ه‍.ش. ۱۳۹۴ فروردین ۱۴, جمعه

«انگل فرزانه» جام زهر را سرکشید

هرچند که بوقهای تبلیغاتی «انگل فرزانه» و ارازل و اوباشان رژیم «جذامیان صفوی» تلاش خواهد کرد که این «تفاهم هسته ای» را یک بازی «بُرد - بُرد» قلمداد کنند؛ امّا هر آنکس که به این «تفاهم نامه» بنگرد؛ میداند که چه خبر است.
باز هم هرچند که تحریمها به تدریج لغو خواهند شد و اوباشان «انگل فرزانه» به کارشکنی های خود ادامه داده و آهنگ آنرا کُند خواهند کرد و بازهم هرچند که این «تفاهم نامه» هنوز شکننده است:
در این روز ۱۳ بدر گرامی؛ که نیاکانمان برای وداع مستمر سالانه با روان درگذشتگان  در «کارناول ۱۳ بدر» به دشت و صحرا میرفتند و پای میکوبیدند؛ امسال ۱۳ بدر نیاکانیمان را با شکست مفتضانهٔ «انگل فرزانه» و گشوده شدن تدریجی درهای زندگی با جامعهٔ بین المللی را جشن میگیریم.
مدال افتخار شکست مفتضحانهٔ رژیم انگلها و غارتگران صفوی و اینکه انگل فرزانه «کاسهٔ گُه» را امروز سرکشید؛ به گردن ایرانیان آویخته نخواهد شد؛ پیروزمندان این نبرد «غربیها» بودند؛ امّا اگر ایرانیان بخواهند .... میتوانند مدالهای پیروزیهای بعدی را بر گردن خود بیاویزند و با سربلندی بگویند که: این ما بودیم که «اندیشه های جذامی صفوی» را بگور سپردیم ... باز هم ... این مابودیم که بار دیگر میخواهیم به عنوان یک «آریایی» از زیر سنگها و صخره هایی که «تازیان» بر روی ما ریختند؛ سر بر آوریم.
من از آن دسته از آدمهایی نیستم که اگر کسی یکی از دشمنانم را بکشد؛ پایکوبی کرده و احساس پیروزی کنم؛ شکست دشمن من به دست شخصی دیگر دلالت بر ناتوانی من دارد و مرا به «ریزه خوار» سفرهٔ دیگران تبدیل خواهد نمود (آموزهٔ آیین شمنی).
حاکمیت ننگین اسلامی؛ باید به دست ایرانیان سرنگون شود؛ تا بتوانند مدال پیروزی بر دشمن دیرینهٔ ۱۴۰۰ ساله و ۵۰۰ سالهٔ صفوی را جشن بگیرند.

کمترین چیزهایی که باخته ایم:

بیش از یک تریلیار دلار هزینه های پرداخته شده برای «بمب اتمی شیعی» بوده است که همه اش به «گا» رفت. هزینه های پنهانی که به قیمت از کار افتادن اقتصاد ایران را نیز اگر حساب کنید؛ شاید سر به ۲ تریلیارد دلار بزند. (معادل باخت اقتصادی شکست ننگین جنگهای ۸ ساله).
با این ۲ تریلیارد دلار چه ها که نمیشد برای ایران کرد؟
اگر کسی بگوید و یا حتی در ذهن خود چنین فکر کند که « جلو ضرر را هر کجا بگیری منفعت است»؛ یا مزدو اجیر شدهٔ رژیم است و یا یک احمق و ناتوان ذهنی؛ که البته در «قحط الرجال ایران»؛ تعداد اینگونه عقب مانده های ذهنی که به عنوان «تحلیلگر سیاسی و اقتثادی و متخصص مسائل ایران» نامیده میشوند؛ کم نیستند.
تنها به عنوان یک «ایرانی» بیندیشید که یک حاکمیت رفاه ملّی با چه مقدار پول میتوانست؛ چندین پایگاه «آب شیرین کُن» در سواحل خلیج فارس و نزدیک به سرزمینهای سوختهٔ بلوچستان بسازد و جلو پیشروی کویر را گرفته و زندگی مردم بلوچستان را و در واقع «زندگی ایران» را رونق دهد؟
امّا آیا این روپی زادگان صفوی در چنین فکری بوده اند؟... هرگز...
آیا این روسپی زادگان صفوی تغییر خواهند یافت و به اینگونه مسائل فکر خواهند کرد؟..... هرگز.
امّا آنها از هم اکنون دندانهایشان را برای دلارهای بلوکه شدهٔ نفتی تیز کرده اند که چگونه همه اش را به یغما ببرند.

