۱۴۰۵ فروردین ۸, شنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش دَهُم)

 اِمروز  آغازِ «ماه دوّم» از جنگ بر علیهَ رژیمِ «تشیّعِ شنیعه» است. از همین امروز؛ رژیمِ شیعی در حالِ به میدان آوردنِ تمامی تواناییهایِ خود به مِیدان است. وارد شدنِ کاروانهایِ «اوباشانِ عراقی» به ایران؛ عملیّاتِ مشترکِ دولتِ «شیاف سودانی» و «دیّوس سیستانی» و «قرمساق صدر»؛ برای نجاتِ «رژیمِ شیعی» حاکم بر ایران است. زیرا میدانند که با سقوطِ رژیمِ شیعی؛ معادلاتِ سیاسی در عراق نیز به شدّت تحتِ تأثیر قرار خواهند گرفت و گَردن کِشیهایِ شیعیان عراق نیز رو به افول خواهد گذاشت. لذا از طرفِ رژیمِ شیعی حاکم بر ایران؛ لحظهٔ تصمیم گرفتن برای جنگی با تمامی توان(All Out) فرا رسیده است. برخی از تحلیلگران؛ معتقدند که این جنگ ماهها طول خواهد کشید. امّا با توجّه به حرکاتِ رژیمِ شیعی برای فراخوانِ همهٔ تواناییهایش (فراخوانِ All Out)؛ در ماهِ پیشِ رو؛ رژیمِ شیعی تمامیِ تواناییهایش را بدونِ هیچ دست آوردی و تا حدّ به زانو در آمدن؛ هزینه خواهد کرد و از نظرِ نظامی در برابرِ آمریکا و اسرائیل شکست خواهد خورد. امّا این امر؛ الزاماً به معنیِ پایانِ رژیمِ شیعی نیست.
در شرایط کنونی؛ من(کژدم)؛ هیچگونه چشم اندازی برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ حتّی پس از شکستِ نظامیِ کامل در برابرِ آمریکا و اسرائیل؛ نمی بینم. زیرا «مردمِ ایران» نَه آمادگیِ سرنگونی رژیم را دارند و یا حدّ اقلّ به سوی به دست آوردنِ تواناییها برایِ سرنگونیِ رژیم گام بر می دارند. «تحلولگران» نیز هیچگونه آشنایی به مسائل «مِیدانی» ندارند و فقط «قصّه هایِ خوشمزّه» تعریف میکنند.
در مجموع ایران به شدّت از «قحط الرّجال» رنج می بَرَد و به همین دلیل؛ من «تیمِ شاهزده رضا پهلوی» را در پاسخگویی به «مسائل مِیدانی»؛ به شدّت «ناتوان» می بینم. زیرا این تیم؛ همهٔ اُمیدَش را به «فراخوان» و «قیامِ عمومی» دوخته است. بدونِ اینکه تلاشی برایِ سازماندهیِ نیروهایِ مردمی انجام داده باشند و یا حدّ اقلّ اینکه رهنمودهایی برای «آماده شدن» به مردم بدهند.
این سوّمین بار است که از شاهزاده دعوت میکنم تا در تیمِ خود؛ یک «خانه تکانی» انجام دهند و دیگر هرگز چنین تقاضایی نخواهم کرد و اگر ایشان «اعتمادِ ملّی» را از دست بدهند؛ باید بدانند که تقصیرِ خودشان بوده است و این امر نَه تنها برایِ ایشان؛ بلکه برایِ «ایرانِ بدونِ حکومت» پس از سرنگونیِ رژیم نیز یک فاجعه خواهد بود.

