ه‍.ش. ۱۳۹۴ فروردین ۲۰, پنجشنبه

نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان به دنبال راه فرار از «یمن».

گویا اردوغان عثمانی حامل پیام سختی از طرف عربستان سعودی برای «انگل فرزانه» بوده است. پس از دیدارهای رسمی اردوغان عثمانی با امام حسن بنفش و «الدنگ فرزانه»؛ ظریف بیچاره به سوی پاکستان و «عمّان» روانه شده و دو فروند «پیت حلبی شناور» نیز به سوی خلیج عدن رهسپار شده اند. اینها نه تنها نشانه های خوبی برای «رهبر عالم و عالمیان» نیستند؛ بلکه از خطرناک شدن وضعیت برای نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان که در کنار حوثیها میجنگند خبر میدهد.
فرمانده کل عملیات موسوم به «توفان قاطعیت» به پاسداران و نیروهای حزب الله لبنان هشدار داده است که کشته خواهند شد.
در صورت به اسارت رفتن این نیروها؛ چون به صورت غیرقانونی به خاک یمن وارد شده اند و رژیم اسلامی ایران نیز همیشه وجود آنها را انکار نموده است؛ حتی به عنوان اسیر جنگی نیز به حساب نخواهند آمد و چه بسا عربستان سعودی نیز وجود آنها را انکار کند و یا بگویند که کشته شده اند و در هر حال به «دیار فراموش شدگان» خواهند پیوست. این نیروها پس از اسارت حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت.
سخنگوی ارتش عربستان سعودی در گفته های چند روز پیش خود؛ گفته بود که «اکنون مدارک بسیاری» در دست دارند که ثابت میکنند که رژیم اسلامی ایران؛ حوثیها را آموزش داده و مسلّح نموده است. این سخنان اگر پروپاگاندای جنگی نباشند؛ نشان از دستگیری عده ای از نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان را دارد.
با ویران شدن جاسوسخانهٔ روسها در عدن و خروج روسها؛ به احتمال زیاد؛ نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان و در نتیجه حوثیها و نیروهای علی عبدالله صالح (نیروی اصلی) از نظر اطلاعاتی در تنگنای شدید قرار گرفته اند.
نیروهای سپاه قدس و احتمالاً شخص «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» و نیروهای حزب الله لبنان؛ در «یمن» گیر کرده اند و به دنبال راه فرار هستند. تنها مسیر امن میتواند مرزهای شمال شرقی «یمن» با «عمّان» باشد و «ظریف» با رفتن به عمّان میتواند در همین رابطه باشد (مسیر امن برای فرار نفرات) و یا از سلطان قابوس بخواهند که برای آزادی اسیران میانجیگری کند.
بیشتر تحلیلگران از اینکه چرا همگان در رابطه با «پیروزی هسته ای» (بازگشت به خانهٔ اوّل) اظهار نظر کرده اند و همه جا پر از تبریک و تهنیت است؛ امّا «الدنگ فرزانه» همچنان سکوت کرده است؟
به نظر من سکوت انگل فرزانه دو دلیل دارد:
۱- دلیل اصلی سکوت ایشان این است که چشم براه خبرهای خوش «باب المنبی» بوده است تا شکست هسته ای را با پیروزی در یمن؛ تحت الشعاع قرار داده و در ۳ ماه آینده از اهرم فشار یمن نیز در «مذاکرات هسته ای» استفاده کند.
۲- دلیل دوّم که فرعی تر است؛ اینکه همهٔ اوباشانش؛ تبریکها و تهنیتها را بگویند و زمینه را برای باز شدن زبان رهبر باز کنند.

امّا گویا «باب المندب» لقمهٔ بسیار بزرگی بود که در گلوی «انگل فرزانه» گیر کرد و حالا حالاها سخن نخواهد گفت.
ترفندهای رژیم در «بر بوق و کرنا کردن تجاوز شبه جنسی» به دو جوان «حجّ عمره ای» برای به غلیان در آوردن حسّ ناسیونالیستی نیز ناکام ماند و به جز عدهٔ معدودی «ناسیونالیستهای حزب بادی» عکس العملی از مردم دیده نشد.
«احمق فرزانه» نمیتواند بفهم که تا چه حد او و اوباشان اطرافش؛ در میان مردم «منفور» هستند و مردم برایشان تره هم خرد نمیکنند. امّا مردم شاید بگویند: مگر همینها نبودند که در سال ۸۸ به «ترانهٔ موسوی» تجاوز کردند و پس از کشتن؛ جسدش را نیز سوزانیدند؟؟ مگر همینها نبودند که در کهریزک به بسیاری از جوانان تجاوز کردند؟ مگر این حیوانات به «هموطنان خودشان» رحم کردند؟ که حالا طلبکار حمایت مردمی و به جوش و خروش آمدن حسّ میهن پرستی مردم ایران باشند!!!؟

کژدم

۱۴ نظر:

  1. کارت هسته ای در مقابل ؟!
    ))

    در مورد نظر رهبری چنانکه عرض شد ؛ بحث ها به کفایت رسیده و سکوت ایشان را می توان حتی از نوع : ((سکوتم از رضایت نیست ؛ دلم اهل شکایت نیست )) دانست که باز هم در نتیجه نهایی توفیری ایجاد نمی کند : همین قدرش هم یعنی راهی که آغاز شده باید ادامه یابد .