به نوشته های پیشین من در همین چند روز اخیر در رابطه با ممذاکرات هسته ای» نگاهی بیندازید.
کدام یک اشتباه بوده است؟ کدام پیشبینی اشتباه بوده است؟

آخرین مطالب درز کرده از مذاکرات هسته ای

مذاکرات هسته ای؛ ارزش خود را باخته است

جشنهای دروغین پیروزی هسته ای رژیم اسلامی و جشن واقعی ۱+۵


«مفعول فرزانه» (میگویند که منتظری هم به این مسئله اشاره کرده بود) تغار گُه را سرکشید و رفت... بوق و کرناهای «بُرد - بُرد» ارزشی بیشتر از عربده های «شلغم نیوزی» و «تشتک نیوزی» و «آب پاش نیوزی» ندارند.
- فُردو ... پَر
- اراک ... پَر
- اصفهان .... پَر
 بعد از این نیزابعاد تمامی فعالیتهای هسته ای رژیم را ۱+۵ تعیین خواهند نمود.

کژدم



۶ نظر:

  1. به بچه مسلمانان اصلاح طلب:
    آدم بايد خيلى احمق و خام باشد که يک قرارداد استعماري که مشتى عرب شيعه اشغالگران ايران با فرستادن دلقکهايى وطنفرش انايرانى بچه حاج آقا مسخره به نام ظريف و عراقچى (عربچى) و اينگونه عناصر ضد ايرانى که براى حفظ نظام اهريمنى اسلام در ايران (با همکارى استعمارگران آمريکايى و انگليس اروپا) ريخته شده را به شادى بگيرد.
    رهبرشيطان صفت که بعد از به باد دادن آبرو مردم ايران و از ميان بردن ملياردها مليارد دلار از مال مردم ايران جام زهر را خيلى وقت پيش سرگشيد وبزودى سقط خواهد شد..
    احمقهايى اصلاح طلب آلوده به ماليخوليايى اسلام بزودى بيدار خواهيد شد و خواهيد ديد که مردم چگونه از روى نعش تک تکتان و رهبران دلقکتان که درآبنمک خواباندند رد خواهند شد.
    آرزويى جمهورى اسلامى سبز مخملى مارک 2 را شما و استعمارگران پشتيبانتان به گور خواهيد برد.
    سیاکزار

    پاسخحذف
  2. (( نیمه پر لیوان ))
    سلام :
    من بیانیه موگرینی ، ظزیف ، و کنفرانس خبری ی ظریف ، صحبت های اوباما و صحبت ها و کنفرانس خبری ی کری رو کامل دیدم .
    هیچ کامنت یا مطلبی در فضای مجازی رو حتی یک کلمه هنوز نخوندم چون نمی خوام تحت تاثیر فضا و اتمسفری که البته مطمئن هستم از چند و چونش قرار بگیرم .
    اول از همه این و بگم به لحاظ پوزیشن شخصی و شغلی و آینده ی خود و خانواده ؛ حصول توافق نهایی در صورت موفقیت برای من عالی هست .
    برای مردم ایران و کشور ایران هم در شرایط حاضر بهترین اتفاق می تونه باشه که کشور رو از پرتگاه تندروی های بی حاصل و مخرب دور خواهدکرد .
    با تمام این ها من نمی خوام از آمال و آرزوها و ایده آل هام بنویسم ...واقعا بی طرفانه و تا حد ممکن منصفانه می خوام در مورد تمام اونچه شنیدم نظر و برداشت و تحلیل خودم رو بگم.
    نخست اینکه از 24 اسفند در تحلیل ( رمز گشایی از مذاکرات ) هر اونچه عرض شده بود اتفاق افتاد : به تفاهم رسیدیم اما توافق ماند برای 3 ماه آینده .
    این نکته مهم رو همیشه باید بدونیم و در نظر داشته باشیم که هم بی بی سکینه و برای امروز ( صدای آمریکا) شدیدا در تلاش برای تزریق جو خوشبینی نسبت به اونچه اتفاق افتاد هستند .
    میتونم با دلایل و شواهد متقن نشون بدم که تمام مجریان خبر و مفسرین شون ( مثل ک ناجی و ....) تلاش زیادی برای بزرگ نمایی ی اونچه روی داده تحت عنوان یک ((توافق )) می کنند و این رو حتی در زیر نویس هاشون هم می شه دید( استفاده از لفظ توافق پربار و امثالهم) ... و اگرچه عملی غیر اخلاقی هست و در حال تلاش برای ایجاد جو خوش بینی هستند .و فی الواقع رسالت بی طرفی رو در خبرنگاری زیر پا می گذارند و سیاسی کاری می کنند و لی از دو جهت این کارشون قابل فهم هست اما البته قابل دفاع نیست ...یکم آنکه آنها هم ایرانی هستند و تبعات شکست مذاکرات را برای ملت و مردم ایران وسرزمین ایران می دانند و آگاهانه و از طرح مسائل و واقعیت ها و موضوعاتی که دارای معنا و مفهوم و بار منفی هستند فرار می کنند دوم اینکه به شکل کاملا طبیعی مسئول اجرای منویات و نظرات دولت هایی هستند که برای آونها کار می کنند .
    این ها را گفتم که به هیچ وجه بر اساس تحلیل ها و حرف و جهت دهی های مجریان این برنامه ها نباید تصمیم به انجام کاری گرفت همچنانکه تحت تاثیر تندروهای داخلی و منفی بافان اسرائیلی و ..غیره ...

