدود یکسال پیش که پیشمرگهای کردستان عراق و جنگاوران سوری توانستند پیشرویهای داعش را متوقف نمایند و از سد دجله و زوممار تا نقاط مرزی مابین دو کردستان را در ربیعه آزاد نمایند امید بر این بود که شنگال بزودی آزاد گردد. ولیکن به ناگاه پیشمرگهای کردستان عراق تا سد موصل نیروهای خود را عقب کسیدند و همینطور جنگاوران سوری نیز تا جاده جنوبی فیشخابور و تمامی مناطقی را که از داعش بازپس گرفته بودند به عشایر سنی آن مناطق واگذار نمودند.
    به نظرم آنچه که بیان نمودید ارتباطی با ترکیه و مخالفتهای آن کشور ندارد و بیشتر بر تعریف مجدد کشورها در این منطقه استوار است. در حال حاضر کردها فقط مناطقی را در اختیار دارند که عمدتا کردنشین هستند و تا کنون اجازه پیشروی به مناطقی را که بخش اعظم ساکنین آن عرب هستند را نیافته اند. حتی اگر در این مناطق به سبب سیاستهای عربی کردن صدام و یا اسد بافت جمعیتی تغییر کرده باشد. در حال حاضر به نظر میرسد که خطوط مرزی مابین مناطق کردنشین و سنی نشین و یا حتی شیعه نشین شکل گرفته است و نیروهای کرد در این خطوط مستقر هستند.
    پروژه های نفتی نیز وجود چنین سیاستی را تایید میکند. قبل از جریان داعش پروژه احداث خطوط لوله ای که گاز و نفت کردستان را از طریق ترکیه به دریای مدیترانه و به اروپا برسانند کلید خورد ولیکن این خطوط در نقطه سه گانه مرزی کردستان و ترکیه و سوریه متوقف شده و چنین به نظر میرسد که این خطوط نه از طریق ترکیه بلکه از طریق سوریه ادامه خواهند یافت. از سوی دیگر احداث پایگاههای نظامی آمریکا در کردستان عراق و انتقال بخشی از فعالیتهای اینجرلیک به این پایگاهها نمیتواند بی دلیل باشد.
    من فکر میکنم که پروسه ایجاد دولتی کردی در مناطق سوریه و عراق شتاب سریعی به خود گرفته و حتی اگر در مرحله اول بصورت دو کنفدراسیون مجزا ولیکن از نظر اقتصادی وابسته به یکدیگر شکل بگیرد قدم بزرگی خواهد بود.
    امروزه با کردهای سوریه در عراق نه به مانند پناهنده بلکه به مانند شهروندی رفتار میشود و از طرفی نیروی بطرگی از جنگاوران سوری جدا از سیستم موجود در عراق در حال شکل گیریست که مستقیما از طرف نظامیان آمریکایی سازماندهی و آموزش داده میشوند و زمزمه هایی از اعزام آنها به کردستان سوریه شنیده میشود.
    مخالفتهای اردوگان و احزاب ملی گرای ترکیه نیز نه با ایجاد چنین دولتی است بلکه مخالفت با وجود نیروهای وابسته به حزب کارگران ترکیه در چنین تشکلی است.
    مسائل موجود در کردستان ترکیه و کردستان ایران به دلیل تغییرات شدید دموگرافیک در این مناطق و تداخل فرهنگی بسیار شدیدتر به سادگی عراق و سوریه نیست و در حال حاضر نیز به هم ریختن سیستم سیاسی و جغرافیایی در ترکیه به نفع بازیگران نیست چون ترکیه یکی از اولین خاکریزها در برابر روسیه است.

    پاسخحذف
  14. آخه این نظر سنجی درسته. اسلام دیگه چه مزخرفیه!! http://farsi.alarabiya.net/fa/middle-east/2015/07/20/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%88-80-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF.html

    پاسخحذف
  15. کژدم جان، این خبر دبکا رو برای ما توضیح می دهید؟
    http://www.debka.com/article/24755/Israel-to-Ashton-Iranian-forces-mustn’t-be-allowed-to-dump-ISIS-on-Israeli-Golan-border

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      دبکا فایل میگوید که: مسئلهٔ توافق هسته ای مطلبی نیست که باید با اشتون کارتر در بارهٔ آن صحبت کرد بلکه در ملاقات اشتون کارتر و ناتانیاهو و موشه یعلون؛ مطلب و نگرانی مهم تری وجود دارد که باید مطرح شود.
      دبکا فایل این مطلب مهم را اینگونه توضیح میدهد که سپاه قدس و حزب الله لبنان تلاش میکنند؛ به شیوه ای با داعش مبارزه کنند که داعش را به مرزهای منطقهٔ جولان و مرزهای اردن هدایت کنند؛ تا اسرائیل با داعش درگیر شود. لذا از آقاس اشتون خواهند خواست که اگر نفوذی بر سپاه قدس در رابطه با جنگ با داعش دارد؛ این مسئله را به آنها گوش زد کرده و آنها را از این حرکت باز دارند. دبکا سپس می افزاید که این نگرانی با نخست وزیر انگلستان نیز در میان گذاشته شده است و آقای کامرون گفته است که نه آمریکا و نه انگلستان در رابطهه با داعش با رژیم اسلامی ایران همکاری نمیکنند و انگلستان بر اساس منافع خود دست به بمباران مواضع داعش خواهد زد. آقای کامرون همچنین به طرف اسرائیلی میگوید که به جای «ادا و اطوار» خودشان بر اساس منافع خودشان وارد جنگ شوند.
      سپس حبر ورود بدون اعلام قبلی «مارتین دمپسی» به عراق در ۷ جولای (همین ماه) و مطالعٔ وضعیت کنونی نیروهای عراق و آمریکایی برای آزاد کردن انبار؛ به عراقیها میگوید که آنها نیاز به نیروهای بیشتر آمریکایی ندارند.
      مارتین دمپسی سپس هدف اصلی جنگ در استان انبار را به این شکل توضیح مدهد:
      اکنون هدف این است که رمادی را کاملاً محاصره کنیم تا داعش نه قادر به اعزام نیروی کمکی به رمادی شود؛ و نه بتواند از رمادی خارج گردد.
      دبکا سپس نظر و تحلیل خودش را اینگونه عرضه میکند:
      بر روی کاغذ این دولت عراق است که با داعش میجنگد؛ امّا بر روی زمین این شبه نظامیان طرفداران رژیم ایلامی ایران و «حشد الشعبی» است که میجنگد. دبکا در ادامه می افزاید که پیامی که مارتین دمپسی با تعیین هدف جدید در رابطه با رمادی فرستاد؛ در اسرائیل و عربستان و اردن خوانده شد.
      دبکا فایل سپس تفسیر خودش از این داستان را از زبان مارتین دمپسی چنین بیان میکند: دمپسی با این سخنش گفت که مهم نیست چه بر سر امنیت ملّی شما ها می آید؛ ... ما به رابطهٔ خودمان با سپاه قدس پشت نخواهیم کرد.

      نظر کژدم:
      دبکا فایل دارد آسمان ریسمان میبافد و در حال آشپزی برای تایید نظریهٔ آقای ناتانیاهو است. هیچک یک از بازیگران منطقه ای به جز رژیم اسلامی ایران در نبردهای سوریه و عراق حضور مستقیم ندارد و من فکر میکنم که آقای کامرون پاسخ خوبی به طرف اسرائیلی داده است: « اگر منافع ملّی دارید؛ به جای ادا و اطوار؛ وارد جنگ شوید» (یعنی: از دیگران نخواهید که برای منافع ملّی شما بجنگند).
      مطالب اینگونه وبسایتهای اطلاعاتی و امنیتی باید با دقّت بسیار خوانده شود.
      مطالب اینگونه وبسایتها؛ بخشی از نبرد تبلیغاتی بزرگی است که جملات آن با دقت انتخاب میشوند.
      البته این امر مختص دبکا فایل نیست و در رابطه با وبسایتهایی از این نوع؛ همهٔ شان سر و ته یک کرباسند. این قصّه ها را برای من و شما مینویسند؛ ولی اگر بتوانید سخنان خصوصی آنها را شنود کنید؛ خواهید دید که ماجرا بسیار پیچیده تر از اینها است که گفته و یا شنیده میشود.