    روحانی را چه کسی انتخاب کرد ؟!
    در روز اعلان نتایج انتخابات ؛ کتابچه مفصلی از برنامه های اقای روحانی ؛ در تمام زمینه های اقتصادی و سیاسی ، علمی، فرهنگی، اجتماعی، محیط زیست، امنیتی.....منتشر شد :
    سر فصل ها و جزئیات مورد اشاره به قدری دقیق و مفصل بود که تقریبا جای شکی باقی نمی گذاشت که ایشان یحتمل از پوشیدن قبای ریاست جمهوری مطمئن بوده اند ( کافی است نگاهی به برنامه های منتشره سایر کاندید ها بیندازیم تا بفهمیم روی هم به قدر یک سوم اقای روحانی هم برنامه نداشتند ...ساده تر اینکه دلیل محکمی هم نداشتند که مثل روحانی بروند ؛ تیمی متخصص را مدت ها مسئول تننظیم چنین طرح مفصل و جامع و کم نظیری کنند . )

    این را داشته باشیم :
    حالا برسیم به اینجا : تغییر ریاست سیما ( ضرغامی) و جانشینی ی وی با فردی که در نظام باورها و اعتقادات شاید شبیه او باشد اما در روش ها و برنامه ها کاملا متفاوت با اوست !
    با این انتخاب شرایط برای تغییر شرایط و چرخش کلی ی سیاست های تبلیغی ی نظام فراهم شد :
    نگاه کنید هنرمندانی که با سیما قهر بودند ( از سال 88 !) تقریبا همه گی دوباره آشتی کرده اندو بازگشته اند و رسانه ملی هم با آغوش باز پذیرای آنهاست( عوامل و دست اندرکاران سریال حاسیه /مهران مدیری)...این ها علائم مهمی هستند برای تغییر سیاست ها .
    بر گردیم سر بحث اول و اصلی :
    نظر رهبری :
    گرچه که اعلان مراتب تبریک و تشکر فرماندهان ( فیرزو ابادی و جعفری ) دیگر حجت را بر همه گان در مورد نظر رهبری تمام کرد ؛ اما پیش از آن هم مواضع بروجردی ( ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس و لاریجانی و برخی ائمه جمعه : اینها معلوم بود خیلی هم شوق و ذوقی برای این کار نداشتند اما مطیع بودند و ....) پیش آگهی های لازمه را داده بودند .
    اما تمام این ها را بگذاریم کنار :
    دیروز در دیدار رجب اردوغان با مقام رهبری ] چه لزومی داشت که حتما ظریف را هم آنجا راه بدهند ؟ ...کافی بود مقام رهبری نخواهند ؛ دیدار می توانست همچون بسیار موارد مشابه دو نفره یا حداکثر با حضور ولایتی و رییس دفتر رهبری ( گلپایگانی ) انجام شود :
    شما به زبان بدن ظریف نگاه کنید در دیدار دیروز و زومی (zoom) دوربین رسانه ملی روی ظریف و روحانی !
    ظریف سفت ، دست به سینه نشسته بود ؛ درست به مثابه شاگرد اول با انظباطی که می خواهد همگان علنی ببینند مراتب حضور و فرمان برداری را و حاشیه های بی فایده را رها کنند .
    اما دوربین صدا و سیما انقدر روی این صحنه ها با مدت طولانی تمرکز داشت که گویا نه تنها به داخلی ها که به آنوری ها هم می خواست رمزی مخابره شود که : مطمئن باشید که ظریف فرستاده ی مورد تائید ما ( مقام رهبری) بوده و هرچه اتفاق افتاده و بیفتد ؛ با اطلاع و موافقت رهبر ی بوده است ....شک نکنید و مطمئن باشید .

    باز این هم به کنار :
    بحثی تحت عنوان (( زمان واکنش )) داریم که بهترین زمان برای نشان دادن واکنش برای اعمال و حصول نتایج دلخواه را بررسی می کند :
    مطابق این موضوع در مواردی که شما ، موافقت با روند در حال طی شدن دارید ؛ نیازی به نشان دادن واکنش سریع و در اسرع وقت , نسبت به موضوع و روند مورد نظر ندارید ( نظیر موردی که در این ارتباط شاهد هستیم و عدم واکنش مستقیم رهبری را می شود , دلیل به موافقت و همراهی ی ایشان با روند در حال طی شدن دانست ) و بر عکس اگر شما با روند در حال طی شدن , مخالفتی دارید ؛ برای جلوگیری از طی شدن و ادامه ی روند ، و قبل از آنکه روند طی شده آنقدر قدرت بگیرد و جلو برود که دیگر نشود کاری کرد , باید در اسرع وقت واکنش مخالف خود را نشان بدهید
    بر اساس سوابق تاریخی ؛ رهبری در ارتباط با چنین مسائلی از تیزهوشی و سیاست و تشخیص دقیق و درستی در ارتباط با تنظیم زمان واکنش بهره برده اند ( نماز جمعه 88 / قهر احمدی نژاد / درگیری احمدی ن با برادران لاریجانی و ......) .
    در همین مورد اخیر ( تفاهم هسته ای ) چنانکه دیدیم ؛ رهبری سکوت کامل اختیار کردند ؛ سپس تیم دولت و هسته ای شروع به مانورهایی برای القاء مثبت بودن نتایج کردند ، سپس منصوبین و نزدیکان مقام رهبری بر حسب اهمیت مقام و درجات شان در ظهار نظر ،شروع به ارسال سیگنال های مثبت کردند و در نهایت هم مخالفین با جا افتادن تدریجی ی موضوع برای هواداران ایدئولوزیک + استراتزیک نظام ، زبان فرو بسته و خواهند کشید!