کژدم

۱۴۰۵ فروردین ۳, دوشنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش نُهُم)

 از زمانِ دادنِ اُلتیماتمِ ۴۸ ساعتهٔ ترامپ؛ میتوان گفت که ایران در حالِ غلطیدن به سمتِ تبدیل شدن به «غزّه» است. این اُلتیماتوم یک ضربهٔ نظامی به رژیمِ شیعی نیست و اساساً ارزشِ نظامیِ تعیین کننده ای ندارد؛ بلکه شلّیک به آیندهٔ «ایرانِ نوین» است.
این «اُلتیماتوم»؛ رژیمِ شیعی را بسیار خوشحال می کند. زیرا بهانه ای برایِ «دلایلِ ضدّ آمریکایی بودنِ رژیمِ شیعی»  فراهم نموده و رژیمِ شیعی خود را به عنوانِ «مبارزینِ نجاتِ ایران» و تنها گزینهٔ موجود مطرح خواهد نمود و همچنین در میانِ مردم؛ «دِل سَردی» ایجاد خواهد نمود. در مجموع؛ ترامپ موجودِ کثیفی است و من(کژدم) اهمیّتی نمیدهم که خیلی ها «قربان صدقه اَش» می روند؛ و دلایلِ خود را بارها گفته اَم؛ حال اگر «گوشها کَر هستند»؛ داستانِ دیگری است.
نمیدانم که کسانی در اسرائیل نیز این مطالب را میخوانند؟ و یا نَه؟ امّا اگر میخوانند؛ باید  به رهبرانِ اسرائیل؛ بویژه آقایِ ناتانیاهو بگویند که اگر جلو؛ اندیشه هایِ کثیفِ ترامپ را نگیرند؛ در این رابطه شریکِ جُرم انگاشته خواهند شد.
من(کژدم)؛ ماه ها است که از «طرحِ انسداد» سخن میگویم.
این طرحِ کاملاً ارزشِ «نظامی» دارد و البتّه به طورِ موقّت در زندگیِ مردمِ ایران نیز تأثیرِ منفی خواهد داشت. امّا رژیمِ شیعی را به زانو در خواهد آورد.
من(کژدم)؛ با این امر که جزیرهٔ خارک را تصرّف کنند؛ هیچ مُشکلی ندارم. من با «تسطیحِ جزیرهٔ قِشم» هیچ مُشکلی ندارم. زیرا این ۲ جزیره اهدافِ نظامی هستند و نقشِ مهمّی در بسته و یا باز شدنِ تنگهٔ هرمز دارند.
در اینجا پیشنهادهای خود را به شرحِ زیر اعلام میکنم:

۱- مهمّ تر از هر چیزی؛اجرایِ سریعِ «طرحِ انسداد».
۲- بمبارانِ شهرکهایِ مسکونیِ اوباشانِ سپاه.
۳- بمبارانِ «حوزه هایِ تولیدِ انگل» در سرا سرِ ایران.
۴- بمبارانِ همهٔ تجمّعاتِ رژیمِ شیعی؛ از قبیلِ نماز جمعه ها و تشییع جنازه ها و هرگونه مراسمی که از طرفِ اوباشانِ رژیم برگزار می شوند. زیرا افرادِ شرکت کنند؛ همان بسیجیها و پاسدارها و سایر نهادهایِ سرکوب هستند که فقط با لباسِ شخصی در ایرن مراسم شرکت می کنند.
۵- بمبارانِ همهٔ «ذخایرِ سوخت» در سرا سرِ ایران.
۶- تسطیحِ جزیرهٔ قِشم و جزایرِ نزدیکِ آن؛ و برپاییِ «پایگاهِ نظامی» برایِ باز شدنِ تنگهٔ هُرمز و تثبیتِ آن.
۷- تسخیرِ جزیرهٔ خارک و مسدود کردنِ صادراتِ نفت از طرفِ رژیمِ شیعی.

آقایِ ناتانیاهو؛ باید حسابِ خودش را با خودش صاف کُند. که آیا میخواهند به مردمِ ایران کمک کنند تا رژیمِ شیعی را سرنگون نموده و یک «دوستِ پایدار» به نامِ «ایرانِ نوین» را در منطقه داشته باشند؟ یا اینکه: میخواهند ایران را به «غزّه» تبدیل کنند.

در اینجا به «مراد ویسی» و «علی حُسین قاضی زاده» و افراد و اشخاصِ دیگر در هر مقامی نیز هشدار می دهم که «سَرِشان» با «کونِشان»؛ بسکتبال بازی نکُند و کثافاتِ معدهٔ «اصلاح طلبانهٔ خود» را در لابلایِ «دلسوزی های مَرسوم» به جامعه تزریق نکنند.

«ایرانِ نوین»؛ با کثافاتِ معدهٔ اصلاح طلبانه؛ قابلِ ایجاد نیست.

کژدم

۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش هشتم)

 همانگونه که از همان آغاز و بسیار پیش از آغازِ عملیّاتِ کنونیِ اسرائیل و آمریکا علیه رژیمِ کثیفِ شیعی؛ بر اساسِ شناختی که از «اُلگویِ رفتاریِ ترامپ» دارم؛ بارها گفتم که ترامپ میخواهد «باج»بگیرد و سخنانِ جویده جویدهٔ او در رابطه با «شاهزاده رضا پهلوی» نیز بویِ «باج خواهی» میدهد.
در سخنرانیِ امروزِ ترامپ در کنگرهٔ حزب جمهوریخواهِ آمریکا؛ هدفِ اصلیِ ترامپ به صورتی آشکار روشن شد.

۱- ترامپ «شاهزاده رضا پهلوی» و تیمِ ایشان را از این نظر که بتوانند یک حکومت تشکیل دهند؛ از نظرِ «مِیدانی»؛ تیمِ «کار آمد»ی نمی داند. و اشارهٔ چند بارهٔ ایشان به این امر که «شاهزاده آدمِ خوبی است و اگر مردم ایران رهبریِ ایشان را قبول کنند؛ من حرفی ندارم» و همچنین گفتنِ این مطلب که «شاهزاده رضا پهلوی در ایران نبوده است و ما کسی را از درونِ ایران ترجیح می دهیم.» را نه به عنوانِ «توهین» بلکه به عنوانِ «نا کار آمدیِ مِیدانی» برایِ ساختنِ «ایرانِ نوین» باید پذیرفت. زیرا «ساختار سازی» پس از متلاشی کردنِ «ساختارِ کُهن = رژیمِ شیعی» را نمی توان با «دفترچهٔ دورانِ اضطرار» و «دفترچهٔ گاردِ جاویدان» که من(کژدم) نیز این ۲ دفترچه را مجموعه ای از سخنانِ «شیلی پیلی» می دانستم و «همچنان میدانم»؛ به انجام رسانید.
همین امروز می بینید که بیش از ۵۰ کشتیِ نظامی رژیمِ شیعی؛  با ۵۰ بُمب به «زیردریایی» تبدیل شده اند و بسیاری از ساختمانها با کاربُردِ نظامی و امنیّتی به ویرانه تبدیل شده اند. امّا ساختنِ آنها بسیار زمان بَر و پُر هزینه خواهد بود. 

۲- برخلافِ تصوّرِ طرفدارانِ «تئوری هایِ توطئه» و مغزهایِ پوسیدهٔ «مصدّقی»؛ آمریکا برای «بلعیدنِ نفتِ ایران» به مِیدان نیامده است. بلکه اهدافی «استراتژیک» و بسیار بلند مدّت را دُنبال می کند که گستره ای بین المللی دارند؛ و من مجموعهٔ آنها را «ساختنِ ژئوپولیتیکِ نوین» در خاورمیانه و مؤثّر در عرصهٔ بین المللی که با «منافعِ استراتژیکِ آمریکا» همسو باشد می نامَم.

۳- آمریکا نمیخواهد که با تکیه بر اینکه اکنون مردمِ ایران؛ «زنده باد ترامپ» میگویند؛ به «مِیدانِ چند صد بیلیون دلاری جَنگ» وارد شده و پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی که دست پُختِ همین مردم است؛ «ساختنِ ایرانِ نوین» را در سینیِ طلایی به «شیعه مسلکها» بسپارد تا «مدفوعی ظاهراً سکولار» و فاسد بسازند و پس از چند سال؛ که «خرها از پُل گذشت»؛ دوباره «شعارهایِ مرگ بر امپریالیسم» را به اَشکالی دیگر بشنوند. لذا بنیانِ کار «ساختار سازی» بر اساسِ پیوستن به «جامعهٔ جهانی» استوار خواهد بود که در سخنانِ امروزِ ترامپ نیز به صورتی آشکار از آن به عنوانِ «ساختنِ کشوری نوین» یاد شده است.

۴- کارگزاری فردی مشابِهِ «پُل برِمِر»(Paul Bremer) که پس از سقوطِ صدّام؛ به عنوانِ «فرماندارِ غیرِ نظامی اِئتلاف» کنترلِ حکومتی را در عراق به دست گرفت؛ امّا نتیجه ای مثبت نداشت. لذا توقّع ترامپ بسیار بالاتر از آن تجربهٔ شکست خورده است.
لذا آمریکا در ایران «پایگاهِ نظامی» خواهد داشت و نیروی نظامی پیاده خواهد نمود. ارتشِ کنونی را «تصفیه» نموده و به آموزشِ «ارتشِ نوین» و «نیروهای پلیس» خواهد پرداخت. زیرا اینگونه کارها از عُهدهٔ  «نوفدی» که متشکّل از اشخاصی است که کارشان فقط «خواندن و نوشتنِ مقاله» بوده و یا حدّ اکثر در یک یا چند شرکت سابقهٔ «کارمندی» دارند؛ بر نمی آید.

۵- تمامی درآمدهایِ نفتی؛ از کانالِ  یک «حسابِ بانکی» که تحتِ کنترلِ «دولتِ موقّت به رهبریِ فرماندارِ غیرِ نظامی» است خواهد گذشت و بر اساسِ نیازهایی که «فرمانداریِ غیر نظامی» که از طرفِ «دولتِ ترامپ» و یا «فردِ موردِ تأییدِ ترامپ» تشخیص داده می شوند و در «اولویّت» قرار می گیرند؛ هزینه خواهد شد.

نظرِ شخصیِ کژدم:

من(کژدم) با چنین پروسه ای کاملاً موافق هستم. زیرا جامعهٔ ایران را از نظرِ فرهنگی بسیار «عقبمانده» میدانم که بخشی بزرگ از آن به صورتِ «طایفه ای»؛ «عشیره ای» اداره می شوند و یا دارایِ افکارِ کثیفِ «پان»(پان ایرانیست؛ پان کُرد؛ پان تُرک و پان عرب) میباشند و برایِ گذار از این «نجاساتِ فکری» و «ساختار اجتماعیِ پیشا صنعتی» گذر نموده و به «ایرانی» تبدیل شوند.
برخلافِ نظراتِ احمقانهٔ «تحلولگرِ کبیر؛ آقایِ مراد ویسی» که میگفت: «ایران پُتانسیلِ یک تریلیون دلار سرمایه گذاری را ندارد» و من(کژدم) در همان زمان به طَعنه به ایشان گفتم که «نترس؛ این پتانسیل و حتّی بیشتر از آنرا بوجود خواهند آورد» زیرا جنگِ کنونی را می دیدم و آنچه را که همین اکنون «از دست می دهیم» و در حدودِ ۲ ماهِ آینده از دست خواهیم داد و باید آنها را «دوباره بسازیم» را نیز می دیدم. به همین دلیل بود که گفتم: «نترس آن پتانسیل و بیشتر از آنرا تولید خواهند کرد».
به آقایِ «علی حسینِ قاضی زاده» که میگوید؛ «حرفهایِ ترامپ را وِل کنید؛ زیرا در نهایتِ کار مجبور است که رهبریِ شاهزاده را بپذیرد» نیز میگویم که «این خمیرِ دورانِ گذار؛ بسیار آب خواهد بُرد.» و اینرا در آینده خواهید دید و اگر امروزه به نظر می آید که گزینهٔ دیگری وجود ندارد؛ در آینده شاهدِ گزینه هایِ دیگری نیز خواهید بود. لذا باید «دورانِ گذارِ ریشه ای» را در «رَوَندی حدّاقلّ ۵ ساله» پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی ببینید.
به «احزابِ قومی» نیز میگویم که: هیچ سهمی به عنوانِ «احزبِ ادّعایی قومی» دریافت نخواهند کرد. زیرا مبارزات برای «حقوقِ احزابِ خودخوانده» که کارشان به جُز دادنِ «شعارهایِ دروغین» نیست. بلکه بر سَرِ «حقوقِ مردم» است. امّا مردمِ کُردستان و آذربایجان و بلوچستان و خوزستان دارایِ «خقوقِ شهروندی» خواهند شد و سهمِ خود را دریافت خواهند نمود.