      اگر توانستید «شطرنج بازی پیدا کنید که بتواند در یک صفحهٔ شطرنج بزرگ که ۱۰ بازیکن و ۱۰ رنگ از مهره ها را دارد؛ بازی هیجان انگیزی مانند بازیهای اسپاسکی و فیشر را به نمایش بگذارد .... خواهید توانست فردی را پیدا کنید که بر اساس تجزیه وتحلیل همهٔ رازهای نهانی بازیهای بزرگ سیاسی را بگشاید و همه چیز را به روشنیِ دیدنِ خورشید؛ به سمع و نظر خوانندگان و بینندگانش برساند».
      امّا در مجموع میتوان گفت که:
      ۱- عده ای میخواهند داعش در سوریه و عراق زمینگیر شود.
      ۲- عده ای میخواهند تا داعش به سوریه برود.
      ۳- عده ای میخواهند که داعش از سوریه خارج شده و به عراق و جاهای دیگر مهاجرت کند.
      ۴- عده ای میخواهند که داعش ........

      در بازی شطرنج با ۱۰ بازیکن؛ خواسته ها نیز بسیار زیادند. برخی خواسته ها استراتژیک؛ بعضی ها میان مدّت؛ بعضی بر اساس موقعیت مشخص با طول عمر کوتاه و .....

      فکر میکنم که در چنین وضعیتی هر کسی بتواند؛ داستان دیگری ؛ با زاویهٔ دید دیگری مانند داستان دبکا فایل ببافد.

      حذف

  16. www.radiofarda.com/content/f3-turkey-explosion/27138275.html
    با درود،
    تحلیل شما از این خبر چیست؟
    این که داعش در ترکیه نزدیک کوبانی عملیات انتحاری انجام دهد چه معنی دارد؟ یا اینکه حمله ربطی به داعش ندارد؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      لینکی که فرستاده اید باز نمیشود. اما اگر منظورتان انفجار سوروچ در ترکیه است؛ داعش عملیاتهای سفارشی زیادی انجام میدهد که به طور عمده توسط «میت» (سازمان امنیت ترکیه) سفارش داده میشوند. از قربانیان عملیات نیز میتوان فهمید که دست چه کسانی در کار است.
      اینگونه عملیاتها را نباید به دادگاه کشانید. باید به طور مستقیم پاسخ داد.

      حذف
    2. لینک خبر:

      http://www.radiofarda.com/content/f3-turkey-explosion/27138275.html

      حذف
  17. کژدم گرامي نظرشمادرموردحمله شميياي داعش به مبارزين کرد چيست خبرگزاري ديچوله ديروزاين خبررامنتشرکرداياامکان داردکه ترکيه عثماني اين موشکهاي شميايي رادراختيارداعش قرارداده باشد باسپاس

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      این امکان نه تنها وجود دارد؛ بلکه چراغ سبز رژیم انگلهای صفوی حاکم بر ایران را نیز نباید از نظر دور داشت.

      حذف
  18. کژدم گرامی
    روزنامه کیهان طی مقاله ای به بررسی توافق نامه (برجام) و تبعات تصویب آن در شورای امنیت نشسته است که یکی از جالبترین و تحلیلی ترین مقالاتیست که به این امر پرداخته است. هرچند که شورای امنیت برجام را تصویب نموده و کاری از شریعتمداری و امثالهم ساخته نیست ولیکن به بحث در مواردی می پردازد که دور از عنوان گفتار شما نیست.
    "توافق هسته ای کلاهی بر سر مردم ایران است" البته مقصود از مردم را خود میتوانید تعبیر کنید.
    http://news.gooya.com/politics/archives/2015/07/199856.php

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی
      مشکل شریعتمداری و دلواپسان و در رأس آنها «انگل فرزانه»؛ این است که نمیخواهند اعتراف کنند که: ماجرای هسته ای سرمایه گذاری بر روی «کاشتنِ باد» بود. همانگونه «کربلا کربلا ما داریم می آییم» بود و همانگونه که همهٔ سیاستهای «مزدور پروری» این اوباشان که «عمق استراتژیک» مینامند؛ سرمایه گذاری بر روی «کاشتن باد» بود.
      در تاریخ نوشته های من این کلاه نه در توافق هسته ای؛ بلکه از همان روز نخستین که این اوباشان به دام «عبد القدیر خان» افتادند؛ بر سرشان رفت و «پروژهٔ خاتمی» که ظاهراً توانست کارهای زیرزمینی اتمی آنها را پوشش دهد و به قول شمپانزهٔ مشهور به «باشگاه اتمی» پیوستند؛ در «پروژهٔ امام حسن» به «محصول و زمان برداشت» رسید.
      اوباشان و دار و دستهٔ «شریعتمداری باور» در ماجرای «بحرین» نشان دادند؛ که «کفن پوشی» آنها از بندر عباس فراتر نمیرود و دست سپاه قدس و انگل فرزانه خوانده شد.
      به سحنان کنونی «انگل فرزانه» و «دلواپسان» اگر اشتباه نکنم ؛ «عرّه گوز» میگویند. این نام را پدران ما بر روی اعمال کسانی نهاده اند که همیشه عربده میکشند و در نهایت از شدّت فشار میگوزند و به «امام حسن فداکار» که «زندگی خود را برای آسایش دیگران فدا کرد» میرسند(تعبیر خاتمی شیّاد از امام حسن زنبارهٔ خیکی).

      حذف
  19. با درود/ اسکورپین گرامی. لینک زیر را چتور ارزیابی میکنید/ دام سازمانهای اتلاعاتی ملاها نباشد؟ ضمنن بینهایت ممنون از مقالات بسیار زیبا و پر مفهومتان. https://www.change.org/p/a-tous-les-peuples-de-l-iran-et-tous-les-citoyennes-de-monde-entier-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-to-all-the-peoples-of-iran-and-all-over-the-world-as-ci-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-le-r%C3%A9gime-de-mollah-en-i?recruiter=45714103&utm_source=share_petition&utm_medium=copylink

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اگر ترکیب جمعیتی جهان به همینگونه که هست بماند؛ ۹۸ در صد «انسان سان بی مصرف» و «یک ممیّز ۲ درصد شارلاتان تیزهوش» و «۸ دهم درصد نابغه».....
      «خرافه زدایی» خودش یک «خرافه» خواهد ماند.
      این وبلاگ دام رژیم نیست.
      بلکه به «خرافاتی»هایی که میخواهند «خرافه زدایی» کنند تعلق دارد.

      حذف
  20. کژدم گرامی
    برای من بود و نبود توافق هسته ای چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند و وضعیت به گونه ای است که این توافق ارزش چندانی را در بر ندارد. من نیز بر این باورم که این توافق نتیجه بازی است که ابر فرمانروایان با این دارودسته و ملت متوهم به انجام رساندند بازی کاملا هدایت شده و به قول شما در راستای کنترل بحران. حال در این بازی چه غم که عبدالقدیر خان و امثالهم در چین و روسیه و بلاروس و کره شمالی نیز سهمی از سفره ملاها برگیرند و همینطور شرکتهای اروپایی و آمریکایی که مصالح کنترل شده این بازی را به چندین برابر قیمت به آقایانی که در توهمی بس عظیمتر از ملتشان به سر میبردند قالب کنند.
    پایان بازی است که جالب است و این پایان در سخنان مایوسانه شریعتمداری و لاف زدن های زورکی فرزانه و عربده های خر رنگ کن روحانی و ظریف خود را به خوبی نمایان می سازد.
    دل من به حال ملتی می سوزد که خود نمیدانند چه بر سرشان آمده و قرار است چه بر سرشان آید و تصور می کنند که با این توافق تمامی رنجها به پایان رسیده و قرار است امام زمان ظهور کند و وضع بشود به مانند زمان شاه.
    متن این توافق به مانند تسلیم بلاقید و شرط است و فروختن ملک و ملت به پشیزی.
    ابر فرمانروایان با این توافق شرایطی را به این ابلهان تحمیل نموده اند که یادآور شرایط تسلیم ژاپن و آلمان در خاتمه جنگ دوم جهانی است.
    از این متاسفم که همگان شکر به جای می آورند که نفیر جنگ از پهنه سرزمینشان دور شده و من بالعکس فکر میکنم که در نوردیدن خاک این سرزمین بسیار نزدیک است.
    مقاله شریعتمداری از لحاظی بسیار روشنگر است و به مکاتی اشاره میکند که کس آنرا نمی بیند و یا جرات اشاره به آنرا ندارد.
    مهم این نیست که انگل فرزانه و دارودسته آنها بدانند که پروژه هسته ای و صدور انقلاب و هلال شیعه تماما "کاشتن در باد" بوده است چون مطمئنم آنها بخوبی بر این موضوع واقفند. مهم آنست که این ملت باید بپرسد که چرا در چنین وضعی است؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی
      من معتقد نیستم که رژیم میدانسته است که تمامی سرمایه گذاریهایش؛ برای «کاشتن باد» است. آنها فکر میکردند که: درست است که «در باد میکارند»؛ امّا تلاش میکردند که جهت وزش باد را تغییر دهند و یا در برابر مسیر باد؛ موانعی ایجاد کنند.
      مشکل رژیم اسلامی در همینجا بود که «باد کاشتن» را تصور نمیکرد؛ بلکه فکر میکرد که «در باد میکارد».
      میگویند: «انکه باد میکارد .... توفان درو میکند».
      زمانی که توفان آغاز میشود؛ همه چیز را در هم میشکند.
      توفان از «بحرین» آغاز شد.
      کفن پوشان به خودشان ریدند..... استشهادیون ماستها را کیسه کردند.
      قایقهای تندرو تبدیل به ابزاری بی مصرفی شدند که حتی به درد ماهیگیری هم نمیخورند ..... موشکهای نقطه زن یخ زدند و همانگونه که سالها پیش گفته بودم: «موشکهایی که هرگز شلیک نخواهند شد». هر چند که نوشته رنگ و بوی زمان خویش را دارد و بخشی از مطالب آن اکنون «نا مأنوس» هستند؛ امّا بخشهای دیگری از این نوشته؛ گویی که دیروز نوشته شده است.