    حالا اگر ناراحت نمی شوید من هم برداشت خودم را می نویسم ( اگر هم ناراحت می شوید ) خوب نخوانید !
    1- (( توافق )) در فرهنگ حقوق و سیاست معنای روشنی دارد : چیزی است که امضاء می شود و الزام آور است و آنچه امروز اتفاق افتاد تنها صدور یک بیانیه سیاسی ( تفاهم نامه ) بود و بس . نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر .
    2- این تفاهم نامه قدم مثبت و روشنی بود رو به جلو نه به جهت آنکه کسی را متعهد به چیزی کرد و کار ی به سرانجام رسید , اما از این جهت که ایران حداقل به شکل شفاهی برخی چیز ها را پذیرفت که در اینده انجام دهد ( منوط به حصول توافق البته ) . چیزهایی که انتظار قبولش حتی به شکل شفاهی و غیر الزام آور هم نمی رفت :
    3- پذیرش پروتکل الحاقی ( در حد لفظ و شفاهی) قدم مثبت بزرگی است اما اشکالش در اینجاست که داوطلبانه است ( پس می تواند هر زمان ایران نخواهد آن را اجرا نکند ) و دیگر اینکه تفسیر های مختلفی از جانب ظریف و کری و اوباما از آن شد : آمریکایی ها فهم شان این است که بازرسان آزانس به هر محل مشکوکی ( هسته ای و حمایتی و ...)می توانند بروند برای بازرسی اما ایران می گوید فقط مراکز هسته ای ...یعنی مراکز نظامی مثل پارچین تکلیفش معلوم نیست !
    4- پذیرش تغییر ساختار اب سنگین اراک قدم مثبتی است ( شفاهی است و به لحاظ فنی هنوز بحثش ادامه دارد)
    5- در کل غربی ها در مورد اعمال محدودیت های هسته ای ( سانترفیوژ و تحقیق و توسعه و فردو و نطنز و ...)به هرچه می خواستند رسیده اند و این هم نکته ی خیلی مثبتی است ( که ایران تا این حد انعطاف نشان داده - البته در مقام لفظ ) از سویی هم می تواند مشکل آفرین باشد ..توضیح خواهیم داد
    6- در مورد ذخائر اورانیوم هم مسئله هنوز کاملا شفاف نیست اما گویا ایران پذیرفته با شرایطی که میزانش را ( یا با رقیق کردن یا با فروش ) در حد مطلوب غرب کم کند .

