۱۴۰۴ آبان ۲۳, جمعه

چگونه ایرانی میخواهید بسازید؟ (بخش پنجُم)

 آزادیها (۲)

در نوشتارِ پیشین؛ اندکی به «خاستگاه ها» پرداختم. تا تصویری کُلّی ارائه کنم. امّا به «آزادیهایِ مِیدانی» نیز اشاره کردم. در این نوشتار هَر آنچه میگویم؛ فقط «آزادیهایِ مِیدانی» و دلایلِ مِیدانی برای این «آزادیها» هستند.

آزادیِ کاملِ مطبوعات

زمانی که از آزادیِ مطبوعات سُخن میگوییم؛ ذِهنها را به سویِ «ورق پاره ها»(روزنامه ها و مجلّه ها و .... کاغذی) سوق می دهد.
آیا در دورانِ کنونی این «وَرق پاره ها»؛ خوانده می شوند؟ تیراژشان چقدر است؟ چه تعداد کسانی می توانند آنها را «بِخَرَند» و «بِخوانند»؟  تعدادِ «جمعیّتِ ایران» چقدر است؟ آیا تناسبی میانِ تعدادِ این «کاغذ پاره ها» و «جمعیّت» و «سوادِ خواندن و نوشتن» و بویژه «فهمیدن» و «تیراژِ انتشار» وجود دارد؟ اگر وجود دارد؛ چقدر است؟؟؟
اگر خوب نگاه کنید؛ تعدادِ این «ورق پاره ها» بر اساسِ «تعدادِ جمعیّت و سواد» مانندِ «سوزن در کاهدان» است. حالا بیا و «سوزن» را پیدا کُن و «پارگی ها» را بِدوز!!!
امّا جایِ این ورق پاره ها را «مطبوعاتِ تصویری و صوتی» گرفته اند؛ که در «یوتیوب» و «اینستا گرام» و «تلِگرام» و ...... مانندِ پِشگِل ریخته اند و معلوم نیست که «فُلانِ چه کسی» در «بَهمانِ چه کَسی» فرورفته است و اساساً چه میخواهد و به چه دلیلی «فرو رفته اَند؟».
لذا «آزادیِ مطبوعات» در دُنیایِ کنونی؛  باید «شکل و مُحتوایِ  دیگری» داشته باشد. باید بتواند «چه بی سواد و چه باسواد» را به زبانی ساده مُتوجّهِ مسائل اساسی بِکُنَد. به همین دلیل؛ ما باید در فکرِ تولیدِ «مطبوعاتِ حرفه ای تَری» باشیم. حرفه ای که در آن نتوان «دروغ فروشی» کرد و در مواردی به نامِ آزادی مطبوعات؛ از آن بوقی برایِ «لجن پراکنی و اتّهامهای دروغین» استفاده نمود. مطبوعات باید متعهّد به افزایِشِ «دانشِ عمومی» باشند. در دنیایِ کنونیِ آزادیِ مطبوعات در کشورهایِ غربی؛ «خبرنگاریِ تحقیقی» به نامی «شرافتمندانه» تبدیل شده است که در بسیاری موارد؛ «رازهایِ پنهان» را آشکار می کُند؛ امّا تلاشهایِ قدرتمندان و بازیهایِ حکومتی بوسیلهٔ «حقوقدانهایِ مُزدور»(سیستم قضاییِ فاسد) نتایج این تحقیقات را با تراشیدنِ «دلایلِ مزخرف» امّا با پشتوانهٔ «قدرتِ حکومتی و قضایی»؛ پایمال می کنند. پروندهٔ «پاناما» یکی از نمونه هایِ بارزِ آن در دَهَهٔ اخیر است و «محرمانه» اعلام کردنِ «پروندهٔ اِپستین» که باید به عنوانِ یک «پروندهٔ جنایی» موردِ برخوردِ قضایی قرار می گرفت؛ نمونه ای زنده است. مشکلِ دیگری که در حاکمیّتهایِ «پارتی کراتیک» به روشنی دیده می شود؛ «استفادهٔ ابزاری» از این نوع پرونده ها؛ بر علیهّ «رقیبانِ سیاسی» است.
پروندهٔ «اِپستین» شباهتِ محتواییِ عمیقی با فیلمِ سینمایی «Eyes Wide Shut» دارد. آزادیِ مطبوعات نیز به آزادیِ «بوقهایِ حزبی» تنزّل یافته است.
در ایرانِ آینده؛ «خبرنگاریِ تحقیقی» و سایرِ انواعِ «خبرنگاری» را باید «چشمها و گوشهایِ مردم ایران» به حساب آورد که باید کاملاً آزاد باشند تا به همه جا «سَرَک بکشند» و در کنارِ آن؛ تخلّفاتِ مطبوعاتی را باید «خیانتِ آشکار» تلَقّی نمود.
با تبدیل کردنِ «پولِ ملّی فیزیکی» به «پولِ دیجیتالِ ملّی» میتوان جلو بسیاریِ از فسادها را گرفت؛ امّا نه همهٔ  آنها را. رشوه دادنها میتوانند به صورتِ «استخدامهایِ رانتی» در ازایِ «خدمات» و یا اَشکالِ دیگری نیز ظهور کنند و «خبرنگاریِ تحقیقاتی» میتواند اینگونه راههایِ فرعیِ فساد را نیز تا جایِ ممکن سدّ کند.

آزادی نهادهایِ مَدنی

نهادهایِ مَدنی؛ گروههایِ «مردم نهاد» که بنا بر سلیقه هایِ گوناگونِ در میانِ مردم شکل میگیرند. برخی از این نهادها «نهادهای صِنفی» و برخی نهادهایِ «ضدّ تبعیض» ؛ «پشتیبانی از محیط زیست»؛؛ «پشتیبانی از زندگی حیوانات»؛ «تولیدِ اندیشه هایِ سیاسی و اقتصادی»؛ «نهادهایِ ضدّ فساد» و..... که تلاششان برای ارتقأء «استانداردهایِ زندگی بهتر» متمرکز است.
آزادیِ اینگونه نهادها نه تنها باید در قانونِ اساسی تضمین شود؛ بلکه «یافته هایِ این نهادها» باید به اطّلاعِ عمومی برسد.
حکومتِ دموکراتیک باید به همهٔ این نهادها «تریبون» بدهد. تریبونها در دنیایِ کنونی باید «تریبونهایِ شنیداری و دیداری» باشند (کانالهایِ رادیویی و تلویزیونی). گردهمایی این نهادها از قبیلِ «سمینارها و کنفرانسها» چه در سطح اُستانی و چه در عرصهٔ ملّی؛ باید موردِ توجّه حکومتِ دموکراتیک باشد و نظرات و بیانیّه هایِ این نهادها باید در مجالِس نمایندگان موردِ توجّه قرار گیرد.
در کنارِ آزادیهای مَدنی؛ باید آزادیِ تشکیلِ «احزابِ سیاسی»؛ «احزابِ فرقه گرایِ قومی»؛ «احزابِ دین پایه» و هر تشکّلی که بخواهد از نهادهای مَدنی برایِ «تعمیقِ تفرقه» استفاده نماید؛ باید کاملاً «ممنوع» و «سرکوب» شوند. یک جامعهٔ دموکراتیک نمیتواند به «فاشیستها؛ «نژاد پرستها» «قوم گراها» (انواعِ پان ها) به بهانهٔ «آزادی بیان و تشکّل»؛ اجازهٔ حضور بدهد.
گفته می شود که در کشورهایِ غَربی؛ نهادهایِ مَدنی بسیار قدرتمند هستند. این یک دروغِ بزرگ است. زیرا نهادهای مَدنی توسّط «احزاب»؛ مصادره و در واقع به «شاخه هایِ حزبی» تبدیل شده اند و از «رانت خواری» در سطحِ کلان تغذیه می کنند و بخشی از کارشان؛ «جمع آوری و فروشِ رأی» به احزاب است. «نهادهایِ مدنی» را نمیتوان خرید؛ امّا «رهبرانِ احزاب» را میتوان خرید.
اصلِ «پَس گرفتنِ رأی» و «خبرنگاریِ تحقیقی»؛ تضمین کنندهٔ «تداوم سلامتی و پُشتکارِ نهادهایِ مَدنی» است.
همهٔ «نهادهایِ دینیِ موجود» باید منحلّ شده و نباید اجازهٔ «تشکّل دوباره» به آنها داده شود. زیرا تلاشِ همهٔ «ادیان»؛ بر تولید «جذامِ فکری» استوار است و نه رُشدِ استانداردهایِ زندگی و رفاهِ عمومی. رهبرانِ اینگونه تشکّلها؛ به جای «خدا» حرف میزنند و اگر «خدا چنین می فرماید» را از سخنانِ آنها حذف کنید؛ خواهید دید که «مُشتی مزخرفات» به جای می ماند. اگر «الله چنین فرمود» را از «قرآنِ کَژیم» حذف کنید؛ به یک کتابِ «یاوه و مسخره» تبدیل می شود. یکبار امتحان کنید تا به چشمِ خودتان ببینید.

آزادیِ «داشتنِ دین» و «بی دینی» و «ضدّ دینی»

داشتنِ «دین» تنها و تنها به خاطرِ انتقالِ آن از طرفِ پدران و مادران؛ از طریقِ «هیپنوتیزمِ مداوم» است. به همین خاطر است که «یهودی زاده»؛ «یهودی» و «مسلمان زاده»؛ «مسلمان» و «شیعه زاده»؛ «شیعه» و الی آخر........ می شود.
امّا «بی دینی» و «ضد دین بودن»؛ نشانهٔ «گزینش و تفکّر» است. با این وصف نمیتوان «آزادیِ داشتنِ دین» و یا «اندیشه هایِ ماورایی» در حدّ «فَردی» را سَلب کرد. امّا «تظاهراتِ و نمایشهایِ دینی» به شرطی آزاد است که به موازاتِ آن «تظاهرات و نمایشهایِ ضدّ دینی» نیز آزاد باشد. به این معنی که اگر «شیعیان» بخواهند «عاشورا تاسوعا» راه بیندازند؛ «ضدّ دینها» نیز به «جشن و پایکوبی» و فحّاشی به «حسینِ شجاع»؛ در پیاده روها و یا آنسویِ خیابان بپردازند و اگر «شیعه ها» نتوانند تحمّل کنند و به «ضدّ دینها» حمله کنند؛ باید به شدّت سرکوب شوند و یاد بگیرند که آنها همانقدر آزاد هستند که دیگران آزاد هستند.

اردوگاههایِ کار و کار آموزی به جایِ «زندان»

«زندانی کردن»؛ نوعی «زنده به گور کردن» است که نه تنها هیچ مشکلی در هیچ کشوری را حلّ نکرده است و یک تجربهٔ تاریخیِ کاملاً شکست خورده می باشد؛ باید از قوانینِ ایران حذف شود. زیرا «زندانی کردن»؛هزینه هایِ زیادی را برای «نگهداریِ زنده به گورها» که از «ثروتِ ملّی» تأمین می شوند را بر کُلِ جامعه تحمیل میکند. این هزینه ها میتوانند در بسیاری از مواردِ دیگرِ نیازهایِ  ضروریِ اجتماعی صرف شوند.
امّا «اردوگاههایِ کار» و «اردوگاههایِ کار آموزی»؛ نه تنها میتواند به تأمینِ هزینهٔ زندگیِ بزهکاران در اردوگاهها و همچنین به تأمینِ هزینه هایِ زندگی خانواده هایشان کمکِ مؤثری باشد؛ بلکه «فرهنگِ کار برایِ تأمین زندگی» را در میانِ بزهکاران گُسترش دهد و پس از آزاد شدن نیز میتوانندِ در حوزهٔ حرفه ای که یاد گرفته اند؛ در بازارِ کار جذب شوند.

کژدم

۹۲ نظر:

  1. سلام جناب کژدم
    بااینکه تصمیم داشتم هیچوقت کامنتی ندهم اما فکر می‌کنم موضوعِ مهمی باشد.
    در مدیریت، ساختارهای سلسله مراتبی و عمودی با حداکثرِ تمرکز، نقطه‌ی مقابلِ ساختارهای ادهوکراسی که افقی هستند با حداقل تمرکز و رسمیت اما در عین حال انعطاف‌پذیری بالا. این نهادهای مدنی که شما پیشنهاد می‌کنید، قرار است تا چه اندازه در تصمیم‌سازی در سطحِ کلان تعیین کننده باشند و از اون مهمتر میزانِ تمرکز در تصمیم‌سازی در چه حدی هست؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سلام
      نهادهایِ مدنی در انتخاباتِ اُستانی و ملّی؛ از انتخاباتِ شهردارها و استاندرارها گرفته تا انتخاباتِ مجلس و کابینهٔ دولت و شورایِ رهبری نقشی تعیین کننده خواهند داشت. شاید در آغاز این نقش «حرفه ای نباشد»؛ امّا به تدریج با کشانیدنِ بحثهایِ درونی در نهادهایِ مَدنی به «گفتمان در سطحِ ملّی»؛ هم این نهادها و نیز تمامیِ جامعه در رابطه با مسائلِ جامعه؛ آگاهانه تر نظر خواهند داد و شرکت کردن در انتخابات با علاقهٔ بسیار بیشتری انجام میگیرد. دیگر سخنی از انتخابِ میانِ «بد و بَدتر» در کار نخواهد بود؛ بلکه پرچمِ «انتخابِ شایسته ترینها» بر افراشته می شود که نتیجه اَش «شایسته سالاری» است.
      «تصمیمها» با توجّه به «نوعِِ مسائل» در «مجلس» یا «دولت» و یا «شورایِ رهبری» گرفته می شوند که با «انتخابِ مستقیم» توسّط مردم؛ در آن جایگاه نشسته اند.

      حذف
  2. کژدم کتابهای میاموتو موساشی رو خوندی؟ارزش خوندن داره؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. نَه؛ نخوانده ام. همهٔ آثارِ نوشتاری و تجربیّاتِ «سامورایی ها» بر اساسِ آیینِ «بوشیدو» که من آنرا «بودیسمِ جنگاوران» مینامم شکل گرفته اند. به نظرِ من مطالعهٔ آثارِ ایشان نیز در «درک وگسترشِ اندیشهٔ رقابت» و ارتقاء «تواناییهایِ فردی»؛ برایِ کسانی که «علاقهٔ مِیدانی» به این «تواناییها» دارند؛ حتماً مفید است. در غیرِ این صورت؛ «کتابهایی»هستند مانندِ «کتابهایِ دیگر».
      مانندِ اینکه کسی دوست دارد تا «بودا» شود. امّا به خاطرِ ناتوانیها؛ «بودایی» می شود و هرگز «بودا» نمی شود.

      حذف
    2. اشتباهِ مشترکِ «بودا» و «مسیح» و «نیچه» این بود که فکر میکردند؛ «اِکسیری» دارند که هرکسی آنرا بنوشد؛ مانندِ آنها می شود. امّا در عمل؛ فقط «هوادارنی» پیدا کردند که فقط آثارِ آنها را «لَقلَقهٔ دهان» کرده اند. «نیچه»؛ «هواداران» را «هیچکارگان» می نامد. «هوادار» کسی است که هیچکاری نمی کُند وفقط «زِر می زند».

      حذف
  3. سلام کژدم. باز طراحی. ساختار انتخاباتی. آیا چیزی شبیه به شوراهای فعلی. روستا شهر شهرستان. استان. نخواهد شد ؟! به محل نفوذ و ورود شارلاتان ها. نخواهد شد ؟! مانند شوراهای شهر که. حقوق ندارند ولی هم ماهیانه پولهای کلان تحت عنوان حق جلسات. هم رانت های استخدامی هم رانت تعریف و واگذاری پروژه به پیمانکاران خودشان نخواهد شد ؟! قانون مشخصی برای کیفر دادن آنها وجود خواهد داشت ؟! میدانم. جوابهای ت قوه قضایی مستقل و. روزنامه نگار تحقیقی و افشاگر را مطرح خواهی کرد اما برای جامعه رانت و فساد زده ایران چگونه خود را با آن تطبیق خواهد داد؟!

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سلام
      در بخش ششم از این مجموعه گفتار؛ به آسیب شناسی و راهکارهایِ جلوگیری از فساد در نهادهایِ مدنی خواهم پرداخت.
      «آزادی» به معنی رها شدن از دستِ شارلاتانها و «سیستمِ هِرمی» و «احزاب و فرقه ها» است.
      لذا سویِ دیگرِ «سکّهٔ آزادی»؛ ایجادِ «موانع» در برابرِ آسیبها ؛برایِ «نگهبانیِ دائمی» از «آزادی» می باشد. به یک موردِ آن؛ در همین بخش؛ یعنی «خبرنگاریِ تحقیقاتی» اشاره کرده ام. در بخشهایِ پیشین نیز ساز و کارِ «پولِ ملّیِ دیجیتال» و «پس گرفتنِ رأی» را پیشنهاد کرده ام.
      مواردِ دیگری نیز هست که در بخش ششم به آنها خواهم پرداخت.
      من(کژدم) در این سلسله نوشتارها؛ تلاش دارم که یک «سیستم» ارائه دهم؛ نَه تعدادی «شعارهایِ زیبا» بنویسم. به همین خاطر همیشه «بخشِ نظرات»؛ باید به «ادامهٔ نوشتارِ اصلی» تبدیل شود و آنرا تکمیل کند.
      «آزادی» نیاز به «سیستمِ دفاعی» دارد و گرنه تار و پودَش را «فساد» می دَرَد.

