ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۲, شنبه

گزارش تحلیلی کوتاه در رابطه با موقعیت کنونی «هلال شیعی»

این روزها رهبر فرزانهٔ جهان اسلام خبرهای خوشی دریافت نمیکند و سردار قاسم سلیمانی نیز دچار کابوسهای فروپاشی امپراطوری مزدوران سازمانیافتهٔ شیعه مسلک و فروپاشی قریب به وقوع هلال شیعی است.
انتشار مقالهٔ تفسیری ملا حائری شیرازی در وبسایت مقام معظم رهبری نیز نشان از آماده شدن برای سرکشیدن جام زهر دارد. اگر خمینی گجستک در زمانی که به خاطر شرایط جنگی و کج فهمیهای مردم در رابطه با «عدالت اسلامی» ۶۰ در صد مردم ایران را پشت سر خود داشت؛ جام زهر سرکشید؛ در شرایط کنونی رهبر فرزانه و ولی امر مسلمین حتی با سر کشیدن جام زهر و خوردن چیزهایی اضافه تر نیز نخواهد توانست سیستم ویرانگر اسلامی خود را نگه دارد.
با اینکه سیستم حفاظت اطلاعاتی رژیم برای جلوگیری از امواجی که اخبار واقعی میتوانند در جامعهٔ ایران بوجود آورند؛ دست به سانسور شدید خبری میزند اما تمامی دست اندر کاران و سرداران رژیم میدانند که وضعیت بسیار بدتر از آنی است که تصور میشود. بازیهایی مانند کشاندن احمدی نژاد به مجلس و هیاهپوهای ژورنالیستی بیش از آنکه نمایشگر اختلافات درونی سردسته های رژیم باشد؛ بیشتر برای مشغول نگهداشتن افکار عمومی و ترسیم و تبلیغ «وضعیت عادی» در میان جامعه را دارد.
خبرهایی که از سوریه میرسند نشانگر نقطهٔ عطف جدیدی در روند شکست استراتژیک «هلال شیعی» به عنوان تمامی دارایی رژیم هستند. اگر تا دو ماه پیش خبری از اعزام گستردهٔ نیروهای سپاه پاسداران شنیده نمیشد و دخالت سپاه پاسداران درنبرد سوریه در حد نیروهای تخصصی و مشاوران نظامی و پشتیبانیهای لجستیکی و آموزش قمه کشهای و اراذل و اوباش علوی موسوم به گروههای «شبیحه» میشد؛ و حتی سردار قاسم سلیمانی به آخوند حسن نصرالله دستور داده بود که خفه شود و هیچ حرکتی نکند تا بحران به لبنان کشیده نشود؛ اکنون اعزام هزاران نفر از نیروهای ویژهٔ سپاه پاسداران به سوریه و همچنین اعزام انبوه نیروهای سپاه قدس به لبنان؛ نشان از وخامت شدید وضعیت رژیم بشار اسد و نزدیک بودن زمان سقوط این رژیم دارد.
اکنون حتی حزب الله لبنان نیز ماموریت یافته است تا به صورتی گسترده نیروهای پیادهٔ کمکی برای یاری رساندن به رژیم بشار اسد گسیل دارد و دیگر نمیتوانند بر روی ارتش خسته و واماندهٔ حاکمیت سوریه حساب نمایند.
کشته شدن دهها تن از نیروهای حزب الله لبنان؛ تا حدی که نیروهای لبنانی برای جمع آوری کشته هایشان از نیروهای ارتش آزاد سوریه تقاضای آتش بس مینمایند؛ نشان از وخیم تر شدن اوضاع دارد. به هوا فرستادن پهپاد ساخت ایران؛ توسط سپاه قدس و به نام حزب الله لبنان بر فراز اسرائیل بیش از آنکه یک عمل نظامی به حساب آید؛ ارزش کاربردی تبلیغاتی در کشور لبنان دارد تا توجه عمومی مردم و بویژه شیعیان لبنان را از انبوه کشته های نیروهای حزب الله لبنان در سوریه را تحت الشعاع قرار دهند. زیرا حزب الله لبنان میداند که در صورت علنی شدن تعداد زیاد کشته های این دارو دستهٔ مزدور سایر نیروهای رقیب جری تر خواهند شد.
اکنون ارتش آزاد سوریه نه تنها توانسته است از وضعیت گروههای پراکنده به مجموعه ای متحد تر تبدیل شود؛ بلکه نتایج این اتحاد سیاسی و نظامی و وحدت فرماندهی در نخستین گامهای خویش دو شهر استراتژیک و یک پادگان نظامی و یک پایگاه هوایی رژیم اسد را به تصرف کامل در آورده و نیروهای ارتش رژیم اسد در شهر حلب را نیز محاصره نماید. این محاصره یک محاصرهٔ استراتژیک است و با سقوط کامل حلب؛ بخش بزرگی از نیروهای ارتش سوریه تار و مار خواهند شد و آنگاه نوبت به فتح شهر دمشق خواهد رسید.
ارتش ترکهای عثمانی خود را برای وارد شدن به معرکه با دادن کمترین تلفات آماده میکند؛ به این صورت که نمیخواهد در تمامی روند نبرد دخالت مستقیم نماید و زمانی که فروپاشی رژیم اسد آشکار شود؛ نیروهای ارتش ترکهای عثمانی وارد روند نبرد شده و به عنوان نیروهای فاتح مطرح شوند. همچنین به زمین کشیدن هواپیمای سوری در ترکیه یک هشدار عملی از طرف ناتو به روسیه بود که از نظرها پنهان ماند. پیغام ترکیه و ناتو به روسها این بود که آنها به اندازهٔ کافی سهم خود را از ماجرای سوریه برده اند (وارد شدن به سازمان تجارت جهانی و نتایج انتخاباتی گرجستان) و دیگر بهتر است که پای خود را از سوریه کوتاه کنند. از سوی دیگر اعزام نیروهای ویژهٔ آمریکایی به کشور اردن؛ برای کنترل بحران مواد شیمیایی نظامی؛ نشان از آن دارد که در چند ماه آینده احتمال فروپاشی رژیم اسد و ایجاد بحران سیاسی نظامی در منطقه بسیار محتمل است.
حال آقای سردار قاسم سلیمانی چه باید بکند؟ آیا کاری به جز نشستن و نگاه کردن به فرو ریزی دیوارهای دژ هلال شیعی برایش مانده است؟ بدی آقای سردار این است که حرف گوش نمیکند. درست است که نظامی برجسته ای است. اما بهتر است به جای غرور بی جا؛ به ژنرالهایی فکر کند که خط ماژینو را که برای ۲ سال مقاومت طراحی شده بود را در ۲ روز شکستند. اما نتیجهٔ تمامی آن جانفشانیها؛ ویرانی کامل آلمان و تقسیم آن بود.
دو بار در زمانی بسیار پیش از این؛ من به سردار سلیمانی هشدار دادم که در این باتلاق وارد نشود؛ اما گویا ایشان خود را برجسته تر از «ژنرال رومِل» انگاشتند. اکنون تنها میتوانم ۳ پیشنهاد برایشان داشته باشم.
۱- بنشین و آنچه را که بیش از یک سال پیش پیشبینی کردم نظاره کن.
۲- مانند بسیاری از فرماندهان شکست خورده؛ یک میز و یک صندلی و یک رولور بر شقیقهٔ خود.
۳- به سیم آخر بزن و با یک حملهٔ انتحاری حماسه شو؛ تا دیگر درد شکست استراتژیک را که برای فرماندهان ارشد نظامی بسیار جانکاه است؛ حس نکنی.
در هر ۳ حالت آنچه که پیشاپیش مجبور به پذیرش آن هستی؛ خفّت و خواری شکست استراتژیک است.

کژدم

۲ نظر:

  1. ولی من فکر نمی کنم سناریوی سقوط اسد و اشغال سوریه توسط ترکیه اجرایی شود. گرچه خیلی محتمل به نظر می رسد اما نبای بازیهای پنهان پشت پرده را از نظر دور داشت. من فکر می کنم تجزیه سوریه و جنگ خفیف داخلی به صورت بلند مدت اینده سوریه در 2 سال اینده خواهد بود-اکبر

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سوریه از طرف ترکیه اشغال نخواهد شد. حاکمیت ترکیه میخواهد با پرداخت کمترین هزینه ها به عنوان ناجی مردم سوریه وارد معادله شود. اما تجزیهٔ سوریه که از درون شکمش یک منطقهٔ علوی نشین در بیاورند. بیشتر طرح روسیه و چین و رژیم ایران است.

      حذف