همانگونه که از همان آغاز و بسیار پیش از آغازِ عملیّاتِ کنونیِ اسرائیل و آمریکا علیه رژیمِ کثیفِ شیعی؛ بر اساسِ شناختی که از «اُلگویِ رفتاریِ ترامپ» دارم؛ بارها گفتم که ترامپ میخواهد «باج»بگیرد و سخنانِ جویده جویدهٔ او در رابطه با «شاهزاده رضا پهلوی» نیز بویِ «باج خواهی» میدهد.
در سخنرانیِ امروزِ ترامپ در کنگرهٔ حزب جمهوریخواهِ آمریکا؛ هدفِ اصلیِ ترامپ به صورتی آشکار روشن شد.
۱- ترامپ «شاهزاده رضا پهلوی» و تیمِ ایشان را از این نظر که بتوانند یک حکومت تشکیل دهند؛ از نظرِ «مِیدانی»؛ تیمِ «کار آمد»ی نمی داند. و اشارهٔ چند بارهٔ ایشان به این امر که «شاهزاده آدمِ خوبی است و اگر مردم ایران رهبریِ ایشان را قبول کنند؛ من حرفی ندارم» و همچنین گفتنِ این مطلب که «شاهزاده رضا پهلوی در ایران نبوده است و ما کسی را از درونِ ایران ترجیح می دهیم.» را نه به عنوانِ «توهین» بلکه به عنوانِ «نا کار آمدیِ مِیدانی» برایِ ساختنِ «ایرانِ نوین» باید پذیرفت. زیرا «ساختار سازی» پس از متلاشی کردنِ «ساختارِ کُهن = رژیمِ شیعی» را نمی توان با «دفترچهٔ دورانِ اضطرار» و «دفترچهٔ گاردِ جاویدان» که من(کژدم) نیز این ۲ دفترچه را مجموعه ای از سخنانِ «شیلی پیلی» می دانستم و «همچنان میدانم»؛ به انجام رسانید.
همین امروز می بینید که بیش از ۵۰ کشتیِ نظامی رژیمِ شیعی؛ با ۵۰ بُمب به «زیردریایی» تبدیل شده اند و بسیاری از ساختمانها با کاربُردِ نظامی و امنیّتی به ویرانه تبدیل شده اند. امّا ساختنِ آنها بسیار زمان بَر و پُر هزینه خواهد بود.
۲- برخلافِ تصوّرِ طرفدارانِ «تئوری هایِ توطئه» و مغزهایِ پوسیدهٔ «مصدّقی»؛ آمریکا برای «بلعیدنِ نفتِ ایران» به مِیدان نیامده است. بلکه اهدافی «استراتژیک» و بسیار بلند مدّت را دُنبال می کند که گستره ای بین المللی دارند؛ و من مجموعهٔ آنها را «ساختنِ ژئوپولیتیکِ نوین» در خاورمیانه و مؤثّر در عرصهٔ بین المللی که با «منافعِ استراتژیکِ آمریکا» همسو باشد می نامَم.
۳- آمریکا نمیخواهد که با تکیه بر اینکه اکنون مردمِ ایران؛ «زنده باد ترامپ» میگویند؛ به «مِیدانِ چند صد بیلیون دلاری جَنگ» وارد شده و پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی که دست پُختِ همین مردم است؛ «ساختنِ ایرانِ نوین» را در سینیِ طلایی به «شیعه مسلکها» بسپارد تا «مدفوعی ظاهراً سکولار» و فاسد بسازند و پس از چند سال؛ که «خرها از پُل گذشت»؛ دوباره «شعارهایِ مرگ بر امپریالیسم» را به اَشکالی دیگر بشنوند. لذا بنیانِ کار «ساختار سازی» بر اساسِ پیوستن به «جامعهٔ جهانی» استوار خواهد بود که در سخنانِ امروزِ ترامپ نیز به صورتی آشکار از آن به عنوانِ «ساختنِ کشوری نوین» یاد شده است.
۴- کارگزاری فردی مشابِهِ «پُل برِمِر»(Paul Bremer) که پس از سقوطِ صدّام؛ به عنوانِ «فرماندارِ غیرِ نظامی اِئتلاف» کنترلِ حکومتی را در عراق به دست گرفت؛ امّا نتیجه ای مثبت نداشت. لذا توقّع ترامپ بسیار بالاتر از آن تجربهٔ شکست خورده است.
لذا آمریکا در ایران «پایگاهِ نظامی» خواهد داشت و نیروی نظامی پیاده خواهد نمود. ارتشِ کنونی را «تصفیه» نموده و به آموزشِ «ارتشِ نوین» و «نیروهای پلیس» خواهد پرداخت. زیرا اینگونه کارها از عُهدهٔ «نوفدی» که متشکّل از اشخاصی است که کارشان فقط «خواندن و نوشتنِ مقاله» بوده و یا حدّ اکثر در یک یا چند شرکت سابقهٔ «کارمندی» دارند؛ بر نمی آید.
