ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

آغاز فصل خونین

پیغام عربستان سعودی در مراسم سالانهٔ حجّ امسال؛ پیامی بسیار روشن برای «انگل فرزانه» بود. شبیه همان پیامی که در اولین سالهای پس از «فاجعهٔ ۵۷ = خیانت ملّی» و در پی ماجرا سازی در مراسم حجّ با شعار «برائت از مشرکین» که آغازی برای اندیشه های «داعشی های صفوی مسلک» بود؛ گرفتند. در آن دوره «تازی پرستان آریایی»؛ دست کمی از «داعش» نداشتند و حتّی فرزندان همسایگان خود را نیز به «جوخه های اعدام» سپردند و مدال طلای «اطلاعات ۳۶ میلیونی» (خیانت ملّی) را همچنان بر گردن دارند. فرزندان آنها نیز به همان راه میروند؛ هر چند که خود را «نسل سوخته» بنامند. (بیماری جذام ۱۴۰۰ ساله).
در آن زمان؛ عربستان سعودی دهان شیعیان «برائت از مشرکینی» به رهبری «رهبر مادر قحبه و کبیر» را گایید و پس از آن زبان خمینی به سوراخ کونش فرو رفت و هرگز از آن سوراخ بیرون نیامد (مانند امام عصر شجاع و چاه نورد که هرگز از آن سوراخ بیرون نخواهد آمد؛ زیرا با کمال شجاعت میترسد که  کشته شود) و چند روز پیش نیز  آن پیغام تکرار شد و گفت: که هنوز هم دَر بر همان پاشنه می چرخد.
امّا این پیغام؛ در زمانی بسیار «دیگر گونه» صادر شد و از «دلقک فرزانه» میخواهد که  با «موشکهای نقطه زن» و «اختراعات عجیب و غریب و به درد نخور» مستقیم به میدان بیاید و یا گورش را گم کند.
«عنتر فرزانه» نیز با «لحن ملوس» به عربستان پاسخ داد و گفت: «لطفاً عذر خواهی کنید» و عربستان سعودی هم پاسخ داد: «به روی چشم؛ ای رهبر فرزانهٔ مسلمین جهان». و سپس افزود: «حالت خوبه؟»؟

اصل ماجرا

روسها و نوکران صفوی مسلک آنها مدتها پس از باختهای پیاپی در عراق و سوریه و یمن؛ دست به تشکیل یک « ائتلاف موازی» با «ائتلاف به رهبری آمریکا» بر علیه سلفی جهادیها؛ یازیدند. ائتلاف سوّم همان چیزی است که به «ناتو عربی» مشهور شد. ائتلاف روس بسیار کوچک و متشکل از «سوته دلان» است و شاید «چینی ها» بیش از انکه بر روی «میدان خونین» ظاهر شوند؛ بخشی از هزینه های آنرا تقبّل کنند و روسها نیز نیروهای نظامی خود را به «انگل فرزانه» کرایه دهند. امّا «ائتلاف آمریکایی» با «ناتوی عربی» هم سوی بوده و شامل همهٔ «گردن کلفتهای اقتصادی» هستند.
این مجموعه ها نشان از یک چیز دارد: نبردهای مستقیم در حال آغاز شدن است.
ماجرای حج امسال؛ و تعداد کشته ها و زخمیها و مفقود الاثرهای آن؛ نشانهٔ «سوء مدیریت عربستان» نیست؛ بلکه نشانگر این پرسش است که:
«مسئله چقدر باید بزرگ باشد که در آغاز اینهمه تلفات داشته باشد»؟ و مهم تر از آن؛ «جرأت مقابله با پیامدهای این تلفات سنگین است»؟.
در این حادثهٔ پر تلفات؛ «گنجینه های اطلاعاتی دست اوّل به قلّاب شکارچی افتادند» و این امر میتواند پاسخ تمامی پرسشها باشد.

راههای پیش روی «عنتر فرزانه»

براستی «انگل فرزانه» پس از لو رفتن همهٔ استراتژیها و تاکتیکها و شبکه های سپاه قدس و حزب الله لبنان چه خاکی میتواند بر سرش بریزد؟
۱- به مراجع بین المللی شکایت کند؟
۲- دست به اقدام متقابل و انتقامجویانه بزند؟ (از عربده کشیهای انتقام جویانه؛ تا اقدامات عملی انتقام جویانه)
۳- سکوت کرده و دست به کار «تغییر استراتژیها و تاکتیکها» و تغییرات در جبهه ها شود؟

راه نخست هرچند که پیگیری خواهد شد؛ امّا دست آوردی نخواهد نداشت. (ماجرای عمر البشیر).
راه دوّم هم نیرو و هم «پول زیاد» میخواهد و مهم تر از آن اینکه: اگر شروع شود؛ باید تا انتها پیموده شود. (جنگ تمام عیار).
راه سوّم به خاطر «طبیعت عربده کشی صفویها» امکان ندارد و گرنه؛ «دلقک فرزانه» چنین سخنانی که نمایانگر «طبیعت عربده کش صفوی مسلکها» است را به زبان نمی آورد: (اینجا). مشکل «دلقک فرزانه» این است که اگر به وعدهٔ «برخورد خشن» خود عمل کند؛ بازی را خواهد باخت و اگر عمل نکند؛ یک «ترسوی پر حرف و عربده کش» به حساب خواهد آمد. لذا بهتر است که اگر «خایه»اش را دارد و یا از خایه های «پوتین» استفاده میکند؛ سر حرف خود بایستد.
در هر دو صورت؛ انگل فرزانه به نوشیدن «جام زهر سوّم» تاریخ ننگین حاکمیت اسلامی خواهد رسید.
در این میان ورود «چینی ها» به معادلهٔ سوریه که از طرف بوق و کرناهای تبلیغاتی؛ به «نخستین ورود نظامی چین در معادلات بین المللی» تعبیر شده است؛ در واقع آنگونه نیست. چینی ها به خاطر وضعیت «عسر و حرج» به معادلهٔ سوریه وارد شده اند و هدفشان فشار آوردن به دولت آمریکا برای جلوگیری از «فرار سرمایه ها از چین» است که در سخنرانی رئیس جمهور چین منعکس شد و در این رابطه قولهای آتشین حمایتهای بی دریغ از سرمایه های خارجی را داد و هم زمان به تهدید غیر مستقیم آمریکا پرداخت. امّا رئیس جمهور چین در همان زمان سخنرانی میدانست که «عمر اقتصاد شکوفای چین» در حال به پایان رسیدن است و نخستین نشانهٔ آن؛ باز کردن جبههٔ جدید اقتصادی در آمریکای لاتین است که از آن با نام «آشتی آمریکا و کوبا» نام برده میشود.
«کوبا» کشور کوچکی است که قرار است تا بخشی از «سرمایه های فراری از چین» در آن «اسکان» داده شوند و سپس تعداد این «منازل مسکونی» به اوروگويه ها و پاراگوئه ها و «چی چی گوئه» ها گسترش خواهد یافت. این امر یک اتفاق نیست؛ بلکه اگر به مصاحبه های انتخاباتی آقای «میت رامنی» از حزب جمهوریخواه آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری پیشین دوباره گوش کنید؛ ایشان این نظریه را مطرح نمودند و اکنون از طرف آقای اوباما به «سرقت» رفته است (البته با اجازه و شادمانی مخترع اصلی نظریه).
لذا چینیها در حال ایمان آوردن به «آرماگدون اقتصاد چین» هستند (به حاشیه رانده شدن با ۸۰۰ میلیون گرسنه).
گویا چینیها از یاد برده اند که «باید مانند آب بود و شکل پذیر» و عجولانه به سمت «صخره شدن» رفتند. کسی که بخواهد «صخره» شود؛ باید ریسکهای بزرگی را بپذیرد.
شاید لازم باشد که هندوستان نیز از این ماجرا درس بگیرد و بداند که عصر «جمعیت میلیونی بردگان» و «تولید زباله» گذشته است.