    پاسخحذف
  3. - اما در مورد تحریم ها ، چیزی که هم اوباما و هم کری روی آن تاکید روشنی کردند این بود که : بعد از آنکه ابتدا توافق جامع امضاء شد ؛ ایران باید شروع به انجام تعهداتش در زمینه محدود سازی های هسته ای نماید ؛ سپس بازرسان آزانس آن را تایید کنند و دست آخر متناسب با اجرای محددودیت ها ، برخی تحریم ها طبق جدول زمانبندی و مورد توافق برداشته شوند . و انجام این همه زمانی حداقل بین 6 ماه تا حداقل یک سال لازم دارد ! و این فی الواقع عدول روشن ایران از خواسته های پیشین است اما البته به نظر من جلوی ضرر را هرجا بگیریم نفع است و اشکالی ندارد گرچه از نظر داخلی خواهیم دید که همین مسائل ایجاد مشکلات عدیده ای خواهد کرد .چرا که درخواست رهبری لغو کامل و یکباره ی تمام تحریم ها بود
    8- در مورد تحریم های حقوق بشری و موشکی هم کری و اوباما به روشنی گفتند که لغو نخواهند شد !
    9- نکته ی مثبت و اما همچنا ن مبهم لغو تحریم های اتحادیه اروپا است که معلوم نیست مکانیزم آنها چیست ؟ ایا بلافاصله پس از امضاء توافق لغو خواهند شد یا مکانیزمی شبیه به لغو تحریم ها در گفته های اوباما و کری خواهند داشت . خوب اینها همان نکته هایی است که طی این 3 ماه باید بر سرشان چانه زد .
    10- قطع نامه های شورای امنیت تماما از طریق صدور قطع نامه تازه لغو خواهد شد و این نکته بسیار مثبتی است اما باز هم بسیار مبهم و متناقض !
    به این دلیل که تحریم های بسیاری بر اساس صدور همین قطع نامه ها وضع شده که با لغو شان دیگر محملی قانونی برای اجرا ندارند پس ممکن است آنها در همان ابتدا لغو شوند اما با ایجاد مکانیزمی در صورتی که ایران نقض تعهد کرد بلافاصله و اتومات دوباره وضع شوند ....باز هم مکانیزم اجرا باید در توافق نهایی دیده شود .
    11- در کل گام مثبت و رو به جلویی برداشته شده ؛ نه به این جهت که (( توافقی)) به دست آمده ..که به هیچ وجه چنین نیست ( اوباما هم صراحتا تاکید کرد ) اما از این جهت که از ابتدا و از چندین ماه پیش مسیر پیش بینی شده ابتدا بر ( توافق سیاسی - کلیات ) و سپس بر توافق فنی ( جزئیات) استوار گشته بود و اکنون یکی از این دو مقصد بدست آمده .
    12- اما هنوز هیچ چیز روشن و قطعی نیست ...شانس توافق نهایی بالا رفته ( به نظر من 10 تا 15 درصد نسبت به قبل افزایش یافته) اما هنوز درصد کلی ی احتمال حصول توافق نهایی تا 10 تیر درصدی بین ( 0 تا 99 درصد است )! تناقض دارد این جمله می دانم ...اما مقصد این است که در چنین پروسه ی پیچیده ای حتی عدم توافق روی یک مورد می تواند منجر به از دست رفتن کل مسیر شود
    13- این بند سیزدهم است ...امروز 13 فروردین است و دیدیم که عدد 13 نه تنها نحس نیست که خیلی هم می تواند خوش یمن و مبارک باشد ...باشد که درسی باشد که از جهل و خرافه ای که ما را به این روز انداخته دیدن همین حقیقت ساده دورمان کند
    14- این مسر تا حصول توافق نهایی تا 10 تیر آفاتی دارد که عبارتند از :
    الف : کنگره ی آمریکا : چنانکه دیدیم اوباما هم گفت : ممکن است کنگره این تفاهم را نابود کند و جلوی توافق را بگیرد ...اما من به شخصه چنین تصوری ندارم ..دلیل اش هم اینکه به گمانم اگر واقعا در نهایت ایران تن به محدودیت های مطرح شده ی امروز بر برنامه ی هسته ای بدهد ؛ دیگر آنها به سقف درخواست هایشان رسیده اند( چیزی که انتظارش را نداشتند) و به گمانم در ظاهر و ابتدا کمی نقش بازی کنند اما در نهایت در پوست خود هم نگنجند از چنین دستاوردی وحتی اسرائیل هم باید بسیار راضی باشد ...
    ب: عدم توافق بر سر یکسری جزئیات فنی از جمله لغو تحریم ها و در حین ادامه مذاکرات ...در بندهای بالا اشاره شد به برخی شان
    ج: این از همه مهم تر و نگران کننده تر است :

    پاسخحذف
  4. ایران خیلی کوتاه آمده ، یا بهتر و دقیق تر بگویم : ادعا ی کوتاه آمدن کرده ! چون هنوز که الزامی در کار نیست ...
    و همین کوتاه آمدن تا این حد ایران ( که اصلا قابل تصور نبود!!!) هیچ احساس خوشایندی به من نمی دهد !...نمی فهم چطور می شود که شما زیر بار تمام محدودیت های ممکنه بر هسته ا ت ! بروی و تازه آنها بگویند : برخی تحریم ها را بعدا و برخی را هیچوقت ! بر نمی داریم ؟
    هرچه فکر می کنم (( یک جای کار می لنگد )) ...این را صریح می گویم : برای من باور کردنی نیست که ایران تمام آنچه را امروز کری و اوباما گفتند ( و در بیانیه موگرینی و ظریف بسیاری اش اصلا نبود) و حتی بسیاری از حداقل آنچه ها را که خود ظریف در بیانیه اش خواند ، بپذیرد !
    رک و رو راست اینکه فکر می کنم ، ایران یک استراتژی ی مذاکراتی دارد که چنانکه قبلا هم عرض شد ؛ هر طور شده دست خالی بر نگردد و از آنجا که صدور بیانیه اصلا الزام آور نیست ( انگار که هیچ ) به ناچار و به شکل صوری و ظاهری فعلا تن به یکسری مواردی داده به امید اینکه بعدا و در چانه زنی های نهایی ؛ بتواند اوضاع را عوض کند .
    وگرنه جز این باشد یک نفر لطفا به من بگوید : ما برای چه این همه سال مذاکره کردیم ؟ که چه امتیازی بدهیم و چه امتیازی بگیریم ؟ ...اینطوری که الان حرفش شده ؛ بیشترین امتیاز ممکنه را داده ( در مقام حرف البته) و کمترین امتیاز ممکنه را گرفته ایم ( باز هم در مقام حرف ) ...خوب اگر می خواستیم چنین نتایجی حاصل شود که دیگر این همه مذاکره برای چه بود ؟ ....
    یعنی برای همین قدر که بتوانیم اورانیوم 3.5 درصدی غنی کنیم ؛ این همه سال مذاکره و چانه زنی کردیم ؟ ...خوب اگر این بود که از روز اول اگر می گفتیم : ما این را می خواهیم و برای مان کافی است که آنها اصلا شاید تحریم مان هم نمی کردند..نمی دانم متوجه منظورم می شوید یا نه ؟
    ببینید من فکر می کنم ایران این چند روزه خیلی مقاومت کرده و وقتی دیده بی فایده بوده ؛ فعلا زیر بار قبول صدور بیانیه ی غیر الزام آوری رفته که خودش هم می داند هزار و یک راه برای فرار و تغییر مفادش دارد ...ساده ترینش اینکه : سر هیچ چیز توافق نمی شود تا بر سر همه چیز توافق شده باشد .
    البته در روزها و هفته های اینده مشاهده و بررسی ی موضع گیری های داخلی ی خودمان برای روشن شدن این موضوع از هر چیزی مهم تر خواهد بود ....

    نتیجه گیری :
    قلبا اگر به همین چیز هایی که امشب در بیانیه آمد برسیم , راضی هستم ..مقداری هسته ای را بدهیم و اقتصاد و کشور را نجات دهیم ...ای کاش واقعا تمام این ها اجرا وعملی شود ....اما فعلا فقط در حد حرف است ...نه امضاء ...نه تعهد...نه الزام ....انگار کن که از سر اجبار و اظطرار آمدیم و یکسری کلیات و اصول مورد قبول را شفاهی طرح کردیم بی آنکه جزئیات ( کمیت و کیفیت های مناقشه بر انگیزش را معلوم کرده باشیم ) و تازه آشغال ها( شکاف ها) را هم کردیم زیر فرش که کسی نبیند و فعلا ستون به ستون فرج کردیم که ببینیم بعدا چه پیش می اید ....
    یک چیز ساده بگویم :
    خوب اگر واقعا حتی به همین کلیات ( کلی گویی ها ) باور داشتیم و قصد اجرایی کردنشان را داشتیم ؛ چرا حاضر نشدیم یک امضاء ناقابل پای برگه ی بیانیه بزنیم ؟ ...حتی با امضاء هم الزامی بوجود نمی آمد : فی المثل به شکل کلی گفته ایم : اراک باید تغییر کاربری بدهد ؛ خوب بعدا در جزئیات می توانستیم هزار راه حل مختلف بیاوریم و آن را که خودمان می خواهیم قبول کنیم و یا نه ....ساده تر بگویم : مثل اینکه من و شما بیانیه می دهیم و امضاء می کنیم که من خانه شما را بخرم ...خیلی خوب .
    فردا و تا آخر دنیا من می گویم 100 تومن و شما می گویی 150 تومن ....معلوم است که اصل موضوع قیمت است نه موضوع خرید و معامله ... یعنی ما سر اینکه ( معامله کنیم ) تفاهم داریم اما سر (مبلغ )باید بحث و (توافق )کنیم ...اصل موضوع به نظر شما کدام است ؟ اینکه قبول کرده ایم ( معامله ) کنیم ( تازه بدون الزام) یا اینکه ( به چه مبلغی ؟ )
    شما می روی بنگاه و می گویی من این خانه را پسندیده ام و می خواهم ... به نظر شما کار تمام است ؟ ...یعنی لازم نیست سر مبلغ اش به توافق برسیم ؟ ....
    فرق تفاهم و توافق را دیدیم به گمانم ....