    پاسخحذف
  2. شریعتمداری :
    حرف ما فقط این است که لوزه های عفونی ی توافق باید جراحی شود !

    برای کسانی که با عرصه ی کلام به لحاظ معنی و بار روانی و فحوی و تاثیرات آشنایی ی کامل دارند ؛ همین یک جمله ؛ یعنی که : مقام رهبری ، فرمان و پیام شما شنیده شد و اطاعت خواهد گردید .
    نگاه کنید به تاثیر کلمه ی (( فقط)) در جمله ی شریعتمداری که چقدر دقیق و درست به کار رفته و می گوید :
    ما فقط به این موضوع اعتراض داریم و با کلیت موضوع هیچ مشکلی نداریم .

    اما اگر فقط را نمی گفت چه داشتیم :

    حرف ما این است که لوزه های عفونی ی توافق باید جراحی شود

    می بینیم که بدون کلمه ی (( فقط)) کلمه ی ((باید)) هم چه تاثیر جبر آوری بر کل موضوع می توانست داشته باشد !
    در ضمن کاربرد خود کلمه ی ( لوزه ) هم جالب است :
    مگر از لوزه عضوی ؛ کم اهمیت تر هم در بدن می شود یافت ( شاید لاله گوش و پره بینی !) ....خوب در پزشکی خیلی ها تمام عمر لوزه شان مشکل دارد ...لوزه سوم دارند ...عمل هم نمی کنند تا وقتی که می میرند !
    شریعتمداری با کاربرد (( لوزه )) خواسته بگوید : ...شد ...شد ..نشد هم نشد ... ما مخلص همه هم هستیم !

    یادمان باشد ؛ شریعتمداری در عرصه ی بازی و کاربرد واژگان ، کار بلد و دقیق است ...انتخاب و چینش کلماتش اتفاقی نیست و می داند که دارد چه می گوید و با چه هدف و منظوری و برای ارسال چه پیامی به مخاطب .

    این ها را مفصل می گویم برای اینکه بدانیم دقت به تک تک کلمات ؛ ما را می تواند به چه بینش و روشنگری ای از عمق و اینده ی اتفاقات و موضوعات برساند .
    ---------------------------------


    اما از این شواهد که بگذریم اصلا چرا ایران و اوباما توانستند به چنین تفاهمی برسند ( با دقت بخوانیم ) :
    1- از 12 سال پیش تیم مذاکره کننده ی قبلی ( روحانی و ...) در پی مذاکرات با اروپائی ها متوجه شدند که کار ت های برنده ی هم وزنی برای چانه زنی ندارند .
    2- استراتژی ی نظام بر آن قرار گرفت که با پیشرفت در زمینه هسته ای کارت برنده ای را تهیه کند .
    3- همزمان ایران بر روی زمین منطقه ؛ در حال جمع آوری ی کارت های بیشتر ( عرا ق/ سویه/لبنان/ یمن....) بود .
    4- در مذاکرات اخیر همه ی طرفین می گفتند موضوع مذاکرات فقط هسته ای است ( راست هم می گفتند ) اما موضوعات مهم تر قبلا حل شده بود !
    5- ایران تمام کارت ها را فقط برای یک منظور می خواست و می خواهد : اوجب واجبات حفظ نظام .
    6- اوباما دیروز گفت : با فشار قادر به تغییر رفتار ( تغییر نظام بخوانید )حکومت ایران نیستیم .

    7 - نتیجه نهایی : ایران کارت هسته ای را داد ه و در مقابل آمریکا تلویحا پذیرفته که تضمین های امنیتی لازم را به ایران بدهد ( داده است)

    8- قبلا هم مفصلا به بحث تاثیر ساختار ( stracture) , بر ایجاد عملکرد ( function )پرداخته شد و نشان دادیم که اگر آمریکا بتواند ثابت کند و نشان بدهد و بپذیرد که در پی تغییر ساختار ( reformرفرم) حکومت در ایران نیست ؛ ایران حاضر به تغییر برخی عملکردها ( فی المثل در موضوع هسته ای و یا برخی اصلاحات داخلی) خواهد بود و البته نه در تمامی ی حوزه ها ( از جمله موضوعات رقابت منطقه ای) .