گشایش بازی از سوی طرف مقابل

آقای اوباما در برابر خواسته های آقای پوتین مطلبی را مطرح نمود که بسیار پر معنی است.
«در صورت شکست داعش؛  بشار اسد باید از قدرت کناره گیری کند».
روی دیگر این سخن این است: «تا بشار اسد بر روی کار است؛ داعش نیز خواهد بود».
امّا این جمله؛ تمامی سخن نیست و بقیهٔ سخن از دهان «ناتوی عربی» بیرون می آید که بدون اشاره به روسیه؛ رژیم انگلهای صفوی حاکم بر ایران و دنبالچه هایش را هدف قرار میدهد (آتش افروزا و موجبان بدبختیها و ویرانیهای سوریه). لذا روسها نیز پیغام را به صورت آشکار و رسمی دریافت کردند (هرچند که به طور غیر رسمی میدانستند) و باید منتظر حضور فعّال تر «سلفی جهادی ها» در مرزهای خود از یک سو و تسلیحات مدرنتر در دستهای آنها در سوریه و عراق باشند.
در شرایط کنونی و آینده؛ رژیم حاکم بر ایران (هر ماهیتی که داشته باشد)؛ رقیب نفتی روسیه و عربستان و عراق خواهد بود و در آینده تنها مشتری مهم آنها  «چین» است (البته به شرطی که اقتصاد چین اینچنین بماند و افول آن مهار شود).
لذا نخستین نتیجهٔ ملموس این است:
برای آمریکا «خاورمیانه ارزش مرکز تأمین انرژی را از دست داده است» و پس از این ارزش آن  «میدان رقابتهای نظامی و جنگهای نیابتی» و «مشتریان کالاهای مصرفی» خواهد بود. کالاهایی که ایجاد «خاورمیانهٔ بزرگ» میتوانست در منطقه تولید شوند و نفت منطقه نیز میتوانست در محل استخدج به مصارف صنعتی برسد. امّا گویا ساکنین خاورمیانه جنگ و ویرانی را بیشتر دوست دارند.
رشد صنعت گاز و نفت آمریکا با تکنولوژی جدید استخراج نفت و گاز؛ در تمامی طول مدّتی که سقوط قیمت نفت ادامه داشت؛ متوقف نشد و اگر جنگی میان رژیم اسلامی ایران و عربستان اتفاق بیفتد؛ این نفت آمریکا و روسیه است که گرانتر فروخته خواهد شد. صنعت نفت عربستان ضربه خواهد خورد و صنعت نفت ایران؛ نابود خواهد شد.
اگر خلیج فارس به میدان جنگ تبدیل شود؛ به روی همه بسته خواهد شد و رژیم اسلامی حاکم بر ایران؛ به خاطر ضعف اقتصادی؛ بازندهٔ اصلی آن خواهد بود. زیرا زمانی که جنگ آغاز شود؛ در کوتاه مدت پایان نخواهد گرفت و دامنه ای فراتر از کشورها و شیخ نشینهای حوزهٔ خلیج فارس خواهد داشت.

در هر حال روسها با وارد شدن مستقیم در معادلهٔ سوریه برای «بقای رژیم اسد»؛ نشان دادند که «دورهٔ جنگ نیابتی» از طرف آنها پایان یافته است و نیروهای نیابتی روسیه (شیعیان و علوی ها) زمینگیر شده اند.
اینکه اکنون بار دیگر عربده های رژیم صفوی مسلک؛ به خاطر ورود مستقیم «پدر خوانده پوتین» رساتر شده است؛ قماری دیگر است که روسها در سوریه  بازندهٔ اصلی آن نخواهند بود؛ بلکه نیروهای نیابتی آنها (شیعیان و علوی ها) خواهند بود و روسها در  سرزمین خود بازی را خواهند باخت.
آنهایی که دلشان به ۲۸ هواپیمای روسی گرم شده است و نقش «نیروهای پیاده» را بازی خواهند کرد؛ ۴ سال است که روز بروز ضعیف تر و نا امید تر شده اند. نیروهای نظامی بشار اسد کاهش یافته و نیروهای مزدوران شیعهٔ عراقی و هزاره و کثافتستانی و لبنانی نمیتوانند به خوبی بجنگند و با کم شدن بنیهٔ اقتصادی رژیم صفوی حاکم بر ایران؛ توانایی لجستیک این نیروهای مزدور پایین خواهد آمد.
داشتن چشم امید به «طالبان افغانستان» و تسلیح آنها و عملیات بزرگ که منجر به تسخیر «قوندوز» شد؛ دردی را نه تنها دوا نخواهد کرد؛ بلکه شکست طالبان در روزهای آینده؛ باعث تشدید اختلافات درونی و گرایش بیشتر به پیوستن به «داعش» را به همراه خواهد آورد. آنچه که اکنون «داعش افغانستان» به آن نیاز دارد؛ تسلیحات بهتر است.
وجود و «گسترش کنترل شدهٔ داعش در افغانستان»؛ ادامهٔ حضور «ناتو» و بویژه آمریکا در افغانستان را تضمین میکند. لذا داعش افغانستان نیز به سلاحهای مدرن تر تسلیح خواهد شد.

کژدم




۴۴ نظر:

  1. http://www.bbc.com/persian/world/2015/09/150930_l10_china_guangxi_explosions

    پاسخحذف
  2. ایا ایران بار دیگر به سمت یک جنگ دیگر می رود. کژدم من بعید می دانم. خامنه ای بارها از این هارت و پورتها کرده.بار اول نیست.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      بعضی وقتها این دشمنان هستند که در پی «تحریک بیش از حدّ» میخواهند تو را به میدان بکشانند. مانند گروهی از اوباشان که در خیابان مزاحمت میشوند. این اوباشان میدانند که چکار میکنند. حاکمیت انگلهای صفوی ۳۷ سال است که که با «قمه و قدّاره» خیابان گردی میکند و حوصلهٔ سایر اوباشان را نیز سر بُرده است.
      آیا زمانی که یک «اوباش قدّاره بند» پس از ۳۷ سال عربده کشی و قُرُق کردن خیابانها به ذلّت می افتد؛ سایر اوباشان به او رحم خواهند کرد؟
      هرگز ....
      بلکه او را خواهند درید.

      حذف
  3. با درود بر جناب کژدم که نوشته هایشان چراغ راه اینده است
    اینجا چند سوال در ذهن اینجانب ایجاد شد که با توجه به نوشته شما نظرتان را می خواستم در این رابطه جویا بشوم
    1.اینکه در اینده تنها مشتری قدر نفتی کشورهایی نظیر روسیه ایران عربستان را کشور چین می دانید(پس حوزه های صنعتی دیگر نظیر اتحادیه اروپا که وابستگی سی درصدی به واردات گاز روسیه دارند)یا کشورهای حوزه اقیانوسیهو زاپن و با کشورهای لاتین از چه کانالی تامین خو.اهد شد

    2.به نظر شما هدف روسیه از بمباران مواضع مخالفان بشار در حومه حماه فقط برای از زیر ضرب خارج کردن دمشق بوده است و یا اینکه هدف دیگرش می تواند میدان دادن به نیروهای داعش باشد(با توجه به اصل دشمن دشمن من دوست من است)تا به صورت تاکتیکی نیروهای اتلاف ضد داعش را مشغول نماید و هدف خود را پیش ببرد
    3.در صورت درگیریهای بیشتر اینده چه در سوریه و عراق و چه در پیشرویهای داعش در افغانستان وارد شدن نیروهای پاسدار و بسیجی و در کل نظامیها به صورت فیزیکی چه قدر است و تکرار سناریوی فروپاشی اتحاد جماهیر را برای جمهوری اسلامی و در کلیت ان ایارن چگونه می بینید (با توجه به کم شدن قدرت سخت افزاری اوباشان جمهوری اسلامی در داخل و نفوذ روزافزون نرم غرب در ایران در تمامی جوانب)با توجه به انکه جمهوری اسلامی دیگر قدرت نرمی ندارد در حوزه های زندگی

    اراد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. با اجازه کژدم. اروپا و امریکا سالهاست که دارند روی انرژیهای پاک خسوسن نیروگاهای بادی و خورشیدی کار میکنند به تکنولژی بالای نیز رسید ه اند و بزودی خودروهای آنان و تامین برق و حتی منازل آنان از گازو نفت تقریبن بی نیاز میشوند. اگه اینجوری پیش بره .نفت میشه 20 دلار. یعنی هزینه استخراجشم در نمیاد. حالا حساب ج استامبولی که هیچ . اقمار مفت خورش مسل حزب قالپاق و اسد و .... دیگران رو بکنید. در ثانی خلیج فارس اهمیت نفتی خودشو از دست داده برای امریکا. کی گفته ؟ کژدم .چرا؟ شاید 1 دلیلش همین باشه که من بالا نوشتم.

      حذف
    2. اراد گرامی
      در آیندهٔ نزدیک؛ آمریکا تبدیل به بزرگترین تولید کنندهٔ نفت و گاز خواهد شد. در کنار نفت و گاز؛ شیوه های گوناگون تولید انرژی پاک در مراحل آزمایشی قرار دارند که برخی از آنها با «نانو تکنولوژی» (مهندسی مولکولی) در ارتباط هستند. چین کشوری است که بالاترین مقدار سوختهای فسیلی را پس از آمریکا دارد. کشورهایی مثل ژاپن و کرهٔ جنوبی آنچنان مصرفی ندارند که حدود ۳۰ میلیون بشکه نفت (تولید تقریبی اوپک در روز) را بتوانند هضم کنند. در آینده نیز خواهید دید که پس از «کوبا» کشورهای دیگری به همان سمت خواهند رفت و اقتصاد بخشی از آمریکای لاتین نیز رو به شکوفایی خواهد گذاشت و مشتریان «نفت آمریکا» خواهن شد و چه بسا از صدور نفت چشم پوشیده و به مصرف صنایع داخلی خود برسانند.
      در رابطه با پرسش دوّم شما؛ باید بگویم که شما هر دو جنبه را مطرح نموده اید و پرسش شما یک «پرسش تأکیدی» بود.
      در مورد پرسش سوّم شما باید بگویم که رژیم اسلامی ایران؛ هنوز جرٔت مداخلهٔ گستردهٔ نظامی در سوریه را به خود نداده است و قضیه به شکل مسخره ای در آمده است؛ رو.سها «رئیس ارؤسا» هستند و «انگل فرزانه» و «حاجی بادمجان» و «انگل حسن نصرالله» نیروهای نیابتی روسها هستند. امّا همین نیروهای نیابتی؛ خودشان نیز نیروهای نیابتی خود را دارند و ماجرا به شکل مسخره و پر هزینهٔ «نیابتی در نیابتی در نیابتی» در آمده است که نتیجه اش هم همینی شده است که در سوریه و عراق میبینیم؛ لذا «رئیس الرؤسا» عصابی شده و میگوید که: بکشید کنار باد بیاد.
      اگر رژیم اسلامی ایران همچنان به «ولایت کرملین» دلگرم باشد و به این بازی ادامه دهد؛ به ناچار از «نیابتی بازی» بیرون آمده و مجبور خواهد شد که به طور مستقیم وارد معادله شود. آنگاه باید دید که چند مرده حلّاج است.
      در رابطه با «فروپاشی ایران» باید بگویم که در گرو فروپاشی کشورهای منطقه است.

