ه‍.ش. ۱۳۹۴ فروردین ۲۶, چهارشنبه

روند چرخش «انگل فرزانه» از «امام حسنی شدن» به «چه گوارا»

«انگل فرزانه» نخست در این «رویای افیونی» که ساخته و پرداختهٔ «اتاقهای جلق فکری» بود به خوردش داده  بودند سِیر و «طیّ العرض» میکرد که «دُرّ و گوهرش» را به بهایی بیشتر از «آبنبات چوبی» خواهند خرید. ذِق و وِق «۱۹۰ هزار سو» نیز در همین ردیف بود. ولی «امام حسن بنفش» و «ظریف بیچاره»؛ تنها «لیسیدن کاترین اشتون» برایشان باقی ماند. ۱۹۰ هزار سو؛ به ۵ هزار و چند عدد تبدیل شد؛ که بود و نبودش فرقی نمیکند و در مجموع «تکنولوژی پر طمطراق هسته ای حق مسلّم ماست» در حال تبدیل شدن به «تخت جمشید و طاق بستان و زاینده رود خشک شده» است که تنها به درد «سیزده بدر رفتن» میخورد.
شکستهای پیاپی رژیم در ماجرای عراق و بیرون انداخته شدن «سگهای زنجیری انگل فرزانه در عراق» (عصائب اهل الحق و سازمان بَدر) و تبدیل شدن آنها به «نوکران مجانی ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا»؛ «رهبر فرزانهٔ همهٔ مسلمانان جهان» را به این فکر انداخت که «پروژهٔ یمن» را سرعت بخشد و به «علی عبدالله صالح» نیز وعده های آنچنانی دادند ولی با حرکت غیر منتظره و درست عربستان سعودی؛ اکنون میرویم که شاهد به خاک مالیده شدن «پوزهٔ فرزانه» نیز باشیم. کار انگل فرزانه و «دلواپسان» به جایی رسیده است که دست به هر «خار و خاشاکی» میزنند (ماجرای تجاوز قلّابی به دو نوجوان دختر که اگر «عقد نکاح» نشده بودند؛ زیارتشان شرعاً باطل بود = یعنی اینکه این دو دختر از همان خواهران زینبی صیغه ای و احتمالاً کثافتهایی مانند «الهام چرخنده» هستند). این خار و خاشاک هم برای به جوش آوردن «ناسیونالیسم قلّابی»؛ کارساز نشد. مردم خوب میدانند که که هر زنی که با اینها همکاری میکند (مانند معصومهٔ ابتکار و معصومهٔ علی نژاد «مسیح یواشکی» و مرضیهٔ افخم) همگی روسپیانی مانند همان روسپیانی هستند که رژیم اسلامی در انتخابات به صورت بزک کرده به خیابانها می آورد (بویژه در دورهٔ احمدی نژاد) و تنها فرق بین این روسپی ها حوزهٔ سازمانی و وظایف سازمانی آنهاست و مردم ایران درک عمیقی نسبت به اینگونه مسائل دارند. نگویید این سخنان توهین هستند؛ به «شارلاتان محمد خاتمی» نگاهی بیندازید که مثل «دستمال مستراح» از او استفاده کردند و به جایگاهی که لیاقتش را داشت پرتابش نمودند.
«انگل فرزانه» نخست «سکوت» فرمود و منتظر بود که ببیند «پروژهٔ یَمَن» چگونه پیش خواهد رفت؛ سپس دید که اوضاع یمن نیز چنگی به دل نمیزند و روز به روز بدتر میشود و تاکتیکهایی که در لبنان و غزه بکار گرفته بودند (تبدیل مدارس و بیمارستانها و کارگاهها به انبار اسلحه و مهمات) در یَمَن کارگر نیفتاد؛ لذا «سکوت فرزانه» شکسته شد و «انگل فرزانه» بازهم میخواهد تبدیل به «چه گوارای انقلابی» شود و به روشنی مثل سگ دروغ میگوید که از «جزئیات مذاکرات» خبر نداشته است.
در تحولّات اخیر؛ کنگره و سنای آمریکا نیز به عنوان یک عنصر موثر وارد میدان شد که میتواند مسیر ماجرا را به طور کلّی تغییر دهد و یا اینکه ۵ هزار و چند عدد سانتریفوژ را هم به یکی دو آبشار کاهش دهد و یا در اراک و فردو را به کلّی تخته کند.
در عراق نیز آقای اوباما از «انگل فرزانه» خواسته است که نیروها تحت امر «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» (اعم از اعضای سپاه و یا مزدوران شیعهٔ عراقی و خارجی) باید تحت امر دولت مرکزی عراق قرار بگیرند.
«انگل فرزانه» از یک سو به جیرهٔ ۵۰۰ میلیون دلاری ماهانه نیاز دارد و از طرف دیگر میخواهد «چه گوارای قلّابی» باقی بماند و این امکان ندارد.
اکنون ۲ ماه و نیم دیگر؛ تا پایان مذاکرات وقت مانده است و در این مدّت بازهم ضربات دیگری بر پیکر پوسیدهٔ «رژیم کثیف شیعی - صفوی»؛ فرود خواهند آمد؛ تا «چه گوارای فرزانه» را به «امام سجّاد» تبدیل کنند.
به همین دلیل است که سپاه پاچاهارداران و اوباشان بسیجی میخواهند در تهران مانورهای خیابانی برای سرکوب تظاهراتهای احتمالی برگزار کنند.
«انگل فرزانه» باید بداند که گزینه های او هر روز کمتر و کمتر میشوند و تنها دو گزینه در برابرش مانده است:

All OUT
OR
FUCK OFF

احتمال انتخاب گزینهٔ دوّم بسیار بالا است

کژدم

۹ نظر:

  1. نگاهی به یک نوشته در ۶ ماه پیش:

    http://kajdoum1.blogspot.com/2014/11/blog-post_13.html

    پاسخحذف
  2. مثل اینکه این تاکتیک «تجاوز به دو نوجوان ایرانی در جدّه» هم تف سربالا شد.
    نخست گفتند «دو نوجوان» بعد گفتند «دو پسر نوجوان» سپس برای اینکه شعله ها زیاد شود گفتند «دو نوجوان دختر» بعد دیدند که دو نوجوان دختر از نظر فقه شیعی اگر «نکاح نداده باشند» نمیتوانند به زیارت بروند و «نکاح دادن برای دختران پر افتخار مسلمانها» از ۹ سالگی شروع میشود. نتیجه اینکه این مسئله خودش بیشتر از اینکه «رسوایی در جدّه» باشد؛ تبدیل به «رسوایی برای شیعیان»میشود.
    حال بازهم ساز را نوع دیگری کوک کرده اند و میگویند که آن دو نوجوان پسر بوده اند و تجاوزی هم در کار نبوده است و «اقدام به تجاوز» بوده است. (خط چهارم از آخر در لینک رادیو فردا)
    http://www.radiofarda.com/content/f2-iran-leader-deputy-askar-no-rape-happened-media-lied-jeddah/26957080.html?page=2#relatedInfoContainer

    امّا مسئلهٔ مهم تر این است که این قوم که میخواستند یک ماجرای «ناسیونالیسم قلاّبی» به راه بیندازند؛ به خاطر کثافتکاریهای سیستماتیک در درون همین رژیم کثیف؛ نتوانستند بر «خر ناسیونالیسم قلّابی» سوار شوند.
    لینک زیرین را بخوانید و ببینید که این حیوانات خودشان کیستند؟

    http://kajdoum1.blogspot.com/2014/08/blog-post_92.html

    پاسخحذف
  3. هی به یک نوشته در ۶ ماه پیش:

    پاسخحذف
  4. کژدم گرام ،یکی از رانده شدگان بارگاه فرزانه جمهوری اسلامی آقای بنی صدر«۱۰۰در۱۰۰»مقاله به پیوست دارند،مطلبی قلمی بنمائید،باسپاس۰
    ارزیابی بنی صدر از سخنان خامنه ای در باره توافق لوزان
    https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/10-banisadr/mosahebe/14161-2015-04-14-20-41-56.html?Itemid=0

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      آقای بنی صدر؛ از همان زمان «بنی صدر ۱۰۰ در ۱۰۰ » هیچ تغییری نکرده است. سخنانی که در این مصاحبه گفته اند؛ درست است و من نیز بیشتر از این نگفته ام. امّا مسئله این است که:
      هر کسی که میخواهد حاکمیت جدیدی بنیانگذاری شود؛ باید حاکمیت موجود را به چالش بکشد. امّا مسئله با به چالش کشیدن در حد «سخنوری» تمام نمیشود.
      آقای بنی صدر باید بگوید که «آلترناتیو»ی که برای جانشینی این رژیم در نظر دارد چیست؟
      ایشان باید در بارهٔ «ایران آینده» سخن بگوید . مثل سلطنت طلبان به مقایسهٔ جمهوریهای قلّابی و «حکومتهای سلطنی مشروطهٔ غربی» اکتفا نکند.
      آقای بنی صدر با برداشته شدن اصل «ولایت مطلقهٔ یک مفعول تازی پرست» و تبدیل شدن آن به «شورای مفعولان تازی پرست» راضی است.
      من اینرا انکار نمیکنم که ایشان یک فرد «رقیق القلب» (مانند منتظری) است.
      امّا ایشان همچنان ةشیّع صفوی و «تازی پرستی» ویرانگر و جذام فکری را همچنان؛ نه تنها به یدک میکشد؛ بلکه در حال تولید و اشاعهٔ آن است.

      حذف
  5. با درود. از نظر من پای مردگان سیاسی را به این صفحه باز کردن درست نیست. این رییس جمهور مادام العمر هنوز نام نشریه اش انقلاب اسلامی میپاشد.همه فهمیدند اسلام چه گهی هست ولی ایشان هنوز در بند اسلامشان گیر کرده اند لابد چونکه حرف مرد یکی است.شاید هم رودربایستی با اسلام و ریشه خودش(اخوندزاده)دارد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      آقای بنی صدر آخرین «فسیل» در «علم کلام سیاسی» است. اینکه فرزند آخوند است؛ تقصیر او نیست. امّا اینکه همچنان بر طبل «لیبرالیسم اسلامی» میکوبد تقصیر اوست.
      به جای «نشنیدن» و خود سانسوری؛ بهتر است که «بشنویم».
      آقای بنی صدر «بازرگان» و «منتظری» زنده است.
      بهتر است همچنان سخن بگوید.
      مشکل آقای بنی صدر این است که هنوز فکر میکند که از چاه اسلام میتوان «لیبرالیسم» استخراج کرد.
      من هرگز از آقای بنی صدر؛ به بدی یاد نخواهم کرد. ایشان یک فرد «رقیق القلب» مانند «منتظری» و یک «نفهم سیاسی» مانند «منتظری» است.

      حذف
  6. باز هم درود.منظور من هم سرزنش بنی صدر بخاطراخوندزادگی او نیست بلکه رودربایستی او با اسلام بودکه شاید ریشه در آن ماجرا دارد.سهم امثال او وشریعتی وبازرگان در بقدرت رساندن کثافتی مثل روح الله خمینی قابل اغماز نیست.تنها موردقابل ستایش او توصیه به احزاب کرد در مورد عدم تحویل سلاح به رژیم خمینی بود.الآن هم دیگر اهمیتی برای مردم ایران ندارد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      آقای بنی صدر دیگر شخص تاثیر گذاری نیست و همانگونه که گفتم هیچ تغییری نکرده است. مثل یک تکّه سنگ است. اینکه یکی از مسببین آمدن «انگل کبیر» بود؛ در آن حرفی نیست. او نیز همان اشتباهی را کرد که خیلیهای دیگر که حتّی نیتها خوبی داشتند کردند.

      حذف