    می خواهم بگویم کلیات ( تفاهم سیاسی) مقدمه ای برای ایجاد فهم مشترک پیرامون لزوم قبول برخی جهت گیری هاست ؛ اما این شروع راه است ؛ جهت مشخص شده اما سوال اساسی ( چقدر ) و ( چگونه ) و (طی چه زمانی ) است ...این ها همان جزئیاتی است که این همه سال و این 8 روز بر سرش نشده به توافق برسم ....امید که در 3 ماه آینده برسیم ...

    اما من از حیث موضع خودمان ( ایران) نگرانم ....آنها که تکلیف شان معلوم است ....اگر در همین حد هم که امشب اعلام شده ، گیرشان بیاید ؛ رفته اند بهشت ....مشکل در سمت ما خواهد بود ....

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      میدانم که چرا اینهمه با ناباوری به مسئله نگاه میکنید. من همیشه در تمامی نوشته هایم (از زمان ماجرای بخرین) یک خط را خفظ کرده ام و آن «افتادن رژیم به سراشیبی شکست استراتژیک» بوده و همچنان هست. هر چقدر که آخر خط «شکست استراتژیک» نزدیکتر شویم؛ اتفاقات «غیر قابل باور» زیادی را مشاهده خواهیم کرد.
      روند «شکست استراتژیک آلمان نازی» از زمانی که به جمع آوری لوازم آشپزخانهٔ فلزی؛ رومی آوردند؛ کلید خورد امّا تا یک سال آتفاقات تعجب آوری روی نمیداد و ناگهان آثار شکست و تار و مار شدن؛ آن قدرت بسیار بزرگ به شکل حیرت آوری بروز نمود.

      حذف
    2. ناشناس گرامی
      استنتاج شما در بخش انتهایی نوشتارتان یک عنصر مهم را در نظر نمیگیرد و آن «محدودهٔ زمانی ۳ ماهه» است. اگر تا آخر ژوئن و یا مثل همین دفعه با یکی دو روز اختلاف زمانی به «توافق جامع» نرسند؛ دیگر فاتحهٔ رژیم و تار و پود اقتصادی و اجتماعی ایران را باید خواند.
      «انگل فرزانه» نیز از همان زمانی که مقالهٔ «امام حسن را هم باید مثل امام حسین؛ امام دانست» را در وبسایت رسمی اش منتشر نمود به این جمعبندی رسیده بود که دیگر «جای گوزیدن نیست» و پاکسازی «پارچین» نیز در همین جهت و سمت و سو انجام گرفت. امّا این حرکت بسیار دیر آغاز شده بود و طرف مقابل نیز میداند که چگونه باید رژیم را تا رسیدن به «سجده های طولانی» بدواند.
      در مجمع رژیم ننگین اسلامی - صفوی؛ دو راه بیشتر ندارد:
      ۱- سیاست All Out
      ۲- رقصیدن به ساز غرب.
      در ضمن شما یک عنصر مهم دیگر را نیز در نوشتارتان ملحوظ نکرده اید و آن هم «تقاضای خامنه ای برای پذیرش شکست با حفظ آبروی نداشته اش» است.

      حذف