      http://kajdoum1.blogspot.com/2011/11/blog-post_18.html

      گاهی به خودم میگویم:
      هی ... کژدم!!
      چرا اینقدر تکراری مینویسی؟
      مگر ۵ سال پیش نگفته بودی؟

      حذف
  21. رفتار رژیم ایدئولوژیک - دینی کنونی ایران در طی این 36 سال، تکرار کاریکاتورگونه‌ی آخرین شاه (واقعی) ساسانی است. خسرو پرویز ساسانی می‌خواست قلمروی ایران را به سطح قلمرو هخامنشی برساند - چیزی که شرایط تاریخی‌اش از بین رفته بود- که به نابودی ایرانشهر منجر گردید؛ و رژیم دینی کنونی در صدد بود تا قلمرو و مناطق نفوذ خود را به سطح امپراتوری ساسانی برساند!! موردی که باز هم شرایط تاریخی‌اش از بین رفته است. تلاش‌های رژیم اسلامی ایران در عراق (میانرودان)، لبنان، فلسطین، یمن و افغانستان برای ایجاد مناطق نفوذ در همین راستای ایدئولوژیکی قابل توجیه است.

    حال ببینیم که رژیم دینی ایران سی و هفتمین سالش را چگونه پشت سر خواهد گذاشت!

    توافق هسته‌ای ایران با غرب، شکست‌ِ سیاست‌های ایدئولوژیکی رژیم دینی است. این شکست، یک شکستِ نظامی، اقتصادی و سیاسی است؛ شکستی که علی‌رغم شکل متفاوتش در گوهر خود تفاوتی با شکستِ ایران از بیزانس در سال 628 میلادی ندارد.
    ............................
    ب بی نیاز (داریوش)

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. داریوش گرامی
      در نوشتهٔ شما ۴ اشتباه بزرگ وجود دارد.
      ۱- در دورهٔ ساسانیان ساختار اقتصادی و اجتماعی غالب؛ همانی بود که در دوران هخامنشیان بود و هنوز پدیده ای به نام «تولید صنعتی» و «بانکداری» به عنوان ۲ پارامتر مهم به چرخهٔ اقتصاد که بتواند جامعه را باز تعریف کند و حتی بر آلات و ادوات جنگی تاثیر بگذارد؛ وارد نشده بود.
      ۲- خسرو پرویز آخرین بازمانده از مجموعهٔ «اسپرمهای مقدس» بود که از کشتار قباد جان سالم به در برده بود. لذا برای پادشاهی به تنها چیزی که نیاز داشت؛ «لیاقت» بود که آنرا هم نداشت.
      ۳- شما نقش ویرانگر و تکفیری «صنف انگلی زرتشتی» را در نظر نمیگیرید.
      ۴- شما چشم خود را بر نقش ویرانگر سلسلهٔ ساسانی در رابطه با «اشکانیان» را نیز که یک واقعیت تاسف بار تاریخی است میبندید که نشانگر «اندیشهٔ عشیره ای» حاکم بر افکار ساسانیان بود و چه بسا به همین دلیل بود که نتوانستند آن اتحادیهٔ بزرگ زمان کوروش و داریوش را زنده کنند. دورهٔ ساسانیان دورهٔ شورشها و سرکوبها بود و «صنف انگلهای زرتشتی» در آن سرکوبها نقش بزرگی بازی میکردند.

      رژیم انگلهای صفوی مسلک؛ تکرار ساسانیان نیست؛ بلکه کاریکاتور «سلسلهٔ ننگین صفوی» است.
      مشکل حاکمیت «انگلهای صفوی مسل» کنونی این است که ساختارهای اقتصادی و اجتماعی به شدت تغییر کرده است. از همین روی است که «انگل فرزانه»؛ تبدیل به «کاریکاتور ناشیانهٔ شاه عباس» میشود.

      حذف
    2. با تشکر از کژدم عزیز/ اگر همین الان این صفویان بجهنم واسل شوند و حکومت را به زرتشتیان که ملت احمق دنبال آنان هستند بدهند/ بلایی سر ملت انسان سان مزدور ایران میارند که بروند دوباره ملاهارو رو بیارند.{ مغز علیلشون حکومت دیگه ایرو بیاد نمیاره که دوباره بیاره.}متاشفم برای این ملت جلبکی. منم یکیشونم. !!! دین یعنی همین/ نابودی و استثمار ملتها/ همشون روحانی نماهایی داره که کارشون فقت خوردن و پشگل اتداختن به قبر پدر دیوسشونه/ و وراجی و شهوت رانی. همین و بس.

      حذف
  22. مادرقحبه های عثمانی؛ پای در جای پای «انگل فرزانه» مینهند و مانند او در گور «شکست استراتژیک» دفن خواهند شد.

    http://www.radiofarda.com/content/f12-turkey-denies-turning-blind-eye-to-isis/27141062.html

    پاسخحذف
  23. کژدم گرامی
    مقصود من این نبود که رژیم از ابتدی میدانست که در حال کاشتن در باد است. ولیکن اکنون بسیاری از دست اندرکاران این سیرک به این مفهوم رسیده اند و اینکه مهره های خود را در راستایی به حرکت درآوردند که برایشان آماده شده بود.
    هم اکنون نیز چیزی تغییر نکرده آنکه سودای حکومت شیعی در جهان را داشت در کابوسی همیشگی به سر میبرد که از یکسو خشم مردم اگر رمقی برایشان مانده باشد و از سویی دیگر خشم نیروهای درونی و معتقد خود را که احساس بازی خوردن دارند از دروغهایی که به خوردشان داده اند.
    غرب با کمترین هزینه به خواسته های خود رسیده است.
    - برای لا اقل پانزده سال بازیچه اتمی را از دست آقایان به در آورده.
    - با به رسمیت شناختن حق غنی سازی نزدیک به چهار درصد بطور غیر مستقیم کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس را نیز ترغیب به چنین موضوعی می نماید که هزینه تامین تکنولوژی مورد نظر از جیب آقایان و سودش در جیب اربابان است.
    -به تمامی کسانی که چشم امیدی به آقایان داشتند عملا نشان داد که تمامی ادعاهای رژیم چیزی جز باد هوا نیست.
    - به ملت ایران نیز این پیام را رسانید که از شما حرکت و از خدا برکت و تا در خواب خرگوشی خود فرورفته اید آش همین آش است و کاسه همین کاسه.
    توافق اتمی بزرگترین شکست استراتژیک رژیم صفوی بوده که دومینوی این شکستها کاملتر نیز خواهد شد.
    توافق ااخیر بخوبی نشانگر این امر است که انگل فرزانه و سپاه به لبه ای رانده شده اند که نه راه پس موجود است و نه راه پیش و آنچه را که از نتانیاهو و جمهوریخواهان میشنویم تماما موزیک متن است و در عمل آنها نیز از این وضع خوشحال.
    شاید سخنان اخیر سلطان بندر بیجا نباشد که پیش بینی آینده ای تاریک و نبردهای بزرگی را در خاورمیانه می نماید.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی
      من با در گیومه گذاشتن دو مفهوم «کاشتن در باد» و «باد کاشتن» میخواستم بگویم که این دو مفهوم با همدیگر فرق دارند و من این دو مفهوم را از نظر ترکیب کلمات؛ اشتباه نگرفته ام.
      رژیم انگلهای صفوی مسلک میدانست که : «در باد میکارد»
      امّا نمیدانست که «باد میکارد».
      اگر این دو مفهوم را با هم ترکیب کنیم؛ این جمله بدست خواهد آمد:
      «انگلهای صفوی؛ باد در باد میکاشتند».
      نتیجه اش هم همینی میشود که میبینید:
      بعد از شامورتی بازیها و راز ورزی های جادویی که دلارهای بلوکه شده را چیزی بین ۲۶ تا ۱۸۰ میلیارد دلار (تفاوتی کوچک مانند تفاوت اندازهٔ کیر موش و کیر اسب) تخمین زدند؛ تا «مغزهای تهی و دهانهای گشاد دلار نفتی خوار» را برای هزارمین بار بگایند. البته موفق هم شدند.... باور ندارید؟
      از مغزهای حزبلبلی ها بپرسید.....

