از زمانِ دادنِ اُلتیماتمِ ۴۸ ساعتهٔ ترامپ؛ میتوان گفت که ایران در حالِ غلطیدن به سمتِ تبدیل شدن به «غزّه» است. این اُلتیماتوم یک ضربهٔ نظامی به رژیمِ شیعی نیست و اساساً ارزشِ نظامیِ تعیین کننده ای ندارد؛ بلکه شلّیک به آیندهٔ «ایرانِ نوین» است.
این «اُلتیماتوم»؛ رژیمِ شیعی را بسیار خوشحال می کند. زیرا بهانه ای برایِ «دلایلِ ضدّ آمریکایی بودنِ رژیمِ شیعی» فراهم نموده و رژیمِ شیعی خود را به عنوانِ «مبارزینِ نجاتِ ایران» و تنها گزینهٔ موجود مطرح خواهد نمود و همچنین در میانِ مردم؛ «دِل سَردی» ایجاد خواهد نمود. در مجموع؛ ترامپ موجودِ کثیفی است و من(کژدم) اهمیّتی نمیدهم که خیلی ها «قربان صدقه اَش» می روند؛ و دلایلِ خود را بارها گفته اَم؛ حال اگر «گوشها کَر هستند»؛ داستانِ دیگری است.
نمیدانم که کسانی در اسرائیل نیز این مطالب را میخوانند؟ و یا نَه؟ امّا اگر میخوانند؛ باید به رهبرانِ اسرائیل؛ بویژه آقایِ ناتانیاهو بگویند که اگر جلو؛ اندیشه هایِ کثیفِ ترامپ را نگیرند؛ در این رابطه شریکِ جُرم انگاشته خواهند شد.
من(کژدم)؛ ماه ها است که از «طرحِ انسداد» سخن میگویم.
این طرحِ کاملاً ارزشِ «نظامی» دارد و البتّه به طورِ موقّت در زندگیِ مردمِ ایران نیز تأثیرِ منفی خواهد داشت. امّا رژیمِ شیعی را به زانو در خواهد آورد.
من(کژدم)؛ با این امر که جزیرهٔ خارک را تصرّف کنند؛ هیچ مُشکلی ندارم. من با «تسطیحِ جزیرهٔ قِشم» هیچ مُشکلی ندارم. زیرا این ۲ جزیره اهدافِ نظامی هستند و نقشِ مهمّی در بسته و یا باز شدنِ تنگهٔ هرمز دارند.
در اینجا پیشنهادهای خود را به شرحِ زیر اعلام میکنم:
۱- مهمّ تر از هر چیزی؛اجرایِ سریعِ «طرحِ انسداد».
۲- بمبارانِ شهرکهایِ مسکونیِ اوباشانِ سپاه.
۳- بمبارانِ «حوزه هایِ تولیدِ انگل» در سرا سرِ ایران.
۴- بمبارانِ همهٔ تجمّعاتِ رژیمِ شیعی؛ از قبیلِ نماز جمعه ها و تشییع جنازه ها و هرگونه مراسمی که از طرفِ اوباشانِ رژیم برگزار می شوند. زیرا افرادِ شرکت کنند؛ همان بسیجیها و پاسدارها و سایر نهادهایِ سرکوب هستند که فقط با لباسِ شخصی در ایرن مراسم شرکت می کنند.
۵- بمبارانِ همهٔ «ذخایرِ سوخت» در سرا سرِ ایران.
۶- تسطیحِ جزیرهٔ قِشم و جزایرِ نزدیکِ آن؛ و برپاییِ «پایگاهِ نظامی» برایِ باز شدنِ تنگهٔ هُرمز و تثبیتِ آن.
۷- تسخیرِ جزیرهٔ خارک و مسدود کردنِ صادراتِ نفت از طرفِ رژیمِ شیعی.
آقایِ ناتانیاهو؛ باید حسابِ خودش را با خودش صاف کُند. که آیا میخواهند به مردمِ ایران کمک کنند تا رژیمِ شیعی را سرنگون نموده و یک «دوستِ پایدار» به نامِ «ایرانِ نوین» را در منطقه داشته باشند؟ یا اینکه: میخواهند ایران را به «غزّه» تبدیل کنند.
در اینجا به «مراد ویسی» و «علی حُسین قاضی زاده» و افراد و اشخاصِ دیگر در هر مقامی نیز هشدار می دهم که «سَرِشان» با «کونِشان»؛ بسکتبال بازی نکُند و کثافاتِ معدهٔ «اصلاح طلبانهٔ خود» را در لابلایِ «دلسوزی های مَرسوم» به جامعه تزریق نکنند.
«ایرانِ نوین»؛ با کثافاتِ معدهٔ اصلاح طلبانه؛ قابلِ ایجاد نیست.
کژدم

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر