ه‍.ش. ۱۳۹۴ خرداد ۳۰, شنبه

آریایی نژادهای «یو تیوبی» = بی شرفهای «جین شارپی»

زمانی که «آلبر کامو» داستان «بیگانه» را نوشت. داستان موجوداتی را به زبان داستانی بیان کرد که «به آخر خط» رسیده اند. مُرده های متحرکی که «خیلی روشن فکر»هستند و هیچ چیز به تخمشان نیست.... مرگ «مادر» که آغاز زندگی آنها بود؛ دیگر «بی ارزش» است. آنها نه تاریخی دارند و نه آینده ای ... آنها فقط کیرها و کُسهای متحرکی هستند که اکنون با موسیقی «هیپ هاپ» و «رپ» میشناسیم.
اگر خواهر و مادر و دختر یک «بوف کور» را جلو چشمهایش بگایند.... چه عکس العملی نشان خواهد داد؟
لابد عکس العملی «سور رئالیستی» که «سور رئالیستهای اروپایی» در برابرش «پاپیون» کنند.
آیا از این کثافت اندیشهٔ «نداری» و «دریوزگی» حالتان به هم نمیخورد؟
در ادبیات فارسی مثلی هست که میگوید:
آنکه با مادر خود زنا کند ..... با دگران چه ها کند؟
ساکنین کنونی ایران؛ همگی از این تبارند. حتی ساکنین خارج از کشور موسوم به ایرانیان نیز از این تبارند.

عکس بگیر .... فیلم بگیر .... تو یوتیوب بگذار .... نگران نباش ... ما داریم با پارلمان اروپا مذاکرات دیپلماتیک میکنیم که : «خاویر سولانا» بیاید مادران و زنان و دختران و خواهرانتان را «جمیعاً اجمعین صلواة» بگاید.
آیا یادتان مانده است؟ یا از یاد «جنبش یوتیوبی ۸۸ یتان» رفته است؟
چگونه میشود که یک ملّت اینقدر بیشرف باشد که به جای نجات دختری ۱۱ ساله از دست تجاوزکاران؛ به فکر فیلم و عکس برداری بیفتد؟ (اینجا)

آیا این نسل کثیف تازی پرست و بیشرف آریایی نژاد دروغین میدانند که دیگر عصر کشاورزی و دامداری گذشته است و تمامی حرکات آنها توسط دیگران دیده و رصد میشود؟ آیا این «آریایی نژادهای بی شرف شیعه مسلک خاک بر سر» میفهمند که  سازمانهای اطلاعاتی بیگانگان بر روی «روحیهٔ کثیف یوتیوبی» و بی شرافتی آنها حساب باز میکنند و برایش سناریوها مینویسند؟

تُف به روی ساکنین بی شرف کشور تهران

کژدم

۱۵ نظر:

  1. میدانم که آریایی نژادهای بی شرف کشور تهران از این نوشتار نا خرسند هستند. زیرا به شرافت نداشتهٔ آنها توهین شده است.

    پاسخحذف
  2. کژدم گرامی در بیغیرتی مردم ایران با همه شماهمعقیده ام. اما بگذارید داستانی را که برای پسرعموی من پیش آمد نقل کنم.او با ماشین داشت میرفت دید یکنفر کنار خیابان افتاده.پیاده شد دید طرف توسط یک ماشین دیگه زیر گرفته شده وماشینه فرارکرده بود.پسرعموی خوش قلب ما طرف را به بیمارستان رساندوخلاصه به پلیس زنگ زدند و از طرف می پرسندوآن حرامزاده هم به دروغ گفته بود که ماشینی که او زیر گرفت ماشین پسرعموی من بوده.خلاصه با یک عالم دردسر ثابت شدکه طرف دروغ گفته.این موارد وترکیب آن با سرکوب آخوندی جامعه ایران را خیلی اتمیزه کرده.البته این مردم جنس خودشان هم خراب بوده که کثافتی مثل آخوند رادرون خودشان پرورانده.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      میدانی که بسیار سخت است که «کمک» بکنی و «نامردی» ببینی.... امّا باید ادامه داد... تا جایی که «فرهنگ دفاع از مردم» جا بیفتد؛ و گرنه«تشیّع شنیعه» همهٔ تار و پود شخصیت ایرانیان را مانند کرم و موریانه خواهد خورد.