      حذف
  24. هرچند که اینکار «بهترین خودکشی» نیست؛ امّا میتواند «بهترین پوزش یک مادرقحبه» باشد. اگر در ایران نیز «مادر قحبه ها» اینگونه پوزش میخواستند .... شاید راهی برای نجات پیدا میشد.

    http://www.bbc.com/persian/business/2015/07/150717_toshiba_boss_resign

    امّا مشکل اینجاست که: «مادرقحبه های حاکم بر ایران» همهٔ شان «مادرجنده های مقدّس» هستند.

    پاسخحذف
  25. جناب کژدم درود به شرافت شما : محمد نوریزاد ! آیا محمد نوریزاد را که در حال حاظر من شاهد بودم(البته به صورت رهگذر ) مستقیما رژیم را وخصوصا خامنه ای را زیر سوال برده و وب سایتی به نام خود دارد که کامنت گذاران نظر های خود را بر علیه رژیم میگذارند ازایشان چه شناختی دارید و چگونه تا بحال رژیم وی را زنده گذاشته استدعا مینمایم نظر شریف خود را در مورد ایشان اعلام فرمایید با کمال تشکر و احترام .

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. M.F گرامی
      زمانی که از «شرافت» آغاز کردید؛ حتماً انتظار پاسخی در حدّ «شرافت» هستید.
      من معتقدم که باید یک «چیز حد اقلّی» را باید به هر نامی که بخوانید؛ مانند «شرافت»؛«انسانیت»؛ «خدا»؛ «سنگ»؛ «سگ»؛ «گربه» و ... را به عنوان «انچه که فصل الخطاب راستگویی» است را باید داشته باشیم و آنرا به هیچ عنوانی و تحت هیچ شرایطی؛ «آلوده» نسازیم؛ تا زمانی که مثلاً کسی گفت: «به سگ سوگند که دروغ نمیگویم»؛ بدون چون و چرا؛ از او پذیرفته شود. شاید این سخن یک «ایده آل دست نیافتنی» باشد؛ زیرا ما میبینیم که در «آمبولانس»ها نیز تسلیحات حمل میکنند و چنین میپندارند که «دشمن را فریب داده اند»؛ در حالی که در واقع به «مقدسات» ریده اند... به همین دلیل است که آمبولانسها نیز مورد حملهٔ نظامی قرار میگیرند.
      امیدوارم که منظور مرا فهمیده باشید.
      در مورد آقای «نوریزاد»؛ باید به صورتی «شرافتمندانه» بگویم که به خاطر بازیهای کثیف اطلاعاتی - امنیتی که رژیم انگلهای صفوی مسلک؛ با استوانه های «شرافت» و «اعتماد» انجام داده است؛ من نمیتوانم آقای «نوریزاد» را تأیید و یا تکذیب کنم. نمیتوانم تأیید کنم؛ زیرا ایشان به «بیت انگل فرزانه» مربوط بوده است و چه بسا که همچنان نیز مربوط باشد و نقش «سوپاپ اطمینان» و «فریب مردم» را به عهده داشته باشد.
      یا اینکه از آنچه که تا کنون بر علیه این آب و خاک و فرزندان آن انجام داده است؛ واقعاً پشیمان است.
      زمانی که فلسفهٔ «جعفرصادقی» مبنی بر «دروغ بگویید و به هر بی شرافتی دست بیازید تا کیان آل محمد را پاس بدارید»؛ بر اندیشهٔ «ساکنین شیعهٔ ایران» حاکم است؛ نمیتوانم در بارهٔ این شخص؛ نظر بدهم.
      نه به خاطر ترس از موجودی حپروتی و بیمار روانی که «الله» نامیده میشود؛.... بلکه به خاطر شرم دیدن روی خویش در آیینه.

      حذف
  26. کژدم گرامی
    بالاخره در جمله ای و در جواب یکی از دوستان به پارتیان (اشکانیان) اشاره ای نمودید ولی در مقایسه اشکانیان و هخامنشیان نباید نکته ای را از نظر دور داشت.
    هخامنشیان امپراتوری متحد ایران را نه بر ویرانه های یک کشور بلکه بر مجموعه هایی مشخص ولیکن جداگانه بنا نهادند و توانستند این مجموعه ها را با یکدیگر هماهنگ و متشکل نمایند.
    پارتیان امپراتوری دوم ایران را بر ویرانه های بجای مانده از سلوکیان و بر پایه اقوامی بنا نهادند که میرفت آخرین بارقه های امید در آنها خاموش گردد.
    هرچند اطلاعات تاریخی کمی از اشکانیان و روش حکومتداری آنان در دست است ولیکن همین اندک نیز نشانه هایی از وجود سیستمی حکومتی بدست میدهد که بر پایه تساوی حقوق کلیه اقوام ایرانی و بر مبنای آزاداندیشی و آزادگی بنا گردیده بود و توانست بزرگترین امپراتوری آنزمان یعنی روم را از سرزمین های ایرانی دور کرده و حکومتی متحد از کلیه اقوام ایرانی را فراهم آورد.
    گاه فکر میکنم که ارزش کار پارتیان اگر بیش از ارزش کار پارسیان نباشد کم از آنها نیز نیست.
    در مورد ساسانیان سخن شما لب مطلب است و دخالت دادن انگل مغ ها در امور حکومت و به کارگیری اصول حکومتداری بر پایه بخشی از اصول تغییر شکل یافته دین زرتشت که برای اکثر اقوام غیر پارسی قابل هضم نبود زمینه را برای تسلط تازیان فراهم نمود.
    بگذریم و اینکه ارشک های دیگری پیدا خواهند شد که انسانی نو را در سرزمین پارت ها تعریف کنند؟ و یا باید فقط گفت "آرشی پیدا نخواهد شد امی - کشکی اسکندری پیدا شود.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی
      دو سوگ در درون من است:

      ۱- سوگ مادها.(بنیانگذاران ایران)
      ۲- سوگ اشکانیان. (نجات دهندگان ایران)
      این دو سوگ آغاز و انتهای تمامی ناله های «نِی» است

      حذف
    2. سوگ مادها به خاطر سلسلهٔ ننگین صفوی؛ که بنیانگذاران ایران را از تاریخ ایران نه تنها زدودند؛ بلکه با کثیفترین اندیشه های تازی پرستانه با آنان رفتار نمودند .

      سوگ اشکانیان؛ به خاطر اینکه افکار عشیره ای ساسانی و به کمک «انگلهای زرتشتی»؛ نجات دهندگان ایران از زیر سلطهٔ سلوکیان را؛ از تاریخ ایران زدودند.

      من سوگ هخامنشیان را ندارم؛ زیرا هرگز انکار نشدند و هرچه بر سر تمدن هخامنشی آمد؛ نتیجهٔ حماقتهای سران خودشان بود.

