یکی از مسائلی که از دیدها پنهان مانده است و چه بسا بسیاری از «تحلولگران» به صورتی عَمدی میخواهند رویِ آن «خاک بپاشند» تا دیده نشود؛ مسئلهٔ «انقلابِ فرهنگیِ عمیق» است که میتوان در جای؛ جایِ «سوگواری ها» آنرا مشاهده نمود.
«بازگشت به ایرانی بودن و اسلام و شیعه زدایی در عرصهٔ فرهنگی».
این مسئله بسیار مهمّ است و باید به گسترش و افزودن بر ژرفایِ آن تلاش نمود. زیرا «جُنبشِ ملّی مهسا» نیز با «آزادیهایِ یواشکی» آغاز شد و من(کژدم) نیز در آن زمان به اشتباه آنرا «ناچیز» انگاشتم. در حالی که دیدیم «آزادیهایِ یواشکی»؛ به یک «جُنبشِ ملّی مَهسا» تبدیل گردید. لذا نباید این جُنبشِ فرهنگی را که به «انقلابِ تمدّنی» خواهد انجامید نادیده و «کَم اَثر» دانست. زیرا «انقلابِ تمدّنی» بسیار آرام؛ امّا «ژَرف» پیش می رود. امّا بسیار «استخوان دار» است.
کژدم

می بینم که بیش از «مُشتی اُلاغ»؛ که به غیر از آرزویِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ چیزی برایِ ارائه کردن در عرضهٔ «اندیشهٔ سیاسی»؛ شرکت ندارند. فریادشان از همهٔ «عَرعَرها» بلند تر است.
پاسخ دادنحذفموجوداتِ «مَسخ شده»(سوسکهایِ کافکایی) که فقط یک «آرزویِ احمقانه» (استقرارِ دوبارهٔ شاهنشاهی = شیعه گریِ غیرِ سیاسی) را تنها راهِ رهایی می شمارند و یا «جمهوری خواهانی» که فکر میکنند نمیتوان «اسلام زدایی و شیعه زدایی» را «پایه» قرار داد. زیرا در ایران؛ «جمعی از کُس کِشهایِ شیعه مَسلَک» (بازاریها؛ تسبیح و مُهر و قُرآن و کُلینی فروشها و ......؛ کسانی که نانِشان ریشه در روسپی خانه هایِ «جنده سَرایِ رضوی» دارَد.) را از اقتصادِ ایران حذف کرد و حدّ اکثر اینکه «لائیسیته» را پیشنهاد می کنند؛ امّا «کیرِ خَری مانندِ فرانسه» (بنیانگذارِ لائیسیته) را نمی بینند که اسلامِ ننگین در تمامیِ سلّولهایِ اجتماعیشان رِخنه کرده است؟
من(کژدم)؛ بنا بر تجربه ها و مطالِعاتِ ۱۰ ها ساله؛ به موجودی تبدیل شده ام که حتّی یک لیوان آب را که از «یخچال» برمی دارد را؛ بدونِ «فوت نَکردن»؛ نمی نوشَد.
«فرهنگِ نوین» با سِماجَت میخواهد که این «مُردابِ پَشّه هایِ مالاریا» را بِخُشکانَد و برایِ این کار بسیار عَجول است. امّا چون هنوز در آغازِ راه است؛ چه بسا دُچارِ اشتباهاتی نیز بِشوَد.
هنوز «اُلگویِ رفتاریِ گام به گام»؛ جا نیفتاده است. و «شوهر میخوام.... شوهر میخوام... آنهَم همین پنجشنبه می خوام» نیز «گوژی بر بالایِ گوژها» شده است.
کژدم فرهنگ ایرانی متعلق به داستانهای تاریخیه و شبیه به قصه های مربوط به دایناسورا میشه.
پاسخ دادنحذفدر ۱۰ سالِ آینده؛ بسیاری از مسائلی که اکنون به عنوانِ «مُدِرنیته» شناخته می شوند؛ به «دایناسور» تبدیل خواهند شد.
حذفبازگشت به «فرهنگِ ایرانی»؛ بازگشت به دورانِ «دیا اُکو» و «کوروش» نیست. بلکه بازگشت به «آهنگِ زندگی» و «مَرگ زدایی» از فرهنگ است.
کژدم هیچ فرزانه ای در ساختار سیاسی-اجتماعی ایران حضور نداره.
پاسخ دادنحذفهر موقع مردم اسم سیدعلی محمد شیرازی رو به زبان آوردن بفهمید یه اتفاق جدی داره رخ میده.مردم فقط بازیچه قدرتهان.ذهنشون متعلق به خودشون نیست.
پاسخ دادنحذفمأموریّتِ «علی محمّد شیرازی» پایان یافته است. ما دیگر در دورهٔ قاجار زندگی نمی کنیم.
حذفرهایی از شرّ اسلام و شیعه گری و دریدنِ تار و پودِ دستگاههایِ فریبِ «آخوندی» بنیادِ آرزوهایِ «باب» بودند.
شاید با «جنبشِ انقلابیِ کنونی»؛ بتوان گفت که «باب» به آرزوهایِ ۲۰۰ سالِ پیشِ خود خواهد رسید.
از نظرِ من بسیار برازنده خواهد بود که نام و یادِ «باب» و «طاهرهٔ همیشه قُرّةالعین» گرامی داشته شود.
امّا باید در نظر داشت که «جنبشِ بابی» اکنون دگردیسی نموده و به ۲ «دین» تبدیل شده است:
بهائیّت و بابی ها.
از این ۲ «دین» باید حَذَر کرد.
https://sarkoobgar.com/ گرامی کژدم، این لینک مربوط به سایتی هست که نام و آدرس وعکس سرکوبگران را انتشار میدهد برای آندسته از هموطنانی که اطلاع ندارند۰خواهش میکنم نام تمامی کسانی را که میدانید در سرکوب شرکت داشته اند برای آنها بفرستید و به خودمان کمک کنیم که بعد از حذف اینها جامعه ی پاکیزه ای داشته باشیم۰ زنده و پاینده باشی۰
پاسخ دادنحذفآنچه که اکنون در میانِ ایرانیان می گذرد را به این خاطر که «بابِ مِیل ما نیست»؛ نباید «سانسور» کرد. بلکه اتّفاقاً باید معرّفی کرده و «بازگشایی» (تجزیه و تحلیل) نمود.
پاسخ دادنحذفاخیراً ۵ گروه و حزبِ محلّی کُردستان؛ اتّحاد برای مبارزه و بدست آوردنِ خودمختاری برایِ کُردستان را اعلام نمودند. البتّه سخنِ جدیدی نیست و فقط یک «گِردِ همایی لفظی» است. تقریباً همزمان با این «گِرد همایی»: «مجلس سخنرانی برایِ یکدیگر» نیز در تورِنتو برگزار گردید و آقای «امیر عبّاس فخر آور» که قبلاً خود را «شاهزاده» و رقیبِ «شاهزاده رضا پهلوی» مینامید؛ ناگهان «رضا شاه بزرگ» و «محمّد رضا شاه» را «فاشیست» میخواند و از طرفِ «کنگره ملّی ایرانیان» و «سناتورِ خودخوانده» میخواهد از سازمانهایِ کُردستان سؤ استفاده کند و هوادارِ «خودمختاری» شده است.
https://www.youtube.com/watch?v=Eh0bfxGh5zM&t=501s
از ادّعایِ «پادشاه شدن» تا «سناتور خود خوانده شدن» و سپس «خود مختاری خواه»؟
از کجا؟ تا به کُجا؟
سانسور نکنید. بگذارید حرف بزنند.
https://x.com/Peyman_M57/status/2023326905513177488?s=20
حذفتقدیم به شما
لطفاً لینکِ گفتگویِ این ۲ «قهرمان - دُکتر» را بفرستید.
حذفسپاس
امّا خبری «پنهان» که به زودی آشکار خواهد شد؛ مربوط به یک «بازیگرِ پنهان» در بازیهایِ چند روزِ آینده از آن رونمایی خواهد شد. «بازیگری بسیار ساکت» که «هدیه هایی» نیز گرفته است.
پاسخ دادنحذفمنظورم حکومتِ کنونیِ «احمد الشَرَع» در سوریه است.
۲ هدیه گرفته است:
۱- ماجرایِ «دروزیهایِ سوریه».
۲- پیوستنِ نیروهایِ کُردستانِ سوریه به حکومتِ مرکزی.
امّا هدیه ها در دنیایِ سیاست؛ مانندِ «هدیهٔ تولّد» از طرفِ پدر و مادر نیستند. بیشتر شباهت به «هدیه هایِ آشنایان» دارند که باید «جبران شوند».
سوریه در سرکوبِ «اوباشانِ شیعهٔ لبنانی» و چه بسا سرکوبِ «اوباشانِ شیعهٔ عراقی» نقشی سنگین به عُهده خواهد گرفت. نقشی که به شدّت با «انتقام» آغشته است.
خبری که دیروز در رابطه با حملهٔ نیروهای مجاهدینِ خلق به لانهٔ «دیّوس فرزانه» و مجتمع هایِ اطرافِ آن منتشر شده است و بیانیّهٔ سازمان مجاهدین خلق در این رابطه؛ دروغِ محض است.
پاسخ دادنحذفاکثرِ حرکاتی که مجاهدینِ خلق در گذشته و در رابطه با عملیّاتهایِ «کانونهایِ شورشی» منتشر می نمودند نیز همگی دروغ بودند و توسّط «بسیج» و «ادارهٔ اطّلاعات» انجام می گرفتند.
اکنون که پروژهٔ «زدنِ» شاهزاده رضا پهلوی شکست خورده است؛ افراد و گروههایِ گوناگون به فکرِ «آلترناتیو تراشیِ قلّابی» افتاده اند و رژیمِ شیعی نیز به آنها کمک خواهد کرد تا به «تشتّت افکار» در «جُنبشِ انقلابی ملّی» (انقلابِ شیر و خورشید) بینجامد.
این پروژه نیز شکست خواهد خورد.
پایدار و پیروز باشید
واقعا جای خجالت دارد. این مجاهدین نه مرام فکری درستی دارند. پیرو اعرابند. و نه تفکر سیاسی درستی دارند. بعد از پنجاه سال که مردم می خواهند از زیر یوغ این عفریت های حرامزاده خود را نجات بدهند شروع به تخریب شاهزاده کرده اند. این احمق ها بجای همکاری و همیاری دستکم تا مرحله گذار هم حتی حاضر نیستند با مردم همکاری کنند.
حذفبه جرات قسم میخورم ته دلشان راضی به پیروزی مردم نبستند.
حتما باید مردم شما را صدا می زدند؟!!گذشته تابناک و مشعشع داشتید یا آیین فکری قوی و ایرانی؟!
آخر شما چه ادعایی دارید؟!دستاورد شما چی بوده؟خمینی را شما آوردیید و در سال شصت در جنگ قدرت باختید. ابن همه توشه سیاسی شما بوده. منتی بر مردم ندارید. رفتید و احمقانه با صدام نیز همکاری کردید و علیه کشورتان بنفع یک کشور عربی وارد نبرد شدید!!
دیگه چرا نمی گذارید انقلاب بزرگ و کم مانند مردم شجاع ایران به بار بنشیند؟
واقعا همون واژه مجاهد برازنده تون هست همین.
زیاد سخت نگیر؛ این نیز یک بازیِ شکست خورده است.
حذفhttps://youtu.be/l4AZ0n2UfkA?si=QTEdW9DObabpvo_Q
پاسخ دادنحذف«تقدّس زدایی» از مزخرفاتی که ۱۴۰۰ سال است که؛ به نامِ «مُقدّساتِ اجباری» به مردم تزریق کرده اند(مغز شویی و هیپنوتیزم ۱۴۰۰ ساله)؛ بسیار مهمّ است. برایِ زمانی طولانی؛ «زینب» را «چشمهٔ پاکی» معرّفی میکردند. امّا زمانی که گفتند: زینب میگوید که :«لذّتی که در صیغه شدن است؛ در هیچ جایِ دیگر پیدا نمی شود»؛ همان «زینَبِ پاکیزه» را حتّی در ادبیّاتِ خودشان؛ به «روسپیِ ۲ زاری» تبدیل کردند که از «کیرهایِ گوناگون؛ با سایزهایِ گوناگون» لذّت می بُرد. تاریخشان نیز همین را می گوید. و «بِهِشتِ موعودشان» نیز همین را می گوید.
حذفشاهزاده رضا پهلوی در بیانیّهٔ اخیر خود به ائتلافِ ۵ سازمانِ کُردی؛ این سازمانها را «تجزیه طلب» خطاب کرده اند. در این رابطه باید بگویم که این سازمانها؛ زرنگتر از آن هستند که از «تجزیه شدن» دفاع کنند. بلکه آنها میخواهند «حکومت در میانِ حکومت» داشته باشند. مانندِ همان مُدِلی که در لُبنان شاهدَش بودیم و همچنان هستیم (حزب الله لبنان). دولتی که هم میخواهد از «بودجهٔ ملّی» و تمامیِ مزایایِ ایران برخوردار بوده؛ امّا سازِ خودش را بزند. برای احزابش «میلیشیای حزبی» داشته باشد؛ «انتخاباتِ مسلّحانه» برگزار کند؛ با هر کشوری و یا گروهی که تشخیص بدهد واردِ «مراوداتِ سیاسی - امنیّتی» شود و در واقع به یک «دردِ سرِ رَسمیّت یافتهٔ دائمی» تبدیل گردد.
پاسخ دادنحذفاگر این گروهها «تجزیه طلب» بودند؛ بسیار بهتر بود. زیرا تکلیفِ ایران با آن بخشِ جدا شده؛ میتوانست بسیار روشن تر باشد. این گروهها میدانند که «تجزیه شدن» نه تنها از مسیرِ «جنگ و ویرانی» خواهد گذشت؛ در نهایت نیز به «پذیرشِ بین المللی» نیاز دارد تا به عنوانِ یک «کشور» شناخته شوند و نمیخواهند برایِ سالهایِ طولانی در برزَخ بمانند و در نهایت نیز همان بلایی سرشان بیاید که بر سرِ «جمهوریِ ناگورنو» آمد.
از نظرِ من؛ تنها راهِ چاره؛ ممنوعیّتِ تشکیلِ هرگونه حزب سیاسی در سراسرِ ایران و به رسمیّت شناختنِ «نهادهایِ مدنی» به جایِ احزاب است.
و گرنه حتّی اگر همهٔ بودجهٔ سالانهٔ ایران را نیز به این «حکومتهایِ خودمختار» بدهید؛ بازهم فریادشان بلندتر شنیده خواهد شد و خواهند گفت: «بِبینید که خودتان چقدر خورده اید که سهمی به این بزرگی به ما رسیده است».
تا زمانی که به جایِ «مردم»؛ «احزاب» را به رسمیّت بشناسید؛ این قصّه نه تنها ادامه خواهد یافت؛ بلکه همیشه با صدایی «گوش خراش تر»؛ فریادهایِ «حزبی» سَر خواهند داد.
چگونه میتوان به ممنوعیت تشکیلِ هرگونه حزب سیاسی در سراسرِ ایران و به رسمیّت شناختنِ «نهادهایِ مدنی» به جایِ احزاب رسید ؟؟
حذفدر ایرانِ کنونی؛ خوشبختانه به جز عدّه ای «پیر و پاتالِ فکری» که دورِ هم جمع شده و «محافلی» تشکیل داده و از نامهایِ دروغینی مانندِ «حزب» و «جبهه» استفاده می کنند؛ چیزی به نامِ «حزبِ واقعی» (دولتِ در سایه) که گاهی پوزیسیون و گاهی به اپوزیسیون تبدیل می شوند؛ وجود ندارد. احزاب واقعی در اروپا و آمریکا تشکّلهایی در «قامتِ حکومتی» هستند.
حذفجوامعِ غربی که هر کدام با تفسیری از «دموکراسی» تشکیل شده اند؛ همگی در یک موضوع اشتراکِ ساختاری دارند و آن داشتنِ «احزاب» است.
این احزاب در آغازِ کار توسّط عدّه ای از «اِلیتها» تشکیل شده اند. شاید اهدافِ محدودی داشتند و در گزارِ زمان بانکِ اهدافشان بسیار گسترده شده است. این احزاب حتّی بخش بزرگی از «نهادهایِ مَدنی» را نیز زیرِ چترِ خود دارند و حتّی دست به تولیدِ «نهادهایِ مدنیِ قلّابی» نیز می زنند. زیرا دیگر آن اهدافی که این احزاب برای رسیدن به آنها تشکیل شده اند؛ رنگ باخته اند و آنچه که باقی مانده است؛ «احزابِ قدرتمند» هستند که وجود دارند. مشکلِ اساسی که احزاب دارند؛ این است که: «خارج از زندگیِ روزمرّهٔ مردم» بوده و با زندگیِ مردم بیگانه اند. به همین خاطر است که «وعده هایِ انتخاباتی» همیشه به «سَراب» تبدیل می شوند.
امّا «نهادهایِ مَدنی»؛ خودِ مردم هستند. «سندیکایِ کارگرانِ فلان کارخانه»؛ «اتّحادیهٔ اتوبوس رانها»؛ «انجمنهایِ حمایت از حیوانات» و «انجمنهایِ دفاع از حقوقِ کودکان» و ..... خودِ مردم هستند. این نهادها میتوانند در همهٔ حوزه هایِ «زندگیِ واقعی»؛ توسّط «مردم»؛ تشکیل و تولید شوند و در جریانِ «گفتمان سازی» در سطوحِ اُستانی و مِلّی؛ به توانمندیهایِ گوناگونِ دیگری از قبیلِ «سیاسی»؛ «اقتصادی» نیز برسند.
آنچه که ما در ایران با آن بیگانه ایم؛ داشتنِ «اُتاقهایِ فکر»(Thinktank) است. اینگونه نهادها وجودشان بسیار ضروری است. زیرا نه تنها میتوانند «کادر سازی» کنند؛ بلکه میتوانند به «نهادهایِ مَدنیِ دیگر» نیز مشاوره بدهند.
اگر اصلِ «پس گرفتنِ رأی» به رسمیّت شناخته شود؛ آنهایی که رهبریِ این نهادها را در دست دارند را؛ به سادگی میشود کنارشان گذاشت و جایگزین هایِ بهتری را به جایِ آنها گذاشت. این رَوَند می تواند به «مسابقهٔ کار آمد شدن» دامن بزند و «شعارهایِ بی ارزش» که اکنون همه جا مُد شده است؛ جایش را به «شایسته سالاری» بدهد.
ایرانِ کنونی؛ همانگونه که گفتم یک سرزمینِ بِکر است.
اگر جوامعِ مَدنی را به رسمیّت بشناسیم؛ میتوان آن احزاب و رهبرانِ «مادام العُمر» آنها را به زیر کشید.
نهادهایِ مَدنی کنونی؛ بسیار پیشِ پا افتاده هستند و فقط به دنبالِ «حقوقِ صنفی» هستند. در حالی که میتوانند نقشهایِ بسیار مهمّ تری در سطوحِ اُستانی و مِلّی ایفا کنند.
این نهادها میتوانند؛ در دورانِ گفتگوها در سطوحِ استانی و ملّی؛ «ائتلافها» بوجود آورده و شایسته ترین نمایندگانِ خود را به «مجلس» بفرستند؛ در انتخاباتِ اُستانداران و شهرداران موثّر باشند و .....
در اینجا فقط خواستم یک «صورت بندیِ اِجمالی» ارائه دهم.
https://generalyoavgallant.substack.com/p/the-next-strategic-shift-in-the-middle?r=5lpmfi
پاسخ دادنحذفدر روزهایِ گذشته؛ عدّه ای از خوانندگان؛ در بخشِ نظرات از من(کژدم) میخواهند که با تیمِ شاهزاده رضا پهلوی همکاری کنم. در یکی دو مورد پاسخ داده ام. امّا همچنان این خواسته ادامه دارد.
پاسخ دادنحذفباید برایِ آخرین بار بگویم که:
من(کژدم)؛ کسی نیستم که خودم را به میهمانیِ دیگران دعوت بِکُند؛ و یا بخواهم که «تو را به خدا؛ مرا نیز دعوت کنید.»
من(کژدم)؛ وبلاگ دارم. آدرس ایمیل دارم. اگر دعوتی رسمی بشود؛ به آن پاسخ خواهم داد. لذا لطفاً این پُرسش را تکرار نکنید.
کژدم
https://x.com/PahlaviReza/status/2027445822384685058
پاسخ دادنحذفhttps://x.com/PahlaviReza/status/2027409016129810480
پاسخ دادنحذفدموکراسی یعنی احترام به همه عقاید،یعنی داشتن آزادی بیان
پاسخ دادنحذفسگ بِرینَد به عقایدتان.
حذفروز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش هفم)
پاسخ دادنحذفمنتشر شد.