      حذف
  4. سلام مجدد
    آزادی باید به معنای پذیرش مسئولیت باشد . در ایران امروز مردم عادی. اغلب به معنای فارسی مسئولیت یعنی پاسخگویی هم فکر نمی کنند. در ایران امروز مسئولیت یعنی حکمرانی فردی و دیکتاتور در یک حوزه نه پاسخگویی و پاداش و جزا در برابر عملکرد .
    به نظر در ابتدا برای هر پست و مقامی یک حقوق ماهیانه مشخص بدون گذاشتن باگ هایی مانند اضافه کار و کارانه و ماموریت و حق جلسات و مشخص باشد .
    در حوزه خدمات غیر دولتی هم اجازه به رقابت سالم در جهت منافع عمومی ارایه خدمات بیشتر با قیمت پائین تر. نه مثل الان که فرضا سازمان نظام پزشکی تعرفه خدمات ویزیت و عمل جراحی را تعیین میکند و باز هم زیر میزی و. .
    برای خدمات درمان باید رایگان باشد ولی هر فرد باید ماهیانه درصدی از درآمدش را برای کمک به سیستم درمان پرداخت کند . حقوق پزشکان وکادر درمان باید دولت پرداخت کند. . حداقلی وجود داشته باشد و هر فرد در برابر اعنال خوذ خوب یا بد پاسخگو باشد. مثلا تشخیص و خطای فاحش منجر به حذف همیشگی غز این حوزه باشد

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سلام
      نظراتِ شما معطوف به «جزئیات» و تنظیمِ قوانین است که باید در «مجلس شورایِ ملّی» و یا هرنامِ دیگری که برایش تعیین خواهد شد موردِ بحث و بررسی قرار گیرند.
      سخنانِ من(کژدم) در رابطه با تدوینِ «چهارچوبها» و ایجادِ «مسیرهایِ دموکراتیک»؛ تا نظراتی مانندِ نظراتِ شما را نه تنها در سطوحِ اُستانی و مجلسِ ملّی؛ بلکه در تریبونهایی که درباه اش سخن گفتم؛ موردِ بحث و بررسی قرار داد.
      من از «ساختنِ سیستم» سخن می گویم و شما «قوانینِ مَدنی» پیشنهاد می کنید. امیدوارم توانسته باشم تا تفاوتِ این دو حوزه را توضیح دهم.
      من زمانی تلاش کردم تا « بحثِ «ساختار شناسی» و «ساختار سازی» را در «رادیو تندر» مطرح کنم. امّا به دیوارِ سنگی برخورد کردم (نَرَوَد میخِ آهنین در سنگ). زیرا اساساً در میانِ افرادِ آن گروه هیچ دَرکی از موضوعِ «ساختار شناسی و ساختار سازی» وجود نداشت و اصلِ «چهار چوبِ فکری» بر این امر بنا شده بود که چون «هخامنشیان» و «ساسانیان»؛ هر کدام ۳۰۰ سال حاکمیّت داشته اند؛ حتماً آن سیستمها؛ «سیستمهایِ موفّقی» بوده اند که اینهمه دوام آورده بودند!!!!. لذا ما (یعنی تُندری ها) نیز همان سیستم ها دوباره برپا کرده و ادامه می دهیم. که بعدها نیز به «نظریّهٔ پرداختِ پول و وعدهٔ پاداشهایِ مالی ؛ پس از سرنگونیِ رژیم» روی آوردند و پشتوانهٔ نظرشان نیز این بود که «محمّد نیز با این کارها و وعده ها توانست لشکر بسازد» لذا تجربهٔ موفّقی بوده است. اینگونه مزخرفات نشان می داد که نه تنها هوادارنِ این گروه؛ بلکه هستهٔ مرکزی شان اساساً حتّی تصوّری ابتدایی نیز از «ساختار شناسی و ساختار سازی» نداشتند.
      این مُشکل؛ یک مُشکِلِ عمومی در ایرانِ امروز است. هیچکس به «ساختار شناسی» و «ساختار سازی» کاری ندارد و به «کلیشه کردن» پناه می برند. یا کلیشه هایِ کمونیستی؛ یا کلیشه هایِ گوناگونِ اروپایی و یا کلیشهٔ آمریکایی. گویی که دیگر نیازی به «ساختار شناسی» و «ساختار سازی» وجود ندارد و «کُت و شلوارهایِ گوناگون» در «فروشگاههایِ سیاسی» موجودند و از میانِ آنها میتوانید انتخاب کنید.
      من(کژدم) این مشکلِ را «انسدادِ فرهنگِ سیاسی» می نامم. تزریقِ همین افکارِ «کرایه ای» به جامعه و در نظر نگرفتنِ اینکه در دنیایِ کنونی «هزاران چشم و گوش» وجود دارند و مشکلاتِ سیستمهای موجود را نشان میدهند؛ میتواند به عنوانِ یک «عامل» در میانِ عواملِ دیگر؛ جامعه را نیز به «انسدادِ سیاسی» و در نتیجه به سویِ «خنثی شدن» بکشاند و مردم بگویند که «هرکجا بِرَوی؛ آسمان همین رنگ است». که بارها از آن به عنوانِ «مردمِ ایران هنوز آماده نیستند» یاد کرده ام.
      بازهم امیدوارم که با این چند جمله و پاراگراف؛ ساختنِ یک «سیستم»(ساختار) و تفاوتِ آن با پیشنهاداتِ شما را توضیح داده باشم.

      حذف
  5. به نظر من فرهنگ غالب در جامعه‌ی ایران، فرهنگ دیکتاتوری هستش به این صورت که حتی مردم عادی قدرت پذیرش اشتباه و شنیدن انتقاد رو ندارن. خب این نشون میده حتی یه حاکم اگه روزی جای ج.ا بخواد بیاد ذهنیت دیکتاتوری داره پس مردم ایران خودشون دیکتاتور پرور هستن. پس دو راه وجود داره: ۱. فرهنگ تعامل درست و کارِ گروهی رو یاد بگیریم که سال‌ها زمان میبره برای تغییر فرهنگِ گفتگو ۲. وجودِ ساختاری چنان قوی که ذهنِ دیکتاتوری(حاکم) حتی اگر بخواهد توان و اختیاری برای اعمال نظر شخصی به طور یکطرفه نداشته باشد. هرچند که با اجرای راه‌حل دوم در کوتاه‌مدت، راه حل اول نیز به موازات بایستی در بلندمدت به فکر اجرایش بود.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اینکه بگوییم: «چون مردم انتظار دارند که که مشکلات باید از بالا و بوسیلهٔ بالا حلّ شوند»؛ دیکتاتور پروری نیست. اینکه مردم می روند و در انتخابات شرکت می کنند؛ برای بَر سرِ کار آوردنِ یک «دیکتاتور» نیست. بلکه فکر می کنند که اگر افرادی کارآمد تر و وفادار تر به وعده هایِ خود را انتخاب کنند؛ مشکلات حلّ می شوند. به این معنی که «بالاتَر» را در انتخابات خودشان تعیین کنند و به او «اختیارات» بدهند تا مشکلات حلّ شوند. «اختیارات» یعنی «داشتنِ قدرت و اِعمالِ قدرت». «داشتنِ قدرت» و اِعمالِ قدرت برای حلّ مشکلاتِ مردم؛ «دیکتاتوری»نیست؛ بلکه «دیکتاتوری» به معنیِ «داشتنِ قدرت توسّط شخص و یا اشخاصی است که خود را رهبرِ خود خوانده و دائم العُمر» می دانند و مشروَعیّت خود را یا از «به اِرث بُردن» (سلطنت) و یا از یک «ایدئولوژی» و یا از انتخاباتِ «درون حِزبی» می گیرند.
      امّا اینکه بگوییم: «هر شخص و یا گروهی که نتیجهٔ انتخاباتِ سالم بوده اند؛ نیازی به داشتنِ قدرت و اِعمالِ آن ندارند؛ وگرنه دیکتاتور هستند» یک تعبیرِ بسیار احمقانه است.
      اگر «احمقانه» نباشد؛ بسیار «موذیانه» و فقط برایِ گِل آلود کردنِ آب بوسیلهٔ «سَفسطه» است.

      حذف
  6. کژدم شما دکترا دارید؟رشته تحصیلیتون چی بوده؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. رشتهٔ تحصیلی من مهندسی بود. هیچگونه مدرکِ تحصیلی نیز ندارم.
      اگر بخواهم خودم را معرّفی کنم؛ باید بگویم:
      «گُرگِ بیابان»(Stephen Wolf ) هستم.

      حذف
  7. جناب کژدم قضیه خشکسالی خیلی درام شده به نظرت چی میشه؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اُلاغ تر از تو ندیده اَم. آیا با صدورِ یک «فرمان» می توان به «خُشک سالی» فرمان داد که: «دیگر بَس است....» و به «آسمان» فرمان داد که: فَرزندانِ خود را برایِ «اَلرّحمانَ اَلرّاحمین»(وعده دهندهٔ جِنده خانهٔ ۲۰ ستاره برایِ شُهدا) بِیا وَرید و قُربانی کنید؟ تا «الله نیز با دیدَنِ کونهایِ لَقِّ شماها»؛ کیرَش برایِ «عذاب» پَلاسیده شده و بفرمایدکه :« Ok..... برایِ این مادرقحبه ها... باران بِبارانید؟»

      حذف
  8. این «پیش بینی» را در ذهنتان نگهدارید:
    رهبریِ آنچه که «جُنبش ماگا» نامیده می شود؛ در انتخاباتِ سالِ آینده؛ شکستِ سختی را برای حزبِ جمهوریخواه به ارمغان خواهد آورد و منجر به استعفاهایِ زیادی در میانِ مقاماتِ دولتیِ آمریکا خواهد گردید و زبانهایِ زیادی برایِ افشایِ کثافتکاریهایِ «پادشاه ترامپ»؛ باز خواهند شد.
    پیشنهادِ من به «حزبِ جمهوریخواهِ آمریکا» و بویژه آقایِ «ناتانیاهو» این است که خود را برایِ «پس از وقوعِ حادثه»؛ و حتّی «لرزه هایِ پیش از وقوعِ آن» آماده کنند.

    پاسخ دادنحذف
  9. این «پیش بینی» را در ذهنتان نگهدارید:
    رهبریِ آنچه که «جُنبش ماگا» نامیده می شود؛ در انتخاباتِ سالِ آینده؛ شکستِ سختی را برای حزبِ جمهوریخواه به ارمغان خواهد آورد و منجر به استعفاهایِ زیادی در میانِ مقاماتِ دولتیِ آمریکا خواهد گردید و زبانهایِ زیادی برایِ افشایِ کثافتکاریهایِ «پادشاه ترامپ»؛ باز خواهند شد.
    پیشنهادِ من به «حزبِ جمهوریخواهِ آمریکا» و بویژه آقایِ «ناتانیاهو» این است که خود را برایِ «پس از وقوعِ حادثه»؛ و حتّی «لرزه هایِ پیش از وقوعِ آن» آماده کنند.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. مردمِ ایران و همچنین آقایِ «ناتانیاهو» باید بدانند که «شیرِ ترامپ» خُشک شده است و دیگر نمیتوان او را «دوشید». در سیاستهایِ داخلیِ آمریکا نیز شکست خورده و نتوانسته است حتّی به «مَرزِ وَعده هایش»؛ حتّی در این ۹ ماه که بایستی در آن «۱۰۰ روزِ کذاییِ نخستین» به آن می رسید؛ بِرَسد.
      تمامیِ تلاشِ ترامپ در این ۹ ماه این بوده است که «پیروزیهایِ دیگران» را به نَفعِ خود مصادره کُند و شُعارهایِ «پادشاهانه» بِدهد (شعارهایی مانندِ شعارهایِ دَیّوسِ فرزانه).
      آقایِ «ناتانیوهو» باید بداند که پیروزیِ ترامپ در انتخاباتِ گذشته؛ نَه به خاطرِ «توانا یی هایَش»؛ بلکه به خاطرِ «آبنباتِ چوبی = ترامپ»؛ در برابرِ «کاسهٔ مدفوع = کامالا هریس» بوده است.
      این «توازنِ دروغین»؛ به زودی فرو خواهد ریخت.
      آنهایی که در ایران برایِ رسیدن به آزادی؛ به «ترامپ» دِل بسته بودند نیز باید تکلیفِ خود را از همین اکنون مشخّص سازند که آیا «آزادی» میخواهند و یا به «کاسهٔ پُر از خالیِ آزادی»؛ دِل بسته اَند؟
      «سرزمینِ ایران»؛ فارغ از اینکه دارایِ یک «جُنبِشِ اصیلِ رو به آینده» و یا «جنبشِ بازگشت به گُذشته» باشد؛ در «حیطهٔ منافعِ روسیه» تعریف می شود. لذا «ترامپِ شارلاتان»؛ به هیچ نیرویِ مخالِفِ رژیمِ شیعی؛ چشمَک نخواهد زد.

      حذف
  10. متأسفانه باز هَم مجبور هستم که به آقایِ «مراد ویسی» بگویم که: «دست از اینهمه مزخرف بافی بَردار».
    - یک روز میگوید که: اصلاً سخن گفتن از «سپاه» به عنوانِ بازویِ نظامی رژیمِ شیعی؛ دُرست نیست و «سپاه» خودش رژیمِ شیعی است. اصلاً رژیمِ شیعی یعنی «سپاه».
    چند هفتهٔ بعد فراموش می کند که پیش تَر چه گفته است؟ و سازِ دیگری می زند.
    - اینبار میگوید که اگر «انگلِ فرزانه» بمیرد و یا کُشته شود؛ همهٔ باندهایِ رژیم (شمپانزه نژاد‌- امام حسنِ بنفش - سپاه) به جانِ یکدیگر می اُفتند و مردم نیز قیام می کنند و .... «بادا بادا مبارَک بادا....»؛ رژیم سرنگون می شودایشان برایِ این ادّعایِ خود سخنانِ «پزشکیان» را به عنوانِ «سَنَدِ محکم» بکار می بَرَد.
    امّا باز هم فراموش می کند که «امام حسنِ بنفش» و «شمپانزه نژاد»؛ «نیرویِ مُسلّح» ندارند و فقط «دستمال مُستراحِ مُستعمل» هستند که سالها است که در «سطلِ آشغالِ مُستراح» انداخته شده اند.
    ایشان به عنوانِ «تحلیلگرِ ارشَد» می فرمایند که نقشِ خامنه ای مانندِ «سیمِ دفترهایِ سیم دار» است که اگر این سیم را بیرون بکشید؛ همهٔ برگهای آن دفتر پراکنده می شوند. بَعد نیز میگوید که البتّه اینها؛ برای پس از مرگِ خامنه ای؛ برایِ جلوگیری از «سرنگونی و فروپاشی» نیز برنامه ریخته اند.
    این آقایِ «تحلولگرِ اَرشد»؛ طوری صحبت میکُند که گویا آنهایی که «برنامه دارند»؛ فقط این برنامه را ندارند که حدّ اقلّ برایِ مُدّتی؛ با یکدیگر «دعواهایِ خونین» براه نیندازند.
    نمیدانم که آقایِ «مراد ویسی»؛ بینندگان و شنوندگانَش را «گاو و گوساله» می پِندارد؟ یا اینکه آنها واقعاً «گاو و خَر و گوساله» تشریف دارند که اینهمه تناقضات را نمی توانند ببینند.
    من(کژدم) معتقدم که آقایِ «مراد ویسی»؛ ارزشها و پُتانسیِلهایی دارند و بهتر است بر رویِ آنها تمرکز کنند و پایشان را از «دایرهٔ تواناییهایِ واقعیِ خود»؛ درازتر نکنند. زیرا به «هذیان گویی» دچار می شوند.

    پاسخ دادنحذف
  11. https://x.com/13virginiawoolf/status/1992601418302362100?s=20

    پاسخ دادنحذف
  12. https://x.com/IranNewsAgency0/status/1992625434555461915?s=20

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. فکر میکنم که این مصاحبه؛ رید به هیکَلِ همهٔ آنهایی که از «جمهوریخواه» گرفته؛ تا «شازده شومبول پرستان»؛ که هنوز هم هنوز است «افشاگری» را «اوجِ مبارزه» میدانند.
      بخوانید و بر جمجمه هایِ «بی مغز»تان خاک بریزید:

      https://www.iranintl.com/202511244067

      حذف
    2. این اوباشانِ «شازده شومبولی» و «جمهوری خواه» و «اصلاح طلبانِ صادراتی»؛ همگی سَر و تَه یک کرباس هستند.
      اوباشی به نامِ «سازگارا»؛ در یک مصاحبه «شازده فیل خان» را لایقِ «رهبریِ دورانِ گذار» نمی داند. امّا از خودش و سایرِ «اوباشانِ همراهَش» چیزی نمی گوید که به قولِ خودشان؛ «جنبِشِ توانمندِ سبزهایِ مذهبی» را به چه روزی انداختند؟؟!
      آیا این «اوباشان» (در هَر دو سو)؛ حتّی یک تجربهٔ مثبتی که دست آوردی حتّی به اندازهٔ «یک نُخود» داشته باشد؛ در «کَشکولشان» دارند؟
      آیا تا به حال؛ چیزی به جُز «مزخرفاتِ دفترچهٔ جورج سوروس» را امتحان کرده اند؟
      آن آقایِ «تحلولگرِ ارشد» که «شکست در جنگ» را موجبِ فروپاشیِ «امپراتوریِ عثمانی» می داند و و به صورتی بسیار عَمدی؛ بخشهایِ مُهمّی از «روایتِ جنگِ جهانی اوّل» را حذف میکند و چنان می نمایاند که تا «شبِ قبل از شکستِ امپراتوری عُثمانی»؛ همه چیز رو براه بود و پس از شکست؛ مردم قیام کردند و امپراتوری از هم پاشید؟ آیا این «تحلولگرِ ارشد»؛ نامِ «لورنس عربستان» را شنیده است؟ آیا میداند که چند نفر شبیهِ «لورنس عربستان» در سراسرِ «امپراتوریِ عُثمانی»؛ حتّی پیش از جنگ؛ مشغولِ بکار بودند؟ آیا میدانَد و عَمداً نمی گوید که چه استعدادها و پُتانسیل هایی در سراسرِ «امپراتوریِ عُثمانی» وجود داشتند که رهبریِ «تُرکهایِ بالکانی» (تُرکهایِ عُثمانی) را نمی پذیرفتند؟ و آیا این «فروپاشی» طبیعی بود؟ یا اینکه قصّهٔ هزار و یک شبِ دیگری به نامِ «قراردادِ سایکس - پیکو» وجود داشت و اگر به نقشهٔ کشورهایِ «شاخِ آفریقا» نگاهی بیندازید؛ می بینید که خطوطِ مرزیِ این کشورهایِ قدیمی و یا نوظهور را گویا با «خطّ کش» ترسیم کرده اند؟
      کدام فروپاشی؛ به عنوانِ «عارضهٔ جانبیِ شکست در جنگ»؟
      چرا عدّه ای مانندِ «گاو و اُلاغ و یابو» این سخنان را گوش می دهند؛ امّا به چالش نمی کشند؟

      حذف
    3. https://www.youtube.com/watch?v=5J5HhWzQwQs&t=177s

      به سخنانِ این «ماده گاو» با دقّت گوش کنید. این «ماده گاو» میگوید که «شازده فیل خان» خیلی فعّال بوده است و این شکستها نشان میدهد که ایشان واقعاً گُل کاشته اند و در علومِ فیزیکی نیز میبینیم که شکستهایِ زیادی وجود داشته اند و اساساً رسم بر این است که در مبارزه و یا تحقیقات و آزمایشها؛ از شکستها می آموزیم.
      امّا حتّی یک پیروزی را نمیتواند نشان دهد.
      راههایی که این «ماده گاو» و امثالِ او برایِ گشودنِ «قُفلی که کلیدَش گُم شده است»؛ چیزهایی شبیهِ آنچه که در پایین میگویم هستند:
      تجربهٔ نخست:
      «دَم پایی» را برداشتیم تا به جایِ «کلید» از آن استفاده کنیم..... شاهزاده خیلی تلاش فرمودند؛ امّا متأسفانه «دَمپایی» در سوراخِ قُفل فرو نرفت که نرفت.
      تجربهٔ دوّم:
      شاهزاده نظرِ داهیانهٔ دیگری ریدند و فرمودند: چطور است از «دسته بیل» و یا «میخ طویله» و «نَعلِ اسب» نیز برایِ باز کردنِ قُفل استفاده کرده و به مردم؛ امید دهیم که «مبارزه همچنان ادامه دارد».
      این «بانو - ماده گاو» در این مصاحبه برایِ «ماله کشی» آمده است و احتمالاً توانسته است تا کنون؛ «فاند هایِ خوبی» به جیب و کیف بزند و گرنه حتّی گوش دادن به این مزخرفات؛ چندِش آور است؛ چه رسد به اینکه یک نفر بنشید؛ و این مزخرفات را «بِبافَد» و سَرِ هم بندی کُند.

      حذف
  13. https://e.vnexpress.net/news/news/education/15-year-old-becomes-phd-in-quantum-physics-sets-sights-on-creating-super-humans-4986469.html

    پاسخ دادنحذف
  14. برخی مسائل را در کانالِ تلگرامی کژدم منتشر می کنم که اندکی متفاوت هستند. برای خواندنِ این مسائل میتوانید به کانال تلگرامی کژدم مراجعه کنید.

    https://t.me/KajdoumG

    پاسخ دادنحذف
  15. مادورو و حزب الله آخرین متحدان قابل توجه جمهوری اسلامی هستن و حذف اونها ضربه‌ی روحی شدیدی رو به رژیم شیعی خواهد زد

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ظاهراً نظرِ شما دُرست است؛ به شرطی که «عصایِ موسی» در «یَمَن» پنهان نشده باشد.
      شاید فکر کنید که «کژدم» بسیار خیالباف است!! امّا تجربه نشان داده است که سُلطان نشینِ «عُمّان»؛ برایِ بقایِ «سلطنتِ قبیلهٔ حاکم»؛ حاضر است تا به همه «کون بدهد». اگر در ۴ سالِ پیش (اندکی کَم و یا زیاد)؛ بخشِ بزرگی از «اورانیومِ غلیظ شده» در «عُمّان» (مَسقَط) به فروش رفت؛ مَعنیِ دیگَرَش این است که «مَسقَط» نقشی فراتَر از یک «خانهٔ اَمن» برایِ مذاکرات را بازی کرده است و رژیمِ شیعی نمی تواند از «مَسقَط» به عنوانِ یک «میانجیِ بی طرَف» استفاده کُند و نشانه هایِ آشکارِ «سوختنِ بَرگِ مَسقط» را در ماههایِ اخیر دیده ایم. در واقِع «کونِ مَسقَط» نیز در حالِ سوختن در «تابهٔ داغِ وقایِع» است.
      امّا مسئله بسیار فراتَر از زدنِ «ضربهٔ روحی» به رژیمِ شیعی است. اسرائیل به هیچ وجه نمی خواهد «کُس کِشِ فرزانه» را به مقامِ رفیعِ «شهادت» نائل کُند؛ بلکه میخواهد این «بچّه کونیِ حمّامِ منصوری» را به همان چیزی که لیاقَتَش را دارد؛ برساند.
      «کونیِ فرزانه» باید در شرایطی حذف شود که دیگر اثری از «مقامِ اِلهی» و «ولایَتِ اِلهی» در او نمانده باشد و به عنوانِ یک «فاحشهٔ کونی» و در شرایطی بسیار «فجیع تر» از «صدّام» و «قَذّافی» به گور سپرده شود.
      «دیّوس سیستانی»(رئیسِ انگلهایِ عراقی) نیز خودَش را برایِ روبرو شدن با چنین شرایطی آماده می کُند.

      حذف
    2. بعید میدونم پروژه‌ای به حساسیت عصای موسی از دید موساد پنهان بمونه

      حذف
    3. درست است که مأمورینِ «موساد» در «خیلی جاها» حضور دارند. امّا در «همه جا» حضور ندارند. فاجعهٔ «۷ اُکتبر» نشان داد که در زیرِ گوشِ اسرائیل؛ اوباشانِ حماس توانسته بودند بیش از ۵۰۰ کیلومتر تونل بزنند. هزینه هایش را نیز «قطر» و با همکاری اسرائیل پرداخت کرده بود. ۱۰۰ ها میلیون دلار با اجازهٔ اسرائیل به دستِ حماس می رسید. «خوابِ خرگوشی» همیشه بهترین دریچهٔ نفوذِ دشمن است. در دوره ای که احزابِ اسرائیل با «پروژهٔ هزار خنجر»؛ آقای ناتانیاهو را به زیر کشیدند و دولتِ «شتر - گاو پلنگ» تشکیل دادند؛ حماس در حالِ ساختنِ تونل و آموزشها و تمرین و ساختنِ موشک و ...... بود.
      آنهایی که از «نسلِ Z» و اینکه این نسل «معجزهٔ قرن» هستند؛ یاد کرده و تمجید میکنند؛ فقط برایِ پُر کردنِ برنامه های مزخرفِ «تحلولی» و برای «روشنفکر نمایی» است. امّا به نظرِ من؛ این نَسل؛ «احمق ترین» نسل هستند و من درصدِ بسیار بالایی از آنها را «Lost Souls» مینامم.
      «پروژهٔ هزار خنجر» برایِ «کودتایِ انتخاباتی» علیه آقایِ ناتانیاهو را همین «نسلِ Z» در اسرائیل پُشتیبانی کردند.
      زمانی که تمامیِ بارها بر دوشِ «موساد» و «ارتش» و «شین بِث» است؛ نباید انتظارِ معجزه داشت. بسیاری از اتّفاقات؛ میتوانند «دیده نشوند». من بر نظریّهٔ «عصایِ موسی»؛ تأکیدِ ۱۰۰٪ نمیکنم و آنرا یک «احتمالِ نسبتاً قوی» میدانم.

      حذف
    4. Lost souls چه معنی داره؟

      حذف
    5. سرگردانهایِ نا فهم.

      حذف
  16. https://x.com/Jangjouye/status/1995305114366861370?s=20

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. من در «نوشتارهایِ ۱۸ گانه»؛ گفته ام که «مُرده ها»؛ یکی از «زمین خوارانِ سُنّتی» هستند و این «زمین خواری» باید تعطیل شود. نظرِ شخصی من این است که «سُنّتِ شرقِ دور» در رابطه با «مُردگان» هم بهداشتی است و نیز از «زمین خواری» جلوگیری میکند و اگر بتوانیم در ایران نیز این رَوش را ترویج کنیم؛ بسیار خوب است.

      حذف
  17. نسلهایِ بعد از «نسلِ Z»؛ نسلهایِ «Alfa» و «Beta» نامگذاری شده اند.
    به نظرِ من نسلِ «Alfa» بدبخت تر از «نسلِ Z» خواهد بود و نسلِ «Beta» در جهنّمِ واقعی زندگی خواهد کرد. شاید و البتّه فقط شاید؛ در دورانِ «نسلِ Beta» چهره هایی ظهور کنند و تلاش نمایند که تغییراتِ بُنیادی را «تعریف» کنند و از «پارتی کراسی» عبور کنند.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگر به گفتارهایِ «یوال نواح هراری» توجّه کنید؛ بدونِ اینکه نام بِبَرَد؛ وضعیّتِ نسلهایِ بَعدی را بدونِ اشاره به «جهنّمی» که در آن زندگی خواهند کرد؛ ترسیم می کُند.
      امّا آنقدر «ترسو» است که هیچ راهِ چاره و برنامه و پیشنهادی ندارد.
      فقط ترسیم می کُند.

      حذف
  18. صدای بادها
    نمی‌دونم چرا هنوز دنبال عصای موسی در یمن که مانند ایران در دسترس برای زدن و در اصل اهداف مشروع ی هستند هستی.. و البته یک دور ایران را زدند؛
    دو سوال م را جواب ندادی
    اما هدف کلی من این سوال هست که رفتن رژیم فقط حدسیات و آرزو قبلی ماست
    من هیچ جدیت برای برنامه‌ریزی برای حذف ش نمی‌دم
    معامله برای تسلیم شدن و سقط شدن خامنه‌ای و تغییرات بوسیله جانشین ش حداقل بر روی کاغذ منطقی به نظر میاد(متاسفانه)

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. پُرسشی بسیار «احمقانه» فرمودید و این «پُرسِش»؛ «عنوانِ آیندهٔ شما» در «پروندهٔ آیندهٔ شما» را از همین اکنون به «بیلبورد» تبدیل می کُند (منظورم پروندهٔ سیاسیِ شما نیست) و حتّی «گاوها» نیز میتوانند برایِ شما؛ «سرودِِ یکی از قَهرمانانِ آیندهٔ درخشان» بخوانند.
      امّا در رابطه با «سقوطِ خامنه ای»؛ حقّ با شما است. امّا نباید «ساقط نشدنِ انگل فرزانه» را به حسابِ بانکیِ خود واریز کنید. زیرا همهٔ اینها را «کژدم» سالها است که «استفراغ» کرده است و «صدایِ بادها» تلاش میکُند که «بویِ استفراغِ کژدم» را به عنوانِ «تولیدِ خود» به همه جا بِبَرد.

      حذف
  19. کژدم یمن هم تقسیم شد

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. یمن «متّحد شد» و یا «یمن تقسیم شد»....... به «دَرَک».
      یمن کِی «متّحد» بوده است که حالا «تقسیم» شده باشد؟
      آغاز کنید که اینگونه مسائل را از ذِهنتان پاک کنید.
      مُشکِلِ ما «یمن» نیست و زمانی به مسئلهٔ ما تبدیل خواهد شد که «اوباشانِ حوثی» برایِ سرکوبِ مردم؛ واردِ ایران شوند. لذا بهتر است که ذهنتان را بر رویِ برنامه ریزی در جهتِ «کُشتارِ عراقی ها» و «لبنانی ها » و «غزّه ای ها» و «یَمنی ها» و .....؛ در صورتِ شرکت در جنایاتِ رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران متمرکز کنید.

      حذف
  20. کژدم مطلب جدیدی برامون بگو

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. با مطالبِ پیشین چکار کردید؟ آیا به دُنبالِ ادامهٔ «جَلقِ فکری» هستید؟ و مطالِبِ گذشته؛ «دوزِ پایین تری دارند»؟

      حذف
  21. سلام. کژدم.
    ما فرزندان راستین کوروش و شیعیان واقعی. و دم جنبانان درگاه ائمه. دلار و دارو‌هم اصلا نباشد آماده جانفشانی. در راه. حریم مقدس ولایت و امامت هستیم و برای ما دستگیری اردستانی مهم است. نه. فلاکت فرزندانمان .
    تف به شرف نداشته تان. شیعیان شنیعه

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سلام.
      هر جایی که دیدید ۲ و یا چند نفر «انگل» از مذاهب و ادیانِ گوناگون در رابطه با مسائل دینی و یا مقایسهٔ «مزخرفاتی که باور دارند» بحث می کنند؛ معنیِ اصلی آن این است که همگی دارند به همدیگر «نان قرض می دهند» و قصدشان این است که شنوندگان را قانع کنند که یکی از «۲ سو» و یا «چند سو» را انتخاب کنند.
      یعنی اگر دیدید که یک «انگلِ مسیحی» با یک «انگلِ مسلمان» بحث میکنند؛ معنیِ نهاییَش این است که میخواهند «باور به خدا» و «باور به فرستادهٔ خدا» را در پاچهٔ شنوندگان بکنند. در حالی که «باور به وجودِ آفریننده»؛ هیچ ربطی به اثباتِ ادّعایِ «پیامبری» ندارد. «باور و یا عدمِ باور به وجودِ خدا» فقط در حدّ «باور به یک ادّعا» است. «باور به سخنگویِ خدا» نیز فقط در حدّ «باور به یک ادّعایِ پوچ و بی پایه» است.
      اگر شما این «قصّه» را که «قرآنِ کژیم» سخنانِ «الله» است را از آن حذف کنید و «چترِ حمایتیِ الله» را از دستَش بگیرید؛ «قرآنِ کژیم» حتّی ارزشِ «دستمالِ مستراح» را نیز نخواهد داشت.

      حذف
  22. https://x.com/amirr3za/status/1997916701791256714

    پاسخ دادنحذف
  23. https://x.com/hafezeh_tarikhi/status/1998102965006041536

    شروین هم اوباشگر خودفروخته ای بیش نیست

    پاسخ دادنحذف
  24. https://x.com/IsraelPersian/status/1997997415597527300

    پاسخ دادنحذف
  25. https://x.com/___IRANI/status/1998768317998248023

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. جُرج دبلیو بوش را فراموش نکنید که پایِ رژیمِ شیعی را به عراق باز کرد و زیرساختهایِ فجایع بَعد از آن را پِی ریزی کرد.
      متأسفانه در ذهنِ بسیاری از ایرانیها؛ «جمهوریخواهانِ آمریکا» وطن پرست و «دموکراتها» گلوبالیست هستند. اصلاً اینگونه نیست. گلوبالیستها در هر دو حزب وجود دارند. امّا حزبِ دموکرات تقریباً در گلوبالیسم «ذوب» شده است.

      حذف
  26. کژدم یا درون جامعه تعریف میشید و مثل انسان معمولی شغل ۹۹۶ اتخاذ میکنید و ساکت میشید یا بیرون از جامعه برای خودتون تنها زندگی میکنید.نمیشه که گرگ بیابان باشید و در لباس میش بین گله زندگی کنید.

    پاسخ دادنحذف
  27. کژدم زندگی تاسف‌انگیز ایرانیان همون چیزی هست که پدر و مادرانشون براشون میخواستن.آیا ایرانیان امروزی برای فرزندانشون و زندگی آینده شون میجنگن؟آیا تمایلی به بها‌ دادن برای ساخت کشوری نو میبینید؟آیا این مردم چیزی بیشتر از نقش بازیچه و اعداد سیاستمداران دارن؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. تا اینجایِ کار؛ چنین حسّ عمیقی دیده نمی شود. و شکستهاي ادامه دارِ جُنبشها یکی از دلایلِ مهمّ در «ضعفِ روحیه» (خاکسترِ یاَس) است. به همین دلیل «آسیب شناسیِ جُنبشها» می بایست که موردِ مطالعه قرار می گرفتند. امّا «تحلولگران» به اینگونه مسائل علاقه ای ندارند و چنین تبلیغ میکنند که این شکستها طبیعی هستند. به همین دلیل؛ «برنامه ای برایِ پیروزی» ارائه نمی دهند. و خود را زیرِ سایهٔ «شکستها طبیعی هستند» پنهان میکنند.
      نتیجه اَش نیز تبدیل شدن به «مُرداب» است که می بینید.

      حذف
  28. مطالب شما هم ناراحت‌کننده است و هم آزار‌دهنده نمیدونم چرا بازهم برمیگردم.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. شاید شما؛ قهوهٔ تلخ را به «چایی شیرین» ترجیح میدهید.
      همه جا برایتان؛ «چایی شیرین» میفروشند. امّا در این وبلاگ «واقعیّتهایِ تلخ» در ویترین هستند.

      حذف
  29. کژدم برای یادگیری تائوییسم ادامه تحصیل در چین نظرتون مثبته؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگر بخواهید که در رابطه با «تائوئیسم» مطالعاتِ آکادمیک بکنید. یادگیریِ زبانِ «چینیِ پیشرفته» (اَدَبی - فلسفی) ضرورت دارد.
      امّا این مطالعات؛ حتّی درسطوحِ بالا؛ ضرورتاً شما را «فرزانه» نخواهد کرد.

      حذف
  30. https://x.com/Nasim_zephyr/status/1999500804097454164

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. در تجمّعی که در شهرِ مرکزیِ استانِ خراسان که باید نامِ کثیفش تغییر کند؛ ۳ اتّفاقِ مهمّ به موازاتِ یکدیگر رخ داد.
      ۱- فریادِ جاوید شاه که بسیار مهمّ بود.
      ۲- پایین کشیدنِ «نرگس محمّدیِ بی شرف» و این فریاد که «این کثافتو بیارینِش پایین».
      این ۲ اتّفاق مهمّ بودند؛ زیرا نوعی بلوغِ فکری را نشان میدهند.
      اتّفاقِ سوّم؛ عدّه ای «گاو» را نشان میدهد که در حالِ خواندنِ نماز هستند. اینها همان دار و دسته هایی هستند که حدّ اکثرِ شعارشان «مرگ بر دیکتاتور» است و هرگز «مرگ بر خامنه ای» را بر زبان نمی آورند. زیرا «دیکتاتور»؛ یک «ضمیر» و «کلّی گویی» قابلِ «تعبیر و تفسیر» است و فردِ خاصّی به زیرِ سوال نمی بَرَد.
      هر جایی که شعارِ «مرگ بر دیکتاتور» را شنیدید؛ بدانید که شعار دهندگان؛ «مادرجنده هایِ اصلاح طلب» هستند. آنها را پایین بکشید.

      حذف
    2. کی این گله به مرحله ای میرسه که بجای سنگ،گلوله به سمت نرگس محمدی شلیک کنن؟

      حذف
  31. به نظر شما ، این ویروس اسراییل ستیزی پس از سرنگون شدن رژيم اسلامی و به زیر کشیده شدن پرچمش ، به کدام کشور ، تزریق و یا انتقال داده خواهد شد؟عربستان یا ترکیه؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اساساً اسلام و «کتابِ کژیم» دینی «ضدّ یهود» و «ضدّ انسان» است.
      بارها گفته ام که «نیچه - بودا - مسیح» تلاش کردند که مردم را مانندِ خود کنند. امّا موفّق نشدند. زیرا هر یک به شیوه ای؛ «کرامَت» را می آموختند. کرامت در دنیا «بی مُشتری» نیست. امّا بسیار «کَم مُشتری» است.
      امّا محمّد تنها کسی است که توانست هوادارانَش را به «کثافتی» مانندِ خود تبدیل کند. زیرا اسلام «دینِ رذالت ها» است.
      فروشِ «رذالت» بسیار آسانتر است. زیرا مُشتریانِ فراوانی دارد.