      حذف
  27. کژدم گرامي جمهوري اسلامي خودرابراي مرگ خامنه اي ومرحله سوم عمرحکومت خوداماده ميکندبراي همين ازکسايي ماننده نوريزادوزيباکلام براي شستشوي مغزي مردم استفاده ميکندکه بتوانندعمرنحس خودرابيشترکنندتاجايي که زيباکلام درمناظرهاي تلويزيوني خودحتي ازاسلام انتقاد ميکندمطمين باشيدکه ازادي بيان دادن به دوموجود حساب شده است

    پاسخحذف
  28. طبق اخبار منتشر شده در وبسایتهای اطلاعاتی-امنیتی؛ جبهة النصرة و جیش الاسلام؛ در رابطه با نبردهای آینده بر علیه رژیم اسد و حزب الله لبنان در منطقهٔ «غوطهٔ شرقی» به توافق رسیدند. جیش الاسلام یک جبههٔ متحد از جهادگرایان سلفی مسلک است که تخت حمایت مستقیم عربستان میباشد.
    به نظر من؛ این توافق میتواند برای منافع رژیم انگلهای صفوی بسیار نگران کننده باشد.

    پاسخحذف
  29. هرچند که اینکار «بهترین خودکشی» نیست؛ امّا میتواند «بهترین پوزش یک مادرقحبه» باشد. اگر در ایران نیز «مادر قحبه ها» اینگونه پوزش میخواستند .... شاید راهی برای نجات پیدا میشد...... بی انصاف نباش کژدم. اینا نا سلامتی می خواهند همه جای دنیا را مثل انجای مادرشان درست کنند. چرا دوزاریت کج است.

    http://www.bbc.com/persian/business/2015/07/150717_toshiba_boss_resign

    امّا مشکل اینجاست که: «مادرقحبه های حاکم بر ایران» همهٔ شان «مادرجنده های مقدّس» هستند.

    پاسخحذف
  30. من فک کنم اینا همه چیزرو در لوزان تضمین داده اند. حتی مسل کوبا رابطه با امریکا. گر چه به اراجیف حزب روده هیچ اطمینانی نیست. http://www.pyknet.net/1394/09tir/32/page/motahari.php

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      در پاسخ به پرسش شما؛ باید بگویم که برخلاف دید عمومی و حتی برداشت «خود روشنفکر پنداران» که عده ای هوادار (هیچکارگان) نیز در اطراف خود دارند؛ چیزی به نام «مذاکرات هسته ای بین رژیم اسلامی ایران و ۱+۵» هرگز وجود نداشت. بلکه آنچه که در واقع وجود داشت؛ «مذاکره میان اعضای ۱+۵ برای تعیین سهم خود از کیک گربه نشان» بود. اوباشانی مثل ظریف و یا عراقچی که نمایندهٔ تمامیّت رژیم ننگین صفوی (اعم از اصلاح طلب و خامنه ای طلب) تنها نقش «گربه های سر سفره» این مذاکرات بودند؛ تا ببینند که «کدام پس ماندهٔ سفره» به آنها میرسد.
      این است واقعیت عریان و بدون شیر و شکلات «مذاکرات».
      اگر میبینید که شورای امنیت به سرعت تشکیل جلسه میدهد و قطعنامهٔ جدید صادر میکند و ظاهر امر نیز این است که تحریمها برداشته شوند. واقعیت امر این است که این قطعنامه درست در همان روزی که قطعنامهٔ ۵۹۸ تصویب شد و کون خمینی را بدون وازلین گایید؛ صادر شد. اکنون ساکنین آریایی نژاد شیعه مسلک و خاک بر سر ایران میتوانند بروند و ضریح خمینی را برای «بر آورده شدن حاجاتشان» لیس بزنند.
      این تمامی داستان در این بخش بود. ولی ادامهٔ داستان در جاهایی دیگر ادامه دارد و هر روزه خبرهای شکستهای پیاپی رژیم انگلهای صفوی را در جبهه های دیگر خواهید شنید و «خود روشنفکر پنداران» و کونیهایی مانند «حسن عباّسی» نیز؛ نانشان در روغن است و برایتان داستان «بیژن و منیژه» خواهند نوشت.

      حذف
  31. ترکيه به مرحله آشفتگي امنيتي رسيده است!

    1.هجوم سلاح به خیابان های استانبول
    2.اعلام اتحاد علوی ها و کردهای ترکیه علیه اردوغان
    3.پ ک ک اعلام کرد که آش بس با دولت را لغو خواهد کرد
    4.تنش بی سابقه در مرز ترکیه با سوریه
    5.شعله ور شدن آتش در 19 شهر ترکیه

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      پیش ترها گفته ام که اگر کردهای ترکیه ۳۰ درصد جمعیت ترکیه را تشکیل میدهند؛ میتوانند زندگی «ترکهای عثمانی نژاد پرست» را به جهنم تبدیل کنند.
      اگر امروز این کار را نکنند؛ در فرداها به این نتیجه خواهند رسید که این یک «ضرورت» است (فکر میکنم معنی ضرورت را خوانندگان قدیمی این وبلاگ میدانند) و گرنه درد و رنج آنها پایانی نخواهد داشت و سرنوشت آنان را بازیهای بین المللی خواهد نوشت.
      PKK نیز باید اندیشه های فرسوده و عهد بوقی و استالینیستی خود را به کناری نهاده؛ و خود و مردم سرزمین کردستان را برای آماده شدن برای روبرو شدن با آیندهٔ «فراصنعتی» آماده سازد.

      حذف
    2. حرکت تبلیغاتی و بی محتوای PKK در به عهده گرفتن مرگ ۲ پلیس امنیتی ترکهای عثمانی (میت)؛ را نباید به عنوان یک حرکت مبارزاتی پذیرفت. PKK با این حرکت در مقیاسی بسیار کوچک میخواهد مردم کردستان ترکیه را فریب بدهد و خود را تنها سازمان مبارز مطرح کند. امّا واقعیت این است که PKK مانند سپاه قدس؛ ترسو تر از آن است که «کفن پوشانش از لبهٔ سواحل بندر عباس» فراتر نرفتند.
      PKK اگر واقعاً میخواست کاری بکند؛ باید در برابر هر نفر از کشته های «سوروچ»؛ ۱۰ پلیس ترک عثمانی را به دَرَک میفرستاد.
      PKK دیر زمانی است که مرده است و مانند یک سوسک در تار عنکبوت «دیپلماسی» و وحشت از اروپا؛ گیر کرده است.
      هر دو جناح PKK چه آنهایی که به «خایه لیسی اردوغان» روی آورده اند؛ و چه آنهایی که به دروغ «نمیخواهند سلاحشان را بر زمین بگذارند»؛
      سر و ته یک کرباسند.
      نوکری «این و آن» به نام «دیپلماسی» تا کی؟
      خاک بر سرشان.

      http://www.bbc.com/persian/world/2015/07/150722_an_turkey_bombing_suspect

      حذف
  32. https://youtu.be/xEYBLstJIY8?list=PLdWKvr_v4l3mgHZSl2QmpPnY5gBYOQTIu

    پاسخحذف
  33. ملت نرفتن بیرون خوشحالی کنن برای توافق
    به هر علتی مردم دوس دارن برن بیرون این عقده هاشون رو بریزن بیرون یکم رقص کنن
    یه روز بهانه فوتباله یه روز والیبال یه روزم توافق

    پاسخحذف
  34. کژذم عزیز چی شده. نکنه این آروغ خان ترس ورشداشته با امریکا یکم راه اومده و چی پشت پرده بمباران داعش توسط ترکهاست. نکنه میخان گندیرو که چندروز پیش زدن و حداقل 40 نفر کشته شده. ماست مالی کنن این ترکها.؟ http://www.iranpressnews.com/source/189186.htm

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اسکورپین گرامی جواب ناشناس بالا رو فراموش کردیها!!!

      حذف
    2. ناشناس گرامی
      به ناشناس بالا چه بگویم؟
      بگویم: نه؟ یا... بگویم: آره؟
      ترکهای عثمانی و یا هر حکومت دیگری؛ نیازی به پاک کردن حرکت چند روز پیش خود ندارند.
      لذا؛ اگر عمیقتر فکر کنید بهتر است.

