این نوشتار یک نوشتارِ باز است و مسائلِ مهمّ در این نوشتار «به روز میشوند» و یک «مقاله نیست».
پیشگفتار:
اگر فکر میکنید که «شعار دادن»؛ نوعی انقلابی گری است!!!! سخت در اشتباه هستید
نیروهایِ سرکوب و «دیّوس فرزانه»؛ حتّی به «کیرشان» نیز حساب نمیکنند که چه شعارهایی می دهید:
«مرگ بر خامنه ای» و «جاوید شاه» و «جانم فدایِ ایران» و «سفرهٔ ما خالیه» و ..... بِشمار از این دست .... فقط «بادِ هوا» هستند.
برای آنها شعار دادنهایِ شماها اصلاً مهم نیست؛ بلکه «اعمالِ مِیدانیِ شما» مهمّ است.
نخستین سوتیِ دانشجویانِ احمقِ دانشگاه تهران:
امروز دانشجویانِ دانشگاهِ تهران؛ به صورتِ بسیار احمقانه ای در یک محیطِ دَربسته و «دیوار دار» شروع به شعار دادن نمودند و به محاصرهٔ نیروهایِ سرکوبِ رژیم در آمدند و اکنون از مردم میخواهند که بیایند و محاصره را بشکنند.
اگر مردم برایِ نجاتِ آنها بشتابند؛ میتوان آنرا «ضدّ حمله» و حرکتی مِیدانی به حساب آورد.
نتیجه اینکه: «دیگر از این غلطها نکنید» و در محیطهایِ دَر بسته و «دیوار دار» خود را به صورتِ دسته جمعی به محاصرهٔ دشمن در نیاورید و وقتِ مردم را برایِ نجاتِ خود به هَدَر ندهید. اگر اینکار را نمی کردید؛ نیازی به «تقاضایِ کمک» نبود.
محاصرهٔ دانشگاهِ تهران شکسته شد
برخلافِ اخبارِ دروغ که نیروهایِ سرکوب با دیدنِ دانشجویان به محاصره پایان دادند؛ نیروهایِ سرکوب از خواستهٔ دانشجویان از مردم که برایِ شکستنِ محاصره به طرفِ دانشگاه تهران بیایند؛ وحشت کردند. زیرا در صورتِ هجومِ مردم؛ نیروهایِ سرکوب خودشان به محاصره می افتادند و در میانِ دو حلقه از مردم قرار میگرفتند و امکانِ خلعِ سلاح شدنشان بالا بود.
این را میتوان یک حرکتِ مثبتِ مِیدانی دانست که در همه جا میتوان آنرا تکرار نمود و نیروهایِ دشمن را به عقب نشینی واداشت.
خبرگزاریها نباید «دروغ تولید کنند». بلکه باید همهٔ حرکتهایِ میدانی را موردِ تجزیه و تحلیل قرار دهند و رهنمود ارائه کنند.
این نوشتارِ باز؛ در این مسیر حرکت می کُند.
درسی که میگیریم:
هر زمان نیروهایِ مردمی به محاصرهٔ اوباشانِ رژیم در آمدند؛ به کمک آنها بشتابید و «محاصره کنندگان» را «محاصره کنید» تا اوباشانِ رژیم در میانِ دو حلقهٔ خارجی و داخلی نیروهایِ مردمی گیر بیفتند. و حتماً نجاتِ جانِ کثیفشان را به «تحویلِ سلاح» ترجیح خواهند داد و نیروهایِ مردمی «مسلّح» خواهند شد.
«خبرگزاریها؛ لطفاً دروغ نگویند» زیرا از «دروغ» نمیتوان چیزی آموخت.
حرکت قهرمانانه و یا حماقت؟
نشستن بر زمین یعنی «بیا مرا اسیر کُن»
با نیروهایِ دشمن نباید صف آرایی کرد. بلکه باید از روبرو و پُشتِ سرِ نیروهایِ دشمن به آنها نزدیک شد و آنها را محاصره و خلعِ سلاح نمود. خلعِ سلاحِ نیروهایِ دشمن؛ در این مرحله بسیار مهمّ است. باید همهٔ تجهیزاتِ آنها از موتور سیکلت و سلاحهایِ سرد و گرم و«شوکر» گرفته تا «زِرِه ها»ی آنها را در آورده و استفاده نمود. هیچ وسیله ای که از دشمن به غنیمت گرفته میشود؛ نباید تخریب شده و یا به آتش کشیده شوند. باید از آنها استفاده نمود.
یک پُرسش
از خوانندگانِ گرامی خواهش دارم که در رابطه با «شدّتِ سرکوبها» برایِ من(کژدم) گزارش مِیدانی بفرستند. زیرا ویدیوهایی که میبینم بسیار «تیتیش مامانی» هستند و نشانی از «درگیریها» نمی بینم. و این مسئله پُرسش بر انگیز است.
ما نباید فقط حرکتهایِ مردم را ببینیم؛ حرکاتِ دشمن نیز باید موردِ مطالعه قرار گیرند. تا ببینیم که بر رویِ زمین چه می گذرد؟
سکوت در برابرِ «پُرسشِ کژدم» می گوید:
«جُنبش» بسیار بی رَمَق و مأیوس کُننده است.
کژدم میگوید:
اگر در ۱۵ روزِ آینده؛ نقطهٔ عطفی در جُنبشِ کنونی اتّفاق نیفتد؛ باید «جُنبِشِ دلار» را نیز به خاک بسپارید. زیرا «کودکِ مُرده» را نمی توان با «تنفّس مصنوعی» از قبیلِ «پروپاگاندا»(بزرگ نمایی)؛ زنده کرد. «مُشک آن است که بِبوید؛ نه آنکه عطّار بگوید».
این نقطهٔ عطف؛ چه و یا چه چیزها میتوانند باشند؟
۱- سراسری شدنِ جُنبِش.
۲- تسخیرِ مراکزِ نظامی و دولتیِ رژیمِ کثیفِ شیعی.
اگر چنین نقطهٔ عطفی ندیدید؛ باید به همان نقطه ای بازگردید که کژدم بارها و به تکرار گفته است:
«ساکنینِ ایران» هنوز آماده نیستند.
استراتژی رژیمِ شیعی برایِ سرکوبِ مبارزات چیست؟
رژیمِ کثیفِ شیعی؛ به این خاطر که بسیار تضعیف شده است و در درونِ خویش نیز با «انشعابات» روبرو است و به «زنده ماندنِ افرادِ رژیم» در صورتِ سرنگونی فکر میکند؛ در شرایط موجود میخواهد که درگیریهایِ شدید و کُشتار را به حدّ اقلّ برساند و با «ذلّه کردن و به ستوه آوردنِ مردم و خسته کردنِ آنها»؛ این موج را از سَر بگذراند. اخراجِ ۳ نفر از سَردسته هایِ بسیجِ دانشجویی و دادنِ دستورِ عقب نشینی از محاصرهٔ دانشگاهِ تهران نمونه هایِ بارز این استراژی هستند.
چگونه باید با این استراتژی روبرو شد؟
این استراتژی؛ «استراتژیِ ترس از شکست» و بر پایهٔ تحلیلِ از وضعیّتِ خودشان (احتمالاً ریزِشِ نیروهایِ پایِ کارِ حزبلبلی) و همچنین «تعهدِ آقای ناتانیاهو برایِ دفاع از جُنبش»؛ اتّخاذ شده است. زیرا نمیدانند که اگر با مردم به شدّت برخورد کنند؛ آیا «ریزپرنده» در آسمان ظاهر شود؟ و یا سربازانِ «ایرانی - اسرائیلی» به تجمّعاتِ اوباشانِ رژیم حمله کنند؟ ما نیز نمی دانیم؛ امّا می بینیم که اوباشانِ رژیم» به خود ریده اند و به «استراتژیِ عقب نشینی» روی آورده اند. لذا زمانی که «دُشمنِ شیعی» در حالِ عقب نشینی است؛ با ید به او حمله کرد و استراتژیِ رژیمِ شیعی را به چالش کشیده و آنرا از هم فرو پاشید؛ تا دُشمنِ شیعی مجبور شود به «میدان بازگردد» و یا بیش از این «عقب نشینی کُنَد».
اکنون زمانِ بسیار خوبی است که خانواده ها از فرزندانشان بخواهند تا پادگانها را تَرک کنند و اگر میتوانند؛ سلاح و مهمّات نیز با خود بیرون بیاورند.
