۱۴۰۴ دی ۲۲, دوشنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش سوّم)

 امروز؛ ۲۶ روز مانده به پایانِ «ضرب العَجلِ کژدم» برایِ مشاهدهٔ این واقعیّت که آیا «جُنبش ملّی سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» در مسیرِ «پیروزی» است و یا مسیرِ شکست؟
شاهزاده رضا پهلوی «فراخوانِ جدیدی» داد. من(کژدم) این «فراخوان» را؛ مانندِ دیگران؛ فقط یک «فراخوان» نمی بینم. بلکه نه تنها این فراخوانِ جدید؛ بلکه ۲ فراخوانِ پیشین برای «تسخیرِ خیابانها» در ۱۸ و ۱۹ دِی ماه را مجموعه ای از «فرمان ها» می بینم که به صورتِ منطقی تنظیم شده اند (مانندِ دستورِ کارِ  پُختنِ آش و یا کِیک).
همهٔ این «فرا خوانها»ی اخیر؛ بر اساسِ دکترینِ «فرمان هایِ باز» تنظیم شده اند و هیچ اثری از «فرمانِ بسته» در آنها دیده نمی شود.

برایِ فهمیدنِ فرقِ میانِ «فرمانِ باز» و «فرمانِ بسته»؛ جملهٔ زیر را در گوگل (AI Mode) جستجو کنید.

منظور از فرمان بسته و فرمان باز در مسائل نظامی چیست

AI Mode شما را به «اصلِ مطلب» می بَرَد. در حالی که انتخابِ All شاید ۱۰ ها هزار گزینه را پیشنهاد بِکند.

در واقع؛ «فراخوان» نامِ دیگری برایِ «فرمان» است. فرمانِ تسخیرِ خیابانها به این منظور داده شد تا «راسخ بودنِ مردم» برایِ سرنگونی رژیمِ شیعی را به بوتهٔ آزمایش بگذارد و از مردم بخواهد که بگویند: اینبار مسئله «صنفی» نیست؛ بلکه «سیاسی» است و هدف؛ «سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» است و مردم پاسخِ مثبت دادند. فرمانِ دوّم برای آغازِ تسخیرِ خیابانها از ساعتِ ۶ بعد از ظهر؛ برای رسیدن به این نتیجه بود که آیا مردم؛ پس از سرکوب شدن در ۲ روزِ پیش از آن؛ آیا همچنان میخواهند تا راه را ادامه دهند؟ یا نَه؟
مردم باز هم پاسخِ مثبت دادند و «رهبریِ شاهزاده رضا پهلوی» به طورِ کامل تثبیت شد.

فراخوان سوّم (فرمانِ سوّم)

در فرمانی که «شاهزاده رضا پهلوی»  در «فرمانِ سوّم» صادر کردند؛ به مردمِ ایران گفتند که ۲ هدفِ اساسی را در این مرحله باید اجراء کنند:
۱- همهٔ مراکزِ تولیدِ «پروپاگاندا»ی حکومتی و کارکنانِ این سیستم؛ دشمنِ مردم ایران هستند و باید «تسخیر شوند». امّا رَوندِ تسخیر و رفتار با دستگیر شدگانِ اوباشِ همکار با این سیستم را به عُهدهٔ مردم گذاشتند.
این نیز یک «فرمانِ باز» است و مردم میتوانند با هر سلیقه و خلّاقیّتها و تاکتیکهایی که به کار می برند؛ اینگونه مراکز را «تسخیر» و یا «نابود» کنند و اگر خواستند؛ اوباشانِ همکارِ این سیستم را «حذف» کنند. این مراکز به صورتِ «عامّ» مطرح شده اند و از دفاتر و چاپخانه های «تولیدِ دروغ و پروپاگاندا» گرفته تا مراکزِ تولیدِ پروپاگانداهایِ «صوتی - تصویری» را در بر میگیرد.
۲- پرچمِ ملّی ایران باید در همهٔ سفارتها و کُنسولگریِ اوباشانِ شیعه مسلَک؛ در خارج از سرزمین ایران به اهتزاز در آید.
این نیز یک «فرمانِ باز» است و ایرانیانِ خارج از میهن باید بدانند که نباید کاری کنند که دولتهایِ حاکم در آن کشورها؛ بگویند که «دعواهایِ داخلیِ خود را به کشورِ ما نیاورید» لذا این فرمان گرچه با «محدودیّتها»یی مواجه است؛ امّا این محدودیّتها را باید «محدودیّتهایِ مشروع» در سیستمِ «قاونینِ ملّتهای میزبان» به حساب آورد و «دُشمن تراشی» نَکرد.

ساختارِ قانونیِ فرمانها

شاهزاده رضا پهلوی؛ اکنون نه به عنوانِ یک «فعّالِ سیاسی»؛ بلکه به عنوانِ یک «رهبر» سخن می گوید. لذا باید همهٔ کلمات و جمله ها و پاراگرافهایی که در «فراخوان ها = فرمانها» بکار می روند را از نظرِ «حقوقِ بین المللی»؛ تنظیم کنند و نمیتوانند مانندِ «کژدمِ با تربیت» سخن بگویند. لذا باید «ادبیّات»ی بسیار فاصله دار از «بی ادبیّاتیِ کژدمی» اتّخاذ کنند.

من(کژدم) عاشقِ «فرمانهایِ باز» هستم. زیرا «فرمانهایِ بسته» دستها و پاها را می بندند.

لذا این فرمانها؛ راه را به رویِ استراتژیِ «ریشه کَنی مالاریا به دستِ مردم»؛ یعنی: «ما به اسلام و تشیّعِ شنیعه  یک قتلِ عامّ بدهکاریم» را باز میگذارند.

کژدم

«ادامه دارد»

۱ نظر: