۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش هشتم)

 همانگونه که از همان آغاز و بسیار پیش از آغازِ عملیّاتِ کنونیِ اسرائیل و آمریکا علیه رژیمِ کثیفِ شیعی؛ بر اساسِ شناختی که از «اُلگویِ رفتاریِ ترامپ» دارم؛ بارها گفتم که ترامپ میخواهد «باج»بگیرد و سخنانِ جویده جویدهٔ او در رابطه با «شاهزاده رضا پهلوی» نیز بویِ «باج خواهی» میدهد.
در سخنرانیِ امروزِ ترامپ در کنگرهٔ حزب جمهوریخواهِ آمریکا؛ هدفِ اصلیِ ترامپ به صورتی آشکار روشن شد.

۱- ترامپ «شاهزاده رضا پهلوی» و تیمِ ایشان را از این نظر که بتوانند یک حکومت تشکیل دهند؛ از نظرِ «مِیدانی»؛ تیمِ «کار آمد»ی نمی داند. و اشارهٔ چند بارهٔ ایشان به این امر که «شاهزاده آدمِ خوبی است و اگر مردم ایران رهبریِ ایشان را قبول کنند؛ من حرفی ندارم» و همچنین گفتنِ این مطلب که «شاهزاده رضا پهلوی در ایران نبوده است و ما کسی را از درونِ ایران ترجیح می دهیم.» را نه به عنوانِ «توهین» بلکه به عنوانِ «نا کار آمدیِ مِیدانی» برایِ ساختنِ «ایرانِ نوین» باید پذیرفت. زیرا «ساختار سازی» پس از متلاشی کردنِ «ساختارِ کُهن = رژیمِ شیعی» را نمی توان با «دفترچهٔ دورانِ اضطرار» و «دفترچهٔ گاردِ جاویدان» که من(کژدم) نیز این ۲ دفترچه را مجموعه ای از سخنانِ «شیلی پیلی» می دانستم و «همچنان میدانم»؛ به انجام رسانید.
همین امروز می بینید که بیش از ۵۰ کشتیِ نظامی رژیمِ شیعی؛  با ۵۰ بُمب به «زیردریایی» تبدیل شده اند و بسیاری از ساختمانها با کاربُردِ نظامی و امنیّتی به ویرانه تبدیل شده اند. امّا ساختنِ آنها بسیار زمان بَر و پُر هزینه خواهد بود. 

۲- برخلافِ تصوّرِ طرفدارانِ «تئوری هایِ توطئه» و مغزهایِ پوسیدهٔ «مصدّقی»؛ آمریکا برای «بلعیدنِ نفتِ ایران» به مِیدان نیامده است. بلکه اهدافی «استراتژیک» و بسیار بلند مدّت را دُنبال می کند که گستره ای بین المللی دارند؛ و من مجموعهٔ آنها را «ساختنِ ژئوپولیتیکِ نوین» در خاورمیانه و مؤثّر در عرصهٔ بین المللی که با «منافعِ استراتژیکِ آمریکا» همسو باشد می نامَم.

۳- آمریکا نمیخواهد که با تکیه بر اینکه اکنون مردمِ ایران؛ «زنده باد ترامپ» میگویند؛ به «مِیدانِ چند صد بیلیون دلاری جَنگ» وارد شده و پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی که دست پُختِ همین مردم است؛ «ساختنِ ایرانِ نوین» را در سینیِ طلایی به «شیعه مسلکها» بسپارد تا «مدفوعی ظاهراً سکولار» و فاسد بسازند و پس از چند سال؛ که «خرها از پُل گذشت»؛ دوباره «شعارهایِ مرگ بر امپریالیسم» را به اَشکالی دیگر بشنوند. لذا بنیانِ کار «ساختار سازی» بر اساسِ پیوستن به «جامعهٔ جهانی» استوار خواهد بود که در سخنانِ امروزِ ترامپ نیز به صورتی آشکار از آن به عنوانِ «ساختنِ کشوری نوین» یاد شده است.

۴- کارگزاری فردی مشابِهِ «پُل برِمِر»(Paul Bremer) که پس از سقوطِ صدّام؛ به عنوانِ «فرماندارِ غیرِ نظامی اِئتلاف» کنترلِ حکومتی را در عراق به دست گرفت؛ امّا نتیجه ای مثبت نداشت. لذا توقّع ترامپ بسیار بالاتر از آن تجربهٔ شکست خورده است.
لذا آمریکا در ایران «پایگاهِ نظامی» خواهد داشت و نیروی نظامی پیاده خواهد نمود. ارتشِ کنونی را «تصفیه» نموده و به آموزشِ «ارتشِ نوین» و «نیروهای پلیس» خواهد پرداخت. زیرا اینگونه کارها از عُهدهٔ  «نوفدی» که متشکّل از اشخاصی است که کارشان فقط «خواندن و نوشتنِ مقاله» بوده و یا حدّ اکثر در یک یا چند شرکت سابقهٔ «کارمندی» دارند؛ بر نمی آید.

۵- تمامی درآمدهایِ نفتی؛ از کانالِ  یک «حسابِ بانکی» که تحتِ کنترلِ «دولتِ موقّت به رهبریِ فرماندارِ غیرِ نظامی» است خواهد گذشت و بر اساسِ نیازهایی که «فرمانداریِ غیر نظامی» که از طرفِ «دولتِ ترامپ» و یا «فردِ موردِ تأییدِ ترامپ» تشخیص داده می شوند و در «اولویّت» قرار می گیرند؛ هزینه خواهد شد.

نظرِ شخصیِ کژدم:

من(کژدم) با چنین پروسه ای کاملاً موافق هستم. زیرا جامعهٔ ایران را از نظرِ فرهنگی بسیار «عقبمانده» میدانم که بخشی بزرگ از آن به صورتِ «طایفه ای»؛ «عشیره ای» اداره می شوند و یا دارایِ افکارِ کثیفِ «پان»(پان ایرانیست؛ پان کُرد؛ پان تُرک و پان عرب) میباشند و برایِ گذار از این «نجاساتِ فکری» و «ساختار اجتماعیِ پیشا صنعتی» گذر نموده و به «ایرانی» تبدیل شوند.
برخلافِ نظراتِ احمقانهٔ «تحلولگرِ کبیر؛ آقایِ مراد ویسی» که میگفت: «ایران پُتانسیلِ یک تریلیون دلار سرمایه گذاری را ندارد» و من(کژدم) در همان زمان به طَعنه به ایشان گفتم که «نترس؛ این پتانسیل و حتّی بیشتر از آنرا بوجود خواهند آورد» زیرا جنگِ کنونی را می دیدم و آنچه را که همین اکنون «از دست می دهیم» و در حدودِ ۲ ماهِ آینده از دست خواهیم داد و باید آنها را «دوباره بسازیم» را نیز می دیدم. به همین دلیل بود که گفتم: «نترس آن پتانسیل و بیشتر از آنرا تولید خواهند کرد».
به آقایِ «علی حسینِ قاضی زاده» که میگوید؛ «حرفهایِ ترامپ را وِل کنید؛ زیرا در نهایتِ کار مجبور است که رهبریِ شاهزاده را بپذیرد» نیز میگویم که «این خمیرِ دورانِ گذار؛ بسیار آب خواهد بُرد.» و اینرا در آینده خواهید دید و اگر امروزه به نظر می آید که گزینهٔ دیگری وجود ندارد؛ در آینده شاهدِ گزینه هایِ دیگری نیز خواهید بود. لذا باید «دورانِ گذارِ ریشه ای» را در «رَوَندی حدّاقلّ ۵ ساله» پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی ببینید.
به «احزابِ قومی» نیز میگویم که: هیچ سهمی به عنوانِ «احزبِ ادّعایی قومی» دریافت نخواهند کرد. زیرا مبارزات برای «حقوقِ احزابِ خودخوانده» که کارشان به جُز دادنِ «شعارهایِ دروغین» نیست. بلکه بر سَرِ «حقوقِ مردم» است. امّا مردمِ کُردستان و آذربایجان و بلوچستان و خوزستان دارایِ «خقوقِ شهروندی» خواهند شد و سهمِ خود را دریافت خواهند نمود.

پیشنهادِ کژدم:

مردم باید در این دورانِ گذار بسیار هوشمندانه رفتار کنند؛ «فریبِ شعارها» را نخورند. فریبِ دعواهایِ «حیدری صفدری» را نخورند. فریبِ آن دسته از «سلطنت طلبهایِ شیعه مسلک» را نخورند. بلکه باید از «برنامه ها و سیاستهایِ ملموس» که برایِ ساختنِ دوبارهٔ همهٔ بخشهایِ ایران طرّاحی شده اند پُشتیبانی کنند.
مردم باید از ورودِ اوباشانی که در فکرِ «پولدار شدن و غارت» هستند (مانندِ امیر عبّاس فخرآور)؛ برایِ ورود در این روند؛ جلو گیری کنند و هوشیار باشند که تعدادِ اینگونه از «خائنین» کَم نیستند.

من(کژدم)؛ به هیچ وجه واردِ عرصهٔ مبارزاتی حزبی و سازمانی و طرفداری از هیچ شخصیّتی وارد این رَوَند نخواهم شد و فقط امیدوارم که نوشتارهایِ «چگونه ایرانی میخواهید بسازید» را مطالعه نموده و در گنجانیده شدنِ پیشنهاداتِ آن در قانونِ اساسیِ نوینِ ایران در این رَوَندِ دورانِ گذارِ ۵ ساله تلاش نمایید.


کژدم


۴۲ نظر:

  1. مُدَتها از «طرحِ اِنسداد» سُخن گفتم کِه هرگز شنیده نَشُد. دو روزِ پیش؛ فقط بخشی بسیار کوچک ار «طرحِ انسداد» و دَر حدّی «بسیار کوچَک» از آن؛ به اجرا دَر آمد؛ (بمبارانِ مراکِزِ سوختِ رژیم؛ در حدّ اُستانِ تِهران).
    امّا «طرحِ اِنسداد»؛ بسیار عمیق تر از آن چیزی است که اکنون و در صحنهٔ «قاراشمیش = Chaos = آشوب»می بینید.
    سُخنِ من(کژدم)؛ بر اساسِ «جنگ دَر میانِ جنگها» استوار است.
    آیا «کژدم» می خواهد که مُشکلی شبیهِ «عراق» را «باز تولید» کنیم؟ تا هیچ سنگی بر رویِ سنگهایِ دیگر بنا نَشَوند؟ وَ یا اینکه تلاش خواهیم کرد تا پس از بیش از ۲۰۰۰ سال؛ «نخستین آلونکِ ایرانی» را بسازیم؟

    پاسخ دادنحذف
  2. کژدم گرامی، نوع حکومت آینده در دوران پسا گذار به رهبری گماشته های ترامپ تا چه اندازه نزدیک به سیستم حکمرانی نروژ خواهد بود؟(به دلیل منابع نفتی که دارد،کشور نروژ شاید نمونه مشابه خوبی برای قانون گذاری و قانون اساسی و حسابرسی و ... باشد) و دوم وظیفه دیاسپورای ایرانی در دوران گذار چیست ؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      من(کژدم)؛ هیچ فرقِ اساسی میانِ کشورهایی که با «پارتی کراسی» اداره می شوند نمی بینم.
      «پادشاهی» به عنوانِ «نمادِ ملّی» از نظرِ من میتواند پاسخِ خوبی به مسئلهٔ «نوستالژیایِ توانمندیِ باستانی» (مشکلِ روانی) باشد.
      امّا در رابطه با مقایسهٔ «نروِژ» با ایران؛ فکر می کنم که بسیار به خطا رفته اید.
      جمعیّتِ نُروِژ؛ طول و عرض و موقعیّتِ جغرافیایی؛ فرهنگ مردم؛ «فرهنگِ منطقه ای» و .... با «ایرانِ کنونی» فرقی از زمین تا آسمانِ بی اِنتها دارد. مردمِ نُروژ؛ «رضا اسهال استفراغیِ شفادهنده» ندارند..... روسپی خانه ها و کارخانه هایِ تولیدِ انگل مانندِ «قُم و نَجف» ندارند. از «استخوانهایِ پوسیده» طلبِ «شفاعَت» نمی کنند که اگر به «دُخترِ شیر خوارهٔ خود» تجاوزِ جنسی کرده اند؛ با ریختنِ «یک قطره اشک برایِ حُسینِ شُجاعِ بنی هاشمی»؛ باز هم میتوانند به «روسپی خانهٔ ۵۰ میلیون ستاره = بهشتِ مشترکِ مسلمانان و شیعیان» بروند. آنها «مهتدی» و «هجری» و «مولوی عبد الحمید» ندارند. اگر هَم زمانی داشته اند؛ قرنها طول کشیده است تا از آن «مستراحِ کُهن» خودشان را بیرون کشیده و در شرایطِ کنونی به نوعی از «هارمونیِ سیاسی اجتماعیِ مُوَقّت» رسیده اند.
      امّا «ایرانِ کنونی»؛ همچنان یک «مُشکلِ مادرزادیِ ۳۰۰۰ ساله» را مانندِ «گِدایانِ خانه به دوش» که هر «خِنذِر پِنذِری» را «ثِروَتِ ملّی» قلمداد کرده و در توبرهٔ خود حمل می کنند؛ را دارند.
      مردمِ «نُروِژ» شاید در موسیقی؛ و یا نوشتارهایِ اَدَبی؛ یادی از آن گذشته ها بکنند. امّا در «ایرانِ کنونی»؛ بسیاری از مردمِ ایران؛ آن «خِنذِر پِنذِرها» را «شکوه و عظمتِ تاریخی» می انگارند و حتّی حاضرند از «بنی هاشمی هایِ گور به گور شده»؛ برای خود «پرچمِ تمدّن» بسازند و آنرا رستاخیزِ «امپراتوریِ ساسانی» قلمداد کنند.
      میانِ «ماهِ من» تا «ماهِ گردون»........ تفاوت از «زمین تا آسمان» است.
      پُرسشِ شما به مقایسهٔ «گاو» و «هندوانه» و یا «توت» با «گوسفند» شباهت دارد.
      از «اُلگو سازی» بپرهیزید.
      زیرا: «خلق را تقلیدِشان بر باد داد........ اِی دو صد لَعنت بر این تقلید باد».
      اگر «ایرانی» هستی؛....... «ایرانیِ کنونی» باش..... در «گذشتهٔ پوسیده و به فنا رفته زندگی نَکُن»..... از «اکنون» آغاز کُن و «آینده» را ببین و «پُل» بِزَن.
      «ایرانیانِ دور از میهن» و یا «ایرانیانِ درونِ میهن»؛ فرقِ چندانی با یکدیگر ندارند. البتّه من(کژدم)؛ منظورم «نادر انقطاع»ها نیست. زیرا دُنیایِ آنها «دُنیایِ دیگری» است.

      حذف
  3. یکی از خوانندگانِ گرامی (به شرطِ انتشارِ غیرِ مستقیم)؛ فرموده اند که شاید منطورِ ترامپ از این تناقُض گویی ها؛ ساختنِ «تورِ امنیّتی» برای حفظِ جانِ شاهزاده رضا پهلوی باشد.
    پاسخ:
    من نظرِ شما را «دور از واقعیّت» نمی بینم.
    امّا «دفترچه ها» را بخوانید.... ۱۰ ها بار بخوانید...... آیا میتوان بر این نوشتارها تکیه کرد؟
    اینجا است که «رؤیاها تَرَک بر می دارند».
    من(کژدم) در روزهایِ اخیر از «شاهزاده رضا پهلوی» خواستم که در «تیمِ خود»؛ باید «خانه تکانی» کنند.
    اگر گوشِ شنوا نداشته باشند؛ و فکر کنند که در «شهرِ کوران؛ مَردِ یک چشم پادشاه است» .... بازی را خواهند باخت.
    زیرا این بازی؛ بسیار بزرگتر از آن است که دَر جیبِ کسی بِگُنجَد.

    پاسخ دادنحذف
  4. کژدم گرامی ما باید خیلی خوش شانس باشیم اگر ترامپ در مورد ایران تا این اندازه دوراندیش باشه فقط اول میخواستم یادآوری کنم این برنامه شاید توی غزه راحتتر جواب بده ولی میبینید که آنجا حتا با چه مشکلاتی روبروشده. و دوم من شخصا فکرمیکنم این حرفهای ترامپ بیشترنظر به بوجود آوردن ریزش در نیروهای حکومتی هم هست که مثلا ما در داخل دنبال شخصی هستیم و کاری به شاهزاده نداریم.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. به نظر می آید که شما؛ ترامپ را بر اساسِ آرزوهایتان می پذیرید و یا نمی پذیرید!!!؟؟.
      مَن (کژدم) مانندِ شما نیستم. من(کژدم) برایِ مُدِل سازی به عنوانِ «فُرمول» و «کلیدی که همهٔ درها را باز می کُنَد»؛ هیچ ارزشي قائل نیستم.

      حذف
  5. درود به کژدم از میهن
    کژدم و گفتگو از نوع دیگرش را چطور باز تعریف یا احیا کنیم ؟ لطفا ما بین صحبت های سیاسی ات نیم نگاهی هم به دیگر سو داشته باش چون تو تنها منبع شریفی
    سرفراز باشی.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      برایِ «دست گرمی»؛ از قتل عامّ بسیجیها و سپاهیها و «انگلهایِ صفوی» بدون تمایز قائل شدن بر مبنایِ اینکه: «این آخوندِ معمولی» است؛ آغاز کنید. سپس نوبتِ «اصلاح طلبان» و «ارازل و اوباش»(زورگیرها؛ لاتهایِ محلّه؛ همهٔ دستهایِ آلوده به فروشِ موادّ مخدّر و ....) در هر لباس و مقامی می رسد. اینها کثیف ترین بخشِ «گونهٔ انسانی» نه تنها در ایران؛ بلکه در عرصهٔ جهانی هستند. امّا ما در شرایط کنونی؛ زورمان به «پاکسازیِ ایران» می رسد.
      برایِ یک سال؛ چشم ها کور؛ زبانها لال و گوشها باید «کَر» باشند.
      «هیسسسسسسس»

      حذف
    2. منظورتان از «نگاهی به دیگر سو» را درست نفهمیدم. آیا منظورتان «آیینِ شَمنی» است؟

      حذف
  6. آقای «رودریگو دوتِرته»(Rodrigo Duterte) راهی را آغاز کرد که متأسفنه به خاطرِ اینکه از طرفِ یک «مقامِ رسمی» اعلام شد؛ به شدّت از طرفِ «فعّالانِ حقوقِ جنایتکاران» که در زیرِ پوشش «فعّالانِ حقوق بشر» فعالیت میکنند؛ زیرِ سوال رفت و به خاطرِ قدرتِ بین المللیِ اوباشانِ معروف به «دفاع از حقوق بشر»؛ ایشان را به دادگاهِ لاهه کشانیدند.
    امّا اگر آنچه که آقایِ «دوترته» پرچمدارِ آن بود؛ به صورتِ «غیرِ رسمی» و یک «جنبشِ ملّیِ اُفُقی» اجرا شود؛ میتواند به شدّت جامعه را از لوثِ وجود این موجودات پاک کُند و نیازی به «وکیلهایِ جنایی» که شُغلشان «پاک نشان دادنِ کثافات» است و «زندان» نخواهیم داشت و کارِ پلیس نیز راحت تر می شود.

    پاسخ دادنحذف
  7. پیش درآمدهایِ «چهارشنبه سُرخ و خونین» در حالِ آشکار شدن است.
    «ایران اینترنشنال»؛اخباری را منتشر کرده است که نشان میدهد؛ «شکارِ بسیجیها و پاسدارها و نیروهایِ سرکوب» آرام آرام؛ در حالِ شکل گرفتن است.

    پاسخ دادنحذف
  8. احتمالِ استفاده از بمب معروف به «مادرِ همهٔ بمبها»(MOAB) بسیار بالا است. این بمب به زمین اصابت نمی کند و در هوا منفجر می شود. قدرتِ تخریبِ آن بسیار بالا است (۱۱ تُن TNT). شعاعِ به شدّت مؤثر آن «یک هزار و ۶۰۰ متر» است که هر آنچه در دایره ای به قطرِ «۳۲۰۰ متر» وجود داشته باشد را به طورِ کامل ویرن می کند و هیچ موجودِ زنده ای را باقی نمی گذارد. در دایره ای به شعاعِ ۲ کیلومتر (قُطرِ ۴ کیلومتر)؛ ویرانیهایِ بسیار گُسترده ای بوجود می آورد. اگر نیروهایِ آمریکایی بخواهند ورودِ زمینی بکنند؛ استفاده از این بمبها برای پاکسازیِ گُستردهٔ محیط بسیار ضروری است.
    لذا مردم باید از مناطقی مانندِ مراکزِ هسته ای اصفهان و نطنز و فُردو؛ ۲ تا ۳ کیلومتر فاصله بگیرند و گرنه آسیب خواهند دید.
    در مناطقِ جنوبی ایران نیز سایتهایِ زیرزمینیِ پرتابِ موشک وجود دارند که ممکن است برایِ ویرانیِ دسته جمعی آن سایتهایِ پرتابِ موشک؛ از این بمب استفاده شود.
    بسیار هوشیار باشید.

    پاسخ دادنحذف
  9. هر روزی که می گذَرَد؛ احتمالِ پیاده کردنِ نیرویِ زمینی در ایران بالا می رود. آنچه که اکنون در اولویّت قرار دارد؛ بندرها و جزایرِ خلیجِ فارس هستند که حتّی با موشکهایِ بُرد کوتاه نیز میتوانند کشورهایِ حوزهٔ خلیج فارس و کشتی ها را موردِ اصابت قرار دهند.
    برای خاموش کردنِ قدرتِ آتشِ موشکها و پهپادهایِ رژیم؛ «تسطیحِ» جزایر و بنادرِ خلیجِ فارس؛ یک «ضرورتِ نطامی» است تا نه تنها تنگهٔ هرمز باز شود؛ بلکه رژیمِ شیعی در «محاصرهٔ دریایی کامل» قرار گیرد.
    تسطیحِ این جزایر و بندرها با ریختنِ «بمبهایِ کور» به شیوهٔ ویتنام و جنگِ جهانی دوّم (Carpet Bombing)؛ بسیار سخت و طولانی و کَم اثر است. امّا تصمیم گرفتن برایِ استفاده از «MOAB» نیز کاری بسیار سخت است. زیرا سخن از «تسطیح» است و نه «جرّاحی». امّا بسیار مؤثر است زیرا موجِ انفجارِ «MOAB» ازدهانهٔ تونلها واردِ فضایِ درونِ تونلها شده و نخست با «موجِ فشارِ انبساطیِ انفجار» و سپس ایجادِ «فشارِ مَکِشی انقباض»(خلاء نِسبی)؛ ویرانیهایِ بسیار گسترده ای در حدّ یک «بمبِ اتمی کوچک» ایجاد می کند. برخی از مشورتهایی که به دولتِ ترامپ داده میشوند؛ میگویند که «تنگهٔ هرمز» باید به «هَر قیمتی» باز شود (اصطلاحِ «به هر قیمتی»؛ به معنیِ بی ارزش شدنِ عواقب عملیّات و یک «دستورِ بَستهٔ نظامی» است) و تهدیدِ همسایه هایِ عربی کاملاً پایان یابد و نه تنها این ۲ مسئله را «ضرورت» میدانند؛ بلکه آنرا یک اَمرِ «فوری» قلمداد میکنند.
    اکنون اسرائیل تصمیم گرفته است که از تکنولوژیِ «Military swarm attack» (چیزی شبیهِ حملهٔ گروهیِ زنبورها. البتّه نه دقیقاً) برایِ شکارِ اوباشانِ رژیمِ شیعی استفاده کند؛ امّا هیچکس به مردم نمیگوید که حدّ اقل به مدّتِ ۱۵ روز به هیچ وجه از خانه خارج نشوند. تا اوباشانِ رژیم؛ نتوانند از مردم به عنوانِ «سپرِ انسانی» استفاده کنند. اگر «ضرورتِ مِیدانیِ بیرون نیامدن» برایِ مردم توضیح داده شود؛ اثرِ زیادی در موفقّیتِ و سرعتِ پاکسازیِ خیابانها از طریقِ «Military swarm attack» خواهد داشت.
    آنهایی که برایِ تماشا و تهیّهٔ فیلم بیرون می آیند؛ باید بدانند که «سرعَتِ شکستِ رژیم» بسیار مهمّ تر از «تماشا» و «فیلمبرداری» است.
    مردم باید به طورِ خودخواسته؛ به مدّتِ ۱۵ روز خود را در خانه ها «زندانی» کنند. هرگونه «تأخیر» در پیروزیِ مِیدانی؛ کمک کردن به رژیمِ شیعی است و در واقع مردمي که به خیابان می آیند؛ برایِ رژیمِ شیعی «زمان می خَرند». زیرا استراتژیِ کنونیِ رژیمِ شیعی؛ ادامهٔ همان استراتژیِ «خریدِ زمان» در «مذاکرات» است.
    تا جایی که میتوانید و اگر مردم برایتان فیلم و گزارش میفرستند؛ به آنها بگویید که با بیرون آمدن؛ برایِ رژیمِ شیعی «زمان نَخَرید».