      حذف
    3. اراد گرامی
      در نوشتار «هزینه های دفاع از «خانه» به «هزینه کردن خانه» رسید»؛ گسیل شدن نیروهای ویژهٔ سپاه پاچاهارداران به یوریه و تحت امر «ژنرالوف» ها قرار دادن آنان را مطرح نمودم (تقریباً ۱۸ روز پیش).
      اکنون خبر آن رسانه ای شد:

      http://www.radiofarda.com/content/f4_iran_send_hundreds_forces_syria/27281702.html

      این تنها «آغاز فصل خونین» است.
      رژیم انگلهای صفوی نخست دستور کشتار تظاهرات کنندگان را صادر کرد؛ سپس مزدوران شیعهٔ بین المللی را بکار گرفت؛ سپس «حزب الله لبنان» را هزینه کرد و اکنون کارش به «خانه» زسیده است.
      دلگرمی شان نیز «پدر خوانده پوتین» است.
      در مراحل بعدی؛ هزینه ها بسیار سنگین تر خواهند بود و البته دیگر چیزی به نام «نیابتی» پر رنگ نخواهد بود و «خانه» را هزینه خواهند کرد و در مرحلهٔ نهایی؛ «خانه» تبدیل به «میدان جنگ» خواهد شد.

      حذف
    4. روسها با ۶ جنگنده آغاز و سپس به ۲۸ فروند جنگنده ارتقا دادند و اکنون تعداد جنگنده های روسی به ۵۰ فروند رسیده است.
      آش دارد خیلی شور میشود.
      روسها بالاخره به «تله» افتادند.

      حذف
    5. فصل خونین و آخرین برگ تاریخ رژیم انگلهای صفوی حاکم بر ایران؛ در حال نوشته شدن است:
      http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/a-18756387

      طرفهای مقابل ظاهراً ساکت هستند؛ امّا در واقع؛ بدون بوق و کرنا در «کمین» نشسته اند. خبرهای مربوط به بیعت گروههای اسلامگرا با «جبهة النصرة» منتشر نمیشوند. در حالی که گروههای گوناگون؛ در حال جدا شدن از «داعش» و پیوستن به «جبهة النصرة» هستند.
      تنها کاری که میشود کرد؛ منتظر ماندن برای دیدن نتیجهٔ «رویاروییهای نهایی» میان «پدرخوانده پوتین» و «نیابتی هایش» در مصاف با نیروهای تحت الحمایهٔ «غربی - عربی» است.
      یکی از سناریوهای احتمالی؛ میتواند حرکت پیش بینی نشده در عراق؛ توسط داعش باشد. حرکتی در حد «فتح رمادی».
      نبردهای سوریه و عراق به هم پیوند خورده اند؛ زیرا در هر دو کشور؛ یک طرف قضیه «بنیانگذاران هلال شیعی» هستند.
      جدا انگاشتن نبردهای سوریه و عراق؛ میتواند به تحلیلهای نادرست بینجامد.

      حذف
  4. کژدم جان کیف کردم از پاسخ بسیار منطقی ات. کل ما جرا را در این بند سلطنتی ات بیان کردی :آیا زمانی که یک «اوباش قدّاره بند» پس از ۳۷ سال عربده کشی و قُرُق کردن خیابانها به ذلّت می افتد؛ سایر اوباشان به او رحم خواهند کرد؟
    هرگز ....
    بلکه او را خواهند درید. براوو

    پاسخحذف


  5. محسن رضایی با انتشار فیلمی در صفحه اینستاگرامش برای شهادت اعلام آمادگی کرده است.

    به گزارش خبرآنلاين، او در اين فيلم مي گويد: من خودم را آماده کرده ام. کاملا آماده ام و امیدوارموقعیتی فراهم شود که من به برادران شهیدم بپیوندم و این همه فاصله بین ما در حقیقت شکل نگیرد
    ..................
    یعنی میشه که در این نبرد خونین افراد زیادی از این اوباشان به مسلخگاه بروند و دیگر بر نگردند شاید شانس دوباره ای به این مرز و بوم و مردم ناسپاس داده شود

    پاسخحذف
  6. آماری هراس‌انگیز از سهم چین در تولید جهان


    هر چند انواع کالاها از تلفن همراه گرفته تا اسباب بازی و پوشاک در چین تولید می شوند و همه آنرا می شناسیم اما تولیدات مهم چینی ها شامل موارد دیگری نیز هستند که در ادامه این گزارش به آن خواهیم پرداخت.


    ۱- چین سالانه ۷۶۶ میلیون تن کشتی می سازد! که این آمار برابر با ۴۵٫۱ درصد از کل تولید جهانی آن است.
    ۲- چین سالانه ۱٫۸ میلیارد تن زغال سنگ تولید می کند که برابر با ۴۸٫۲ درصد از کل تولید جهانی آن است.
    ۳- ۴۹٫۸ درصد از کل گوشت خوک جهان توسط چینی ها تولید می شود یعنی چیزی برابر با ۱٫۵ میلیون تن در سال!
    ۴- چین سالانه ۱٫۸ میلیارد تن سیمان تولید می کند و این به مفهوم تامین ۶۰ درصد از نیاز جهانی به سیمان است.
    ۵- چین سالانه ۱٫۸ میلیارد تن سیمان تولید می کند و این به مفهوم تامین ۶۰ درصد از نیاز جهانی به سیمان است.
    ۶- چین ۷۰٫۶ درصد از کل نیاز جهانی به تلفن همراه را تامین می کند یعنی برابر با ۱٫۷۷ میلیارد دستگاه در سال
    ۷- چین سالانه ۸۰ درصد از نیاز جهانی به سلول های خورشیدی را تامین می کند.
    ۸- سالانه ۴٫۳ میلیارد عدد لامپ کم مصرف تولید می کند که برابر با ۸۰ درصد از کل تولید جهانی است.
    ۹- چین ۸۰ درصد از سیستم های تهویه مطبوع در جهان را تولید می کند یعنی برابر با ۱۰۹ میلیارد دسگاه در سال!
    ۱۰- چین در سال ۲۰۱۴ برابر با ۲۸۶٫۲ میلیون دستگاه رایانه شخصی تولید کرده است که برابر با ۹۰٫۶ درصد از کل تولید جهانی آن است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      من نمیدانم که منبع این آمار و اعداد چه کسی و یا چه سازمانی است؟ امّا اگر منبع مجلات و «تشتک نیوزهای ایران» باشد؛ در این آمارها به شدّت شکّ کنید.
      چینیها حتی قادر به ساختن کشتی هواپیمابر نبودند و یکی از کشتیهای نیمه کاره رها شدهٔ روسی از زمان گورباچف را خریدند و با تغییراتی آنرا به کشتی هواپیمابر تبدیل کردند.
      چین بزرگترین وارد کنندهٔ زغال سنگ و سنگ اورانیوم است.
      اکثر تلفنهای همراه مانند «اپل» نه تولید چین هستند و نه حتی در چین طراحی شده اند. بلکه در شهرکهای خودشان «بردگان چینی» را اجیر میکنند.
      این بزرگ نماییها؛ ارزش علمی ندارد.

      حذف
  7. بالاخره «رکن آبادی» (سفیر سابق رژیم در لبنان) را «مُرده» اعلام کردند.

    http://www.digarban.com/node/22948

    امّا آنچه که در میان خبرهای مربوط به افزایش تعداد مرگان بسیار جالبتر است این جمله است که یک مقام هلال احمر رژیم صفوی گفته است:
    «از زنده یافتن مفقودان ایرانی ناامید شده‌ایم»
    این جمله میگوید: چون نمیتوانیم مفقودین را پیدا کنیم؛ پس آنها را «مُرده» اعلام میکنیم.
    http://www.radiofarda.com/content/f2-iran-new-stats-victims-mina-saudi-arabia-464/27280920.html

    به این «مُرده یابها» باید گفت: پس جسدش را نشان دهید؛ «تابوت سمبلیک» یعنی دروغگویی.
    امّا نام یکی از مقامهای دفتر مطالعات راهبردی سپاه پاچاهارداران؛ میان «مردگان سمبلیک» نیست.
    نتیجه اینکه: پس از ۴ بار احضار سفیر عربستان در تهران؛ و مذاکرات معاملاتی؛
    به این نتیجه رسیده اند که بهتر اغست همه را «مرده» اعلام کنند.
    آیا ماجرای دیپلماتهای رژیم در افغانستان و قصابی آنها از طرف طالبان و تحویل جسدهای قلّابی به «اکبر بهرمانی» را به یاد دارید؟
    برای یاد آوری باید بگویم که جسدهای تحویل داده شده ۲ بار قلّابی از آب در آمدند.
    آخرالامر هم طالبان گفت:

    «اینجا جسد زیاد است؛ بیایید خودتان پیدا کنید.»
    یادتان آمد؟

    پاسخحذف
  8. http://www.radiofarda.com/content/f7-bahrain-recall-his-ambassador-from-tehran/27282060.html