یکی دیگر از راههایِ حمله به «استراتژیِ دُشمن»؛ حمله به «اوباشانِ عراقی» است که به نامِ «دانشجو» به ایران وارد شده اند.
یکی دیگر از راهها؛ کُشتار «آخوندها» بدونِ در نظر گرفتنِ هیچ مِعیاری است. زیرا این «انگلها» همگی بخشی از یک سیستم هستند.
یکی دیگر از راهها؛ کشتارِ اصلاح طلبان و خائنینِ «نهضت آزادی» در هر جِلدی که هستند. این اوباشان نیروهایِ «مدافعِ مردم» نیستند. بلکه «گُرگهایی» هستند که در لباسِ «میش» برای حفظِ رژیمِ کثیفِ شیعی تلاش میکنند.
آیا میگویید که تصمیم گرفته اید تا رژیمِ شیعی را سرنگون کنید؟
این مطلب را از کانالِ تلگرامیِ خودم در زیر می آورم که مربوط به «وظایفِ مِیدانی» است که بر اساسِ «ضرورت» تدوین شده اند:
(در جنبشهایِ گذشته به روشنی دیدید که بیمارستانها و درمانگاه ها؛ به محلّ شکار و به اسارت در آوردنِ مبارزانِ زَخمی تبدیل شده بودند. از این مُشکل حدّ اقلّ ۲ درس میتوان گرفت:
۱- تشکیلِ گروههای «امداد رسانیِ پزشکی»؛ برایِ درمانِ نیروهایِ مردمی. این گروهها باید فقط کارِ «درمانی» انجام دهند و از همان آغازِ تشکیلِ گروه؛ به جمع آوری ابزارها و داروهایِ موردِ نیاز بپردازند. این گروهها باید در تدارکِ محیطِ اَمنِ درمانی (درمانگاه هایِ خانگی) باشند.
۲- نیروهایِ مردمی باید تعدادِ تلفاتِ نیروهایِ رژیمِ شیعی را چنان بالا ببرند که همهٔ بیمارستانها و درمانگاهها از وجودِ آنها اشباع شده و قادر به ارائهٔ خدماتِ درمانی به زخمیهایِ نیروهایِ رژیم نباشند.
پزشکانی که در جنگِ ویتنام خدمت میکردند؛ به نامِ «قصّاب» شناخته می شدند. زیرا به خاطرِ کمبودِ دارو و محیطِ پاک؛ در بسیاری موارد؛ برایِ جلوگیری از «عفونتهایِ حادّ»؛ مجبوربودند تا دستها و پاها را قطع کنند.
اینگونه است که «ریزشهایِ واقعی» در صفوفِ اوباشانِ رژیمِ شیعی آغاز می شود. و گرنه اگر به «چرخِشِ زبان» باشد؛ بسیاری از این اوباشان؛ در حالِ تمرینِ «چرخیدن» هستند. دیروز از «توبره» می خوردند و با «چرخش زبان» میخواهند در آینده نیز از «آخور» بخورند.
۳- در مراحلِ بعدی؛ نیروهایِ مردمی باید «بیمارستانها» و درمانگاهها را تسخیر کنند.
اهدافِ مِیدانی سلسله ای در هم تنیده از اهداف هستند که رسیدن به آنها نیروهایِ رژیمِ شیعی را به شدّت تضعیف میکنند و کنار گذاشتنِ برخی از این اهداف به صورتِ «سلیقه ای» از «بانکِ اهداف»؛ جنبشِ براندازی را به موجودی «ناقص الخلقه» تبدیل میکند که نتیجهٔ آن شکستِ صد در صدی با تلفاتِ بالا خواهد بود. تشکیلِ گروههایی که در مجموع «گارد جاویدان» و یا با هر نامِ دیگری میتوانند تشکیل شوند؛ پاسخ به این پُرسش اصلی است که: «جنسِ نبرد با رژیمِ شیعی؛ از چه نوع است؟». پاسخِ من(کژدم) این است که این نبرد؛ «نبردِ زمینی و تَن به تَن» خواهد بود و «تظاهرات ها»؛ هم بستری برای این نبرد و نیز برایِ «گسترش و بالا بُردنِ سطحِ نبرد» است.
نیروهایِ رژیمِ شیعی محدود؛ امّا آموزش دیده و به تجهیزاتِ دفاعی و حفاظتی و تهاجمی مجهّز هستند. امّا به یاد داشته باشید که «هرچه به میدان می آورند»؛ قابلیّتِ «از دست دادن» را نیز دارد. در جُبشهایِ پیشین دیدید که نفربَرهایشان به دستِ مردم افتاد؛ برخی از سلاحهایشان نیز به دستِ مردم افتاد. امّا مردم «دستاوردهایشان را آتش زدند»؛ زیرا نمیدانستند که چه استفاده های میتوانند از آن «دست آوردها» بکنند؟ نیروهایِ رژیم را اسیر کرده و سپس به طورِ احمقانه ای آنها را رها کردند و عدّه ای نیز چه به صورتِ «نفوذی» و یا «خائنینِ اصلاح طلب»؛ شعار میدادند که «ما مثلِ آنها وحشی نیستیم؛ بگذارید بِرَود».
لذا دو هدفِ مِیدانی را میتوان بر این اساس تعریف نمود:
۱- هر نیرویی که رژیمِ شیعی برای سرکوبِ مردم به میدان می آوَرد؛ نباید بتواند؛ در فردا و یا چند ماهِ بعد از آن نیز دوباره به میدان بیایید و نه تنها از «منابعِ انسانیِ رژیم» حذف شود؛ بلکه به یک «دردِ سرِ بزرگ» برایِ رژیم تبدیل گردد.
زمانی که نیرویِ رژیم به اسارتِ مردم در می آید؛ مردم ۲ گزینه دارند:
الف: او را بکشند و به عجز و لابه اش توجّه نکنند.
ب: او را ناقص العضو کرده و رهایش کنند. ناقص العضو کردن به طوری که نتواند برایِ سرکوبِ مردم دوباره به میدان بیاید که به ۲ صورت میتواند انجام گیرد. ۱- کور کردن با چکاندنِ چند قطره وایتِکس در چشمها؛ تا به طورِ کامل تعطیل شود. ۲- خُرد کردنِ «هر ۳ بندِ انگشتهایِ شَست هر دو دست»؛ تا دیگر نتواند شوکِر و یا باتوم و یا سلاح بدست گیرد. زیرا بقیّهٔ کار به عهدهٔ اوباشانِ رژیم است که هر ۲ انگشتِ لِه شده را قطع کنند.
۲- تسلیحات و نفربرها و لباسهایِ ویژهٔ نیروهایِ سرکوب نباید شکسته و یا به آتش کشیده شوند. بلکه باید از آنها استفاده نمود.
به یاد داشته باشید که: «گاردِ جاویدان؛ ماست نیست؛ بلکه یک نیرویِ کُشتارگر است».)
اینرا برایِ آویختنِ مدالِ طلا بر گردنِ خود نمیگویم؛ امّا نخستین کسی بودم که در روزِ سوّم از آغازِ «جنبشِ دلار»؛ گفتم: این ماجرا بو می دهد و به سرعت نیز آن «بویِ گَند» را کشف کردم که همان «استراتژیِ عقب نشینیِِ ظاهری» برایِ «ذِلّه کردن و به ستوه آوردنِ مردم = خسته کردن» بنا شده است. اکنون دیگر همهٔ «تحلولگران» نیز همین را میگویند. امّا هیچ راهِ حلّی برایِ شکستنِ ستونِ فقراتِ این استراتژی؛ ارائه نمیدهند.
در شرایط کنونی؛ برخلافِ نظرِ «تحلولگران» که «کُشته شدنِ دیّوس فرزانه» را به عنوانِ «نقطهٔ عطف» در جهتِ فروپاشیِ رژیمِ شیعی میدانند؛(من چنین اعتقادی ندارم). پیشنهادِ من «کُشتنِ پزشکیان» است. این قرمساقِ «نهج الاُلاغه خوان» یکی از ستونهایِ استراتژیِ رژیم برایِ بقاء است. در رابطه با این پیشنهاد؛ دلایلِ دیگری نیز دارم که نمیخواهم بیان کُنم. امّا به شدّت به این نتیجه رسیده ام که کُشتنِ «پزشکیانِ دیّوس» از «اوجبِ واجبات» است و بسیار مهمتر از کُشتنِ «سوراخِ موشعلی فرزانه» و «قالیباف» و روسپی زاده «لاریجانی» است. زنده ماندنِ «پزشکیان» تبعاتِ بسیار زیادی در آینده خواهد داشت.