    پاسخ دادنحذف
  10. برنامهٔ «دومینو» توسّط «علی حسین قاضی زاده»؛ کوهی است که در نهایت «موشهایِ آلوده به بیماریِ طاعون» می زایَد.

    https://www.youtube.com/watch?v=3NymCQiCPSI

    در این برنامه؛ آقای «علی حسین قاضی زاده»؛ با اینکه بالاخره فهمیده است که «ساختنِ سنگرهای خیابانی» با «ایجادِ موانع خیابانی» فرق دارند؛ امّا هنوز «مغزِ ایشان» دچار اختلالاتی از نوعِ «اتّصالِ سیمها و یا اتّصالِ مدارهایِ الکترونیکی» است که به آن «short circuit» میگویند.هنوز «مغز» و «زبان» ایشان نمیتوانند با همدیگر رابطهٔ درستی برقرار کنند. هنوز نمی فهمد که «سنگر» برای پناه گرفتن و شلّیک به دشمن است و بدونِ داشتنِ «سلاحِ گرم»؛ ساختنِ سنگر بی معنی است. هنوز نمی فهمد که «پشتِ بامها» سنگرهایِ بهتری هستند و میتوانند «نقشِ دیده بانی» و «پُشتیبانی از نیرویِ زمینی» و سنگرهایِ خیابانی را با پرتاب کردنِ «پرتابه ها»(از قبیلِ کوکتل مولوتوف؛ قُلوه سنگ؛ نارنجکِ دست سازِ طرحِ کژدم) نقشِ بسیار مؤثری دارند. هرچند که بخشهایی از سخنانشان مفید است؛ امّا در مجموعِ از «انسجام میانِ اجزایی که پیشنهاد میکنند» برخوردار نیست و بسیار «طوطی واری» است.
    امّا در بخشِ آخر؛ همان حرفی را می زند که «آرزویِ اوباشانِ بسیجی و سپاهی و اسیدپاشان و قاتلانِ مردم» است. ایشان با «پیچانیدنِ زبان» میگوید که «خیلیها در لحظهٔ آخر» «یزِش» میکنند.
    نه خیر؛ آقایِ علی حسین قاضی زاده؛.... زمانی که کسی پس از کشتارها و «خالی شدنِ خشاب» دستهایَش را بالا می برد؛ نامش «ریزِش» نیست. بلکه «تاکتیکی برایِ زنده ماندن» است.
    گیرم که این اوباشان را زنده نگاه داشتید؟؟!! با آنها چکار میخواهید بکنید؟ آیا میخواهید با تغییرِ نام وآدرسشان؛ آنها را به میان مردمی بفرستید و ادغام کنید که تار و پودِ زندگیشان توسّط همین «جنایتکاران»؛ از هم پاشیده است؟
    من(کژدم) اینرا می فهمم که جایگاهِ شُغلی ایشان؛ اجازه نمی دهد که از یک «رسانه» برایِ آموزشِ جنگِ چریکی و یا دستورِ قتلِ جنایتکاران استفاده کند.
    امّا میتوانند به سادگی؛ فقط «خفه شوند».
    این جنایتکاران نمیتوانند به سادگی فقط تسلیم شوند؛ بلکه باید «سَر بیاورند»؛ تا بتوانند با اندکی تخفیف در «انتقام»؛ بقیّهٔ زندگیِ کثیفشان را در کشوری خارج از ایران؛ سِپَری کنند.
    «پذیرفتنِ بلند کردنِ دستها و یا پرچمِ سفید پس از کُشتارها و در لحظهٔ آخر»؛ «خیانتِ به خونهایِ ریخته شده و خیانت به آیندهٔ بدونِ موشهایِ آلوده به طاعون» است
    با «موشهایِ طاعونی» نمیتوان «آینده را ساخت».
    شاید اگر آقایِ حسین علی قاضی زاده را «آزاد» بگزارید که به این «حاتم بخشی» ادامه دهند؛ میخواهند که سپس «موعظه» بفرمایند که «افرادِ معروف به اصلاح طلب» نیز در درونِ سیستمِ حکومتی آینده مخلوط بفرمایند.
    آقایِ «علی حسین قاضی زاده».... مَثلی هست که میگوید:

    «از کوزه همان برون تَراود که در اوست»
    لطفاً «کثافاتِ معدهٔ اصلاح طلبانهٔ خود» را به عنوان «رهنمود» برای حفظ مقام و منزلتِ این «نجاساتِ اثبات شده و عِینی»؛ به خوردِ مردم ندهید.

    پاسخ دادنحذف
  11. فراموش نکنید و به همه نیز یاد آوری کنید که به «چهارشنبه سوریِ سُرخ و خونین» فقط ۴ روزِ دیگر مانده است.

    پاسخ دادنحذف
  12. من(کژدم)؛ فراخوانِ اخیرِ «شاهزاده رضا پهلوی» که در آن از «گاردِ جاویدان» خواسته اند که با ضربه زدن به نیروهایِ سرکوبِ رژیمِ شیعی؛ شرایط را برایِ «رستاخیزِ ملّی» فراهم کنند را یک «رؤیا» میدانم. زیرا «گاردِ جاویدان» باید یک «نیرویِ کُشتارگر» باشد و با «کاغذ و قلم بردارید و اسمِ چند نفر را بنویسید و تماس بگیرید»؛ نمیتوان «گاردِ جاویدان» ساخت.
    سازماندهی و آموزشِ «گاردِ جاویدان» حدّ اقل به ۲ تا ۳ سال زمان نیاز دارد و در مدّتی کوتاه (یک و یا ۲ ماهه)؛ نمیتوان چنین نیرویی ساخت.
    لذا به نظرِ من؛ عدّه ای که خود را «گاردِ جاویدان» می نامند؛ یا «اوباشانِ رژیمِ شیعی» هستند که برایِ چندمین بار از «طرحِ فریب» استفاده می کنند که همیشه «طرحی موفّقیت آمیز بوده است» (به دام کشانیدنِ اُستاد فرود فولادوند؛ به دام کشیدنِ روح الله زَم؛ به دام کشیدنِ جمشید شارمهد). و یا اینکه: «نیرویِ سوّمی» وجود دارد که ظاهراً خود را «گاردِ جاویدان» می نامد و «تواناییِ عملیّاتی» دارد و تشخیص می دهد که از این نام استفاده کُند.
    اگر چنین باشد؛ جایِ اُمیدواری دارد که این رژیم؛ بزودی سرنگون شود.
    نظرِ من(کژدم) این بود که این جنگ ۲ ماه طول خواهد کشید و اکنون یک ماه و نیم از آن «۲ ماه»؛ باقی مانده است.
    هنوز «طرحِ انسداد»؛ را هیچکس جدّی نگرفته است و این امر باعثِ تأسّف است. زیرا نقشی بسیار تعیین کننده دارد.