      حذف
    2. کرامت چیه کژدم؟

      حذف
    3. «کرامت» به عنوانِ یک «صِفتِ انسانی» بکار بُرده می شود.امّا «کرامت» در واقِع یک «صِفت» نیست؛ بلکه یک «هویّتِ درونی» است.
      معنیِ انسانِ کریم در «لُغتنامه ها»؛ یعنی فردی دارایِ خصالِ «بخشندگی، سخاوتمندی، جوانمردی، دست و دل بازی، مهربانی و گشاده دستی» می باشد. امّا همهٔ این خصلتها در زیرِ چَترِ «فرزانگی» هستند. متأسّفانه «فرزانگی» را که «مادَرِ کرامت» است؛ در این تعریف فراموش کرده اند. «فرزانگی» یک «صِفت» نیست بلکه یک «هويّت» است. «کرامتِ انسانی» یک مسئلهٔ «دَرون شخصی» است که مانندِ یک «چراغ» نور می افشاند و دیگران از آن «نور»؛ سودمند می گردند.
      آیا چنین هویّتی را در میانِ «مسلمانان» و پیروانِ آموزه هایِ «قُرآنِ کژیم» پیدا می کنید؟ ..... هرگز.
      «مسلمان» نمیتواند «کریم» باشد؛ زیرا «شرافتِ خود» را به «قرآنِ کژیم» و آنهایی که به نیابت از «آفرینندهٔ خیالیِ جنایتکار = الله» سُخن میگویند؛ فروخته است.
      «جنایتکار» از این نظر که: همهٔ انسانها فرزندانِ «این خُدا» هستند و او دستور میدهد که عدّه ای از فرزندانِ او؛ دیگر فرزندانِش را نَه به خاطرِ «خطاها» بلکه به خاطرِ «هم عقیده نبودن» با آن «فرستادهٔ تقلّبی» قتلِ عام کنند و یا از آنها «جِزیه» بگیرند و یا آنها را «اسیر» کرده و به عنوانِ «برده» خرید و فروش کنند و اموالشان را به غارت بِبرند و به زنان و دخترانشان تجاوز کنند؛ تا به «روسپی خانهٔ ۱۰۰ ستاره» (بهشت) بروند و در آنجا تا جایی «سیری ناپذیر»؛ میتوانند «بگایند» و یا «گاییده» شوند.
      این تمامیِ پیامِ «قُرآنِ کژیم» است.
      در اسلام چیزی به نامِ «کرامتِ انسانی» وجود ندارد.
      در اسلام اگر به دنبالِ «مؤمن» میگَردی؟ «بی شرف ترینها» را بِجوی.

      حذف
  32. بی بی ایرانی کیست؟ و چه کسی می تواند باشد؟اینکه گفته میشود بی بی ایرانی دارد آموزش می بیند(یعنی تقلب به من رسیده است) خود همین گفته ، به راستی تا چه اندازه می تواند راست و درست باشد؟ آیا این چنین آموزشی می تواند حتا خودآموز و از سر کنجکاوی و سرک کشیدن و جست و جوگری بوده باشد؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. بی بی ایرانی؛ مَن(کژدم) هستم و هیچ آموزِشی ندیده اَم. به همین دلیل؛ از راههایِ «پیچ دَر پیچ» نمی هراسَم.

      حذف
    2. بی بی بدون سرباز😔

      حذف
    3. من(کژدم)؛ سرباز و «پِیرو» نمیخواهم. بلکه «همراه» میخواهم.
      من «انشتین» نیستم؛ امّا از او آموخته ام. «انشتین» به دنبالِ «مؤمنین» و «سربازان» و «مُزدوران» نبود؛ بلکه در فکرِ «همراهان» بود. حتّی مخالفینِ نظریّهٔ او نیز «دُشمن» نبودند؛ بلکه «متفکّرینِ شَکّاک» بودند. داشتنِ چنین «مخالفینی»؛ مایهٔ افتخار است. زیرا «انشتین» توانست نظرِ آنها را جلب کُند و در نهایت دیدید که نظریّهٔ انشتین؛ پس از ۱۰۰ سال؛ توسّط همان «شکّاکان» تأیید شد. «شکّاکِ مِیدانی» دُشمن نیست؛ بلکه «همراه» و «یار» است.

      حذف
  33. کژدم زمان زیادی به فصل آشوب نمونده

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. بیداری پس از ۱۴۰۰ سال خواب؛ داستانِ «اصحابِ کَهف» را به صورتی «مِیدانی» جان می بخشد. جامعهٔ ایران؛ هنوز در حالِ مالیدنِ چشمهایَش پس از «نیمه بیداری» از آن خوابِ طولانی است. راهی بسیار طولانی برایِ «بیداریِ کامل» در پیش است و امیدوارم که پس از بیداری؛ نَبینیم که نَه «صبح»؛ بلکه زمانِ «غروب» است.

      حذف
    2. کتاب غروب بتها ۱۳۷ سال پیش نوشته شده

      حذف
    3. مشکلِ «نیمچه» این بود که فکر می کرد که با شکستنِ «بُتها»؛ «انسان» ظهور کُند. امّا خودَش به عنوانِ شکنندهٔ «بُتها» پذیرفته نشد؛ بلکه به «بُت» تبدیل شد.
      همان بلایی که بر سَرِ «مسیح» آمد. .....
      هیچکس «مسیح» نَشد. امّا «کلیساها» سَر بَر آوردند؛ تا به جایِ «مسیح» سخن بگویند. همان مسیحی که او را در زمانِ به صلیب کشیده شدن؛ انکارَش کردند.
      همان چیزی که شماها در همین «اکنونِ واقعی» مشغولِ آن هستید و «کژدم» را انکار میکنید.

      حذف
    4. کژدم داستان های مسیح نمادین و انتزاعی نیستن؟

      حذف
    5. بسیاری از داستانهایی که از زبانِ مسیح نقل می شوند؛ نمادین هستند و مسیح همیشه مجبور می شود از «مَثَل ها» استفاده کند.
      مُشکلِ مسیح این بود که تلاش می کرد تا «تورات» را با «آموزه هایِ یحیی تعمید دهنده»؛ تعبیر و تفسیر کند.
      در مجموع؛ آن دوره ها چنان مخدوش هستند که نمی توان «راستی آزمایی» کرد.
      اگر بخواهید «اسلام» و اندیشه های «مسیح» را با یکدیگر مقایسه کنید؛ «اسلام» به شدّت موردِ توجّه «هیتلر» بود. و «مسیح» موجودی بود که «نیچه» همیشه با او گلاویز بود و هرگز از دستِ «مُلایمتِ مسیح» رهایی نیافت.

      حذف
  34. https://x.com/ashoobmotlagh/status/2000249944569950289

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سلاحی که در ویدیو دیده می شود؛ تفنگِ شکاریِ تک تیراندازی است. در خبرها آمده است که پِدر دارای مجوّز داشتنِ سلاح از ۱۰ سالِ پیش بوده است. امّا در این حمله از سلاحهای گوناگون استفاده شده است (تاکنون گفته می شود؛ ۶ سلاح) و هنوز معلوم نیست که چه تعدادی از این سلاحها قانونی و یا خریداری شده از بازارِ سیاه بوده اند؟ تیراندازی به این شکلِ حرفه ای میتواند نتیجهٔ تمریناتِ ۱۰ ساله در شکار حیوانات نیز باشد. امّا ساختنِ «بمبِ دست ساز» نیاز به ملزوماتی دارد که باید از بازارِ سیاه تهیّه شوند.
      قیافهٔ تیرانداز شبیهِ بخشی از اقوامِ «سوری»؛ «لبنانی» و ساکنانِ سرزمینِ قلّابی به نامِ «فلسطین» است که این نامِ قلّابی را «جمال عبدالنّاصر» اختراع کرد. حال به عهدهٔ پلیس است که مسافرتهایِ خارجی این دو فرد را و تماسهایِ خارجی آنها را روشن سازند.
      امّا نتیجه هرچه که باشد؛ یک مسئله را به صورتِ آشکار نشان می دهد.
      «اسلام همینی است که می بینید و فرقی میانِ معتقدینِ کامل به این نجاستِ فکری؛ وجود ندارد».

      حذف
    2. بسیاری از «اپوزیسیونچی ها» میگویند که رژیمِ شیعی داشتنِ «زندانیانِ سیاسی» را انکار می کُند. این دار و دسته ها یا «اسلام» و «شیعه گری» را نمی شناسند و یا اینکه به صورتِ عمدی (بویژه اصلاح طلبان) میخواهند چهرهٔ رژیمِ شیعی را پاک نگهدارند.
      واقعیّت این است که در اسلام و شیعه گری؛ چیزی به نامِ «زندانیِ سیاسی» وجود ندارد. بلکه چیزی به نامِ «اسیرانِ جنگی» وجود دارند که مال و جانشان برایِ «مسلمانان» «حلال» شمرده می شود. مسلمانان و شیعیان میتوانند آنها را شکنجه دهند؛ به أنها تجاوز جنسی کنند و حتّی در بازار بفروشند. اگر آنها را در بازارِ برده ها نمیفروشند؛ برایِ حفظِ «آبرویِ نداشتهٔ اسلام و تشیّع» در دنیایِ امروزی است. دیدیم که «داعش» چه جنایاتی کرد؟
      ۱۰۰ نفر از انگلهایِ اسلام(مُفتی ها) پس از بررسیهایِ فقهی؛ گفتند که «داعش» کارهایِ زِشتی انجام داده است. امّا از نظرِ شرعی و فقهی؛ کارِ نادرستی انجام نداده اند.
      لذا وقتی که از «اسلام زدایی» سخن گفته می شود؛ عدّه ای به خاطرِ عدمِ آشنایی با این سیستمِ کثیف؛ اسلام و شیعه گری را به عنوانِ «یک عقیدهٔ مذهبی»؛ و بخشی از «حقوقِ فردی» به حساب آورده و با آن مخالفت می کنند. اصلاح طلبان و مصدّقیها و بخشی از سلطنت طلبانِ شیعه مسلک نیز در این «سفید شویی ها» شریک هستند.