پیشنهادِ کژدم:

مردم باید در این دورانِ گذار بسیار هوشمندانه رفتار کنند؛ «فریبِ شعارها» را نخورند. فریبِ دعواهایِ «حیدری صفدری» را نخورند. فریبِ آن دسته از «سلطنت طلبهایِ شیعه مسلک» را نخورند. بلکه باید از «برنامه ها و سیاستهایِ ملموس» که برایِ ساختنِ دوبارهٔ همهٔ بخشهایِ ایران طرّاحی شده اند پُشتیبانی کنند.
مردم باید از ورودِ اوباشانی که در فکرِ «پولدار شدن و غارت» هستند (مانندِ امیر عبّاس فخرآور)؛ برایِ ورود در این روند؛ جلو گیری کنند و هوشیار باشند که تعدادِ اینگونه از «خائنین» کَم نیستند.

من(کژدم)؛ به هیچ وجه واردِ عرصهٔ مبارزاتی حزبی و سازمانی و طرفداری از هیچ شخصیّتی وارد این رَوَند نخواهم شد و فقط امیدوارم که نوشتارهایِ «چگونه ایرانی میخواهید بسازید» را مطالعه نموده و در گنجانیده شدنِ پیشنهاداتِ آن در قانونِ اساسیِ نوینِ ایران در این رَوَندِ دورانِ گذارِ ۵ ساله تلاش نمایید.


کژدم


۱۴۰۴ اسفند ۱۰, یکشنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش هفتم)

 حتماً این جمله یادتان است:

This is the end .... Hold your breath and count to 10

گفته می شود که: لاشهٔ «دیّوس فرزانه» پیدا شد.

احتمالاً لاشه هایِ زیادِ دیگری نیز همراه با او وجود دارند. این خبرها مانندِ «آبِ خُنَک» بر دلهایِ داغ دیده و آتش گرفتهٔ مردمِ ایران ریخته می شود. امّا این فقط یک آغاز است.

استراتژیِ احمقانه و تاکتیکهایِ احمقانه تر

استراتژیِ رژیمِ کثیفِ شیعی؛ پس از به دَرک واصل شدنِ «انگل حسن نصرالله» و رهبرانِ اَرشدِ «اوباشانِ شیعه مسلکِ لُبنان»؛ از «استراتژیِ تهاجمی» به «استراتژیِ بقاء» تقلیل پیدا کرد.

در عملیّاتِ ۱۲ روزهٔ اسرائیل؛ رژیمِ شیعی پس از پرتابِ موشکها و پهپادها  با تعداد و حجمی بزرگ؛ ناگهان متوجّه شد که با این تاکتیک؛ بیش از چند روز دوام نخواهد آورد. لذا به پرتابِ «کوپونی» روی آورد. در واقع از «استراتژیِ بقاء» رونمایی کرد و پس از پایانِ عملیّاتِ ۱۲ روزه نیز پایهٔ تمامی پروپاگاندایِ رژیم بر «ما هنوز مانده ایم»(بقاء) استوار بود و «تئوریِ تاب آوری» را به اوباشانِ هوادارِ خود تزریق میکرد. امروز نیز رژیمِ شیعی؛ بر همان اصل(بقاء) تکیه کرده است و پرتابِ موشک به اسرائیل نیز از همان مُدلِ «قطره چکانی» پیروی میکند. زیرا فکر می کنند که این عملیاتِ کنونی نیز بالاخره پایان خواهد یافت و اگر بتوانند زنده بمانند؛ میتوانند باز هم خود را «پیروز» نشان دهند.
این استراتژیِ احمقانه و تاکتیکهایِ احمقانه تر؛ تضمینِ مَرگِ رژیمِ کثیفِ شیعی به دَستِ خودشان است.

کژدم