امروز؛ ۲۶ روز مانده به پایانِ «ضرب العَجلِ کژدم» برایِ مشاهدهٔ این واقعیّت که آیا «جُنبش ملّی سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» در مسیرِ «پیروزی» است و یا مسیرِ شکست؟
شاهزاده رضا پهلوی «فراخوانِ جدیدی» داد. من(کژدم) این «فراخوان» را؛ مانندِ دیگران؛ فقط یک «فراخوان» نمی بینم. بلکه نه تنها این فراخوانِ جدید؛ بلکه ۲ فراخوانِ پیشین برای «تسخیرِ خیابانها» در ۱۸ و ۱۹ دِی ماه را مجموعه ای از «فرمان ها» می بینم که به صورتِ منطقی تنظیم شده اند (مانندِ دستورِ کارِ پُختنِ آش و یا کِیک).
همهٔ این «فرا خوانها»ی اخیر؛ بر اساسِ دکترینِ «فرمان هایِ باز» تنظیم شده اند و هیچ اثری از «فرمانِ بسته» در آنها دیده نمی شود.
برایِ فهمیدنِ فرقِ میانِ «فرمانِ باز» و «فرمانِ بسته»؛ جملهٔ زیر را در گوگل (AI Mode) جستجو کنید.
منظور از فرمان بسته و فرمان باز در مسائل نظامی چیست
AI Mode شما را به «اصلِ مطلب» می بَرَد. در حالی که انتخابِ All شاید ۱۰ ها هزار گزینه را پیشنهاد بِکند.
در واقع؛ «فراخوان» نامِ دیگری برایِ «فرمان» است. فرمانِ تسخیرِ خیابانها به این منظور داده شد تا «راسخ بودنِ مردم» برایِ سرنگونی رژیمِ شیعی را به بوتهٔ آزمایش بگذارد و از مردم بخواهد که بگویند: اینبار مسئله «صنفی» نیست؛ بلکه «سیاسی» است و هدف؛ «سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» است و مردم پاسخِ مثبت دادند. فرمانِ دوّم برای آغازِ تسخیرِ خیابانها از ساعتِ ۶ بعد از ظهر؛ برای رسیدن به این نتیجه بود که آیا مردم؛ پس از سرکوب شدن در ۲ روزِ پیش از آن؛ آیا همچنان میخواهند تا راه را ادامه دهند؟ یا نَه؟
مردم باز هم پاسخِ مثبت دادند و «رهبریِ شاهزاده رضا پهلوی» به طورِ کامل تثبیت شد.
فراخوان سوّم (فرمانِ سوّم)
در فرمانی که «شاهزاده رضا پهلوی» در «فرمانِ سوّم» صادر کردند؛ به مردمِ ایران گفتند که ۲ هدفِ اساسی را در این مرحله باید اجراء کنند:
۱- همهٔ مراکزِ تولیدِ «پروپاگاندا»ی حکومتی و کارکنانِ این سیستم؛ دشمنِ مردم ایران هستند و باید «تسخیر شوند». امّا رَوندِ تسخیر و رفتار با دستگیر شدگانِ اوباشِ همکار با این سیستم را به عُهدهٔ مردم گذاشتند.
این نیز یک «فرمانِ باز» است و مردم میتوانند با هر سلیقه و خلّاقیّتها و تاکتیکهایی که به کار می برند؛ اینگونه مراکز را «تسخیر» و یا «نابود» کنند و اگر خواستند؛ اوباشانِ همکارِ این سیستم را «حذف» کنند. این مراکز به صورتِ «عامّ» مطرح شده اند و از دفاتر و چاپخانه های «تولیدِ دروغ و پروپاگاندا» گرفته تا مراکزِ تولیدِ پروپاگانداهایِ «صوتی - تصویری» را در بر میگیرد.
۲- پرچمِ ملّی ایران باید در همهٔ سفارتها و کُنسولگریِ اوباشانِ شیعه مسلَک؛ در خارج از سرزمین ایران به اهتزاز در آید.
این نیز یک «فرمانِ باز» است و ایرانیانِ خارج از میهن باید بدانند که نباید کاری کنند که دولتهایِ حاکم در آن کشورها؛ بگویند که «دعواهایِ داخلیِ خود را به کشورِ ما نیاورید» لذا این فرمان گرچه با «محدودیّتها»یی مواجه است؛ امّا این محدودیّتها را باید «محدودیّتهایِ مشروع» در سیستمِ «قاونینِ ملّتهای میزبان» به حساب آورد و «دُشمن تراشی» نَکرد.
ساختارِ قانونیِ فرمانها
شاهزاده رضا پهلوی؛ اکنون نه به عنوانِ یک «فعّالِ سیاسی»؛ بلکه به عنوانِ یک «رهبر» سخن می گوید. لذا باید همهٔ کلمات و جمله ها و پاراگرافهایی که در «فراخوان ها = فرمانها» بکار می روند را از نظرِ «حقوقِ بین المللی»؛ تنظیم کنند و نمیتوانند مانندِ «کژدمِ با تربیت» سخن بگویند. لذا باید «ادبیّات»ی بسیار فاصله دار از «بی ادبیّاتیِ کژدمی» اتّخاذ کنند.
من(کژدم) عاشقِ «فرمانهایِ باز» هستم. زیرا «فرمانهایِ بسته» دستها و پاها را می بندند.
لذا این فرمانها؛ راه را به رویِ استراتژیِ «ریشه کَنی مالاریا به دستِ مردم»؛ یعنی: «ما به اسلام و تشیّعِ شنیعه یک قتلِ عامّ بدهکاریم» باز میگذارند.
کژدم
«ادامه دارد»

Long Live The King
پاسخ دادنحذفحدود ۱۶ سالِ پیش؛ به «جمشید شارمهد» پیشنهاد دادم که فیلمِ سینمایی «نبرد الجزایر» را در چندین بخش منتشر کنیم و به تجزیه تحلیلِ آن بپردازیم. امّا من برای چند روز به خاطر کارهایِ شخصی نتوانستم شرکت کنم و زمانی که توانستم تماس بگیرم؛ ایشان گفتند که این فیلم مزخرف است و به دورانِ عهد بوق تعلّق دارد.
پاسخ دادنحذفاین فیلم مزخرف نبود؛ بلکه آن «ذهنیّتی» که آنرا تماشا کرده بود؛«مزخرف» و «کودَن» بود. و نتیجهٔ «کودَن بودَنِ خود» را دید.
هنوز هم که هنوز است؛ این فیلم یک «منبع و مَرجَع» برای خیزشهایِ سازمانیافتهٔ مردمی است.
در الجزایرِ آن زمان؛ نه «اینترنت» و یا «تلفن همراه» و نه «گوشی هوشمند» وجود نداشتند. خطوط تلفن نیز همان سیستمِ «غارغارکی» بودند و برایِ تماس باید به مرکز زنگ می زدی و مرکز تو را به شخص مورد نطر؛ وصل می کرد و یا نمی کرد؛ و برایِ نیروهایِ فرانسوی؛ «شنود» نیز بسیار ساده بود. وضعیّتی که اکنون مردم ایران با آن مواجه هستند.
پیشنهاد می کنم که این فیلمِ سینمایی را نه به عنوانِ یک فیلم سینمایی؛ بلکه «آموختنِ راههای مبارزه» با دقّتِ بسیار تماشا کنید.
همهٔ گروههای کوچکی که خود را بخشی از «گارد جاویدان» می نامند؛ حتماً باید این فیلم را تماشا کنند زیرا این فیلم تقریباً به همه مسائلی که برایِ مبارزه با «نیرویِ اشغالگر» لازم است اشاره هایی دارد. این اشاره ها که همراه با نمونه ها در این فیلم عرضه شده اند؛ میتوانند با کمکِ «خلّاقیّتهای شما»؛ بسط و توسعه یابند.
اگر در این فیلم؛ سازمانهایِ رهبری کننده را میبینید؛ اکنون «گارد جاویدان» به این دلیل پیشنهاد شده است؛ تا «سازماندهی اُفقی» را پیشنهاد کند که رهنمودهایِ آن توسّط کادرِ رهبری صادر می شود.
تا کنون شاهد بودیم که «فراخوان ها» همگی به صورتِ «فرمانِ باز» صادر شده اند و عملیّاتهای گوناگون؛ به عهدهٔ آن «گروههایِ کوچک» و «خلّاقیّتهایِ آنها» سپرده میشوند.
زمانی که «شاهزاده رضا پهلوی»؛ بخشِ تبلیغاتِ رژیمِ شیعی را «هدفِ مشروع» معرّفی میکنند؛ آیا «بسیجیها»؛ «پاسدارها»؛ «لباس شخصی ها» و ..... «اهدافِ مشروع نیستند؟» یا اینکه «فرمانِ باز» بدونِ اینکه نامی از آنها بِبَرد؛ آنها را نیز «اهدافِ مشروع» میداند و ضربه زدن به این اهدافِ مشروع به عُهدهٔ «گارد جاویدان» است.
اگر به مسئلهٔ «آموزش» نگاهی بیندازید؛ دو دسته از آموزگاران وجود دارند. یک دسته از آنها را «Teacher» و گروهِ دیگر را «Mentor» می نامند.
Teacher به شما آموزشهایِ موردی می دهد. مانندِ آموزش طرزِ کار و قطعاتِ «سِشوار». امّا Mentor به شما «ساختار» را آموزش می دهد. به عنوانِ مثال به شما میگوید که «جارو برقی» و «سِشوار» و «کولِر گازی» و «پَنکهٔ معمولی» در واقع یک «سیستم» هستند و فرقهایِ ساده ای با هم دارند. لذا Mentor به شما «نوعِ فکر کردن» و «ساختار شناسی» را آموزش می دهد و شما را به سویِ «ساختار سازی» هدایت می کند.
این فیلم را از زاویهٔ «ساختار شناسی» تماشا کنید.
این فیلم در سال ۲۰۰۳ و سالهای بعد از آن به عنوانِ «مرجع»(Reference) در پنتاگون آموزش داده می شد و چه بسا همین اکنون نیز آموزش داده می شود. لذا «فیلمِ مزخرفی» نیست.
پیروز و پاینده باشید.
طبق نظر شاهزاده دين یه امر خصوصی ایت شما از طرف خودت شکر اضافه میخوری
پاسخ دادنحذفامروز میخواستم که به سَرِ کار بروم. در یک «۵ راه» که چراغهایِ طولانی دارد؛ گیر کردم. طبقِ معمول به «ایران اینترنشتال» نگاهی انداختم. خبرِ «حدّ اقل ۱۲ هزار کُشته» در ۲ روزِ پنجشنبه و جمعه (روزهایِ فرمانِ تسخیرِ خیابانها از طرفِ شاهزاده رضا پهلوی)؛ میخکوبم کرد و با آشفتگیِ بسیار سنگین به خانه برگشتم. برایِ من غیرِ قابلِ تصوّر بود که رژیمِ کثیفِ شیعی؛ فقط در ۲ روز دست به چنین قتلِ عامّی بزند.
پاسخ دادنحذفاکنون به فکرِ نصیحتهایِ خود به «شاهزاده» می اُفتم که گفت: «با سپاه پاسداران واردِ مذاکره شده است؛ تا جلو قتل عامها را بگیرد». سپس به یاد آوردم که «شاهزاده» گفت: «کُد QR» را در وبسایتِ ایران اینترنشنال گذاشته است تا نیروهایِ نظامی(پاسدارها) و نیروهایِ انتظامی آنرا Scan کنند و به مردم بپیوندند.»
در هر ۲ مورد به «شاهزاده» گفتم که «پاسدارها و فرماندهانِ نیروهایِ سرکوبِ شیعیانِ شنیعه؛ در حالِ فریبِ تو هستند و تو را «سَرِ کار گذاشته اند.» امّا ایشان همچنان بر این ۲ «پروژهٔ احمقانه» تأکید می کردند و «اوباشانی» که خود را «پادشاهی خواه» مینامند نیز؛ به جیغ و داد و فحّاشی پرداختند.(مانندِ همین مادر جنده ای که پیامَش را در بالا می بینید).
امّا در لحظهٔ کنونی پُرسِش این است که چرا «کُس کِشِ فرزانه»؛ دستورِ چنین قتلِ عامّی را داده است؟
به نظرِ من دستورِ چنین قتلِ عامّی که به «هولوکاستِ جامعهٔ یهود» در دورانِ «هیتلر» و قتل عامّ های «رواندا» در چند سالِ اخیر شباهت دارد؛ فقط به یک خاطر است:
«بَد نام کردنِ شاهزاده رضا پهلوی» و ایجادِ این پُرسَش در ذِهنِ مردمِ ایران مبنی بر اینکه:
«آیا کسی که با دیدنِ یک تظاهرات در بازار؛ با لباسِ راحتی از تختخواب بیرون می آید و فرمانِ انقلاب می دهد و هیچگونه آمادگیِ جنگی در هوادارانِ خود ایجاد نکرده است را رَهبری لایق میدانید؟ پس حقّ دارید که فدایِ فرمانهایِ «رهبرِ پیژامه پوش» شوید.»
از این پَس؛ این روایت در وبسایتها و تشکّلهایِ «ضدّ ایرانی» و طرفدارِ «حکومتِ شیعیانِ شنیعه» مانندِ نُقل و نبات؛ پخش خواهد شد؛ تا گفتمانِ اصلی (سرنگونیِ رژیمِ شیعی) فراموش شده و «شاهزاده رضا پهلوی» را زیرِ ضرب و شتم و بی لیاقتی قرار دهند.
امّا کژدم چه می گوید؟
کژدم میگوید که این قتلِ عام؛ نشان داد که تنها راهِ گذار از این حکومت؛ تصمیم گرفتن برایِ «ریشه کَنی مالاریا» است.
پس از این هَر کسی ؛ در هر مقامی که باشد و سخن از «آشتی ملّی» و یا «دادگاههایِ عادلانه» و «عفو عمومی» بزند؛ یک «خائن» است و به هیچ وجه مهمّ نیست که نامَش «مراد اویسی» و یا «اکبر گنجی» و یا «رضا پهلوی» باشد و باید با او به مانندِ یک «خائن» رفتار نمود.
پیشنهادِ کژدم به آنهایی که کَمَر به سرنگونیِ این رژیمِ کثیف بسته اند؛ این است که نباید پُشتِ «شاهزاده رضا پهلوی» را خالی کنند؛ تا رژیمِ کثیفِ شیعی به هدفِ خود برسد.
امّا پس از این؛ .... «قتلِ عامِ شیعیانِ شنیعه» باید در «دستورِ کارِ استراتژیکِ جُنبشِ ملّی سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» قرار گیرد و تا زمانی که همهٔ «پشه هایِ مالاریا» و «مُردابهای تولیدِ مالاریا» قتلِ عام و ریشه کَن نشده اند؛ همهٔ چشمها باید کور؛ زبانها لال؛ و گوشها کَر باشند و هیچ سخنی در رابطه با «ریشه کَنی مالاریا»؛ «گفته»و یا «دیده» و یا «شنیده» نشود. گویی که هیچ اتّفاقی نیفتاده است.
کژدم
به ترتیب: «موش علی بچه باز، قاتل» «قالیبافی دایوس»، «پورمحمدیه قومساق»، «لاریجانی های جانی و کفتر» و همنتور «شریعتمداری مادر به خطا» در صدر فهرست قرار دارند.
پاسخ دادنحذفهمهٔ شان. از ریشه تا برگها باید سوزانده شوند. از دیّوس فرزانه تا «تاجزاده» و «مخملباف» و «موسوی و کرّوبی» از «امام حسن بنفش» تا «شمپانزه زاده» و همهٔ اطرافیانشان. اوباشانِ «نهضت آزادی» تا «مصدّقی ها» از «نرگس جندهٔ محمّدی» تا دیّوسهایی که وقتی صدایِ مردم ایران راشنیدند؛ «رنگ عوض کردند» و پادشاهی خواه شدند........
حذفهمه و همه و همه و همه .......
هر کس و در هر مقامی بخواهد در رابطه با اجرایِ «حقوق بشر» در بارهٔ «گندابِ تشیّع شنیعه» سخن بگوید؛ خائن است.
«گندابِ تشیّع شنیعه» برای یکبار و همیشه باید خشکانیده شود.
سخنانِ ترامپ بوی «مسخرگی» و «شعبده بازی» میدهند. از یک طرف میگوید که «کمک در راه است» و از سویِ دیگر میگوید که مذاکره با رژیمِ شیعی در صورتِ توقّف کشتار و آزادی اینترنت؛ ادامه خواهد داشت.
پاسخ دادنحذفدر اینکه ترامپ دستورِ حمله به مواضعِ رژیمِ شیعی را خواهد داد؛ هیچ شکّی نیست. امّا پُرسش این است که: «کدام مواضع»؟ «تونلهایِ انبار موشک»؟ «پادگانهایِ خالیِ سپاه؟» تا راه را برایِ «ادامهٔ مذاکرات» باز کُند؟ و یا اینکه همهٔ سرانِ رژیمِ کثیفِ شیعی و نیروهایِ سرکوب و فعّالِ رژیم و «طویلهٔ شورایِ اسلامی» را هدف قرار خواهد داد؟
باید نشست و دید که بالاخره آخرین نفری که با او صحبت کرده است؛ کیست؟ و مغزَش به کدامین سمت؛ چرخیده است؟
درود. کژدم گرامی من ازاین میترسم که حتا اسراییل نیز یک حکومت اسلامی ضعیف شده را بر یک وضعیت ناپایدار ونامشخص که سگ صاحبش را نمیشناسد ممکن است ترجیح دهد؟برای من مسلم است که اسراییل از صمیم قلب میخواهد که یک حکومت دوست در ایران سرکارباشد اما اگر نتواند آمریکا را همراه خودش کند ممکن است به حکومت کون پاره شده اسلامی که وضعیت فعلی حکومت را بعد از این حرکت بزرگ بیان میکند فعلا رضایت بدهد. از شما خواهش میکنم اگر فکرمیکنید این سوال ممکن است تاثیر منفی بر روحیه مبارزان و مردم بگذارد از انتشار آن خودداری کنید و بصورت سربسته در قالبهای دیگرنظرتان را بنویسید. دوستدار شما از اروپا
پاسخ دادنحذفدرود بر شما
حذفدر زمانِ قطعیِ کامل اینترنت در ایران؛ فقط ایرانیان خارج از ایرن میتوانند سخنانِ شما و پاسخ کژدم را ببینند. اکنون مردم ایران به صورتی گسترده و از «تَهِ دل» میخواهند که آمریکا و اسرائیل؛ به آنها کمک کنند. مردم ایران اینرا نیز میدانند که زیرِ «شیر و شکلاتِ کمک به دموکراسی»؛ «منافعِ ملّی اسرائیل و آمریکا» در منطقهٔ خاورمیانه است که آنها را به این کمکها وادار میکند. البتّه در موردِ ترامپ؛ «منافعِ روانیِ شخصی» (خودشیفتگیِ) نیز دخیل است.
در رابطه با اسرائیل نمیتوانم سخن بگویم. زیرا مانندِ یک «دیگِ آش» است که در آن میتوانید؛ برنج و نخود و سبزیحات و و .... پیدا کنید. امّا در رابطه با آقای ناتانیاهو میتوانم بگویم که دیدگاه هایَش بر پایهٔ دیدنِ «افُقهایِ دورِ امنیّتِ ملّی و گشودنِ راه برایِ آینده ای بسیار قدرتمند» برای اسرائیل استوار است.
در چند روزِ آینده؛ پرسشِ شما پاسخی واقعی «ِمِیدانی» خواهد داشت و این از دستِ من و شما و مبارزینِ ایرانی خارج است.
گویی که شما به کسی میگویید: من ۱۰ دلار لازم دارم. و آن شخص میگوید که بیشتر از ۵۰ سِنت نمیتواند بدهد.
بر اساسِ «سیاستِ واقع گرایانهٔ مِیدانی»؛ مردم ایران باید آن ۵۰ سِنت را پاس بدارند و ادامهٔ مبارزات را بر اساسِ آن «کمکِ ۵۰ سِنتی» تنظیم کنند.
امّا در اینجا برخلافِ سایرِ نیروهایِ اپوزیسیون که میگویند:
«بروید و برایِ افرادِ تأثیر گذار ایمیل بفرستید و یا در وبسایتها و حسابهایِ کاربریِ آنها در X و یا تلگرام و ...... پیام بگذارید تا بر ترامپ فشار وارد کنند؛ که جدّی تر اقدام کُند؛ من(کژدم) پیشنهاد میکنم که:
به وبسایتها و رسانه هایِ دموکراتها هجوم ببرید و این پرسش را مطرح کنید که آنرا در رسانه هایِ تبلیغاتیِ حزبی خود به صورتی پُر رنگ از ترامپ بپرسند:
(آقایِ ترامپ؛ مگر شما همان کَس نیستید که بارها با افتخار گفته و تأکید کرده اید که «خامنه ای جانَش را به شما بدهکار است. زیرا شما بودید که از آقایِ ناتانیاهو خواستید که خامنه ای را نَکُشَد؟»
آیا اکنون نتیجهٔ جلوگیری از کشته شدنِ خامنه ای و رهبرانِ رژیمِ شیعی؛ که به قتل عامِ بیش از ۱۲ هزار نفر از مردمِ ایران منجر شده است؛ خوشحال هستید؟ آیا احساسِ شرم نمیکنید که جانِ چنین کثافتی را نجات داده اید؟»)
استفاده کردن از «حزب دموکرات» که «تشنهٔ پیروزی» و بر زمین زدنِ ترامپ است و میتواند نتیجهٔ انتخاباتِ ۲۰۲۶ را تغییر دهد؛ مطمئنّاً ترامپ را وادار خواهد کرد که از «تَرسِ باخت در انتخاباتِ ۲۰۲۶»؛ اقدامی بسیار جدّی تَر برایِ سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی در عملیّاتِ چند روزِ آینده انجام دهد.
به این خبرگزاریها و وبسایت هایِ مخالفِ ترامپ هجوم ببرید. مطمئن باشید که آنها از هر وسیلهٔ ممکن برایِ ضربه زدن به ترامپ استقبال میکنند و از «مسیری دیگر برایِ رسیدن به اهدافی دیگر = ضربه زدن به ترامپ» استقبال خواهند کرد و نتیجهٔ این فشارها به نفعِ «اتقلابِ ملّی برایِ سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» و آزاد سازی ایران است.
البتّه این پرسش باید به این گونه باشد که «ترامپ با نجات دادنِ جانِ کثیفِ خامنه ای؛ در این قتل عام شریک است».
نمیگویم که به وبسایتهای دیگر هجوم نیاورید؛ آن نیز مفید است.
هر دو کار را به موازاتِ یکدیگر انجام دهید.
به این میگویند: «Active Real politics»
از هر دو جبهه ترامپ را زیرِ فشار قرار دهید.
آنهایی که به رسانه هایِ «حزب دموکرات» مراجعه میکنند؛ باید طوری سخن بگویند که گویی با «حزبِ دموکرات» همسو هستند.
حذفآنهایی که برایِ تأثیر گذاری بر چهره هایِ مهمّ حزبِ جمهوریخواه تلاش میکنند؛ باید حتماً چهره ای «طرفدارِ ترامپ» داشته باشند.
متأسفانه؛ به خاطرِ عدمِ وجودِ «اپوزیسیون در قامتِ حکومتی»؛ مجبور هستم که این سیاست را به صورتِ عَلنی اعلام کنم. امّا اگر چنین اپوزیسیونی داشتیم؛ به صورتی محرمانه؛ تعدادی از مبارزان به این و یا آن جبهه فرستاده می شدند.
امروز ۲۴ روزِ دیگر مانده است؛ تا ببینیم آیا «اتّفاقی تعیین کننده» خواهد افتاد؟ یا نَه؟
پاسخ دادنحذفاینکه «تحلولگران» در حالِ بازی با کلماتِ بیجان هستند و برخی میگویند که آیا حمله می شود؛ یا اینکه حمله نمی شود؟ آیا سرانِ رژیم را هدف قرار می دهند؟ «دیّوس فرزانه» را «زِنده گیری» میکنند؟ مزخرفاتی هستند که همیشه در آستینشان دارند و عدّه ای بیکاره را پایِ کانالهای «پول ساز»شان می کشانند و به آنها «علوفه» می دهند. در این «تحلولها» هیچگونه اثری از«رهنمود» و یا مجموعه ای از «رهنمودها» در این رابطه که؛ اگر حمله ای انجام شد؛ «مردم چگونه باید رفتار کنند؟» نمی بینید. اگر به پُرسشها و پاسخها نیز نگاهی بیندازید؛ خواهید دید که «سطحِ دَرکِ شنوندگان و بینندگان» چیست؟
واقعیّت این است که چه ترامپ تصمیمش عوض شده باشد و یا حمله کند؛ رژیمِ شیعی؛ اصل را بر «حمله خواهد شد» گذاشته است و مجبور است که تا مدّتها در همین وضعیّت(منتظرِ حمله) بماند که نوعی «فرسایش» را برایِ نیروهایِ رژیم بوجود می آوَرد.
بر اساسِ اخباری که از درونِ میهن می رسد؛ رژیمِ شیعی نیروهایِ سرکوب و ادواتِ سرکوب(تانکها؛ نفربَرها؛ زرهپوشها و ....) را به خیابانها آورده است. این حرکت؛ اهدافی ۲ گانه را مدّ نظر دارند:
۱- آمادگی برای رو دَر رویی با مردم در صورتِ خیزش.
۲- پراکنده کردنِ نیروهایِ سرکوب و خالی کردنِ پادگانها و مراکزِ تجمّع نیروهایِ سرکوب؛ و همچنین پراکنده کردنِ اَدوات و ماشین آلاتِ سرکوب؛ برای پایین آوردنِ تعدادِ تلفات نیروها و حفظِ اَدوات و ماشین آلاتِ نیروهایِ سرکوب. زیرا فکر می کنند که آمریکا نمیتواند خیابانها را با موشک و بمبارانِ هوایی؛ هدف قرار دهد. لذا اکنون خیابانها برایِ نیروهایِ رژیمِ شیعی؛ نقشِ «سَنگر» را دارند و از مردم نیز به عنوانِ «سنگرهایِ انسانی» استفاده میکنند.
پیشنهادِ من(کژدم):
۱- اسرائیل باید در این حمله شرکت کند و از پهپادها و «ریز پرنده ها» برای وارد آوردنِ تلفاتِ سنگین به نیروهایِ سرکوبِ رژیم که در خیابانها پراکنده شده اند استفادهٔ گسترده کُند.
زیرا من در «کَفِ خیابان»؛ اثری از «گاردِ جاویدان» نمی بینم و مطمئن هستم که اسرائیل و آمریکا نیز اثری از «گاردِ جاویدان» نمی بینند.زیرا این نام فقط یک نامِ «دهان پُرکِنِ» برایِ سازمانی است که «وجودِ خارجی ندارد». با «سوت و کَف زدن» نیز نمیتوان رژيم سرنگون کرد. با آتش روشن کردن و رقصیدن به دورِ آتش؛ نمیتوان رژیم را سرنگون کرد.
اگر «محمّد رضا شاه» به سادگی سرنگون شد؛ دلایلِ زیادی داشت که به آن نمی پردازم تا «شوشهٔ قلبِ برخیها»؛ تَرَک بر ندارد.
سخنانِ من تا کنون به «مَغزِ اُلاغها» فرو نرفته است و تا زمانی که فرو نَرَوَد؛ آش همین آش و کاسه همین کاسه خواهد بود.
۲- اسرائیل باید به «طرحِ انسداد» روی بیاوَرد.
۳- دستگیری و کشتارِ سردمدارانِ رژیمِ شیعی؛ «مؤثر» است. امّا تعیین کننده نیست. زیرا حتّی اگر این اوباشان(سَران) را دستگیر کرده و یا بِکُشید؛ نیروهایِ «سپاه و بسیج» برای «خریدِ زمان» در جهتِ فرار و حفظِ جان خود و «جنده ها و توله هایشان» خواهند جنگید. زیرا میدانند که پس از این کشتارِ وسیع؛ تکّه بزرگشان گوششان خواهد بود.
۳- من به بقیّهٔ اهدافی که حمله خواهند کرد؛ کاری ندارم. زیرا ضرورتِ آن حملات را خودشان تعیین می کنند.
پُرسش این است که آیا مردمِ ایران؛ برایِ شرایط «پس از حملهٔ آمریکا و اسرائیل» آمادگیِ مِیدانی برایِ پایان دادن به عُمرِ ننگینِ «رژیمِ کثیفِ شیعی» را دارند؟ و یا نَه؟
از نظر من (کژدم) فقط ۲۳ روز برایِ آفریدَنِ یک «نقطهٔ عطف» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفاگر در این ۲۳ روز نتوانید؛ خود را بِه عنوانِ «رهبرِ جُنبشِ ملّی برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی»؛ بر رویِ «میزِ محاسباتِ دولَتِ ترامپ» قرار دهید؛.... به زبانِ سادهٔ کژدمی؛ «کونِتان بر هوا» است.
حتماً امروز شنیدید که «ترامپِ لاشخور» در رابطه با «شاهزاده رضا پهلوی» چه گُفت؟
«اگر مردم ایران ؛ ایشان را به رهبری بپذیرند؛ من مشکلی ندارم».
«به نظر مَردِ خوبی می آید.....ا مّا باید منتظر بود و دید».