    9- دیروز رییس سیا گفت: از مشاهده ی امتیازاتی که ایران پذیرفته بدهد ، شگفت زده شده
    جای شگفتی ندارد !
    ایران به آنچه می خواسته رسیده ( حفظ نظام) .....کمیت و کیفیت سایر مسائل و از جمله عدم تناسب سایر امتیازات رد و بدل شده ؛ مهم نیست

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      با این مسئله که تمامی اهداف رژیم صفوی؛ همگی به عنوان «مهره چینی برای حفظ نظام» هستند؛ کاملاً موافقم. امّا آمریکا نمیتواند تضمین امنیتی به رژیم بدهد. با یک مثال ساده میتوان این مسئله را فهمید:
      آمریکا ( هر دو جناح دموکراتیک و جمهوریخواه)؛ آلمان؛ انگلستان؛ فرانسه (اروپا یعنی این ۳ کشور؛ بقیّه قازورات و سمساری به حساب می آیند) میخواستند که به نام «بهار عربی»؛ اخوان المسلمین را به خاورمیانه فرو کنند. اخوان المسلمین مصر (تنهٔ اندیشه و سازمان = مادر) حتی حدود یک سالی به حکومت رسید. امّا حرکت بسیار حساب شدهٔ «ارتش مصر» که با همکاری عربستان سعودی (به قول ناسیونالیستهای قلاّابی همان «سوسمار خورها»)؛ توانستند دماغ همهٔ شان را بسوزانند و حتّی «مک کین» نیز دادش در آمد که «اوباما باید ارتش مصر را بیشتر از اینها تنبیه میکرد. در این میان؛ «آلمانها» قضیه را زود تر فهمیدند و به حزب «نهضت» در تونس گفتند که یا از «خَر الله» بیا پایین و یا «کونتان روی هواست»؛ رهبر اخوان المسلمین تونس هم فوری قضیه را فهمید و رفت به جایی که «سوسمارخورها نِی انداختند».

      ناشناس گرامی
      دنیای سیاست یک دنیای «سيّال» و یک «ماراتون نا محدود» است؛ هیچکس نمیتواند برای «۱۰۰ سال آینده» برنامه ای دقیق طراحی کند.
      مثال دوّم «داعش» است.
      داعش در عراق برای انگل فرزانه «اَخ» است و در سوریه «شهد و عسل».
      جالب اینکه برای اسرائیل نیز همینطور است. اسرائیل توسط صدام «بمباران و موشک باران» شد ... ولی «بشار اسد» همیشه یک «دشمن دوست داشتنی و مامانی» بوده است. زیرا در مرزهای اسرائیل هرگز توسط بشار اسد؛ حتّی یک گلوله شلیک نشد.
      خاندان «اسد» پس از شکست خفت بار جنگ ۶ یوزه؛ به یک پدیده مشهورند که در یک جمله بیان شده است:
      «آنها بحران میسازند؛ سپس باج میگیرند و بعد بحران فروکش میکند»
      «حسین شریعتمداری» شاید به این خاطر که چند نفر را باجویی کرده و یا تیر خلاص زده است؛... شاید در میان «ساکنین فلک زدهٔ ایران» مهرهٔ مهمی به حساب بیاید؛ اما در دنیای «سیاست بین المللی» در حدّ یک «کونی تریاکی» هم ارزش ندارد.
      (دنباله در پایین)

      حذف
    2. آنگونه که شما در رابطه با «حسین شریعتمداری تریاکی» داد سخن میدهید............ آنچنان هم نیست...... این مردک؛ تنها در میان «فلک زدگان و جذامیان تازی پرست» شهرتی دارد. زیرا که اگر حتّی نتوانی «نان خالی» بر سر سفره ات بگذاری (قحط الرجال)؛ حتی «سوسک و سوسمار» هم «غذاهای خوشمزه» میشوند (شریعتمداری؛ خاتمی؛ابراهیم نبوی و اکبر گنجی) که «متکلمین مفعول» میتوانند آنرا به عنوان «برکت الهی» در ماتحت «باورمندان» فرو کنند.
      اینکه میگ.یید «انگل فرزانه» به این خاطر سکوت کرده است که «حفظ نظام» تأمین شده است.... یک اشتباه یزرگ است.
      هیچ چیز را نمیتوان در معادله ای که متغیرهای گوناگونی دارد تضمین کرد ... حتّی شیطان بزرگ (بر تر از الله روضه خوان) نیز نمیتواند چنین کاری بکند. آیا میتوانید در میان مجموعه خانه های یک جدول؛ که هر لحظه «کاراکتر» هر خانهٔ آن تغییر میکند؛ یک جمله و یا حد اقل یک کلمه را تضمین کنید؟ (منطق ریاضی و دیجیتال).
      امّا در علم کلام (شارلاتانیسم) میتوان پشتک و وارو زد.
      در دنیای واقعیتها... شاید پشتک و وارو زدن؛ به «درّه» بینجامد.