    پاسخ دادنحذف
  13. درود
    کژدم خب خودتون این طرح رو ارائه بدین بهشون از کجا معلوم که اونها به این وبلاگ سر بزنند، بعضی از به قول شما تحلولگرها رو میشه فهمید که مطالب این وبلاگ رو میدزدن ولی موساد که همه ی وبلاگ های فارسی رو بررسی نمیکنه به نظرم، من برداشتم این هست که دلیل مطرح نکردن طرح انسداد به دلیل اطلاع نداشتن از وجودش هست تا جدی نگرفتن، هر فرمانده ی نظامی یا هر شخصی که به این وبلاگ سر میزنه به سرعت متفاوت بودن مطالب اینجا رو از سایر سایت های فارسی زبان متوجه میشه و اگر ماموری از موساد هم بین خوانندگان باشه به اندازه ی کافی باشما آشنا هست که بدونه باید و باید این طرح رو جدی بگیره

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      پس از بمبارانِ مخازن سوخت در تهران و برخی از گفتگوهایی که در رسانه هایِ اسرائیلی مطرح هستند. فکر میکنم که «طرحِ انسداد»؛ در میانِ مقاماتِ اسرائیل مطرح بوده و همچنان هست.
      بمبارانِ مخازنِ سوخت در تمامی شهرها؛ بخشی کوچک از «طرحِ انسداد» است. امّا فقط در تهران اجرا شد و همین امر برایِ من مشخّص کرد که گویا بخشی از «طرحِ انسداد» را به صورتِ ناقص بر رویِ «میز» و بخشِ مهمّ آنرا در «کِشو میز» دارند.
      شاید به همین خاطر است که هیچ توجّهی به نوشته هایِ من نمی کنند.

      حذف
  14. درود بر شما
    آیا طرح انسداد می‌تونه با تصرف جزیره خارک کلید بخوره؟ آیا شاهزاده که گفتن دراولین شهر که سقوط کنه به ایران میآیند، منظورشون همین خارک می‌تونه باشه برای تشکیل دولت ائتلافی گذار؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      «طرح انسداد» ربطی به جزیرهٔ خارک ندارد.
      در رابطه با آمدن شاهزاده رضا پهلوی؛ به خارک و یا جایِ دیگر هیچ اطّلاعی ندارم.

      حذف
  15. فقط ۲ روز با «چهارشنبهٔ سُرخ و خونین امسال» زمان مانده است.
    اراذل و اوباشانی که در BBC دادِ سخن می دهند که مردمِ ایران؛ اُمیدشان را به سرنگونیِ رژیمِ شیعی از دست داده اند؛ فکر میکنند که مردم احمق هستند و نمی فهمند که یک رژیم را نمیتوان بدونِ ورودِ نیرویِ زمینی؛ آن هَم در ۲ هفته سرنگون کنند.
    «نیرویِ زمینی» در این ماجرا؛ «مردم ایران» هستند و «شرایط اَمن» هنوز برایِ ورودِ مردم به این رَوَند؛ آماده نیست.
    «چهارشنبهٔ سُرخ و خونین امسال»؛ نقشِ یک «مانُور مِیدانیِ مشترک مردم ایران و ارتش اسرائیل» را دارد.
    بسیار «هوشیارانه» در این «مانُورِ خونین» شرکت کنید و امیدوارم که در این مدّتِ «۲ و نیم ماهه» که «طرزِ ساختِ نارنجکِ دست ساز» را در ۲ ژانویهٔ ۲۰۲۶ منتشر کردم را تا حدّ توان تولید کرده باشید.
    در این «مانُورِ خونین» بسیاری از «اوباشان بسیجی و سپاهی» به «لاشه» تبدیل خواهند شد.
    پیروز و سرفراز باشید

    پاسخ دادنحذف
  16. از نظرِ من(کژدم)؛ «علی حسین قاضی زاده» یک «Deep Mole» در جنبشِ مٍلّی و «انقلابِ تمدّنی ایران» است.
    این موجود نقابهایِ گوناگونی بر صورَتَش می گُذارد. امّا بسیار خطرناکتر از کسانی است که آنها را «اصلاح طلبان» میخوانید.

    پاسخ دادنحذف
  17. نقش بازیِ دوگانهٔ اوباشانِ حاکم بر «قطر» را در میانهٔ جنگِ کنونی؛ نباید فراموش کرد. جمعیّتِ کنونیِ قطر اندکی بالاتر از ۳ میلیون نفر است که حدودِ ۲ و نیم میلیون نفرِ آنرا «کارگرانِ خارجی» (بخوانید بَرده هایِ پاکستانی و هندی و اندونزیایی و ....) تشکیل می دهند. لذا درآمدِ سرانهٔ قطر همچنان بسیار بالا است. حتّی سهمگین ترین حملاتِ رژیمِ شیعی به زیرساختهایِ قَطر؛ برایِ «اوباشانِ حاکم بر قطر» قابلِ تحمّل است. زیرا «سرنگونیِ رژیمِ شیعی»؛ به نوعی؛ «پایانِ نقشِ قطر» و چه بسا «مَرگِ قَطر» در معادلاتِ خاورمیانه و «اقتصادِ نفتیِ جهان» به حساب می آید. لذا از اینکه قطر زیرِ حملاتِ رژیمِ شیعی قرار گرفته است؛ نتایجِ «استراتژیک» استخراج نکنید. «قطر» برایِ خروج از بحرانِ پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ میخواهد خود را «مظلوم» جا بزند.
    «قطر» همچنان اِمروز و در آینده نیز یک «حاکمیّتِ دُشمن» برایِ «ایران» به شمار می آید.

    پاسخ دادنحذف
  18. درود کژدم.
    امروز شاهزاده طبق فرمانی یک کمیتهٔ حقیقت‌یاب با حضور توابع ۵۷ی تشکیل داد (خانم عبادی، آقایان مصداقی و الیان و بانو بهمنی). من نمی‌دونم واقعاً با این افراد میشه دربارهٔ تقبیح بی‌عدالتی، شکنجه و سرکوب جمهوری اسلامی پیام داد؟!

    آیا این مقدمه‌ای برای آبِ توبه ریختن بر سر یک عده در فردای آزادیه؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      با پُرسشی که فرموده اید؛ متأسّفانه شما فرقِ میانِ «مَقامِ شاهزاده رضا پهلوی» و «مَقامِ کژدمِ وبلاگ نویس» و «مَقامِ کسانی که عزیزانشان توسّطِ رژیمِ شیعی سَلّاخی شده اند» را «یک کاسه» کرده اید.
      «شاهزاده رضا پهلوی»؛ باید «کالایی» را «تهیّه و آرایش و بسته بندی» کُنَد که «جامعهٔ کنونیِ بین المللیِ غربی»؛ بتواند از «طَعم و شِکل و بسته بندیِ آن» خُرسند شود.
      من(کژدم) در چنان مَقامی نیستم. آن «پِدَران و مادران و خواهران و برادَرانِ داغ دیده» نیز در مَقامی دیگر هستند.
      لذا پیشنهادِ من(کژدم) این است که:
      برایِ «گذارِ فیزیکی» از رژیمِ کثیفِ شیعی؛ رهبریِ «شاهزاده رضا پهلوی» را بپذیرید و سکوت کنید.
      پس از «گذارِ فیزیکی» از رژیمِ شیعی؛ مسیرِ «گفتمان» تغییر پیدا خواهد کرد.
      اگر به «دفترچهٔ گذارِ نُسخهٔ نخست» نگاه کنید؛ این دوران تقریباً ۱۸۰ روزه (۶ ماهه) است. در نُسخهٔ جدید سُخن از «۳ سال» است.
      در مقطعِ کنونی هرگونه بهانه ای برایِ دور شُدن از پَذیرِ شِ «رهبریِ شاهزاده رضا پهلوی»؛ مخلوطی از «حماقت و خیانت» است.

      گَر صبر کنید.... زِ غوره؛ حلواها خواهیم ساخت.
      «امروز فقط «یک روز» است .....
      امّا «فرداها»..... بسیارند.

      حذف
  19. اگر به «خبرها» نگاه کنید؛ رژیمِ شیعی میخواهد با بِراه اندختنِ «جنگِ نفت»؛ ترامپ و آقایِ ناتانیاهو را به تَن دادن به «پایانِ جنگ برایِ همیشه» وادار کند. (همانگونه که شَمخانی گفته بود:«یک بارِ دیگر جنگ می شود و پس از آن دیگر جنگ نمی شود»).
    امّا «استراتژیستهایِ رژیمِ شیعی»؛ گُنجانیدنِ استراتژیِ اسرائیل در «جنگِ ۶ روزه» را فراموش کرده اند و حتّی فِکرَش را نیز نمی کنند که آن «استراتژی» به صورتی «بِه روز شده» در رابطه با همین جنگِ کنونی تکرار شَود. به همین خاطر؛ استراتژیِ رژیمِ شیعی؛ یک «استراتژیِ اَخته» است.

    پاسخ دادنحذف
  20. با سپاس از «ارتش اسرائیل»؛ مانُورِ مشترکِ مردمِ ایران و ارتشِ اسرائیل؛ از دیشَب آغاز شد و ۱۰۰ ها نفر از اوباشانِ رژیمِ شیعی به دَرَک واصل شدند. «چهار شنبه سوریِ سُرخ و خونینِ امسال» همچنان ادامه دارد و اینچنین به دیدارِ سالِ نو خواهیم رفت و در مراسمِ «سیزده بِه دَر سالِ آینده» بخشِ بزرگی از «نحوسَتِ تشیّع شنیعه» از سرزمینِ ایران؛ «بِه دَر» خواهد شد.
    سرفراز و پیروز باشید

    پاسخ دادنحذف
  21. اکنون باید منتظرِ «هدیهٔ نوروزی» به مردمِ دلاور ایران و خانواده های داغدیدهٔ «سَرو هایِ ایستاده» باشید.
    ۱۳ روز جشنهایِ نوروزی و باریدنِ آتش بر «ریشه ها تا برگهایِ شجرهٔ خبیثهٔ اسلام و شیعه گری».
    عَجَب نوروزی خواهیم داشت!!!!
    نوروزتان فرخنده و پیروز

    پاسخ دادنحذف
  22. در گزارشهایِ تاریخی که «خبر» خوانده می شوند. بخشهایی از عسلویه و پارسِ جنوبی «موردِ حمله قرار گرفته اند»(به این میگویند تاریخ. زیرا اتّفاق افتاده و به تاریخ پیوسته است. آینده را میتوان طرّاحی و مهندسی کرد. امّا تاریخ را نمی توان.).
    امّا اگر این «گزارشِ تاریخی» را خَبر بخوانیم و بدانیم. نشانگرِ یک «نقطهٔ عطف» میتواند باشد. امّا به شدّت به ضررِ رژیمِ شیعی است.
    رژیمِ شیعی تهدید کرده است که صنایعِ نفتیِ کشورهایِ همسایه را موشک باران خواهد کرد. امّا «جمجمه هایِ پُر از مدفوعِ شیعی» نمیتوانند بفهمند که اگر کشورهایِ همسایه؛ هنوز به صورتِ مستقیم واردِ جنگ با «رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران» نشده اند؛ به خاطرِ حفاظت از همین «دارایی ها» است و زمانی که این «دارایی ها» به «نَداری» تبدیل شوند؛ همهٔ شمشیرها از «رو بسته خواهند شد» و دیگر مانعی برایِ «بازدارندگیِ حملاتِ نظامیِ مستقیمِ همسایه ها» وجود نخواهد داشت.
    من(کژدم) از اینکه جنگ به فازِ «نابودی زیر ساختها» کشیده شود؛ از صمیمِ قلب؛ متأسّف هستم. امّا زمانی که واردِ «فازِ جنگ» می شویم؛ باید بدانیم و عمیقاً بفهمیم که: «جنگ؛ یعنی ویرانی و مرگ». «جنگ» باید «آخرین گزینه» برایِ «حلّ اختلافات» باشد. امّا رژیمِ کثیفِ شیعی که خود را بسیار «باهوش» میداند و «دیّوسهایِ فرزانه» را «رهبر» قرار میدهد؛ نمیتواند برایِ همیشه در «سایه بجنگد». زیرا درختها ریشه کَن می شوند و دیوارها و سقفها فرو می ریزند و «جنگ به روزهایِ روشن و داغ و سوزان» و بدونِ «سایه» می رسد.
    من(کژدم) ۱۰ ها بار؛ از «طرحِ انسداد» سخن گفتم. امّا همچنان نمی فَهمَم که چرا این طرح شنیده نمی شود؟

    پاسخ دادنحذف
  23. زمانی که دیگران؛ داستانِ «۵۷» را «اشتباه» می خواندند. من(کژدم) آنرا «خیانَتِ ملّی» نامیدم. این «خیانتِ ملّی» ۴۶ سال ادامه داشت و صندوقهایِ رأی دادن به «کیرِ خَر» و یا «کیرِ اسب»؛ همچنان گرم بود و ادامه داشت و فقط به «۵۷» ختم نمی شد و «رَوَندی مُمتَدّ» بود.
    اکنون آثارِ آن «خیانتِ ملّی ۴۶ ساله» را می بینید.
    بارها گفتم که: «داراییهایِ رژیم را به آتش بکشید». پاسُخ این بود که «اینها داراییهایِ ملّی» هستند.
    امّا اکنون «کارد به استخوان» رسیده است و همانهایی که سخنانِ من(کژدم) را به سُخره می گرفتند؛ چه بسا از «ویرانیِ زیرساختها» خوشحالند. امّا در این میان؛ فرقی بسیار مهمّ وجود دارد.
    «زمانی که شما به آتش می کشید؛.... تصمیم با شما است».
    امّا «زمانی که دیگران به آتش می کشند؛ .... تصمیم با آنها است».
    امیدوارم که بارِ دیگر؛ «عکسِ کسی را در ماه نبینید» و آیندهٔ ایران را باری دیگر و به شکلی دیگر؛ به «تباهی» نکشید.
    ورودِ موجودی به نامِ «شیرینِ عِبادی» به معادلهٔ «ساختنِ ایرانِ نوین»؛ را «نَعلِ وارونه» بدانید. اصلاً معلوم نیست که این موجود و یا «نرگس محمّدی» و «امام حسین اوباما»؛ تا به حالِ چه کاری کرده اند که شایستهٔ دریافتِ «جایزهٔ صلح نوبل» شده اند؟
    «جایزهٔ صلحِ نوبل» مانندِ «موسیقیِ نَسلِ ارواحِ سرگردان» (رَپ = Art of Fart) که موسیقی را به «گَند» کشیده است را «مُدِرن» ننامید بلکه «انحطاط» بنامید.

    پاسخ دادنحذف
  24. بارها گفته ام که «صادق هدایت» و «فروغ فرّخزاد»؛ نمادهایِ «انحطاط» بودند. امّا دیگران آثارِ آنها را «شاهکارهایِ ادبیّاتِ نوین» نامیدند.
    گفتند که «صادق هدایت یک ناسیونالیستِ نا اُمید» بود و «بوفِ کور» را نشانهٔ «نقدِ ساکنینِ ایرانِ شیعه مذهب» مینامیدند و آن «مغازهٔ خِنذر پِنذر فروشی» را نمادِ «خِنذر پِنذِ رِ فرهنگِ منحطّ اسلامی و شیعی» میدانستند.
    امّا راهی که ایشان (البتّه با شکّ و تردید) معرّفی کردند؛ «نا اُمیدی و خودکُشی» به جایِ «دُشمن کُشیِ مُداوِم» بود (ایشان گفتند که شاید راه برایِ من «صادق هدایت» تمام شده باشد؛ امّا برایِ شما تمام نشده باشد. = مانندِ من خودکُشی نکنید. = خودکُشی راهِ چاره برایِ همگان نیست). امّا همین موجودات؛ سایه هایِ کثیفِ «کافکا» و «کامو» را برفرهنگِ ظاهراً «مُدرنِ ایران» و اینکه «ایرانیانِ تازه بیدار شده» چگونه باید بیندیشند؛ گُستردند. من از آنها متنفّر نیستم. از «احمدِ شاملو» نیز متنفّر نیستم. امّا در آنها چیزی به نامِ «زندگی و جوشِش ندیدم و نمی بینم»؛ آنها مردان و زنانی از جِنسِ «طاهرهٔ همیشه قُرةالعین» و «ژاندارک» و «ناپلئون» نبودند..... بلکه «واداده ها» بودند و به همان دلیل به «بُت» تبدیل شدند. به همان گونه که تصویرِ «دیّوس بنیانگذار»؛ در «ماه» دیده شد. زیرا همه منتظرِ «سُفرهٔ گُستردهٔ ابیلفض هستند تا خورشتِ قیمهٔ نَذری بخورند.»
    نتیجه اینکه:
    «همهٔ خورِشتهایِ نَذری را به مُستراح بریزید».

    در اینجا میخواهم جمله ای از (گُهر بار «نیمچه») را تکرار کُنم که توصیفِ «خودش» بود:
    (مُرغوا جانی که به «واپَس» می نگرد و آیندهٔ ۲ هزار سالِ شما را می بیند.)
    «گُهر بار نیچه»؛ «دیوانه» شد....... امّا «مُنحطّ» نشد.
    این است فرقِ «انسان» و «انسان سان».
    نقطه.... پایانِ خطّ.

    پاسخ دادنحذف
  25. بالاخره؛ «مجید محمّدی» (استادِ بلاهت)؛ ذاتِ واقعی خود را نشان داد.
    هر زمان که بینندگانَش از او پُرسیدند که: «چکار باید کرد؟»؛ این «اوباش فوکُلی» پاسخَش این بود که: «من فعّالِ سیاسی نیستم. فقط یک تحلیلگر هستم». تحلیلهایش نیز فقط «گزارشِ روزانهٔ اخبارِ ۱۰۰ بار جویده شده توسّط خبرگزاریها بودند.» و خودش را در پُشت این «تکرارِ گزارشها» پنهان می نمود. امّا اکنون احساس میکُند که کار دارد به جاهایِ باریک می کِشَد. لذا از زیرِ «پردهٔ کُس شعربافی هایِ عامّه پسند» بیرون آمده و فعّال سیاسی شده است و رهنمودَش این است که:
    «آخوندها را نکُشید»..... به «دادگاه بسپارید» تا «شیرین عبادیِ لاتایلات باف» با «سفسطه بافی» همهٔ شان را «سفید شویی کُند» و پس از آن مردمِ ایران؛ «کار بکنند» و «مالیات بدهند» و به جای استفاده از این «ثروتِ ملّی» در جهتِ ساختنِ «ایرانِ نوین»؛ بخشِ بزرگی از این درآمدها هزینهٔ «نگهداری از این جنایتکاران» شود.

    https://www.youtube.com/watch?v=y9vUewyZSms

    «مراد ویسی»؛ گامی بزرگتر بر می دارد و حتّی از پاسخ دادن به پُرسشِ یکی از بینندگانَش در رابطه با: ویران نمودن و یا نگاهداشتنِ «مَقعدِ دیّوس بنیانگذار»؛ طفره می رَوَد و در رابطه با «مقعَدِ مطهّرِ رضا اسهال و استفراغیِ شفا دهند» به «لاتایلات» پناه می برد و میگوید که «همهٔ اعضایِ خاندانِ پهلوی»؛ یا «نامِشان رضا است» و یا نامی ترکیبی دارند که در آن «رضا» وجود دارد.
    وقتی میگویم: «کُس شعربافی؛ نیازی به سواد و دَرک و فَهم ندارد»؛ باید متوجّهِ بازیهایِ این «شارلاتانها» باشید.

    پاسخ دادنحذف
  26. از امروز؛ تا ۵ هفتهٔ دیگر به؛ دَرهَم شکسته شدنِ کاملِ نیروهایِ نظامی رژیمِ شیعی زمان باقی مانده است.
    از همین امروز باید با تمامی وجود تلاش کنید که برای آن روزها آماده شوید.
    مسلّح و منسجم؛ برایِ آخرین نبرد. تسخیرِ مسلّحانهٔ پُشتِ بامها به همان اندازهٔ فَتحِ نظامیِ خیابانها اهمیّت دارد.
    بدونِ سِلاح به خیابانها نَریزید.
    در نَبَرد؛ شیرینی پخش نمیکنند. با زبانِ «اسلحه»؛ با طرفِ مقابل سُخن میگویند.

    پاسخ دادنحذف
  27. من(کژدم) به هیچ وَجه دوست ندارم که «روده درازی هایِ روزانه» راه انداخته و «رؤیا فروشی»هایِ هیجان انگیز تولیدِ نموده و «اُمیدهایِ کاذب»؛ بفروشم. بیشترِ سخنانِ من «تک جمله ای» و یا در یک «پاراگراف» و حدّ اکثر در یک مطلبِ کوتاه می گُنجند.
    آنچه که شما در «اخبار» میخوانید و یا می بینید؛ بخشهایی هستند که مجموعهٔ آنها یک «تصویرِ بزرگ» را می سازند. بقیّه اَش به عهدهٔ شما است که بتوانید آن تصویرِ بزرگ را بسازید و یا اینکه نتوانید.
    آنچه که من در روایتهایِ تصویری از حملاتِ نظامی میبینم؛ به خاطرِ نداشتنِ «اِشراف» به استراتژیِ اسرائیل و آمریکا در نبردهایِ کنونی ؛ نمیتوانند یک تصویرِ درست را بسازند. شما نیز باید به «اخبار» به چشمِ «جزئیّاتی» نگاه کنید که حتّی نمیدانید که چرا از نظرِ زمان بندی؛ «پَس» و «پیش» هستند و یا حتّی یک محلّ را چندین بار بمباران می کنند؟
    آنچه که من در این چند روز دیده ام؛ شرکتِ گُستردهٔ مردمِ ایران در «گِرا دادن» به ارتش اسرائیل در رابطه با «مراکزِ تجمّعِ اوباشانِ شیعی» و «نقل و انتقالات» آنها می باشد. این امر باعث می شود که نه تنها این اوباشان؛ ضرباتِ سنگین ببینند؛ بلکه به صورتی ادامه دار و «خسته کننده»؛ در حالِ «تغییرِ مکان» و فرار باشند. اگر این اَمر به مدّتِ یک ماه ادامه پیدا کُند؛ شاهدِ «ذِلّه» شدنِ این گروهها در سطحی گُسترده خواهیم بود. این «ذِلّه» شدن؛ نوعی «ناراحتی روانی» تولید می کند که در نهایت به «شکسته شدن از درون» و «وا دادَن» می انجامد. لذا آنچه که از «تعدادِ موشهایِ مُرده» مهمّ تر است؛ «روان پَریشیِ موشهایِ زنده» که در اثرِ دیدنِ «موشهایِ مُرده» و رسیدن به اینکه؛ «هیچ جایِ اَمنی وجود ندارد»؛ اتّفاق می افتد. این امر فقط «نا امیدی» نیست؛ بلکه «شکستن» است.
    بسیاری از آنهایی که همیشه در «یوتیوب» وِیلان و سرگردان هستند و برنامه هایِ «یوتیوبیِ هیجان انگیز» برایشان تولید می شود؛ اساساً خارج از دایرهٔ «دَرک و فَهم» هستند و فقط منتظرند که ببینند که آیا «ساندویچی که سفارش داده بودند؛ چه زمانی آماده می شود»؟ و باز هم بسیاری از آنها؛ زمانی که گفته شود؛ «ساندویچِ شما آماده است»؛ حتّی جُرأتِ رفتن برای گرفتنِ ساندویچشان را نیز ندارند. امّا در درونِ میهن؛ اگر فقط ۵٪ از مردم؛ که «تازه نفس» و «پُرشور» هستند؛ برایِ گرفتنِ ساندویچ؛ جدّی باشند؛ کارِ رژیم در کمتر از یک ماه؛ تمام خواهد شد. به این معنی که تمامیِ شیرازه هایِ «سازمانی» آنها دریده شده و نیروهایِ رژیمِ شیعی به «موجوداتی خسته؛ روان پریش؛ به ستوه آمده و فراری» تبدیل خواهند شد.
    از اینجا است که «فصلِ شکار» آغاز می شود. موجوداتی مانندِ «علی حسینِ قاضی زاده» و «مجید محمّدی = استادِ بلاهت» و «مرادِ وِیسی = کارشناسِ نظامیِ؟) میخواهند بدونِ ارائهٔ «دلایلِ مِیدانی»؛ مردم را از «شکار» باز دارند. این موجودات به مردم نمی گویند که با این «۴۰۰ هزارِ اَنگلِ صفوی» و ۱۰۰ ها هزار بسیجی و سپاهی و نیروهایِ سرکوب و «جنده کُماندوها» و .... چه باید کرد؟ آیا باید آنها را در زندانها؛ «زنده به گور» نمود و هزینه هایِ بسیار سنگینِ «زنده مانیِ» آنها در «گورستان = زندان» را پرداخت؟ و این پُرسش که: «که چه بشود؟» را بی پاسخ می گذارند و عواقبِ این «حاتم بخشی از کیسهٔ مردم» را از مردم پنهان میکنند.
    من(کژدم) فکر میکنم که بسیاری از اوباشانِ شیعی «خودکُشی» خواهند نمود و چه بسا «خانوادهٔ خود» را نیز به قتل برسانند که هَم خدمتی به خودشان و خانواده هایشان و نیز خدمتی برایِ «آیندهٔ ایران» است.
    اخباری که در رابطه با بستنِ مرزها از ترسِ «مهاجرتِ گروههایِ انبوه از ایرانیها»؛ می شنوید؛ مربوط به مردمِ ستمدیدهٔ ایران نیست؛ بلکه منظورشان؛ بستنِ مرزها به رویِ «اوباشانِ رژیمِ شیعی». تا این فرارِ دسته جمعی را به سویِ «عراق» هدایت کنند.

    پاسخ دادنحذف
  28. امّا ۲ مطلبِ مهمّ دیگر که این روزها در کانالهایِ یوتیوبِ توسّط احمقهایی مانندِ «احمق نادان» و «مراد ویسی = کارشناسِ اَرشدِ سیاسی و نظامی»؛ به خوردِ مردم داده میشوند:
    ۱- «احمقِ نادان» این داستانِ هیجان انگیز را که گویی در حالِ تماشای فیلمهایِ «چاک نوریس» است؛ تبلیغ می کند که «هلیکوپترهایِ آپاچی» باید بیایند و اوباشانِ بسیجی و سپاهی را دِرو کنند.
    این احمق نمی داند که برایِ استفاده از هلی کوپتر؛ باید «پایگاهِ نظامی» داشت. و گرنه هیچ هلی کوپتری از عرشهٔ «ناوِ هواپیما بَر» به تهران و تبریز و خراسان و اصفهان پرواز نخواهد کرد و نیاز به «پایگاهِ نظامیِ ثابت» دارد زیرا هلی کوپترها؛ پَرنده هایِ «دور پرواز» نیستند. اُلاغهایی که این مزخرفات را می شنوند و «خوشان خوشانِشان» میشود نیز؛ احمقهایی بیش نیستند. با این تفاوت که درجهٔ حماقتشان؛ بیشتر از «احمق نادان» است. نظراتِ «شِبه سیاسی» این موجود و «مُقلّدینَش» نیز در همان حدّ «خَر رنگ کُنی» است.
    ۲- تصوّری ساده انگارانه در رابطه با حرکتِ ۲ ناوگروهِ «آبی - خاکی» به سویِ خلیج فارس برایِ «گشودنِ تنگهٔ هرمز» و تسخیرِ«جزیرهٔ خارک» است. بدون اینکه توضیح داده شود که این ۲ ناوگروه؛ چگونه از تنگهٔ هرمز خواهند گذشت؟ تا بتوانند «جزیرهٔ خارک» را تصرّف کنند؟
    پاسخِ دُرست این است که پیش از ورودِ این ۲ ناوگروه به خلیجِ فارس؛ همهٔ جزایر و بندرهایِ مجاور باید «تسطیح» و «ایزوله» شوند و هیچ مقاومتِ جدّی و مهمّی در آنها وجود نداشته باشد.
    این ۲ ناوگروه؛ برایِ «تثبیتِ پیروزی»(باز شدنِ تنگهٔ هرمز) می آیند؛ وَ نَه برایِ «گشودنِ تنگهٔ هرمز». اگر نیروهایِ آمریکا می گویند که «حملاتِ شدیدی در پیش است»؛ منظورشان «تسطیح» و «ایزوله» کردن است. وظیفهٔ این «۲ ناوِ آبی - خاکی»؛ پس از تسطیح آغاز می شود و کارشان «پاکسازیِ منطقهٔ مأموریت» از عناصرِ رژیمِ شیعی است و در صورتِ نیاز با پیاده کردنِ نیرویِ زمینیِ محدود؛ ادامه می یابد.
    وضعیّتِ «تحلولها»ی آقای «حسین آقایی» نیز بهتر از اینها نیست. ایشان می آیند و تعدادی تئوریهایِ گوناگونِ نظامی را از رویِ مقاله ها و کتابها؛ «بلغور» می کنند. آیا تا به حال؛ هیچگونه «پیش بینیِ صحیحِ نظامی» از ایشان شنیده اید؟ و یا اینکه ایشان را «موجودی سرگردان در لایِ کتابها و مقاله ها» یافته اید؟

    پاسخ دادنحذف
  29. کژدم عزیز درود بر شما
    با سپاس از زحمات بی‌دریغتان برای سرزمین ایران سال نو را به شما و خانواده ی بزرگوارتان تبریک میگویم، فداکاری ها و تلاش های شما در طول این سالها و دانش گرانبهایتان که در اختیار فرزندان ایران قرار میدهید چراغ راه نسل های آینده کشورمان خواهند بود‌، به عنوان یکی از فرزندانتان این قول را به شما میدهم که دِین خودم را تا هر زمان که زنده ام به شما و برای ایران ادا خواهم کرد، امیدوارم در آینده کژدم های ایران زمین و دانش آموزان آیین شمنی چراغ های راه وطنمان باشند. پاینده و پیروز باشید

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      با اینکه امسال؛ نوروزمان؛ توسّط «شیعیانِ شنیعه»؛ «نوروزِ سوگوارانه» شد. امّا با دیدنِ پاشیده شدنِ خاکِ مرگ بر اوباشانِ رژیم؛ دلهایِ سوختهٔ خانواده هایِ مبارزانِ خفته در خون؛ اندکی آرام گرفت.
      نوروز را به شما و خانوادهٔ شما و همهٔ مبارزانِ راهِ رهایی از چنگالِ «اوباشانِ بنی هاشم پرست»؛ تبریک میگویم.
      سرفراز و پیروز باشید.
      کژدم

      حذف
  30. درود کژدم نوروز مبارک. یه سوال اسرائیل چرا صدا و سیما و تجمعات اوباش رژیم رو نمیزنه تا عرعر کردنشون قطع شه؟

    پاسخ دادنحذف
  31. درود بر شما.
    من نیز مانندِ شما نمیدانم.
    صدا و سیما ارزشی ندارند. امّا تجمّعات را باید بزنند.

    پاسخ دادنحذف
  32. روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش نُهُم)

    منتشر شد.

    پاسخ دادنحذف