از خودتان بپُرسید که تا چه زمانی به این «لاشخور» میتوانید اعتماد کنید؟
آیا میخواهید به روسپی زاده ای موسوم به « امیر عبّاس فخر آور» اعتماد کنید؟ «امیر» در زبانِ فارسی رایجِ کنونی؛ به «سادات» یعنی «اَعرابِ بَنی هاشمی» اطلاق می شود. امّا اگر به گذشتهٔ پُر افتخارِ این «نَجاستِ هاشمی» بنگرید؛ فَریادش در برنامهٔ «مِیبُدی» را به یاد خواهید آورد که در رابطه با یک «فاند» از رویِ خوشحالی در یک برنامهٔ زنده؛ فریاد می زد: «من خیلی پولدار خواهم شد.... خیلی...» و «مٍیبُدی» به تکرار می گفت: «زیاد هیجان زده نَشو ... وگرنه آبرویَت می رود».
حذفامروز ۲۲ روز به مشاهدهٔ «نقطهٔ عطفِ بزرگ» باقی مانده است. هرچند که اخبار در ظاهر بسیار نا امید کننده به نظر می آیند؛ امّا من(کژدم) همچنان خونسَرد هستم.
پاسخ دادنحذفترامپ در مصاحبه ها و کنفرانسهایِ خبریِ جَسته گریخته؛ «شاهزاده رضا پهلوی» را فردی «ناتوان» ترسیم کرده است. اگر «شاهزاده رضا پهلوی» ناتوان است؛ بقیّه را «بشاشید تا مانندِ کاه و خَس و خاشاک در سطحِ ادرار شناور شده و بِرَوَند».
اگر قرار بود که ترامپ و اسرائیل در شرایط کنونی کاری انجام دهند (حملهٔ نظامی)؛ لزومی نداشت که ترامپ «شاهزاده» را «ناتوان» بخوانند.
شاید اینبار نوبتِ ترامپ است که یک حملهٔ «قراردادی» از نوعِ «فِیک الاَسَد» انجام بدهد؛ تا برایَش آبروریزی نشود و از مسیرِ «فشار حدّ اکثری» ؛ نه برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ بلکه برایِ «مَهار» استفاده کند. اشارهٔ ترامپ به «نیروهایِ دیگر در آن سو» که اخبارِ دیگری به او می رسانند؛ نیز بسیار مشکوک است. این «نیروهایِ دیگر در آن سو»؛ چه کسانی هستند؟ «امام حسنِ بنفش؟» و یا اینکه نیرویِ دیگری (در آن سو = جناحی از رژیمِ شیعی) در کار است که تاکنون با «چراغِ خاموش» حرکت می کرده است؟ در «ونزوئلا» نیز دیدیم که بانو «ماچادو» را کنار گذاشتند و با باقیماندهٔ «دولَتِ مستقرّ در ونزوئلا» در حالِ «جفتگیری» هستند.
اسرائیل نیز حتّی دستورِ باز کردنِ پناهگاهها را صادر نکرده است؛ زیرا هیچگونه نگرانی ندارد و حملهٔ احتمالیِ قراردادی و«فِیک الاَسدِ ترامپ»؛ مصونیّتِ اسرائیل را در قراردادِ مخفیانه با رژیمِ شیعی؛ گُنجانیده است.
امّا «کژدم» به صورتی احمقانه؛ امیدوار است که: «انشاءالله؛ گُربه» است.
زمانی که یک عدّه «احمقِ کتاب خوان» و از نظرِ تجربی؛ در حدّ «کارمندِ شرکتها»؛ دورِ هم جمع شده و خود را «نوفدی» مینامند و مزخرفاتی به نامِ «دفترچهٔ گذار در دورانِ اضطرار» را منتشر میکنند؛ باید می فهمیدند که این دفترچه را چند نفر «هوادارِ شاهزاده رضا پهلوی» نمی خوانند و «بَه بَه و چَه چَه» سَر نمی دهند. بلکه «دولتها» نیز آنرا میخوانند و میبینند که این دفترچه «بی ارزش» است و نویسندگانِ آنرا در دنیایِ سیاست و رهبری؛ به پشیزی نیز نمی خرند.
اگر پس از این بفهمند؛ بسیار دیر شده است و «پشیمانی» سودی نخواهد داشت.
امّا کژدم به صورتی احمقانه؛ همچنان به ۲۲ روزِ آینده؛ وفادار است.
امروز ۲۱ روز به وقوعِ آن «نقطهٔ عطفِ بزرگ» باقی مانده است. که هم یک «بازهٔ زمانیِ کوچک»(از زاویهٔ تیک تاک ساعت) و نیز یک «زاویهٔ زمانیِ بزرگ» (از زاویهٔ تغییر و یا ایستاییِ محتوایی) است.
پاسخ دادنحذفخوشبختانه با اینکه بسیاری از احزاب و خطوطِ فکریِ «فرسوده» و از نظرِ محتوایی «دایناسورهایِ شِبه سیاسی» با نظراتِ کژدم مخالف هستند؛ امّا این وبلاگ را در پشتِ پرده میخوانند؛ پیشنهادِ کژدم در رابطه با هجوم به رسانه هایِ آمریکایی؛ برایِ «بمبارانِ ترامپ»؛ را پذیرفتند. امّا هنوز هم که هنوز است؛ این کار را به جِدّیتی که کژدم میخواهد؛ دُنبال نکردند. زیرا هنوز از ترامپ و احزابِ دیگرِ آمریکایی وحشت دارند. امّا کژدم حرفهایی را می زَنَد که دیگران حتّی از فِکرِ گفتنِ ان؛ دچارِ «شاش بند» می شوند و فکر میکنند که «صراحتِ لهجه؛ دُشمنِ دیپلماسی» است. امّا کژدم میگوید:
«صراحتِ لهجه؛ در بیانِ خواسته ها» هیچ ربطی به «دیپلماسی» ندارد. زیرا «دیپلماسی» فقط یکی از راههایِ رسیدن به «خواسته ها» و یا رسیدن به «بخشی از خواسته ها» است و پیش نیازِ آن «هنرِ محاسبهٔ داشته هایِ خود» و «هنرِ محاسبهٔ داشته هایِ دیگران» و «طرّاحیِ شیوهٔ عرضهٔ خواسته هایِ خود» بر رویِ «صفحهٔ شطرنجِ سیاسی» است و هیچگونه با «راستگویی» ندارد و فقط طرّاحیِ «شیوهٔ بازی» است.
همهٔ اینها را گفتم؛ تا «دوستانِ ایران» و «دشمنانِ ایران» را در میانِ خود بشناسیم.
۱- آنهایی که به نامِ «احزابِ کُردی» بیانیّهٔ «همبستگیِ دروغین» دادند؛ «دشمنانِ ایران» هستند. زیرا خود را «احزابِ کُردی» نامیدند. برایِ من مهمّ نیست که دیّوسی به نامِ «عبدالکریمِ سروش» و یا اوباشانِ دیگری؛ خود را «مُنادیانِ روشنفکریِ دینی» بنامند و یا «مُحسنِ سازگارا» خودش را «جمهوریخواه» بنامد و از اینکه گفته اند: «مادَرَش جِنده است» ناراحت شود. زیرا میداند که مادَرَش یک «مؤمنه» بوده است و اکنون در «بهشت مسلمانان و شیعیان = روسپی خانهٔ ۵۰۰ ستاره» ؛ هر روزه ۱۰۰ها بار توسّط «غِلمانها» به «اورگاسم» می رسد. همهٔ این «جویبارهایِ مدفوع» به یک «رودخانه» تعلّق دارند که نامَش «اسلام» است.
زمانی که میگویی «حِزبِ کُردی»؛ دیگر نیازی به «آکروبات بازی» نیست که خودت را به «ایرانی بودن» بچسبانی. زیرا سیاستهایِ تو همان استراتژیِ «صلحِ حُدیبیّه» است. لذا پس از پیروزیِ انقلاب؛ هدفِ اصلی باید حلّ ریشه ایِ «مشکلاتِ کُردستان» باشد و این «رهبرانِ خود خوانده» در همان «سلیمانیّه و اربیل» بمانند و با پیشرفت و توسعهٔ اقتصادی و اجتماعیِ کُردستان؛ به صورتی طبیعی؛ از زندگیِ سیاسیِ کُردستان حذف شوند و مانندِ یک «سوسکِ مُرده»؛ فقط «پوسته ای» از آنها باقی بماند.
من(کژدم) صریح اللّهجه هستم. عدمِ صراحتِ لهجه؛ «فرقِ میانِ طلایِ ۲۴ عیار و ۱۴ عیار» را مخدوش می کُند.
«صراحتِ لهجه؛ باید ستونِ اصلیِ دیپلماسی» باشد و اگر «ترس» را ستونِ اصلیِ دیپلماسی قرار دهیم؛ چیزی به جُز «کون دادن» برایِ ایرانیان باقی نخواهد ماند. آنهایی که استدلالشان این است که: «امروز کوتاه می آییم» تا «در آینده بُلند بیاییم». وَ؛ زیرِ حرفمان بزنیم؛ فرقی با ترامپ ندارند. زیرا زمانی که «دروغ» و «پیمان شکنی»؛ ستونِ فقراتِ سیاست بشوند؛ پس از آن هر کثافتکاری؛ مجاز می شود؛ «حتّی قتلِ عامّ مردم در روزهایِ اخیر توسّط شیعیانِ شنیعه» در ایران.
کژدم میگوید: «راست گوی و راست تیر انداز» و همیشه «Bold and Beautiful» باقی بمان.
در شرایط کنونی؛ «تحلولگران» ۲ سناریو را نه به عنوانِ موجوداتی «دَخیل در آنها»؛ بلکه به عنوانِ «ناظرینِ ناتوان» مطرح میکنند:
۱- سخنانِ آکروباتیکِ ترامپ؛ پروژهٔ «فریب» است.
۲- ترامپ یک «پیمان شکن» است.
در اینجا کاری به این ندارم که این «ناظرینِ ناتوان» چرا به این «مقامِ ناتوانی» رسیده اند؟ و یا اینکه «ناتوانهایِ مادرزاد» بودند و هستند و خواهند بود.(نظرِ شخصیِ من این است که همهٔ اینها «ناتوان هایِ ژنتیک» هستند و هر استراتژی که طرّاحی کنند؛ ستونِ فقراتَش را «ناتوانی» تشکیل می دهد.)
برخی شواهد؛ نشان میدهند که سخنانِ آکروباتیکِ ترامپ؛ پروژهٔ فریب است. برخی دیگر نیز ظاهراً نشان میدهند که ترامپ پیمان شکن است. لذا در این میانه نمیتوان به دُرستی تشخیص داد که کدامین وزنه سنگین است؟ به همین خاطر است که من «روز شمار» تعیین کرده ام؛ تا این تُخم مُرغ تَرَک بردارد و ببینیم که «جوجه چیست؟».
«ادامه در پایین»
«دُنبالهٔ بالا»
حذفاکنون هر حزبی که خود را «کُردی»؛ «تُرکی»؛ «بلوچی»؛ «خوزستانی» و یا «پان ایرانیستی» بنامد؛ دُشمنِ مردمِ ایران است.
اکنون همهٔ «فرقه ها» پرچمِ «۳ رنگ با شیر و خورشید» را بلند می کنند (حتّی اوباشانِ اصلاح طلب و مجاهدینِ خلق و جمهوریخواهانِ دروغین) نیز این پرچم را حمل می کردند. شاید فکر میکنید که این اَمر؛ «نشانهٔ همبستگیِ ملّی» است. امّا اینگونه نیست. زیرا «اصلاح طلب» یعنی «دشمنِ مردم ایران» حتّی اگر به دُنبالِ سرنگونیِ رژیمِ «ولایتِ فقیهی» باشند. در میانِ این اوباشان؛ «سلطنت طلبانِ شیعه مَسلک» نیز لانه کرده اند و این پرچم را به نشانهٔ «پادشاه = ظلّ الله» می دانند. امّا در میانِ تظاهرات دیدیم که عدّه ای نیز «دِرفش کاویانی» را بر افراشته بودند و نشانی از «پرچمِ شیر و خورشید» نبود و هیچ یک از گُزارشگران؛ توضیحی بر وجودِ «دِرفش کاویانیها» در مجموعهٔ مردمِ خواهانِ «سرنگونیِ رژیمِ شیعی» ندادند و به صورتی «عَمدی» و یا «نا آگاهانه» از کنارِ آن گذشتند.
من(کژدم) با پرچمِ ۳ رنگِ شیر و خورشید؛ مُخالفتی ندارم و میخواهم که تغییراتی در آن داده شود.
۱- تغییرِ نخست؛ آن «شمشیرِ دیّوسی به نامِ علی ابنِ ابی طالب = ذوالفقار» که توسّط «فتح علی خانِ قاجار» بر «شیر و خورشید» اضافه شده است؛ باید حذف شود.
۲- مانندِ پرچمِ آمریکا؛ «درفش کاویانی» بر گوشهٔ بالایِ پرچمِ شیر و خورشیدِ بدونِ «ذوافقار»؛ به صورتی بزرگ نَقش بِبندَد.
«درفش کاویانی» همیشه نشانهٔ مبارزه با «ضحّاکِ ماردوش» بوده است و باید باشد و برایِ همیشه باقی بماند.
من(کژدم) امیدوارم که در این ۲۱ روزِ باقیمانده؛ تغییری شگرف رُخ دهد. و گرنه همگی می بازیم.
در اینجا در رابطه با «ترامپ» نیز باید بگویم که او همچنان زیرِ پرچمِ «تاکر کارلسون» سینه می زَند و «JD. Vance» نمایندهٔ «تاکر کارلسون» در «کاخِ سفید» است.
«تاکر کارلسون» نیز نمایندهٔ «روسیه و قَطَر» است.
«ترامپ» یک «لاشخور» است و تغییر نخواهد کرد. این «هنرِ مبارزان» است تا این «لاشخور» را به «قَفَس» بیندازند.
اینکه چگونه میتوان این «احزابِ محلّی» را که زیرِ سایهٔ «دفاع از حقوقِ اقوام» به زندگیِ «فقاهَتی و اَنگَلیِ خود» ادامه می دهند را حذف کرد؛ بسیار ساده است و نیازی به سرکوبِ نظامی ندارد. مگر اینکه بارِ دیگر فیلشان یادِ هندوستان کند. (تسخیر بوکان و مهاباد و سردشت و ...)
حذفراهِ حلِ ساده این است که «نهادهایِ مَدَنی» را باید بال و پَر داد تا پرواز کنند و مُشکلات را شناسایی نموده و در مسیرِ رُشدِ اقتصادی و اجتماعیِ مردمِ گام بردارند و از «انتخاباتِ مردمی» به صورتی واقعی و بدونِ سایهٔ خونینِ «میلیشیهاهایِ حزبی»؛ در جهتِ رُشد و پویایی لذّت ببرند. اینگونه است که این احزابِ خودخوانده(مُفتی ها و مُلّاهای دائم العُمر»؛ تبدیل به «پوستهٔ سوسکهایِ مُرده» می شوند.
«تمامیِ قدرت به دستِ مردم»(پاپیولیسم)؛ راهکاری استراتژیک است.
این «احزاب»؛ مردم را از بازگشتِ سلطنت می ترسانند.
«پادشاهی خواهان» نیز به صورتِ احمقانه ای؛ «جاوید شاه» میگویند. در حالی که نمی فهمند که چرا «شاهزاده رضا پهلوی» خودَش ادّعایِ پادشاه شدن ندارند؟
من (کژدم) هیچ علاقه ای به کَند و کاو در رابطه با زندگیِ خصوصیِ «شاهزاده» نداشتم و ندارم و تا چند روزِ پیش فکر می کردم که ایشان ۲ فرزندِ دُختر دارند.
امّا دیروز در این رابطه از AI پرسیدم. نتیجه این بود که «شاهزاده»؛ ۳ فرزندِ دُختر دارند که «نور» و «ایمان» در رشتهٔ «روانشناسی» تحصیلاتِ عالی داشته و AI نمی داند که دُخترِ سوّم ایشان(فرح پهلوی) در چه رشتهٔ دانشگاهی مشغول به ادامهٔ تحصیل است. لذا هیچ یک از فرزندانِ ایشان؛ حتّی «افرادی سیاسی» نیستند؛ چه رسد به اینکه «یِک شَبِه» به «ناپلئون» و «ژاندارک» تبدیل شوند.
حال پُرسشِ شما شاید این باشد که پَس چرا از «شاهزاده رضا پهلوی» دفاع می کُنی؟
پاسُخِ سَلبیِ من است که:
- آیا باید از دیّوسهایی مانندِ «مُحسنِ سازگارا» و «علیِ افشاری» و قُرمساقی به نامِ «شهرام شارلاتان = همایون» دفاع کنم؟
پاسخِ ایجابی:
- بخشِ بزرگی از مردمِ ایران پس از ۴۷ سال؛ بالاخره به دورِ یک رهبر حلقه زده اند و بخشهایِ دیگر همچنان سرگردانند.
لذا باید «شاهزاده رضا پهلوی» را به عنوانِ یک «پرچمِ ملّی» برایِ ادامهٔ مبارزه برایِ سرنگونیِ رژیمِ «تشیّع شنیعه»؛ پاس داشت و از آن حمایت کرد.
از «پرچم» نباید انتظارِ «توانایی» داشت. بلکه باید آنرا «بَر افراشت» تا کسی نگوید که : «چه دارید؟.... شماها حتّی متّحد نیستید».
«اهتزازِ پرچمِ واحد؛ نمایندهٔ اتّحاد برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی است»
کژدم
امروز ۲۰ روز به آن «نقطهٔ عطفِ مهمّ» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفعدّه ای(شمپانزه ها) به جایِ «درس گرفتن» از این «شکستِ بزرگ» و دادنِ بیش از ۱۲ هزار کُشته و حدودِ بیش از ۲۰ هزار زخمی. در حالِ «پخشِ مدالهایِ افتخار» هستند.
اگر این «شمپانزه ها» همچنان زنده بمانند و «میکرفون و دوربین» در اختیارشان باشد؛ همچنان از «یوتیوب» به نامِ «انقلابی گری» و «مرثیه خوانی» به بهایِ خونهایِ ریخته شده؛ پول خواهند ساخت و مانندِ «مجید محمّدی»(استادِ بِلاهت) برایِ فروشِ کتابهایی که «کُپی پِیستِ» نوشته هایِ دیگران است تبلیغ خواهند کرد. این «اُستادِ بلاهت» زمانی که تصاویرِ پیکرهایِ جان باختگان در یکی از سوله هایِ کهریزک را دیده بود؛ گفت که تعدادِ پیکرها را شمرده است و بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر را نمیتواند تخمین بزند؛ زیرا به «واقعیّت پایبند است». اُلاغی که فقط آنچه را که در جلو چشمش قرار می دهند را می بیند و بیش از آنرا «رمّالی» میخواند. همچنان برنامه اجراء می کند و به جُز شخصِ شخیصِ ایشان؛ همهٔ دیگران «رمّال» هستند.
«دیّوس حسن شریعتمداری» که در مَحفلِ یاوه سراییِ «شورایِ دورانِ گذار» هَم آخورِ مُحسن سازگارا (مؤمنه زاده) است؛ «شاهزاده رضا پهلوی» را «رهبرِ خودخوانده» می نامد!!!! گویی که او و دیگر اوباشانی که آن محفِلِ دروغینِ کذایی را تشکیل داده اند؛ همگی با «رأی اکثریتِ مردم» در آنجا نشسته ان و اصلا و اَبَدا؛ «خود خوانده» نیستند!!!! گویی که «ناپلئون بناپارت» و «ژاندارک» و «چه گوارا» و هزاران رهبرانِ «شکست خورده» و یا «پیروز»؛ همگی توسّط «پارلمان» و یا «رأی مستقیمِ مردم» به رهبری برگزیده شده بودند؟ این ارازل و اوباش؛ کارشان فقط و فقط «پرتابِ کلمات» و «لجن پراکنی» است.
آن اُستادِ «عنان داشت؛ سِنان داشت و خنجر داشت......» (مراد ویسی) در سخنانِ مربوط به ماجرایِ دانشجویانِ عراقی(حشد الشّعبی) از دهانَش پرید و گفت: «من چون نمی خواستم؛ دانشجویانِ عراقی موردِ حمله قرار بگیرند؛ نگفتم که این دانشجویان حشدالشّعبی هستند».(بروید و آن گفتارِ مُشَعشَعَش را گوش دهید). ایشان بارها ادّعا کرده است که «دانِشِ جنگ» تدریس می کرده است. «دانشی که فقط در کتابها وجود دارند».
امّا کژدم اکنون می گوید:
«همگی تان آن کتابهایی را که خوانده اید را لوله کرده و در سوراخهای کونهایِ مبارکتان فرو کنید؛ تا دیگر نتوانید با روده هایتان فکر کرده و با سوراخهایِ کونهایتان حرف بزنید و کُس شعر ببافید».
پس از اینکه «سوراخهایِ کون هایتان» بسته شد؛ شاید بتوانید با «مَغزهایتان»(اگر داشته باشید) فکر کنید و با «دهان هایتان سخن بگویید».
من(کژدم) بارها گفته بودم که رژیمِ کثیفِ شیعی از اوباشانِ افغانی و عراقی برایِ سرکوبِ مردم استفاده خواهد کرد. اصلاً این مسئله؛ یک مسئلهٔ «دَمِ دستی» بود و یک تحلیلگر؛ باید آنرا جدّی می گرفت.
در کجایِ تاریخ دیده اید که «شکست را افتخار بدانند؟» آیا شکست در «واتِرلو» از افتخاراتِ «ناپلئون» بود؟ آیا همین «کربلایِ ۴» و به «گا» دادنِ بسیجیهایِ اُلاغ از افتخارات بود؟
کِی میخواهید بیدار شوید؟ کدامین حرکتتان به «واقع گرایی» شبیه و یا نزدیک است؟
این ۲۰ روز که تمام شود و «نقطهٔ عطفی» در کار نباشد؛ تُنبانِ همهٔ تان را رویِ سَرتان خواهم کشید.
اگر نشانه هایی که در رابطه با سرازیر شدنِ نیروهایِ نظامی آمریکا به سویِ خاورمیانه دیده می شوند؛ درست باشند؛ دلیلِ ۱۰۰٪ بر حملهٔ نظامیِ مستقیمِ آمریکا به رژیمِ شیعی نمیتوانند باشند و نمیخواهم بیش از این در این رابطه حرف بزنم. زیرا این ظرفیّت را دارد که ناخواسته به «حکومتِ تشیّع شنیعه»؛ «مشورتِ مجّانی» داده باشم.
کژدم
ةژدم ، لطفاً دوباره بنویس: وقتی معترضان اعتراض میکنند، باید تلفنهای همراه خود را در خانه بگذارند، زیرا رژیم میتواند آنها را از طریق سیمکارتهایشان ردیابی کند و بعداً اگر این رژیم کثیف اسلامی آنها را نکشد، آنها را دستگیر کند.
پاسخ دادنحذف۲. مردم ایران با تلفات عظیم خود چیزهای زیادی آموختهاند، اما هنوز به بلوغ نرسیدهاند که به طور سیستماتیک نوکران رژیم کثیف شیعه را از بین ببرند. با "غلاب سنگ" یا حتی تفنگهای پینتبال نیز میتوان به موفقیتهای زیادی دست یافت (به شرطی که محتوا برای هدف قرار دادن نوکران کثیف رژیم کثیف تنظیم شده باشد).
۳. همانطور که در آن زمان نوشتید، "سهپایه، مانع فلزی" برای موتورسیکلتها.
علاوه بر این، لطفاً سعی کنید به خوانندگان خود نکاتی را ارائه دهید تا آدرس وبلاگ شما و لینک ساخت سلاح مقاومت را در یوتیوب منتشر کنند. من فکر میکنم میتوانید در بخش نظرات یوتیوب به دستاوردهای بسیار بیشتری نسبت به تلگرام برسید! لطفاً تمام مقالات خود را در مورد این موضوع تحت یک عنوان قرار دهید تا بتوان آنها را کپی و در بخش نظرات کانالهای یوتیوب جایگذاری کرد (به شرطی که با مشکلی مواجه نشوید).
من فکر میکنم این بار انقلاب احتمالاً به نتیجه نخواهد رسید، اما انقلاب بزرگ بعدی دور از انتظار نیست و از دیدگاه من، چند هفته طول میکشد. تا آن زمان، مردم باید تا حد امکان آماده باشند. من همچنین فکر میکنم این رژیم کثیف شیعه مانند "ملا نصرالدین" با الاغش است؛ الاغ این حرامزادهها مردم ایران هستند و همانطور که ملا نصرالدین داوطلبانه از اسب پیاده نشد، آنها بدون خشونت و بدون تحمیل آسیبهای حتی بزرگتر به مردم ایران ناپدید نخواهند شد.
با آرزوی بهترینها و سرفراز باشید.
من فکر نمیکنم که در چند هفتهٔ دیگر اتّفاقی مستقیم در رابطه با «جنبش انقلابی ملّی ایران» خواهد افتاد.
حذفمن(کژدم) از همه طرف یا «بایکوت» شده ام و از طرفِ رژیمِ شیعی نیز؛ شاید زیرِ لایه هایِ گوناگونِ «فیلترینگ» قرار دارم.
تقریباً هرچه که گفته ام؛ درست از آب در آمده اند. امّا هنوز گویی که در گوشِ خَران سورهٔ یاسین میخوانم.
اگر مردم بارِ دیگر و به همین رَوِشِ «گلّه ای» بیرون بریزند؛ با کُشتاری وسیع تر روبرو خواهند شد.
«مجیدِ محمّدی»؛ استادِ بزرگِ جامعه شناسی و طرّاحِ بزرگِ «عملیاتهایِ نظامی» و «جنگهایِ خیابانی»؛ دیروز فرمان صادر فرمودند که مردم با «چاقو» و «ماهیتابه» و «قابلمه» به خیابانها بریزند و آنهایی را که از تیربارهایِ سَبک و سنگین و کلاشنیکُف و سلاحِ کمری و تفنگهایِ تک تیراندازی استفاده میکنند را با «ماهیتابه» بکشند. البتّه خودشان را با «وسط بازی» از تیرِ «خشمِ رژیمِ شیعی» کنار می کِشند و میگویند که «شاهزاده رضا پهلوی» باید در سخنرانیِ بعدی «فرمانِ نبرد با قابلمه و ماهیتابه» را بدهد و در نقشِ «مشاورِ نظامی» ظاهر می شوند و همه را به «بلاهت» و «فالبینی» متّهم میکنند. اگر «اِلیتهای ایران» چنین خاک بر سرهایی هستند و بینندگانشان نیز «بوزینه هایی» بیش نیستند؛ اگر هزار بار هم «سورهٔ یاسین» بخوانید؛ اثری ندارد.
من هیچگونه مخالفتی با انتشارِ نوشته هایِ خود توسّط هیچ کسی ندارم. حتّی میتوانید به نامِ خودتان منتشر کنید. مهمّ این است که این سخنان به میانِ مردم برود.
هربار که گفته ام که اگر به همین روال برویدمشکست خواهید خورد.» مرا متّهم کرده اند که «باز هم آیهٔ یأس میخوانی».
در همین روزِ سوّم بود که گفتم؛ شیوهٔ مبارزات خیلی «تیتیش مامانی» به نظر می آید. آیا «تیتیش مامانی» بود؟ یا نَه؟.
داستانِ «شمپانزه ها» را گفتم. امّا «شمپانزه ها» هرگز نمی آموزند.
«امیدِ احمق» نیز مانندِ همپالگیهایش در «حزبِ پان ایرانیست» و «عبدالله شهبازی»؛همچنان بر «تئوری توطئه» می کوبد و میگوید که سرنگونیِ رژیمِ شیعی از چند سالِ پیش برنامه ریزی شده است و نگران نباشید. امروز ۳ روز پس از اینکه کژدم گفت: «به وبسایتهایِ حزب دموکرات» مراجعه کنید و بگویید که «دستهایِ ترامپ به خونِ ۱۲ هزار جوانانِ ایران آغشته است». امروز از «ترامپ» و «آقایِ ناتانیاهو» گلایه دارد که در این خونریزی شریک هستند.
من(کژدم) چنین ادّعایی ندارم و آقایِ «ناتانیاهو» را به هیچ وجه متّهم نمی کنم. نظرِ مرا در رابطه با ترامپ را نیز سالها است که میدانید.
میگویند که آقای «ناتانیاهو» به ترامپ گفته است که دست نگهدار.
این خبر درست است. امّا هیچکدام از آنهایی که این خبر را شنیده و باز نَشر کرده اند؛ نمیتوانند بفهمند که چرا آقایِ ناتانیاهو؛ چنین درخواستی از ترامپ کرده است؟
من(کژدم) میدانم. امّا مجبورم که سکوت کنم. زیرا گُفتنِ آن به هیچ دردی از دردهایِ ما نمی خورد.
همین «اِلیتهایِ احمق»؛ در رابطه با «جُنبش ملّی مهسا» میگفتند که جُنبش به این دلیل شکست خورد که تعداد جمعیّت حدّ اکثر ۷۰۰ هزار نفر بود و اگر چند میلیون نفر می شد؛ رژیم سرنگون می شد.
حذفجُنبشِ ملّی مهسا؛ حتّی اگر ۵ میلیونی هم می شد؛ باز هم شکست میخورد. زیرا «رهبرِ سیاسی» نداشت؛ «رهبرِ مِیدانی» نداشت و با همان اُلگویِ «ولگردی در خیابانها» وارد میدان شده بود.
امروز جُنبش«رهبر» دارد. امّا اُلگویِ مبارزاتی؛ همان «اُلگویِ گلّه ای» است.
«گَلّه» باید بفهمد که سرنوشتَش «سلّاخی شدن» است.
