امروز؛ «روزِ صفر» برایِ آن «نقطهٔ عطف طلاییِ» است.
کژدم
انجمنهای «پیشگامان کاویانی برای فراخوان انجمن پادشاهی ایران» در درون میهن؛ از هم اکنون باید آماده باشند که در صورت عملی شدن حملهٔ نظامی به ایران؛ انجمنهای محلی دفاع غیر نظامی را تشکیل دهند و امر مهم کنترل بحران در شرایط جنگی را به عهده گیرند.
کژدم من فکر میکنم نمایش صلح جو بودن ترامپ تمام شد و نوبت شروع جنگ توسط نتانیاهو هست و ترامپ که مثلا به ناچار وارد میشه
پاسخ دادنحذفمگر اینکه یک همسایه ای به ناگهان حمله کنه!
درود کژدم
پاسخ دادنحذفعراقچی گفته: «میز عمان، میز مذاکره نبود؛ میز گفتوگو بود.»
ترجمهی غیررسمیاش؟ بینتیجه، بیخروجی، بیدستاورد.
من متوجه نمیشم چطور آمریکا به این خفت بیسابقه تن داده؟ انگار که رفتن خواستگاریِ ننهی عراقچی، و اون وسط هم یک عنتر در نقش خواجهی حرمسرا، مدام از اندرونی به بیرونی خبر میبرد و میآورد؛ نه تصمیمی، نه قاطعیتی…فقط رفتوآمد، فقط نمایش!
درود
حذفپیش تَر گفتم که رفتارِ غیرِ قابلِ پیش بینی بودنِ ترامپ؛ به خاطرِ «هوشِ زیاد» نیست. اگر باهوش بود؛ با اینهمه اطّلاعاتِ نظامی؛ سیاسی که در اختیار دارد؛ نمی گفت که: «مردم بروید مراکزِ حکومتی را تسخیر کنید..... کمک در راه است».
اگر «ناپلئون» فقط ۲ و یا ۳ بار چنین اشتباهی می کرد؛ دیگر «نبردِ واترلو» به «سَمبُلِ شکستِ او» تبدیل نمی شد و بسیار پیش تر از «واترلو» شکست میخورد.
اگر ترامپ آنقدر باهوش بود؛ با آن همه اطّلاعاتی که در رویِ میزِ او بود؛ چنین مزخرفی را بر زبان نمی آورد که بعد از آن؛ برایِ «خریدِ زمان» به این شامورتی بازیِ «مذاکراتِ کذایی»؛ چنگ بزند.
من(کژدم) مطمئن هستم که در کاخِ سفید به این «احمق» می خندند. امّا «او» تنها راهی است که برایِ «تصمیم سازان» در آمریکا و اسرائیل برایِ پیش بُردِ استراتژیهای کلان؛ وجود دارد.
احمقی مانندِ «جو بایدن»؛ کاملاً تَعطیل بود. امّا «احمقِ کنونی» (عاشِقِ مدال) شانسِ بسیار بهتری برایِ ساختنِ دوبارهٔ آمریکا است. زیرا بر اساسِ «موج سواری» بر رویِ آرزوهایِ آمریکایی؛ بر سرِ کار آمده است.
شما نیز اندکی «کوتَه فکر» تشریف دارید.
آیا پذیرفتنِ آن «هواپیمایِ یک میلیار دلاری» از اوباشانِ حاکم بر «قَطر» و سایرِ هدیه هایِ تریلیون دلاری؛ فقط «هدیه» هستند؟ و یا «اَفساری بر گَردَنِ ترامپ»؟
آیا حالا میتوانید بفهمید که «پارتی کراسی» چه گَندابی است؟
آن احمقهایی که در آمریکا به این «شومَن» امید بسته اند؛ محصولِ جامعهٔ «پارتی کراتیک» هستند و بر اساسِ آن شالوده ها «فِکر و عَمل» میکنند. همانگونه که مردمِ ایران بر اساسِ «شیعه گری» و «صندوقِ رأی» عمل کردند و هرگونه اندیشهٔ نوین را کنار زدند و همچنان می زنند و اگر تا دیروز؛ برایِ بهبود؛ به «امامِ زمانِ جعلی» امیدوار بودند و برایِ آن «کودَکِ هرگز زاده نشده»؛ جشنهایِ «نیمهٔ شعبان» می گرفتند؛ اکنون به دنبالِ «امامِ زمانِ سیاسی - نظامی» هستند تا آنها را نجات دهد. امّا اگر کار را به دستِ خودشان بسپاری؛ برایِ «انقلاب» فقط «رفتارِ گَلّه ای» را می شناسند.
حذفمردمی که به ترامپ رأی دادند؛ اکنون فکر میکنند که ترامپ برایشان ۴ تریلیون دلار سرمایهٔ خارجی جذب کرده است. امّا آنقدر «کودَن» هستند که نمی فهمند که آمریکا در هر سال؛ بیش از ۲ تریلیون دلار به بِدهی هایش افزوده می شود و آن «۴ تریلیون دلارِ خلیجی»؛ شاید بتواند؛ بخشی از «بهرهٔ بانکیِ بدهی ها» را تأمین کُند.
برخی از خوانندگان؛ نظراتی میفرستند که مربوط به «سناریوهایِ حملهٔ نظامی به رژیمِ شیعی» است. من این نظرات را حذف میکنم. زیرا همگی بی اساس و بر رویِ «رؤیا پردازی» بنا شده اند.
پاسخ دادنحذفاگر میخواهید «تولیدِ اندیشهٔ مِیدانی» بکنید؛ طرحی برایِ «سرنگونیِ رژیمِ شیعی» توسّط مردمِ ایران ارائه دهید. نَه برایِ «پنتاگون».
کژدم اگر توافق شد چی؟اون موقع چیکار کنیم؟شاهزاده چیکار میکنه؟
پاسخ دادنحذفاز شاهزاده بپرس
حذفچرا اسرائیل خودش به تنهایی حمله نمیکنه و همش منتظر آمریکاست؟
پاسخ دادنحذفاز آقایِ ناتانیاهو بپرس
حذفکژدم روز شمار تو چی بود؟ چه معنی داشت؟
پاسخ دادنحذفروز شمارِ من(کژدم)؛ بر اساسِ یک «تعبیرِ اشتباه» از سویِ خودم؛ اینچنین اتّفاق افتاد که در روزِ آخرِ «روز شمارِ من»؛ کار به «مذاکراتِ قلّابی» کشیده شد.
حذفپیش تَر گفته بودم که «لاشخور» میخواهد از هر دو طرف «باج بگیرد». با «اَدا و اَطوارِ مذاکره» با رژیم؛ مردمِ ایران را بترساند تا بتواند از حکومتِ آینده؛ «باجهایِ نفتی» بگیرد. منظورم از «باجِ نفتی» این نیست که شرکتهایِ نفت آمریکایی بیایند و سرمایه گذاری کرده و «سود» بِبَرند. منظورم از «باجِ نفتی» این است که «اختیارِ تولید و فروشِ نفت» به آمریکا داده شود.
این سخنِ تازه ای از سویِ «لاشخور» نیست و «تاریخچه» دارد.
به ویدیوهایِ انتخاباتیِ «لاشخور» در سالِ ۲۰۱۶ نگاهی بیندازید.
هر جا که از «حمله به عراق» سخن به میان می آمد؛ «لاشخور» یک جملهٔ تکراری داشت:
(من با جنگ مخالف بودم. امّا وقتی که جنگ شروع شد؛ همه اَش میگفتم که «مراکز نفتی را بگیرید .... مراکز نفتی را بگیرید) (Take the Oil.....Take the Oil)
«لاشخور» در رابطه با کشورهایِ نفت خیزِ منطقه نیز نظرش این بود که:
(ترامپ:
- همه چیز را در زمانِ انعقادِ قراردادِ «سایکس - پیکو» خراب کردند. آنها پس از تقسیمِ امپرلاتوریِ عُثمانی به کشورهایِ کوچک؛ نباید اجازه میدادند که آن کشورها صاحبِ نفت بشوند و باید نفت را در اختیارِ خود نگاه می داشتند.)
در رابطه با «ونزوئلا» نیز خودتان شاهد بودید که از «مواد مخدّر» شروع کرد و «مادورو» را دستگیر نمود و اکنون؛ نفتِ ونزوئلا توسّط آمریکا فروخته می شود.
در رابطه با «غزّه» نیز احتمالاً «طرحهایِ ترامپ» را فراموش نکرده اید.
اکنون گویا «جرد کوشنِر» راه افتاده است و تلاش می کند سرمایه دارانِ «ایرانی - آمریکایی» و یا «ایرانی تبار» را نَه برایِ سرمایه گذاری در ایران؛ بلکه برایِ «ادارهٔ ایران» (همان نظریهٔ غزّه)؛ پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی سازماندهی شوند و با این شیوه تلاش می کُند و میخواهد که «شاهزاده رضا پهلوی» را دُور بزند. و به همین دلیل است که در مصاحبه هایَش به شاهزاده هیچ اشاره ای نمی کند.
رفتارِ «لاشخور» را در رابطه با «یوکرئین» نیز همچنان زنده است و از آن خون می چکد و همهٔ تان شاهدَش بودید.
تا اینجا «یک گزارشِ تحلیلی» بود تا این شخصیّتِ کثیف (لاشخور) را بشناسید.
اکنون باید در همین زمینه؛ به پُرسِشِ «چه باید کرد؟» پاسخ داد:
«لاشخور» همچنان دچارِ «مالیخولیا» است و فکر میکند که «ایران» همان «غزّهٔ ویران شده» است. امّا با وُسعتی بزرگتر.
و میتواند «سرنوشتِ ایران را خودش بنویسد» (جملهٔ چند ماهِ پیشِ ترامپ: «آنکه طلا دارد؛ قانون را می نویسد» = «تاریخ را ما خواهیم نوشت» از «هیتلر»).
امّا واقعیّت این است که: ترامپ چاره ای ندارد و باید رژیمِ شیعی را سرنگون کُند؛ زیرا برایِ آمریکا و بویژه «اسرائیل» یک «ضرورتِ استراتژیک» است و «حکومتِ نوینِ ایران» از نظرِ «ژِئوپولیتیک» نیز برایِ آمریکا نقشِ بسیار مهمّی دارد.
«کژدم» میگوید که وظیفهٔ همهٔ ایرانیان این است که «شاهزاده رضا پهلوی» را حتّی اگر با افکارِ ایشان مخالف باشند؛ پُشتیبانی کنند. طوری که «لاشخور» نتواند حتّی یک «جَسَدِ نیمه جان» پیدا کُند و بر رویِ آن بنشیند.
من(کژدم) به همهٔ آنهایی که خود را «اپوزیسیون» میخوانند؛ هشدار می دهم که اگر چنین کاری انجام ندهید؛ حتّی یک «کاسه گُه» نیز جلوتان نخواهند گذاشت.
کژدم
ایرانیان خارج از کشور در تظاهرات ها باید شعارهایشان به زبان انگلیسی یا زبان رسمی همان کشور باشد. تا مردم و افکار عمومی هم متوجه شعارها بشوند.
حذفتظاهرات هایی که من میبینیم، اکثرا یک بلندگو گرفتن و فقط به فارسی شعار میدن. خب این برای افرادی که از نزدیکی تظاهرات رد میشن بیشتر آلودگی صوتی ایجاد میکنه !!
این یک پیشنهاد کوچک برای بالا بردن کارایی تظاهرات های خارج از کشور بود.
اشکان
اوباش هایی مانندِ « علی افشاری»؛ «حسن شریعتمداری»؛ «سازگارا»؛ « سروش»؛ «نهضت آزادیها»؛ «مُصدّقی ها»؛ «کمونیستها»؛ «هِجری ها»؛ «مُهتدی ها» و ..... همگی در جبههٔ «رژیمِ کثیفِ شیعی» به «سینه زنی» مشغولند.
حذفبویژه «اوباش هِجری» و «اوباش مُهتدی»؛ و «پِژاک یها» چنان خودِشان را را به «خریّت» میزنند که گویی؛ «سرنوشتِ عبدالله اوجالان» و اخیراً «کُردهایِ سوریّه» را ندیده اند و همچنان منتظر هستند تا «استالین» مانندِ «مسیحِ موعود» ظهور کُنَد و کشوری به نامِ «گُلابی بُزرگ» را تنشکیل دهد.
من(کژدم) به همهٔ این اوباش ها میگویم: «همین اکنون بیدار شوید» و اگر فکر می کنید که زود است؛ مانندِ «اصحابِ کَهف»؛ کلاهتان پَسِ معرکه خواهد بود.
حتّی اگر «دُشمنِ شاهزاده رضا پهلوی هستید»؛ امروز باید نامِ ایشان را به عنوانِ «رهبر» فریاد کنید؛ تا «لاشخور» نتواند بر رویِ «لاشه هایِ جدایِ از هم افتاده» بنشینَد.
آیا آنقدر احمق هستید که «ضرورتِ مبارزاتیِ کنونی» را نمی توانید ببینید؟
درود بر کژدم دانا
حذفبر این لیست پیر پاتالهای مجاهد را نه تنها بیفزا... بلکه آنها را در اول فهرست بذار. واقعا با یک مشت الاغ روبرو هستیم.
درود بر شما.
حذفمن «دانا» نیستم. امّا چیزهایی را می بینم که بسیاری از این جریانها؛ یا «نمی خواهند ببینند» و یا «کور هستند و نمی بینند» و نتیجهٔ «مِیدانی» یکی است (عدمِ تشخیصِ اینکه در کجا ایستاده ایم؟).
مهمّ نیست که سازمان مجاهدینِ خلق میگوید که بسیار سازمانیافته است. بلکه مهمّ این است که از «شیرخواره» تا «پیر و پاتالهایشان»؛ لباسهایِ یکدست می پوشند و پیام آورانِ «کُرهٔ شمالیِ شیعه مسلکِ سینه زن و زنجیر زن» هستند و اینگونه میخواهند ایران را اداره کنند. کاری نیز به این ندارم که در ۵۵ سالِ اخیر به همراهِ سازمانهایِ کمونیستی به «آیندهٔ ایران» خیانت کردند.
بلکه موجودیّتِ کنونیِ «یونیفورم پوش» آنها؛ در واقع همان «حکومتِ سپاه پاچاهارداران» را پیشنهاد میکنند.
سازمان مجاهدین خلق؛ و همهٔ «مسلمانها» و همهٔ «شیعه ها» همچنان خودشان را در چهارچوبِ «دعواهایِ داخلیِ قُریش در ۱۴۰۰ سالِ پیش» تعریف میکنند و خودشان را ادامه دهندگانِ «بنی هاشم» می دانند. حال چه «کُت شلواری» باشند و یا «عمّامه به سر» باشند.
کژدم اگه تا ۷۲ ساعت آینده حمله و حتی تهدید به حمله ای شکل نگیره، بنظرم مردم دو راه بیشتر ندارن:
پاسخ دادنحذف۱. زندگی با شرایط اسفناک کنونی رو بپذیرن با حاکمیتی که با قتل عام فرزندان ایران ته مانده مشروعیتش رو هم از دست داد. (راه حل بسیار دردناک!)
۲. بدون توسل به امامزاده ترامپ و امید واهی به «کمکی که هرگز نخواهد رسید»، دست بکار شده و گروه های چریکی تشکیل بدن. سرمایه هاشونو جمع کنن و مجهز بشن برای گرفتن انتقام.
نتایج ملموس که دیده بشه مردم روحیه میگیرن و ابعاد این قضیه گسترش پیدا میکنه.
بنظرم ما ایرانیان خارج هم باید کانال های امن برای رساندن کمک به بچه ها تشکیل بدیم. شخصا تظاهرات چند ده یا حتا صد هزار نفری رو موثر نمیبینم. ادعای وطندوستی داریم؟ باید اقدام عملی کرد. نمیدونم به هر نحو ممکن. از کمک به خانواده عزیزان کشته شده بگیرید تا عزیزان دربند، تا کمک برای مسلح کردن مردم و و و…
من خیلی وارد نیستم ولی اینا به فکرم میاد. نفرت دارم از نشستن و انتظار کشیدن برای تعیین سرنوشت مملکتم. اخرش هم خنده های وقیحانه عراقچی و بیلیونها دلار جابجا شده و لابی قدرتمند کشورهای عرب که رو خون بچه ها سورتمه رفتند و به ریش ما خندیدند.
انقلابِ کوبا از زمانی که «جدّی» شد؛ بیش از ۵ سال طول کشید تا رژیمِ «باتیستا» سرنگون شود.
حذفانقلابِ چین چندین دَهه طول کشید.
همهٔ انقلابها زمان بَر هستند.
عصبانی هستی؟
آب یَخ بخور.
مسئلهٔ مهمّ دیگری که نَه «اپوزیسیونچی ها» می فهمند و نَه «احزابِ محلّیِ خودمختاری طلب» این است که:
پاسخ دادنحذفاگر احزابی که خود را «خودمختاری خواه» مینامند؛ خودشان را «جدایی خواه» می نامیدند؛ بسیار بهتر بود.
زمانی که این احزاب را «جدایی خواه» مینامند؛ این احزاب فوری پاسخ می دهند که ما «جدایی خواه» نیستیم؛ بلکه «خودمختاری میخواهیم».
«اپوزیسیونچی ها» نیز احمقانه فکر میکنند که «خودمختاری خواهی» نَرمتَر از «جدایی خواهی»است. درصورتی که «خودمختاری خواهی» یعنی: «ما میخواهیم هم از توبره بخوریم و هَم از آخور» و همیشه مانندِ «کون دَرد» برایِ حاکمیّتِ ملّی باشیم.
اگر «جدایی خواه» بودند و در مبارزهٔ خود پیروز می شدند؛ تکلیفِ «ایران» با آنها مشخّص بود و سیاستهایِ خود را با آنها به عنوانِ : «کشوری جداگانه» روشن می کرد. اگر لازم بود؛ همهٔ مراودات را قطع کُند و به عنوانِ «دُشمنِ بالقوّه» با آنها رفتار نماید. امّا «خودمختاری خواهی»؛ بسیار «فریبکارانه» است. هَم باید بخشی از «ثروَتِ ملّی» را بِبلعند؛ هَم برایِ خودشان «ارتشی جداگانه» و نیز «میلیشیایِ حزبی» و «انتخاباتِ مسلّحانه» داشته باشند و اگر گفتی: «بالایِ چِشمَت اَبروست»؛ داد و فغانهایی مانندِ «حماس» و «اخوان المسلمین» راه بیندازند و بَدتر از همه اینکه کُنترل بر «داد ستدهایِ اطّلاعاتی - امنیّتی» و روابطشان با دیگران؛ اگر «نا ممکن» نباشد؛ بسیار ضعیف خواهد بود.
امّا آنچه که این احزابِ محلّی به صورتِ «عَمدی»نمیخواهند بفهمند؛ سرنوشتِ «پ ک ک» و سرنوشتِ «نیروهایِ دموکراتیکِ کُردستانِ سوریه» است.
اینها مانندِ «پان ایرانیستها» نمیخواهند بپذیرند که «امپراتوریِ ساسانی» پس از حملهٔ «دزدانِ مَدینه» و به دنبالِ آن «حملهٔ مغول» «گاییده شده است» و قابلِ احیا نیست؛ احزابِ کُردستان نیز با اینکه خود را «پان کُرد» نمی نامند؛ به صورتِ «عَمدی» نمیخواهند بفهمند که «پادشاهیِ سرزمینِ ماد» و «کُردستان» که بخشی از آن بود نیز در کنارِ «امپراتوری ساسانی» به «گا» رفته است؛ و پس از «جنگِ چالدران» و سپس «جنگِ جهانیِ اوّل» و قراردادِ «سایکس - پیکو» به طورِ مشخّص «کردستان» تکّه پاره شده است و افکارِ «پان کُردی»؛ شباهتِ زیادی به ایمان به «ظهورِ مسیح» و «بازگشتِ بوفالوها» (آرزویِ سرخپوستهایِ آمریکا) پیدا کرده است.
این کثافتهای تجزیهطلب یا خودمختاردوست یا هر نام دیگهای که روی خودشون میگذارند هیچ جایگاهی بین مردم ندارند. حالا چی شده دربارهٔ این انگلها نوشتی؟
پاسخ دادنحذفدربارهٔ نتانیاهو بنویس که جلوی دوربین میگه ما با مردم ایرانیم بعد به ترامپ طرح میده که توی مذاکرات با رژیم بهشون بگو کلاهک موشکهاشون رو چرب کنند تا وقتی میره به ماتحتمون زیاد دردمون نگیره. یا اون سرمایهدار قرمساق یهودی که میآد جلوی دوربین با آب و تاب میگه: «مردم ایران، وقتی که رژیم سرنگون شد (حالا چه جوریش رو خدا میدونه!) من و رفیقهام میآییم در ایران سرمایهگذاری میکنیم»، بعد مردم ما مثل گاو و گوسپند ریختن زیر پستش و ازش سپاسگذاری میکنند و بهش التماس میکنند که بیا ما رو نجات بده. مردمی که همیشه منتظر منجی هستند لیاقتشون همینه که لاشخورهایی مثل ترامپ و نتانیاهو بازیشون بدند. مردمی که شعورشون نمیرسه این رژیم با مسالمتبازی و راهپیماییبازی کنار نمیره باید هم سلاخی بشن. هر چی تاریخ میخونم این حجم از بیشعوری و حقارت رو پیدا نمیکنم. حتی بعد از حملهٔ تازیها و مغولها هم کلی شورش خونین انجام شد بدون اینکه کسی منتظر نیروی بیگانه باشه.
آقایِ «آژیداهاکِ کُس کِش»
حذفمشکلِ شما این است که در «تاریخِ حدّ اقلّ ۱۲۰۰ ساله»؛ منجمد شده اید. مانندِ «شهریارِ تِریاکی» که «حیدَر بابایَه سلام» را سرود.
«تاریخ» یعنی «آنچه که گُذشته است». حتّی این جملاتی که می نویسم؛ «ثانیه به ثانیه» به «تاریخ» می پیوندند.
«مقایسهٔ به مطلوبِ تاریخ»؛ که شما (ضحّاک = آژیداهاک) با آن «جلق میزنید»؛ هیچ راهی برایِ «آینده» نمی گُشاید و فقط «اسهالِ کَلمات و جُملات»؛ با هَدَفِ «تخریبِ دِرماندگان» است.
من(کژدم)؛ بهتر از همهٔ مُدّعیانِ «سرنگونیِ رژیمِ شیعی» می فهمَم که «مُشکل کجا است؟» و (آژیداهاک ها= اصلاح طلبان؛ کمونیستها؛ مصدّقی ها؛ نهضت آزادیها؛ سازمانِ مجاهدینی ها و احزابِ قومیِ اِدّعایی و .... در کدامین غارِ نفرین شده برایِ «دَریدنِ ایران» پنهان شده اند؟).
نظرت را منتشر کردم تا همه ببینند که «آژیداهاک ها» در کدامین لایه هایِ «کُس کِش هایِ بنی هاشمی»؛ لانه کرده اند؟
درود بر کژدم دانا
حذفعالی بود. این جملات را حتما و حتما باید با آب طلا نوشت. احزاب سیاسی ایرانی و کردی در تاریخ ۱۲۰۰ ساله یخ زده اند. و جالب است که با همه ادعاها هیچ پخی نیز نیستند و دائم مانع تراشی می کنند. کمونیست های پفیوز شکست خورده و زهوار در رفته نیز بهمچنین. کی می خواهند بفهمند من نمی دانم. در مورد مجاهدین و صفت سازماندهی که به آنها داده ای پر بیراه رفته ای در ایران چیزی از آنها باقی نمانده. سازماندهی پیشکش. یک خسته نباشی لازم داری. و یک بوسیدن از راه دور. ای کاش این احزاب و اشخاص مانند اقای آژیدهاک ازت می آموختند.
من(کژدم)؛ دانا نیستم. بلکه یک «بیننده» هستم.
حذفموجوداتی مانندِ «ضحّاک = آژیداهاک»؛ هرگز به فراتَر از «کیسهٔ برنج و رانتِ دریافتی» از طرفِ «کُس کِشِ فرزانه»؛ فکر نمی کنند.
امّا زمانی که «دستگیر» شدند؛ به او و امثالِ او؛ رحم نکنید.
این اوباشان؛ برایِ «یک درجه تخفیف» باید «سَر بیاورند».
من(کژدم)؛ چرخانیدنِ زبان را برایِ «ادّعایِ همراهی با مردم و انقلابِ مردم» را به هیچ وَجه نمی پذیرم.
عدّه ای اوباش مانندِ «احمقِ نادان»؛ تبلیغ می کردند که اگر ما این «چرخشهایِ زبانی» را نپذیریم و از آنها بخواهیم که «سَر بیاورند»؛... ریزشی در کار نخواهد بود.
به این «احمقِ نادانِ خائن» بگویید که: (خودت گفتی که:«زبان استخوان ندارد.»)؛ لذا زبانِ «خائنین» نیز که گفتند: «خامنه ای ایزد نشان»؛ استخوان ندارد.
امّا «حرکتِ مِیدانی؛ نه تنها استخوان دارد؛ بلکه استخوانی از جِنسِ فولاد می طَلَبَد».
قیامِ ملّی کنونی یک «قیامِ سیاسی» نیست. این قیام یک «قیامِ تمدّنی» است. و اگر نیست؛ باید این قیام را به «قیامِ تمدّنی» تبدیل نمود.
عالی بود.
پاسخ دادنحذفعدّه ای که نمی دانم؛ به صورتِ «سازمانیافته» و یا «اِنفرادی» به من(کژدم) حمله می کنند(احتمالِ قوی؛ سازمانیافته هایِ گونی برنج) که چرا ناگهان از همهٔ «پهلوی پرستان»؛ گویِ سِبقت گرفته و خودت را برایِ «شاهزاده رضا پهلوی» پاره می کُنی؟
پاسخ دادنحذفپاسُخ:
من(کژدم)؛ همیشه «بیننده»(دانش آموزِ آیینِ شَمَنی) بوده اَم و همچنان هستم.
اکنون دیگر با پدیدهٔ «اصلاح طلبیِ بَرانداز» مواجه نیستیم. اکنون دیگر با «جلقِ صندوقِ انتخابات» روبِرو نیستیم. اکنون دیگر با جامعهٔ «مُتکثّر» (پریشان فِکر) که نمی داند چه «گُهی باید بخورد؟»؛ مواجه نیستیم.
بلکه اکنون با جامعه ای که میخواهد «به هر قیمتی که شده» این رژیمِ کثیفِ «بنی هاشمی»(غیرِ ایرانی و ضدّ ایرانی) را سرنگون کُنَد؛ روبرو هستیم.... و این؛ یک «پَرچمِ نوین» است.... نَه «سبز» است و نَه «بَنَفش» و یا «رنگین کمانی».... بلکه زیرِ «پرچمِ شیر و خورشید» ایستاده است. «رهبر دارد»؛ میداند که کدامینها «شامورتی بازهایِ دِرازگو» هستند که حتّی ایستادن در زیرِ پَرچمِ «شیر و خورشید» را بَر نمی تابند؛ زیرا نمی توانند به این «پرچم» سوگند بخورند و «پَرچمِ جیب هایشان» را برایِ سوگند خوردن؛ ترجیح می دهند.
امّا «کژدم» همیشه یک «نامِ بی اِدّعا» بوده است. نَه میخواهد «شهردار» شَوَد و نَه «اُستاندار».... و حتّی «ساختنِ حِزب برایِ پیاده کردنِ اهدافِ خود» را نیز نمی پذیرد.
امّا اکنون به «پُل صراط» رسیده ایم.
یا «رومیِ روم» و یا «زنگیِ زنگ».
کدامین سوی را انتخاب میکنید؟ تا به آن سقوط کنید؟
جهنّمِ ۱۴۰۰ سالهٔ «قُریشی - بنی هاشمی - بنی اُمیّه ای»؟
و یا «بِهشتِ زمینی» که با «میهن دوستی» و «سختکوشی» و «نو آوری» و «دانش» در هم تنیده است؟
من(کژدم) در کنارِ «بهشتِ زمینی» می ایستم و به هیچ وجه مانندِ «شیعیانِ شنیعه» اعتقاد ندارم که:
(میتوانی خواهر و مادر و کودکِ شیر خوارهٔ خودَت را بگایی و سپس حتّی با تظاهر کردن هَم که شده؛ یک قطره اَشکِ دروغین برایِ «حُسینِ کُس کِش» بریزی تا گناهانت بخشیده شده و به «روسپی خانهٔ ۵۰۰ میلیون ستارهِ مُشترکِ مسلمانان و شیعیان = بهشت» بِرَوی.
«کژدم» بر رویِ زمین به دُنیا آمده است و در همین زمین به «خاک» تبدیل خواهد شد.
از خاک به خاک.
از خاکستر به خاکستر.
«کژدمِ مسیح»
باز هَم عدّه ای از من می پُرسند که:
پاسخ دادنحذف«تو که هوادارِ ترامپ بودی؛ چرا اینهمه با او دُشمن شده ای؟»
پاسخ:
من(کژدم) هرگز هوادارِ ترامپ نبوده ام. بلکه با مطالعهٔ افکارِ ایشان؛ فکر می کردم که ترامپ میتواند مسیرِ حرکتِ آمریکا را تغییر دهد. امّا به طورِ همزمان به او میگفتم که: «با مهاجرانِ خارجیِ آشغال اینچنین می کُنی؛ با آشغالهایِ زادهٔ آمریکا چکار میخواهی بکُنی؟» و بارها گفتم که: «حتّی اگر ترامپ دوباره انتخاب شَود و مسیرِ حرکتَش برایِ آنچه که فکر می کُند؛ باز باشد.... نمیتواند بیش از ۴۰ سال تأثیر گذار باشد». آیا این جملاتِ کژدم را به یاد می آورید؟
لذا من(کژدم) هرگز طرفدارِ ترامپ نبودم؛ بلکه او را «توضیح» می دادم . امّا توضیحِ من(کژدم) کافی نبود.
اکنون جُنبشِ «MAGA» به ۲ دسته تقصیم شده است؛ و معلوم نیست که در آینده به چند دسته تقسیم شَوَد؟ (ترامپی هایِ ۲ اِمامی؟ ترامپی هایِ ۳ اِمامی؟ ترامپی هایِ ۶ امامی؟ ترامپی هایِ ۱۲ امامی؟)
واقعیّت این است که «پاپیولیسم» را نمی توان در «قَفَسِ احزاب» چپانید. زیرا «پاپیویولیسم» یعنی: «دخالتِ مستقیم و بی واسطهٔ مردم در زندگیِ اجتماعی و سیاسیِ خود».
لذا من(کژدم) به طورِ «خلق السّاعه» با ترامپ دُشمن نشده ام. بلکه این «مخالِفت»(نَه دُشمنی) در پِیِ مطالعاتِ شخصِ من در طولِ این ۹ سالِ گذشته شکل گرفته است. و من معتقدم که ترامپ را باید در کلاسه بندیِ «Illusionist»ها؛ مطالعه کرد و فریبِ «وَعده هایِ او» را نخورد.
شاید برخی ها بگویند که سخنانِ من(کژدم) در این مرحله؛ نه تنها سازنده نیست؛ بلکه «ویرانگَر» است.
پاسخِ من(کژدم) این است:
من هیچ مقام و مسئولیّتی ندارم. من میتوانم آنچه را که شماها به صورتی عمیق حسّ می کنید؛ امّا نمیتوانید بر زبان بیاورید را به صورتی بسیار آشکار و به دور از بسته بندیهایِ تزیینی و شیر و شُکلاتی؛ بگویم (وظیفهٔ سازمانهایِ مَدنی در حاکمیّتِ «پاپیولیستی» نیز همین است.). من آنچه را که حتّی «شاهزاده رضا پهلوی» به خاطرِ موقعیّتِ سیاسیِ خود و درجهتِ «حفظِ روابط»؛ نمیتوانند به زبان بیاورند را؛ با زبانی بسیار ساده؛ بیان می کُنم.
مگر وظیفهٔ «آتش به اختیارِ نا شناس» چیزی به غیر از این است؟
«کژدمِ آتش به اختیار»
باز هَم عدّه ای از من می پُرسند که:
پاسخ دادنحذف«تو که هوادارِ ترامپ بودی؛ چرا اینهمه با او دُشمن شده ای؟»
پاسخ:
من(کژدم) هرگز هوادارِ ترامپ نبوده ام. بلکه با مطالعهٔ افکارِ ایشان؛ فکر می کردم که ترامپ میتواند مسیرِ حرکتِ آمریکا را تغییر دهد. امّا به طورِ همزمان به او میگفتم که: «با مهاجرانِ خارجیِ آشغال اینچنین می کُنی؛ با آشغالهایِ زادهٔ آمریکا چکار میخواهی بکُنی؟» و بارها گفتم که: «حتّی اگر ترامپ دوباره انتخاب شَود و مسیرِ حرکتَش برایِ آنچه که فکر می کُند؛ باز باشد.... نمیتواند بیش از ۴۰ سال تأثیر گذار باشد». آیا این جملاتِ کژدم را به یاد می آورید؟
لذا من(کژدم) هرگز طرفدارِ ترامپ نبودم؛ بلکه او را «توضیح» می دادم . امّا توضیحِ من(کژدم) کافی نبود.
اکنون جُنبشِ «MAGA» به ۲ دسته تقصیم شده است؛ و معلوم نیست که در آینده به چند دسته تقسیم شَوَد؟ (ترامپی هایِ ۲ اِمامی؟ ترامپی هایِ ۳ اِمامی؟ ترامپی هایِ ۶ امامی؟ ترامپی هایِ ۱۲ امامی؟)
واقعیّت این است که «پاپیولیسم» را نمی توان در «قَفَسِ احزاب» چپانید. زیرا «پاپیویولیسم» یعنی: «دخالتِ مستقیم و بی واسطهٔ مردم در زندگیِ اجتماعی و سیاسیِ خود».
لذا من(کژدم) به طورِ «خلق السّاعه» با ترامپ دُشمن نشده ام. بلکه این «مخالِفت»(نَه دُشمنی) در پِیِ مطالعاتِ شخصِ من در طولِ این ۹ سالِ گذشته شکل گرفته است. و من معتقدم که ترامپ را باید در کلاسه بندیِ «Illusionist»ها؛ مطالعه کرد و فریبِ «وَعده هایِ او» را نخورد.
شاید برخی ها بگویند که سخنانِ من(کژدم) در این مرحله؛ نه تنها سازنده نیست؛ بلکه «ویرانگَر» است.
پاسخِ من(کژدم) این است:
من هیچ مقام و مسئولیّتی ندارم. من میتوانم آنچه را که شماها به صورتی عمیق حسّ می کنید؛ امّا نمیتوانید بر زبان بیاورید را به صورتی بسیار آشکار و به دور از بسته بندیهایِ تزیینی و شیر و شُکلاتی؛ بگویم (وظیفهٔ سازمانهایِ مَدنی در حاکمیّتِ «پاپیولیستی» نیز همین است.). من آنچه را که حتّی «شاهزاده رضا پهلوی» به خاطرِ موقعیّتِ سیاسیِ خود و درجهتِ «حفظِ روابط»؛ نمیتوانند به زبان بیاورند را؛ با زبانی بسیار ساده؛ بیان می کُنم.
مگر وظیفهٔ «آتش به اختیارِ نا شناس» چیزی به غیر از این است؟
«کژدمِ آتش به اختیار»
کژدم تو این همه مدت تو آیین شمنی حضور داشتی و چند برابر ما سن داری چرا هیچ دانشی به ما هدیه نمیدید؟
پاسخ دادنحذفما تو خواب خرگوشی بسر میبریم و تمام یارانمون در تاریکی میجنگن.
من شنیدم که میگن مدیتیشن بشدت اعتیادآوره این حرف درسته؟
بله؛ «مِدیتیشِن» اعتیاد آور است.
حذفامّا بحث بر سرِ این است که:
«مِدیتِیشن» چیست؟
«مِدیتیشن» مانندِ یک «شمشیرِ دو لبه» است.
باید مواظب باشی که دستهایَت را «قِیمه قِیمه» نَکُند.
هر وسیله ای نیز همین نقش را دارد.
مهمّ ترین مسئله در «مِدیتِیشن»؛ «حرکت» نیست.....
بلکه: «موضوع» است.
تنها کسانی میتوانند از «لذّت مدیتیشن» و «نتایجِ آن» لذّت ببرند که:
«گُرگِ بیابان» باشند.
گرگ بیابان اشاره تون به کتاب هرمان هسه هست درسته؟
حذف۱) معنای نمادین / ادبی
حذفگرگ بیابان نمادِ آدمیه که:
• تنهاست، مستقل و منزویه
• با جریان غالب جامعه کنار نمیاد
• بیشتر به غریزه، قدرت درونی و بقا تکیه میکنه
یه جور «گرگ تنها» ولی در محیط خشنتر (بیابان).
۲) فرهنگ عامه و فضای مجازی
گاهی به کسی میگن که:
• بیرحم، حسابگر و سرد
• توی شرایط سخت رشد کرده
• اهل احساسات نمایشی نیست
این برداشت توی محتواهای انگیزشی یا دارکپسند زیاده.
۳) اشاره به اثر ادبی (برداشت غیرمستقیم)
بعضیها وقتی میگن «گرگ بیابان»، منظورشون حالوهوایی شبیه رمان
**«گرگ بیابان» هرمان هسه (Steppenwolf)**ه؛
شخصیتی دوپاره، درگیر تضاد عقل و غریزه، جامعهگریز ولی عمیقاً خودآگاه
هَم بله؛ و هَم نَه؛ «گُرگِ بیابانِ هرمان هِسه»؛ پُر از «پُرسشها» است.
حذفمن(کژدم) به گزینه هایِ ۱ و ۲ شباهت دارم.
درود بر شما.اینجا میخواستم در این سردرگمی عملی حاکم برایرانیان چه داخل و چه خارج تقاضایی ازاطرافیان شاهزاده رضا پهلوی داشته باشم و آن باز کردن یک سایت که نام و آدرس و در صورت امکان عکس تمامی سرکوبگران و آدمکشان حکومت اسلامی را در خود داشته باشد. در حال حاضر این تلاشها بصورت پراکنده انجام میشود (در اینستاگرام یا یوتیوب) اما اگرمنسجم در یک سایت اینترنتی با یک نام مثلا «آدمکشان» یا چیزی شبیه این عملی شود و چند نفرازاین جانیان به سزای اعمالشان برسند نیرو و جسارت دوباره ای به مردم داده و راه جدیدی برای ادامه نبردمان باز میشود. شاید در اطراف ایشان کسانی باشند که این کار رابصورت متمرکز انجام دهند و اینکار رسما برای معرفی هست و تبلیغ خشونت هم نیست که جیغ و ویغ حقوق بشریها در بیاد. هرکس هم که جیغ و داد راه انداخت معلوم میشه که سرش به کجا وصله و چه مادرجنده ای هست. باور کنید اینکار از ده تا تظاهرات پراکنده در شهرهای مختلف اروپا وآمریکا برای تضعیف حکومت اسلامی موثرتر هست. شاید باشند کسانی که این پیشنهاد را خوانده و کمک به اجرایش کنند. بنظر من این پشینهاد برای تحکیم رهبری شاهزاده و همبستگی ملی هم موثر است و به مردم درون کشور هم حس داشتن پشتیبان میدهد که خودمان هستیم که این آدمکشان را میکشیم و منتظر ترامپ یا کس دیگری نیستیم.
پاسخ دادنحذفکژدم کانال (وحیدآنلاین) رو دنبال کنید تا مرحله جدیدی از جنایت شیعه روبرو بشید
پاسخ دادنحذفمن(کژدم) اهلِ «مرثیه خوانی» نیستم. افرادِ زیادی بر رویِ زانویِ من جان سپرده اند و نام هایشان نیز «نامهایِ مُستعار» بوده است.
حذفبرایِ من؛ فرقی میانِ «نامِ شناسنامه ای» و «نامِ مستعار» وجود ندارد. آنچه که وجود دارد؛ موجودی است که در راهِ آرمانِ حقّ طلبانهٔ خود «زخمی» شده و یا «جان باخته است». اینها «ایرانیان» هستند و وظیفهٔ ما باید رسیدن به آرمانهایِ آنها باشد.
آنها «قارچ» نبودند؛ «پدر و مادر و خواهر و برادر و فرزندان» داشتند.
اوباشانِ رژیمِ شیعی را نمیتوان به خاطرِ داشتنِ «مادر و پدر و خواهر و برادر و توله هایشان»؛ بخشید. زیرا نانِ همهٔ آنها در خونِ مردم آغشته است.
از وحید آنلاین سپاسگزاری کنید و به او بگویید که:
«ما نَه می بخشیم؛ و نَه فراموش میکنیم» چیزی به نامِ «تَر و خُشک» در میانِ دشمنانِ مردمِ ایران؛ وجود ندارد.
همهٔ شان «خُشک» هستند.
کژدم آینده ی انقلاب با شاهزاده رو میتونید ترسیم(رویا پردازی) کنید؟
پاسخ دادنحذفبله؛ میتوانم ترسیم کُنم.
حذفشاهزاده این قیامِ ملّی را «قیامِ شیر و خورشید» نامیده است.
یعنی:
«بگزار هزاران گُل بشکُفَند».
هر «گُلی»؛ سهمِ خود را بر اساسِ «بوی» و «رنگ» و «زیبایی اَش» خواهد گرفت.
آرمانهایِ کژدم نیز یکی از این «گُلها» است.
کژدم هیچ چیزی برایِ خود نمی خواهد و تنها انتظارش این است که:
اندیشه هایَش به میانِ مردم بِرَوَد.
اگر این اندیشه ها را به عنوانِ «شالوده» (بُنیانِ دموکراسیِ واقعی) می شناسید؛ هَر آنچه از دستِتان بر می آید؛ دریغ نکنید.
از «مخالفتها» و «موافقتهایِ تاکتیکی» نترسید.
به یک «حاکمیّتِ پایدار» برایِ «ملاقات با آینده» فکر کنید.
در این مرحله؛ هرگز «شاهزاده رضا پهلوی» را تنها نگزارید.
«شاهزاده» یک «کلیدِ طلایی» است.
پیروزان و سَرفرازان باشید.
کژدم
کژدم،
پاسخ دادنحذفجمعشدن حول محور شاهزاده حرکت بسیار درستی بود. با چشم خودم دیدم در شهری که هستم جمعیت صدهزارنفری ریخت بیرون
برای حمایت از بچههای داخل. حتی خیلیها که پادشاهیخواه هم نبودند به حرمت شعار مردم داخل ایران ما هم یکصدا گفتیم «جاوید شاه».
اما متاسفانه یه سوال توی سرم خفه نمیشه: یک ماه از فراخوان شاهزاده برای تجمع سراسری گذشته و ایشان نباید پاسخ بدن که:
این فراخوان برای تجمع همزمان و سراسری بر پایهی چه ارزیابی امنیتی صادر شد؟ با اتکا به چه اطلاعات میدانی؟ و با چه نقشهی عملی؟
آیا همهچیز بر اساس همان «نیروهای ریزشی» بود که هرگز ندیدیم؟ یا پیام تلویحی ترامپ برای کمک؟
و چرا هنوز افرادی مثل مهدی نصیری امنیتی، امیراعتمادی، میرزا قاسمی نژادِ آقازاده، امیردلهِ گاو پیشانی سفید و باقیِ اوباش نفوذیجزو مشاوران ایشان هستند؟
وقتکنارگذاشتن اینها نرسیده؟
اینا رو فقط من نمیبینم. همه چه داخل و چه خارج دارن میگن حالا هرکی به شکلی متفاوت.
سپاس
این پُرسش که آیا شاهزاده رضا پهلوی؛ در آن فراخوان مسائل امنیّتی را مدّ نظر داشته است؟ و یا نَه؟
حذفیک پُرسش اشتباه است و برایِ «زدنِ شاهزاده» طرّاحی شده است.
قیامِ مردم حالتی «انفجاری» داشت و آغازِ آن بسیار شبیهِ «جُنبش بنزین» بود. به همین خاطر نیز در آغاز نامش را «جُنبشِ دلار» گذاشتم. امّا به شدّت و به طورِ «آنی» به قیامِ سیاسی تبدیل شد.
لذا کاملاً غیر قابل کنترل بود.
اگر شاهزاده فراخوان میداد و از مردم میخواست که «به خانه ها بازگردید»؛ همینهایی که اکنون شاهزاده را زیر سؤال می بَرند؛ در آن صورت نیز باز هم شاهزاده را می زدند و می گفتند که: «دیدید که شاهزاده رهبر نیست؛ بلکه چوبِ لایِ چرخ است».
تولید کنندگانِ این پُرسش؛ که از طرفِ سایبری هایِ رژیمِ شیعی نیز به صورتی گسترده تبلیغ می شود؛ ۲ هدفِ اصلی را دنبال میکنند:
۱- زدنِ شاهزاده.
۲- نا امید کردنِ مردم از پذیرفتنِ رهبریِ شاهزاده.
آن اوباشانی که این پُرسش را مطرح میکنند؛ که البتّه بخشِ بسیار بزرگی از آنها را نیز «اپوزیسیونِ قلّابی» تشکیل میدهند؛ در حالِ «خیانت» هستند. در حالی که اگر این «قیامِ ملّی» پیروز شود؛ آنها میتوانند در دورانِ گذار؛ نظراتِ خود را تبلیغ کنند. امّا آنها میدانند که مردم برایِ آنها تَره خورد نمی کنند.
به همین خاطر است که من با «پارتی کراسی» به شدّت مخالف هستم. زیرا «احزاب» برایِ بدست آوردنِ یک «دستمال» حاضرند که «بازار» را به آتش بکشند.
به نظرِ من فراخوانِ شاهزاده اشتباه نبوده است و مردم چهرهٔ واقعی «خائنین به قیامِ ملّی» را بهتر از همیشه می بینند.
امّا در رابطه با پُرسش دوّم شما؛ نظرِ من این است که شاهزاده به یک خانه تکانی در تیمِ خود نیاز دارد.
امشب انگار برای تنبیه خامنه ای ، یک تنبیه داریم تا بفهمد که جسارت به خیزشگران انقلاب شیر و خورشید ، هزینه دارد.
پاسخ دادنحذفدرود
حذفدستتان دَرد نکند. هَر کاری از دستتان بر می آید؛ دریغ نکنید.
معنیِ «هر کاری» این است که: «این یک فراخوانِ باز» است.
از آتش زدنِ خانه هایِ بسیجیها و سپاهی ها و نیروهایِ سرکوب؛ حتّی به قیمتِ «زنده سوزی شُدنِ جنده نکاحی ها و توله هایشان»؛ دریغ نکنید.
برایِ شکست دادنِ کفتارهایِ شیعه مَسلک؛ باید «گُرگِ بیابان» باشید.
پیروز و سرفرازان باشید.
کژدم
درسهایی از روابط آمریکا و چین
پاسخ دادنحذفدر «ایران اینترنشنال»؛ تحلیلِ اخیرِ «اسرائیل هیوم» را میخواندم که به «استراتژیِ کیسینجر» برخوردم.
من(کژدم) سالهایِ سال فکر میکردم که «کیسینجر» یک نابغهٔ سیاسی بوده است. امّا سالها است که به این نتیجه رسیده ام که «کیسینجر» و «ریجارد نیکسون» در رابطه با «چین» دچارِ «اشتباه استراتژیک» شدند و آمریکاییها نباید به آنها افتخار کنند. همچنین به این نتیجه رسیدم که در ماجرایِ «چین و آمریکا»؛ «دِنگ ژیائو پینگ» برندهٔ واقعی بوده است.
این نظریّهٔ احمقانه که اگر «وضعیّتِ مالیِ کشورهایِ فقیر» بهبود یابد؛ آنها به سمتِ «دموکراسی»(بخوانید پارتی کراسی) گرایش پیدا میکنند؛ بُنیادِ و ستونهایِ رفتارِ سیاسیِ آمریکا در چند دَههٔ اخیر بوده است. این نظریّه در «غزّه و کرانهٔ باختری» کاملاً شکست خورد و پیش از آن در رابطه با «چین» نیز شکست خورده است.
«چین» که در گرسنگی و فقرِ مطلق در اواخرِ دورانِ «مائو تسه دون»؛ دست و پا می زد؛ با گشوده شدنِ درها از طرفِ آمریکا و اروپا؛ به «دموکراسیِ موردِ نظرِ غرب» نرسید. بلکه با احیایِ اقتصادِ چین که متّکی بر دو عاملِ «درهایِ بازِ غرب» و «استقبالِ دنگ ژیائوپینگ»؛ انجام گرفت. چین را به قدرتی بزرگ تبدیل نمود.
من؛ زمانی که «کیسینجر» و «ریچارد نیکسون» را در برابرِ «دِنگ ژیائوپینگ» قرار می دهم؛ به این نتیجه می رَسَم که:
این «دِنگ ژیائوپینگ» بود که باید هوشمند ترین «استراتژیستِ قرن» نامیده شود و «کیسینجر» و «نیکسون» فقط «کوتوله ها» بودند.
نمیدانم که آیا برایِ شما نیز دَرسی برایِ آموختن در آن هست؟ یا نیست؟
فکر میکنم چین تحت تاثیر شکل اقتصادی آلمان نازی اجازه سرمایه گذاری غربیها درون کشورش رو داد.بنیان فرهنگی خودش رو حفظ کرد،سیستم تک حزبی رو تحکیم کرد و تونست مهندسی بینقصی برای مردم کشورش ارائه بده.(بومی سازی کمونیسم)
حذفاقتصاد آزاد لزوما به دموکراسی منجر نمیشه.طبقه متوسط تو ایران دخالتی در امور سیاسی ندارن،از نظر عقل و فهم سیاسی هم در درجه بسیار پایینی هستن.(بویژه روشنفکران و قشر آکادمیک)
حذفمردم چین تلاشگر و زحمتکش هستن ولی ایرانیان اکثرا مفتخور تشریف دارن و با تکیه بر منابع طبیعی و دلالی دنبال پیشرفت اقتصادی بدون تولید هستن.
بنظرم هنوز هم تصور غرب اینه که پیشرفت اقتصادی دموکراسی میاره (مثال برجام)
همهٔ آنچه که در رابطه با مردمِ ایران گفتید را در همه جایِ جهان میتوانید پیدا کنید و مختصّ ایرانیان نیست.
حذفآیا فکر میکنید که همهٔ مردم چین و یا اروپا و آمریکا و روسیه؛ «دنگ ژیائوپینگ» و «انشتین» و «تسلا» و «ادیسون» هستند؟
اینکه ترامپ میخواهد برایِ هر آمریکایی؛ ۲۰۰۰ دلار چِک بفرستد؛ برای چیست؟ گونی هایِ سیب زمینیِ «شمپانزه نژاد» را فراموش کرده اید؟
این «چِک ها» مانندِ «گونی هایِ سیب زمینی» فقط برایِ «پیش خریدِ رأی» هستند.
همه جایِ دنیا آسمان همین رنگ است.
آنچه که در چین می بینید؛ «کمونیسم» به مفهومِ مارکسیستیِ آن نیست. فقط «پارتی کراسیِ تَک حزبی» است.
حذفبه همین ترامپ نگاهی بیندازید. چند روزِ پیش ویدیویی را باز نشر کرده بود که در آن؛ «اوباما و همسرش» را به شکلِ میمون ترسیم کرده بودند.
حذفبعد از اینکه گَندَش در آمد؛ به سادگی گفت: «من این قسمت را ندیده بودم.»
آیا کسی که حوصلهٔ دیدنِ یک ویدیو کلیپِ چند دقیقه ای را ندارد؛ یک «استراتژیست» است؟
آیا فکر می کنید که اینهمه اطّلاعاتی که در اختیارش گذاشته می شوند را مطالعه می کُند؟ آیا حتّی وقتِ کافی برایِ خواندن و فکر کردن در رابطه با آن انبوهِ بزرگِ «داده ها» را دارد؟
چرا تا به حال ۱۰ ها بار «فلیپ-فلاپ» کرده است؟
هر جایی که نوبتِ خودش می رسد؛ به همه چیز «می رینَد».
لذا من اینگونه فکر نمی کُنم.
آدمهایی مانندِ او «مردانِ یک چشم با ۲۰٪ بینایی» در میانِ «کورها» هستند.
دنگ ژیائوپینگ از جمعیت زیاد چین در آن برهه زمانی به عنوان نیروی کار ارزان استفاده کرد چون در آن زمان کارگران و کارهای ساده نیاز روز برای صنعتی شدن بود. اما در دنیای امروز رباتها و هوش مصنوعی بازی را تغییر دادهاند و جمعیت زیاد در افراد بیسواد و بدون تخصصِ خاص نه تنها مزیت به حساب نمیآید بلکه هزینهزا هست. موضوع مهم اینه که دیتاسنترهای هوش مصنوعی به مقادیر زیادی مس نیازمند هستند که در کشور ما فراوان هست و رژیمِ آینده بایستی در زمینهی جمعآوری دادهها و آنالیز آنها برای تشکیل این دیتاسنترها در کشور به شکل بومی تلاش کند و تمامی کسب و کارها بایستی در تعاریف شرح شغلی خودشون استفاده از هوش مصنوعی و این دیتاسنترها رو مبنا قرار بدن. اینطوری میتونیم GDPمون رو به شکل واقعی افزایش بدیم.
پاسخ دادنحذفسخنانِ شما بسیار «کلیشه ای» است. هند و چین همچنان از «برده هایِ ارزان قیمت» استفاده میکنند. زیرا اگر استفاده نکنند؛ باید شکمهایِ آنها را دولت سیر کُند.
حذفاین نقطهٔ تضادّ میانِ «جمعیّتِ بسیار بزرگ» و «تکنولوژی نوین» است. مسئله فقط GDP بزرگ نیست. زیرا GDP بزرگ به تنهایی مردم را تواناتَر نمی کُند. مُشکلی که در آمریکا به صورتِ «بزرگنمایی شده» به گردنِ «مهاجران» می اندازند؛ در واقع به خاطرِ «رُشدِ کِیفی تکنولوژی» بوجود آمده است.
«تعدیلِ جمعیّت»؛ شُتُری است که در جلو دَرِ همهٔ کشورها خوابیده است و گریزی از آن نیست.
این بحث را به خاطرِ «انحرافی بودن»؛ ادامه نمی دهم.
بازاریها برای چهلم 18 و 19 دی فراخوان گذاشته اند. ممکنه رژیم باز هم مانند آن دو روز کشتار راه بیاندازد یا دستش بسته است؟
پاسخ دادنحذفسرکوب می کنند.
حذفhttps://x.com/Alighazizade/status/2020482857924210690
پاسخ دادنحذفحتّی اگر فوردو را کاملاً ویران کنند و یا حتّی همهٔ اورانیومِ غنی شده را نیز از ایران خارج کنند و حتّی اگر همهٔ تونلهایِ موشکی را نیز ویران کنند؛ هیچ فایده ای برای «جنبشِ ملّی ایران» ندارد.
حذفاینگونه عملیّاتها بیشتر برایِ پیشگیری از ۲ مسئله است:
۱- رژیمِ شیعی نتواند به اسرائیل و کشورهایِ همسایه آسیب برساند.
۲- در دورانِ گذار؛ این موشکها به دستِ «نیروهایی مانندِ طالبان و القاعده» و جریانهایی از این قبیل نیفتند.
آنچه که میتواند به مردمِ ایران کمک کند؛ از میان بُردنِ سیستمهایِ ارتباطاتی رژیم؛ کُشتنِ فرماندهان و رده هایِ میانیِ ارتش و سپاه و بسیج؛ بمبارانِ مراکزِ واقعیِ تجمّع نیروهایِ سرکوب ؛ بمبارانِ هلیکوپترها؛ نفربَرها؛ خودروهایِ زِرِهی؛ تانکها؛ دِپوهایِ تسلیحاتِ سبک و نیمه سنگین ... و از این قبیل چیزها است.
https://x.com/Ehsan_HoZa/status/2020529419752738954
پاسخ دادنحذفحدس میزنم حکومت در فاصله نه چندان دور شروع به مصادرههای زیادی از اموال و دارایی مردم عادی برای تامین بودجه سرکوب و جنگ احتمالی بکنه
پاسخ دادنحذفحتی ممکنه بین آتش به اختیارها سر غارت کردن اموال مردم رقابت هم ایجاد بشه
اینکه ذهنِ شما بر رویِ اینکه: «چه بلایی میخواهند بر سرمان بیاورند» متمرکز شده است؛ یک «ذِهنِ بیمار» است.
حذف«ذهنِ سالم» بر رویِ این امر تمرکز می کند که «اکنون چه کارهایی میتوانیم بکنیم؟»
اگر چنین اتّفاقی بیفتد؛ بدستِ «آتش به اختیارها» نخواهد بود و نیازمندِ تصمیمهایِ «قضایی» است.
«آتش به اختیارها»؛ کارشان «کُشتن»؛ «اسیر گرفتن»؛ «اسید پاشی»؛ «مسموم کردنِ کودکان و نوجوانان در مدارس» و اینگونه کارها است. امّا زمانی که کار به «غارتِ اموال مردم» می رسد؛ «آتش به اختیار» باید همان کاسه ماست را که جلوَش میگذارند؛ بخورَد.
https://x.com/PahlaviReza/status/2020983358218699101
حذفایمان داشته باشید به پیروزی خودتان. ایمان داشته باشید به قدرت خودمان و باور داشته باشید که این بار جهانیان پشت سر شما خواهند ایستاد و از آزادی شما حمایت خواهند کرد.
دست در دست هم پیش خواهیم رفت و دشمن را شکست خواهیم داد.
پیروزی از آن شماست.
پاینده ایران
کژدم مونیخ ۱۴ فوریه رو فراموش نکن.جهانیان برای آزادی ما اقدام خواهند کرد.
پاسخ دادنحذفمن(کژدم) از این حماقَتِ شماها خسته شده اَم.
حذف«اُلاغِ احساساتی»؛.... اگر میخواهید «افکارِ عمومی» را در آمریکا سازماندهی کنید؛ باید به فکرِ «انتخاباتِ میان دوره ای در آمریکا» باشید و به «لاشخور = ترامپ» پیام بفرستید که اگر به «پیمانی که بَستی» عمل نکنی؛ ما حتّی به کثیف ترین کاندیدایِ «دموکرات» رأی خواهیم داد ؛ تا همه چیز را بِبازی.
من(کژدم) میدانم که «دموکراتها » به شدّت از «قحط الرّجال» رنج می برند و در انتخاباتِ آیندهٔ «ریاستِ جمهوری»؛ بازی را خواهند باخت. امّا با رأی دادن به «دموکراتها» در انتخاباتِ مجلِسِ نمایندگان (اَعمّ از کنگره و سِنا) میتوان خایهٔ «لاشخور = ترامپ» را کشید (نظریّهٔ Void).
از مَن می پُرسید؟
ریدَم به دهان و صورتِ «جهانیان» که حتّی حاضرند برایِ وعدهٔ «یک بستني قیفی» به حزبِ «وعده دهنده» رأی بدهند.
لذا:
خَفه شو و به «کُسِ نَنِه اَت بخند».
یادمه واسه اون دختر بیچاره اوکراینی حتی ایلان ماسک هم توییت میزد، ولی واسه زن ایرانی تایم لاین انگلیسی به غیر از دوستان یهودی بقیه خفه شدن.
پاسخ دادنحذفنتیجه اینکه:
حذفبه اسرائیل درود بفرست.
https://x.com/abornaei/status/2021126994537087085
پاسخ دادنحذفانقلابِ «ملّی ایران» یک «انقلابِ تمدّنی» است و امواجِ آن اوباشانِ عراقی و آفریقایی و افغانی را نیز به خاکستر تبدیل خواهد کرد.
حذف«ریشه کنیِ مالاریا؛ یعنی: ریشه کَنیِ مالاریا».
https://x.com/USABehFarsi/status/2021056600417444219
پاسخ دادنحذفبمیرم برات نرگس جون
به نظرِ من(کژدم) این «جنده» و «تاجزادهٔ دیّوس» و همهٔ «اصلاح طلبان» باید بسیار پیش تر از اوباشانِ بسیجی و سپاهی؛ حذف شوند.
حذفhttps://x.com/SGhasseminejad/status/2021372244530790724
پاسخ دادنحذفمَرا به صُلّابه نکشید. یکبار گفتم که «شاهزاده» باید تیمِ خود را «پاکسازی» کُند.
حذفhttps://x.com/freeman010/status/2021500515302166539
پاسخ دادنحذفhttps://x.com/NR2OH/status/2021600668998422557
پاسخ دادنحذفمتأسّفانه در چند روز و هفتهٔ اخیر؛ آنهایی که این وبلاگ را مطالعه کرده اند؛ که البتّه تعدادشان بسیار کَم است و مطالب و نوشته هایِ پیشین را نیز مطالعه نمی کنند؛ به جُز تعدادی که گوگل آنها را «غیره = از جایی نا مشخّص» به این وبلاگ مراجعه می کنند و فقط «مطالعه می کنند و نظر نمی دهند»؛ پُرسشها و نظرات؛ بسیار «سخیف» و در حدّ «پُرسشها و نظراتِ کودکانِ مَهدِ کودکی» هستند. گویی که این وبلاگ جایی برایِ «افشاگری» است. این وبلاگ برایِ «تکرار گویی و جویدنِ ۱۰۰۰ بارهٔ افشاگریها» طرّاحی نشده است. من(کژدم) نیز هیچ علاقه ای به «افشاگری» ندارم.
پاسخ دادنحذفهمهٔ اینها به من(کژدم) برایِ چندمین بار و به صورتِ مِیدانی میگوید که «مردمِ ایران؛ هنوز هم که هنوز است؛ آماده نیستند.».
برایِ من(کژدم) مهمّ نیست که رژیمِ شیعی به چه جنایاتی دست زده است و همچنان خواهد زد.
آنچه که برایِ من(کژدم) مهمّ است؛ شیوهٔ «عکس العملِ مردم» است.
اینکه ۴۰ یا ۵۰ هزار نفر در فاصلهٔ زمانی میانِ ۱۸ تا ۲۲ دِی قتلِ عام شده اند؛ نتوانسته است که چیزی را در «فضایِ مِیدانی» به نفعِ مردم تغییر دهد.
اکنون پُرسِشِ بسیاری از مردم این است که چرا اسرائیل و آمریکا؛ به وعدهٔ خود عمل نکردند؟ امّا از خود نمی پُرسند که چرا آمریکا و اروپا و اسرائیل در «قتل عامّ های دارفور» و «قتل عامّهایِ رواندا» ساکت بودند؟ زیرا تولیدِ اینگونه پُرسشها؛ به «افکارِ احمقانهٔ آرزومندانهٔ آنها» لطمه می زَند.
گویی که کسی نَه «پول» دارد؛ نه «شُغلی مناسب و پایدار» دارد و حتّی نمیتواند خانه ای اجاره کُند؛ آرزو دارد که «ازدواج کُند» و اگر نتواند و از همه جا پاسُخِ «نَه» بشنود؛ به «صادق هدایت» و «کافکا» تبدیل شده و از زمین و زمان گلایه کُند.
من(کژدم) بارها در نوشتارهایِ پیشین گوشزد کرده ام که: «شما؛ تنهاترین تنهایان هستید». آیا کسی متوجّه شد که کژدم چه میگوید؟ هیچکس متوجّه نشد. و چه بسا کژدم را به پاشیدنِ تُخمِ یأس متّهم کردید و کردند.
شماها اگر به صورتِ ۱۰ ها میلیونی بیرون بیایید و هرچقدر نیز که «کُشته و زخمی و اسیر» بدهید؛ نشانهٔ «آمادگی» نیست.
کژدم
درود
حذفچند روزیه با عده ایی از دوستان در حال مکاتبه هستم. گروه های کوچیک محلی تشکیل داده اند برای شناسایی و خنثی کردن اراذل دخیل در کشتار اخیر.
ولی همه اینها نیازمند منبع مالی هست تا این بچه ها بتونند براحتی وسایل و اسلحه و… تهیه کنن.
پرسش من از شما؛
نظرتون نسبت به این حرکت های چریکی چیه؟ اگر هفته ایی ۲-۳ تا از این اراذل و اوباش پذیرایی بشه بنظرتون برای ایجاد جرقه و بالا بردن روحیه مردم خوبه؟
به من راهنمایی کنید لطفا. اینکار شدنیه؟ در درازمدت اثر داره؟ و چطور باید در امنیت کامل انجام بدیم؟
سپاس
https://x.com/Daikatuo/status/2021557926347817113
حذفمن(کژدم) مِثلِ شما فکر نمیکنم. آمریکا و اسرائیل برایِ ضربه زدن به رژیمِ شیعی؛ اینهمه تجهیزات آورده اند و شماها به حذفِ «۲ نفربَرِ زِرِهی» اُمید بسته اید؟ و اصلاً نمی فهمید که برایِ همین عملیّاتِ کوچک؛ چقدر نیرو و کار و زمان صَرف شده است. شوخی می فرمایید؟
حذفتا زمانی که «موتورِ بزرگ» و به صورتِ سراسری چنین مبارزه ای را آغاز نکند؛ کاری از پیش نخواهد رفت.
«یِک انقلاب» نمی تواند «۱۰۰ فرمانده» داشته باشد.
«یک انقلاب»..... «یک فرمانده».
تشکیلِ گروههایِ کوچک؛ امّا تحتِ «یک فرماندهیِ واحد» بسیار درست است. این «فرماندهِ واحد» نباید «تشکیلاتی» باشد. زیرا «سازماندهیِ اُفقی» را به «سازماندهیِ هِرَمی» تبدیل می کند.
حذفبه جنگِ جهانیِ دوّم نگاهی بیندازید. هر ناحیه ای نیروهای خود و «فرماندهانِ مِیدانیِ خود» را داشت. امّا از یک فرماندهیِ واحد دستور (فرخوان) میگرفت. هیچ نیرویی «سازِ خود» را نمی زد.
اینکه گروههایِ «چریکی» تشکیل بدهید و هر کسی به کارِ خود مشغول باشد؛ به «فرماندهیِ کُلّ» آسیب می زَنَد. امّا «فرماندهیِ کُلّ» نیز باید «وجودی شایسته» داشته باشد و گرنه؛ «پراکنده کاری» به نتیجهٔ مطلوب نمی رسد؛ هرچند که گروههایِ چریکی به رژیمِ شیعی آسیب خواهند زد؛ امّا در یک «تصویرِ بزرگ»؛ فقط اِتلافِ وقت خواهد بود.
«فرماندهِ شایسته» را نمیتوان فقط با دستور از بالا منصوب کرد.
«فرماندهِ شایسته» را نمیتوان با «رأی دادن»؛ انتخاب نمود.
«فرماندِه شایسته» باید در عمل نشان دهد که به همهٔ «جوانبِ مبارزه» آگاهیِ بسیار بالایی دارد.
آقای «بنیامین ناتانیاهو» نمونهٔ یک «فرماندِه شایسته» است و به همین دلیل است که جامعهٔ اسرائیل؛ به هَر دَری که زده است؛ در نهایت به «شایستگیِ ناتانیاهو» روی آورده است.
«ترامپ»؛ یک «فرماندِ ناشایسته» است که در میانهٔ آشوبِ «قحط الرّجال» با «رأی دادن» انتخاب شده است.
«کورش بزرگ»؛ به خاطرِ «توانایی هایَش» از طرفِ «شاهانِ محلّی» به «پادشاهی» برگزیده شد و به مرورِ زمان؛ «شاهنشاه» گردید.
«داریوشِ بزرگ» را انتخاب نکردند؛ امّا توانست شایستگی هایِ خود را به نمایش گذاشته و «شاهنشاه» شود.
کژدم پیشنهادش بد نبود. برای بالا بردن روحیه خوب است. البته باید خیلی حرفه ای و ناشناخته صورت گیرد. با برنامه ریزی کامل.
حذفاینجور کارها نباید بچگانه باشد و باید از روی حساب و با برنامه دقیق و موفقیت آمیز باشد. با مطالعه باشد.
به نظرتون شاهزاده پهلوی شایستگی شاهنشاه شدن رو دارن؟
حذفبکار بُردنِ نامِ «شاهنشاه» یک اشتباه است. «شاهنشاه» یعنی «شاهِ شاهان» و ارزشِ تاریخیِ خود را از دست داده است. زیرا در ایرانِ کنونی؛ حتّی یک «پادشاه» نیز نداریم. چه رسد به اینکه تعدادی پادشاه داشته باشیم و آن پادشاهان؛ در میانِ خود به توافق برسند که یک «فرماندِهِ واحد»(شاهنشاه) داشته باشند.
حذفشاهزاده رضا پهلوی؛ میتوانند «پادشاهِ ایران» شوند. امّا اینرا میدانند که آخرین پادشاهِ «سلسلهٔ پهلوی» خواهند بود و پس از ایشان؛ مردم باید پادشاهِ جدیدی انتخاب کنند.
به جایِ پرسیدنِ این «پُرسشهایِ سخیفِ دهاتی واری» و اگر نگویم؛ «کِرم ریختن»؛ اگر ۵ نوشتارِ پیشین را میخواندید؛ همین پاسخ را در آنها می دیدید.
اینکه میگی یه انقلاب نمیتونه صد تا فرمانده داشته باشه و یه انقلاب و یه فرمانده: نقش رهبری رو با فرماندهی اشتباه نگرفتی؟ رهبری فراتر از فرماندهی هستش
پاسخ دادنحذففکر میکنم که شما بازی با کلمات را خیلی دوست دارید.
حذفرهبر یعنی «فرماندهیِ کُلّ» و گرنه به قولِ «موسویِ دیّوس»(جنبش سبزِ بازگشت به دورانِ طلایی روسپی زادهٔ بنیانگزار)؛
«همهٔ شما رهبرید»(دروغِ احمق پسند).
برای اینکه با کلمات بازی نشه بهتره از کلمه درست استفاده بشه و البته در آینده نزدیک در سطح ملی بازی با کلمات باب میشه
حذفیه چیز خیلی مهم نوشته ات نیازه به روز رسانی بشه تا با شرایط امروز جور در بیاد اگه مایل باشی توضیح بدم:
https://kajdoum1.blogspot.com/2019/02/blog-post_28.html?m=1
مهمه به نحوی شورای رهبری با نهاد پادشاهی اذغام بشه
درود بر شما
حذفمسئلهٔ مهمّی را مطرح نمودید. این وبلاگ؛ با اینکه در رابطه با بسیاری از مسائل گفتمان ایجاد کرده است و همچنین نظراتِ من در بخشهایی از آن که مربوط به ماجرایِ عراق و سوریه و لبنان و داعش بوده اند؛ اکنون مشمولِ مرورِ زمان شده اند. امّا افکارِ سیاسیِ من(کژدم) «تاریخِ دگردیسی هایِ سیاسیِ من هستند» و همیشه در حالِ دگردیسی بوده اند.
اگر به مجموعهٔ نوشتارهایِ «چگونه ایرانی می خواهید بسازید؟» توجّه کنید؛ می بینید که نوعی از شیوه هایِ «کاربُردی - مِیدانی» حکومتی را در تکمیلِ نوشتارهایِ مربوط به «ملاقات با اندیشه هایِ کُهن و اندیشه هایِ نو» مطرح می سازند. امّا همهٔ اینها «تولیدِ اندیشه» و در حدّ «پیشنهاد» هستند و میتوانند موردِ بحث و بررسیهایِ «کارشناسانه» قرار گیرند.
در هیچ یک از این نوشتارها؛ نمیتوانید مطلبی پیدا کنید که با «پادشاه به عنوانِ نمادِ ملّی» مخالفت داشته باشد. امّا مطالبِ زیادی میتوانید پیدا کنید که با «پادشاهیِ مشروطه» مخالف است. زیرا «پادشاهیِ مشروطهٔ اسلام پناه و شیعه محور» که ظاهراً «سکولار» بود؛ امّا «انگلهایِ صفوی» را به عنوانِ «قدرتِ موازی» پذیرفته بود و در نهایت نیز به «خیانتِ ملّی ۵۷» انجامید و اکنون اینجا هستیم.
من (کژدم) با «پادشاه به عنوانِ نمادِ ملّی» مخالف نبودم و نیستم.
همهٔ سیستمهایِ حکومتی نوعی «قراردادِ اجتماعی» هستند و میتوانند دستخوشِ تغییر شوند و مانندِ قوانینِ طبیعی نیستند که تنوان آنها را تغییر داد. همین الآن؛ اگر همهٔ ساکنینِ رویِ زمین رأی بدهند که «ماه» دیگر دورِ زمین نچرخد و اینک؛ نوبتِ زمین است که به دورِ ماه بچرخد؛ چیزی اتّفاق نخواهد افتاد.
لذا دریچه هایِ ذِهنِ کژدم؛ برای شنیدنِ «ایده هایِ نوین» باز است.
کژدم جان.. ایرانیان هیچ وقت از پس شیعه برنیامدند و تنها شانسی که دارند بعد کمک خارجی بتونند برای همیشه طوری بزنندش زمین که نتونه قد علم کنه اما به این روحیه نرم و شل بودن کلی ما نمیخوره نمادی که شما پشتش رفتی و میگی اگر راست میگید نماد شما چیست از همه بدتر..
پاسخ دادنحذفچکار باید کرد شما بهتر از من میدونی
در این مدت بهترین چیزی که از شما شنیدم ضرورت کشتن کثیف تر از حتی خامنهای؛
پزشکیان و بقیه نوکر ها بود
خود این خلیفه خودخوانده شیعیان ترسو و بچه کش
با یک دست کون خودش رو هم راحت نمیتونه بشوره.
اینکه می گویید ایرانیان هیچوقت از پَسِ شیعه بر نیامده اند؛ سخنی بسیار «احمقانه» است. زیرا ایرانیان اکثراً یا از باورمندانِ «شیعه گری» هستند و یا «مسلمان» هستند.
حذفلذا هر کسی باید از «پَسِ خودش» (کُس شِعرهایی که بدونِ اندیشیدن باور کرده است) برآید.هیچ یک از «مسلمانها» و «شیعه ها» از اسلام آگاهی ندارند و اگر بگویی که واقعیّتِ «اسلام» و یا «شیعه گری» این است؛ تعجّب میکنند و به دستورِ «انگلها = آیةالله ها = مُفتی ها»؛ گوینده را به «تُهمت زَنی» و «کُفر» متّهم می کنند و ریختنِ خونشان را حلال می شمارند.
شما نیازی ندارید که همهٔ تاریخِ کثیفِ زندگی «محمّد» (راهزنِ برده دار و حَشَری) را بخوانید تا متوجّه شوید که «شیعه گری» و «اسلام»؛ چه «گُهی» هستند.
زمانی که یک «انگلِ شیعه مسلک» میگوید: «اگر یک قطره اَشک برای حُسینِ راهزنِ سلطنت طلب که در کربلا به گُه خوری افتاده بود بریزید؛ همهٔ گناهانَ کبیرهٔ تان نیز پاک می شود»؛ یعنی اینکه: «شیعه میتواند؛ زَنَش را اجاره بدهد زیرا با پرداختِ مَهریّه مالکِ اوست. و یا به کودکِ شیرخوارهٔ خود نیز تجاوز کُند»؛ فقط با یک قطره اَشک؛ میتواند به «بهشتِ مشتَرَکِ مسلمانان و شیعیان» که یک «روسپی خانهٔ ۵ میلیون ستاره» و با «سِرویسهایِ ویژهِ» (سورهٔ الرّحمان) است بِروید؛ دیگر نیازی به «انشتین بودن» ندارید تا بفهمید که این عقیده از «سَر تا پا» و از «ریشه تا بَرگ» یک «دینِ شِیطانی» است و «شِیطانی بودنِ این دین و فِرقهٔ زگیلیِ شیعه گری» برایِ شما آشکار می شَود.
از «اخوان المسلمین» بگیر تا «سَلَفی مَسلکی» و «ولایتِ فقیه بازی»؛ همگی نمادهایِ ظهورِ نکبَت به صورتِ «اجتماعی» هستند که خودِشان آنرا «اعمالِ شِیطانی» میخوانند.
من(کژدم)؛ «مسیح» را از این گَردونه جدا می دانم. امّا «مسیحیّت» را در این «دایرهٔ شِیطانی» تعریف می کُنم.
«مسیح» را یک «راه گُم کرده» و یک «یهودیِ سرگردان در زمینهٔ اندیشه و باوَر» می دانم که هیچ ادّعایی نداشت و فقط «موعظه» می کرد و تلاش می کرد؛ تا میانِ «اندیشه هایِ مَندایی»(یحیی تعمید دهنده) و «موسی» و یا «تعبیرهایِ خاخامی از موسی»؛ «آشتی» ایجاد کُنَد و به همین دلیل نیز به صلیب کشیده شد. لذا این اَمر به «افرادِ یهودیِ مَذهبی» و «مسیحیانِ پِیرو کلیساها» مربوط است که خود را از این بندهایِ دروغینِ «تاریخی» برهانند.
رهایی از بَندِ «باورهایِ اسلامی» و «باورهایِ شیعی» نیز در همین «اُلگو» می گُنجَند و باید به حاشیه هایی از قبیلِ «عِرفانِ یهودی»(کابالا) و گونه هایِ گوناگونِ «دراویش و صوفی ها» در بسترِ اسلام؛ بشاشید و بِرینید. زیرا همگی در فاضلابِ «تعبیر و تفسر» از «فرضهایِ اِثبات نَشده» قرار دارند. و گرنه؛ آیندهٔ خود و فرزندانِتان را تباه خواهید کرد.
https://x.com/PahlaviReza/status/2022003350204522644
پاسخ دادنحذفشاهزاده به بهترین شکل دارن ایرانیان داخل و خارج از کشور رو باهم متحد میکنن.خارج از کشور تجمع برگزار میکنن داخل کشور شعار میدن
پاسخ دادنحذفدر روزهایِ ۱۸ و ۱۹ دِی ماه؛ همانگونه که گفته ام؛ رهبریِ «شاهزاده رضا پهلوی»؛ تثبیت شد و پس از این شاهد اعمالِ «هِژمونیِ طبیعیِ این رهبری» خواهیم بود و پذیرشِ رهبریِ ایشان؛ روز به روز گسترده تر خواهد شد.
حذفپروژهٔ «زَدَنِ شاهزاده» نیز شکست خورده است و کسانی که چه به عنوانِ «جمهوری خواه» و یا فریادهایِ «دموکراسی خواهی» در این پروژه؛ شرکت کردند؛ قُمارِ بزرگی کردند و تمامی موجودیّتِ دروغینِ خود را که در این ۴۷ سال ساخته بودند را در این قُمارِ احمقانه باختند و از دایرهٔ سیاسیِ آیندهٔ ایران حذف خواهند شد.
این احمقها صدایِ «۱۸ و ۱۹ دِی ماه» را نشنیدند و فکر می کردند که شاهزاده نیز مانندِ آنها فقط یکی از بازیگران است.
شاید پس از این؛ عدّه ای از آنها بخواهند به مسیرِ «مجیز گویی» روی بیاوَرند. در چنین صورتی؛ فریبِ این «رجّاله ها» را نخورید.
به آنچه که از طرفِ «یو تیوبِرها» مطرح می شوند؛ توجّه نکنید.
حذف«یوتیوب» برایِ آنها یک «نان دانی» است. هر روزه مطالبی جنجالی مطرح میکنند تا مخاطبانشان را در «حبابِ هیجانات» نگهدارند. امروز جنگ می شود و یا فردا جنگ می شود و یا یک هفتهٔ دیگر و یا دو هفتهٔ دیگر.... فقط بازی با «زمان» برایِ حفظِ مخاطب است. هیچکدامشان نیز در رابطه با اینکه «مردمِ ایران چه باید بکنند؟» حتّی به ارزشِ یک «پاپاسی» حرفی نزده اند و نمی زنند و برایِ خودشان «بازارِ خَر رَنگ کُنی» راه انداخته اند و من از اینکه تا کنون واردِ این «بازارِ خَر رنگ کُنی» نشده ام؛ خوشحال هستم. به قولِ یکی از این «خَر رنگ کُنها»؛ «زبان استخوان ندارد و به هر طرف می چرخد». این حرفِ آن «خَر رنگ کُن» را بپذیرید. زیرا تنها حرفی است که «صادقانه» گفته است. آنچه که برایِ این جماعت مهمّ است؛ اینکه برای هَر ۱۰۰۰ بار دیده شدن؛ ۱۰ دلار پول از «یوتیوب» دریافت میکنند. اگر به حرفهایشان توجّه کنید؛ بخشِ بزرگی از آنرا «منَم؛ مَنَم» و تکرارِ مکرّر حرفهایِ بی مصرف است. حتّی اگر حرفی نداشته باشند؛ یک شخصِ خارج از دایره هایِ تصمیم گیری را پیدا کرده و مانندِ «دُن کیشوت» از آن «آسیابِ بادی» یک «دشمنِ جرّار» می سازند و چند روز و یا هفته ها در رابطه با او برنامه می سازند. تا روزی حدّ اقل ۸۰۰ دلار آمریکا به جیب بزنند. «کانالِ پُشتیبان» درست میکنند و یا ویدیوهایِ کوتاه که بخشهایِ برنامهٔ اصلی هستند را به «فروش» میگذارند.
«وقت تلف کردن» از شما؛..... «پول در آوردن»؛ مالِ آنها.
سرنگون کردنِ رژیمِ شیعی برای اسرائیل؛ یک «ضرورتِ موجودیّتی» است. امّا برایِ ترامپ یک «مدالِ طلا» است.
لذا مجموعهٔ این دو فاکتور و در کنارِ آن «ورودِ مردم ایران به فازِ انقلاب» به ما میگویند که سرنگونیِ رژیمِ شیعی در سالِ ۲۰۲۶ حَتمی است. به شرطی که حرکتهایِ انقلابی؛ «سازمان یافته» باشند. «رفتارِ گَلّه ای» هیچوقت پیروزی نداشته است و همیشه با شکست و سرکوب و قتلِ مبارزان پایان یافته است.
لذا همهٔ افکار باید بر رویِ «ورودِ مردم به فازِ انقلاب» متمرکز شده و «رهنمودهایِ عَمَلی و مِیدانیِ دُرست» برای پیش بُردِ انقلاب تولید کنند.
اگر هر روز ۴ ساعت از وقتتان را بر روی این «خُزعبلاتِ یوتیوبی»؛ هَدَر میدهید؛ به جایِ آن اگر روزی ۲ ساعت برای «تولیدِ اندیشه» صرف کرده و ۲ ساعتِ دیگر را بر رویِ اخبار و «لایه هایِ پنهان» در مجموعهٔ خبرها را بتوانید «حَدس بزنید»؛ خودتان «تحلیلگر» می شوید و نیازی به «فَست فودهایِ یوتیوبی» نخواهید داشت.
به عنوانِ مثال؛ یکی از این «خَر رنگ کُنها»؛ در رابطه با بیانیّهٔ «اوباشانِ عراقی» که در جنگِ آمریکا علیه رژیم؛ وارد نخواهند شد را به عنوانِ «خالی کردنِ پُشتِ رژیمیِ شیعی» از طرفِ «حشد الشّعبی» خواند. در حالی که این بیانیّه به دستورِ رژیمِ شیعی صادر شده است تا «اوباشانِ عراقی» را از ضربه هایِ سنگین نجات دهد. زیرا میخواهند از این اوباشان برایِ سرکوبِ مردم ایران استفاده کنند و اگر شکست خوردند؛ پس از فرار به عراق؛ در آنجا نیرویِ پُشتیبان داشته باشند.
https://x.com/ZelenskyyUa/status/2022347131458028014
پاسخ دادنحذفدیدارِ شاهزاده رضا پهلوی با آقایِ «زِلِنسکی» نشانهٔ آغازِ «فَرگشتِ سیاسی و ژئو پولیتیک» پس از سرنگونیِ «رژیمِ نجاستهایِ گور پرست» بود.
حذفهَم ترامپ و نیز اروپا و «یوکرئین» پیام را گرفتند. شاید آموزشگاههایِ نظامیِ «یوکرئین»؛ در آینده بتوانند در آموزشِ «ارتشِ نوینِ ایران» نقشی مهمّ ایفا کنند.
کژدم نظرت نسبت به مونیخ چیه
پاسخ دادنحذفمونیخ شهرِ زیبایی است.
حذفوقتی میگوید مردم من را صدا زدهاند و من رهبر دوران گذارم، دارد از خودش دفاع نمیکند، دارد از «ما» دفاع میکند. از دهها میلیون ایرانی دفاع میکند که جانشان را کف دست گرفتند و به خیابان آمدند، از دهها هزار ایرانی دفاع میکند که هیچگاه به خانه بازنگشتند. او از خواست تاریخی ملت ایران دارد دفاع میکند، و نشان میدهد که در شنیدن این صدا دچار ابهام نیست. وگرنه کسی که بر روی تخت طاووس زاده شده، و بعد فردای ۲۲ بهمن ۵۷ را هم تجربه کرده، مرگ زودهنگام پدر را چشیده و از دست رفتن خواهر و برادر را دیده، خوب میداند که در آن بالا چیزی خیرات نمیکنند.
پاسخ دادنحذفمن بشخصه برای این انسان و برای این فشاری که در این ۴۳سال تحمل کرده، و این متانت و میهندوستی و بزرگمنشی که در همه این سالها به خرج داده است بینهایت احترام قائلم. واقعا هم معتقدم که باری که تاریخ بر دوش او گذاشته بمراتب سنگینتر از باریست که بر دوش پدر و پدربزرگش گذاشته بود.
پاسخ دادنحذفامیدوارم که «سَهم خواهانِ» و «دروغ بافانِ ۱۰۰ سالِ اخیر»؛ از همایِشِ باشکوهِ مونیخ درس گرفته باشند. آنهایی که به جنبِشِ ایرانیان می پیوندند؛ اگر منظورشان رهاییِ ایران از مستراحِ ۱۴۰۰ ساله و ۵۵۰ سالهٔ اخیر است؛ از دیدنِ آغازِ شکوفایی ایران لذّت خواهند بُرد. امّا اگر به هر دلیلِ مزخرفی که در شعارهایشان میتوان آنرا دید؛ به جنبشِ ملّی ایران نپیوندند؛ هیچ سهمی نخواهند بُرد و در آیندهٔ نزدیک؛ از طرفِ مردم به حاشیه فرستاده خواهند شد و حتّی یک صندلی در شهرداریِ یک «شهرَک» نیز بدست نخواهند آورد.
پاسخ دادنحذفاین اوباشانِ «خود روشنفکر پندار»؛ در شکل گیریِ رژیمِ کثیفِ «انگلهایِ صفوی» دست داشتند و اکنون نیز میخواهند همان نجاستِ سیاسی و مذهبی همچنان پایدار بماند و سرکوب کُند و مردمِ ایران را از «نعمتهایِ زیستن» محروم نماید و این «رجّاله هایِ خود روشنفکر پندار» برایِ مردم؛ «اشکِ تمساح» بریزند. اشکِ تمساح؛ «نان دانیِ آنها» است. تا زمانی که «آه» باشد؛ این رجّاله ها مانندِ «انگلهایِ صفوی مسلک»؛ نانشان در روغن است.
کسی که نفهمیده باشد که «جامعهٔ ایران» در مرحلهٔ کنونی؛ به سویِ «گَند زدایی» حرکت می کُند؛ یا یک «احمق» است و یا «گُرگی در لباسِ میش». امّا «سازندگی»؛ مسیری بسیار طولانی است.
نباید فریبِ نتایجِ مرحلهٔ «گند زدایی» را که حتماً به «زندگیِ بهتری» خواهد انجامید را خورد. بلکه باید مطالعهٔ عمیقی از آنچه که در کشورهایِ غربی و روسیه و چین و هندوستان در جریان است داشته باشیم. تجربه هایِ آنها میتوانند در «مهندسیِ آیندهٔ ایران» نقشی بسیار مهمّ بازی کنند.
اگر پس از سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی؛ ببینیم که قیمتِ دلار از ۱۵۰ هزار تومان به ۱۰۰ هزار تومان رسید؛ «دِلگرمی» تولید می کُند. امّا باید برایِ رسیدنِ ارزشِ پولِ ملّی (تومان) در مسیرِ رسیدن به «یک تومان = یک دلار» حرکت کرد و از خود پُرسید که آیا با داشتنِ جمعیّتِ ۱۰۰ میلیونی و به ارث بُردنِ یک «کشورِ ویران شده» میتوان به چنین «قُلّه ای» رسید؟
آیا میتوان یک جامعهٔ «گور پَرست» را که فکر میکند: (حتّی اگر به کودکِ شیرخوارهٔ خودَت تجاوز کُنی؛ فقط و فقط با ریختنِ یک قطره اشک برایِ «حسینِ شجاعِ بنی هاشمی»؛ همهٔ کثافتکاری هایَت بخشوده می شود و به بهشت می روی!!! را به قُلّهٔ تمدن و «ملاقات با آینده» رسانید؟)؟
از نظرِ من در «کوتاه مدّت» مَحال است. حتّی در بلند مدّت نیز مَحال است. باور ندارید؟ به اروپا و آمریکا و روسیه نگاه کنید که «انگلهایِ مسیحیّت»؛ نقشِ بسیار بزرگی در «مهندسیِ اجتماعی» بازی میکنند و آنچه که «رُنسانس» نامیده می شود؛ نقشی بسیار ناچیز داشته است و «آلترناتیوهایِ سوسیالیستی - آلبرت کامویی» به ظهورِ «نسلهایِ گُم شده» کُمک کرده اند و هر کسی که بخواهد از فرهنگِ مبتذلِ «آلبرت کامویی» فرار کُند؛ دوباره به آغوشِ «کلیسا» باز می گردَد.
اینها را گفتم که بدانید که کژدم از کجا می آید؟
امّا در شرایطِ کنونی؛ باید فقط و فقط «از حاکمیّتِ مطلقِ نجاساتی به نامِ اسلام و شیعه گری» عبور نمود (استراتژیِ مرحلهٔ کنونی). لذا من(کژدم) به همه هشدار می دهم که پُشتیبانی از «شاهزاده رضا پهلوی»؛ برایِ سرنگونی و پُشتِ سر گذاشتنِ «فرهنگ و حکومتِ شیعی»؛ از «نانِ شب» واجب تر است.
کژدم
عالی بود کژدم جان امیدوارم پیامت را اوباش عقب افتاده ای که وضعیت حساس و خطیر فعلی را درک نمی کنند و هنوز بر طبل بیعاری خود می کوبند بدانند که فعلا فقط و فقط پشت سر رضا پهلوی قرار گیرند تا این اختاپوس شیعه که بر جان و مال و نفس ایرانیان چنگ انداخته را از جلو پا برداریم. هر چه باشد این کم عقلان در آینده ایران سهم بهتر و زندگی بهتری خواهند داشت. از تفرقه دست بردارند. چشم خود را بگشایند و بدانند تنها راه عبور از این اهریمن قرار گرفتن پشت پهلوی است.
حذفبا دورود کژدم، فکر میکنم از اواخر فوریه، اوایل مارس، جهنمی برای "آخوندها" و نوچههایشان خواهد بود!
پاسخ دادنحذف1. اینطور که به نظر میرسد، کل ماجرا تا اواخر آوریل، اواسط ماه مه، ادامه خواهد داشت. سپس این حرامزادهها و دستیارانشان (هر گرایش سیاسی که داشته باشند، چه قاتل، چه "سپاهیها"، چه "اس-هل طلبها") میتوانند یکی یکی به جایی که قبلاً دیگران را میفرستادند، فرستاده شوند.
2. چیزی در مورد صدها هزار نفری که در سرویسهای مخفی این رژیم توسط روسها و چینیها آموزش دیدهاند و پس از موفقیت مردم، میتوانند بدون شناسایی وارد جامعه شوند و مانند مافیاییها و سازمانهای مخفی روسی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خون مردم را میمکند، بنویسید.
من نمیتوانم بفَهمَم که این «چند ۱۰۰ هزار مأمورانِ روسی» را از «کدامین سوراخِ کونِتان»؛ بیرون آورده اید؟(برخی ها تعدادِ سوراخهایِ کونِشان بیشتر از تعدادِ طبیعی است)!!!
حذفکژدم جان، اگر بنا به آغاز جنگ باشه بفرمائید چه آذوغه ای تدارک ببینیم؟ آمریکا هم زیرساختهای غیرنظامی رو نزنه، رژیم ممکنه خودش چنین جنایتی بکنه و گردن آمریکا بندازه.
پاسخ دادنحذفپُرسشِ شما یا «احمقانه» است و یا اینکه «پُرسشی طرّاحی شده» از طرَفِ کسانی است که میخواهند این تصوّر را بوجود بیاورند که: «ایران قرار است به لیبی و یا سوریه» تبدیل شود.
حذفپاسخِ مَن(کژدم) به این پُرسش این است:
دورانِ تولیدِ «جنگهایِ بیش از ۳۰ ساله» توسّطِ «جِندهٔ فرشتهٔ مُعجزه»(آنگلا مِرکِل) و دَیّوسی به نامِ «اوباما» گذشته است. ایران با جنگی «کلاسیک» مانندِ جنگهایِ پیشین؛ چه در چهارچوبِ منطقه ای و یا جهانی روبرو نیست که «قحطی» ایجاد کند. لِذا چند ۱۰ کُنسِروِ گوشت و لوبیا و مقداری آرد و برنج؛ میتواند کافی باشد.
این جنگ بیش از ۲ ماه طول نخواهد کشید.
کژدم از این به بعد به جای شاهزاده بگید کینگ رضا پهلوی
پاسخ دادنحذفشاهزاده رضا پهلوی؛ خودشان نیز چنین ادّعایی ندارند و ۱۰ ها بار اینرا گفته اند.
حذفزمانی که ایشان به پادشاهی رسیدند؛ من نیز ایشان را «رضا شاه» خواهم نامید.
قانونِ اساسی پادشاهی ایران نیز؛ آن «قانونِ زِپِرتیِ مشروطه» نخواهد بود.
کژدم به ملاقات شاهزاده برید و ازش بخواید شما رو تو تیمشون قرار بده
پاسخ دادنحذفمن(کژدم) به درهایِ بسته نمی زنم.
حذفاتحاد میلیونی که بین ایرانیان شکل گرفته هر حکومتی رو میتونه سرنگون کنه.
پاسخ دادنحذفمن(کژدم)؛ چند روزی است که تقریباً ساکت هستم. دلیلِ سکوتِ مَن این است که میخواهم همهٔ «ستون نویسها»؛ هر چه «قِر» تویِ کمرشان است را بریزند.
پاسخ دادنحذفاگر فرض کنید که «یک نفر» موجودِ معروف به تنهایی در یک میدانِ فوتبال در حالِ قدم زدن است و «ستون نویسها» در همهٔ زوایایِ این زمینِ فوتبال دوربین و گزارشگر دارند و حتّی با «پهپاد» نیز گزارشِ زنده ضبط میکنند؛ خواهید دید که این «ستون نویسها» از «وِر زَدن» باز نمی مانند و هر حرکت و تغییرِ مسیر آن «یک نفر» را تعبیر و تفسیر می کنند. حال اگر «۱۰ نفر» در همان زمینِ بازیِ فوتبال قدم بزنند؛ این «گزارشها» و «تحلولها» بسیار جذّاب تر می شوند. زیرا اگر یکی از این «۱۰ نفر» در حالِ گذشتن از کنارِ «نَفَرِ دیگر»؛ کونَش را بخواراند. همهٔ «ستون نویسها» از «خارانیدنِ کون»؛ تعابیر و تفاسیرِ عجیب و غریب و شگفت آوری گزارش داده و «تحلول» خواهند کرد. لذا من(کژدم) به آنچه که مذاکرات نامیده می شود؛ حتّی به اندازهٔ «فَضلهٔ موش» نیز ارزش قائل نیستم و نمیخواهم فشارِ خونِ هم میهنانَم را برایِ «هیچ»؛ بالا و پایین بِبَرم.
من(کژدم)؛ «ستون نویس» نیستم.
آنچه که ذهنِ مرا مشغول کرده است؛ «اهدافِ نهاییِ عملیّاتِ نظامی آمریکا و اسرائیل» است.
۱- آیا هدفِ نهاییِ اینهمه آرایِشِ نظامی؛ یک «چَمن زنیِ گسترده» است که با تحریمهایِ شدیدِ نفتی و محاصرهٔ دریایی ادامه یافته و تکمیل می شود؟ تا به مردمِ ایران فرصتِ «خیزِشِ سازمان یافته» برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی را بِدَهَد؟ (در چنین حالتی؛ «طرحِ انسداد» را پیشنهاد می کُنم. زیرا بسیار مؤثّر تر از محاصرهٔ دریایی و مبارزه با «ناوگانِ سایه» است و زمانِ اَثر گزاریِ آن؛ بسیار سریع است. «دلارِ ۲ و یا ۳ هزار تومانی در یک هفته» را تصوّر کنید.)
۲- آیا هدفِ نهاییِ آرایشِ نظامیِ گُسترده که هر روزه گُسترده تر می شود؛ «سرنگونیِ رژیمِ شیعی» در کوتاه مدّت است؟ و اینکه آیا مردمِ ایران؛ آمادگیِ زَدَنِ ضربهٔ نهایی و «حفظِ دستاوردها» را دارند؟
در رابطه با این ۲ سناریویِ احتمالی هیچ یک از «ستون نویسها» و مَن و شما اطّلاعی نداریم. فقط کاخِ سفید و آقایِ ناتانیاهو می دانند که چه خبر است؟
من هیچ یک از «گمانه زنی ها» برایِ پُر کردَنِ «خلأ اطّلاعاتی» را «فال بینی» نمی دانم. امّا «اتلافِ وقت» و ایجادِ «تشتّت فکری» می شمارم.
با درود جناب کژدم. من فکر می کنم زمان شمار شما درست بود اما در آخرین لحظه و در آخرین روز روی غلطک مذاکره افتادند تا در نهایت با فرصت بیشتر به یکی از این دو سناریو که مطرح کرده اید اقدام کنند.
حذفبه گمانم این رژیم برای امریکا قابل ادامه نیست و زمان پایان آن کلید خورده.. و در هر صورت به یکی از این دو سناریو ختم می شود.
درود. در این میان نقشِ مردم بسیار مهمّ است. نباید عجله کنند. باید نخست تا میتوانند مسلّح شوند.
حذفاینکه برخی از «تحلولگران» میگویند که آمریکا و اسرائیل؛ نیروهایِ «کوماندویی» خواهند فرستاد؛ اینها برایِ «عملیّاتِ ویژه» هستند و نه برایِ درگیریِ زمینی با نیروهایِ رژیم. این عملیّاتهایِ ویژه میتوانند طیفِ گسترده ای از اهداف را برایِ خود تعریف کرده باشند. امّا هیچ یک از این اهداف برایِ سرنگون کردنِ رژیم نیستند.
اینبار مردم باید برایِ «انتقام» و کُشتارِ نیروهایِ رژیم و «انگلهایِ عمّامه به سر» بیرون بیایند.
در رابطه با «غلطکِ مذاکره»؛ همهٔ گفته هایِ «ستون نویسها» در حدّ «حدس و گمان» است و اصالت ندارد.
بامبولِ مذاکره؛ برای خریدِ زمان بود و به نظر می رسد که روندِ «خریدِ زمان» نیز در حالِ پایان است.
اینکه میگویند آمریکا با همین ادواتِ کنونی میتواند روزانه ۸۰۰ پروازِ تهاجمی داشته باشد را نیز باید تقریبا حدودِ ۲۵ تا ۳۰ درصد آنرا به پروازهایِ شناسایی و پُشتیبانی اختصاص داد.
اگر آمریکا و اسرائیل بخواهند به مردمِ ایران کمک کنند؛ باید تا میتوانند نیروهایِ رژیم را کشتار کنند تا تار و پودِ رژیم از هم بپاشد.
این عملیّات حدودِ ۲ ماه طول خواهد کشید. تا نتایجِ محسوسی بدست آید.
https://x.com/motorshorgh1/status/2022436815249248510
پاسخ دادنحذفخیلی زحمت کشیدید که ایرانیان را قانِع کنید تا به «خانه ها باز گردند»
حذفکونَت درد نَکُنَد.
برایِ کامل کردنِ گُزارشتان؛ به خوانندگان بگویید که:
حذفچند گونی برنج؛ در «کُسِ زَن و دُخترَت» جا می گیرَند؟
درود بر شما گرامی. این خطابه علی حسین قاضی زاده شنیدنیست.
پاسخ دادنحذفhttps://m.youtube.com/watch?v=FXHaPeeS124
آقای «علی حسین قاضی زاده»؛ مطالبی را در این ویدیو مطرح کرده اند که «اُستاد فرود فولادوند»؛ حدّ اقل ۲ دَهه پیش از ایشان مطرح نموده بودند.
حذفحتّی «شمپانزه نژاد» نیز در پایانِ دُورِ دوّمَش به صراحت گفت: («بازیِ اصلاح طلب؛ اصولگرا» دیگر جواب نمی دهد.) و با این گفتهٔ خود؛ پَتهٔ رژیمِ شیعی را رویِ آب انداخت که این بازی را مهندسی کرده و ۲ جناحِ قلّابی ایجاد کرده است. تا مردم به هر طرف بروند؛ در آغوشِ رژیمِ شیعی باقی بمانند.
این پایان است.
پاسخ دادنحذفنَفَسَت را در سینه نگهدار و تا ۱۰ بشمار.
منظور شما ۱۰ روزی است که ترامپ مشخص کرده است؟
حذفنَه.
حذفداشتم آهنگِ Skyfall را در یوتیوب گوش میکردم. عددِ ۱۰ ناگهان نظرم را جلب کرد و به شدّت تویِ ذِهنم نفوذ کرد.
این جمله نیز بخشِ آغازینِ شِعرِ Skyfall است:
This is the end
Hold your breath and count to 10
چند دقیقهٔ بعد در رادیو فردا دیدم که ترامپ آن ۱۰ روز را مطرح نموده است.
همزمانیِ تقریبیِ این ۲ اتّفاق؛ کاملاً تصادفی بود.
امّا رویِ این ۱۰ روز حساب کنید.
من(کژدم) مدّتها است که دیگر «Meditate» نمی کنم. امّا «عاداتِ دیرینه» به زودی از بین نمی روند. زمانهایی می رسند که با اینکه به صورتِ عمدی نمی خواستی «Meditate» کُنی؛ ناگهان متوجّه می شوی که به صورتی کاملاً «ناخواسته» در حالتِ «Meditation» قرار داری. گویی که «Meditation» به یک «اندامِ وجودی در اندیشیدن» تبدیل شده است.
حذفمانندِ کسی که سیگار کشیدن در برابرِ پِدر و مادَر را «عار» می داند و در «مستراح» سیگار می کِشد. امّا پس از مُدّتی «شَرطی» می شود و هرگاه که به مستراح می رود؛ احساس می کند که نیاز به کشیدنِ سیگار دارد. نوشیدنِ «چای» و قهوه و در ادامهٔ آن کشیدنِ سیگار نیز «شَرطی شدن» را تولید می کند.
داستانِ «Meditation» و همهٔ «رفتارهایِ تکراری» نیز در همین ردیف کلاسه بندی شده و به «طبیعتِ ثانویّه» تبدیل می شوند.
به همین دلیل نیز؛ من(کژدم)؛ «رفتار شناسی» را مانندِ پیشینیانِ «آیینِ شَمَنی»؛ یکی از «کلیدهایِ راه گُشا» برایِ «حدس زدنِ گامهایِ بعدیِ افراد» میدانم و «روانشناسیِ کنونی»(بافتنیها) را که «علم» نامیده می شود را به پَشیزی نمی خَرم.
پیش بینیِ کژدم در رابطه با «عملیّاتِ نطامی مشترکِ آمریکا و اسرائیل»:
پاسخ دادنحذفیکی از نخستین اهداف؛ نیرویِ دریاییِ «سپاه پاچاهار داران»(قایقهایِ تند رو و پایگاههایِ دریایی) در سواحلِ خلیج فارس و جزایرِ متعلّق به سرزمین ایران خواهند بود
یکی دیگر از نخستین اهداف؛ بمبارانِ تونلهایِ موشکی و پرتابگرهاي موشکها خواهند بود.
یکی دیگر از اهدافِ نخستین؛ سیستمهایِ «ارتباطی» خواهند بود.
یکی دیگر از اهدافِ نخستین؛ سیستمهایِ پدافندیِ رژیم از قبیلِ رادارها و سیستمهایِ «فریبِ GPS» خواهند بود.
پس از تخریبِ این اهداف؛ راه برایِ نزدیک تر شدنِ نیروهایِ آمریکایی و اسرائیلی به مرزهایِ جنوبی و «ورودِ زمینی» (امکانِ استفاده از هلیکوپترهاي آپاچی و هِلی بُرد) فراهم می شوند.
اهدافِ بعدی مانندِ تخریبِ کاملِ تونلهایِ موشکی؛ حتّی در صورتِ بمباران شدن؛ بدونِ «عملیّاتِ ویژهٔ زمینی» که وابسته به موفقّیتِ در آن ۴ عملیّات نخستینِ پیروزمند است؛ به مُشکل برخورد خواهد کرد.
اهدافِ دیگر از قبیلِ کُشتارِ «اوباشانِ دانه دُرُشتِ حکومتی» ؛ وابسته به کُشتارِ گُستردهٔ اوباشانِ سپاهی و بسیجی است. بدونِ این کُشتارِ گسترده؛ نمی توان تار و پودِ رژیمِ شیعی را از هم دَرید. و در اینجا است که نقشِ مردمِ ایران؛ بسیار پُر رنگ می شود.
مردمِ خراسان باید حفاظت از مرزهایِ شرقی را بدست گرفته و مانع از فرارِ این اوباشان به افغانستان شوند. هرچند که پیش بینیِ من این است که مقصدِ نهاییِ فرارِ اوباشانِ شیعه مسلک؛ «عراق» است و نَه افغانستان (افغانستان- روسیه و سپس عراق). البتّه «ترکیهٔ عُثمانِ اخوان المسلمینی» نیز یکی از مسیرهایِ فرارِ اوباشانِ رژیمِ شیعی است که نباید از چشمِ مردم دور بماند.
مرزهایِ غربی نیز باید توسّط مردمِ ایران در غَربِ میهن تحتِ نظارتِ شدید قرار گیرند.
اگر مردمِ ایران هنوز به این نتیجه نرسیده باشند که: «انقلابِ شیر و خورشید»؛ فقط یک «انقلابِ سیاسی» نیست؛ بلکه یک «انقلابِ تمدّنی» است؛ و بر اساسِ همین «دَرکِ نادرست» به این اوباشانِ «بنی هاشم پَرَست» ترحّم کنند؛ اشتباهی استراتژیک است که در آینده؛ نتایجِ بسیار منفی و شدیدِ آنرا خواهند دید. زیرا مانندِ «مشروطیّت» باز هم خواهند دید که به بهانهٔ «سکولاریسم»؛ این اوباشان در جامعهٔ ایران به «زندگیِ انگلی» ادامه داده و آرام آرام به «قدرتِ موازی» تبدیل خواهند شد.
سیستم های ارتباطی شامل دکل های های مخابراتی هم میشه؟ آمریکایی که دغدغه اینترنت نوار غزه رو داشت فکر نکنم بین مردم ایران و غزه فرق بزاره
حذفاگر مجبور شوند؛ برایِ مدّتی همهٔ ارتباطات را به طورِ کامل قطع میکنند. زیرا آنچه که مردم میتوانند استفاده کنند؛ «دُشمنِ شیعه مسلک» نیز میتواند استفاده کند.
حذفدر اینجا باید از «نادر قلی پوتین» و «ژی جین کنفوسیوس» و «خردوغان» و «اوباشانِ حاکم بر قَطر» و «اُتریش» و «فرانسه» و «انگلستان» و «کشورهایِ اسکاندیناوی» و عدّه ای دیگر پُرسید که:
پاسخ دادنحذفآیا میخواهند که «سفارتخانه - مستراح هایشان» همچنان در ایران باز بمانَد؟ و یا تا «اطّلاعِ ثانوی»؛ گورشان را از سرزمینِ ایران؛ بدونِ داشتنِ «دفترِ حفطِ منافع» گُم کنند؟
شاید به نظرتان «نا مربوط» باشد. امّا این ۲ پُرسش را از AI پُرسیدم و پاسخهایِ بسیارِ احمقانه ای داد:
پاسخ دادنحذفپُرسش نخست:
چند درصد از ژنهایِ انسان با شمپانزه شباهت دارند؟
شباهت ژنتیکی میان انسان و شمپانزه یکی از موضوعات جذاب در علم زیستشناسی است. پاسخ به این سوال بستگی به این دارد که دقیقاً چه چیزی را در ژنوم مقایسه کنیم، اما به طور کلی اعداد زیر مورد تایید دانشمندان است:
درصد شباهت بر اساس نوع مقایسه
شباهت کلی DNA (حدود ۹۸.۸٪):
اگر کل کدهای ژنتیکی (جفتبازها) را در بخشهایی از ژنوم که بین دو گونه مشترک است مقایسه کنیم، تفاوت تنها حدود ۱.۲٪ است. به عبارتی، ما ۹۸.۸٪ شباهت داریم.
توالی پروتئینساز (حدود ۹۹٪):
در بخشهایی از ژنوم که مستقیماً مسئول ساخت پروتئینها هستند (اکسونها)، شباهت حتی بیشتر است و گاهی تا ۹۹٪ برآورد میشود.
با احتساب حذف و اضافهها (حدود ۹۵٪ تا ۹۶٪):
اگر تفاوتهای ساختاری بزرگتر (مانند بخشهایی از DNA که در یک گونه تکرار شده یا کلاً حذف شدهاند) را در نظر بگیریم، درصد شباهت کمی کاهش یافته و به حدود ۹۵٪ تا ۹۶٪ میرسد.
چرا با وجود این شباهت زیاد، تفاوت ظاهری ما انقدر زیاد است؟
شاید بپرسید اگر ۱.۲٪ تفاوت داریم، چرا شمپانزهها در آزمایشگاه فیزیک حل نمیکنند؟ دلیل اصلی در نحوه بیان ژنها (Gene Expression) است:
زمانبندی: ممکن است ژنهای مشابهی داشته باشیم، اما این ژنها در انسان در زمانهای متفاوتی (مثلاً در دوران رشد جنینی) فعال شوند.
مکان فعالسازی: یک ژن مشابه ممکن است در مغز انسان بسیار فعال و در مغز شمپانزه کماثر باشد.
ژنهای تنظیمی: بخش زیادی از تفاوت ما مربوط به "کلیدهای روشن و خاموش" ژنهاست، نه خودِ ژنهای سازنده بدن.
نکته جالب: انسانها حدود ۹۹.۹٪ از نظر ژنتیکی با یکدیگر مشابه هستند. این یعنی تفاوت ۱.۲ درصدی با شمپانزهها، از نظر بیولوژیکی عدد بسیار بزرگی محسوب میشود.
پُرسشِ دوّم:
فلسطینیهایِ واقعی چه کسانی بودند
فلسطینیهای امروزی نوادگان گروههای متنوعی هستند که در طول هزاران سال در این سرزمین ساکن بودهاند. بر اساس شواهد تاریخی و ژنتیکی، ریشههای آنها به موارد زیر بازمیگردد:
کنعانیان و اقوام باستانی: مطالعات ژنتیکی نشان میدهند که فلسطینیهای امروزی (مسلمان و مسیحی) بیش از ۸۰٪ از ذخیره ژنتیکی خود را از ساکنان عصر برنز شام، بهویژه کنعانیان به ارث بردهاند. این اقوام قدیمیترین ساکنان شناختهشده منطقه بودند که حدود ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد در این سرزمین تمدن بنا کردند.
بنیاسرائیل و یهودیان باستان: بسیاری از پژوهشگران و منابع تاریخی معتقدند که پس از پیروزی اسلام در قرن هفتم میلادی، بخش بزرگی از جمعیت بومی (شامل مسیحیان، یهودیان و سامریها) در این سرزمین باقی ماندند و به مرور زمان به اسلام گرویده و زبان عربی را پذیرفتند. در واقع، فلسطینیها و یهودیان از نظر ژنتیکی اشتراکات بسیار نزدیکی دارند.
فیلیسطیها (Philistines): نام «فلسطین» از قوم فیلیسطیا گرفته شده است؛ مردمانی دریانورد که حدود ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد در سواحل جنوبی سکونت گزیدند و بعدها با جمعیت بومی ادغام شدند.
اقوام مهاجر و فاتحان: در طول قرنها، اقوامی نظیر یبوسیها، آرامیها، رومیها، اعراب شبهجزیره، و حتی صلیبیها به این منطقه وارد شدند و در جمعیت بومی ادغام گشتند، اما هسته اصلی جمعیت همچنان بومی باقی ماند.
هویت امروزی:
هویت «فلسطینی» امروزه یک هویت ملی و فرهنگی است که پیروان ادیان مختلف (عمدتاً مسلمان و مسیحی) را که ریشه در این خاک دارند، در بر میگیرد.
نتایج:
اختلافِ ژنتیک میانِ «شمپانزه» با «انسان» حدودِ «۱.۲٪» است.
امّا اختلافِ ژنتیک میانِ «عربها» و «یهودیها» حدودِ «۲۰٪» است.
منشاء نامِ «فلسطین» نیز در این پاسخ آمده است:
« فیلیسطیها (Philistines): نام «فلسطین» از قوم فیلیسطیا گرفته شده است؛ مردمانی دریانورد که حدود ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد در سواحل جنوبی سکونت گزیدند و بعدها با جمعیت بومی ادغام شدند.»
آیا همچنان فکر می کنید که AI میتواند «پاسخهایِ درست» بدهد؟ و یا اینکه همهٔ پاسخها «گُزینشی» هستند و از «فیلتر» ردّ می شوند؟
اگر پُرسش هایتان رنگِ سیاسی داشته باشد؛ هرگز به ریشهٔ اصلیِ نامِ «فلسطین» اشاره نمی شود و «عربهایِ ساکنِ نوارِ غزّه و کرانهٔ باختری» را به نامِ «فلسطینیها» به پُرسشگر می چپاند.
من(کژدم) AI را زیرِ چاقویِ جرّاحی بُردم و پس از چند پُرسشِ چالشی؛ این سوال را پرسیدم و پاسخ تغییر کرد:
حذفآیا میتوان ریشهٔ فیلیسطیها را یونانی دانست؟
بله، بر اساس یافتههای علمی و باستانشناسی مدرن، ریشه «یونانی» یا به طور دقیقتر
«اژهای» (Aegean) برای فیلیسطیها یکی از معتبرترین نظریههاست. این موضوع صرفاً یک حدس نیست و بر سه پایه اصلی استوار است:
شواهد ژنتیکی (DNA): مطالعهای گسترده در سال ۲۰۱۹ روی بقایای انسانی در شهر باستانی عسقلان انجام شد [۱.۳.۱، ۱.۵.۴]. نتایج نشان داد که فیلیسطیهای اولیه دارای تبار قابلتوجهی از جنوب اروپا بودند که بهترین تطبیق ژنتیکی آنها با جوامع عصر برنز در یونان (مایسنیها)
، جزیره کرت
و ساردنی است [۱.۱.۳، ۱.۱.۴، ۱.۵.۳].
باستانشناسی فرهنگی: سبک سفالگری اولیه فیلیسطیها (معروف به سبک مونوکروم و بی-کروم) شباهت خیرهکنندهای به سفالهای تمدن مایسنی (یونان باستان) دارد [۱.۴.۵، ۱.۴.۹]. علاوه بر این، استفاده از ابزارهایی مانند لنگرهای سنگی و دوکهای ریسندگی با طراحی اژهای، نشاندهنده انتقال تکنولوژی از دنیای یونانی به سواحل کنعان است [۱.۴.۳، ۱.۴.۵].
اشارات تاریخی و مذهبی:
در متون مصر باستان، از آنها با نام «پلسِت» (Peleset) یاد شده که بخشی از «مردمان دریا» بودند و از جزایر شمالی به سمت مصر و کنعان هجوم آوردند [۱.۱.۵، ۱.۴.۲].
در عهد عتیق (کتاب مقدس)، ریشه فیلیسطیها به سرزمین «کفتور» (Caphtor)
نسبت داده شده که اکثر محققان آن را همان جزیره کرت
در یونان امروزی میدانند [۱.۱.۳، ۱.۱.۹].
حتی برخی نامهای فیلیسطی مانند «جالوت» (Goliath) یا اصطلاحات نظامی آنها، ریشههای هندواروپایی (غیر سامی) دارند که با زبانهای یونانی باستان همخوانی دارد [۱.۱.۵].
نکته مهم: اگرچه ریشه اولیه آنها یونانی/اژهای بود، اما همانطور که پیشتر بحث شد، این گروه مهاجر پس از استقرار در منطقه، به سرعت با فرهنگ و جمعیت بومی سامی (کنعانی) ترکیب شدند [۱.۳.۸، ۱.۵.۸]. بنابراین، آنها را میتوان «یونانیتبارانی» دانست که در شرق مدیترانه ساکن شده و هویت جدیدی را شکل دادند.
اگر ازAI بپرسید که آیا امکان دارد که «فیلیسطیها» با دیگران ادغام نشده اند؛ بلکه گریخته اند (مهاجرت کرده اند)؛ میگوید که پذیرفته ترین سناریو همین است (یعنی مهاجرت و فرار).
لذا مواظب باشید که AI اطّلاعاتِ نادرست و مبهم را به پاچهٔ مبارکتان فرو نکند.
به طورِ کلی سوالات از AI میبایست فرمولهبندی شده و در یک چارچوب مشخص پرسیده بشه تا پاسخ قابل اتکاتری بده در غیر این صورت فرضیاتی رو ممکنه برای پاسخ مبنا قرار بده که ممکنه اصلا وجود نداشته باشن
پاسخ دادنحذفمن اینکار را انجام دادم تا ببینم که در عمل؛ آنچه که «AI» (وِرژنِ عمومی) مینامیم وجود دارد؟ یا نَه؟
حذفعملاً دیده می شود که وجود ندارد و آنچه نامیده می شود؛ فقط یک بانکِ اطّلاعات بسیار گسترده است و دلیلَش نیز است که از «Opensource» استفاده می کند و در واقع چیزی مانندِ «گوگل» است. امّا سریعتر و با داشتنِ بانکِ اطّلاعات بسیار بزرگتر.
بقیّهٔ شان نیز همین هستند. وقتی میگوید که «دارم فکر میکنم» به این معنی نیست که «فکر می کُند». بلکه به این معنی است که در حالِ جمع آوری اطّلاعات است.
البتّه تا کنون انواعِ پیش رفته تر را امتحان نکرده ام. امّا نوعِ نظامیِ آن نیز که بسیار پیشرفته است نیز اشتباهاتِ فاحشی میکند.
https://x.com/PahlaviReza/status/2024808792089669867
پاسخ دادنحذفwhat you think about this person Mehdi motaharnia https://x.com/MotaharniaM
پاسخ دادنحذفاگر به اَدا و اَطواری که با «ریشِ خود» در آورده است نگاهی بیندازید؛ همهٔ وجودَش را خوانده اید.
حذفاحتمالاً روزی حدّ اقل یک ساعت؛ با «ریشَش» جلق می زند.
برایِ ایجادِ اختلال در افکارِ عمومی؛ رانتهایِ حکومتی نیز دارد.
دیشب چون راجع به این خلبان ارتش که جان فدای مرغ یخ زده و برنج هندی بوده توییت زدم دارن میگن ارتش فرق داره و نباید توهین کنی :)))))
پاسخ دادنحذفعزیزانم ارتش شاهنشاهی با رفتن شاهنشاه از بین رفت، باقی مانده در جنگ ایران و عراق جاوید نام شدند.
این بیغیرت ها ارزش احترام ندارند و گوه به روحشان.
چیزی به نامِ «ارتش ایران» یک توهّم است. ارتشی که وجود دارد؛ یکی از بازوهایِ سپاه است.
حذفاین «توهّم» مانندِ همان توهّمِ «اصلاح طلب - اصولگرا» است.
رژیمِ شیعی یک «سیستم» است و هر بخشی از آن «وظایفی تعریف شده» دارند. به عنوانِ مثال؛ وظیفهٔ «اصلاح طلبها» فقط و فقط فریبِ ناراضیان و نگاه داشتنِ آنها در «سیستم» است.
اگَر این بار؛ بازی را باختید؛ هرگز نگویید که : «حمایت کافی نبود»....
پاسخ دادنحذفبلکه باید بگویید:
«ما لیاقَت نداریمّ» و چه در گُذشته و یا اکنون؛ لیاقت نداشته ایم . هر چند که کُشته بسیار دادیم..... امّا دادَنِ این همه کُشته ها؛ نشانهٔ «لیاقت» نیست؛ بلکه نشانهٔ «عَدَمِ آمادگی» برایِ به دست گرفتنِ «سَر نوشتِ خویش» است.
شکَستِ «رستم فرّخزاد» و «بابَک» نشانه هایِ بارِزِ «خیانَتِ ملّی» هستند.
«به خودتان و آیندگانتان خیانَت نکُنید.»
کژدم
جناب کژدم باید قبول کرد تو 17 18 میهن دوستی و شجاعت فوران می کرد اما نبود انسجام و اسلحه و طرح باعث کشته شدن حداقل 32 هزار جوان این مملکت شد که یک فاجعه هست و نمی دونم این فاجعه رو باید پشت سرگذلشت واقعا کمک مردم شکست
پاسخ دادنحذفبرایِ تاریخ نمی توان نُسخه پیچید. من از ۱۳۸۸ همیشه در رابطه با «سازماندهی»؛ در موقعیّتهای گوناگون و همچنین در رابطه با دلایلِ گوناگونِ «شکستها» و پیش بینیِ شکستها به تفصیل سخن گفته ام و همیشه نیز به «پاشیدنِ تُخمِ یأس» محکوم شده ام. زیرا نگاهِ من زمانی که به مسائلِ «مِیدانی» می رسَم؛ «نگاهی سَرد» است. در «جنبش ملّی مهسا» نیز به آنهایی که خود را «جوانانِ محلّه» مینامیدند؛ به صورتِ مستقیم از طریقِ کانالهاییشان در فضایِ مجازی؛ ارتباط گرفتم و پس از اینکه دیدم «میخ آهنین در سنگ فرو نمی رود»؛ به آنها گفتم که «بروید گُم شوید». تظاهرات های گلّه ای را «وِلگردی در خیابان» نامیدم.
حذفگفتند «توهین» است. در حالی که توهین نبود. بلکه گفتنِ واقعیّت بدونِ شیر و شکلات بود.
در ۱۸ و ۱۹ دِی ماه دیدید که چه شد؟
یا «دَرس» می گیرید و یا «شکست می خورید» و بسیاری «حذف» می شوند.
بارها «شجاعت فقط برایِ کُشته شدن» را تخطئه کردم و «شجاعتِ کُشتنِ نیروهایِ رژیم» را پیشنهاد دادم.
آیا هرگز شنیده شدند؟
نتیجه چه شد؟
آیا بازهم میخواهید همان «اَدا و اطوار ها» را تکرار کنید؟
اگر تکرار کنید؛ باز هم «کُشته» و «اسیر» و «ناقص العضو» خواهید شد و چیزی به نامِ «رهایی» و «پیروزی» در حدّ «آرزوهایِ دست نیافتنی» باقی خواهند ماند.
الآن به همهٔ خبرگزاریهایِ فارسی زبان؛ به همهٔ «بُلبُل زبان هایِ اَشکِ تمساح ریز»؛ نگاه کنید. همه جا فقط «اَشک و آه و تأسّف» است.
دریغ از حتّی «یک کلام» در رابطه با «چه باید کَردهایِ مِیدانی».
همه اَش این است:
«امروز جنگ می شود.... یک هفتهٔ دیگر جنگ می شود..... قرار است که خامنه ای و توله اَش را بکشند ...... نامِ ۱۰ ها نفر را که اسرائیل و آمریکا خواهند کُشت را ردیف می کنند» و از این مزخرفات.
آیا هیچ «تغییرِ فکری» و «تغییرِ فرهنگی» در رابطه با «شیوه هایِ مبارزاتی» را در این «کانال - مستراح» هایِ یوتیوبی؛ احساس می کنید؟
من(کژدم) چنین احساسی ندارم.
آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا «پنتاگون» به ترامپ گفته است که حتّی با شدید ترین حملات رژیمِ شیعی سرنگون نخواهد شد؟
حذفاخیراً «احمقِ نادان» با آقایِ «بهروز یوسیان» یک مناطره داشته است که البتّه بخواهد نشان دهد که «خیلی شاخ» است.
https://www.youtube.com/watch?v=yQ-LBmzaVzk
در این مناظره؛ آقایِ یوسیان؛ به زبانِ بی زبانی؛ هیکَلِ «احمق نادان» را به قولِ خودش «قهوه ای» نموده است. زیرا «زمینی و مِیدانی» امّا به صورتِ «قطره چکانی» حرف می زند و البتّه با بخشی از نظراتِ ایشان موافق نیستم.
بقیّهٔ کانالها نیز از همین جِنس هستند. مانندِ «آرش اعلایی» که فقط مزخرفات تحویل می دهد و پیشنهاد میکند که برایِ یافتنِ آمادگیِ روانی در جهتِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ «دَمبِل بزنید». یا اینکه مردم را برایِ دیدنِ کانالهایِ مزخرفی که از طرفِ «کُهنه سربازانِ آمریکایی» برایِ «پول در آوردن» راه اندازی شده اند. دعوت می کُند.
اگر اینها «اِلیت هایِ یک ملّت» هستند؛ فاتحهٔ آن «ملّت» را بخوانید.
این مولوی عبدالحمید رو چیکارش کنیم؟ مردم بلوچستان خیلی مسلمونن. چه سیاستی باید به خرج داد؟
پاسخ دادنحذفخایهٔ «اسلام» و «شیعه گری» را در برنامه هایِ زندهٔ تلویزیونی با شرکتِ «رهبرانِ مسلمانها» و رهبرانِ «تشیّعِ شنیعه» خواهیم کشید.
حذفمن(کژدم) حاضرم با همهٔ این «کُس کِشها» مناظره کنم. امّا به یک شرط:
«تقیّه نداریم»؛ زمانی که باختی؛ از «کون» به دارَت می کِشیم.
پس بهتر است که نشان دَهی:
«اسلامِ محمّدی» و یا «شیعه گری»؛ «استراتژیِ رهاییِ گونهٔ انسانی» از همهٔ دردها و رنجها است. و باید چیزی بهتر از «روسپی خانهٔ ۵۰ میلیون ستاره ای» به نامِ «بهشتِ کیرها» را رویِ میزِ مذاکره بگذاری و یا «سَرَت» را در سینی بر رویِ میزِ مناظره قرار دَهی.
روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش ششم)
پاسخ دادنحذفمنتشر شد.