      حذف
  3. خب، تا اینجای کار، لوزان چای داره تبدیل میشه به ماه عسل مذاکره کنندگان و واکنش های تا این لحظه، همگی حاکی از نوشیده شدن جام زهر دارد

    اما خبری تو این مدت تحت الشعاع مذاکرات به گوش همگان نرسیده، خبر تجاوز به 2 نوجوان ایرانی در حال مراجعت از حج عمره است

    جزئیاتش رو توی لینک زیر بخوانیم:

    http://www.irangreenvoice.com/article/2015/apr/08/49020

    نمی دونم چرا بی اختیار با خوندن این خبر، یاد ماجرای شروع جنگ جهانی افتادم

    آیا به نظر دوستان، اقدام به چنین عملی خارج از عرف، بدون مقدمه و از روی هوس آنی بوده؟

    خفت آور تر اینکه، مسئولان با غیرت ما، خبر به این مهمی را، از تجاوز تبدیل به تعرض کرده اند و حتی جنسیت تجاوز شدگان را، مجهول گذاشته اند تا حساسیت ها بیشتر نشه، بله، این دو بیچاره، دختر بوده اند... بهشون در حریم امن حرم خدا، تجاوز شده و اخبارش، مدام سانسور میشه! چرا؟؟؟؟؟

    به نظر من تمامی این ها، تحریکاتی است علیه ایران تا وارد کارزاری جدی و یکسره کردن سرنوشتش کنند، یعنی ایران اسلامی- شیعی، بای - بای و همه اینها، برای جلوگیری از قدرتمند تر شدن ایران، علی الخصوص بعد از توافق نهایی با غربه

    این خبر در کنار سایر اخبار، منجمله تحیر و شگفت زدگی رییس سیا از عقب نشینی و دادن امتیازات شگرف ایران، معنای ویژه ای پیدا میکنه

    بلا استثنا، با توجه به حمله عربستان به یمن، تا اینجای کار، کشورهای مسلمان عمده، از عربستان حمایت کرده اند

    نکته بسیار با اهمیت دیگر، جسارت عربستانه که در حال گردآوری ائتلافی عظیم به پشتوانه مکه و مرکزیت جهان اسلام بودنه و تمامی اینها، منجر به جنگ تمام عیار شیعه و سنی با سردمداری عربستان و حمایت میلیاردی جهان تسنن و اتحاد علیه شیعه که از نظر آنها باطله، خواهد شد.

    حال باید با اخبار جدید، سناریوهای احتمالی پذیرش توافق از جانب ایران را مورد بررسی دوباره قرار داد

    1- عقب نشینی تاکتیکی
    2- قبول شکست در سیاست های خارجی و نوشیدن جام زهر برای بقا
    3- انتقال قدرت به کسانیکه حرف گوش کن ترند (قواعد بازی را رعایت میکنند و مسئولیت می پذیرند) با کمترین هزینه ممکن

    این سه سناریو را قدری بازتر میکنم تا بشه آینده ایران را حدس زد!!!!!!

    آیا ایران درگیر جنگ خواهد شد؟

    مسلماً باب میلش نیست، اما پایش گیره!

    تا 10 تیر 94، شمارش معکوس روشن شدن تکلیف ایران در مناسبات جدید جهانی که از 13 فروردین آغاز شده و اکنون 84 روز به پایان ضرب الاجل نهایی، فرصت داریم تا گره از این معما باز کنیم!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      در جنگ جهانی دوّم به میلیونها نفر تجاوز جنسی شد؛ امّا آنچه که معادلهٔ قدرت را باز نویسی کرد؛ «تجاوزهای جنسی» نبودند. هیچ سربازی که به جنگ میرود؛ آلت تناسلی اش را در «صندوقچه ای پنهان در خانه»؛ نمیگذارد. پس «تجاوز جنسی در جنگ» گاهی وقتها حتی میتواند نتیجهٔ «فشارهای جنسی» و بسیار طبیعی باشد. امّا... چه باشد ... و یا چه نباشد.... تغییری در نتیجهٔ جنگ ندارد. من فکر میکنم که شما «مزاح» میفرمایید

      حذف
    2. احسانی
      با درود به کژدم گرام،طنزِ جالب دیگری در همین رابطه، ملاحظه فرمائید۰

      http://hotbuzziran.blogspot.ca/2015/04/saudi-hajj-for-iranians.html

      حذف
  4. 84روز تا نهایی شدن توافق اتمی ایران و بررسی سناریوهای مطرح برای پیش بینی آینده ایران

    سناریوها را خلاصه تر مینویسم تا با پرداختن بیشتر به جزئیات، معلوم بشه تو سر مذاکره کنندگان ایرانی، چی میگذره (گذشته)

    1- عقب نشینی تاکتیکی
    2- قبول شکست
    3- نقش آفرینی در منطقه


    1-1- عقب نشینی تاکتیکی، معقول ترین حالت و سناریوست، چون ایران 36 ساله که داره در دنیا ساز مخالف کوک میکنه و حتی تا پیام نوروزی امسال، نشانه ای از عقب نشینی نبود (دلواپس ها حق دارند دلواپس باشند، دلجویی آشکار رهبر ایران از گروهی موسوم به همن نام بود)