اگر نیروهایِ مردمی توانستند اینکار را بکنند؛ عالی است. اگر مردم نتوانند؛ آنهایی که در «اسرائیل» وعده داده اند که به جنبشِ مردم کمک خواهند کرد؛ باید این «سنگِ بزرگ» را که بسیار «کوچک نمایی» شده است را از سَرِ راهِ «جنبشِ مردمی» بردارند.
در دورهٔ «جنبشِ احمقهایِ سبزِ مذهبی» نیز نظرِ من بر کُشتنِ «موسوی و کرّوبی» بی شرف و «جنده نکاحی هایشان» متمرکز بود. که میتوانست یک نقطهٔ عطف در جنبش بوجود آوَرَد.
نقشِ کُشتنِ «پزشکیان» در شرایط کنونی؛ بسیار فراتر از کُشتنِ «موسوی و کرّوبی» در سالِ ۸۸ است. زیرا «موسوی و کرّوبی»؛ پروژهٔ رژیم نبودند. امّا انتصابِ «پزشکیان» یک پروژهٔ مهمّ برای رژیمِ شیعی است و اگر زنده بماند؛ تبعاتِ زیادی در آینده خواهد داشت.
نمونه ای از «ابزار سازی» و تولیدِ «لولهٔ پرنده»:
نمونه ای از «ابزار سازی» و تولیدِ «لولهٔ پرنده»:
آیا در میانِ مبارزان؛ «لوله کِش» و «آهنگر» و «تراشکار» و کسانی که با تولیدِ موادّ انفجاری که در «چهارشنبه سوری» استفاده می شوند آشناییِ حرفه ای دارند؛پیدا می شوند؟ اگر پیدا پیدا می شوند؛ میتوانند؛ به سادگی «نارنجکهایِ دستی» بسازند.
وسایل لازم و روشِ تولید:
۱- لولهٔ «مانیسمان» با قُطر یک و نیم و یا ۲ اینچ که به قطعاتِ ۱۲ سانیمتری بریده شده و هر دو انتهایِ آن را با «حدیده» پیچ می اندازیم . سپس با ارّهٔ آهن بُری؛ به صورتِ «ضربدری» سطحِ خارجی آن قطعه لوله را به عُمقِ دو سوّم از «گوشتِ لوله» (ضخامت) می بُریم و سطحی «شطرنجی ایجاد می کنیم. سپس لوله هایِ آماده شده را بر رویِ آجر گذاشته و با «پِک» (Torch) که برایِ جوشکاری در لوله کشی استفاده می شود؛ لوله ها را تا حدّی داغ می کنیم که به رنگِ نارنجی در آید و در «روغنِ موتور» و یا «آب» که در یک حلبی ریخته ایم می اندازیم تا «آبدیده» و «سخت و شکننده» شود.
۲- برایِ هر نارنجک؛ ۲ دَرپوشِ «تو پیچ»(دارایِ پیچِ داخلی) لازم است که میتوان از هر فروشگاهِ لوازم لوله کشی خریداری کرد. در وسط دایرهٔ خارجیِ یکی از این درپوشها؛ با «مته»؛ سوراخی به قطرِ ۲ تا ۲ و نیم میلیمتر برای «فتیله» ایجاد میکنیم. و درپوشِ دیگر را با «تفلون» به یکی از سرهایِ لوله می بندیم. (درپوشِ سوراخ شده را نمی بندیم).
۳- برایِ مادّهٔ انفجار به «زرنیخ» که در نارنجکهایِ دستیِ چهارشنبه سوری استفاده می شود؛ نیاز داریم که در پایانِ کار باید با مراقبت به داخلِ لوله ریخته شود و نباید گذاشت که به رویِ پیچِ انتهایِ دیگر بریزد.
۴- حتماً با جرقّه زنهایی که در جشنهایِ تولّد استفاده می شوند آشنایی دارید. یک سیمِ که سطحِ خارجیِ آن با مادّ و یا موادّی آغشته شده است که میتوان از سیم جدا کرده و در داخلِ آب آنرا لِه نمود تا به صورتِ خمیر در آید. میتوانید به مقداری خیلی کم؛ «سریش» به آن خمیر اضافه نمود تا چسبندگی پیدا کند. این خمیر؛ در واقع؛ «خمیرِ فتیله» است.
۵- برایِ تولیدِ «فتیله»؛ به «نخِ لحاف دوزی» نیاز داریم که به صورتی دولایه در آورده و با خمیری که آماده کرده ایم آغشته می کنیم تا لایهٔ نسبتاً زخیمی بر رویِ آن بچسبد. سپس نخهایِ آغشته شده را با حرارتِ ملایمِ «سشوار» خشک میکنیم. سپس فتیله را به اندازه هایِ گوناگون می بُریم و آزمایش میکنیم و زمانِ تقریبیِ «سوختن فتیله» را بر اساسِ طولِ آن اندازه می گیریم.
مونتاژِ نارنجکِ دست ساز:
نخست طولِ «فتیله» را بنا بر محاسبهٔ زمانِ سوختن می بُریم. فرمولِ محاسبه به این قرار است:
۱- طولِ فتیله در داخلِ لوله باید حدّ اقل دو سوّم طولِ لوله باشد.
۲- قسمتِ خارجیِ فتیله باید بر اساسِ طول و سرعتِ سوختن اندازه گیری شود. به این معنی که اگر میخواهید لوله در ۱۵ ثانیه منفجر شود؛ بر اساسِ محاسبه در زمانِ آزمایش؛ میتوانید طولِ فتیلهٔ خارج از لوله را محاسبه کنید.
۳- فتیله را از سوراخِ تعبیه شده در درپوشِ دوّم می گذرانید و بنا بر محاسباتی که داشته اید؛ طولِ بیرونی آنرا اندازه گرفته و با اندکی «قیر» تثبیت میکنید تا اندازه ها در زمانِ پرتاب به هم نخورند.
۴- به اندازهٔ یک چهارمِ حجمِ لوله را با رعایتِ ایمنی و حوصله و دقّت با استفاده از «قیف» با «زرنیخ» پُر می کنیم. طوریکه «زرنیخ» رویِ دنده هایِ پیچ ریخته نشود.
۵- دورِ پیچِ لوله را با ۲ یا ۳ لایه نوارِ «تفلون»(مخصوصِ لوله کِشی) می پوشانید (مانندِ باند پیچی کردن).
۶- دَرپوشِ دوّم را که اکنون فتیله نیز دارد را؛ به آهستگی به سَرِ بازِ لوله می پیچانید و نیازی به فشارِ زیاد ندارید و همینقدر که چند دنده به دورِ لوله بپیچد کافی است.
شیوه هایِ کاربُرد:
۱- اگر میخواهید با دست پرتاب کنید؛ حدّ اکثر ۴۰ متر را در نظر بگیرید.
۲- اگر میخواهید از «فلاخن» استفاده کنید؛ بین ۸۰ تا ۱۰۰ متر را در نظر بگیرید.
این اندازه گیری ها را میتوانید با پرتابِ «تکّه سنگِ تقریباً هم وزن»؛ در پارک و یا خارج از شهر آزمایش کنید.
۳- گر لوله را طوری پرتاب کنید که بر بالایِ سرِ نیروهایِ دشمن و یا پیش از رسیدن به زمین (تقریباً ناحیهٔ کمرِ نیروهایِ دشمن) منفجر شود؛ تلفاتِ سنگینی بر نیروهایِ دشمن وارد خواهد نمود.
۴- هیچ لزومی ندارد که همهٔ نارنجگهایی که درست می کنید؛ حتماً دارایِ مادّهٔ انفجاری باشند. اگر از هر ۱۰ نارنجک ۵ تایِ آن واقعی و ۵ تایِ دیگر «فِیک» باشند. میتوانید «بازیِ رولِتِ روسی» برای نیروهایِ دشمن ترتیب دهید. یعنی زمانهایی بنا بر موقعیّت نارنجکهای «Fake» را پرتاب کنید و برخی وقتها نارنجکهایِ واقعی را.
۵- این نارنجکها را را از بالِ ساختمانها نیز میتواند بر ازدحامِ نیروهایِ دشمن پرتاب کنید.
بقیّه اَش به عهدهٔ شماست که چه خلّاقیّتهایی را در رابطه با استفاده از این وسیله اتّخاذ کنید.
این تصاویر را نیز ضمیمه میکنم تا مطلب ملموس شود.
