۱۴۰۵ خرداد ۲۲, جمعه

سُخَنی با مردم اسرائیل

 اکنون به سویِ انتخابات پیش می رَوید. اسرائیل به رهبریِ آقایِ ناتانیاهو؛ دستاوردهایی داشته است که «اسرائیل» باید برایِ همیشه خود را «مدیونِ چنین رهبری» بداند. «فاجعهٔ هَفتمِ اُکتبر»؛ دَست پُختِ «عمومیِ مردمِ اسرائیل» بوده است و نمیتوان کسی و یا گروهی را مُقَصّر دانست. امّا سیستمِ حکومتیِ «پارتی کراسی» که به نامِ «دموکراسی» به شما فروخته اند؛ باعِث شده است که هر کسی که بلندتر فریاد می زند را «انقلابی تر» و یا «رادیکال تر» بنامید. «منافعِ حزبی» و «فَردی» را باشعارهایِ تُند ظاهراً مُردمی؛ به «خوردِ مردم» می دهند.
من(کژدم) نَه یهودی هستم و نَه شهروندِ اسرائیل؛ امّا به عنوانِ یک «ناظِرِ خارجی» به شما میگویم:

اگر «داوود»ی نباشد که دستهایَش تا آرنج به خون آغشته نباشد؛.... هرگز «سُلیمان»ی نخواهید داشت.
به «داوود» گفتند که تو نمیتوانی «معبدِ صلح» را بسازی؛ زیرا دستهایت تا آرنج به خون آغشته است. لذا سُلیمان بود که «مَعبدِ صلح» را ساخت.
در میانِ اینهمه درنده خوییها؛ شما به «سلیمان» نیاز ندارید. زیرا وجودِ «سلیمان» مانندِ «میوهٔ کال» است. آنچه که به آن نیاز دارید؛ «داوود» است. تا زمینه را برایِ «رسیده شُدَنِ سلیمانِ کال» فراهم کُند.
من(کژدم) به آقایِ «نفتالی بِنِت»؛ اعتمادی ندارم. هرچند که بسیاری از شماها؛ ایشان را «رادیکال تر» مینامید. هرچند که تئوریِ «هزار خنجَر» را ایشان مطرح کردند. امّا این تئوری (تئوری هزار خنجَر) را به کمکِ «جو بایدن»؛ نَه بر علیه «دشمنانِ اسرائیل»؛ بلکه بر علیهِ «داوود» بکار بُردند و شما را تحریک کردند تا آقایِ ناتانیاهو را در یک «کودتایِ انتخاباتی» (تئوری هزار خنجَر) سرنگون کنید. امّا در کمتر از ۲ سال بیدار شدید.
اینبار اجازه ندهید که آقایِ ناتانیاهو را به خاطرِ منافَعِ فردی و گروهی و حزبی؛ به «هزار خنجَر» بسپارند.
آقایِ بنیامین ناتانیاهو؛ «داوودِ شما» است.
تا ظهورِ «سلیمان»؛ فاصله بسیار زیاد است.... فریب نخورید.

کژدم

۱۴۰۵ خرداد ۱۷, یکشنبه

آیا مبارزهٔ مسلّحانه یک ضرورت است؟ وچگونه میتوان مردمِ ایران را مسلّح نمود؟

 این پُرسش مدّتی است که در ذهنها پرواز می کند و هنوز شاخه ای را پیدا نکرده است که بر رویِ آن بنشیند. حتّی مطرح شدنِ این پرسش در عرصهٔ نظری؛ برای رژیمِ شیعی یک «تهدیدِ جدّی» به حساب می آید. زیرا زمانی که پُرسش در «گُسترهٔ ملّی» مطرح شد؛ بالاخره؛ راهکارهایِ عَمَلی نیز  در پاسُخ به این پُرسش؛ مطرح خواهند شد. حدّ اقلّ اینکه ذهنیّتِ مردم را از «وِلگردی در خیابان» که به سادگی قابلِ سرکوب هستند؛ به سَمتِ مبارزاتِ جدّی تر سوق می دهد.
در این نوشتار؛ مَن به دُنبالِ عرضه کردنِ راهکارهایِ عَمَلی نیستم. زیرا این راهکارها باید به صورتی کاملاً «سِرّی»؛ پیشنهاد و موردِ بحث و بررَسیِ همه جانبه (تا حدّ مُمکن)؛ قرار بگیرند. امّا همینقدر که بتوانیم نظرِ مبارزین را به آن جلب کنیم؛ گامی به پیش است و تولیدِ «گفتمانی نوین» و بسیار ضروری را نوید می دهد.
قتلِ عامّ مردمِ بی دفاع در ۱۸ و ۱۹ دِی ماه نشان داد که «گفتمانِ وِلگردی در خیابان» به بُن بَستِ کامل رسیده است. مزخرفاتی از قبیلِ براه انداختنِ «اعتصاباتِ سراسری» خیلی کِتابی است و در عرصهٔ مِیدانی؛ هیچ ارزشی ندارد. چندی پیش گفتم که در جنگِ ناتمامِ ۶ هفته ای؛ «اعتصاباتِ سراسریِ اجباری»؛ هم از طرفِ رژیمِ شیعی و همچنین به خاطرِ شرایط جنگی به مردم تحمیل شد. امّا  به هیچ وجه تأثیری در جهتِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی نداشت.
نظرِ شخصیِ من(کژدم) این است که «مبارزهٔ مسلّحانهٔ مردمی»؛ یک ضرورتِ مِیدانی است و منظورم از مطرح  نمودنِ این نظر؛ «ایجادِ گفتمان» و بُردنِ این نظر و «گفتمان» به میان مردم است. تا به صورتی بسیار جدّی به آن فکر کنند.
لذا از شما میخواهم که نظراتِ خود را مطرح کنید. تا به واکاویِ نظرات بپردازیم.

کژدم 

۱۴۰۵ خرداد ۱۱, دوشنبه

نگاهی به سخنرانیِ «شاهزاده رضا پهلوی» در «اُدسا»

 پُرسَنده:

-به نظر شما سخنرانیِ «شاهزاده رضا پهلوی» در «اُدسا» خوب و سازنده بود؟

کژدم: 

بله؛ بسیار خوب بود؛ امّا نه در سطحِ یک «رهبر».... بلکه در سطحِ «وزیرِ امور خارجهٔ اپوزیسیون در قامتِ حکومتی».

پُرسنده:

- ما الآن چنین اپوزیسیونی نداریم.

کژدم:

به شاهزاده بگویید که «دیپلماسی» و سخنرانیهایِ دیپلماتیک؛ بدونِ داشتنِ «اپوزیسیون در قامتِ حکومتی»؛ همانقدر ارزش دارد که:

گاوی «ماااا.... بکُنَد».

«درخانه کَس است..... یک حرف بَس است».

کژدم