      حذف
  35. کژدم آثار نیمچه رو به چه ترتیبی بخونیم تا به مفاهیمش کامل مسلط بشیم؟بهتر نیست با شوپنهاور شروع کنیم؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگر با George Edward More آغاز کنید بهتر است. سپس با شوپنهاوئر ادامه دهید.
      خواندنِ «فراسویِ نیک و بَد» و «اینَک آن انسان» و «غروبِ بُتها»؛ برای فهمیدنِ «چنین گفت زرتشت» ضروری هستند.

      حذف
  36. درود
    احتمالش هست خامنه ای رو وادار به شروع جنگ کنن؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود
      نمیدانم که پاسخِ این پُرسِش اساساً به چه دردی میخورَد؟
      اسرائیل و آمریکا و اروپا؛ با رژیمِ شیعی مشکلات امنیّتی دارند که باید حلّ کنند.
      در شرایطِ کنونی «تنورِ جنگِ مستقیم» سَرد شده است. امّا برایِ گرم کردنِ تنور؛ یکی از راهها این است که آنقدر رژیمِ شیعی را به طورِ مستقیم «اَنگولک» بکنند تا وادار به پاسخ شود.
      هرچند آنچه که به «جنگِ ۱۲ روزه» مشهور شد؛ به معنیِ واقعی؛ «جنگ» نبود. بلکه یک «عملیّاتِ نظامیِ محدود» بود.

      حذف
  37. ما هیچ راهنمایی نداریم.هیچ همراهی نداریم.بی کس و نا کس باید با یک هیولا روبرو بشیم.مسیر سخت و دشواریه ولی اراده ما باید قوی باقی بمونه.با ناامیدی کاری از پیش نمیشه برد.بنظرم یک دفترچه متشکل از مطالب وبلاگ و دیدگاه های خودتون برای سرنگونی و دوران گذار منتشر کنید.قدم به قدم و مرحله به مرحله چه شکلی باید پیش ببریم؟

    پاسخ دادنحذف
  38. من فکر میکنم شما بخش بزرگی از مخاطبانتون رو به خاطر تحلیل‌های خوبی که نسبت به وقایع و پیش‌بینی حوادث آینده داشتید بدست آوردید. این کار اگرچه به زعم شما کاربردی غیر از جلق فکری برای مخاطبان نداشته اما حداقل در ازیاد مخاطبانتون نقش غیرقابل انکاری داشته. ازین آهنربا برای رونق چنلتون استفاده کنید و مطمئن باشید در میان انبوهی از جلق‌زنان، بلخره افرادی هم پیدا میشوند که بتوان یک گارد جاویدان واقعی از آنها ساخت. اما مراقب باشید تلگرام به همان اندازه که در گسترش ویروسیِ مخاطبان ابزارِ قدرتمندی هست میتواند بیشتر شما رو زیر ذره‌بین امنیتی‌ها قرار دهد چرا که اگر اشتباه نکنم تلگرام میتواند تحت شرایط خاصی اطلاعات حساس کاربران رو در اختیار نهادهای امنیتی قرار دهد. بنیان‌گذار و مدیرعامل آن روسی هست.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. در کانال تلگرام؛ قصدِ تحلیل ندارم و تمامیِ تلاشم برای تولیدِ «فرهنگِ مبارزاتِ مِیدانی» است. کسی که «کُشته شدن» را «افتخار» میداند و «کُشتن» را «نَنگ»؛..... در «نُطفه مُرده است».
      تصوّر کنید که در میانهٔ جنگ؛ سربازان گروه گروه سلاحِ خود را بر زمین گذاشته و دستِ خالی؛ با شعارِ «جانم فدایِ ایران»؛ بروند و سینه سپر کنند و نیروهایِ دشمن نیز آنها را سلّاخی کنند.
      آیا اینکار مایهٔ «افتخار» است؟ یا نشانهٔ «حماقتِ عمیق»؟
      آیا دعوت از سربازان برای چنین کاری؛ نشانهٔ «حماقت» است؟ یا نشانهٔ «خیانت»؟
      خودتان به این پُرسشها پاسخ دهید.

      حذف
  39. زمانی که تونستید دین شیعه رو پاکسازی کنید حرفی برای گفتن دارید سرنگونی حکومت فقط تغییر پالون خره.شاید تنها فایده بدست گرفتن حکومت اعمال قدرت از بالا به پایین باشه ولی تجربه به من ثابت کرده که با قدرت بتنهایی نمیشه ایدئولوژی رو سرنگون کرد.

    پاسخ دادنحذف
  40. https://x.com/UTI90lRPll/status/2002256686309126376

    همیشه حق‌گو بوده ولی توسط سلطنت طلبان بایکوت میشه

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. منظورتان از «حَقّ گویی» چیست؟ من در ایشان چیزِ خاصّی ندیده ام. اساساً «مَردِ مِیدان» نیستند و فقط «حرّافی مانندِ حرّافانِ دیگر» هستند.
      مشکلِ همهٔ «اپوزیسیونچی ها» این است که به «فعّالیت مِیدانی» کاری ندارند. به همین دلیل است که طرحی نیز ندارند و «آموزشِ کادرِ مِیدانی» نیز حتّی به ذهنشان خطور نمی کند.
      ۴۷ سال است که فقط «کُس شعر» میبافند و تا زمانِ مرگ نیز همین خواهند بود.
      آنچه که «اپوزیسیون» می نامید؛ ثابت کرده اند که «راهگشا» نیستند. اگر راهگشا نیستند؛ من همهٔ شان را «بخشی از مُشکلات» می نامم.

      حذف
  41. https://x.com/patriot_apranik/status/2001728892478931207

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اینگونه سخنان «اعتبار زدایی» از «شازده فیل خان» نیست. ساختارِ وجودیِ ایشان؛ «فرصت طلبی» است؛ آنهم فرصتهایی که خودش نیافریده است و فکر میکند که با «پروپاگاندا» میتوان رهبر شد. اینکه بخشی از مردم ایران به ایشان تمایل دارند؛ به این خاطر است که هیچکسی را سراغ ندارند و میبینند که «قحط الرّجال» است. حالا پدرِ ایشان کارهایِ زیادی انجام داده است؛ شاید پِسرش نیز بتواند همان رویّه را در پیش بگیرد. اگر در یک محیطِ آزاد رأی گیری شود؛ ایشان رأی می آورند. امّا اگر بخواهند در مسیرِ مبارزه؛ لیاقتی از خود نشان دهند؛ من «چنین لیاقتی» را در ایشان هرگز ندیده ام و همچنان نمی بینم.
      کسی که بگوید: «اگر قرار باشد که این رژیم را با خشونت سرنگون کنید.... «من نیستم» ..... در چنین صورتی ارتباطاطِ خود را در اختیارتان نمی گذارم». این موجود اساساً «مَردِ سرنگونی» نیست. بلکه فکر میکند که مانندِ تبلیغات برایِ «KFC» میتواند خودش را جا بیندازد.
      من تا همین اکنون نمیخواستم این مسئله را مطرح کنم. امّا میبینم که ناچار هستم و حدّ اقل پادشاهی خواهان را که اکنون «داغ» شده اند و به «پرت و پلا گویی» دچار شده اند بگویم که:
      «شازده فیل خان» حتّی اگر «پادشاه شود»؛ آخرین پادشاهِ سلسلهٔ پهلوی خواهد بود.
      ایشان اکنون حدود ۶۷ سال سنّ دارد. فرزندِ «پسر» ندارد. دخترانش نیز آدمهایِ معمولی هستند و چه بسا اصلاً سیاسی نیستند.
      از هوادارانَش می پرسم که در بارهٔ «طولِ عُمرِ ایشان» چگونه فکر میکنند؟ چند سالِ دیگر ایشان زنده خواهد بود؟
      امیر طاهری نیز در رابطه با «ظهورِ ناپلئون» فقط شعاری برخورد می کند. فقط یک «نیمچه ناپلئون» را معرّفی کند؛ تا بگوییم که حرفی برایِ گفتن دارد.
      لذا آنهایی که به دنبالِ ایشان راه افتاده اند؛ حتّی در صورتِ پیروزی؛ باید به سخنِ «استاد فرود فولادوند» باز گردند و خود را برایِ یک «پادشاهِ انتخابی» در آیندهٔ نزدیک آماده کنند.

      حذف
  42. https://x.com/Megatron_ron/status/2001637940988899683

    اگر به انقلاب ۵۷ دچار نمیشدیم ما هم میتونستیم تو این رقابت شرکت کنیم.

    پاسخ دادنحذف
  43. («سخنی کوتاه با مردم کردستان» منتشر شد.)

    پاسخ دادنحذف