پیشنهادِ کژدم این است:
«گلّه» نباشید؛ «شمپانزه» نباشید و دستتان را در آن سوراخ فرو نکنید.
مانندِ «انسان» رفتار کنید. تا پیروز شوید.
https://www.balatarin.com/permlink/2026/1/18/6424604
پاسخ دادنحذفمن(کژدم) با این نظر؛ موافق نیستم و فکر میکنم که «شاهزاده رضا پهلوی» فکر می کرده است که اگر مردم با فراخوانِ ایشان؛ به مِیدان بیایند؛ میتوان به ترامپ ثابت کرد که: «آیا به دُنبالِ پشتیبانی مردمی از کانونِ رهبری نبودی؟»... حال این گوی و این هَم مِیدان.
حذفامّا من(کژدم) بارها گفته ام که ترامپ یک «گاوِ نَر است که شیر نمیدهد» و یک «احمقِ ۲۴ عیار» است. و مسائل را با طولِ «کیرِ خودش» اندازه میگیرد. روزی فکر می کند که «کیرَش خیلی کُلُفت و دراز است»؛ امّا ناگهان آقایِ ناتانیاهو بر او ظاهر می شود و میگوید: (شورتَت را پایین بِکِش؛ تا ببینی که چه «چوب کبریتی داری»؟).
اکنون؛ حدّاکثر ۱۹ روز به آن «نقطهٔ عطفِ بزرگ» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفامروز «ساندِی تایمز» تعدادِ جانباختگانِ دلیرِ ایران را حدّ اقلّ ۱۶۵۰۰ نفر و تعدادِ زخمیها را ۳۳۰ هزار تَن اعلام نمود.
من(کژدم)؛ از اینکه تعدادِ زخمیها را بر طبقِ روالِ «نبردهایِ کلاسیک»؛ بالایِ ۲۰ هزار برآورد کردم؛ پوزش میخواهم. زیرا شلّیک ها به سویِ «ازدحام» بوده است و اعداد و ارقام؛ در اینچنین جنایتی؛ پاسخگو نیستند.
آن ۳۳۰ هزار نفر بسیار خوش شانس بوده اند که زخمی شده اند. زیرا «فَتوا» برایِ «قتل عامّ» بوده است.
از یک نظر بسیار «دِل پَژمرده» و از سویی دیگر بسیار خوشحالم که آنهایی که میگفتند: «تعدادِ این سرکوبگران به تعدادِ انگشتانِ دست است» و در پِیِ «دادگاههایِ عادلانهٔ حقوقِ بَشری» برای نجاتِ جانهایِ کثیفِ حتّی این «تعدادِ کوچک = اندازهٔ انگشتانِ دست» نیز بودند؛ و همچنان هستند و از این تلاشهایِ کثیف؛ به بهانهٔ «حقوق بشر» دست نخواهند شُست. یعنی اینکه: این جماعت؛ خانواده ها و برادران و خواهران و همسرانِ و فرزندانِ این هَمه «جان باختگان» و «مجروحین را» با کلمات و جملاتِ «اروپا و آمریکا پسند»؛ به «تمسخر» گرفته اند و به «زبانِ کژدمی»؛ تلاش میکنند بر خونهایِ «جاوید نامانِ ایران»؛ «بِشاشَند»؛ تا خود را «ذوب شده» در فرهنگِ «ناشرافتمندانهٔ غرب» جلوه دهند. فرهنگی که از رویِ «جنایاتِ دارفور» و «رواندا» مانندِ پریدن از رویِ «اتَشِ چهارشنبه سوری» گذشتند.
من(کژدم) ار آن جِنس و تبار نیستم..... «ریشه کنیِ مالاریا»..... یعنی: «ریشه کَنیِ مالاریا».... لذا جایی برایِ هیچگونه «شامورتی بازی» و «وَسَط بازی» برایِ «تبرئهٔ جنایتکارانِ انگشت شمار» باقی نمانده است.
امیدوارم که اندکی فکر کنید و بفهمید که «کژدم» از کُجا می آید؟!!!
امروز ۱۸ روز به پایانِ دوره ای که باید نقطهٔ عطفی مهمّ انجام گیرد باقی مانده است. برخلافِ همهٔ «حرّافان = تحلولگران»؛ آقای «علی حسین قاضی زاده» برایِ نخستین بار ویدیویی را منتشر کرد که میتوان گفت هرچند ناقص است؛ امّا ارزِ شِ مِیدانی داشت. رهنمودهایی «مِیدانی» برای ایرانیانِ دور از میهن و مبارزانِ درونِ میهن.
پاسخ دادنحذفhttps://www.youtube.com/watch?v=bFdCR4pXMM4
حملِ پرچمِ شیر و خورشید و در کنارِ آن پرچم اسرائیل و آمریکا؛ یک «مرزبندیِ بین المللی» است. ما با اینکار به «اسلامگرایان و کمونیستها» میگوییم؛: «اسلامِتان؛ نوشِ جانِ خودتان باد». با افراشتنِ پرچمِ اسرائیل و آمریکا؛ به «خردوغان» و «اوباشانِ حاکم بر قَطر» میگوییم که دورانِ «تک تازی و اوباش پروری در منطقه تمام خواهد شد» و مردم ایران به همراهِ مردم اسرائیل؛ این لکّه هایِ ننگِ اسلامی را پاک خواهیم کرد و اینکار را از ایران آغاز میکنیم.
در رابطه با رهنمودهای مربوط به مبارزاتِ مِیدانی به «سنگر بندی» و «تسخیرِ پُشت بامها» اشاره ای داشتند. من(کژدم) در نوشتارهایِ مربوط به «جنبش ملّی مهسا» و توضیحِ «سازماندهیِ اُفُقی» و نوشتارهایِ گوناگونِ دیگر که به «سازماندهی» مربوط میشوند؛ به تفصیل اینگونه مسائل را توضیح داده ام. امّا برایِ نخستین بار بود که از زبانِ یک گویندهٔ رسانه ای به صورتی خلاصه بیان شد. ایشان به مسئلهٔ قطع اینترنت و خطوط تلفن نیز اشاره کردند که بارها گفته بودم که بدون این وسایل نیز میتوان مبارزه کرد و پیشنهادِ تماشایِ فیلمِ سینمایی «نبرد الجزایر» را دادم.
این فیلم «شبکه سازی» را به صورتِ بسیار خوبی به تصویر کشیده است.
شبکه هایی که «خانواده پایه» و «محیطِ کار پایه» هستند. البتّه در این فیلم «سازماندهیِ عمودی»(حزبی - سازمانی) نیز پُر رنگ است امّا ما به آن نیازی نداریم.
از آقایِ «علی حسین قاضی زاده» بسیار سپاسگزارم و امیدوارم که همین «خطِّ رهنمودهایِ مِیدانی دادن» را ادامه دهند و قصّه هایِ «عنان داشت؛ سنان داشت؛ خنجر داشت و .....» را به دیگران بسپارند.
شواهد و قرائن نشان میدهند که حملهٔ نظامی به داراییهایِ رژیمِ شیعی حتمی و بسیار گسترده خواهد بود. حتّی گسترده تر از آنچه که فکرش را می کنید.
پاسخ دادنحذفاین امر؛ نباید شانه های مردم را از زیرِ بارِ مسئولیّت خالی کند. فصلِ تظاهراتِ خیابانی و شعار دادن؛ گذشته است. دیگر نباید برای شعاردادن؛ بلکه برایِ کُشتارِ اوباشانِ شیعه مسلک بیرون آمد. اینبار نباید اجازه دهید که «بانوان» و کودکان و نوجوانانِ زیرِ ۲۰ سال به خیابان بیایند. زیرا این فصل ؛ «فصلِ خون و انتقام» است. هرکسی که بگوید: «این کار برخلافِ حقوقِ بشر است»؛ در واقع می گوید: «این برخلافِ حقوقِ قاتلان و جنایتکاران است.»
اینبار حتّی مردم ایران نیز «سورپرایز» خواهند شد. آقایِ «ناتانیاهو» فرمانده اصلی این نبرد است و اگر ایشان نبودند؛ ترامپ یک حملهٔ «فِیک الاَسدی» انجام میداد و ۱۰ ها بار برایش سخنرانیِ پیروزی سَر می داد و مردم ایران مانندِ بازیِ «مار و پِلّه» بازهم به سَرِ خانهٔ اوّل باز میگشتند.
لذا پیروزیِ انقلاب را نتیجهٔ رُشدِ سیاسی مردم و انتخابِ رهبری و به پاخاستنِ مردمِ دلاورِ ایران و «وفا کردن به وعده» از سویِ آقایِ «ناتانیاهو» و مشارکتِ «تِلو تلو خورانِ آمریکایِ ترامپ» باید دانست.
گفته می شود که «JD. Vance» نیز بالاخره «بله» گفته است. لذا دیگر هیچ «ریگی در درون کَفش» وجود ندارد که مانعِ حرکت باشد.
حتّی فکر می کنم که تاریخِ مصرفِ «طرحِ انسداد» نیز پایان یافته است. زیرا این طرح برایِ زمانی بود که یا در آغاز؛ مردم را به حرکت در آورد و یا اگر ترامپ عقب نشینی کُند؛ «طرحِ انسداد» میتوانست رژیمِ شیعی را به طورِ کامل مُنجمِد کند.
امّا؛ اینچنین که دیده می شود؛ اینبار نه تنها رژیمِ کثیفِ شیعیِ حاکم بر ایران؛ بلکه «هلالِ کثیفِ شیعی» نیز از چهرهٔ خاورمیانه پاک خواهد شد.
باشد که چنین بادا
کژدم گرامی درود. من یک خواهش از ایرانیان سراسر جهان دارم و آن اینکه هر کسی هر اسم و آدرسی از انگل زادگان خارج نشین حاکمان ایران دارد اینجا یا در جاهای قابل دسترسی آزاد منتشر کند تا هم میهنان روزگار این روسپی زادگان را هر جور صلاح میدانند سیاه کنند؛ بویژه دختر و داماد زاکانی شهردار تهران٬ پسر روسپی ابتکار که پدرش نیزسردسته قاتلان ایرانیان خارج بوده؛ پسر محسن رفیقدوست ودختر سرقاتل مردم ایران علی لاریجانی و بسیاری دیگر. این باعث این میشود که یا این روسپیزادگان برگردند یا هر ایرانی بصورت خوداختیار ترتیب هرکدام از اینها که دم دستش بود را بدهد. با سپاس.
پاسخ دادنحذفدرود بر شما
حذفآنچه که شما گفتید؛ همیشه به خاطرِ «افکارِ انحرافی» که از طرفِ «حقوقِ بشری ها» که هیچ ارزشی برایِ «جان و حقوقِ ایرانیانِ زندگی باخته» قائل نیستند؛ به «مَغزِ اِلیتهایِ قُلّابی» تَزریق شده است و یا اینکه: «بخشی از این کُس کِشهایِ اِلیت نِما» همگي به صورتی آگاهانه؛ این کثافاتِ ذِهنی را «تَرویج» میکنند که «ایرانیان؛ مُتَکَثّر هستند.»
کژدم می گوید: « یک هدف؛ یک خَدَنگ»..... برایِ ریشه کَنیِ مالاریا؛ همهٔ پَشّه هایِ مالاریا را حذف کنید و «مُردابها را بِخُشکانید».
آیا «کژدم» یک فاشیست است؟...
نَه.... هَرگز؛ .... «کژدم» یک «راستگو» و «راست پندار» است.
ما به جُز این راه؛ برایِ «ساختار سازی» و تثبیتِ «آینده ای باثُبات» راهِ دیگری نداریم.
درود دوباره. همین مادر جنده هاهستند که تبلیغ مبارزه بدون خشونت را هم میکنند. به این گوساله ها باید گفت مگرپنجشنبه شب مردم ایران همراه خانواده و حتا کودکانشان به تظاهرات نیامدند و با مسلسل روبرو شده و قتل عام گردیدند. دیگه ازاین مسالمت آمیزتر. مگر نوجوانها در این تظاهرات از شرکت کنندگان با سنین بالاتر بخاطراینکه جوانها را مانند دفعات قبل تنها نمیگذارند تشکر نکردند. تا کجا این مردم گرفتار باید صلح آمیزبودن را نشان دهند تا کثافات حقوق بشری و بویژه ملی-مذهبیهای خارج نشین به آنها دیگر نصیحتهای صد من یک غاز نکنند. یک بار هم که شده خفه شوند این عقب افتادگان و بجای آنبه آنها درس حمله و آتش زدن هست ونیست همسایه های بسیجی و حزب اللهیشان را بدهند تا ببیند چگونه این ولدالزناها از ترسشان از سپاه و بسیج بیرون میایند. زنده و پاینده باشید.
پاسخ دادنحذف۱۷ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطف» مانده است.
پاسخ دادنحذفامّا «قورباغه ها» و «وَزَغ ها» همچنان با شامورتی بازی؛ برنامه هایِ بی محتوای می سازند و همهٔ شان نیز بر اساسِ وفاداری به «واقعیّتهایِ مِیدانی»؛ «گُه میخورند».
زمانی که دفترچهٔ راهنمایِ «گاردِ جاویدان» منتشر شد؛ «مجید محمّدی»(استادِ بلاهت) که همه را به «سهم خواهی» متّهم میکند؛ دادَش به هوا رفت که: «من این طرح را سالها پیش مطرح کرده و گفته بودم که مردم گروههایی تشکیل بدهند و شعر بگویند و کتاب بخوانند و ..... و نویسندگانِ این دفترچه حدّ اقل باید به این مسئله اشاره میکردند....). این احمق؛ یا فرقِ «گاردِ جاویدان» را با «محافلِ کتابخوانیِ گروهی» نمی فهمد و اینکه فکر میکند: «گاردِ جاویدان یعنی تشکیلِ شبهایِ شعرِ گروهی». کتاب خواندن؛ «خایه» نمی خواهد. امّا عضویّت در یک سلّولِ «گاردِ جاویدانِ واقعی» «خایه هایی» بزرگتر از سَرِ «مجیدِ محمّدی» میخواهد.
آن یکی میگوید که ۱۵ سال است که کارِ سیاسی می کُند و در دفاتر وجلساتِ «حزب پان ایرانیست» حضور داشته است. امّا نمیگوید که «حزبِ اوباشان پان ایرانیست» و «اوباشانِ پان تُرک»و «اوباشانِ ملّی مذهبی» و «اوباشانِ اصلاح طلب»؛ «اوباشانِ گروههایِ کمونیستِ رنگین کمانی»؛همگی «قانونی» و «عزیزِ دِلِ دیّوس فرزانه» بودند و همچنان هستند. حتّی همین «تاجزادهٔ خائن» همیشه اجازه داشته است که از «دیّوس فرزانه» انتقاد کرده و از او بخواهد که «استعفا» بدهد. امّا «زوزه هایش» همیشه منتشر می شدند. یا آن «قُدقُدیانی» بی شرف؛ همچنان پارس میکند و اجازه دارد که تا ظهورِ امام زمان به پارس کردن ادامه دهد.