    پاسخحذف
  9. الان که میخام برم دپارتمان پلیس گفتم سری به گژدم بزنم .ببینم چه خبر از مغام معطل هپرود {اوزما}. دیدم هیشکی نیست. گویا ملت رزمنده ساکن ایران اشغالی .جمعه بوده رفتن تعطیلات . گفتم این لینک علمی رو اگه سلاح بود بذارم . ببینند . فرق دولتهارو ببینند. http://www.fozoolemahaleh.com/2015/08/18/%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D8%A8-%D8%A2%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7

    پاسخحذف
  10. عربستان از غرق شدن می‌ترسد!
    برایان ویتاکر، دبیر سابق بخش خاورمیانۀ گاردین،
    اعتقاد اصولی پادشاهان عربستان سعودی از دیرباز احتیاط فراوان بوده است: احتیاط در سیاست خارجی و احتیاط به خصوص وقتی که صحبت از تغییرات داخلی به میان می‌آید. از سال 2005، وقتی که پادشاه وقت با اضطراب تصمیم گرفت تا برای انتخاب نیمی از اعضای شوراهای شهر (نصف دیگر اعضا را خود پادشاه منصوب ‌می‌کند)، اجازۀ انتخابات بدهد، ده سال دیگر طول کشید تا اجازۀ حضور زنان هم در انتخابات بالاخره صادر شود.
    البته، آنها دلایل خوبی برای احتیاط دارند. سعودی‌ها اغلب از ترور ملک فیصل در سال 1975 به عنوان یک هشدار یاد می‌کنند و قتل او را با تلاشهایش برای اصلاحات، به خصوص آوردن تلویزیون به این کشور که بسیاری در عربستان آن زمان آن را عامل گناه می‌دانستند، مرتبط می‌دانند.
    بخشهای بزرگی از جامعۀ سعودی، به خصوص عالمان دینی متنفذ در این کشور، همچنان عمیقاً محافظه‌کار هستند و این مقاومت اجتماعی به معنی آن است که حکام، بر فرض اینکه خودشان راغب به تغییر باشند، امکان به اجرا گذاردن تغییرات را، با سرعتی که دنیای متغیر امروزی می‌طلبد، ندارند. دست حاکمان آل سعود تا حد زیادی بسته است. اما این بلایی است که آل سعود با گره زدن مشروعیت خود به فرقۀ وهابیت، خود بر سر خود آوردند. اگر آل سعود نتواند این گره را باز کند، در نهایت سرنوشت شومی در انتظارش خواهد بود.
    در چنین شرایطی، ملک سلمان در بهمن ماه سال پیش به پادشاهی رسید و از چند جهت احتیاط را کنار گذاشت. او پس‌اندازهای کشور را با سرعتی غیرقابل تصور در حال بر باد دادن است و جنگی بی‌نتیجه را با یمن، همسایۀ جنوبی‌اش، به راه انداخته است. بر اینها، ناآرامی‌های عراق در شمال و جنگ لفظی با ایران در شرق را اضافه کنید.
    همچنین تغییرات عمده‌ای که او در سلسله مراتب سلطنتی ایجاد کرده به همراه فاجعۀ اخیر در مکه که به کشته شدن بیش از 800 تن منجر شد، از عواملی هستند که جرقه‌های انتقاد را در میان خاندان آل سعود پدید علنی کرده است.
    یکی از شاهزادگان سعودی که از نوادگان موسس این شاهنشاهی است، طاقتش طاق شده و در نامه‌ای از ملک سلمان خواسته‌ است که برود. ظاهراً این خواستۀ او در میان خاندان آل سعود حامیانی نیز دارد.
    این شاهزاده همچنین چیزهایی می‌گوید، که شاید حرف دل بسیاری از عربستانی‌های معمولی باشد و امکان بیانش را ندارند. خون سلطنتی او، احتمال اینکه سر از زندان دربیاورد و شلاق بخورد را کم می‌کند، اما حتی او نیز از این که نامش را علنی کند، هراس دارد.
    این موضوع نشانه‌ای از یک مشکل اساسی در سیستم سعودی است؛ استبداد غیرقابل حساب کشی در این کشور. تصمیمات در بالا گرفته شده و به پایین انتقال داده می‌شود. تصمیماتی ملک سلمان می‌گیرد، از نظر بسیاری عجولانه است و تبعات سنگینی برای آیندۀ این پادشاهی خواهد داشت. اینگونه تصمیمات در کشورهای دیگر، پیش از نهایی شدن، در معرض نظر مردم قرار می‌گیرند و بحثی ملی در موردشان شکل می‌گیرد؛ اما در عربستان سعودی از این خبرها نیست.
    یک عامل مهم در این موضوع، سرکوب مستمر فعالیت جامعه مدنی است. هر چه جامعۀ مدنی شکوفاتر شود، حفظ یک استبداد سختتر می‌شود. اجازه داشتن برای ابراز نظر در عربستان یک حق نیست، بلکه به مثابه یک امتیاز است. امتیازی که دولت هر گاه اراده کند به دلخواه اعطا می‌کند و به دلخواه هم سلب می‌کند....

    پاسخحذف
  11. در نبود احزاب سیاسی، یکی از راههایی که سعودی‌ها به طور سنتی امکان ابراز نظرات خود را می‌یابند، "مجلس" است؛ دور همی‌ها در خانه‌های شخصی که در آنها مباحث عمدتاً به سیاست می‌کشد. یک روش سنتی دیگر، نامه نگاری به پادشاه است، هر چند که حتی این روش هم می‌تواند خطرناک باشد. در سال 2010، 10 نفر به خاطر امضای نامه‌ای که در آن خواستار سلطنت مشروطه شده بودند، بازداشت شدند.
    فعالیتهای ظاهراً غیرسیاسی توسط خیریه‌ها، گروه‌های فرهنگی یا جوانان یا سازمانهای شغلی نیز، چندان به مذاق حکومت خوش نمی‌آید. یک تحقیق که اخیرا توسط موسسه سلطنتی مطالعات بین‌الملل (چاتم هاوس) انجام شده، این موضوع را اینگونه بیان می‌کند:
    "تاسیس انجمن‌های جدید در عربستان سعودی از قدیم کار دشواری بوده است. حتی نهاد خیریه نیز باید سالها برای دریافت تایید دولت و ثبت انتظار بکشند. برای مثال، بر مبنای گفته‌های یکی از موسسان بنیاد خیریۀ سرطان سعودی، تاسیس این نهاد سه سال زمان برده ...ظاهراً تایید انجمن دیابت سعودی 17 سال طول کشیده است... سعودی‌ها می‌گویند که اگر متخصصان سعودی، نظیر پزشکان و حسابداران، گرد هم بیایند، دولت مضطرب می‌شود."
    این اضطراب در عربستان سعودی و رژیم‌های عربی حاشیۀ خلیج فارس، موضع جدیدی نیست و در سالیان اخیر شدیداً افزایش یافته است، که یکی از دلایل گرایش تازۀ اعراب به اقدام نظامی است. در غرب، این نمایش‌های اخیر "مردانگی" و "ابراز وجود" عمدتاً با استقبال روبرو شده و آن را نشانه‌ای از کاهش وابستگی اعراب به قدرت نظامی آمریکا می‌دانند؛ اما این خوانش غلطی از اوضاع است. این اقدامات نه تنها استقلال و اعتماد به نفس این کشورها را نشان نمی‌دهد، بلکه نشانۀ درماندگی آنهاست. آنها از غرق شدن می‌ترسند.
    رامی خوری، ستون نویس روزنامۀ لبنانی دیلی استار، پس از بازدید از دوبی، حس اضطرابی که به سرعت کشورهای حاشیۀ خلیج فارس را دربرمی‌گیرد اینگونه توصیف می‌کند: "اگر از منظر ریاض، کویت، و ابوظبی نگاه کنید، جهان اطراف این کشورهای نفتی عمدتاً ثروتمند، در چهار سال گذشته زیر و رو شده است. همۀ تهدیدها یا هراسهای ژئواستراتژیکی که سالها در خفا ذهن و فکرشان را مشغول کرده بود، به طور همزمان در حال روی دادن هستند."
    خوری در ادامه تحولات ترسناکی که کشورهای حاشیۀ خلیج فارس شاهد وقوعشان هستند را برمی‌شمارد: انقلابهای خیابانی سال 2011 که منجر به سقوط چندین رهبر عرب شد (و به طور کلی، افزایش گرایش مردم منطقه به پلورالیسم دموکراتیک)، ظهور احزاب اخوان المسلمین؛ وضع اسفناک فعلی در لیبی، عراق، سوریه و یمن که همزمان حیات خلوتی را برای گروه‌های جهادی و شبه‌نظامیان فراهم آورده است؛ افزایش نفوذ ایران؛ و هراس از این که ایالات متحده به دنبال خلاص کردن خود از خاورمیانه است. خوری می‌گوید که هر یک از اینها به تنهایی برای حاکمان کشورهای حاشیۀ خلیج فارس خطرناک است، اما حال که همگی با هم در حال وقوع هستند، مسئله برای آنها "ابعادی سونامی‌وار به خود گرفته است."

    پاسخحذف
  12. مسئلۀ پول نیز در میان است. سعودی‌ها پول زیادی دارند و بخش بزرگی از معضل هم ناشی از همین امر است. باز کردن فلکۀ ریالهای عربستان، درمان مورد علاقۀ این رژیم است که برای دشواریهایش به کار می‌برد.
    در اوایل سال 2011، ملک عبدالله در هراس از تکرار قیامهای تونس، مصر و لیبی در کشورش، سعی کرد تا با یک بستۀ 133 میلیارد دلاری که شامل تاسیسات مسکونی و درمانی بیشتر، و همچنین مزایای رفاهی و پاداش به کارمندان دولت می‌شد، مخالفانش را آرام کند.
    سلمان نیز پس از رسیدن به پادشاهی در بهمن ماه، با پرداخت دو ماه پاداش به کارمندان و بازنشستگان دولت، اقدام به خرید محبوبیت برای خود کرد. این یکی از دلایلی است که باعث شده در طی ماههای فوریه و مارس، 36 میلیارد دلار از دارایی‌هایی خارجی بانک مرکزی عربستان سعودی، که 5 درصد کل دارایی‌های آن است، کاسته شود.
    جدای از مسائل داخلی، ماجراجویی‌های نظامی عربستان در خارج نیز، برای این پادشاهی هزینه زاست و اگرچه جیبهای این رژیم همچنان پرپول است، اما این پولها بی‌نهایت نیست.
    اما اعتیاد به حل مشکلات از طریق پول، اثرات منفی دیگری هم به همراه دارد. این امر موجب شده تا پادشاهی عربستان گرایش کمتری به جستجوی راه‌حلهای غیرپولی و استفاده از آنها داشته باشد.
    فاجعۀ حج که اخیراً روی داد به خوبی این مسئله را نشان می‌دهد. پولهای فراوانی صرف پروژه‌های ساخت و سازه تجملی شد تا امکانات زائران بهبود یابد و، حداقل از لحاظ تئوری، حج ایمن تر برگزار شود. آنچه که در این میان از آن غفلت شده، تلاش فکری برای روشهای بهینه‌تری برای ساماندهی جمعیت است. امری که با پول حل نمی‌شود و برای آن باید برنامه ریزی داشت.
    پادشاهی عربستان تا ابد نمی‌تواند به این رویه ادامه دهد و روز به روز عربستانی‌های بیشتری به این موضوع واقف می‌شوند.

    http://www.theguardian.com/commentis...-spending-gulf

    پاسخحذف
  13. کژدم، چرا به ارسال کننده مقاله ی عربستان از غرق شدن میترسد، نمیگی برو جلو بوق بزن؟

    پاسخحذف
  14. انسان سانهای ابله ایران اشغالی نیز سرنوشت خود را به حسن وحسین گره زده اند و تا این گره 1400 ساله پوسیده رو باز نکنند . باید همچون خر به ملاها و مداحها و پاسداران حرام زاده کولی بدهند. و به روزهایی خفت بار ترو آوارگی و قوادی گرفتار خاهند شد. بیچاره انسانهایی که توی این گورستان گیر انسان سانهای زامبی تازی پرست اسیر شد ه اند.

    پاسخحذف
  15. اقای نا شناس! نتیجه اخلاقی؟ چه می خواهی بگویی؟ اصلا ما چکار به عربستان داریم. کچل اگر دوا کن است سر خودش را دوا می کند. یه جوری از مشکلات عربستان حرف زدی. انگار ویران ما در مقابل او امریکای دوم است! عربستان هر گونه بدبختی داشته باشد هزار بار از ایران بهتر است.چون با اینهمه ثروت نجومی هر روز از هر گوشه اش اواز دزدی نمی اید.رییس بانک مرکزی اش پو لها را هپلی هپو نمی کند. و... عزیز اطلاعاتی تو برو خود را باش. به قیافه بدبخت خودت نگاه کن که فردا اب خوردن نداری. تار موی ملک سلمان تمام اخوندای عرب زده و احمق را می ارزد. در ده سال اینده خواهی دید که از ایران خرابه ای بیشتر نمانده. خوش زبانی موقوف. مملکتی که رهبرش چهار کلاس اکا بر هم نخوانده حال و روزش بهتر نمی شود. شما چرا همه چیز را رها کرده و به امور غراب مشغول شده اید؟ اگر مردید و راست می گویید و ادمید. که البته نیستید و هر الاغی این را می داند. مشکلات و معضلات نجومی و خانه برنداز کشور خود را حل کنید. مشکلات عربستان چه ربطی به ما دارد. امدی مثلا حرف بزنی. هر الاغی که از دیگران بد می گوید باید خودش مشکلی نداشته باشد. شما معدن مشکلید. حالا چسبیدید به عربستان.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ایول ناشناس گرامی. زدی توخال ناشناس. به عربستان ما کار نداشته باشیم. که نباید داشته باشیم. !!! اونا خودشون با آخوندا بعدن کار دارند . بما چه. هر کی زر زده. بعدن خودش پای حرفش باید وایسه. نسل آخوند باید از روی زمین محو بشه. ای انگلیس نابکار که ملا رو ساختی. خودت درسش کن .

      حذف
  16. به مشکل سلطان عربستان با رعیتش و اینکه شبیه همان مشکل در ایران نیز بین «سلطان - عنتر فرزانه» با مردم وجود دارد؛ اهمیتی ندهید. طرح اینگونه مسائل به بیراهه میکشد.
    مسئلهٔ اصلی این است:

    http://www.bbc.com/persian/world/2015/10/151003_l16_ukraine_rebel_arms_withdrawal

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. با درود بر جناب کژدم
      این یعنی اینکه روسیه دست رو در اکراین تو داده به نظرتون اکراین رو داده تا مجوز حمله در سوریه رو بگیره یا بحث فراتر از این حرفهاستبا تشکر
      ....
      اراد

      حذف
    2. اراد گرامی
      بازیهای روسها در اوکرائین را باید به طور عمده در چهارچوب شکاف انداختن میان اروپا با آمریکا بر رسی نمود. هر چند که در تصویر بزرگ؛ همهٔ حرکتهای روسها باید در جهت استراتژی «گرفتن امتیازات بیشتر» برای روسیه در نظر گرفت؛ هر چند که امتیازی در کار نیست و بازی روسها بیشتر به «اعادهٔ حیثیت» میماند. آقای پوتین بزرگترین مرد تاریخ روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است.
      آقای پوتین قواعد بازی را خوب میداند و حتی در تهاجمی ترین رفتار خود؛ نوعی از «محافظه کاری» را به نمایش میگذارد. زیرا آقای پوتین میداند که «قدّ و قوارهٔ روسیه» در یک بازی چند بُعدی چقدر است؟
      بخشی از استراتژی روسها برای «اعادهٔ حیثیت»؛ ایجاد شکاف میان «اتحادیهٔ اروپا» و «آمریکا» است که به صورت موازی با جنگهای نیابتی پیش برده میشود.کسی که فکر کند؛ آقای پوتین یک دیوانه و یا شخصی خواهان تبدیل شدن به یک «بُت» است؛ اشتباه میکند (بوق و کرناهای تبلیغاتی غرب تلاش میکنند تا چنین تصویری از آقای پوتین ارائه دهند). امّا واقعیت این است که آقای پوتین یک «استراتژیست مادر » است.

      حذف
  17. ناشناس ۱۱ مهر ۱۳۹۴ ه‍.ش.، ساعت ۱۱:۵۵ناشناس ۱۱ مهر ۱۳۹۴ ه‍.ش.، ساعت ۱۱:۵۵ جون, کام دان , چرا جوش اوردی؟
    من که می دانم عربستان پوخی نبوده و نیست...
    اینو به کژدم بگویید که " عربستان عربستان " می کند.. ایران در هر موقعییتی که باشد قبل از اینکه به رهبر چهار کلاس اکا برش ربط داشته باشد به تو الاغ دهان گشاد ربط دارد که با زبانبازی و دروغ و شانتاژ و تحریف تاریخ ووووو این جماعت را به مردم بدبخت و از همه جا و چیز بی خبر چپاندید و تا دیدید که چه گوهی خورده اید بار خود را بستید و در رفتید و به دهان گشادی خود ادامه دادید...
    در ضمن من " افای ناشناس " نیستم و " حاج خانم ناشناس " هستم ...
    نهایتا قبل از ینکه دوباره جوش بیاوری میشه بگویی برای " ایران " سیستم ايده آل پیشنهادی شما چیست؟

    پاسخحذف
  18. نمیدونم خبر لینک زیر راست یا چاخان!! حزب رودس دیگه. خائنین برای تمامی اعصار. http://www.pyknet.net/1394/06mehr/11/page/syrie.php

    پاسخحذف
  19. روسيه با اين اقدام خود غرب و هم‌پيمانانش را مانند تركيه در حالت آچمز قرار داده
    مردم دنيا منتظرند تا ببينن غربيها براي نجات تروريستهاي ساخته غرب به چه حيله ايي
    متوسل خواهند شد?????????



    تلاش گروه 7 ضدسوري براي نجات داعش/ روسيه دامنه عمليات را گسترش داد
    مسكو- ايرنا- آشكار شدن تاثيرات ميداني سه روز بمباران مراكز و مواضع تروريست ها بويژه داعش در سوريه توسط جنگنده هاي روسي و همچنين اعلام تمايل بغداد براي گسترش اين عمليات ضدتروريستي به عراق، سبب شد تركيه و شش کشور غربي - عربي ضدسوري فشارهاي خود را به روسيه براي قطع هرچه زودتر بمباران ها افزايش دهند.

    پاسخحذف
  20. """ ایجاد شکاف میان «اتحادیهٔ اروپا» و «آمریکا» است که به صورت موازی با جنگهای نیابتی پیش برده میشود''''
    بعد از مدتها یک موضوع مهم را های لایت کردی..
    من شاید از ۱۰ سال پیش به این نتیجه رسیده بودم که جنگ امریکا با اروپا ی مفت خور و بی خاصییت است...

    پاسخحذف
  21. با درد بر جناب کژدم
    قسمتی از مصاحبه با اقای رنانی رو در اینجا می گذارم که به نظرم جالب اومده
    و شما معتقدید كه طی یك برنامه مشخص، عربستان مزیت خود را برای غرب از دست می‌دهد؟ چه به لحاظ اقتصادی و چه نقش نظامی و ایدئولوژیكی در منطقه؟

    بله. در سال ۲۰۲۰ عربستان برای غرب شاید ۱۰‌درصد مزیتی كه در سال‌های پیش داشته هم نخواهد داشت. در حال حاضر عربستان نزدیك به ۱۰‌میلیون بشكه نفت تولید می‌كند اما این كشور در سال‌های آینده یا باید میزان تولید خود را كاهش دهد یا سقوط زودهنگام قیمت نفت به حدود ۳۰‌دلار را بپذیرد.

    البته در صورت رسیدن قیمت نفت به ۳۰ دلار، تولید نفت همچنان برای عربستان صرفه اقتصادی دارد زیرا هزینه تولید نفت عربستان بسیار پایین و حدود هفت دلار است. بنابراین با این میزان كاهش قیمت همچنان عربستان انگیزه حفظ میزان تولید و حفظ سهم خود در بازار را خواهد داشت اما این روند زودگذر است. به محض اینكه امریكا واردات نفت خود را متوقف كند، بخش بزرگی از بازار نفت عربستان از بین می‌رود. به این ترتیب عربستانی كه یك زمانی تولید ۱۰ میلیون بشكه نفت با قیمت ۱۰۰ دلار را تجربه كرده و درآمدی در حدود ۳۵۰ میلیارد دلار در سال داشته است، از ۲۰۲۰ به بعد باید روی حدود یك هفتم آن درآمد حساب كند. بنابراین اقتصادی كه با ۳۵۰ میلیارد دلار خودش را منطبق كرده، نمی‌تواند با كاهش بیش از حد درآمدها دوام بیاورد.

    زمانی‌كه این درآمدها به سرعت كاهش پیدا می‌كند، این كشور تبدیل به یك اقتصاد درمانده می‌شود كه می‌تواند زمینه بیكاری و نارضایتی گسترده را به همراه داشته باشد. در عین حال گروه‌هایی مثل داعش هم حضور خواهند داشت كه می‌تواند زمینه‌ساز یك فروپاشی باشد. بنابراین عربستان می‌تواند هدف بعدی غرب برای فروپاشی باشد.

    فروپاشی عربستان در راستای همان موضوع جنگ خداحافظی خاورمیانه؟

    قطعا. برای اینكه عربستان یك مرجعیت فرهنگی، ایدئولوژیك و یك قطب اقتصادی در جهان اسلام است. همان‌گونه كه در كتاب توضیح داده‌ام، اگر قرار باشد خاورمیانه اسلامی به سرزمین سوخته تبدیل شود بدون سقوط عربستان ممكن نیست وقتی صحبت از «عبور تمدن‌ها» است باید قلب این تمدن از نظر اقتصادی و فرهنگی فروبپاشد، بنابراین بدون فروپاشی عربستان، پروژه عبور تمدن‌های غرب ناتمام خواهد ماند.
    .............................
    اراد

    پاسخحذف
  22. و شرایط برای ایران چطور خواهد بود؟ در واقع شما به نوعی معتقدید تحولات به سمت حركت در مسیر فروپاشی اقتصادی و سیاسی قدرت‌های منطقه پیش برده می‌شود كه در نهایت خاورمیانه را به سرزمین سوخته تبدیل می‌سازد. در این میان آیا تصور مشابهی برای ایران هم دارید؟

    به گمان من، ایران تا به امروز یك هدف عمده غرب برای رفتن به سمت فروپاشی نبوده، حتی به نظر می‌رسد در آینده ایران می‌تواند متحدی برای غرب باشد. یعنی ایران می‌تواند به نوعی تركیه دوم برای غرب باشد زیرا تضادهای ایدئولوژیكی كه میان كشورهای سنی‌نشین با فرهنگ غربی وجود دارد، میان فرهنگ ایرانی و فرهنگ غربی نیست. ضمن اینكه جامعه ایرانی جامعه‌ای در حال توسعه است و سطح دانش آموختگی در كشورمان بالاست كه اینها نوعی همگرایی فرهنگی ایجاد كرده است. بنابراین به نظر می‌رسد ایران در آینده خطری فرهنگی، نظامی و اقتصادی برای غرب نخواهد بود، حداقل با اجرای توافق هسته‌ای، ایران تا ۲۵ سال آینده خطر نظامی خاصی برای غرب نخواهد داشت، بعد از آن هم آنقدر نظام جهانی كشورها را در تاروپود موافقت‌نامه‌ها و پیمان‌ها درگیر می‌كند كه عملا هیچ كشوری نمی‌تواند ساز مستقل خودش را بزند كه اگر چنین كند به سرعت منزوی خواهد شد. پس از این بابت ما دیگر حكومت خطرناكی برای غرب نیستیم.

    به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز شواهدی از تعارض فرهنگی حل ناشدنی میان ما و غرب وجود ندارد، ممكن است میان نظام ایدئولوژیك جمهوری اسلامی و ایدئولوژی سرمایه‌داری تعارضی باشد كه هست اما بنیادین نیست، اما میان فرهنگ ما و فرهنگ غرب تعارض حل ناشدنی وجود ندارد. این هم ناشی از عقلانیتی است كه در فرهنگ تشیع وجود دارد و به گمان من به علت همین عقلانیت، تشیع می‌تواند خود را با دنیای جدید سازگار كند.

    از طرف دیگر ما خطری اقتصادی هم برای غرب نیستیم زیرا باتوجه به مشكلاتی كه امروز در كشور داریم و با توجه به روندی كه در ۱۰ سال گذشته در تحقق اهداف سند چشم‌انداز ۲۰ ساله طی كرده‌ایم بعید می‌دانم تا ۳۰ سال آینده بتوانیم حتی به یك غول اقتصادی منطقه‌ای تبدیل شویم. بنابراین ما در طول یك نسل آینده نه خطری اقتصادی برای غرب هستیم، نه خطری فرهنگی و نه خطری نظامی. پس ضرورتی ندارد كه ایران به سمت فروپاشی برود.

    اما كشوری مثل عربستان می‌تواند صادركننده بنیادگرایی باشد، تفكرات سلفی صادركننده بنیادگرایی است. از نگاه غربی‌ها و از منظر نظریه «عبور تمدن‌ها» اینها باید به خودشان مشغول شوند و نیروهای‌شان بین خودشان درگیر شده و از درون از بین بروند. بنابراین به نظر می‌رسد بیشتر مناطق سنی‌نشین خاورمیانه هدف «جنگ خداحافظی» غرب باشند. ضمن اینكه ایران می‌تواند در كنار افغانستان و حتی پاكستان، دیواری باشد در برابر فرهنگ كنفسیوس، بنابراین به نظر می‌رسد كه در دو دهه آینده، غرب به حضور و ثبات ایران نیاز داشته باشد.

    البته جناب کژدم من موافق تمامی نظرات مطرح شده نیستم به خصوص قسمتی که به دفاع از شیعیه ایسم می پردازد(وجود عقلانیت!!!)اما دیدم خواندن مصاحبه خالی از لطف نیست با تشکر
    این هم لینک مطلب
    http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/57624/

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. این بابا ناشناسه همچین تحلیل کرده. انگار تا ابد ملاها هستند. نه جانم ملاها و تمامی انسار و آدم خوراشون!!! به ناکجا آباد میرید!!!.

      حذف
  23. جناب کژدم اگر لطف کنید و کل مصاحبه رو بخونید و نظر خود را بدهید ممنون می شوم
    اراد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اراد گرامی
      این دومین بار است که لینکهای مربوط به نظرات آقای «رنانی» در بخش نظرات منتشر شده است. من نیز مخالف انتشار نظریه هایی که تلاش میکنند به شکلی از اشکال مسائل امروزین خاورمیانه را تفسیر کنند نیستم و نه تنها اینگونه نظریات را سانسور نمی کنم؛ بلکه بسیار مشتاق هستم که این اندیشه ها؛ حتی اگر «بافتنی» باشند منتشر شوند. زیرا در صورت «بافتن» نیز نویسنده و نظریه پرداز مجبور است که از پارامترهای واقعی از قبیل «میلهٔ بافندگی» و «نخ» و «دستها»؛ استفاده کند لذا حد اقل چیزی که در ذهن خوانندگان این وبلاگ میتواند رسوب کند؛ همان پارامترهای واقعی هستند و مسئلهٔ «ذهنیت بافنده» امری جداگانه است. زیرا بافنده ها بسیارند و در بافتنیهای خود هدفی خاص را دنبال میکنند. آقای «رنانی» در این مصاحبه راهکارهای کاربردی برای «عبور از بحران» را برای «حاکمیت سیاسی» (دستگاه ولایت فقیه و اوباشانش) ارائه میدهد؛ امّا خود نیز میداند که این راهکارها بی اثر هستند. ایشان از نزدیک شدن به نقطهٔ بی بازگشت در «تکینگی اقتصادی» سخن میگوید.
      نخست اینکه این شخص در گفتار خودش صادق نیست و «اقتصاد تکینه» (انحصاری) را توضیح نمیدهد و نمیگوید که تمامی این تلاشها برای بوجود آوردن اقتصاد انحصاری از ماجرای «کودتای سپاه و اشغال فرودگاه» آغاز شد و پس از آن نیز ماجرای «احمدی نژاد» پیش آورده شد تا پلی برای انتقال اقتصاد به دست اوباشان ولایت فقیه (سپاه و نهادها و بنیادهای معلوم الحال) باشد و با کمال تأسف از حماقت ساکنین ایران که «شعار حماقت هسته ای حق مسلم ماست» را به «آرمانشان» تبدیل کردند و در کنار آن با آسمان و ریسمان بافی و از میان بردن نهادهای دولتی و دادن رشوه ها و رانتهای کلان و دروغهای بزرگ برای انتقال مراکز اقتصادی دولتی به سازمانها و نهادهای اوباشان حاکم «ولایت مدار»؛ در واقع گور اقتصاد ایران را کندند. این شخص نمیگوید که این اقتصاد انحصاری تمامی هدف «انگل فرزانه» از نخستین حرکت کودتا گونهٔ سپاه برای تسخیر فرودگاه تا پایان دورهٔ احمدی نژاد بود و به تمامی اهداف داخلی خود رسید (گوارای وجود آریایی نژادهای باهوش شیعه مسلک). به همین خاطر نیز انگل فرزانه فتوای برحذر داشتن از پیگیری و رسانه ای کردن دزدیها و رانتخواریها و رشوه های کلان را صادر نمود. آنهایی که میخواهند چنین وانمود کنند که «بابک زنجانی» و چند نفر اوباش دیگر پولها را خورده اند؛ دروغ میگوین و این «بابک زنجانی گردن کلفتی میکند» نیز یک دروغ بی شرمانه است. «بابک زنجانی یعنی انگل فرزانه و اوباشانی مثل مصباح یزدی و اوباشان سپاه و دستگاههای امنیتی و نظامی و اوباشان سیستم قضایی».
      به این شخص باید گفت: «در پایان دورهٔ احمدی نژاد؛ ایران به آن نقطهٔ بی بازگشت اقتصاد انحصاری رسیده بود».
      من در آخرین نوشتارهای مربوط به «صفوی نوین»؛ گفتم که: «صفوی نوین مستقر شده است و کار تمام است». لذا سخنانی که این شخص میگوید؛ نه تنها برای من تازگی ندارد؛ بلکه برای خوانندگان این وبلاگ نیز نباید تازگی داشته باشد. (البته اگر نوشته های این وبلاگ را برای سرگرمی و آروغ زدن سیاسی نخوانده باشند).
      من باز هم در نوشته های دو سال پیش تا کنون نیز بارها گفته ام که: «تا زمانی که اقتصاد در انحصار اوباشان باشد؛ هیچ سرمایه گذاری جدّی در ایران انجام نخواهد گرفت».
      «نقطهٔ بی بازگشت» از نظر من دو معنی دارد.
      ۱- یا با آن کنار بیایید و آنرا هرچه بیشتر تثبیت کنید و تبدیل به بره های حاکمیت صفوی نوین شوید.
      ۲- یا با یک انقلاب بسار خونین؛ همهٔ حصارها را بشکنید و با اندیشهٔ راهبردی «ریشه کنی مالاریا» سرزمینتان را آزاد کنید تا بتوانید بگویید: «من آریایی هستم».

      (دنباله در پایین)

      حذف
    2. آقای «رنانی» در رابطه با «فروپاشی خاورمیانه» نیز دچار یک اشتباه بسیار بزرگ تاریخی و همچنین در خوشبینانه ترین حالت یک اشتباه بسیار بزرگ «آینده ساز» است و در بدبینانه ترین حالت؛ یک «خیانت فکری آینده ساز» است. امّا من به «خوشبینانه ترین حالت» میچسبم و آنرا «اشتباه بزرگ» مینامم. زیرا نتیجهٔ هر دو حالت یک چیز خواهد بود که فروپاشی ایران است.
      اشتباه این شخص در این است که فکر میکند: «با توجه به اینکه ایران در میان این همه بحران هنوز هم دست نخورده باقی مانده است نشان میدهد که در غرب اراده ای وجود دارد که میخواهد ایران را از فروپاشی به دور نگاه دارد و به ایران به عنوان کشوری نگاه میکند که پتانسیل یک هم پیمان را دارد». البته اضافه کردن «کثافتستان» و «افغانستان» و تولید کردن یک «مجموعهٔ رؤیایی دلپسند غرب» را برای رویارویی با «فرهنگ کفسیوسی» را دیگر نمیتوانم هضم کنم؛ زیرا حاکمیت کثافتستان؛ نوکر «رشوه خوار چین» است که از طرف این شخص به عنوان «مرکز قدرت فرهنگ کنفوسیوسی» به حساب می آید و «افغانستان» را باید «سرزمین سوختهٔ رویارویی قدرتها» نام نهاد (فوتو کپی ویتنام ۵۰ سال پیش).
      بگذارید مطلبی را بگویم که شاید برای برخی «نا آشنا» باشد؛ امّا برای من بسیار آشنا است.
      زمانی که «انگل فرزانه» تمامی نیروهایش را برای به روی کار آمدن «احمدی نژاد» بکار برد و «ساکنین آرایی نژاد و باهوش شیعه مسلک» نیز مثل «خر» فریبش را خوردند؛ یک وبسایت به نام «فرزندان کوروش» تولید شد که محصول همان شخص مو خرمایی (نئو نازی تازی پرست) وابسته به دولت «نهم و دهم» بود (این وبسایت اکنون به چاه مستراح فرو رفته است و با آقا «عج» هم خانه شده و فقط نامی از آن در گوگل مانده و باز نمیشود. به زبان ساده تر مأموریتش پایان یافته و بسته شده است). مسئله این است که «شیوهٔ گفتار آن وبسایت»؛ بسیار شبیه شیوهٔ گفتاری آقای «رنانی» است. لذا حدس میزنم که آقای «رنانی» یکی از تولیدات «شبه اصلاح طلب» وزارت فخیمهٔ اطلاعات باشد. امّا همانگونه که گفتم؛ با «قضاوت خوشبینانه» به سوی تحلیل نظرات این شخص میروم.
      من (کژدم) چنین می اندیشم:
      ۱- پس از شکست روسها در افغانستان؛ غرب «حدس نمی زد» بلکه «به قین میدانست» که اتحاد جماهیر شوروی در حال فروپاشی است. لذا به طور هم زمان شاهد ظهور ۳ حکومت اسلامی در ایران و افغانستان و کثافتستان بودیم. (ضیاء الحق در کثافتستان و حکومت اسلامی افغانستان و حکومت ولایت فقیهی تازی پرستان در ایران). لذا یکی از ستونها (ایران) را شکستند. من اینرا به عنوان «نخستین ضربهٔ بسیار محکم به چیدمان خاورمیانه» میدانم. نتیجهٔ این ضربه؛ ظهور آش شله قلمکاری به نام «ایران تازی پرست آریایی نژاد» به صورت «هویت واقعی ساکنین ایران» بود.
      ستون دوّم در خاورمیانه؛ «حکومت پر سر و صدا و اکثراً شیعه نشین بعثی عراق» بود.
      نتیجهٔ ترکیب ستون اوّل و دوّم؛ جنگ ۸ ساله و تضعیف هر دو حکومت بود که با یورش سال ۲۰۰۳ ؛ ستون دوّم نیز فر ریخت. همانگونه که در بخش نظرات نوشته های پیشین گفتم؛ بر خلاف تصورّات خائنانهٔ «آریایی نژادهای میهن پرست سلطنت طلب»؛ انتخاب «عراق» برای فروپاشی؛ بسیار دقیق بود و همهٔ مزخرفاتی که از طرف نویسندگان و نظریه پردازان سیاسی در غرب؛ مبتنی بر «انتخاب ایران برای ویرانی» درست تر بود؛ همگی «باد شکمی است که از ماتحتشان خارج شده بود» و هیچ مبنای واقعی در «بازی قدرت» نداشت و ندارد.
      اتگر آمریکه به جای عراق؛ ایران را انتخاب می نود؛ همهٔ کشورهای عربی و سنّی مسلک؛ جشن میگرفتند و یزله میرقصیدند و ماجرا تمام میشد. امّا حمله به «عراق» مسابقهٔ دامنه دار «شیعه - سنّی» «آریایی تازی پرست - عرب» را به راه انداخت که در سالهای گذشته شاهد «هدایت و کنترل بحران» و «تلاش برای توازن قوا» را شاهد بودیم و منطقه با تمامی تلاشهایش برای ایستادن در برابر «موج انفجار حمله به عراق»؛ هر روز بیشتر از پیش به سوی ویرانی و کشتار و خالی شدن جیبها و شخم زدن سرزمینهای خود؛ فرو رفته است.
      جالب تر از هر چیزی اینکه در برابر چشمهای «ضد صهیونیستهای دروغین شیعه و سنّی» و کاسه های داغتر از آش «خاک بر سرهای آریایی نژاد صفوی مسلک»؛ تنها جایی که دست نخورده مانده است «اسرائیل» است.
      این شخص به «فرهنگ کنفوسیوسی» اشاره میکند. امّا مکن عمیقاً میدانم که هیچ شناختی از این فرهنگ ندارد. فرهنگی که او به نام «فرهنگ کنفوسیوسی» مینامد؛ «آیین شمنی» است که در چین به نام «تائوئیسم» شناخته میشود. کنفوسیوس گفته بود:
      اگر ۵۰ سال دیگر عمر میکردم؛ همهٔ آنرا به مطالعه و گشودن رازهای کتاب «یی چینگ» صرف میکردم.
      کتاب رازورزانه که نویسندگان آن میگفتند:
      «تائو» به کلام در نمی آید
      اگر به کلام در آید؛ فهمیده نمیشود.
      اگر به کلام در آمد و فهمیده شد .... دیگر «تائو» نیست.
      «یی چینگ» کلام است و نه «تائو».

