۱۴۰۴ دی ۱۳, شنبه

رابطهٔ اسرائیل با مردمِ ایران و آیندهٔ این رابطه

 برایِ آغازِ این بحث؛ نخست باید موقعیّتی که اسرائیل در آن قرار دارد و تجربه ای که مردمِ ایران پس از «خیانَتِ ملّی ۵۷» موفّق شدند تا «حاکمیّتِ شیعه گری» را به صورتی واقعی تجربه کنند و همچنین با مشاهدهٔ زندهٔ تجربهٔ فجایعِ «جریانهایِ اسلامخواه» (اخوان المسلمین؛ القاعده؛ داعش؛ طالبان؛ حماس) و همچنین «پیوندِ اُرگانیک» میانِ «چپهایِ سُنّتی و چَپهایِ رنگین کمانی کنونی» با «اسلام گرایی»؛ به صورتی زیرِ پوستی؛ در حالِ گذار از «پارادایمِِ ضد صَهیونیستی» و ورود به «پارادایمِِ دوستی با صهیونیسم» هستند. باید خاطر نشان کنم که «صهیونیسم» نامِ میهن پرستی و ناسیونالیسمِ یهودی است و مردمِ اسرائیل از زمانِ به رسمیّت شناخته شدنِ اسرائیل به عنوانِ یک کشور؛ نشان داده اند که با ساختنِ «اسرائیلِ نوین» در سرزمینی بی آب و عَلف و رسانیدنِ آن به جایگاهِ کنونی؛ واقعاً «میهن پرست» هستند؛ دلیر هستند و تقریباً همیشه رهبرانی توانا داشته اند و زمانی که به «سهل انگاری و تَنبلی» دچار شده اند؛ زیرساختهایِ فکری و فرهنگی توانسته است تا از آن «گردابها» بگذرند. زیرا «اصولی» دارند که خطوطِ قرمز به شمار می آیند و هیچکس نمی خواهد از آنها عبور کُند.
چند ماهِ پیش آقای ناتانیاهو اعلام کرد که اسرائیل باید از مسیرِ «وابستگی» به غرب و بویژه آمریکا؛ باید به مسیرِ «استقلال» تغییرِ جهت دهد. من(کژدم) این سخنِ آقایِ ناتانیاهو را ستودم. امّا اعلامِ این «بیانیّه»؛ یک شبه و نتیجهٔ «استخارهٔ خوب» نبود.
اسرائیل تجربه هایِ تَلخِ بسیاری از «وابستگیها» داشته است و این افسانه که «اسرائیل ایالَتِ پنجاه و یکم آمریکا» است؛ یک دروغ است که توسّط مخترعینِ کمونیست و راستگرایانِ «تئوریهایِ توطئهٔ چپها و راستها» تبلیغ شده است. اسرائیل در تمامیِ طولِ عُمر کنونیِ خود هرگز از اندیشهٔ «استقلال» دست نشسته است. امّا در این مسیر بسیار هوشمندانه عمل کرده است. «تولیدِ موقعیّت» و «اجاره دادنِ موقعّت» در ازایِ گرفتنِ «منافع» از کشورهایِ اروپایی و آمریکا؛ بخشِ بسیار مهمّی از تاریخِ تقریباً ۷۷ سالهٔ اسرائیلِ مُدرن است. نخستین جنگِ استقلالِ اسرائیل؛ قطعِ وابستگیها به «انگلستان» بود که تا حدودی نیز «خونین» بود.