پیروز و سرفراز باشید
به یاد داشته باشید که: «گاردِ جاویدان؛ ماست نیست؛ بلکه یک نیرویِ کُشتارگر است».
امروز با اظهاراتِ «ترامپ» در رابطه با «دفاع از مردمِ ایران»؛ یک نقطهٔ عطف ایجاد شد و «رهبریِ شاهزاده رضا پهلوی»؛ تثبیت گردید.
از امروز؛ مردمِ ایران بسیار اُمیدوارتر هستند و «جنبشِِ دلار» تغییرِ ماهیّت داده و به «جُنبشِ ملّی سرنگونی» تبدیل خواهد شد.
این «رهبری» را نباید تنها گذاشت.
پیش به سویِ سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی.
«ادامه دارد»



اگر «شازده فیل خان»؛ خود را در قامتِ رهبر می بیند؛ باید همین اکنون از «دیّوس سیستانی» و «قرمساق صدر» (انگلهایِ عراقی) بخواهد که همهٔ «اوباشانِ حشد الشّعبی» را که با عناوین قلّابی «دانشجو» واردِ ایران شده اند را از سرزمینِ ایران فرا بخوانند و اگر این «اوباشانِ حشد الشّعبی»؛ در اَسرَعِ وقت از ایران خارج نشوند؛ نه تنها خونشان به دستِ مردمِ خشمگینِ ایران ریخته خواهد شد؛ بلکه در روابط آیندهٔ ایران و عراق؛ تأثیری بسیار منفی خواهد گذاشت. (دیپلماسیِ تهاجمی با پشتوانهٔ خواستهٔ مردم).
پاسخ دادنحذفجنبش باز گشت پهلوی
پاسخ دادنحذفمیتواند باشد و یا به آن سمت هدایت شود. به شرطی که «گارد جاویدان» داشته باشید؛ نَه «ماستِ جاویدان».
حذفبا «شعار» و «گرافیک» و «ولگردی در خیابان» نمیتوان کاری کرد.
شماها موجوداتی «اَهلِ هوا» هستید. فرستادنِ ویدیوهایِ تظاهراتها می تواند «مؤثر» باشد. امّا آنچه تعیین کننده است؛ «پیروزی در مِیدان» است.
دوربینِ شما «بادکُنکی = هوایی» است.
دوربینِ کژدم «مِیدانی» است.
اگر توانستید در «مِیدان» مسلّح شوید و مراکزِ حکومتی را تصرّف کنید؛ حتماً پیروز خواهید شد. مهمّ نیست که چه ایدهٔ سیاسی را دُنبال میکنید؟
جنبش جاوید شاه بازی آب خواهد رفت.
حذفاشکان
هر جایی که شعار ...مرگ بر دیکتاتور... را شنیدید بدانید که شعار دهندگان ....مادرجنده های اصلاح طلب هستند. آنها را با شعار جاوید شاه پایین بکشید
پاسخ دادنحذفسخنتان کاملاً درست است. با اینکه «شعارها»؛ سَمت و سوي جنبش را نشان می دهند؛ امّا میتوانند در این بِلبِشوی؛ نیروهایِ «پادشاهی خواه» را با یکدیگر آشنا کنند. در واقع به صورتِ «کُد شناسایی و پیدا کردنِ همدیگر» نیز موردِ استفاده قرار گیرند. امّا باید بسیار هوشیار باشید و با شنیدنِ فقط شعار؛ به کسی دِل نبندید. نمیگویم «محافظه کارِ افراطی» باشید؛ امّا از رفتارِ «گَله گُشاد» نیز پرهیز کنید.
حذفجناب کژدم جمهوری اسهالی طبق الگوی رفتاری گذاشته در اعتراضات گذشته حداقل بین 3 تا 5 روز دست به کشتار نمی زنه و بیشتر دنبال براورد و شناسایی میشه حتی شاید اینبار ترس از واکنش اسراییل هم بی تاثیر نیس
پاسخ دادنحذفاینگونه نیست. شما بی رَمَق بودنِ این جُنبش را به صورتِ آشکاری میتوانید ببینید. به همین خاطر نیز نامش را «جنبشِ دلار» گذاشته ام.
حذفدیروز برایتان پیامی نوشتم که سانسورش کردید و تاییدش نکردید ولی دانستن این خوب است که بدانیم که پرچم های شیر و خورشید در شمارگان خیلی زیاد در سرتاسر خیابان های ایران به چشم خواهند خورد و البته این خود فرزندان پرچم هستند که تعیین خواهند کرد که کی به خیابان ها بیایند و امسال یعنی امسال میلادی ، سال پایان بیش از چهل و چند سال پسرفتی خواهد بود که زیر نام رژيم اسلامی بر ایران و ایرانی ها تحمیل شده است.
پاسخ دادنحذفاین جنگ یک جورهایی ، جنگ نمادها هم هست.
«خیانتِ ملّی ۵۷»؛ نتیجهٔ «جنگِ نمادها» بود.
حذفبهتر است که به جایِ «فلسفه بافی»؛ سَرَت را بگذاری و بمیری.
ترورهای سیاسی و رسیدن دلار به آستانه ی ۱۵۰ هزارتومان و تروریستی شناخته شدن سپاه تروریستی پاسداران ، اینها پیش نیاز رستاخیز ایرانی برای به میدان آمدن فرزندان پرچم است.
پاسخ دادنحذفاز یک جایی و از جاهایی کمک به ما خواهد رسید که شاید باورمان نشود ، بی بی ایرانی یا جولانی ایرانی یا همان سکاندار چه کسی خواهد بود؟
منتشر کردم تا رویَت را زمین نینداخته باشم.
حذفامّا نگفتید که منظورتان از «فرزندانِ پرچم» چیست؟
در زمان مناسب ، حتا مهره های میدانی موساد نیز به کمک خواهند آمد
پاسخ دادنحذفو آیا خامنه ای در بستر خودش و به شکلی دردناک خواهد مرد ، تا داغ شهید شدن در راه اسلام ، به دلش بماند؟کژدم گرامی نمی دانستم این چنین آدم جوشی هستید ، به هر روی چون از شما بسیار آموخته ام و تا اندازه ای شما را فانوس راهم در سال های نادانی ام می دانم ، به دل نمی گیرم ولی در زمان مناسب ، خواهید فهمید که فرزندان پرچم چگونه خیابان ها را به تسخیر درخواهند آورد. اینها فلسفه بافی نیست
اینها سخنانی از دل قدرت های برون مرزی است که تا قسمتی اش آشکار شده است.
نخست اینکه: آنگونه که شما به شکلِ توهین آمیزی گفتید؛ «نیروهایِ موساد»؛ «مُهره» نیستند. نیروهایی بسیار آموزش دیده و بسیار شجاع هستند. «شعار نمی دهند»؛ «بر عهده نمی گیرند»؛ «قصّه نمی بافند»..... میدانند که چه کارهایی میتوانند بکنند؛ سناریوهایِ گوناگون را می فهمند و بنا بر «دیسیپلینِ نظامی» آمادهٔ رسیدنِ فرمان هستند.
حذفشما هنوز نگفتید که منظور از «فرزندانِ پرچم» چه کسانی هستند؟
«پان ایرانیست ها»؟
اگر منظورتان «پان ایرانیست ها» هستند؛ بدانید که اینها با «مصدّقی ها» و «نهضت آزادیها» و «مجاهدین» و «حزب دموکرات کُردستان» و «کومه له» و ......
در یک گور خوابیده اند.
این «فرزندانِ پرچم»؛ در زیرِ کدام پرچم «سینه و زنجیر» می زنند؟
حذفپرچمِ «حزب الله»؟ «سپاه پاچاهار داران»؟ پرچمِ «امام حسینِ شجاع»؟ پرچم «تشیّع شنیعه»؟
کدام پرچم؟
«بچّه کونیِ بسیجی»؛ حالا دیدی که معنیِ واقعیِ «فرزندانِ پرچم» را کژدم از سوراخِ «زَن و دُخترت» بیرون کشید؟
حذف«در آیندهٔ نه چندان دور»؛ خواهیم دید که «جندهٔ صیغه نکاحی تو و امثالِ تو» در نجف و کربلا؛ برایِ یک تکّه نان؛ زیرِ هر کسی خواهند خوابید.
نظر فرستادید و خواستید که منتشر نکنم. گفتید که بسیجی و پان ایرانیست نیستید و «پادشاهی خواه» هستید و منظورتان از «پرچم»؛ پرچمِ ۳ رنگِ ایران است. به نظر می رسد که به نوعی با نظر «استاد فرود فولادوند» در رابطه با «انتخابِ شایسته ترین فرد به عنوانِ پادشاه» همسو هستید.
حذفآیا چنین شخصی را سراغ دارید؟
بخشی «نَه چندان کوچک» از مردمِ ایران در این واوِیلایِ «قحط الرّجال» در نهایت به این نتیجه رسیده اند که از «رضا پهلوی» حمایت کنند. من با این نظرِ مردم مخالف نیستم؛ زیرا برایِ ساختنِ رژیمی جدید؛ بالاخره باید این رژیمِ کثیف را سرنگون کرد.
امّا اگر میخواهید به «گفتگو» ادامه دهید؛ از «استعاره» و «فلسفه بافی» پرهیز کنید و بسیار صریح و روشن حرف بزنید.
در ضمن اگر میخواهید به گفتگو ادامه دهید؛ از من نخواهید که نظرتان را منتشر نکنم.
یا رومیِ روم؛ یا زَنگیِ زنگ.
در جنگ ۱۲روزه فهمیدیم که همنظر نیستیم.
پاسخ دادنحذفدر روز انتخاب پزشکیان فهمیدیم که هرکس با ما فریاد زد، تا انتها نمیماند.
فهمیدیم که برخی از مخالفان ج.ا. در بزنگاهی که ساقط کردن حکومت، کمهزینهتر از هر زمان دیگری بود، حمایت از ج.ا. را در زرورقی از «نه به جنگ» عرضه میکنند.
فهمیدیم که مخالفت با پهلوی برای اینها مهمتر از ساقط کردن ج.ا. است.
فهمیدیم که اینها زمانی از تغییر حکومت حمایت میکنند که مطمئن باشند، جانشینش حکومت پهلوی نیست.
فهمیدیم که این جماعت برای بازنگشتن پادشاهی، از امنیتیترین پروژه حکومت هم حمایت میکنند.
ما به زن، زندگی و آزادی، باور داریم اما برای سرنگونی این حکومت، به چیزی بیش از این نیازمندیم.
ما حول محوری گرد میآییم که معنایش عبور بیحرف و حدیث از این حکومت باشد.
انتخاب شاهزاده رضا پهلوی، انتخابی از روی اضطرار نیست، افق روشن ما برای عبور از این سیاهی است.
یکباور دستهجمعی است به اینکه انقلاب مردم ایران، به دست هیچ معاملهگری در میانه راه، به سرقت نمیرود.
یادمان نرفته هجوم خیل عظیم مدعیان زن، زندگی، آزادی در کمپین انتخاباتی پزشکیان را.
ما دیگر با دزدان خون فرزندان ایران، هممسیر نمیشویم.
مسئله بر سرِ «اصلاح طلبانِ دروغین» و یا «جمهوریخواهانِ دروغین» نیست.
حذفمسئله این است که حتّی اگر همهٔ این تظاهر کنندگان؛ «پادشاهی خواهان» باشند. اگر تا ۱۵ روزِ دیگر نتوانند جنبش را سراسری کنند؛ و یا جنبش را به تسخیرِ مراکزِ حکومتی هدایت کنند شکست خواهند خورد. نقطهٔ عطف یعنی این.
من(کژدم) در گفته هایم به دعواهایِ حیدری؛ صفدری اهمیّتی نداده ام. زیرا معتقدم که با حتّی ۳۰۰ هزار نفر نیرویی که میداند معنی «جنگیدن» چیست؟ و با شیوه هایِ جنگیِ رژیم آشنا است میتوان رژیمِ شیعی را سرنگون کرد.
چه پادشاهی خواه باشی و یا جمهوریخواه و یا کمونیست و یا مجاهدینِ خلق؛ «میدانِ نبرد یکسان» است. درّه ها و تپّه ها و استحکاماتِ دشمن و رودخانه ها و «توپوگرافی منطقه» یکسان است.
امّا شما به جای پیدا کردنِ راههایِ مبارزاتی؛ برای من چند تا شعار ردیف کرده اید.
دست از این مزخرفاتِ «شعاری» بردارید.
آنکه را که شما «رضاشاهِ بزرگ دوّم» و «کورش بزرگِ دوّم» میخوانید؛ من (کژدم) ایشان را «شازده فیل خان» نامیدم و همچنان می نامَم. معجزهٔ بزرگِ ایشان این است که اگر به «طلا» دست بزند؛ فوری به «گُه» تبدیل می شود. ۱۴ سالِ پیش از «اپوزیسیون در قامتِ حکومتی» سخن گفتم. ۱۳ سال پس از آن؛ کاریکاتوری به نامهایِ «قُقنوس» و اخیراً «نوفدی» را معرّفی کردند.
حذفبیش از ۱۰ سالِ پیش؛ از «پیشگامانِ کاویانی» سخن گفتم؛ چند ماهِ پیش؛ کاریکاتوری با نامِ «گاردِ جاویدان» (بخوانید «ماستِ جاویدان») تحویل دادند.
مُشکلِ من(کژدم) با «شازده فیل خان»؛ در عرصهٔ «مبارزاتِ مِیدانی» این است.
به «کوروشِ دوّم» بگویید:
لطفاً به هیچ چیز دست نزن.
https://x.com/khanbabaMt/status/2006589923235873054
پاسخ دادنحذفکژدم بت شکن روزگار باش و از روزمره نویسی فاصله بگیر.
پاسخ دادنحذفایرانیان تنها فرصتی که برای رهایی از دست آخوندهای تشیع داشتن ظهور باب بودن و نتیجه اش چی شد؟در میدان تبریز تیربارونش کردن و الان هم شاهدن که فرزندان خودشون در حال تیربارون شدن هست.تجربه شهودی دارن بدست میارن.
پاسخ دادنحذفما هنوز به مرحله رادیکالیسم نرسیدیم(ویدیو هارو دنبال کنید)۴ ۵ سال دیگه لازمه تا نوشته های کژدم خونده بشه و شاید اجرا بشن و شاید هم نه
مسیر سرنگونی از ساخت سازمان مبارزاتی در خارج از ایران و وصل کردنش به جوانان داخل شکل میگیره.از خشت اول رو باید دوباره طراحی کرد.فارغ از مزخرفات پهلوی و اطرافیانش قدم به قدم برای ساخت نیروهای مبارزاتی تلاش کرد و تو بازه ی شش ماه تا یکسال اونهارو آماده ی نبرد کرد.کم کم تسلیحات و ابزار جنگ وارد کشور کرد،پروتوکل های امنیتی برای حفظ جان مبارزان ساخت،حداقل آموزش و ابزارها برای بهره گیری از اینترنت بدون قابلیت ردیابی،شناسایی مراکز و افراد رده بالا،حتی اگر نیاز باشه درآمد حداقلی به نیروها پرداخت بشه و روزی ۶ تا ۸ ساعت آموزش فشرده نظامی تازه زمینه رو برای سرنگونی آماده میکنه.در غیر این صورت حرف از سرنگونی حکومت شبیه به یک جک میمونه.بهتره تا قبل از روبرویی مستقیم هیچ هویتی از رهبر سازمان وجود نداشته باشه و با نماد و کد اطلاعات رد و بدل بشه.
پاسخ دادنحذفتشکیل سازمان،نیروهای سازمانی،استخدام تحصیل کرده ها و مهندسان باسواد،تهیه بودجه و منابع مالی،مذاکرات با خارجی و…
از داخل هم آموزش نظامی،اختصاص درآمد ماهانه،تهیه سلاح،سازماندهی،نیروهای اشباح و…
همه اینها با اتحاد ایرانیان خارج و داخل قابل رقم زدنه ولی کو مبارز و کجاست اراده محکم؟
ظاهرا ایرانیان خارج از کشور بسیار داغونتر از داخل تشریف دارن و هیچ امیدی نمیشه بهشون داشت.داخلیها هم سرشار از انگیزه ولی ناتوان در روبرویی با نیروهای سرکوب گرن.نه آموزش دیدن نه سلاح دارن نه منابع مالی برای حمایت از زندگی دارن حتی تو تامین مایحتاج اولیه زندگی هم ناتوانن.
پاسخ دادنحذفخلاصه که از این وضعیت انتظار ظهور انقلاب نداشته باشید.
از داخل ناتوان،از خارج منفعل
پاسخ دادنحذفاز داخل منفعل،از خارج ناتوان
این فرمول همیشگی اپوزوسیون جا هر چند وقت یکبار جاشون باهم عوض میشه.