امّا مشکِلِ ایرانیان این نیست که چنین کثافتهایی وجود دارند؛ بلکه مشکل این است که همچنان فریبِ این «شیّادها» را می خورند و پایِ منبَرشان می نشینند. بدونِ اینکه چیزی یاد بگیرند که در مبارزات به کار بَسته و «دستاوردِ مِیدانی» داشته باشند.
«مراد ویسی» همچنان اُستادِ «عنان داشت؛ سنان داشت؛ خنجر داشت و ....» باقی مانده است و خودش را «مُدرّس هنر جنگ» در صدا و سیما میداند. امّا در این مدّت؛ ساختنِ وسیله ای برایِ پَنچر کردنِ تایرهایِ نفربرهایِ سرکوب نیز به کسی یاد نداده است. خودش را دانش آموختهٔ «علومِ سیاسی» می خواند؛ امّا میگوید که پس از سرنگونیِ رژیم؛ ۶۰ تا ۷۰٪ از مشکلات؛ در همان چند ماهِ نخست حلّ خواهند شد. از «ارتش» تمجیدهایِ فراوانی نمود و دیدیم که همین «ارتِشی هایِ باشَرف» یا مثلِ «ماست» بودند و یا به خیانت به مردمِ ایران مشغول بودند.
ارتِشی که کادرهایِ حرفه ایِ آن؛ پس از پایانِ وَقتِ اداری؛ به مسافرکِشی بپردازند؛ دیگر «ارتشی» نیستند. اینها فقط «مسافِرکِش» هستند.
سخنانِ کژدم؛ معمولاً ۱۰ تا ۱۲ سالِ بعد شنیده می شوند و آنهایی نیز که شنیده اند؛ «کاریکاتور» آن سخنان را تحویل مردم می دهند.
پس از قتل عام گسترده ای که به دستورِ «دیّوس فرزانه» انجام گرفت و همهٔ بی شرفهایِ عمّامه به سر یا سکوت کردند و یا حمایت کردند و بویژه «دیّوس سیستانی» و «قرمساق مقتدی صدر» برایِ سرکوبِ مردم ایران نیروهایِ عراقی فرستادند؛ اکنون مردم ایران به «خازَن»ی انباشته از «کینه و نفرت» تبدیل شده اند و هیچکس در هیچ مقامی؛ نباید تلاش کُند که این «خازنِ انباشته از کینه و نفرت»؛ تخلیه نشود. این «خازن» باید تخلیه بشود و نتیجهٔ آن (قتلِ عامِّ همهٔ عمّامه به سرها و پاسداران و بسیجیها و اطّلاعاتی ها و سایر عَمله و اَکره هایِ رژیمِ شیعی) به یک «خاطرهٔ تاریخی» تبدیل خواهد شد و ایران را به «شوره زاری» تبدیل خواهد کرد که هرگز «تخمِ شیعه گری» و «اسلام گرایی» در آن رُشد نکند و «شیعه گری» و «اسلام گرایی» در آن به «ننگ» تبدیل شود. آنهایی که میگویند چنین کاری به «جنگِ داخلی» خواهد انجامید و مسئلهٔ ایران را با «سوریه» مقایسه میکنند؛ احمقهایی هستند که اساسِ ماجراهای سوریه را نفهمیده اند و یا اینکه فهمیده اند و به طورِ عمدی دروغ میگویند. «حکومتِ تشیّعِ شنیعه» در ایران؛ یک «حاکمیّتِ قومی» نیست. این اوباشان در میانِ تمامی اقوام وجود دارند. امّا در سوریه؛ ترکیبی از «دین و قومیّت» در تمامیِ عرصه ها وجود داشت و به همین دلیل؛ پتانسیلِ تبدیل شدنِ خواسته ها به «جنگِ میانِ اقوام» وجود داشت و همچنان نیز وجود دارد و مسئلهٔ «کُردستانِ سوریه» و «دروزیها» و «عَلوی ها» همچنان مانندِ «زَخمهایِ بازِ خون چکان» هستند.
پاسخ دادنحذفدر سرزمینِ ایران؛ «شیعه گری» متعلّق به قومِ خاصّی نیست و اگر در تاریخِ ۱۰۰ سالهٔ ایران؛ اقوامی که «مسلمان» هستند و توسّط «شیعیان» به حاشیه رانده شده و سرکوب شده اند؛ به خاطرِ «قومیّت» نبوده است؛ بلکه ریشه در «کثافاتِ معدهٔ شیعه گری» دارد. پس از سرنگونیِ حکومتِ «تشیّع شنیعه» خواهیم دید که مسئلهٔ «قوم گرایی» نیز رو به خاموشی خواهد رفت و در «جنبشِ ملّی مهسا» شاهدِ آن بودیم. در ماجرایِ سرکوب مردم در شهرِ «کوبانی» توسّط تُرکهایِ عُثمانی وداعش نیز دیدیم که به جُز «پان تُرکهایِ دیّوس» که از کیرِ «خردوغان» شیر میخورند؛ همهٔ مردم ایران واکنش نشان داده و شعار میداند که «هر جا کُردی هست؛ آنجا ایران است». این یک شعارِ «پان ایرانیستی» نبود. بلکه از یک «حسّ یگانگیِ ملّی» سرچشمه می گرفت. ایران با «امپراتوریِ ماد» آغاز شد. امّا «پان ایرانیست ها» و همهٔ آنهایی که به نجاساتِ افکارِ «پان ایرانیستی» آلوده هستند. نقطهٔ آغازِ ایران را با «هخامنشیان» مترادف میکنند و به طورِ عمدی؛ «کُردستان» را که بازماندگانِ «مادها» هستند را بخشی از تاریخِ ایران نمیدانند.
«پان ایرانیسم» همان چیزی است که بارها از آن با عنوانِ «ناسیونالیسمِ صفوی» یاد کرده ام. «ناسیونالیسمِ قُلّابی» که ریشه در «تشیّع شنیعه» دارد و همیشه تلاششان این بوده است تا معجونی به نامِ «نژادِ آریا با افکارِ شیعه گری» تولید کنند و اگر کسی «آریایی باشد»؛ امّا «شیعه نباشد»؛ «شهروندِ درجه چندم» به حساب می آید.
لذا فریبِ اینگونه «تحلولها» را نخورید. زیرا این «تحلولها» در لابراتوارِ وزارتِ اطّلاعات تولید می شوند و فقط «پروپاگاندا» هستند تا جانِ کثیفِ جنایتکارانِ شیعه مسلک را پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ نجات دهند.
در همهٔ «دورهٔ سرنگونی» و پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ باید «چشمها کور»؛ «زبانها لال» و «گوشها کَر» شوند تا این «خازنِ انباشته از کینه و نفرت» تخلیه شود و گامهایِ نخستینِ «ریشه کَنی مالاریا» برداشته شوند.
مطمئن باشید که «جهانِ بدونِ اسلام و شیعه گری» میتواند دنیایی بسیار زیباتر باشد.
سلام یادم هست توی یكی از نوشتارها گفتید شیعه ربطی بە اسلام ندارد و مانند یك دمل چركین خودش را بە اسلام چسباندە واز ان ارتزاق می كند این حرف شمارا تمامی كسانی كە انان را علمای اسلامی می نامند قبلا و توی این سالها گفتە اند . بندە نمیخوام بحث را بە مناظرات دربارەی ادیان و مذاهب بكشانم ولی از اسلام گرفتە تا همەی باورها و عقاید دیگە .همەی اینها توی این سالها در تمام این كشورها بودە و هستند و ملتها درمیان خودشان باهم زندگی كردە اند بندە خودم شاهد بودە ام توی كشوری مثل عراق چندین دین و مذهب واقلیت بدون هیچ مشكلی باهم بودن ولی از وقتی كە این مذهب كثیف شیعەی صفوی كە اونم توسط كسانی ساختە شدكە قصد این بازیهای ویران كنندە راداشتن توی این ایران زندە شد توی همەی این كشورها دخالت كرد و زندگی اونا رو هم ویران كرد البتە اوائل اونا فكر نمیكردن این یك برنامەی ازپیش تعیین شدە هست برای ویران كردن منطقە بلكە چندین كشور باهاش موافق بودن كە می بینیم الان اونا از همە ویران هستند مثل لبنان و سوریە وعراق میخوام اینو بگم همچنانكە ملت ایران بعد از این همە ویرانی فهمیدن این مذهب چیە ملتهای دیگە هم این رو فهمیدن و روزشماری میكنن برای ازبین رفتن این غدەی سرطانی كە كل این جاها رو بە اسم اسلام بە گند كشید و بقول شما عیچ ربطی بە اسلام هم ندارە وحتی اونایی كە ەتوی خود ایران هم خودرا مسلمان می دانند بیشتر از ایرانیها منتظر این اتفاق هستن چونكە از روزی خمینی از اون هواپیما اومد پایین خاورمیانە روی خوش ندیدە ولی هیچ چیزی توی این دنیا همیشگی نیست و امیدوارم این اتفاق زود تر بیفتد و همەی ما خلاص بشیم بعد از نابود شدن شیعه تكلیف ما با بقیە خیلی راحت تر روشن میشە و می تونیم راه خودمون رو پیدا كنیم ببخشید كە پرحرفی كردم
حذفسلام
حذفآیا شما به صورتِ اشتباهی و یا «عَمدی»؛ به یادتان هست که من(کژدم) در رابطه با «تشیّع و رابطهٔ آن با اسلام» مُرتکِب شده باشم؟
من(کژدم)؛ هرگز از «تشیّع» به عنوانِ «غدّهٔ چرکین» یاد نکرده ام. بلکه آنرا «زگیل» نامیده ام. آن «غُدّهٔ چرکین»؛ «خودِ اسلام»(زندگیِ کثیفِ محمّد؛ تا اِخوان المسلمین و اَلقاعده و داعِش) می باشد و «شیعه گری» شبیهِ همان چیزی است که «اُمیدِ احمقِ بی شرف» انجام داد و «نگارهٔ کورُش بزرگ» را بر «مستراحی به نامِ خامنه ای» مونتاژ (فوتو شاپ) کرد و گُفت: «بینندگان؛ خواهِشَن لایک کنید... این لایکها؛ شایستهٔ این جنده خانه نیست» و همچنان همین را می گوید.
آنکه «مسیح» را فرستاده است. همان موجودی نیست که بی شرافتی مانندِ «محمّد» را فرستاده باشد. من نیز بحثِ مذهبی به راه نمی اندازم. امّا گویا شما میخواهید؛ «اسلام» را با تکیه بر «تشیّع شنیعه»؛ «سفید شویی» کنید.
اسلام «شجرهٔ خبیثه ای» است که باید از «ریشه تا برگهایش» در آتش بسوزند. زیرا تنها «آتش» میتواند «نجاست را پاک کُند».
شاید شما اساساً با «اسلام» آشنا نیستید و شناختِ شما از این «شجرهٔ خبیثه» یا «احمقانه» است و یا اینکه میخواهید این «مستراح» را به عنوانِ «بهشتِ بَرین» معرّفی کنید. «زگیل»(شیعه گری)؛ وظیفه دارد که بگوید: «من یکی از اندامهایِ بَدَن اسلام هستم».
امّا اینکه میگویید در «عراق» شاهِدِ «زیستِ مسالمت آمیز» میانِ «شیعیانِ شنیعه» و «مسلمانان» بوده اید؛ در «مُعادله ای بسیار پیچیده تَر» از آنچه شما میتوانید بفهمید؛ تعریف می شَود.
در شرایِطِ کنونیِ «سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی»؛ تلاش نکنید که مسائلی را مطرح کنید؛ تا «مسئلهٔ اصلی» را به «جَهَنّمِ اِبهام» فرو بِبَرید.
در شرایِطِ کنونی؛ من(کژدم) کاری ندارم که این حاکمیّت؛ «حاکمیّتِ کیرِ خَر» است و یا حاکمیّتِ «کیراُلله»؟
این حاکمیّت نه تنها باید «سرنگون» شَوَد؛ بلکه باید از «ریشه ها تا بَرگها» سوخته و خاکستر شود.
در پایان اینکه:
خاک بر سَرِ بی مَغزَت
امروز؛ ۱۶ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفدیروز گفتم که سخنانِ من(کژدم) معمولاً پس از ۱۲ سال شنیده می شوند. امّا متأسفانه؛ توسّطِ آنهایی که شنیده اند؛ «کاریکاتور»ی از آن را به جامعه تحویل می دهند.
آقای علی حسین قاضی زاده ؛ با تکیه بر «سنگربندی خیابانها» در گفتارِ دیروزشان و اصرار بر «سنگر بندی در خیابانها» در گفتارِ امروزشان؛ نشان دادند که «عاشقِ تولیدِ کاریکاتور» هستند.
آقای قاضی زاده؛.... «سنگر بندی» برایِ ایجادِ مانع و تسهیلِ «فرار» نیست. آقایِ قاضی زاده؛ ..... اگر از هر «گروهبان قَندلی» نیز بپرسید؛ خواهند گفت که: «سنگر بندی»؛ ایجادِ «خاکریز» برایِ ایجادِ «پناهگاه» در برابرِ «شليکِ دُشمن» است؛ تا نیروهایی که در پُشتِ آن سنگر؛ «پناه» گرفته اند؛ از آن منطقه دفاع نموده و به دنبالِ فرصت باشند تا به نیروهایِ دُشمن شلّیک کنند.
«فرار» یعنی «هزیمَت» و شکست.
نیرویی که در سنگر پناه گرفته است؛ زمانی سنگر را رها می کُند که ببیند؛ آن «سنگر» دیگر «سنگر»نیست. بلکه «قتلگاه» شده است.
هر «گروهبان قَندَلی» میداند که زمانی که یک سرباز میخواهد سنگر را تغییر دهد؛ باید به ۴ پرسشِ بسیار مهمّ که جانش در گروِ پاسخِ درست دادن به آن ۴ پُرسش است؛ پاسخ دهد:
۱- چرا میخواهی از این سنگرِ بیرون بیایی؟
۲- به کدامین سنگرِ و یا سنگرهایِ دیگر به عنوانِ جایگزین؛ فکر میکُنی؟
۳- فاصلهٔ آن سنگرهایِ جایگزین از همین سنگری که در آن هستی چقدر است؟
۴- کدامین مسیر برایِ رسیدن به سنگرِ جدید؛ کوتاه تَر و اَمن تر است؟
سربازی که نتواند به این ۴ پُرسش «پاسُخِ مِیدانیِ درست» بدهد. در هر صورت کُشته خواهد شد.