    2-1- در حین آخرین روزهای ضرب الاجل تفاهم سیاسی، به این وضوح رسیدند که تمکین نکردن به خواست قدرتهای جهانی، مساوی است با شکست قطعی مذاکرات و تشدید تحریم ها و در نهایت مواجهه با گزینه نظامی

    3-1- معامله پرونده اتمی با گرفتن نقشی در حد ژاندارم منطقه بودن (هویج بزرگ و آبدار) که در بطن خود، دوام و بقای نظام را هم تضمین میکند، اما با قبول باز کردن فضای سیاسی کشور که شرط اساسی گرفتن چنین نقشی است، یعنی تغییر ساختار ایدئولوژیک و به اجرا گذاشتن مناسبات پذیرفته شده بین المللی در چارچوب قوانین کشوری



    1-1-1 - اما تاکتیک ایران چی میتوانسته باشه که حالا بخواد عقب نشینی بکنه از مواضع آشکارش!

    پیشتر با فکت شیتی که از صحبت های ظریف در 5 بند گردآوری کرده بودم، نتیجه قطعی (البته قبلش هم محرز بود) و مستند گرفتم که ایران در رویای بمب اتم بوده و هست و تمامی این کش آمدن ها هم برای رسیدن بهش بوده تا سر میزه مذاکره با خودش ببره و در برابر غرب، باصطلاح خودش، زانو نزنه، جاییکه مدام میگفته که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند

    فکت شیت به فارسی و به ساده ترین شکل، یعنی برگه وقایع، یا چک لیستی از دست آوردهای محتوم یا خواسته های قطعی و در مورد فکت شیت آمریکایی ها، یعنی دستاورد قطعی ما (آمریکا) از مذاکرات

    برای همینه که ایران هم مدعای فکت شیت خودشه

    من هم فکت شیت خودم را دارم و با استناد به اخبار و وقایع، میخوام سمت و سوی آینده ایران را حدس بزنم

    یکی از اسناد من، سخنان هاشمی رفسنجانی در مورد به رهبری نشاندن رهبری است (همان خاطره معروف) و در نشستی به مناسبت دفاع از آن تصمیم گیری کذایی، گفت: ... یکی از ویژگی های رهبری، آشنایی با مسایل نظامی بود که ایشان را از سایر فقها، علاوه بر تسلط بر مسایل سیاسی، متمایز میکرد!

    اشاره هاشمی به فرمانده کل قوا بودن خامنه ای در جنگ هشت ساله، وزیر اطلاعات بودن و از اعضای اصلی شورای انقلاب بودن که یعنی، جمیع شرایط برای رهبر شدن را داشتند.

    در طول این 26 سال از مدیریت ایشان هم دیدیم که ایران با جدیت بسیاری برنامه های نظامی را دنبال میکند و همه فعالیت ها هم بدون مجوز رهبری (منصوبین سران قوا، همگی با حکم رهبر است) غیر قابل تصوره، پس تحصیل بمب اتمی هم به تایید رسیده بوده و چون علاقه شخص ایشان به مسایل جنگ بر کسی پوشیده نیست، بنابراین، تاکیتک اصلی همانا تکیه بر بمب اتمی داشتن، استواره، بطوریکه در آخرین مانع تراشی آشکار، خود وی در نطقی در جریان مذاکرات در اواخر تیر پارسال و در حین مذاکرات، مدعی شد که "ما بر سر تعداد سانتریفوژها بحث نمی کنیم، ما ظرفیت غنی سازی 190 هزار سو را میخواهیم" و همین آب سردی بر پیکر مذاکراتی بود که با همین جدیتی که آذر ماه در وین و فروردین در لوزان برگزار شد، در حال برگزاری بود که دیدیم ناتمام به آذرماه 93 موکول شد. پس تاکتیک، کــــــــــــش امدن بود و دلیلش، نرسیدن به بمب.

    یادآوری میکنم، فکت شیت من میگه که خود ظریف گفت، از نظر غربی ها، رآکتور آب سنگین یعنی بمب، زیرا پلوتونیم به غیر از تولید بمب، کاربرد دیگری ندارد.

    در پرانتز : طبق آخرین براوردهای غرب، ایران تا رسیدن به بمب اتم، نزدیک 3 ماه دیگر امکان دارد

    برای همین بود که در وین، تیم مذاکره کننده 5+1 به درستی تشخیص داد که ایران بدنبال کش آمدنه تا بتونه بمبش رو بسازه و تست کنه و اصولا دنبال توافق نیست یا توافقی میخواد که با کارت بمب اتم و طلب هویجی بزرگ، بتونه امتیازات بیشتری بگیره و امتیازات کمتری بده که این استنباط، منجر به این شد که ابتکار مذاکرت بیافته مستقیماً دست آمریکا و کری رسماً اعلام کرد : "ما مذاکرات را 7 ماه دیگر تمدید میکنیم با این شرط که تا مارس 2015 به یک توافق سیاسی در مورد کلیاتی که تا پایان ژوئن میبایست نهایی شود، برسیم"

    پاسخحذف
  5. اما استراتژیست قهار ما یعنی خامنه ای با بصیرت، دست غربی ها رو خوند و خواستار توافقی یک مرحله ای شد تا بتواند حداکثر مهلت مذکور را مصروف تولید بمب کند، با آخرین سرعت و توان ممکن، چون پی برده بود این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست و اینبار انگاری، راستی راستی میز مذاکره ترک خواهد شد که پیشتر بلوف تلقی میشد و مدعی بودند خود امریکا به این توافق بیش از ایران نیاز داره!!!!!!!!!!!!!!!