شما شورش ۵۷ و مبارزات مسلحانه احزاب سیاسی و سازمانها رو ببینید.تازه با مفهوم سرنگونی آشنا میشین.اونهم کل کشورهای دنیا بدنبال سرنگونی پهلوی بودن.این کسکشا چندین حمایت خارجی دارن که تو اوج درگیریها به کمکشون میان.مسیر بسیار دشواریه ولی اگر اراده جدی وجود داشته باشه هر چیزی شدنیه.
پاسخ دادنحذفبنظرم اسرائیل رهبری اپوزوسیون رو باید بعهده بگیره و ایرانیان بهش اعتماد میکنن.هیچ گزینه فوری در اختیار نداریم
پاسخ دادنحذفبعضی از نظرات واضحا از جایی کپی و اینجا پیس شدن و ازشون بپرسی خوب؟ بعدش؟ هیچ جوابی ندارن و زبونشون میره تو اونجاشون
پاسخ دادنحذفکژدم مطمئن هستم این مهرت به ایران و مهربانی ذاتی ات باعث شده که این ۱۵ روز مهلت برای تغییر زمینه بازی رو بگی
پاسخ دادنحذفاین جنبش مرده زاییده شده
و کسی که میتونه ورق رو برگردونه
قبل و بعد این اعتراض ها هم میتونه
..
ناامیدم و واقعاً نمیدونم در این سیل افراد جمهوری اسلامی و قصه های مزخرف کارشناس های خبری و این مثلا اپوزیسیون کدوم لایق فحش بیشتری هستند
ببینید، بذارید براتون به زبان خیلی ساده توضیح بدم که چرا این وضعیت نشون میده حکومت واقعاً به آخر خط رسیده. ماجرا اینه که جمهوری اسلامی الان تو یه بنبست کامل گیر کرده که از هر طرفی میره، محکم میخوره به دیوار. ببینید، اول از همه باید بدونید که جیب دولت دیگه کاملاً خالی شده؛ وقتی میبینید ارز ترجیحی رو حتی برای نون و دارو هم حذف کردن، یعنی دارن رسماً اعتراف میکنن که دیگه حتی یک دلار هم ندارند که خرج شکم مردم کنن. این یعنی از همین یکشنبه که بازار باز بشه، قیمت همهی اجناس یهو میپره روی دلارِ آزادِ بالای ۱۴۰ هزار تومنی و سفرهها کلاً جمع میشه. از اون طرف، چون هیچ راهی برای مذاکره با ترامپ باقی نذاشتن و همهی پلها رو پشت سرشون خراب کردن، راه درآمد نفتی هم قفل شده و ترامپ هم که مستقیم تهدید به جنگ کرده، تیر خلاص رو به اقتصاد زده؛ چون دیگه هیچکس جرئت نمیکنه سرمایهشو تو بازار نگه داره و همه فقط میخوان پولشون رو نجات بدن. بدبختی اینجاست که فقط بحث پول هم نیست، ببینید، کل زیرساختهای کشور مثل برق و گاز هم دیگه نفسهای آخرشون رو میکشن و چون پولی برای تعمیر ندارن، تولید خوابیده و بیکاری داره بیداد میکنه. حالا تو این وضعیت، مردمی که دیگه چیزی برای از دست دادن ندارن و از فقر به سیم آخر زدن، ریختن تو خیابون و اعتصابات بازار هم که میبینید چطور سراسری شده. وقتی ترسِ مردم بریزه و سیستم هم پولی برای صدقه دادن و آروم کردن معترضها نداشته باشه، دیگه باتوم و سرکوب هم تا یه جایی جواب میده، چون اون مامور و سربازی هم که باید سرکوب کنه، خودش و خونوادهش دارن تو همین فقر دست و پا میزنن. در واقع این حکومت الان مثل یه ماشینِ اسقاطی شده که نه چرخ داره، نه بنزین و نه رانندهای که حاضر باشه مسیر رو عوض کنه؛ برای همین سال ۲۰۲۶ دیگه اون پیچ تندی شده که این سیستم با این فرمون اصلاً نمیتونه ازش رد بشه و بازگشایی بازار در روز یکشنبه، فقط شروع اون سقوطِ نهایی و بیبرگشته که کل این ساختار رو با خودش میبره
پاسخ دادنحذفhttps://x.com/Alighazizade/status/2006798880323588247
پاسخ دادنحذفدیدگاه کارشناس ایران اینترنشنال
اینها هیچکدامشان «تحلیلگر» به مفهومِ «تحلیل برایِ طرّاحیِ عملیّات» نیستند. بلکه کارشان فقط «گزارشگری و نظریّه پردازی در رابطه با اخبار است». چیزی مانندِ ستون نویسها.
حذفhttps://x.com/NR2OH/status/2007004259536293984
پاسخ دادنحذفشارلاتان فقط حرف میزنه و بس
زمانی که «داعِش» موصل را تسخیر کرده و بر اُستانِ «اَنبار» مسلّط شده بود و «دیّوس سیستانی» حکمِ تأسیسِ «حشد الشّعبی» را صادر کرد و «گروهبان حاجی بادمجان میرزا قاسمی» تلاش می کرد که بخشی از آنها را در ۲۰ کیلومترِی «انبار» و در یک «پادگانِ مَتروکه» سازماندهی کُند؛ از من(کژدم) پرسیدند که آیا این «اوباشانِ حشدالشّعبی» و «اوباش گروهبان حاجی بادمجان» میتوانند موصل را آزاد کنند؟ من پاسخ دادم: «نَه»؛ و دیدیم که در ۲ عملیّاتِ پُشتِ سَرِ هم؛ شکست خوردند. حتّی چند نفر از «کُردهایِ عراق» از من پُرسیدند که آیا «پیشمرگه ها» میتوانند جلو داعِش را بگیرند؟ پاسخ دادم: «نَه». این خوانندگان نیز با من قَهر کردند. امّا همهٔ شان شکست خوردند.
حذفتا زمانیکه «ترامپ» رئیس جمهور شد. پس از آن همان پُرسشها را دوباره پُرسیدند؛ پاسخِ من این بود: «بله.... زیرا این تو بمیری؛ از آن تو بمیریها نیست» و پس از آن دیدیم که «داعش» روز بروز متحمّلِ شکستهایِ سنگین شد.
اینبار نیز داستان؛ همان داستان است. امّا به شکلی دیگر.
«ترامپ» شدیداً به یک «پیروزی» نیاز دارد و آقایِ ناتانیاهو مصمّم است که «سَرِ مار» را لِه کُند. لذا سالِ ۲۰۲۶؛ سالِ سرنگونیِ رژیمِ شیعیانِ شنیعه است.
تو نوشته های قبلی هم گفتید که سرنگونی جا ضرورتی میدانی برای آمریکاست تا قدرت خودشو در مقابل چین حفظ کنه.ببینیم این ضرورت میدانی تا چه حد به کمکمون میاد.امیدوارم از مرحله ترقه بازی و کوکتل مولولتوف به درگیری مستقیم با تسلیحات غربی برسیم.
حذفاینکه از کوکتل مولوتوف و ترقّه بازی به داشتنِ تسلیحاتِ غربی برسیم؛ شوخی است. امّا این احتمال وجود دارد که اگر مردم پُشتکارِ هوشمندانه ای به خرج بدهند و فقط به بازیِ «موش و گربه» و «من بُدو؛ آهو بُدو» بَسنده نکرده و به «مبارزهٔ مسلّحانه»؛ رغبت نشان دهند؛ برخی نیروهایِ «ایرانی - اسرائیلی» به مردم کمک کنند تا مسلّح شوند.
حذفاینکار را سربازانِ وظیفه نیز میتوانند انجام دهند.
من بیشتر علاقه مند هستم که «سربازانِ وظیفه» و «کادرهایِ میان پایه و درجه دارانِ ارتش و سربازان» این وظیفهٔ مهم را بر عهده بگیرند؛ تا «غرورِ ملّی» حفظ شود. به همین خاطر نقشِ نیروهایِ ارتش در پیوستن به مردم؛ بسیار مهمّ است. اگر اسرائیل نیز کمک کُند؛ باید دستشان را فشرد و تشکّر کرد.
جمهوریاسلامی هیچگاه به سقوط این میزان نزدیک نبوده است. دستگاه سرکوب این حکومت هیچگاه این میزان ضعیف نبوده است. فشار خارجی بر این حکومت هیچگاه این چنین سنگین نبوده است. فاصله این حکومت با سقوط، تهرانیست که مانند کرمانشاه و لرستان و همدان و خوزستان به صدا در آمده باشد. در کرمانشاه و لرستان و همدان و خوزستان نهایتا میشود این حکومت را به زانو در آورد. آنکه میتواند کار را تمام کند تهران است.
پاسخ دادنحذفاون قدری که خوانندگان فکر میکنند مردم منفعل نیستند متاسفانه بیتجربه و ضعیفن ولی پر از انگیزه و شور و شوق انقلابی
پاسخ دادنحذفپس اون مادرجنده های که زمان انتخابات امریکا مدعی بودن ترامپ فرقی با بایدن نداره شکر اضافه میل کردن
پاسخ دادنحذفمیگویند که نظراتِ ترامپ بستگی به این دارد که در آخرین ملاقات با چه کسی نشسته و گفتگو کرده است. فکر میکنم آخرین فردی که ترامپ با او گفتگو کرده بود؛ آقای «ناتانیاهو» بود.
حذفترامپ در عرصهٔ مِیدانی بسیار بی تجربه و «پَخمه»است و نظراتَش همگی به «چاقویِ بی دسته» تبدیل شده اند.
ترامپ می داند که سرنگونیِ رژیمِ شیعی یک ضرورت است. امّا نمی داند که چگونه باید اینکار را بکند؟
ترامپ اکنون در «منگنه» گیر کرده است و اگر در انتخاباتِ ۲۰۲۶ حزبِ جمهوریخواه در مجلس به اقلیّت تبدیل شود؛ ترامپ شکستِ بزرگی میخورد.
ترامپ با تغییرِ رژیم در ایران بدونِ دست داشتنِ مستقیمِ؛ و یا با دخالتِ حدّ اقلّی؛ میتواند «مِدالی» بر سینه بزند.
و این به نفعِ مردم ایران است.
فرقِ ترامپ با جو بایدن و کامالا هریس در این است که دار و دستهٔ دموکراتها؛ رأی انتخاباتی را از چپهایِ رنگین کمانی و مهاجرانِ غیر قانونی (به قولِ هیلاری کلینتون: «محتاجان») میگیرند. به همین دلیل نیز هر روزه به «تولیدِ فرقه» مشغول هستند تا خود را «حامیان فرقه ها» جا بزنند.
حذفامّا پایگاهِ اجتماعیِ ترامپ؛ «به حاشیه رانده شدگانِ آمریکایی» و جویایِ کار و طرفدارِ «عزّت» هستند. به همین دلیل نیز؛ ترامپ باید بتواند پایگاهِ اجتماعیِ خود را راضی نگه دارد. امّا در کشورِ پیچیده ای مانندِ آمریکا؛ با توجّه به «دو قطبی شدن»؛ ترامپ نیز مجبور است که دست به عصا راه برود. چون «دموکراتها» مانندِ «شیعیان» بسیار کثیف هستند. البتّه منظورم این نیست که «جمهوری خواهان» پاک هستند؛ زیرا وقتی سیستمِ حکومتی؛ «پارتی کراسی» باشد؛ «منافعِ حزبی»؛ ارجحیّتِ بسیار بالایی پیدا می کند.
شاید (و فقط شاید) پس از سرنگونی رژیمِ شیعی؛ «دموکراتها» بیشتر به نفعِ ایران باشند.
خبرگزاری ایران اینتر نشنال بخشهایی از بیانیّهٔ «حزب کومه له زحمتکشانِ کُردستانِ ایران» را منتشر نموده است و کارِ بسیار خوبی انجام داده است. زیرا نشان میدهد که این «حزب» چقدر از مرحله پَرت است. حتّی نامِ این حزب؛ یک نامِ «توهین آمیز» است. «حزب زحمتکشانِ کُردستان» با جمله هایِ بَعدی از قبیلِ «طبقهٔ کارگر» نه تنها در تضادّ است؛ بلکه به «طبقهٔ کارگر» میگوید: ما حزبِ طبقهٔ کارگرِ کُردستان هستیم و بقیّهٔ کارگران را «به تُخمِمان» نیز حساب نمیکنیم و «کارگرانِ تهران» نیز بَروند و برایِ خودشان حزبِ طبقهٔ کارگرِ تهران» و همدان؛ لُرستان و سایرِ شهرها نیز بروند برایِ خودشان حزبِ طبقهٔ کارگر بسازند» و سپس از «حقّ تعیینِ سرنوشتِ ملل» سخن میگوید (یعنی ایرانِ تکّه پاره ای که سگ صاحبش را نمی شناسد) سپس از فرهنگِ «پدر/مردسالاری» دَم میزند. امّا فراموش میکند که بگوید: «در این ۴۷ سال؛ دَر کُردستان؛ چه گُهی در این رابطه خورده اند؟» آیا حتّی یک ذرّه در کُردستان تغییرِ فرهنگی داده اید؟ اگر هم میبینیم که در کُردستان تغییری فرهنگی ایجاد شده است؛ به خاطرِ دسترسی مردم به «اینترنِت» است. نَه تلاشهایِ این سازمان.
پاسخ دادنحذفمن واقعاً تعجّب میکنم که چگونه است که هنوز عدّه ای این مزخرفات را می شنوند و می پذیرند؟؟!!
حزب یعنی: «عدّه ای رهبرانِ خودخوانده و غیرِ قابلِ تعویض؛ با تعدادی شعارهایِ فریبکارانه و عدّه ای از خران و گاوانِ پیروِ این مُفتخورهایِ غیرِقابلِ تعویض» (چیزی شبیهِ دستگاهِ «مجتهد و مقلّد»)
آیا در رژیمَ شیعی تا کنون دیده اید که یکی از اوباشانی که کاری به او سپرده شده است؛ پس از به بار آوردنِ افتضاح؛ خودش «استعفا» داده باشد؟ یا اینکه از طرفِ سایرِ «اوباشانِ سهم خواه» به حاشیه رانده شده است؟ آیا دیدید که پس از کُشتارِ پیشمرگه ها به دستور و رهبرانِ «کمیته هایِ مرکزیِ حزب دموکرات و کومه له» حتّی یک نفر از آنها «استعفا» داده باشند؟
حذفآیا در دورهٔ «مائو تسه دون» و «استالین» سراغ دارید کسی را که کثافتکاری بالا آورده و «استعفا» داده باشد؟
در میانِ «سامورایی ها» چطور؟
در میانِ «سامورایی ها»؛ هر اشتباهی رُخ داده است؛ آن سامورایی برای پوزش خواستن از مردم و «رهبرِ عشیره»؛ خود را به شیوه ای مخصوص کُشته و به این ترتیب از مردم پوزش خواسته است. در همان نوشتارِ «بهترین خودکُشی»؛ آن دانشمندی که «دروغ گفته بود» از همان سُنّت پیروی نمود.
آیا حتّی یک نفر از سرانِ حزبِ دموکرات و یا کومه له؛ پس از کشتارِ پیشمرگه ها استعفا داده اند؟ یا اینکه برایِ خود «دفتر و دَستَکِ جدید» دست و پا کرده و گناهان را به گردنِ دیگران انداخته اند؟
به همین دلیل است که «بارزانی ها» همانجا هستند؛ «طالبانی ها» نیز همانجا هستند؛ «هجری ها» و «مُهتدی ها» نیز همچنان همانجا هستند. این موجودات؛ اگر همهٔ کردستان را نیز به آتش بکشند و همهٔ مردم کُردستان را نیز به کُشتن بدهند؛ باز هم همانجایی که هستند خواهند ماند و شاید بگویند که: «من از آن ماجرا بسیار غمگین هستم».
اینها را به اوباشانی مانندِ «هجری» و «مُهتدی» میگویم؛ تا «دیوارها» نیز بشنوند.
در شرایطِ کنونیِ «مِیدانی» اگر رژیمِ شیعی سرنگون شود و یک دولتِ موقّت تشکیل شده و فقط بتواند تا ۲۰٪ مشکلاتِ کنون را حلّ کند؛ بسیار بهتر از آن است که در همین وضعیّتِ «سقوط به عُمقِ درّه ها» را حفظ کنیم و وضعیّتِ ایران؛ در چند ماهِ آینده؛ بسیار وخیم تر از همینی که هست بشود.
مردمِ کُردستان و آذربایجان؛ حدّ اقل باید اینرا بفهمند و با عَدمِ شرکت در سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ به «خود ویرانی» ادامه ندهند.
عدمِ شرکت در «جنبشِ براندازیِ رژیمِ شیعی»؛ فقط و فقط «خود ویرانی» است.
پان ترک ها و حزب اللهی ها و از سویی دیگر پان کردها فکر می کنند با تزریق افکار خودشان به جامعه خواهند توانست جلوی پیروز شدن پادشاهی خواهان را بگیرند و یا اگر شد راه تجزیه را دنبال کنند ، ولی این هراس از پان ایرانیسم گفتنشان هم یاوه است چون برنامه و نقشه ها ریخته شده است و قرار است انگار ملی گراها سرکار بیایند و گویا این ها نیز مانند پان ایرانیست ها فرق میان پان بودن و ملی گرا بودن را نمی دانند و یا شاید می دانند ولی خودشان را به آن راه زدند ولی هر کسی که با این موج همراهی نکند تنها خودش بازنده خواهد بود.اینکه بیایند و چندهزارنفری و بی هیچ منطقی فریاد بزنند و بگویند که پهلوی بی شرفدی، خب این یعنی چه؟ از سویی دیگر به چند روز نکشیده فریادهای رضاشاه روحت شاد بلند شد و این چیزها، مگر شوخی است و فکر کرده اند که اسراییل و یا حتا خود آمریکا اجازه ی تجزیه را خواهند داد؟
حذفشعارِ «پهلوی بیشرفدی» در لابراتوارِ مشترکِ «اوباشانِ شیعه و خردوغان» تولید شده است. امّا «پان» بودن در هر چهره ای؛ هیچ ربطی به «میهن پرستی» ندارد و جریانی به شدّت ضدّ ایرانی؛ ضدّ کُردستان؛ ضدّ آذربایجان و ضدّ خوزستان است.
حذفدر نوشتارهایِ پیشین توضیح داده ام که اگر اسرائیل و آمریکا از «تجزیهٔ ایران» می ترسند؛ پیش از هر چیزی؛ باید تلاشهایِ دیپلماتیکِ «تهاجمی» و «هشدار آمیزِ جِدّی» در منطقه (بویژه در عراق و ترکیهٔ عُثمانی و امارات) انجام دهند. و حتماً انجام داده اند.
پنجره نجات ایران تا ابد باز نیست. انتخابات سال آینده آمریکا میتواند صحنه سیاست در آمریکا را تغییر دهد. در نتیجه فرصت ما، در یک نگاه بدبینانه، نهایتا تا پاییز سال آینده خواهد بود. تمام تلاش خامنهای هم این است که یکجوری تا پاییز سال آینده دوام بیاورد.
پاسخ دادنحذفاگر این دور اعتراضات به شکست بیانجامد، بعید است که بشود تا پاییز سال آینده موج دیگری را آغاز کرد. حمله دوم اسرائیل هم به تنهایی نمیتواند جمهوریاسلامی را ساقط کند. پس اگر درست نگاه کنید میبینید که این احتمالا آخرین نبرد ما خواهد بود، چه پیروز شویم و چه شکست بخوریم. به خیابان بیایید! نگذارید این آخرین فرصت ما از دست برود!
https://x.com/PahlaviReza/status/2007150904454139969
پاسخ دادنحذفچهرههای اصلی و شناخته شدهی ززآ که در روزهای گذشته حتی یک توییت در حمایت از خیزش مردم پست نکرده بودند پس از پیام ترامپ یکباره همگی به میدان آمدهاند و از حق اعتراض مردم ایران صحبت کردهاند.
پاسخ دادنحذفطرح ج.ا برای ادامهی اعتراضات سرکوب خونین بود.
حالا با پیام ترامپ تاکتیک عوض شده.
جریان جورج تاون را به صحنه وارد کردهاند تا روایت اعتراضات صرفا از طریق نیروهای ملیگرا و رادیکال منتشر نشود و توسط اینها رقیق سازی شود.
اسماعیلیون و امثال او ابتدا بشوند صاحب مجلس و در گام بعد به عنوان بخشی از اپوزوسیون ج.ا یک بیانیه بدهند و بگویند آقای ترامپ در امور داخلی ما دخالت نکن.
مراقب خدعههای اصلاحطلبان و اصلاحطلب مخفیها باشید و با نهایت بدبینی به اینها نگاه کنید.
کژدم گرامی ، همان گونه که گفتید دارد پیش می رود ، شاهزاده دستور به پاخاستن همگانی داده است و تقلب رسان که نامش را برایتان بعدها افشا خواهم کرد که البته نامش شاید ساختگی باشد نیز تایید کرد که از فردا سیزدهم دی ماه ، روند کامل برانداختن پرچم جمهوری اسلامی آغاز خواهد شد و از این پس است که کمک ها به سوی ما سرازیر خواهد شد ، برافراشتن پرچم شیر و خورشید دستورش داده شده است و همان گونه که شما پیش بینی کردید هم شد بی آنکه رانتی اطلاعاتی از جایی داشته باشید به راستی که این برایم شگفت انگیز است.
پاسخ دادنحذفالبته پیش بینی کرده بودم که سیزدهم دی ماه بایست یک سیگنال قدرتمند در خودش داشته باشد و اینگونه هم شد.
درخواست من از شما برای پاک کردن نامم در دیدگاه های پیشین برای این است که امکان دارد کسی یا کسانی پیدا شوند که بخواهند به جای من با شما تماس بگیرند و از این پس اگر هم دیدگاهی از خودم در وبلاگتان بگذارم آن هم با نام خودم ، یک نسخه اش را هم در وبلاگم خواهم گذاشت تا مشکلی پیش نیاید.
اینکه پیشنهاد میشود خیزش ، خشونت پرهیز باشد برای این است که
بتوان در برابر وحشیگری رژيم ننگین اسلامی اگر نمایان شد
کماندوهای اسراییلی وارد میدان شوند و ما را یاری کنند.
تصوّرِ شما از «کمکهایِ خارجی» اشتباه است.
حذفاینکه میگویید من پیشبینیِ خاصّی در برافراشتنِ پرچمِ شیر و خورشیدِ ایران داشته ام؛ نادرست است. زیرا من چنین پیشبینی نکرده بودم.
در ضمن استفاده کردن از جملاتی مانندِ «به شاهزاده تقلّب رسانیده اند که بعدها نامِ تقلّب رسان را افشا خواهید کرد» نشان می دهد که «ریگی به کفش دارید». مگر جُنبشها و یا علوم؛ با «پیشنهادِ ایده ها» رُشد نمی کنند؟
حتّی اگر به زیر کشیدنِ پرچمِ ننگینِ تشیّع شنیعه؛ خود جوش نبوده؛ و کسی این ایده را پیشنهاد داده باشد؛ ایدهٔ بسیار خوب و مؤثری است.
به نظرِ من بهتر است که شما به همان «وبلاگِ مقدّستان» بچسبید.
شما چیزی برایِ اضافه کردن ندارید.
وقتِ من(کژدم) و خوانندگان را نیز نگیرید و فکر میکنم که حضورتان فقط برایِ «کُس شعر گویی» و «اتلافِ وقت» است.
تشخیصِ نخست من درست بود. شما از آن اوباشانِ «تولید محتوایِ سایبری» برایِ چند کیسه برنج و چند حلبی روِغن هستید.
در جُنبشهایِ گذشته؛ بسیاری از پدران و مادرانِ مبارزان؛ به فرزندانشان میگفتند که «بیرون نَرو؛ می کُشِنِت» و روحیهٔ «ترس» را به فرزندانشان تزریق میکردند. در این دوره به جایی رسیده ایم و بیشتر خواهیم رسید که «جنده نکاحیهایِ لَچک و چادر به سَر» به توله هایِ بسیجیِ خود خواهند گفت و چه بسا همین اکنون میگویند که «بیرون نرو.... و گرنه» مردم ما را هم خواهند کُشت.
پاسخ دادنحذفسالِ ۲۰۲۶؛ سالِ حتمیِ سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ «تشیّعِ شنیعه» است.
«مصدّق» و «پیشه وری» و «نهضت آزادی» و «کومه له» و «دموکرات» و «اصلاح طلبها» و «مجاهدین خلق» و «فدائیان خلق»؛ همگی در یک «گور» خوابیده اند و هرگز «سر» بلند نخواهند کرد.
امسال سالِ سرنگونی است و آنهایی که به این دارو دسته ها (فرقه ها)؛ علاقهٔ فکری دارند؛ نه تنها سَرِشان بی کلاه خواهد ماند؛ بلکه به «دَرَک» خواهند رفت.
(رابطهٔ اسرائیل با مردمِ ایران و آیندهٔ این رابطه) منتشر شد.
پاسخ دادنحذف