در طیّ سالهایی که آمریکا از خدماتِ اسرائیل سود می بُرد نیز؛ بارها در شرایطِ حسّاس؛ اسرائیل را تهدید به «قطعِ کمکها» کرده است و این مسئله فقط مربوط به دورانِ «اوباما» و «جو بایدن» خلاصه نمی شود و میتوانید با یک جستجویِ ساده؛ تاریخچهٔ «تحریمها» علیه اسرائیل را در اروپا و آمریکا پیدا کنید. اسرائیل برایِ رسیدن به استقلال؛ هرگز به حماقتِ «تولیدِ گروههایِ نیابتی» و یا «تهدید» روی نیاورد و همه چیز را آرام آرام و گام به گام و در مسیرهایِ دوستانهٔ دیپلماتیک ساخت (نَه در مسیرهایِ خصمانهٔ دیپلماتیک).
پس از قتلِ عام روستائیان و شرکت کنندگان در فستیوال موسیقی از طرفِ «نجاساتِ اسلامیِ حماس»؛ آقایِ ناتانیاهو اعلام کرد که نه تنها؛ «غرهّ دیگر آن غزّه ای که می شناختید نخواهد بود»؛ بلکه اعلام نمود که «چهرهٔ خاورمیانه را تغییر خواهد داد» و دیدیم که مسیری که اسرائیل میتوانست در «غزّه» در چند ماه به پایان برساند؛ با کارشکنیهایِ «جو بایدن» به ۲ سال کشید و «ترامپ» نیز «سنگهایِ خود را دارد» که در این مسیر بیندازد. امّا آقایِ ناتانیاهو همیشه این «سنگ اندازیهاي ترامپ» را با لبخند پاسخ داده است (دیپلماسیِ دوستانه).
امّا آقایِ ناتانیاهو به آن اعلامِ «ما باید مستقلّ شویم» در حدّ شعار بسنده نکرد؛ بلکه برنامهٔ اخیرِ خود برایِ سرمایه گذاریِ ۱۱۰ میلیارد دلاری بر روی پروزهٔ «تحقیقات؛اختراع و تولید» در عرصهٔ محصولاتِ فوق مُدرنِ نظامی را عرضه کرد. و پس از آن در همین ۳ روزِ پیش بود که «سومالی لند» را به عنوانِ یک کشور به رسمیّت شناخت. اینکار نشان میدهد که اسرائیل نه تنها در حالِ پی بُرنِ پروژهٔ «تغییرِ چهرهٔ خاورمیانه» است؛ اکنون میخواهد «چهرهٔ شاخِ آفریقا» را نیز تغییر دهد. به این میگویند: «دستاوردهایِ گام به گام و تثبیتِ دستاوردها؛ بدونِ لات بازی و تولیدِ جنگ».
عدّه ای از «تحلولگران»؛ به صورتِ احمقانه ای میگویند که به رسمیّت شناختنِ کشورِ «سومالی لند» برای مقابله با رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران و اِسکانِ بخشی از ساکنانِ غزّه در «سومالی لند» و ایجادِ پایگاههایِ نظامی در این «کشورِ نو بنیاد» است. این تصمیمِ آقایِ ناتانیاهو نیز «یِک شبه» گرفته نشده است و باید فهمید که مسیری طولانی در «پُخت و پَز» داشته است و زمینه هایِ «مِیدانی» نیز تا حدّ لازم انجام گرفته اند و پس از این باید در جهتِ تولیدِ «زمینه هایِ کافی» گام بردارند و اهدافی بسیار فراتر از آنچه که «تحلولگران» به آن اشاره میکنند را برایِ هَر دو سویِ معامله ترسیم میکند. این تصمیم؛ بسیار فراتر از «پیمانهایِ ابراهیم» است. مسئله فقط به رسمیّت شناختنِ «سومالی لند» نیست. مطلبی که در پایین به صورتِ «کُپی پِیست» منتشر میکنم که پاسخِ پُرسشِ من از  AI بود نشان میدهد که مسائل بسیار عمیقتر و از نظرِ «ژئوپولیتیک» گسترده تر هستند:

پُرسش: (پیمانهایِ همکاری جدید اسرائیل با قبرس و یونان)

پاسخ:

گام‌های مهمی برای تقویت ائتلاف استراتژیک خود در شرق مدیترانه برداشته‌اند. مهم‌ترین پیمان‌های جدید به شرح زیر است:
  • برنامه همکاری نظامی ۲۰۲۶: در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، مقامات نظامی سه کشور در نیکوزیا (پایتخت قبرس) یک برنامه اقدام مشترک برای سال ۲۰۲۶ امضا کردند [۱.۲.۲، ۱.۵.۷]. این توافق شامل افزایش رزمایش‌های هوایی و دریایی مشترک، تبادل اطلاعات و گفتگوهای استراتژیک برای مقابله با تهدیدات متقارن و نامتقارن است [۱.۲.۳، ۱.۵.۱].
  • تشکیل نیروی واکنش سریع مشترک: گزارش‌ها حاکی از مذاکرات پیشرفته برای ایجاد یک نیروی واکنش سریع متشکل از حدود ۲۵۰۰ نظامی (۱۰۰۰ نفر از یونان، ۱۰۰۰ نفر از اسرائیل و ۵۰۰ نفر از قبرس) است که بتواند در زمان بحران به‌سرعت در منطقه مستقر شود [۱.۲.۸، ۱.۵.۵].
  • امنیت انرژی و زیرساخت‌ها: در جریان دهمین نشست سران در بیت‌المقدس (دسامبر ۲۰۲۵)، رهبران سه کشور بر تقویت امنیت دریانوردی و حفاظت از زیرساخت‌های کلیدی انرژی، از جمله خطوط لوله و کابل‌های زیردریایی که شبکه‌های برق آن‌ها را به هم متصل می‌کند، توافق کردند [۱.۳.۱، ۱.۵.۲].
  • خرید تسلیحات و انتقال فناوری: یونان گام‌هایی برای خرید سامانه‌های پدافند هوایی و ضدبالستیک پیشرفته از اسرائیل (مانند سامانه موسوم به «سپر آشیل» به ارزش ۳ میلیارد یورو) برداشته است تا یک سیستم دفاع چندلایه ایجاد کند [۱.۴.۹]. همچنین سامانه موشکی اسرائیلی «اسپایک ان‌ال‌اواس» در نیروهای یونان عملیاتی شده است [۱.۱.۱].
  • هدف ائتلاف: این همکاری‌ها به‌طور گسترده به‌عنوان واکنشی به فعالیت‌های نظامی و ادعاهای دریایی ترکیه در شرق مدیترانه تفسیر شده است [۱.۱.۴، ۱.۲.۳]. بنیامین نتانیاهو در نشست اخیر اشاره کرد که این ائتلاف در برابر کسانی که «رویای بازسازی امپراتوری‌های گذشته را دارند» می‌ایستد [۱.۲.۸، ۱.۵.۸].
این پاسخ ما را به جایی دیگر می بَرَد:

۱- خردوغان (پدرِ کنونیِ پان تُرکها و اخوان المسلمین).... پَر.
۲- اوباشانِ حاکم بر قطر (پدرِ دیرینه و کنونیِ اخوان المسلمین و القاعده و طالبان و داعش) ..... پَر.

نکتهٔ سوّم را نیز من(کژدم) اضافه می کُنم:
۳- رژیمِ کثیفِ شیعی و شیعه گری در ایران و عراق و لبنان ..... پَر.
همهٔ اینها نه با «صدورِ صهیونیسم» و تشکیلِ گروههایِ نیابتی؛ بلکه با تلاشهایِ پیگیر و بویژه تلاشهایِ آقایِ «بنیامین ناتانیاهو» ساخته شده اند.
آقایِ ناتانیاهو؛ «ناپلئون بناپارتِ اسرائیل» در دُنیایِ مُدرن است
اسرائیل در حالِ ظهور به عنوانِ بزرگترین قدرتِ منطقه ای و فرا منطقه ای است.
در فردایِ ایران؛ نه تنها بازگشاییِ سفارتِ اسرائیل و آمریکا؛ بلکه روابط «سیاسی - نظامی» ایران با این دو کشور؛ چه بسا در سطحِ «ایجادِ پایگاههای نظامی آمریکا و اسرائیل» در ایران؛ ارزشِ منطقه ای «تُرکهایِ عُثمانی» و «قَطر» را به «قَعرِ جدول» خواهد بُرد. لذا «پان تُرکها» و «اسلامگراها» باید حواسشان باشد که از «دُم تکان دادن» به «خَردوغان» دست بردارند.

کژدم