      حذف
  35. با درودی مجدد خدمت جناب کژدم :متن سوالی را که ازسرکار عالی پرسیده بودم و جواب آن عزیزو یک کامنت گذار دیگر را در سایت جناب نوریزاد کپی کردم البته با پوزش ازشما بابت تغییرات کوچکی که در آن انجام شد وجواب جناب نوریزاد ......در آینده میگم !
    7:08 ق.ظ / جولای 24, 2015
    جناب نوریزاد با سلام / متنی که در زیر می آید پرسش کامنت گذاری در یک سایت بوده در مورد شما و جوابیه صاحب سایت و یکی از کامنت گذاران . لطف بفرمایید حتما پاسخی در انتها بگذارید که سخت به آن محتاجم با تشکر وافر….و لطفا سانسور نشود !
    X.Y
    جناب ……… درود به شرافت شما : محمد نوریزاد ! آیا محمد نوریزاد را که روزها من شاهد بودم (البته به صورت رهگذر ) مستقیما رژیم را وخصوصا خامنه ای را زیر سوال برده و وب سایتی به نام خود دارد که کامنت گذاران نظر های خود را بر علیه رژیم میگذارند ازایشان چه شناختی دارید و چگونه تا بحال رژیم وی را زنده گذاشته استدعا مینمایم نظر شریف خود را در مورد ایشان اعلام فرمایید با کمال تشکر و احترام .
    پاسخ ………………………………………………………………………
    دوست گرامی جناب
    X.Y
    زمانی که از «شرافت» آغاز کردید؛ حتماً انتظار پاسخی در حدّ «شرافت» هستید.
    من معتقدم که باید یک «چیز حد اقلّی» را باید به هر نامی که بخوانید؛ مانند «شرافت»؛«انسانیت»؛ «خدا»؛ «سنگ»؛ «سگ»؛ «گربه» و … را به عنوان «انچه که فصل الخطاب راستگویی» است را باید داشته باشیم و آنرا به هیچ عنوانی و تحت هیچ شرایطی؛ «آلوده» نسازیم؛ تا زمانی که مثلاً کسی گفت: «به سگ سوگند که دروغ نمیگویم»؛ بدون چون و چرا؛ از او پذیرفته شود. شاید این سخن یک «ایده آل دست نیافتنی» باشد؛ زیرا ما میبینیم که در «آمبولانس»ها نیز تسلیحات حمل میکنند و چنین میپندارند که «دشمن را فریب داده اند»؛ در حالی که در واقع به «مقدسات» گند زده اند… به همین دلیل است که آمبولانسها نیز مورد حملهٔ نظامی قرار میگیرند.
    امیدوارم که منظور مرا فهمیده باشید.
    در مورد آقای «نوریزاد»؛ باید به صورتی «شرافتمندانه» بگویم که به خاطر بازیهای کثیف اطلاعاتی – امنیتی که رژیم انگلهای صفوی مسلک؛ با استوانه های «شرافت» و «اعتماد» انجام داده است؛ من نمیتوانم آقای «نوریزاد» را تأیید و یا تکذیب کنم. نمیتوانم تأیید کنم؛ زیرا ایشان به «بیت //// فرزانه» مربوط بوده است و چه بسا که همچنان نیز مربوط باشد و نقش «سوپاپ اطمینان» و «فریب مردم» را به عهده داشته باشد.
    یا اینکه از آنچه که تا کنون بر علیه این آب و خاک و فرزندان آن انجام داده است؛ واقعاً پشیمان است.
    زمانی که فلسفهٔ «مقدس نمایان» مبنی بر «دروغ بگویید و به هر بی شرافتی دست بیازید تا کیان مثلا متدین را پاس بدارید»؛ بر اندیشهٔ «ساکنین شیعهٔ ایران» حاکم است؛ نمیتوانم در بارهٔ این شخص؛ نظر بدهم.
    نه به خاطر ترس از موجودی حپروتی و بیمار روانی که «اول » نامیده میشود؛…. بلکه به خاطر شرم دیدن روی خویش در آیینه.
    ………………………………………………………………..
    X.Y…. گرامي جمهوري اسلامي خودرابراي مرگ خامنه اي ومرحله سوم عمرحکومت خودآماده ميکندبراي همين ازکسايي ماننده نوريزادوزيباکلام براي شستشوي مغزي مردم استفاده ميکندکه بتوانندعمرنحس خودرابيشترکنندتاجايي که زيباکلام درمناظرهاي تلويزيوني خودحتي ازاسلام انتقاد ميکندمطمين باشيدکه ازادي بيان دادن به دوموجود حساب شده است
    خوب جناب نوریزاد امیدوارم که مشتاقان را قانع بفرمایید . با سپاس.
    ———————————-
    سلام دوست گرامی
    این مصاحبه را بشنوید: http://www.nurizad.info/blog/26403

    پاسخحذف

  36. جناب کژدم ازابتدا میخواستم به صورت خصوصی برای آن جناب ایمیل بزنم ولی فکر کردم که شاید در سایت کامنت بگذارم بهتر است . از اینکه وقت شما را میگیرم پوزش میخواهم .سی و شش سال است که حکام کثیف جمهوری ننگین اسلامی بر جان ومال وناموس ما ایرانیان چنگ افکنده و هر غلطی که میل نا مبارکشان میخواهد به سر ما نازل میکنند و به خاطر عدم انسجام عمومی و ترس مردم ازدنیای باقی که در افکار مردم چنان فرو رفته که بیرون آوردن آن محال مینماید و آخوند جماعت از این حربه سود های کلان برده و میبرد و به این سادگی ها دست ازسر ایران و ایرانی بر نمیدارند . من قبلا با نام دیگری برای آن جناب کامنتی گذاشتم و جواب گرفتم که به وقت آن به شما اعلام میکنم که حتما مرا به خاطر خواهید آورد قصد من ازپرسشی که ازحضرت عالی کردم کپی آن در سایت جناب نوریزاد فقط و فقط این بود که شاید نقطه مشترکی بین افکار گران سنگ آن عزیزو جناب نوریزاد پیدا شود . لذا ازحظور جناب عالی استدعا مینمایم به سایت چناب نوریزاد سری بزنید و تفحصی بنمایید بنده هم ازابتدا به ایشان شک داشتم و در حال حاظر متاسفانه به هرکسی نمیتوان زیاد ازحد اطمینان داشت و ایشان هم مستثنا نیست امید که فتح بابی باشد برای انسجام بیشتر مردم گرفتار در چنگال آخوند و شاید شاید روزنه ای بسیار کوچک بازشود بازهم برایتان کامنت میگذارم .با احترام .M.F (جناب کژدم این قسمت را اگر صلاح دانستید حذف بفرمایید) درضمن ظاهرا ازتعداد مجاز کلمات کامنت عبور کردم و مجبور شدم طی دو مرحله کامنت بگذارم باز هم پوزش .

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. M.F گرامی
      پوزش لازم نیست. این مطلب یکی از مسائل اپیدمیک جنبش است. نه بی ربط نوشته اید و نه به کسی فحش داده اید.
      به طور ساده رفته اید سراغ بخشی از اصل مطلب که اگر اشتباه نکنم؛ «جنبش» نامیده میشود.

      حذف
  37. هرچه خواستید بگویید ... فقط نگویید که «کاندوم» در کار نبوده است و «رهبر فرزانه» را به یاد «سوزش ها» نیندازید.

    http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150724_l45_iran_iaea_deal_najafi

    پاسخحذف
  38. گر چه بقول کژدم گرامی شاید منحرف کردن بحث باشه . اما چون به هسته ای مربوط میشه با اجازه؟ بد نیست یک نگاه سرسری به لینک زیر اتداخت. http://www.iranpressnews.com/source/189231.htm

    پاسخحذف
  39. کژدم، به نظر تو، آیا جمهوری اسلامی موفق میشه رویای جنون آمیز افزایش جمعیت رو محقق کنه؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      اگر در حاکمیت بماند؛ حتماً اینکار را خواهند کرد. حکومت شیعی ایران از همان روز نخست؛ کارش «سرمایه گذاری بر روی فقر» بوده است.

      حذف
    2. حبه انگور

      کژدم جان

      اتفاقی که داره میافته، خارج از حیطه توانایی امثال من و شماست که بخواهیم اسمش رو بذاریم مبارزه با ظلم و جور

      خودت هم اعتراف کردی که توافق 5+1 با ایران، در حقیقت توافقی بین شش کشور بود بر سر تقسیم منافع در ایران و طرف ایرانی فقط می بایست نقش امنیتی و تامین کننده شرایط را ایفا کند، در غیر اینصورت، ایران اسلامی، بای بای

      گام اول فقر آفرینی هم با موفقیت کامل اجرا شده.... بی ارزش کردن پول ملی، برقراری رکود، کشیدن پول ها به بانک

      گام بعدی، نابود سازی پولهای در بانکه و گام آخر، بدهکار سازی ایرانی هاست و این یعنی، افسار زدن به حاکمیت و بستن الاغ ها به درخت

      قرار دادهای راستی آزمایی 10 تا 25 ساله هم، برای تضمین سرمایه گذاری های بلند مدتی، منجمله همین تولید مثل نیروی کار ارزانه تا چینی دیگر خلق شود، ولی کنترل شونده تر

      چون از مسلمان احمقتر و آن هم مدل شیعی وجود نداره

      جاییکه هنون منتظر ظهور امام زمانه

      موفق باشی

      حبه انگور

      حذف
  40. حبه انگور

    سلام بر کژدم

    بنده چند روزیست که موی دماغ نوری زاد شده ام، و درست مثل شما، ایشان هم از مقابله صریح طفره رفته تا الان.

    همچنان رو مخش هستم و اگر بخواد باز هم طفره بره، بدون شک، سوپاپ اطمینانه و در بهترین حالت، یک دیوانه بی آزار.

    کژدم جان، کسی که ادعایی میکنه، باید بتونه بر سر مدعاش بمونه!

    بنده رو باز میکنم

    وقتی شما ادعای بصیرت کردی، با تاکتیک خودم، مچ شما رو گرفتم و مشت شما برای من باز شد که اونقدرها یی هم که ادعا میکنید، نیستید!

    نوری زاد هم همینطور، با سئوالاتی که ازش پرسیده ام، یا دم به تله میده، یا مثل شما پست ها رو دلبخواهی نمایش میده و نمیده، بعدش میگه، گوگل تلاش شما رو برای دور زدن من شناسایی کرده، پس شما یک تهدید هستید!

    زهی خیال باطل


    با این وجود، کژدم جان، بنده با کلیات ایده های شما موافقم، بلکه قدری اختلاف سلیقه داریم که اون هم ناشی از ایدئولوژی هامون میتونه باشه!

    مثلاً بنده به گذشته افتخار نمیکنم، چون بهش دسترسی نداشته ام
    به آینده هم افتخار نمیکنم، چون بهش دسترسی ندارم

    اما تلاش میکنم که جامعه بهتری داشته باشیم، تا از حال لذت ببریم و همه اینها در برملا کردن حقه های کثیف شارلاتانها و شارلاتانیسم، ممکنه

    بنده در تلاش هستم که تیشه به ریشه اسلام بزنم، کاری که شاید ضربه آخر بشه اسمش رو نهاد و کاری ترین ضربه

    بعد از اون، نوبت باقی ادیان است، اما چه کسی باور کنه و چه کسی باور نکنه، دین اسلام به راحتی نزول قرآن، قابل نابود شدنه، بطوریکه هیچ جوره دیگه کسی نتونه برهان خلف بیاره و ردش کنه
    درست عین جن و بسم الله، که وقتی جاری بشه، تمامی طلسم ها خواهد شکست

    چیزی تو مایه های عصای موسی کژدم

    خوش باشی

    حبه انگور

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. حبه انگور گرامی
      از اینکه ۵ بار نظرتان را فرستادید؛ سپاس
      امّا همین نظر را یکبار دیگر با دقت بخوانید. آیا چیزی به جز کلّی گویی چیزی در آن میبینید؟
      کدام پرسش شما را طفره رفته ام؟
      در ضمن اگر نوشته های من نشان میدهد آن چیزی نیستم که ادعا میکنم (تا کنون هیچ ادعایی نکرده ام)؛ بهتر است وقتتان را با این وبلاگ تلف نکنید.

      حذف
    2. حبه انگور

      سلام بر کژدم

      بنده از بچه 2 ساله هم ایده می گیرم!

      نکته دقیقاً اینجاست که:

      دوستان خدا، ممکن اند در اوباش!

      پس خوش باش

      حبه انگور

      ------------------------------
      پی نوشت

      عصای موسی، جام مقدس، اسم اعظم، شاه کلید، جام جهان نما، جن و بسم الله و...................همگی اسم رمز هستند و کلی گویی

      پس جواب های، هوی است و چیزی که عوض داره، گله نداره

      اما بنده بجای عصای موسی، شاه کلید دارم، شاه کلید واقعی، عین ارباب حلقه ها

      این شاه کلید رو تا حالا تو سوراخ خیلی ها فرو کرده ام، همگی باز شده قفلشون

      عصای موسی، فقط تو دست موسی کار آیی داره

      و شاه کلید، فقط تو دست حبه انگور

      و این یک رازه و قرار نیست که این راز رو غیر از اونایی که باید، بفهمند، برای همین بهش میگن کلی گویی

      حذف
    3. حبّهٔ انگور گرامی
      چیزی هست که به آن میگویند: «کوچه دادن». ماجرای نوریزاد و پرسش بهانه ای بود که وارد شوید و سخنرانی کنید و برای اینکه تنور را گرمتر کنید؛ مدعی شدید که نظرات شما سانسور شده و یا منتشر نشده اند.
      حال همه نظرات شما را دیدند و به گوش جان شنیدند. همه به درجات مشعشع دانش سیاسی و کیمیا و سیمیا و لیمیا پی برده و با یک «هوی» شما همگی نامسلمان گردیدند.
      اگر باز هم به «بافتن لاطایلات» ادامه دهید؛ در کوچه بسته میشود و به قول خودتان بهتر است از «شناسهٔ دیگری استفاده کنید» و یا اینکه:
      به خانهٔ خود «باشگاه خبرنگاران جوان» باز گردید.

      حذف
  41. در ضمن، بنده با فیلتر شکن tor کار میکنم

    حبه انگور

    پاسخحذف
  42. کژدم گرامی درود بر شما |. کامنت گذاری که خود را حبه انگور نامیده مدعی شده که با یکی دو پرسش به افکار گرانسمگ آن گرامی و جناب نوریزاد پی برده و بالا تر ازآن مدعی شده گذشته و آینده را هیچ کاری دارد و بالا تر ازآن بازهم مدعی شده که در حال تلاش برای ریشه زدن به عسلام و کمک به مردم است وهمین که به کامنت های گذشته و جواب های شما بزرگواران یعنی نوریزاد و کژدم عزیز نگاهی نیفکنده و مسلما هیچ شناختی هم ندارد کافی است که پی به افکار مشعشعشان پی ببریم . در همین جا به ایشان ودیگر عزیزان توصیه میکنم که به کامنت هی گذشته جناب عالی و نوریزاد مراجعه کنند تا بهتر پی به مبارزات بی امان هردوی شما عزیزان (با اینکه با هم از نظر دید گاه زاویه دارید ) شوند . با احترام .

    پاسخحذف
  43. ضرورت آغاز مقاومت مسلحانه در ایران
    http://iranglobal.info/node/48888

    پاسخحذف
  44. دنیا را به لجن کشیده اند
    از یکسال قبل تا همین یک هفته گذشته احزاب وابسته به پ ک ک در کردستان سوریه در هماهنگی با نیروی هوایی آمریکا و متحدینش علیه داعش ایفای نقش میکردند و برای آمریکا عزیز بودند اما بعد از چرخش دولت ترکیه برای حل بن بست و بحعنوان “جنگ با داعش”، که هدفی جز سرکوب اعتراضات اجتماعی، ایجاد محدودیت و سرکوب فعالیت احزاب سیاسی برای برون رفت از بحرانهایش را در بر ندارد، از سوی آمریکا و متحدینش مقبولیت پیدا کرده است. جالب این است که نمایندگان سرمایه داری جهانی و منطقه ای جنایت “سوروج” را بسیار زیرکانه به حاشیه راندند. انگار نه انگار آنان جوانان و شهروندان پرشوری بودند که به قصد بازسازی منطقه ای که در سایه سیاست همین دولتها از جمله دولت ترکیه به ویرانه تبدیل شده بود عازم آنجا بودند. واقعا چه اسمی میتوان روی این گذاشت؟. مشاهده این روند بجز سیاست رذالت و پستی سران این دولتها پیرامون این وقایع، اسم دیگری نمیتوان روی آن گذاشت. اوج کثافت و رذالت سران دولتها آنجا است که با یک چرخش سیاسی مقطعی برای حل بحران، بانیان، مسببین و خالقین تروریسم جهانی و منطقه ای تبدیل به “فرشته عدالت” میشوند، مجاز و محق شمرده میشوند که تحت عنوان جنگ با تروریسم اوج تروریسم دولتی را بکار بیاندازند و جان و زندگی مردم، خانه و کاشانه و هستی اشان را با بمب و باروت درهم بکوبند. تف به نظام و سیستمی که مهره ها و گرداننده گانش اینگونه اوج توحش و بربریت را علیه انسانیت بنمایش میگذارند...

    پاسخحذف
  45. دنیارو امریکاو ............... به لجن کشیدن. https://rowzane.com/content/abdol-golparian/article=38293

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      مشکل آقای «عبدل گلپریان» این است که فکر میکند: دنیای سیاست؛ «خانهٔ خاله» است.
      دنیای سیاست؛ دنیای «شارلاتانهای درنده» است.

      حذف
  46. درودکژدم گرامي MFعزيزمن همان خواننده اي هستم که توضيح ناقصي درباره زيباکلام ونوريزادنوشتم سپاس ازشماکه به اين مسعله مهم واردشديدوکامنت مرادرسايت نوريزادکپي کرديدمن به شماوخوانندگان محترم وکژدم گرامي پيشنهادميکنم که حتمن مقاله عباس خوسروي فارساني رادرسايت خودنويس بانام دوره پساخامنه اي رابخوانيدانگاه جواب خيلي ازسوالهاي خودتان رادرباره نوريزادوشامورتي بازيهاي جمهوري اسلامي راخواهيدگرفت باسپاس .........تهراني

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. تهرانی گرامی
      شناختن شامورتی بازیهای رژیم ننگین صفوی یک طرف قضیّه است و فقر فرهنگ سیاسی؛ طرف دیگر داستان است.
      اگر فقر فرهنگ سیاسی نباشد؛ هزاران زیبا کلام و نوریزاد نمیتوانند تاثیرگذار شوند.
      مشکل بسیاری از گروههای اپوزیسیون این است که فکر میکنند که رژیم انگلهای حاکم شیعی مسلک؛ دچار «فقر فرهنگ سیاسی» هستند. این مسئله در رابطه با «بازی با بزرگان» و «تصویر بزرگ آینده» درست است. امّا رژیم در رابطه با «بازی کردن با افکار عمومی و اپوزیسیون» دچار «فقر فرهنگی» نیست. رژیم اسلامی حاکم بر ایران؛ از زمان مسافرت نخستین «اکبر بهرمانی» به «درگاه کرملین»؛ از «گاو بودن» خارج شد و نیروهای خود را تحت آموزش نیروهای رسمی و غیر رسمی (کرایه ای و یا اجیر شده KGB ) قرار داد.
      همهٔ ما اکنون میبینیم که «خوک پروار کرهٔ شمالی»؛ چگونه با مردمش رفتار میکند. امّا هرگز از خود نمیپرسیم که «چگونه میشود چنین رفتاری را همچنان ادامه داد؟».
      مهم ترین مشکل بسیاری از «خود روشنفکر انگاران» و «خلقی ها» این است که به «انسان سانها» ارزشی در حد «انسان» میدهند و «مشکل اصلی» از اینجا آغاز میشود.
      سیستم «انگلی» در تمامی چهره های آن؛ دهها سده و چه بسا هزاران سال است که «انسان سانها» را میشناسد و از آنها به نام «مقلّد» یاد میکند که شایسته ترین نام برای آنهاست.
      امّا زمانی که یک «روشنفکر خلقی» پدیدار میشود؛ سازی گوشخراش مینوازد و میگوید : «خلقها تاریخ را ساخته اند».
      من میگویم: بله .... همانگونه که «گاوها» به گاو آهن بسته شده و زمین را شخم میزنند.
      پرسش این است که آیا «گاوهای شخم زن» بودند که «کشاورزی» را کشف و شیوه های آنرا «اختراع» کردند؟
      یک «خود روشنفکر پندار» باید به این پرسش پاسخی پراگماتیک بدهد و تا زمانی که نتواند چنین پاسخی داشته باشد؛ نه از «شارلاتانها» و نه از «گاوها و گوسفندها و خران» شناختی واقعی نخواهد داشت.
      نتیجه اینکه:
      آنکه نمیداند؛ خودش «گاو» است.
      آیا دیده اید که یک «گاو» بتواند گلّه های گاوها را به سوی هدفی مشخص هدایت کند.
      روشنفکری که خود نیز؛ اهدافش را بر پایه های نادرست بنا کرده است و نمیخواهد با «ساختار طبیعی و واقعی گاوها» برخوردی «صادقانه (از نظر علمی» داشته باشد .... خودش نیز یک «گاو» میماند.
      آنچه که «رهبری» نامیده میشود؛ نیاز به شناخت موجوداتی دارد که «رهبری» میشوند و اگر با این موجودات با نامهایی برساخته بر اساس «نگاه نخستین و پالایش نشده» مانند «مردم» و «خلق» برخورد شود. نتیجه اش همینی است که در سراسر دنیا میبینید. به نظر من حزب توده بهترین نام را برای این موجودات برگزیده بود و آنها را «توده» میخواند.

      حذف
    2. تهرانی گرامی
      طبق آمار رسمی؛ اکثریت کسانی که با «ختنهٔ زنان» نه تنها موافقند؛ بلکه «زن ختنه نشده» را «ناقص» میدانند؛ مردان نیستند؛ بلکه «زنان» هستند.
      به این میگویند «گلّه». حال میخواهید اسمشان را «انسان» بگذارید .... فقط خود را فریب داده اید و هزاران سال؛ شما و یا «نیمه بیدارانی مثل شما»؛ کارشان «کلیک» کردن و «لایک» و «دیسلایک» زدن خواهد بود.
      یعنی:
      به حاشیه نشستگان

      حذف
    3. و این هم به دلیل کنترل جنسی دختران جوان هست، چون زنان و به خصوص زنان بعد از سن ۲۵ می دانند هیج قدرتی برای رقابت در مقابل یک دختر ۱۵-۲۵ ندارند. به همین دلیل سعی میکنند تا می توانند به وسایل مختلف فرهنگی،‌قانونی، سرزنش داخل گروهی (گله) و... این قدرت را در دختران جوان کنترل و مهار کنند. و قبایلی که که این شرایط حکم فرماست. ترک مرد خانواده به سمت یک دختر جوان به معنی مرگ قطعی و یا زندگی بسیار سختی برای زن پیر (‌۲۵+) می باشد.

      حذف
  47. زنان نه٫ زنان مؤمنه....

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی

      گاوها هم «نر» دارند و هم «ماده».
      اگر «ماده گاوها» با «ختنهٔ ماده گاوها» دلخوش هستند؛ «گاوهای نر» هم با «فاطمیون» بازی و «کربلا کربلا ما داریم میاییم» ... دلخوش هستند.
      نتیجه اینکه:
      در نهایت زیاد فرقی نمیکند. .... و خواهند گفت:
      همه اش تقصیر آمریکا و انگلیس و صهیونیسم است.
      از گاو.. چه نر و چه ماده؛ چه انتظاری دارید؟

      حذف
  48. در ضمن مناطق کرد نشین ماشاالله بیشترین امار ختنه زنان را دارند...

    پاسخحذف

  49. اگر این ادعا واقعیت باشد
    دولت خود مختار کردهای سوریه
    در آینده نزدیک اعلام می شود! http://www.pyknet.net/1394/08tmordad/06/page/syrie.php

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      این خبر به احتمال بسار قوی درست است؛ حال چه با نشست سلیمانیه و یا بدون آن؛ حتماً دیدارهایی میان سپاه و اتخادیهٔ میهنی و یگانهای مدافع خلق انجام گرفته اند. البته قصد رژیم اسلامی این است که جای پای جدیدی در بازیهای آینده برای خود دست و پا کند. یگانهای مدافع خلق و یکه تی نیشتمانی و پ.ک.ک؛ بازندگان این بازی خواهند بود.

      حذف