      نگذارید چنین شود.

      من نمیخواهم از خودم تعریف کنم که چنین و چنان بودم... امّا در دورهٔ نوجوانی و جوانی؛ یک vigilante بودم. در ۱۷ سالگی بدون آنکه بویی از «سیاست» برده باشم «اعتصاب» راه انداختم و از طرف کارگرانی که از حق آنها دفاع میکردم فروخته شدم. نتیجه این شد که «سوپروایزر» کارخانه را تعقیب کردم و آدرس خانه اش را یاد گرفتم و یک شب به او حمله کردم. گونی بر سرش کشیدم و با «آچار فرانسه» به جانش افتادم. او هیچگاه نفهمید که از کجا خورده است؛ به خیانت کارگرانی که از حقوقشان دفاع میکردم نیز اهمیتی ندادم. کار خودم را کردم و هنوز هم که هنوز است؛ لذّت خرد شدن صورت آن مادرقحبه (سوپر وایزر) در زیر آچار فرانسه؛ در دهان من لذّتی دیگر دارد.
      اکنون با اینکه پیر شده ام؛ همچنان با همان روحیه زندگی میکنم. یک سال پیش بود که یکی از «موتورسواران خالکوبی شده» را که از نظر جثّه مانند گاو هستند و «هارلی دیویدسون» سوار میشوند را به جایی کشاندم که «تصادف کرد» و گور بگور شد. مرگ این کثافت فروشندهٔ مواد مخدّر ۱۵۰ کیلویی خالکوبی شده که «نژاد پرست» هم بود؛ همچنان زیر دندانهای من؛ لذّتی دیگر دارد.
      هنوز هم جسد کثیفش را که مثل «پوخ» در جاده متلاشی شده بود را جلو چشمهایم دارم.
      پرسش این است که آیا میتوان از چنین موجودی شکایت کرد؟ .... یا باید حذف شود؟

      حذف
  3. در کشور ما وضع چنین است بدانید
    آن‌کس که بداند و بداند که بداند
    باید برود غازبه کنجی بچراند
    آن‌کس که بداند و نداند که بداند
    بهتر برود خویش به گوری بتپاند
    آن‌کس که نداند و بداند که نداند
    با پارتی و پول خر خویش براند
    آن‌کس که نداند و نداند که نداند
    بر پست ریاست ابدالدهر بماند

    پاسخحذف
  4. کژدم خیلی داری تند می روی. می ذانم عصبی هستی. بخش اغا زین حرفت درست است. جامعه جوان ایران که همیشه انها تحو لات اجتماعی را رقم می زده اند. مثل همین من و تو که 57 راه انداختیم و از ژنرا لهای شاهنشاهی نمی ترسیدیم. و اصولا این جوان ها هستند که کارسازند. ولی جوانهای امروزی ایران موبایل و دختر. عشقشان همین دو است. شما چه توقعی از پیر پا تلای ما یوس داری. که نه دستشان به جایی بند است و نه جوانها را در اختیار دارند. همه را با هم یک کاسه نکن. وانگهی مییوه باید برسد تا به زمین بیفتد. مطمئن باش اتفاقی که تو از ان حرف می زنی. با تمام نا امید واریها می افتد. تند نرو. چون اگر افتاد. انوقت نمی توانی برگردی و حرفت را پس بگیری. همه چیز را با عصبیت نمی توان توضیح داد. جامعه شناسی امروز ایران وضعیت عجیبی دارد. من بیاد حمله مغول و داستان مردی می افتم که مغو لها بزنش تجاوز کردند. گویا در تاریخ این سرزمین این حوادث بی سابقه نبوده.طشت اسلام روی بام است. و همین جای امیدواری است. گاه ازت تعجب می کنم که همه چیز را می خواهی یک کاسه کنی. کژدم دنیا خیلی رنگا رنگ است. تو فقط یک ورش را می بینی. یعنی همه چیز را با عینک شمنی می بینی. مثل اول انقلاب که ملت همه چیز را از دریچه اسلام و امام امت می دیدند و هما نها برایشان حجت بود.هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست. مطمئن باش اینها رفتنی اند. باید زمانش برسد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      این مسئله هیچ ربطی به سیاسیت و شمن بازی نداره. جلوگیری از انجام چنین کاری؛ توپ و تفنگ و سنگربندی نمیخواهد. همانهایی که ماجرا را دیده اند و عکس و فیلم گرفته اند میتوانستن کاری بکنند.
      دویچه وله با این نوشته خیلی حرفها زده است. فردا که آلمانها آمدند قراردادهایشان را ببندند؛ میدانند که با چگونه مردمی روبرو هستند.

      حذف
  5. کژدم جان. قربانت بروم. جامعه شناسی ایران.که البته بقول تو دیگر ایرانی در کار نیست و سیاهی است که به او کافور می گویند) سخت دست کاری شده.مردم ایران را چنان به لحاظ روحی و عاطفی مهندسی کرده اند که بطور کلی از خود و دیگران بیگانه شده اند.که من رد پای عمیق انرا در شیعه گری گه می بینم.ایرانی های اهل فهم هر چقدر تلاش کردند که این گه را درمان کنند و به شکلی انرا چاره کنند. نتوانستند. پس شروع به تغغیر در ماهیت ان کردند. ولی شور بختانه نتیجه عکس داد.و مثل عن کهنه ای بود که انرا بهم بزنند. بوی گندش ایران را در منگنه گرفت و معجونی درست شد که صد رحمت به همان اصل فابریکش.ملت که نه انرا قبول داشتند و نمی توانستند از اساس زیرش بزنند. یک عمر نقش بازی کردند و به ان تظاهر کردند و ما ملتی ریاکار شدیم.تا اینکه این عن بواسطه ملا های عن حاکمیت محض پیدا کرد. گل بود به سبزه نیز اراسته شد.دوستمان در کامنت قبلی داستان پسر عمویش را گفت. خوب شما از این داستان چه نتیجه ای می گیری؟ داستان این دین و این ملت و این مملکت چنان در هم ادغام و تنیده شده و داستان را پیچیده کرده که باید در این مورد کتا بها نوشت.عزیزم نمی شود نشست و خیلی راحت ملتی را محکوم نمود.نمی شود به ادمی که سواد ندارد گیر داد که چرا سواد نداری. خوب به او سواد یاد ندا ده اند. و شرایط برایش مهیا نبوده.شما مثلا نشستی هی صادق هدایت را مسخره می کنی.در صورتی که او تلاش زیادی در جهت دین زدایی کرد.و در حد خودش مبارزه کرد. در زمانی که کسی نمی دانست اسلام یعنی چه.و اسلام برای همه یک غولی بود.من بارها بخودم نهیب زده ام که بابا ول کن. برای کی دلسوزی می کنی. این ملت لیاقتش را ندارد. اما بعد از این فکر پشیمان شده ام.بلا خره اینهم یه جورشه. سرنوشتی است که باید طی شود.ما باید بپذیریم که به لحاظ رشد خیلی عقب افتاده ایم.درصد ادمهای فهمیده که قوه درک بالایی داشته باشند خیلی زیاد نیست. و تازه همه انها اهل مبارزه نیستند.نود درصد مردم ایران کم و بیش عقاید مذهبی دارند و از مر حله پرتند.شما از این مردم با چنین طرز تفکری و با کشوری با ان تاریخ عجیب و غریب چه انتظاری داری.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      در بسیاری جاها؛ مردم خودشان وارد میدان میشوند. بویژه زمانی که یا قانون در برخورد با جرم و جحنایت؛ بسیار ضعیف عمل میکند و یا نیروهای پلیس فاسد هستند. به این نوع عمل vigilante justice گفته میشود. یکی از نمونه های موثر آن توسط شهردار یکی از شهرهای فیلیپین؛ انجام گرفته بود که از طرف سازمان حقوق بشر و گروههای مزخرفی از این دست نیز محکوم گردیه بود؛ امّا آن شهر تبدیل به یک شهر نمونه از نظر ایمنی مردم در برابر جرم وجنایت شده است. کاری که آن شخص انجام داد و سپس نیز به عنوان شهردار انتخاب شد؛ سازمان دادن «گروههای مرگ» برای پاک کردن شهر از وجود جنایتکاران و حتی پلیسهای فاسد بود. در کمتر از یکسال. آن شهر کاملاً از وجود اراذل و اوباش پاک شد.
      در ایران هم چنین گروههایی میتوانند بوجود آیند. روحیهٔ مردم نیز بالا میرود. همین گروهها با کسب تجربهٔ مبارزاتی سپس میتوانند با نیروی انتظامی تا خرخره فاسد و بسیج و سپاه درگیر شوند.

      حذف
    2. و آن مرد شهردار داوائو است.

      In 2009 Duterte said: "If you are doing an illegal activity in my city, if you are a criminal or part of a syndicate that preys on the innocent people of the city, for as long as I am the mayor, you are a legitimate target of assassination."

      In 2015, Duterte confirmed his links to extrajudicial killings in Davao, and warned that if elected president he may kill up to 100,000 criminals.

      https://en.wikipedia.org/wiki/Rodrigo_Duterte#Extrajudicial_killings

      حذف
    3. ناشناس کرامی
      این یعنی ریشه کنی مالاریا. سپاس از اطلاعات بیشتری که در اختیار خوانندگان گذاشتید. البته ریشه کنی مالاریا از این فراتر میرود و باید گندابهای «اقصاد انگلی»؛ طبقه ها و صنفهای انگلی نیز حشکانیده شوند.

      حذف
  6. کژدم گرامی از این ناشناس بپرسید این اسنادی که لینکش را فرستاده اید٫ چه ربطی به ایران دارد؟ انگار این گونه خبرها در شما پر مدعا ها نهادینه شده....بس کنید.

    پاسخحذف
  7. کژدم گرامی از این ناشناس بپرسید این اسنادی که لینکش را فرستاده اید٫ چه ربطی به ایران دارد؟ انگار این گونه خبرها در شما پر مدعا ها نهادینه شده....بس کنید.
    شما اگر پیگیر سر خط خبرِ سر کاری و از بنیاد دروغه ( ویکی لیکس ایران را رسوا می کند ) رابشوید, اگر گفتید سرش را کجا پیدا خواهید کرد؟
    سایتهای کردی ایرانی....
    این که دیگر زحمت ندارد .. خودتان تحقیق کنید
    سایت افشاگر ویکی لیکس اعلام کرده است که تا چند روز آینده 500 هزار سند مربوط به مکاتبات دولتی عربستان سعودی را منتشر خواهد کرد، این سایت که رهبری آن را «جولین آسانژ» به عهده دارد، در نخستین اقدام خود روز گذشته (جمعه) 60 هزار سند از این دست را در خروجی خود قرار داد ... اگر تهی مغزان ابله اربیل با جعل جاهلانه خبر، در صفحات فارسی زبانان بنویسند ویکی لیکس ،ایران را رسوا خواهد کرد ، نشان از قبول جاشی و مزدوری برای عیاشان حجاز نیست؟؟؟ ویکی‌لیکس عربستان را مفتضح و رسوا کرد , کرد ایرانی و سمپاتهای انها در فضای مجازی می نویسند ویکی لیکس ایران را رسوا می کند !!!
    واقعا خجالت اور است.
    انوقت شما یقیه مردم عادی و بی ادعا را می گیرید و انها را آریایی نژادهای بی شرف کشور تهران می خوانید...اینها را چه می نامید؟ ...یک سوزن به خود یک جوال دوز به مردم لطفا .....

    پاسخحذف
  8. ????????!!!!!!!!!!!!!!! http://www.pyknet.net/1394/10khordad/31/page/suzani.php

    پاسخحذف
  9. یکی از خوانندگان مطلبی را فرستاده اند که خواسته بودند خط آخرش را حذف کنم. چون چنین امکانی نداشتم؛ به ناچار با حذف بخش آخر آن؛ آنرا «کاپی»؛ «پیست» کنم.

    (
    کژدم گرامی بیشینه ی مردم ایران این گونه اند
    غیرت در نزد مردان سرزمینمان این است که در روز روشن نیز به
    زنان و دختران متلک و سخنان زشت جنسی می گویند و گاهی آن ها
    را آزار فیزیکی و جنسی هم می دهند،آن زمان رگ گردنشان به اندازه ی شلنگ
    نمی شود ولی اگر کسی دیگر به زن،دختر ،خواهر و یا مادرشان نیم نگاهی
    بیندازد ، رگ گردنشان به کلفتی لوله پلیکا می شود.
    همین چند روز پیش چندتا پسر جوان دنبال دخترک دوازده، سیزده ساله ای
    افتاده بودند ،به گونه ای رفتارهای آنان زننده بود که دختر داشت می دوید
    ولی مردم بی شرف و بی غیرت و آشغال را بگو که خم به ابرویشان هم
    نمی آوردند،شگفت آن که این رخداد در مرکز شهر اتفاق می افتد.
    همان روز من یک بسته نان بزرگ خریده بودم با مقداری میوه ،خواستم مانند
    سایرین بی خیال شوم ،همین که چندگام جلو نهادم ،نتوانستم مانند سایرین
    چشمم را ببندم،با همان وسایلی که در دستانم داشتم خیز برداشتم و با آن
    بسته نانی که در دستم بود بر سینه ی آن جوان کوفتم،یارو کپ کرده بود
    می گفت چه شده است؟گفتم شاید دیگران بی تفاوت باشند ولی من نمی توانم
    اندکی درگیری لفظی داشتیم تا این که دیدم دخترک از دیده ها دور شد و من
    هم به گیرودار پایان دادم،البته اگر در این جور ماجرا ها درگیر شوی و مانند
    من آدمی دادخواه باشی،جایت در زندان خواهد بود چون کشور ما بیدادگاه است.
    یاد هنری دیوید ثرو افتادم که گفته بود جای انسان های راستین و با شرف
    که نایاب اند ،اگر بخواهند در راه راست باشند،جای راستین شان زندان خواهد
    بود.

    باور بفرمایید این مردمی که من می شناسم،اگر بدانند یکی آهسته گام است
    بی برو بگرد تنها چیزی که به فکرشان می رسد،به بازیچه گرفتن و سواستفاده
    ی جنسی از آن فرد است.)

    پاسخحذف
  10. کژدم عزیز ما هم مثل شما . از بیحالی مردم ایران اشغالی متعجبیم. اما بقول دوستمون زمانش نرسیده. برسه . تیرهای چراغ برق هم از جنازه کثیف مزدوران بی نصیب نمیمانند. مطمئن باش. من جدین به خارج آمده ام. قبلش تو ایران افسر وظیفه نیروی افتضاحی بودم .نیروی که در ظاهر و بناچار با رژیم است. اما از صبح تا شب که با نیروهای کادری بودیم .همشون فحش خاهر و مادر به بالا تا پایین مولاها و سپاه میدانند و شدیدن ناراضی هستن. و جالب این بود .که میگفتند پس این مردم مردن! چرا شورش نمیکنند. انقدر آماده باش دادیم پدرمون در اومد. فقط اینوبگم انقدر اوضاع کشور تهران وخیمه . که تهران رو منطقه عملیاتی جنگی همردیف مرزهای سیستان و بلوچستان محسوب نموده اند. فقط جرقه مونده. همین. انفجاری بقدرت 100 برابر بمب اتمی ناکازاکی در پیش است. خود سران رژیم هم میدونند. بخاطر همین خیلیها پولهاشونو و خانواده هاشونو از ایران خارج کرده اند.همه منتظر شورشند. همه.

    پاسخحذف