۵- تمامی درآمدهایِ نفتی؛ از کانالِ یک «حسابِ بانکی» که تحتِ کنترلِ «دولتِ موقّت به رهبریِ فرماندارِ غیرِ نظامی» است خواهد گذشت و بر اساسِ نیازهایی که «فرمانداریِ غیر نظامی» که از طرفِ «دولتِ ترامپ» و یا «فردِ موردِ تأییدِ ترامپ» تشخیص داده می شوند و در «اولویّت» قرار می گیرند؛ هزینه خواهد شد.
نظرِ شخصیِ کژدم:
من(کژدم) با چنین پروسه ای کاملاً موافق هستم. زیرا جامعهٔ ایران را از نظرِ فرهنگی بسیار «عقبمانده» میدانم که بخشی بزرگ از آن به صورتِ «طایفه ای»؛ «عشیره ای» اداره می شوند و یا دارایِ افکارِ کثیفِ «پان»(پان ایرانیست؛ پان کُرد؛ پان تُرک و پان عرب) میباشند و برایِ گذار از این «نجاساتِ فکری» و «ساختار اجتماعیِ پیشا صنعتی» گذر نموده و به «ایرانی» تبدیل شوند.
برخلافِ نظراتِ احمقانهٔ «تحلولگرِ کبیر؛ آقایِ مراد ویسی» که میگفت: «ایران پُتانسیلِ یک تریلیون دلار سرمایه گذاری را ندارد» و من(کژدم) در همان زمان به طَعنه به ایشان گفتم که «نترس؛ این پتانسیل و حتّی بیشتر از آنرا بوجود خواهند آورد» زیرا جنگِ کنونی را می دیدم و آنچه را که همین اکنون «از دست می دهیم» و در حدودِ ۲ ماهِ آینده از دست خواهیم داد و باید آنها را «دوباره بسازیم» را نیز می دیدم. به همین دلیل بود که گفتم: «نترس آن پتانسیل و بیشتر از آنرا تولید خواهند کرد».
به آقایِ «علی حسینِ قاضی زاده» که میگوید؛ «حرفهایِ ترامپ را وِل کنید؛ زیرا در نهایتِ کار مجبور است که رهبریِ شاهزاده را بپذیرد» نیز میگویم که «این خمیرِ دورانِ گذار؛ بسیار آب خواهد بُرد.» و اینرا در آینده خواهید دید و اگر امروزه به نظر می آید که گزینهٔ دیگری وجود ندارد؛ در آینده شاهدِ گزینه هایِ دیگری نیز خواهید بود. لذا باید «دورانِ گذارِ ریشه ای» را در «رَوَندی حدّاقلّ ۵ ساله» پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی ببینید.
به «احزابِ قومی» نیز میگویم که: هیچ سهمی به عنوانِ «احزبِ ادّعایی قومی» دریافت نخواهند کرد. زیرا مبارزات برای «حقوقِ احزابِ خودخوانده» که کارشان به جُز دادنِ «شعارهایِ دروغین» نیست. بلکه بر سَرِ «حقوقِ مردم» است. امّا مردمِ کُردستان و آذربایجان و بلوچستان و خوزستان دارایِ «خقوقِ شهروندی» خواهند شد و سهمِ خود را دریافت خواهند نمود.
پیشنهادِ کژدم:
مردم باید در این دورانِ گذار بسیار هوشمندانه رفتار کنند؛ «فریبِ شعارها» را نخورند. فریبِ دعواهایِ «حیدری صفدری» را نخورند. فریبِ آن دسته از «سلطنت طلبهایِ شیعه مسلک» را نخورند. بلکه باید از «برنامه ها و سیاستهایِ ملموس» که برایِ ساختنِ دوبارهٔ همهٔ بخشهایِ ایران طرّاحی شده اند پُشتیبانی کنند.
مردم باید از ورودِ اوباشانی که در فکرِ «پولدار شدن و غارت» هستند (مانندِ امیر عبّاس فخرآور)؛ برایِ ورود در این روند؛ جلو گیری کنند و هوشیار باشند که تعدادِ اینگونه از «خائنین» کَم نیستند.
من(کژدم)؛ به هیچ وجه واردِ عرصهٔ مبارزاتی حزبی و سازمانی و طرفداری از هیچ شخصیّتی وارد این رَوَند نخواهم شد و فقط امیدوارم که نوشتارهایِ «چگونه ایرانی میخواهید بسازید» را مطالعه نموده و در گنجانیده شدنِ پیشنهاداتِ آن در قانونِ اساسیِ نوینِ ایران در این رَوَندِ دورانِ گذارِ ۵ ساله تلاش نمایید.
کژدم