ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۲۹, یکشنبه

سخنی با آقای «محسن نامجو»

امروز داشتم به وبسایت بنگاه سخن پراکنی دولت فخیمهٔ انگلستان نگاه میکردم که چشمم به نوشته ای از «محسن نامجو» افتاد. سخنانی که ایشان در دفاع از حریم خود در رابطه با ترانهٔ «رضا شاه» و پی آمدهای آن (انتقادات سلطنت طلبان) مطرح نموده اند؛ همگی بر اصول پذیرفته شده از طرف «عاشقان لیبرالیسم» استوار است.
من آنکه را که به «رضا شاه بزرگ» مشهور است؛ نه «شاه» و نه «پادشاه» و نه «شاهنشاه» نمیدانم. زیرا در تاریخ ننگین ۱۴۰۰ سال اخیر؛ ایران هرگز «پادشاه» نداشته است و بسیاری از آنهایی که پیش از آن به نام «پادشاه» نامیده شده اند؛ لیاقت آن عنوان را نداشته اند و تعداد اندکی از آنها را «انجمن پادشاهی» برگزیده است و هر تحول بزرگی نیز که در تاریخ ایران پیش از اسلام رخ داده است؛ توسط همانها بوده است. شاید «رضا شاه» را حد اکثر یک «سلطان خوش فکر و مصمم» نام نهاد؛ ولی هرگز «پادشاه» نبوده است؛ زیرا به آیین نیاکانی نرفت.
لذا سخن من با آقای «محسن نامجو» از نوعی دیگر است و ربطی به سلطنت طلبان ندارد.

آقای محسن نامجو

در این نوشتار (اینجا) به  کلمه مرکّب «عشق پانزده سانتی» برخوردم که گویا نام یکی از ترانه های شماست. باید بگویم که زمانی که شما شاید حداکثر ۱۲ سالتان بود؛ این کلمه را من بر اساس «طول عشق» اختراع کرده ام (۲۵ و یا ۲۶ سال پیش) که در اصل «عشق پانزده سانتیمتری» بود و کلمهٔ دیگری نیز بر اساس «وزن تقریبی عشق» اختراع کرده بودم که باعث خندهٔ دوستانم میشد و آن «عشق ۵۰ گرمی» بود. دلیل آن هم بسیار ساده بود؛ زیرا «عشق» را نوعی «بیماری» میدانستم و همچنان نیز میدانم و بیش از ۴۵ نفر را که به این بیماری دچار بوده اند را درمان کرده ام و تنها موفق به درمان ۳ نفر نشدم که کارشان با «خودکشی» پایان یافت و هم اکنون نیز در حال درمان یک بیمار هستم که در حال بهبود است. این سخنان طنز و کنایه و ادعای توخالی نیستند و همگی واقعیت «داشتند» و بیمار آخرین نیز واقعیت «دارد».
من کاری ندارم که به «رضا شاه» اعتراض داری و یا «مدرس» را دوست داری و یا نوکر مولایت «علی سگ کش عاشق بدست آوردن باغ فدک» که ۲۵ سال در عشق بدست آوردن باغ فدک «خار حسادت در چشم» و «استخوان تشنگی قدرت در گلو» سپری کرد و زمانی که به آرزویش رسید؛ نتیجهٔ کارش همان چیزی بود که هم اکنون «داعش» در حال انجام آن است.
فقط آن کلمه ای را که از من دزدیده ای را پس بده.

کژدم

۲ نظر:

  1. توافق برد به این میگویند
    اسرائیل راضی چون شریان مالی ایران قطع شده
    عربستان راضی چون تحریم مانده هسته هم مهار شده

    امریکا راضی چون هسته جلو نمی رود و تحریم هم مانده هر روز هم حد اقل 200میلیون دلار ضرر می زند به مملکت
    نظام راضی چون سرجاش است و اندازه خرجش درامد است ....
    مردم هم راضی خطر جنگ رفت و توهم ابرقدرتی ارضا می شوند....
    دلیلی هم ندارد از نظر غرب کسانیکه دشمن تمدن انهایند و تمام احزاب و مردمش از ساخت موشک دور برد وگرفتن پهباد غنی سازی بالا احساس غرور میکنند از مزایای تمدن انها بهره مند شوند....همین دارو غذا میدهند سرشان زیاد است در واقع دو سال قبل ملت فکر الان را نمیکرد حال نشانه های عذاب اشکار شده ....پشیمان شدند
    در واقع همانطور که ایران برای10هزار سو هزینه 1000ملیاردی دداد می تواند 200هزار سو هم بگیرد ولی با هزینه....و زمان بیشتر.....
    تا انموقع سطح رفاه خیلی از کشورها زا ایران می زند بالا....
    زلزله از زمین گرما خشکسالی از اسمان تحریمها از 4طرف و فساد مالی از داخل.....نشانه های عذاب است چون امتحان الهی را 6تا در یک روز نمیگیرند

    هر کشوری بخواهد با دموکراسی جلو غرب بایستد در جا فرو می ریزد و فقط نظام فردی می تواند است استقلال داشته باشد و غرب ستیز....
    غرب همانطور که انتظار می رفت برای حال دادن به اصلاحات به10هزار سو راضی شد ولی ایران مخالفت کرد.....
    کسانیکه می خواستند از روسها در اوکراین نوسان بگیرند خودشان توسط نوسان گرفته شدند ....جهان نوکر دو گروهند یا روس یا امریکا......مردم ایران روس را انتخاب کردند در واقع روس نمی گذاردبراحتی توافق شود....

    این دور مذاکرات شاید با انتخابات کنگره در پاییز همزمان باشد.....
    اقبلا میگفتندایران توافق میکند برای رای اورردن دموکرات ها.....حالا باید چه بگویند

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. توافق نکردن رژیم اسلامی برای غرب پر سود تر است.

      حذف