      (دنباله در پایین)

      حذف
    3. چینیها از کتاب «یی چینگ»؛ به مانند «فال حافظ» استفاده میکنند و بسیار «خرافاتی» هستند. در چین در هیچ ساختمانی طبقهٔ «۴» وجود ندارد؛ زیرا بر اساس تفسیر «عددی» ویژهٔ چینیها (چیزی شبیه تفسیر فیثاغورثی غربیها)؛ عدد ۴ به معنی مرگ است.
      حتّی «ماتریالیست ترین چینیها» از عدد ۴ وحشت دارند.
      برخلاف تصوّر آقای «رنانی»؛ فرهنگ کنفوسیوسی؛ برای ساکنین اسلام زدهٔ ایران و افغانستان و کثافتستان؛ قابل فهم و درک نیست؛ لذا نمیتوانند در برابر آن «سدّ» ایجاد کنند.
      تنها کسی که در ایران به صورت «کلامی» به بخشی از اندیشهٔ «تائوئی» در ایران اشاره ای سطحی داشته است؛ شخصی ملقّب به «ملّا صدرا» بوده است که متاسفنه توسط الاغی به نام «مرتضی مطهری» که فرق «کیر خر و خیار شور» را نیز نمی فهمید؛ در چاهرچوب اندیشه های یونانی (آنچه که فلسفهٔ ارسطویی نامیده میشود) به «تازی پرستان خاک بر سر» (من آنم که کوروش امپراتور بود) معرفی شده است.
      بر خلاف سخن این شخص؛ «کثافتستان» سالهای بسیاری است که به حیات خلوت «چین» تبدیل شده است و افغانستان نیز که «معلوم الحال تر» از آن است که این شخص بتواند آنرا به عنوان سدّی در برابر «نفوذ فرهنگ کنفوسیوسی» به روی میز بگذارد.



      حذف
  24. به نظر من این اقای رنانی رگه هایی از واقعیت در کلامش وجود داره اما متاسفانه دارای توهم زیادی نسبت به شیعه ایسم و همچنین فضای سیاسی حاکم هست و مثلا دو فرض بسیار غلطی که در تحلیلهای خود دارد1.عقلگرا بودن شیعه 2.گفتمان فضای چپ با راست و بالعکس!!!
    واقعا ادم میمونه چی بگه
    اراد

    پاسخحذف
  25. http://www.jonge-khabar.com/news/articlekhabar.php?id=165832

    ورود نیروهای سپاه به صورت رسمی به سپاه

    پاسخحذف
  26. اینا هر کاری میخان بکنند . قبلش لو رفتن. حتی نزدیک ترین نفراتشون شاید عامل امریکا باشه. دلار همه کار میکنه. همه کار.. بیخود نیست . رهبر معدوم عن قلاب همش . دژمن . دژمن میکنه. باور کنید .دیگه به مجتباشم شک داره. دنکیشوت. http://www.jonge-khabar.com/news/articlekhabar.php?id=165832

    پاسخحذف
  27. تمام مطالبی که کژدم و ناشناسهای گرامی طی چند روز گذشته نوشتند . در این 2 لینک اورده شده. http://www.pyknet.net/1394/06mehr/13/page/makeh.php http://www.pyknet.net/1394/06mehr/13/page/mana.php

    پاسخحذف
  28. جناب کژدم با تشکر از شما و وقتی که گذاشتین اما چند سوال پیش امد

    1.عنوان نموده اید(۱- پس از شکست روسها در افغانستان؛ غرب «حدس نمی زد» بلکه «به قین میدانست» که اتحاد جماهیر شوروی در حال فروپاشی است. لذا به طور هم زمان شاهد ظهور ۳ حکومت اسلامی در ایران و افغانستان و کثافتستان بودیم)
    ایا غرب برای فروپاشی شورویی دست به تاسیس این حکومتهای اسلامی زد و یا اینکه همزمان با محرض شدن فروپاشی اتحاد جماهیر کلید این پروسه را زد؟چون بنا بر قراین تاریخی و تز کمربند سبز اسلامی حالت اول بیشتر به واقعیت نزدیک هست

    2.عنوان نموده اید(ذا یکی از ستونها (ایران) را شکستند. من اینرا به عنوان «نخستین ضربهٔ بسیار محکم به چیدمان خاورمیانه» میدانم)منظور شما از ستون ایران چیست و تلفیق ستون اول با دوم!
    با تشکر

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس گرامی
      نخست از اینکه اشتباهات نوشتاری در نوشته های من زیاد دیده میشود؛ پوزش میخواهم. زیرا «فی البداهه» مینویسم و گاهی به خاطر معیوب بودن «کیبورد» و گاهی سرعت تایپ کردن؛ این اتفاقها می افتند.

      پاسخ:
      جنگ ویتنام به آمریکاییها نشان داد که روسیهٔ شوروی مشکلات زیادی ندارد و «زنده» و پر قدرت است. امّا عقب نشینی سریع روسها از افغانستان که در پی سقوط مکرر جنگنده هایشان و تلفات سنگین نیروهای زمینی ارتش سرخ اتفاق افتاد نیز نشان داد که «اتحاد شوروی» در حال مرگ است.
      من نظریهٔ «ایجاد کمربند سبز اسلامی» برای مهار شوروی را باور ندارم. زیرا به جز افغانستان؛ هیچ یک از حکومتهای اسلامی که بوجود آمدند؛ به روسیه ضربه ای وارد نکردند. آمریکا پس از ضربه زدن به روسیه؛ صحنه را ترک کرد و آنهایی که نقش میدانی و تأمین مالی جهادگران را به عهده داشتند با بکار گرفتن جهادگرایان افغانستان و «عربهای افغان» استراتژیهای دیگری را پی ریخته و دنبال کردند. نظامیان کثافتستان؛ در پی «مهار هند از طریق ایجاد کانون بحران در افغانستان» بودند و تلاششان ایجاد منطقه ای مسلح به «بمب اتمی» برای تهدید هندوستان بود. (این همان چیزی است که من احتمال میدادم که رژیم انگلهای صفوی بخواهد در «یمن» به دنبال آن باشد و نامش را «عصای موسی» گذاشتم و همچنان هنوز هم فکر میکنم که این ماجرا فاش خواهد شد.).
      استراتژی که پاکستان دنبال میکرد؛ نظر «چین» را جلب کرد و زمانی که «چینیها پولدار شدند»؛ هم نظامیان حاکم کثافتستان را خریدند و هم «طالبان افغانستان» را خریدند.
      فاجعهٔ ۵۷ برای ویرانی یکی از ستونهای مقتدر منطقه بود. امّا نه برای «ایجاد کمربند سبز اسلامی» بلکه برای تضعیف ایران؛ تا نتواند به عنوان یک قدرت منطقه ای؛ پس از فروپاشی اتحاد شوروی؛ مناطق جدا شده از ایران را دوباره به خود جذب کند. امّا به جای آن ستون (حکومت سلطنتی)؛ ستون دیگری در ایران زده شد که «حکومت شیعی» مینامیم. این ستون جدید؛ زایندهٔ همهٔ استراتژیهای منطقه ای کشورهای عربی و شیخ نشینها بود و منطقه را به سمت تبدیل شدن به یک «منطقهٔ نظامی - امنیتی» آماده نمود که برکات آن همچنان در حال باریدن از آسمان است و همه دارند «خوشبختی» نوش جان میکنند.
      ستون دیگر «عراق» بود که به بهانهٔ «وجود حکومت شیعی» و شعار «راه قدس از کربلا می گذرد»؛ جنگ ۸ ساله آغاز و هر دو کشور را تضعیف نمود و آنچه که بسیار مهم است؛ «چراغ سبز آمریکا به صدام» برای تسخیر کویت و سپس حملهٔ بین المللی و «توفان صحرا» و در نهایت نیز ویرانی عراق در سال ۲۰۰۳ و به میدان کشاندن شیعیان و افزایش تنشها که بقیه را خودتان خوب میدانید و الحمد لله؛ همهٔ کارها به خوبی پیش میرود.
      عربستان سعودی هم پس از عقب نشینی روسیه؛ «استراتژی مهار حکومت نوپای صفوی مسلکها» را دنبال میکرد.

      حذف
    2. درود بر کژدم گرامی . بی نهایت عالی بود. کاملن عین واقعیت. پرفکت.

      حذف