از زمانِ دادنِ اُلتیماتمِ ۴۸ ساعتهٔ ترامپ؛ میتوان گفت که ایران در حالِ غلطیدن به سمتِ تبدیل شدن به «غزّه» است. این اُلتیماتوم یک ضربهٔ نظامی به رژیمِ شیعی نیست و اساساً ارزشِ نظامیِ تعیین کننده ای ندارد؛ بلکه شلّیک به آیندهٔ «ایرانِ نوین» است.
این «اُلتیماتوم»؛ رژیمِ شیعی را بسیار خوشحال می کند. زیرا بهانه ای برایِ «دلایلِ ضدّ آمریکایی بودنِ رژیمِ شیعی» فراهم نموده و رژیمِ شیعی خود را به عنوانِ «مبارزینِ نجاتِ ایران» و تنها گزینهٔ موجود مطرح خواهد نمود و همچنین در میانِ مردم؛ «دِل سَردی» ایجاد خواهد نمود. در مجموع؛ ترامپ موجودِ کثیفی است و من(کژدم) اهمیّتی نمیدهم که خیلی ها «قربان صدقه اَش» می روند؛ و دلایلِ خود را بارها گفته اَم؛ حال اگر «گوشها کَر هستند»؛ داستانِ دیگری است.
نمیدانم که کسانی در اسرائیل نیز این مطالب را میخوانند؟ و یا نَه؟ امّا اگر میخوانند؛ باید به رهبرانِ اسرائیل؛ بویژه آقایِ ناتانیاهو بگویند که اگر جلو؛ اندیشه هایِ کثیفِ ترامپ را نگیرند؛ در این رابطه شریکِ جُرم انگاشته خواهند شد.
من(کژدم)؛ ماه ها است که از «طرحِ انسداد» سخن میگویم.
این طرحِ کاملاً ارزشِ «نظامی» دارد و البتّه به طورِ موقّت در زندگیِ مردمِ ایران نیز تأثیرِ منفی خواهد داشت. امّا رژیمِ شیعی را به زانو در خواهد آورد.
من(کژدم)؛ با این امر که جزیرهٔ خارک را تصرّف کنند؛ هیچ مُشکلی ندارم. من با «تسطیحِ جزیرهٔ قِشم» هیچ مُشکلی ندارم. زیرا این ۲ جزیره اهدافِ نظامی هستند و نقشِ مهمّی در بسته و یا باز شدنِ تنگهٔ هرمز دارند.
در اینجا پیشنهادهای خود را به شرحِ زیر اعلام میکنم:
۱- مهمّ تر از هر چیزی؛اجرایِ سریعِ «طرحِ انسداد».
۲- بمبارانِ شهرکهایِ مسکونیِ اوباشانِ سپاه.
۳- بمبارانِ «حوزه هایِ تولیدِ انگل» در سرا سرِ ایران.
۴- بمبارانِ همهٔ تجمّعاتِ رژیمِ شیعی؛ از قبیلِ نماز جمعه ها و تشییع جنازه ها و هرگونه مراسمی که از طرفِ اوباشانِ رژیم برگزار می شوند. زیرا افرادِ شرکت کنند؛ همان بسیجیها و پاسدارها و سایر نهادهایِ سرکوب هستند که فقط با لباسِ شخصی در ایرن مراسم شرکت می کنند.
۵- بمبارانِ همهٔ «ذخایرِ سوخت» در سرا سرِ ایران.
۶- تسطیحِ جزیرهٔ قِشم و جزایرِ نزدیکِ آن؛ و برپاییِ «پایگاهِ نظامی» برایِ باز شدنِ تنگهٔ هُرمز و تثبیتِ آن.
۷- تسخیرِ جزیرهٔ خارک و مسدود کردنِ صادراتِ نفت از طرفِ رژیمِ شیعی.
آقایِ ناتانیاهو؛ باید حسابِ خودش را با خودش صاف کُند. که آیا میخواهند به مردمِ ایران کمک کنند تا رژیمِ شیعی را سرنگون نموده و یک «دوستِ پایدار» به نامِ «ایرانِ نوین» را در منطقه داشته باشند؟ یا اینکه: میخواهند ایران را به «غزّه» تبدیل کنند.
در اینجا به «مراد ویسی» و «علی حُسین قاضی زاده» و افراد و اشخاصِ دیگر در هر مقامی نیز هشدار می دهم که «سَرِشان» با «کونِشان»؛ بسکتبال بازی نکُند و کثافاتِ معدهٔ «اصلاح طلبانهٔ خود» را در لابلایِ «دلسوزی های مَرسوم» به جامعه تزریق نکنند.
«ایرانِ نوین»؛ با کثافاتِ معدهٔ اصلاح طلبانه؛ قابلِ ایجاد نیست.
کژدم

درود
پاسخ دادنحذفجمهوری اسلامی نشان داده است که تعدادی موشک دارد که میتونند با وجود تمام سامانه های دفاعی باز هم برای اسرائیل یا سایر کشورها بسیار خطرناک باشند، اما آنها را شلیک نمیکند به جز در مواقع خاص و سعی میکند که محل ذخیره و شلیک آنها را به هرنحوی که شده مخفی نگه دارد، سایر موشک ها هیچگاه با وجود چنینآرایش دفاع هوایی تهدید خاصی نیستند اما موشک های خرمشهر، سجیل و یا مشابه آنها بسیار خطرناکند و تعداد محدودی هم دارند، هدف شناسایی محل ذخیره، نحوه ی عملکرد و شناسایی نحوه ی مقابله با آنهاست، به نظر من هدف ترامپ یا نتانیاهو تخریب زیرساخت های ایران نیست بلکه تحریک جمهوری اسلامی برای شلیک این موشکها و شناسایی محل ذخیره ی آنهاست، من فکر میکنم هدف تکان های شدید به شیعه مسلک ها برای واکنش خارج از حالت تدافعیست، حمله به مخازن گاز یک هشدار به رژیم نبود که میتوانیم اما نمیخواهیم بزنیم اگر به مناطقی که حمله شده است توجه کنید انتخاب آنها بسیار دقیق و نقطه ای بوده است،اما رژیم را از حالت تدافعی خارج کرد و چنگ و دندان های پنهانش را بیرون کشید و به قطر و اسرائیل به نحوی حمله کرد که موثر باشد، و این همان کاری است که ترامپ و نتانیاهو میخواهند، سلاحی که میتواند موثر باشد را پیدا کنند.
درود
حذفاینکه رژیمِ شیعی؛ تعدادِ محدودی موشکهایِ «میان بُرد» دارد که «هاپر سونیک» هستند؛ درست است. به همین خاطر نیز به صورتِ بسیار محدود از آنها استفاده می کُند. امّا این موشکها به مفهومِ واقعی «نقطه زن» نیستند.
امّا نظرتان در رابطه با «ترامپ» را منطقی نمی دانم و آقای ناتانیاهو نیز چنین سخنی نگفته است. امّا یکی از وزرایِ کابینهٔ ایشان؛ سخنی بسیار تُندتر زده و گفته است که ایران را به چندین دههٔ پیش عقب خواهد راند. این سخنِ ایشان شاید برایِ ایران خوب باشد. زیرا به دورانِ «پیش از انقلاب» بر می گردیم. یعنی ایرانی با جمعیّتی بسیار کمتر؛ با تجربه ای عمیق از اسلام و شیعه گری.
ترامپ یک bullshit artist است و دَهانی بسیار گشاد دارد که نمیتواند آنرا کنترل کُند. در اواخرِ دورِ نخستِ ریاست جمهوری ترامپ؛ به مسئلهٔ «دهان گشادیِ ترامپ» پرداخته ام و پدیدهٔ تازه ای نیست.
حال همان ترامپ میگوید که «چراغِ معجزه» پیدا کرده است و با یک «رهبرِ واقعی در درونِ حکومتِ شیعی» که هیچکس نمیداند که کیست؟ در حالِ مذاکره است (احتمالاً این «چراغِ معجزه» در کُرهٔ مرّیخ تشریف دارد.).
عقب نشینیِ ترامپ از موضعِ تهدید به نابودیِ زیرساختهایِ ایران (شلّیک به ایرانِ آینده)؛ به ترفندی نیاز داشت که همانا یافتنِ «چراغِ معجزهٔ دروغین» است؛ که همین امروز «کَشف شُد».
اگر «جان بولتون» در تمامیِ عُمرَش یک حرفِ درست زده باشد؛ این جمله است:
«ترامپ هر کاری که انجام می دهد؛ فقط برایِ خودَش است؛ نَه برایِ آمریکا»
شخصیّتِ bullshit artist تقریباً مانندِ شخصیّتِ «چوپان دروغگو» است. امّا معروف شدن به bullshit artist؛ میتواند به یک «گُزینهٔ تاکتیکی» تبدیل شود. به این معنی که آنقدر «مزخرف» می بافی؛ تا در زمانی که «راست میگویی»؛ کسی ارزشی به گفته هایت قائل نَشود. استفاده از این تاکتیک؛ میتواند نیروهایِ دُشمن را در حالِ «آماده باش» نگاه داشته و خسته و فرسوده کُند. اگر این تاکتیک را با یک «هَدفِ دروغین» نیز همراه کنید. مشکلِ نیروهایِ دشمن چندین برابر می شود.
پاسخ دادنحذفدر آپریل سالِ ۲۰۱۷؛ ترامپ گفت که دستور داده است تا یک ناوگانِ ضربتِ دریایی را سویِ کُرهٔ شمالی گُسیل شود. نیروهایِ کُرهٔ شمالی و جنوبی به حالتِ آماده باش در آمدند و چین نیز مرزهایش با کُرهٔ شمالی را برایِ جلوگیری از ورودِ جنگ زده هایِ کرهٔ شمالی به چین؛ بست.
پس از چند روز مشخّص شد که این «ناو گروه» در حالِ رفتن به «استرالیا» بوده است.
این امر باعثِ یک آبرو ریزی شد و کاخِ سفید به سختی توانست تا قضیّه را «ماستمالی» کُند.
درود کژدم عزیز
پاسخ دادنحذفکژدم ارزیابی شما درمورد جنگ در این یک ماه چیست؟ آیا این عملیات همانطور که رهبران آمریکا و اسرائیل میگویند از نظر شما تاکنون موفق بوده است؟ اگر شما رهبران کشورهای چین و روسیه بودید از عملکرد آمریکا در این جنگ چه برداشتی داشتید؟
درود بر شما
حذفاگر منظورتان این است که آیا آمریکا و اسرائیل در این «یِک ماهِ گذشته» موفّق بوده اند؛ پاسخِ «کژدم» این است که: آری موفّق بوده اند.
امّا اگر مرا در مَقامِ «نادِرقُلی پوتین» بگذارید؛ من «اوباشانِ حاکم بر کِرِملین به رهبری پوتین را بسیار مُستأصل» می بینم و پوتین هنوز تصمیم نگرفته است که «چه گُهی باید بخورَد»؟
«ژی جین پینگ» نیز «گُه گیجه» گرفته است. برایِ اینکه «پاها یَش» را بیش از اندازه ای که «تائوئسم» به او اجازه می دهد؛ دِراز کرده است.
«ژی جین پینگ»؛ هنوز معنیِ «هارمونی» را نفهمیده است و تلاش می کُند تا ایدهٔ «نِئو نازیسمِ چشم بادامی» را به پیش بِبَرَد.
تمام سرکردگان این رژیم به درک رفتن تخم حروم خامنه ای هم یا مرده یا لاشه تکه پاره شدش رو تخت بیمارستان ه. واقعا عجیبه کی الان داره این حکومت رو میگردونه که هنوز سرنگون نشدن؟
پاسخ دادنحذفمتأسّفانه تصوّر شما از «سرنگونیِ رژيمِ شیعی»؛ اگر «کودکانه» نباشد؛ بسیار «رؤیایی» و «سینمایی» است. ساختنِ این رؤیاها توسّط موجوداتی مانندِ «مراد ویسی» و «علی حسین قاضی زاده» و «احمق نادان» و دار و دسته هایی مانندِ آنها صورت گرفته است. پادشاهی خواهان و گروههایی مانندِ «نوفدی» نیز در شکل گیری و تَعمیقِ این «رؤیا پردازی» به شدّت مقصّر هستند. حماقتِ مردم نیز بخشی مهمّ از این رؤیا را تحقّق می بخشد. زیرا دیدیم که عدّه ای آتش روشن کرده و در محیطِ آن می رقصیدند و اُلاغی به نامِ «مراد ویسی» در تفسیرِ آن رقص ها گفت: «چقدر مردم خوشحال بودند..... خیلی روحیه داشتند.... خیلی خوشحال بودند».
حذفتصوّر کنید که «سربازان» در جبههٔ جنگ؛ «آتش روشن کنند» و برقصند. نتیجه اَش این می شود که چندین «خمپاره» و «کاتیوشا» به جمعِ «رقصِ دراویش» شلّیک می شود و «رقص و خوشحالیِ دَرویشانه» به «سوگ» تبدیل می شود. امّا گاوها و اُلاغهایی مانندِ «نوفِدی ها» و «مراد ویسی ها» و «علی حسینِ قاضی زاده» ؛ چیزی کَم نمی آورند و به «نوحه خوانیهایِ تفسیری و تحلولی» ادامه می دهند.
فکر میکنم که شما نیز یکی از «فارغ التّحصیل هایِ» اینگونه مدارِسِ «خَر رَنگ کُنی» هستید.
در همین روزهایِ گذشته؛ یکی از بینندگانِ «مراد ویسی» از او پرسیده بود: «شما می گفتید که رژیم در ۲ هفته شکست می خورد؛ پس چه شد؟»(نقل به معنی). «مراد ویسی» با کمالِ «پُر رویی» در حالی که پُرسشهایِ بَعدی را میخواند و سَرَش پایین بود پاسخ داد: (تصوّر من این بود؛ امّا حالا خودشان «یعنی آمریکاییها و اسرائیلی ها» میگویند که چند هفته طول می کشد..... من هم میگویم که چند هفته طول می کِشد.)
حذفمن(کژدم) به اینگونه یاوه سراییها میگویم: «دروغ و رؤیا فروشیِ بی شرمانه؛ بدون پذیرفتنِ مسئولیّت».
پیش از آنکه جنگِ کنونی آغاز شود؛ در بخشِ نظراتِ یکی از نوشتارها؛ از من(کژدم) پرسیده شد که شکستِ نظامیِ رژیم در صورتِ حملهٔ نظامی چقدر طول می کِشد؟ پاسخ من این بود: «۲ ماه».
امّا «شکستِ نظامیِ رژیم» به معنیِ «سرنگونیِ رژیم» نیست.
بگذارید مثالهایی بزنم تا شاید «روشنگر» باشند.