    مذاکرات یکبار در بهمن میتوانست به طور قطع تمام شود و به قول ظریف، توافق جامع همراه باشد با جشن پیروزی انقلاب (چون اصولاً ضرب الاجل به معنای استفاده کردن از تمامی وقت تخصیص داده شده نیست و در هر نقطه ای از این بازه زمانی میشد به توافق رسید)، اما چون به نوعی، توافق قطعی با غرب، برد سیاسی روحانی هم برداشت میشه، طبق معمول، کارشکنی کردند تا این برد، لا اقل با پرچم داری هاشمی نباشه و برای همین، در انتخابات خبرگان رهبری، پوزه هاشمی به خاک مالیده شد!


    دیدیم بعد از شکست هاشمی، لحن کری عوض شد و توافق سیاسی را تبدیل به تفاهم کردند تا اینجوری، قدری آبرو داری هم کرده باشند و از طرفی، تمایل باطنی آمریکا به رسیدن به راه حل هم، کاملاً تو ذوق میزد.

    اما چیزی که به مذاکرات لوزان جهت داد، نه خواست طرفین، بلکه غائله یمن بود، بطوریکه عربستان بعنوان بازنده اصلی این توافق تاریخی، زد به سیم آخر و وارد جنگی کلاسیک با یمن شد.

    حالا دیگه، نتیجه توافق هر چیزی باشه مهم نیست و سرنوشت ایران باید در میدان جنگ رقم بخوره و ما (عربستان) مستاصل از مانع تراشی های مکرر بر سر راه مذاکرات، با تمام قوا، پای ایران را میخواهیم به جنگ بکشیم

    عربستان پول کلان داره، تسلیحات فراوان و مدرن و الان هم دنبال خریدن سرباز از پاکستان و مصر و مالزی و بطور کل، دنیای اسلامه، چون خودش ام القرای جهان سنته به پشتوانه متولی مکه بودن

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس صفوی مسلک گرامی
      ما را بسیار خندانیدید.
      خدای عزّ و جلّ شما را به «نکیر و منکر» محشور بفرماید...
      دعای خیر «خندیدگان» (آنهایی که خندیدند) ... بدرقهٔ راه تحلیلهای «پشمک نیوزی» شما باد....
      خدای عزّ و جلّ شما را با «غلمانها» محشور بگرداند
      آمین یا رُبِّ گوجه فرنگی العالمین

      حذف
  6. حال باید دید، لشکر کشی ایران در کربلای 93 و جمع کردن 20 میلیونی زائران شیعه در آنجا، قدرت مقابله با مکه، مرکز اسلام در دنیا رو داره؟

    به نظر میرسه جنگ قومی، نژادی، دینی یمن، پای ایران را هم به ماجرا باز کنه و ایران تضعیف شده (ناشی از تحریمهای بی اثر و قطعنامه های کاغذ پاره مانند) و درگیر جبهه های متعدد و بدون پشتوانه مالی و اقتصادی، مردم در آستانه شورش و دولت درگیر دعوای جناحی درونی، قادر است پای در چنین کارزار تمام عیاری بگذارد که محاسبه نکرده بوده؟؟؟؟؟؟ (از بس دنبال بمب اتم بوده، تمام انرژیش متمرکز موشکهای بالستیک بود، فرصت بررسی منطقه را نداشته و به خیالش، اوضاع تحت کنترلشه)

    خبری که در پست قبلی گذاشتم، مربوط به 8 فروردینه و تا امروز، فیدبک هایی که ایجاد کرده، حاکی از اونه که ایران از هرگونه تنشی داره پرهیز میکنه تا اوضاعش قمر در عقرب تر نشه!

    پس، سناریوی اول با توجه به خواست علنی ایران که البته میگه پیف پیف بو میده و فتوی هم براش صادر کرده، یعنی رسیدن به بمب اتم، بازنویسی شده و حاکی از اونه که، چون توبه گرگ مرگه، پس باور کردنی نیست که به این توافق تن بده، پس 3 ماه فرصت میخره با این عقب نشینی آشکار تا شاید اعاده حیقیت کنه، به نحوی که خودش میدونه و میدونیم که شیعه جماعت، سرش دست خودشه و اصلاً براش مهم نیست که دیگران درباره اش چه میگویند، با یک حدیث و روایت و فتوی، همه چیز حله!

    پاسخحذف
  7. چون بد دهنی در اینجا نهادینه شده٫ پس :

    Oh my fucking God

    چی شده ؟
    چرا اینجا محل چرند نویسی شده؟
    نکنه هَک شدی و یکی دیگه مسئول این چرندییات است... شما حتی توان دیدن شواهد هم٫ یا ندارید٫ یا در انکار تشریف داشته و نمی بینید... این چه وضعیه؟
    لطفا به تمام مسائل بپردازید و برای نتیجه گیری نزدیک به درست٫ شجاعانه همه خبرها را بررسی کنید..
    مگر ما به دنبال خوردنِ قرمه سبزی هستیم که با خبرها مانند بازار تره بار رفتار کرده و تازه و خوش رنگ و خوش طعمش را جدا کرده که به مذاق خوانند خوش اید؟

    سکینه دایقزی

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سکینه دایقزی محترم
      شما لطفاً خبرهای فراگیر و دست چین نشده را بنویسید. من مجبورم بسیاری از خبرها رو که دروغ هستند رو حذف کنم.به عنوان مثال؛ «دبکا فایل» گزارش داده است که نفوذ داعش به «یرموک» با همکاری دولت بشار اسد صورت گرفته است. حالا خبرهای واقعی میگویند که دولت بشار اسد با کمک فلسطینیها میخواهند داعش را از «یرموک» بیرون کنند. حالا اگر من گزارش قلّابی دبکا فایل را باید باور کنم و یا مثل شارلاتانها آنرا پایهٔ یک تحلیل «مشتری پسند» قرار دهم؟ یا آنرا بندازم به سطل آشغال.؟ ... من گزینهٔ دوّم را انتخاب کردم و در تحلیلهایم نگنجانیدم؛ زیرا از همان بررسی نخست میدانستم که این گزارش دروغ است. (دبکا فایل متعلق به راستگراترین جناحهای احزاب اسرائیل است). من نمیگویم «دبکا فایل خوب است و یا بد است.... من همیشه گفته ام که : خوانندگان گرامی؛ وقتی که یک وبسایت «اطلاعاتی-امنیتی» را زیر و رو میکنید و خبرها و تحلیلها را از آنجا استخراج میکنی؛ بسیار مواظب باشید.... اینگونه وبسایته میتوانند «الاغ» به آن بزرگی را رنگ کنند و به کمک «علم کلام» (بازی با کلمات) به جای «قناری» با آن جثّهٔ کوچک به مغزتان فرو کنند.
      من از آن خط «شکست استراتژیک رژیم صفوی» به هیچ وجه کنار نخواهم کشید. زیرا این خطّ رشته ای است که تمامی مهره های تسبیح را به هم وصل میکند.
      زمانی که رئیس سازمان «سیا» میگوید که «تعجب میکند از اینکه رژیم اینهمه امتیازات داده است» و من اینگونه فکر نمیکنم که این شخص راست میگوید.... بلکه چنین فکر میکنم که این شخص از دیگران میخواهد که زیاد داد و بیداد نکنند؛ زیرا بازی را طوری چیده اند که در طول ۳ ماه آینده رژیم صفویان حاکم بر ایران را طوری تضعیف خواهند کردذ که یا باید هرچه دیکته میشود را قبول کند و یا به سیاست ALL OUT روی بیاورد.
      دورهٔ «کوچه دادن به رژیم کثیف انگلهای صفوی» تمام شده است؛ امّا معادله های پیچییدهٔ سیاسی - ژئو پولیتیک- شکمهای گرسنهٔ کمپانیهای اقتصادی و اشتباهات بزرگ سیاستمداران بزرگ و یا «اشتباهات عمدی» آنها همچنان در جریان هستند.
      «دنباله در پایین»

      حذف
    2. من (کژدم) نیز مانند همه ۲۴ ساعت در روز وقت دارم؛ تا هم کار کنم و هم مطالعه کنم و هم فکر کنم و هم بنویسم. میدانم که (همچنان که بارها گفته ام) اشتباهات فراوان خواهند بود؛ زیرا باید «یک تنه» کار کنم.
      در رابطه با «بد دهنی» هم باید بگویم که این «بد دهنی»؛ کاملاً عمدی است. من میخواهم کثیفترین و زشت ترین اعمالی را که «انگلهای صفوی» و اوباشان اطراف آنها انجام میدهند را با زشت ترین تعبیرها و استعاره ها بیان کنم.
      من «مسعود بهنود» و «اکبر گنجی» نیستم..... اگر به دنبال «با تربیتها» هستید؛ نوشته های آنها را بخوانید. من «احمد کسروی» هم نیستم.... من روش خودم و سبک خودم را دارم.
      بیان کثیفترین اعمال رژیم ننگین «انگلهای مفعول صفوی»... با استفاده از آنچه که در افکار مردم «ادبیات ضد اخاقی» به شمار می آیند.
      ایرج میرزا «زشت گو ترین» شاعران بود. البته من ادعا ندارم که «ایرج میرزا» هستم.... من هرچه که هستم «خودم» هستم.
      امّا باز گردیم به نظر شما...
      آیا خبرهای همه جانبه و «دستچین نشده» را میخواهید بفرستید؟ یا اینکه دوست دارید با «چند جمله» ای که نوشته اید همه چیز را ماست مالی بفرمایید.
      سکینه دایقزی محترم
      «شلیته تمبانت» را بپوش و به میدان رقص بیا.

      حذف