۱- شکستنِ «هویج» را دیده اید. اندکی خَم می شود و سپس با صدایی ویژه؛ کاملاً می شکند. فولادهایِ بسیار سخت نیز همینگونه می شکنند. خیار نیز به همین گونه می شکند.
۲- امّا شکستنِ یک «شاخهٔ درخت»؛ اینگونه نیست. زیرا از «اَلیاف» تشکیل شده است.
شاخهٔ درخت می شکند؛ امّا مانندِ هویج ۲ تکّه نمی شود. بلکه بخشهایی از اَلیاف همچنان باقی می مانند و نمی گذارند که آن شاخه به ۲ قطعهٔ جدا از هم تبدیل گردد.
وظیفهٔ قطع کردنِ آن الیافِ باقیمانده؛ به عُهدهٔ مردم است.
رژیمِ شیعی در برابرِ آمریکا و اسرائیل؛ شکستِ نظامی خواهد خورد. یعنی دیگر نخواهد توانست موشک شلّیک کُند؛ پهپاد بفرستد و .....
لذا در رابطه با همسایه ها و اسرائیل؛ تبدیل به «ماست» خواهد شد. امّا در «درونِ میهن» همچنان دَستِ برتر را خواهد داشت. مگر آنکه به طورِ کامل تسلیم شده و نَفَراتش به صورتِ «اسیرِ جنگی» در اردوگاههایِ «اسیرانِ جنگی» نگهداری شوند و دادگاهی مانندِ «دادگاهِ نورنبرگ» برایشان تشکیل شود.
امّا اگر پیش از شکستِ نظامی؛ «۱۲ فرمانِ ترامپ» را بپذیرند؛ داستان عوض خواهد شد.
من بارها گفته ام که «شاهزاده رضا پهلوی» باید در تیمِ خود؛ تجدیدِ نظر کُند. آنچه که این تیم به عنوانِ «گاردِ جاویدان» معرّفی کرده است؛ فقط یک کاسهٔ «ماست» است و میتواند کارهایِ بسیار ساده که نیازی به آموزش نیز ندارد(مانندِ شناسایی مراکزِ تجمّع نیروهایِ رژیمِ شیعی و گِرا دادن) انجام دهد. امّا نمیتواند آن «الیافِ باقیماندهٔ سخت و مسلّح» را از بین بِبَرَد.
من(کژدم)؛ رؤیا فروش نیستم و به همین دلیل به شدّت «سانسور» می شوم.
کژدم عزیز بابت موضوع خارج از چهارچوب و شرایط حال حاضر عذر خواهی میکنم اگر مناسب نمیدانید منتشر نکنید، سوالی که داشتم این است که در ایران و در جهان بخش بزرگی از باور به دیگرسو و شمن باوری، ( متوجه تعریف متفاوت شما از شمن و آیین شمنی هستم، قصد یکی دانستن این دو را ندارم صرفا برای درک عمیق تر نسبت به تفاوت باور شما و باور رایج این موضوع را مطرح میکنم) به صورتی که در دسترس عموم هست غالبا از این مسیر میگذرند،آشنایی با ماشروم یا قارچ جادویی و سپس آشنایی با آموزه های کاستاندا و دون خوان و عمیق تر شدن مسیر،میخواستم نظر شما را درخصوص ماشروم و مصرف اینگونه گیاهان و اهمیت آنها در این مسیر بدانم و اینکه با آموزه های کاستاندا و شخص دون خوان موافق هستید و آنها را پیشنهاد میکنید؟ من با اینکه سالهاست با شما آشنا هستم و بسیار به دیگرسو اشاره کرده اید اما به جز یکبار آنهم در پاسخ به سوال یکی از خوانندگان هیچگاه کاستاندا را معرفی نکرده اید، حتی کتاب های هرمان هسه را معرفی کرده اید برای آشنایی اولیه با آیین شمنی اما هیچگاه کاستاندا را به کسی معرفی نکرده اید آیا این موضوع دلیل خاصی دارد ؟
پاسخ دادنحذففکر میکنم که پُرسشِ شما؛ نه تنها خارج از مبحث است؛ بلکه نشان می دهد که نوشتارهایِ مَرا در رابطه با آنچه که در کتابهای گوناگون؛ «آیینِ شمنی» نامیده شده است را مطالعه نکرده اید.
حذفبارها در آن دوران همین پُرسشهای شما را مطرح میکردند و پاسخ داده ام. امّا یکبارِ دیگر پاسخ می دهم:
۱- «مدیتیشن» نیاز به موادّ «روان گردان» ندارد. «مدیتیشن» به گره زدنِ پاها (مانندِ مجسّمه هایِ بودا) نیازی ندارد.
۲- برایِ شناختنِ درونِ خویش (Inner Being) نیاز به مِدیتیشنِ عمیق دارید . امّا نیازی به ابزار ندارید. زیرا رابطهٔ شما با درونِ خویش یک رابطهٔ «بی واسطه» است. امّا برایِ شناختنِ دنیایِ بیرون؛ هم نیاز به «ابزار» دارید و نیز به «مِدیتیشن» نیاز دارید. این شناخت از جنسِ بافتنی و فلسفی نیست. بلکه نوعی از «دیدن» است. اساساً «شمن» یعنی «بیننده» (Seer).
مسیرِ «دیدن» را نیز توضیح داده ام:
الف: نگاه کردن.
ب: تماشا کردن.
پ: مدیتیشن در بارهٔ آنچه که در بازهٔ زمانیِ «تماشا»؛ گُلچین کرده اید.
ت: نتیجهٔ مرحلهٔ «پ»؛ همان «دیدن» است و چه بسا برایِ «دیدنِ روشن تَر»؛ به «تماشاها» و «مِدیتیشنهایِ عمیق تر» نیاز داشته باشید.
۳- کارلوس کاستاندا؛ رؤیاهایِ تحتِ تأثیرِ موادّ روان گردان را به دیدنِ «دیگر سو» تعبیر می کرد. برخی مسائل را نیز که خودش تجربه نکرده بود؛ امّا دیگران تجربه کرده و در بارهٔ تجربیّاتِ خودشان نوشته بودند را مطالعه نموده و به آنها «شاخ و برگ» (تعبیر و تفسیر = بافتنی ها) داده بود. به همین دلیل من؛ «کارلوس کاستاندا» را یک منبَعِ سالم نمی دانم.
آنچه که اکنون در رابطه با «شَمَن بازی» می بینید؛ یک «بیزینِسِ بزرگ» است. «موادِ روان گردان» می فروشند؛ برنامه هایِ یوتیوبی می سازند؛ وبسایتهایِ گوناگون طرّاحی کرده و کتاب میفروشند و به طورِ خلاصه یک بازارِ بزرگِ «خَر رنگ کُنی» است.(کسی می گفت که یک لیوان «آیاهوسکا» را در برزیل ۵۰۰ دلار می فروشند).
بیش از این نمیتوانم به شما کُمک کنم.
اگر به نوشتارهایِ من(کژدم) در رابطه با سرنگونیِ رژیمِ شیعی توجّه کرده باشید؛ در سالِ ۲۰۲۳ گفتم که «در سالِ ۲۰۲۴؛ فارغ از اینکه چه کسی در آمریکا بر سرِ کار بیاید؛ روندِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی آغاز می شود».
پاسخ دادنحذفدر رابطه با «شکستِ نظامیِ رژیمِ شیعی» نیز نظرم این بود که این جنگ؛ ۲ ماه طول خواهد کشید. امّا هیچ رابطه ای میانِ «شکستِ نظامی رژیم» و «سرنگونیِ رژیم» را معرّفی نکرده اَم. زیرا در میانِ مردم هیچگونه آمادگیِ مِیدانی برایِ سرنگونیِ رژیم را نمی بینم.
در رابطه با اینکه گفته می شود: «پس از شکستِ رژیم؛ فراخوان داده خواهد شد و بریزید بیرون و کار را تمام کنید»؛ اصلاً خوشبین نیستم و این گفتمان را «رؤیا فروشی» میدانم.
«احمقِ نادان» از این هم فراتَر رفته و نیروهایِ ارتش اسرائیل را سوارِ هلیکوپترهایِ آپاچی نموده و با «قِر و اطوارهایِ ویژهٔ خودش»؛ نیروهایِ رژیمِ شیعی را قلع و قَمع می کُند.
به نظرِ من؛ فرهنگِ حاکمِ کنونی بر مردم این است که از «آمریکا و اسرائیل» میخواهند که: «حالا که تا اینجا آمده اید؛ بقیّه اَش را نیز خودتان تمام کنید».
موجوداتِ مُخبّطی مانندِ «مجید محمّدی = اُستادِ بلاهت» و «علی حسینِ قاضی زاده» و «مرادِ ویسی» نیز میگویند که «خدایِ نکرده؛ پاسدارها و بسیجیها و انگلهای عمّامه به سر را نکُشید» و بگذارید که «شیرینِ عبادی = فعّال دفاع از حقوقِ جنایتکاران»؛ بیاید و جنایاتِ آنها را ماست مالی کُند.
به احتمالِ بسیار قوی؛ نظرِ «فوکولی هایِ نوفِدی» نیز همین است.
آیا حالا میتوانید بفهمید که چرا ترامپ به هیچ وجه خوشبین نیست؟ زیرا می داند که با «ماستِ جاویدان» نمیتوان رژیمِ شیعی را سرنگون کرد.
«شاهزاده رضا پهلوی» در آخرین بیانیّهٔ خود؛ (پس از مزخرفاتی که ترامپ در رابطه با «مذاکرات» مطرح نمود) گفتند که «مردم ایران به چیزی کمتر از سرنگونیِ رژیم رضایت نمی دهند». دیدید که خیلی ها؛ آه از نهادشان برآمد و تفسیر فرمودند که: سخنانِ شاهزاده بسیار محکم و رادیکال بود.
پاسخ دادنحذفمن(کژدم) اگر در جایی که ترامپ نشسته است؛ می نشستم؛ از وزیر امور خارجه و یا دفترِ روابط عمومی کاخِ سفید می خواستم که «شاهزاده» را برای دیدار با «من = ترامپ» به کاخِ سفید دعوت کنید.
پس از خوش و بِشهای معمول از شاهزاده می پرسیدم که:
- شنیده ام که شما تشکیلاتی به نامِ «گارد جاویدان» دارید؛ این درست است؟
- بله درست است و «من = شاهزاده» فرمانده «گارد جاویدان» هستم.
- آیا میتوانید ۱۰ هزار نفر از نیروهایِ «گارد جاویدان» را به ما معرّفی کنید تا به مدّت ۳ ماه «آموزشهایِ فشردهٔ رَزمی» ببینند و به جای نیروهایِ آمریکایی به جبههٔ نبرد اعزام شوند و تحتِ پُشتیبانیِ هوایی و زمینیِ ارتش آمریکا؛ برای «سرنگونیِ رژیمِ شیعی» بجنگند؟
حال؛ «من = کژدم» از شما می پُرسم که: فکر میکنید که «پاسخِ عَمَلی و مِیدانیِ شاهزاده» به این «خواستهٔ درستِ ترامپ» چه می بود؟
به کژدم پاسخ ندهید؛ به «خودتان» پاسخ بدهید و با «خودتان»؛ «رو راست» باشید.
از همین امروز؛ تصمیم گرفته اَم که تا ۱۵ روزِ دیگر؛ هیچ سُخنی؛«مُثبت و یا منفی» نَزَنم.
پاسخ دادنحذفاین «شما» و این هَم؛ «شاهزاده» و «نوفدی» و «ترامپ».
تا ۱۵ روز:
حذفتعطیل
نمیدانم که که تا چه حدّ «سیاسی» هستید؟ زیرا «سیاسی بودن»؛ مانندِ «پوشیدنِ تی-شرت و شلوارک و مینی ژوپ» نیست. بلکه نیازها و «پیش نیازهایِ زیادی» می طَلَبَد.
پاسخ دادنحذفبه این بخشِ کوتاه از یک گفتگویِ چند دقیقه ای گوش دهید.
https://www.youtube.com/watch?v=HgXLmPvu28Q
من(کژدم) با بخشی از نظراتِ آقایِ ژنرال «Jim Mattis» موافق نیستم. امّا ما با مُشکلی «خارجی» بسیار بدتَر از «اوباما» روبرو هستیم. و آن مشکل .... «ترامپ» است. امّا در واقع مُشکلِ استراتژیک؛ وجودِ سیستمِ «پارتی کراسی» در آمریکا است. کشوری که در آن؛ هر «اُلاغی» می تواند تغییراتِ عمیقی بوجود بیاوَرَد که دیگران باید «بَهایِ آنرا» بپردازند.
امّا این ویدیویِ کوتاه می تواند؛ اندکی «نَمَکِ فهمیدن» را بر رویِ «آرزوهایِ تبلیغ شدهٔ شِبهِ سیاسیِ شما» بریزد.
اینکه می بینید؛ پس از ۲۲ روز؛ «پیت هِگسِت» تصمیم می گیرد که ۲ رزم ناوِ آبی خاکی را به منطقه بفرستد؛ نشانهٔ «هوش» نیست. بلکه نشانهٔ «حماقتِ فرماندِهِ اصلی»(ترامپ) است.
پاسخ دادنحذف«سان زو» (اُستاد سان) میگوید:
کسی که در میانهٔ جنگ به دُنبالِ پیروزی بِگردد؛ پیروز نخواهد شد.
امّا آیا این جملهٔ طلایی در رابطه با «ترامپِ احمق» صِدق می کُند؟
شاید آری؛ و شاید «نَه»!!؟؟
«شاید آری»؛ به این خاطر که داستان چنان «کِش و قوس» پیدا میکند تا در «انتخاباتِ پیشِ رو»؛ کونَش پاره شود.
«شاید نَه»؛ به این خاطر که «جیبَش» بسیار پُر پول است و میتواند «ریسک» کُنَد.
کژدم میگویَد: دَر پذیرفتنِ ریسکهایِ غیرِ ضروری و اتلافِ وَقت (کِش و قوس)؛ هیچ نشانه ای از «ترامپِ باهوش» دیده نمی شود.
ترامپ به خاطرِ حماقت هایش به «روز مرّگی» دچار شده است.
امّا آقایِ ناتانیاهو؛ هر چقدر هَم که مخالفِ ایده هایِ «ترامپِ احمق» باشد؛ مجبور است که در «میانه» بازی کُند؛ و این «یِک هُنر است».
من(کژدم)؛ چنین هنرمندی مانندِ آقایِ ناتانیاهو در جهانِ کنونی را سراغ ندارم.
مردمِ اسرائیل باید آقایِ ناتانیاهو را همان «مشیخا»یِ موعود بدانند.
من(کژدم) باید در همین لحظه و همین امروز؛ باید اعلام کنم که اگر «مراد ویسی = تکرار گویِ اصلاح طلب» و «علی حسین قاضی زاده» و «مجید محمّدی= استادِ بلاهت»؛ به مزخرفاتِ «دفاعِ پنهان» از رژیمِ کثیفِ شیعی ادامه دهند؛ آنها را نه به عنوانِ کسانی که «اشتباه می کنند»؛ بلکه به عنوانِ «خائنینی در حدِّ علی افشاری و سازگارا» خواهم دانست و هیچ «بَخشِشی» در کار نخواهد بود.
پاسخ دادنحذف«خائن» کسی نیست که «رو دَر رو» با شما می جنگَد؛ بلکه کسی است که در «میانِ شما»؛ بر«علیهِ شما» می جنگد.
این اشخاص که حتّی فرقِ «سنگر» و «مانع» را نیز نمی دانند؛ اکنون «اُستادِ جنگهایِ خیابانی» شده اند.
پاسخ دادنحذف«سنگر درست کنید.... وقتی دیدید نیروهایِ سرکوب می آیند؛ فرار کنید»... امّا این «اُلاغ» نمی گوید که وقتی دُشمن یک «سنگرِ آماده» را فتح می کند؛ آنرا به «سنگرِ خودش» تبدیل می کند.
این اُلاغها طوری تبلیغ میکنند که:
( وقتی که دیدید؛ دیگر چیزی به نامِ پُستهایِ «ایست بازرسی» بر چیده شده اند؛ و با «فراخوان» بریزید به خیابانها.)
این اُلاغها نمی فهمند؛ اگر پُستهایِ «ایست بازرسی»؛ حتّی در درونِ «تونِلها» و زیرِ «پُلها» برایِ نیروهایِ رژیمِ شیعی نا امن شد؛ از درونِ «خانه ها»؛ «مراکزِ اداری»؛ «ساختمانهایِ تجاری» به مردم شلّیک خواهند کرد و مطمئن هستم که در سطح گُسترده ای از درونِ خانه هایِ «مردمِ عادی» و چه بسا «خانه هایِ مخالفینِ رژیم» به سویِ مردم شلّیک خواهند کرد.
لذا خانواده ها باید در آن روزها به شدّت مواظب باشند تا نگذارند «خانه هایِ آنها» تبدیل به «سنگرِ دشمنانِ مردم» شوند. لذا باید از همین «اکنون» در فکر تهیّهٔ «تدارکاتِ دفاعی» در «بیرونِ خانه ها» و «درونِ خانه ها» و همچنین بیرون و درونِ اداره ها و مراکزِ تجاری باشند.
اگر امروز از بیمارستانها؛ مدارس؛ باشگاههایِ ورزش به عنوانِ پناهگاه و سنگر استفاده می کنند؛ در فرداها؛ سنگرهایِ آنها «خانه هایِ مردم» و «اداره ها» و «مراکزِ تجاری» خواهند بود.
تا میتوانید «مسلّح» شوید. بدونِ داشتنِ «اسلحه»؛ فریبِ هیچ فراخوانی را نخورید. زیرا فراخوان برای «تظاهراتِ خیابانی = وِلگردی در خیابان» نیست و اگر چنین فراخوانی داده شود؛ احمقانه است.
فراخوان باید برای «تسخیرِ مراکز حکومتی» باشد و چنین امری بدونِ داشتنِ سلاح میسّر نخواهد شد.
پاسخ دادن به فراخوان؛ مستلزمِ «هماهنگیِ گسترده» میانِ مردم است و هر «یک نفر» باید برایِ خود وظیفه ای تعریف و تعیین کُنَد. بدون دادنِ «رهنمود» برای ایجادِ این «هماهنگی» و چه بسا «تمرینِ هماهنگی»؛ فراخوان دادن یک اشتباهِ بزرگ خواهد بود و اگر منجر به کشتار ۱۰ ها هزار نفری از مردم شود؛ بخشودنی نیست.
«یا مَکُن با پیل بانان دوستی؛ یا بنا کُن خانه ای در خوردِ پیل».
یکی از خوانندگان؛ که نظرِ ایشان را میتوانید؛ در همین بخشِ نظرات مشاهده کنید؛ در رابطه با اینکه چرا من(کژدم)؛ «کارلوس کاستاندا» را معرّفی نمیکنم ؟ پرسیده بودند. پاسخِ ایشان را به صورتی «کُلّی» بیان کردم.
پاسخ دادنحذفامّا پُرسشِ ایشان؛ دریچه ای را باز کرد که نقشی بسیار مهمّ (البتّه از نظرِ من) در رابطه با اتّخاذِ «تصمیم های سیاسی» بازی می کُند.
در دنیایِ «شرق»؛ ما با ایدهٔ «بوشیدو» (بودیسمِ جنگاوران) که با «تائوئیسم» در هم تنیده است روبرو هستیم.
در دنیایِ «غرب»؛ ایده ای که به «Stoicism» معروف است و نخستین بنیانگذارِ آن «Zeno of Citium» میباشد «روبه رو» هستیم. این اندیشه بوسیلهٔ «امپراتور Marcus Aurelius» به صورتی «مِیدانی» موردِ بحث و بررَسی قرار گرفت.
اندیشمندانِ کنونی که متأسفانه بر اساسِ «مُدِل سازی» کار میکنند؛ تفاوتهایی را میانِ «Stoicism» و «Bushido» میبینند و «آیینِ شَمنی = تائوئیسم» را مبحثی جداگانه می انگارند (کِه نیست)؛ و رابطهٔ «Stoicism» و «Bushido» را که بخشی از «آیینِ شَمنی» هستند را نمی توانند بفهمند و این «۲ پدیده» را «موازی»؛ امّا با «خاستگاه هایی دیگر گونه» می انگارند.
در حالی که: بخشِ اجتماعیِ «آیینِ شَمَنی» تقریباً مجموعه ای از این ۲ اندیشه است.
مطالعهٔ «Stoicism» و «Bushido» که یکی از آنها ظاهراً به «ابزار» نیازی ندارد(Studying of Inner Being) و دیگری (Studying of Outer Being) به «ابزار» نیاز دارد؛ از نظرِ من «خِلطِ مبحث» است. زیرا در این رابطه «فلسفه بافی» شده است؛ و «فلسفه» یعنی «بافتنی».
امّا اینکه چرا به این «مبحث» باز گشتم؟ به خاطرِ «مِیلِ درونی» نبود. بلکه برایِ یاد آوریِ «نقطهٔ ملاقاتِ این ۲ اندیشهٔ شرقی و غربی» بود.
ما ایرانیان؛ در شرایطِ کنونی؛ نَه «Marcus Aurelius» داریم و نَه «Sun Tso». امّا تا دِلِتان بخواهد؛ «اُستادِ بلاهت» و «مراد ویسی» و « علی حُسین قاضی زاده» و .... داریم که در خاکریزهایِ گوناگون؛ مانندِ همدیگر حرف می زنند. امّا به به صورتِ احمقانه ای به همدیگر می تازند. زیرا میخواهند بگویند که «مَن نیز هستم». امّا اگر بخواهی تا ببینی که فرقشان چیست؟ هیچ فرقی ندارند و زمانی که کار به «مِیدان» می رسد؛ یا «لال» هستند و یا «کُس شعر باف».
چه فرقی میتوان میانِ «رَوشهایِ خوردنِ هویج» در یک «دستورِ پُخت و خوردن» پیدا کرد؟
من(کژدم) میگویم: از این موجوداتی که هیچ حرفی به جُز تکرارِ حرفهایِ همدیگر ندارند و همهٔ شان «یِک پُخ» هستند؛ پرهیز کنید.
مسئله به همین سادگی است که اگر شما «پادشاهی خواه» و یا «جمهوریخواه» هستید؛ راهِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی حتّی «همسان» نیست؛ بلکه «یکسان» است.
آیا شمایی که به عنوانِ «موجودی بیدار» و نَه «موجودی یخ زده در ایدئولوژی» به «رَوَندِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی» نگاه می کنید؛ راهی «دیگرگونه» را کشف کرده اید؟
یا این «راهِ دیگر گونه» را توضیح بدهید و یا «خَفه شوید».
و یا اینکه: لطفاً حدّ اقلّ «کِرمِ کون» نباشید.
اِمروز آخرین روزِ «ماهِ نخست» از شکستِ نظامیِ رژیمِ کثیفِ شیعی است.
پاسخ دادنحذفمردمِ ایران آمیخته ای از «بنی هاشمی ها» و «کیر لیس هایِ بنی هاشم» تشکیل شده اند. حتّی اگر می بینید که بسیاری از مردم «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر بسیجی و پاسدار» سَر می دهند؛ دلیلی بر جدا شدن از «کیرِ لیسیِ بنی هاشم» در آن نمی بینید؛ و این مایهٔ تاسّف است.
زیرا نمیتوان با «کیر لیسیِ بنی هاشم» زندگی کرد و اندیشه هایِ «نوین» تولید نمود. زیرا همهٔ «دین ها» و «فرقه ها» بر ۲ پایه استوارهستند.
۱- مقدّس سازی از «بنیانگذار».
۲- بازیهایِ آکروباتیک برایِ «تطهیرِ مقدّساتِ فرضی» از رفتارِ آنچه که «عُلمایِ دین» نامیده می شوند. در این رابطه است که «مسیحیّت این نیست که اینها میگویند» و «اسلام این نیست که اینگونه رفتار می کنند و کرده اند»؛ برایِ نگاه داشتنِ «ریشه در آب»؛ ظهور میکنَد. اینجا است که روسپی زاده هایی مانندِ «آخوند اَکبر نژاد» و «سروشِ دیّوس» ظهور پیدا می کنند.
اینها نقشِ «گُنبدِ آهنین» را بازی می کنند.
تا زمانی که «کیر لیسِ بنی هاشم» در ایران ریشه کَن نشده است و به ادامهٔ حیاتِ این «کیر لیسی» به عنوانِ «احترام به عقاید» نگریسته می شود .....
«ایران؛ شکوفا نخواهد شد».
روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش دَهُم)
پاسخ دادنحذفمنتشر شد.