آقای قاضی زاده؛ این «کیسه شِنها»؛ به چند کامیون پُر از «ماسه و شِن» نیاز دارند؟ این کامیونها از کدام مسیرها به صورتِ «کاملاً مخفیانه» که دیده نشوند؛ به مردم میرسند؟ آن «گونی ها» را از کجا می آورید؟
چرا مسئله را لوث میکنید؟
بروید از آقایِ «مُرادِ وِیسی» که «هنرِ جنگ» آموزش می داده است و یا آن آقای «حسنِ آقایی» که خودش را «استراتژیستِ نظامی» جا زده است و اندازهٔ «اُلاغ» نیز سخنی برایِ «هدایتِ مِیدانی» ندارند؛ و در صفحاتِ کتابها و مقاله ها به دنبالِ جَنگ می گَردند؛ بخواهید که چرا اینهمه «کُس شعر» تحویلِ مردم میدهید؟
اگر مجموعهٔ شماها؛ «اِلیتهایِ مِیدانی» هستید ..... همه چیز را فراموش کنید و فقط برایِ «تَعزیه گردانی» و «مَرثیه خوانی» آماده شوید.
بیانیّهٔ اخیرِ شاهزاده رضا پهلوی؛ خطاب به «دیّوس فرزانه» و اوباشانِ «ذوب شده در نفرتِ او ایرانیان و همچنین از همهٔ جهانیان» و اینکه «نَه میبخشیم و نَه فراموش می کنیم»؛ بسیار بیانیّهٔ قدرتمندی بود.
پاسخ دادنحذفhttps://www.youtube.com/watch?v=z3fjbKFup2U
اکنون فقط ۳ راه در روبرویِ پاسدارها؛ بسیجیها؛ اطّلاعاتی ها؛ استاندارها نمایندگان طویلهٔ شورایِ شیعی؛ همهٔ عمّامه به سرها(چه سفید و یا سیاه و سبز)؛ همهٔ نیروهایِ سرکوبِ نیروهایِ انتظامی؛ همهٔ فرماندهانِ ارتش؛ همهٔ «جنده فاطی کماندوها» و ..... همه و همهٔ شان؛ مانده است:
۱- خود و خانوادهٔ شان را به دست خود حذف کنند؛ زیرا آیندهٔ بسیار فجیعی در انتظارِ «جِنده ها و توله هایشان» است.
۲- راهی به نامِ «توبه از رویِ تقیّه» کاملاً بسته است. برایِ تخفیف فقط باید «سَر بیاورند»؛ «سَرهایِ فرماندهان و هم گروهان و هَم گُردانهایشان».
۳- تا به آخر بجنگید و «جنده ها و توله هایتان» را به «اَبیلفض» بسپارید تا در «عراق» به «روسپیگری» و «بردگیِ جنسی» در صفِ انتظار بایستند.
پیامِ شاهزاده؛ بدونِ آنکه به آن اشاره کنند؛ پیامی «غیر مستقیم» به «دیّوس سیستانی» و «قرمساق مُقتدی صدر» و «مالکی» و «نخست وزیرِ قُرمساقشان» و همهٔ اوباشانِ «حشد الشّعبی» نیز هست. که ما؛ «نَه میبخشیم و نَه فراموش میکنیم».
از خودتان آموخته ایم که «نیروهایِ خودسَر» نیز میتوانند وجود داشته باشند و با نامهایِ گوناگون انتقام گرفته و هیچکس نیز هیچ عملیّاتی را به عُهده نگیرد. این نیروهایِ خودسَرِ ایرانی میتوانند در آینده «روسپی خانهٔ کربلا» و «روسپی خانهٔ نجف» و هر آنچه دارید را بر سَرِ تان آوار کنند.
به یا داشته باشید که:
( اِمروز فقط «یک روز» است.... امّا «فرداها بسیارند».)
۱- در روزهایِ «انتقامِ ملّی»؛ همهٔ «اصلاح طلبانِ خائن» در هر گروهی و یا حزبی و مقامی که باشند؛ باید «حذف شوند.»
پاسخ دادنحذف۲- اعضا و هوادارانِ «نهضت آزادی» را شناسایی کنید. زیرا باید «حذف شوند».
۳- همهٔ اعضایِ مستراحِ «جامعةالمصطفی» را شناسایی کنید. زیرا باید «حذف شوند».
۴- همهٔ اعضا و هوادارانِ «هیئتهایِ موئتلفه» را شناسایی کنید. زیرا باید «حذف شوند».
۵- همهٔ اعضای بازنشستهٔ سپاه و وزارتِ اطّلاعات و هر دستگاهِ اطّلاعاتی و امنیّتیِ سابق را شناسایی کنید. زیرا باید حذف شوند.
۶- همهٔ فرماندهانِ اَرشدِ اَرتش و افسرانِ اطّلاعاتی ارتش و افسرانِ میان پایه و یا درجه دارِ ارتش که سرسپرده هایِ «دیّوسِ فرزانه» هستند را شناسایی کنید. زیرا باید حذف شوند.
۷- مردمِ کُردستان؛ در ماههایِ آینده وظیفهٔ خطیری دارند و نباید بگذارند که این جنایتکاران از ایران خارج شوند.
آنهایی نیز که توانسته باشند فرار کنند؛ با فشارهایِ سنگینِ سیاسیِ سنگین؛ استرداد خواهند و به سزایِ اعمالشان خواهند رسید.
من یك سوال دربارەی تحولات سوریە و مرزعراق باسوریە فرستادم جواب ندادی شاید فكر میكنی من دارم بحث را بە بیراهە می كشانم ولی باور كن اینجوری نیست والان توی سوریە و كردستان عراق اتفاقهای دارە می افتە كە خیلیها فكر میكنن بی ربط بە ایران و حشد عراق نیست و دامنەی این اتفاقات بە زودی وارد ایران میشە نمی دونم خبر داری یا نە كە امریكا دست از حمایت كوردهای سوریە برداشت و اعلام كرد وظیفەی انها كە مبارزە باداعش بود بە پایان رسیدە و باید وارد سیستم جدید حكومت سوریە شوند این كاركوردها را عصبانی كردە وعراق بعد از اینكە دولت سوریە مناطق قبلی رو از كوردها پس گرفت نیروی زیادی بە مرزش ارسال كردە و مقتداصدر هم بیانیە دادە همە بسیج شوند ایااین كاسەیی زیر نیم كاسە برای ایران نیست؟
پاسخ دادنحذفهَم «کاسه ای زیرِ نیم کاسه»هست و هَم نیست. بستگی دارد که در کجا ایستاده اید؟ اینکه «کُردهایِ سوریه» نقشِ بسیار مهمّی در رابطه با شکست دادنِ «داعش» و همچنین مَهارِ نقشِ «خَردوغان» در سوریه را داشتند؛ هیچکس فراموش نمی کند. امّا همین ترامپ در دورِ نخستِ حکومَتَش؛ زمانی که تحتِ تأثیرِ شدیدِ «تاکر کارلسون» بود و میخواست از سوریه خارج شود؛ گفت:«کُردهایِ سوریه؛ آنچنان که فکر میکنید؛ فرشته هم نیستند». این گفتهٔ ترامپ حتماً می بایست که در ذِهنِ رهبرانِ کُردهایِ سوریه تأثیر گذاشته باشد و اگر نگذاشته باشد؛ باید احمق باشند. اگر بخواهید مسئله را «فلسفی»(جهان شمول بازی) بکنید شاید به اندازهٔ «اِپسیلون» نظرِ شما درست باشد و آن هم فقط در حدّ «اِپسیلون». امّا مسائلِ سیاسی همیشه طبیعتی «مَقطعی» دارند. زیرا عواملِ بسیاری در «ناپایداریِ سیاستها» نقش دارند. لذا در مجموع باید بگویم که: از نظرِ من : «این کاسه و نیم کاسه؛ در شرایط کنونی؛ مربوط به ایران نیست.»
حذفآن کاسه و نیم کاسه ای که مربوط به ایران است؛ دولتِ «شیاف سودانی» (درست خواندید «شیاف سودانی»)؛ «دیّوس سیستانی»؛ «قرمساق مقتدی صدر» و اوباشانِ «حشدالشّعبی» در جغرافیایِ عراق و «خردوغان» در جغرافیایِ «ترکیهٔ عُثمانی» هستند.
من(کژدم) در کامنتهایِ پیشین اشاره کردم که حملهٔ آمریکا و «حتماً اسرائیل» یک «سورپرایز» خواهد بود؛ و گفتم که نمیخواهم نقشِ «مشاورِ مجّانی» را برایِ حاکمیّتِ «تشیّعِ شنیعه» بازی کنم.
امّا «وال استریت ژورنال»؛ در نوشتارِ تحلیلیِ اخیرِ خود؛ بخشی از نمایشِ «سورپرایز» را به رویِ پرده آورد.
«اوباشانِ حشدالشّعبی» بخشی از اهدافِ مهمّ در «گُسترهٔ حملاتِ اسرائیل و آمریکا» خواهند بود.
اگر به سخنانِ «دیّوس علی افشاری» در گذشته ای نه چندان دور؛ نگاهی بیندازید؛ که «آرزویِ خود» را به صورتِ «تحلیل» و «ارائهٔ راهکار به اوباشانِ شیعه مسلک» ارائه داده بود وَ آن اینکه: به بخشی از اهدافِ اوباشانِ سپاه اشاره کرده بود که «اینها میتوانند به عراق فرار کنند و با کمکِ اوباشانِ عراقی؛ حملاتِ چریکی و ایذایی بر علیهِ حکومتِ نوینِ ایران را سازماندهی کنند.»
لذا در حملهٔ احتمالیِ آینده؛ اوباشانِ شیعهٔ عراقی نیز به شدّت ضربه خواهند خورد. زیرا ضربه خوردنِ آنها برایِ آیندهٔ خاورمیانه یک «ضرورَت» است.
اگر حملهٔ نظامی از سویِ آمریکا و اسرائیل انجام شود؛ وظیفهٔ مردم ایران در «مرحلهٔ نخست» «تسخیرِ خیابانها» نیست. بلکه باید «تسخیرِ پُشت بامها» و پرتابِ «نارنجک های دست ساز» و یا هر وسیلهٔ دیگری بر رویِ گروههایِ پراکندهٔ اوباشان رژیم در خیابانها و بدست آوردنِ «تسلیحات» است.
پاسخ دادنحذفاینبار دیگر از «شعار دادن» و به طورِ احمقانه ای «نشستن در وسط خیابان»؛ خبری نباید باشد.
جوانانِ هر محلّه ای باید در چند گروهِ سازمانیافتهٔ «محلّه ای» قرار گیرند:
۱- گروه هایی که «پشتِ بامها» را تسخیر کرده اند.
۲- گروه هایی که در طبقاتِ پایین به کَمین نشسته اند و آمادهٔ خروج از ساختمانها هستند تا از ساختمان خارج شده و به جمع آوری تسلیحات بپردازند.
۳- گروه هایِ دفاعی که از ورودِ اوباشانِ رژیم به ساختمانها جلوگیری میکنند و حدّ اقل باید مسلّح به سلاحهایِ سَرد باشند.
۴- گروه هایی که نقشِ «ارتباطات» را به عهده دارند. چه ارتباط میانِ «پشتِ بام با نیروهایِ کمین» و چه «ارتباط میانِ محلّه ها» پس از مسلّح شدن.
تسخیرِ خیابانها؛ باید پس از به دست آوردنِ تسلیحاتِ کافی انجام گیرد و حتماً از مسیرِ نبردهایِ «محلّه به محلّه» خواهد گذشت.
اگر نیروهایِ آمریکا و اسرائیل بتوانند اوباشانِ پَخش شده در کوچه ها و خیابانها را تار و مار کنند؛ تسخیرِ خیابانها و حرکت به سویِ «تسخیرِ مراکزِ حکومتی» بسیار آسانتر خواهد شد.
هرگونه ترحّم به نیروهایِ رژیم؛ باعث خواهد شد که نیروهای بیشتری از مردم؛ کُشته و زخمی شوند.
بادرود و سپاس. کژدم گرامی یکی از وسایلی که مادرجنده های سپاه استفاده کردند پهپادهای شناسایی بود و باید به مبارزان وگروههایی که بویژه پشت بامها را تسخیر میکنند هشدار داد ازاین وسیله غافل نباشند و فکر کنند چگونه میتوان با آن مبارزه کرد.هرکسی در این مورد اطلاعی دارد بهر وسیله که میتواد این مشاوره را به این عزیزترن فرزندان ایران برساند تا حداقل لطمات به ما وارد شود. سپاس فراون از شما.
پاسخ دادنحذفدرود بر شما
حذفمتأسّفانه در شرایط کنونی؛ نمیتوان کاری در این رابطه انجام داد. برایِ مقابله با «پهپادها» نیاز به سیستمِ «Jamming» است و فکر نمیکنم که کسی در درونِ میهن دارایِ این سیستم باشد. شاید نیروهایِ اسرائیل که در ایران مستقرّ هستند چنین سیستمهایی داشته باشند. امّا استفاده از این سیستمها برایِ این نیروها نیز دارایِ «ریسک» است. در شرایط کنونی؛ فقط آمریکا و اسرائیل میتوانند پهپادها را از کار بیندازند.
بسیاری از جانباختگان توسّط نفوذیهایِ رژیم در میانِ تظاهرات؛ هدف قرار گرفته اند. این امر نشان میدهد که «عراقی و یا افغانی»نبوده اند و در میانِ تظاهرات کنندگان؛ شاید بلندتر از همه شعار می داده اند.
بزرگنماییِ نَقشِ پهپادها از طرفِ برخی احمقها و یا خائنین؛ به عنوانِ «عاملِ اصلیِ کشتار» نوعی «فرافکنی است» و یا «دروغگوییِ عمدی» است. زیرا هیچ یک از مدّعیانِ «اپوزیسیون» نمیخواهند «شکست» را به گردن بگیرند؛ و میگویند که همه چیز تقصیرِ رژیم است.
در اسرائیل پس از فاجعهٔ ۷ اُکتبر؛ تقریباً همهٔ فرماندهان و دست اندر کارانِ نظامی و امنیّتی اسرائیل؛ به نوعی اعتراف به «اشتباهاتِ خود» کردند.
من در شرایط کنونی نمیخواهم «بازیِ آسیب شناسی» راه بیندازم. فقط به برخی مسائل که میتوانست از آنها جلوگیری شود؛ اشاره ای گذرا کردم.
راستش را بخواهید من(کژدم) به شدّت ناراحت و به شدّت خشمگین هستم.
همین الآن؛ باز هم عدّه ای بر یک خبر که معلوم نیست چقدر درست و یا نادرست است و گسترهٔ آن چقدر است؟ آیا خبر است و یا نوعی پروپاگاندا است؟؟!! بال و پَر میدهند و آن اینکه: «شواهدی دیده می شود که چند صد بسیجی و سپاهی؛ از رژیم جدا شده اند.»
من(کژدم) میگویم که حتّی در صورتِ دُرُستیِ خبر؛ این بی شرفها از رژیم جدا نشده اند و همان عقاید کثیفِ خود را دارند. امّا بر اساسِ یک اصلِ نظامی عمل میکنند:
«اگر زمانی؛ هیچ سنگری برایِ حفظِ جانَت باقی نماند؛ بهترین سنگرِ اَمن نیروهایِ دشمن هستند. لذا در میانِ نیروهایِ دشمن مَخفی شو.» (در نوشتارهایِ «هنرِ جنگیدن»؛ به این اصل و کاربُردِ آن اشاره کرده ام).
تنها به کسانی که جدا می شوند و به همراهِ خود«سَرِ بُریدهٔ همقطارانشان را می آورند» اطمینان کنید. بقیّه همه حرف و حدیث و کُس شعر است.
امروز ۱۴ روزِ دیگر برایِ آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» زمان مانده است.
پاسخ دادنحذف«مجید محمّدی»(استاد بلاهت)؛ می فرمایند که مردم به میلیونها قبضه اسلحه که در جریانِ «خیانتِ ملّی ۵۷» از پادگانها و مراکز انتظامی بدست آورده بودند؛ همچنان دسترسی دارند. ایشان گویا هیچ اطّلاعی از تغییرِ بافتِ شهری و ساختمان سازی در ۴۷ سالِ گذشته ندارند.
پاسخ دادنحذفبسیاری از آن سلاحها در همان چند سالِ نخست جمع آوری شدند و سلاحهایی که در مناطق شهری توسّط مردم در زیرِ خاک پنهان شده بودند؛ پوسیده اند و یا در اثر ساختمان سازیهایِ گسترده؛ نابود شده اند. حتّی سلاحهایی که به مدّت ۵ سال در زیرِ خاک دفن شده بودند؛ پوسیده و یا به شدّت زنگ زده بودند. تنها سلاحهایی که احتمالاً در دست مردم مانده اند؛ در مناطق روستایی و عشایری است و نَه کلان شهرها.
لذا در فراخوانِ «فتحِ تهران»؛ مردم باید نخست به فکرِ مسلّح شدن باشند. در این رابطه «سربازانِ وظیفه» میتوانند کمکهای مؤثری بکنند.
برایِ «فتح تهران» نیز همهٔ شهرهایِ کوچک و بزرگ نباید ساکت بنشینند. زیرا در این صورت؛ تهران فتح نخواهد شد.
اگر «خیزشِ بَعدی» نیز مانندِ خیزشهایِ پیشین؛ به صورتِ «گَلّه ای» و «سوت و کَف زدن» و «دور آتش رقصیدن» و نشستن در کَفِ خیابانها باشد؛ حتّی نمیتوان یک کوچه را فتح کرد؛ چه رسد به فتحِ یک شهرِ کوچک. لذا «فتحِ تهران» به همان اندازه مُیسّر خواهد بود که «کاشتنِ هندوانه در قُلّهٔ اِوِرست» مُیسّر است.
آقایِ «آرش اعلایی» نیز در گفتارِ اخیر خود به ترجمهٔ ویدیویی پرداختند که ارزشِ آن برایِ «انقلاب» در حدّ «دَمبِل زدن برایِ سرنگونی رژیم» بود.
من(کژدم) واقعاً نمیتوانم بفهمم که چرا مردم برایِ دیدن و شنیدنِ این مزخرفات؛ نه تنها وقت میگذارند؟؟؟!!!! بلکه تلاش میکنند که به صورتِ «پخشِ زنده» به این مزخرفات «زُل» بزنند؟؟
اگر کسی میتواند بفهمد؛ لطفاً به من کمک کند تا از این «نَفَهمی» بیرون بیایم.
توصیهٔ بسیار اَکیدِ من(کژدم) این است که «بانوان» و «کودکان» را در «نبردِ آخر» به مِیدان نیاورید. زیرا بسیار خشونت آمیز و خونین خواهد بود.
پاسخ دادنحذفاگر واقعاً مخالِفِ «کودَک سربازی» هستید؛ «کودکان را به مِیدان نیاورید».
در صورتِ شرکتِ «بانوان» در «نبردِ آخر»؛ رژیم میتواند به طورِ عمدی حمله هایِ سنگینی انجام داده و «مَردان» را به سوی دفاع از «کودکان و بانوان» بکشانَد و نیروهایِ قوی تر از نظرِ فیزیکی را به «هَرز» بِبَرَد.
مسئله؛ اساساً «تعداد» نیست؛ بلکه «نیروهایِ جنگاورِ سازمانیافته» است؛ هرچند کوچکتر. دشمن همیشه به «حلقه هایِ ضعیف»حمله می کُند. داشتنِ «حلقه هایِ ضعیف»؛ «افتخار نیست» بلکه «ریگِ داخلِ کُفش» است.
«بانوان» میتوانند در بخشهایِ دیگری فعّال باشند؛ امّا در «میدانِ اصلیِ نبرد»؛ هرگز.
سپاس از توضیح. شما هر گونه بحثی یا کامنتی را انحرافی تشخیص میدهید بدون تعارف پخش نکنید و امیدوارم خوانندگان از این موضوع دلگیر نشوند زیرا برای مردم ایران داو بسیار بزرگتری در میانه میدان است که بخواهیم با بحثهای انحرافی آن را ببازیم. پیروزباشید.
پاسخ دادنحذفکژدم گرامی درود،
پاسخ دادنحذف۱. به دلیل پهپادها و ضبط انقلابیون، همانطور که نوشتید، میتوان با تفنگ پینتبال و با استفاده از فشنگهای رنگی از پشت بام به آنها شلیک کرد، به این ترتیب لنزها را با رنگ پوشاند و از ضبط آنها جلوگیری کرد (به شرطی که تفنگهای پینتبال در دسترس باشند).
۲. به دلیل آخرین مبارزه آزادیبخش علیه این باند حرامزاده شیعه، میتوان مانند آنها (حداقل در ابتدا تا زمانی که سلاح واقعی نداشته باشید)، با تفنگ بادی به چشمان آنها شلیک کرد و بدین ترتیب (همانطور که خودشان با دیگران میکنند) آنها را کور و ناتوان کرد و احتمالاً سپس سلاحهای آنها را گرفت.
البته، شما قبلاً همه چیز دیگر را بیش از پیش نوشتهاید. من فقط یک چیز را تکرار میکنم: بهترین دفاع حمله است! نباید مانند گذشته به تظاهرات رفت و چراغ تلفن همراه خود را روشن کرد. آنجا کنسرت موسیقی نیست، مردم آنجا هدف قرار میگیرند و قتل عام میشوند.
با آرزوی موفقیت
درود بر شما
حذفبا تفنگهای بادی و «پینت بال» نمیتوان پهپاد را سرنگون کرد. برایِ اینکه «اهدافِ متحرّک» هستند. در رابطه با شیوهٔ ساقط کردنِ «هلیکوپتر»ها؛ در یکی از نوشتارهای (نَه چندان قدیمی) به صورتِ تصویری توضیحاتی داده ام و شلّیکها باید به صورتِ گروهی و ایجادِ نوعی از «چترِ پُر از گلوله ها» انجام میگیرد که میتوانید به آن نوشتار مراجعه کنید.
پیشنهادِ شما را نمیتوان گفت که «ممکن نیست» بلکه میتوان گفت که به هَدَر دادنِ نیرو و زمان برایِ نتیجهٔ «کاملاً صفر» و «آب در هاوَن کوفتن» است.
امّا استفاده از تفنگهایِ بادی و پینت بال؛ برایِ کور کردنِ دوربینهایِ ثابت مؤثر هستند.
این جُنبِشِ ملّی کنونی؛ برای سرنگونیِ رژیمِ «تشیّع شنیعه» پیروز خواهد شد و باید از مرزِ «سرنگونیِ سیاسی» بسیار فراتر رفته و به «ریشه کَنی مالاریا» بینجامد. تمامیِ احزابِ سُنّتی (فُسیلها) از قبیلِ «پان ایرانیستها»؛ «جبههٔ ملّی» ؛ «نهضت آزادی»؛ «مجاهدین خلق»؛ «احزابِ فُسیلِ کُردستان»؛ «هیئتهای مؤتلفه»؛ «حجّتیّه» و هر آنچه که بتواند و یا بخواهد با «شامورتی بازیهایِ کلامی» خواسته هایِ واقعی مردم را به «خواسته هایِ احزابِ فُسیلی» تبدیل کند را باید در «کانتکستِ مالاریا» دید.
حذفاینکه برخی میگویند: «تا آخوند کَفن نشود؛ این وَطن؛ وَطن نشود»؛ شعاری انحرافی است.
شعارِ درست این است : «تا اسلام کَفن نشود؛ این وطن؛ وطن نشود» و در موازاتِ آن باید این شعار در ذهنها تثبیت شود:
«تا گُذشتهٔ ۱۴۰۰ ساله؛ کَفن نشود؛ این وَطن؛ وَطن نشود».
تنها با اینگونه و چنین ذِهنیّتی میتوان به «ملاقاتِ آینده رفت».
(نوشتارهایِ «چگونه ایرانی میخواهید بسازید؟» را بخوانید).
البتّه اکنون به خاطرِ شرایطی که در آن قرار داریم؛ این نوشتارها را متوقّف کرده ام و در آینده ادامه خواهم داد. زیرا حرف و حدیث؛ بسیار زیاد است.
اگر به نوشتارِ پیشین توجّه کنید؛ یکی از دلایلِ « «کشتارِ دسته جمعی» اخیر مردم توسّط حکومتِ «تشیّع شنیعه» را؛ زمینه سازی برایِ حمله به «شاهزاده رضا پهلوی» بوده است. اکنون می بینید که «پرستو فرهر روسپی» و BBC در حالِ اجرایِ این پروژه هستند.
پاسخ دادنحذفاین فقط «پرستو فروهر» نیست که «روسپی» است. پِدر و مادَرَش نیز روسپی هایی بودند که توسّط «روسپی خانه دار» تکّه تکّه شدند.
این روسپی (پرستو فروهر)؛ اوباشانِ سپاهی و بسیجی و اطّلاعاتی و اوباشانِ عراقی و لُبنانی و افغانی را «هم وطن» مینامد.
به اَشکهایِ تمساحِ این «روسپیِ روسپی ها زاده» با پیامهایِ مستقیم پاسخ دهید. تا این «پروژه» که «رهبریِ جُنبش» (شاهزاده رضا پهلوی) را هدف قرار داده است را؛ در نطفه خفه کنید.
اگر در خبرها میخوانید و یا میشنوید که از آوردنِ تانک و هلیکوپترهایِ آپاچی سُخن گفته می شود؛ معنیِ آن این است که مادرِ «حشد الشّعبی» را به حراج خواهند گذاشت و این حملهٔ گسترده؛ فقط به ایران خلاصه نخواهد شد.
پاسخ دادنحذفزیرا ترامپ را قانع کرده اند که تغییرِ رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران؛ «تَنها دست آوردِ بسیار بزرگِ او خواهد بود.» که نه تنها «خاورمیانه» را تغییر خواهد داد؛ بلکه امواجِ آن به «آفریقا» نیز خواهد رسید.(ماجرایِ ونزوئلا در حدّ یک شوخی بود که توسّط ترامپ بزرگنمایی شد).
در شرایط کنونی؛ مردم ایران باید از خریدِ خانه ها و اموالِ منقول مانندِ اتوموبیل و قالی و ... به شدّت خود داری کنند. زیرا کسانی که میخواهند این اموال را بفروشند؛ «ریگی به کفش دارند» و میخواهند طلا ارز از ایران خارج کنند. همهٔ کسانی که اعضای نیروهایِ سرکوبِ رژیم و دارو دسته هایِ «هِیئتی»؛ اعضایِ احزابِ دروغینِ شیعه در هر پُست و مقامی؛ پس از انقلاب توقیف خواهد شد. تا به جنایاتی که مرتکب شده اند رسیدگی شده و اموالشان «ملّی» اعلام شده و به حراج گذاشته خواهد شد.
پاسخ دادنحذفشهروندیِ همهٔ «انگلهایِ عمّامه سیاه و عمّامه سفید» و همهٔ اوباشانِ رژیم چه در درونِ میهن و آنهایی که در خارج از ایران به خیانت مشغولند؛ لغو خواهد شد.
آنهایی که فکر میکنند؛ این اموال را به قیمتِ ارزان خریده اند؛ در آینده پشیمان خواهند گردید و چه بسا به اتّهامِ «همکاری برایِ خروجِ ارز و طلا و پولشویی» محاکمه شوند.
ایرانیانِ برون از میهن؛ باید همهٔ اوباشانِ صادراتیِ رژیمِ شیعی را که در «مستراح-مسجدها» و «مستراح-حسینیّه ها» سازماندهی شده اند را با عکس برداری و پیدا نمودنِ نامِ آنها در فایلهای تصویری؛ به همراهِ اطّلاعاتی (DATA) که کسب میکنند؛ ثبت کرده و «اصلِ فایل» را نگاه داشته و یک «کُپی» آنرا به سفارتخانه هایِ «حکومتِ نوین» تحویل بدهند.
کژدم
در روزهایِ اخیر از اینکه «راجر واترز» رهبرِ سابق گروه موسیقی «Pink Floyd» از اوباشانِ «اسلامگرا» حمایت کرده است؛ از او انتقاد میکنند.
پاسخ دادنحذف«راجر واترز» با اینکه خود را یک «سوسیالیست» معرّفی می کند؛ امّا در جریانِ فرو ریختنِ «دیوار برلین» و اجرایِ ترانهٔ مشهورِ «The Wall» نشان داد که یک «سوسیالیستِ رنگین کمانی» است و بیشتر در جرگهٔ «هیپی ها»(Hippie) کلاسه بندی میشود. دار و دستهٔ «هیپی ها» و «راجر واترز» به شدّت تحتِ تأثیرِ مزخرفاتِ «آلبر کامو» بودند. کارشان؛ «ویران کردنِ گذشتهٔ فرهنگی»؛ بدونِ معرّفی یک «آلترناتیوِ نوین» بود. برخلافِ «فردریک ویلهلم نیچه» که فرهنگِ کُهن را نقد کرده و آلترناتیوِ نوینی را معرّفی می نمود.
«فرزندان و نوادگانِ فرهنگیِ راجر واترز و هیپی ها» در دنیایی کنونی همان هایی هستند که من(کژدم)؛ آنها را «سوسیالیستهایِ رنگین کمانی» می نامم. موسیقی «رَپ» و «هیپ هاپ» نیز مربوط به همین «رنگین کمان» است.
اکنون «راجر واترز»؛ آن تأثیرِ گذشته را ندارد. زیرا زمانی که «بی فرهنگی» را ترویج می نمود؛ تأثیر گذار بود. امّا اکنون؛ «فرزندانِ فرهنگی اَش»؛ او را «دایناسور» میدانند و او را در «موزهٔ بی فرهنگیِ خود» نگهداری میکنند.
لذا این موجود را زیاد «بولد»(Bold) نکنید؛ زیرا تقریباً یک «مُرده» به حساب می آید. در ۱۶ سالگی به ترانه های ایشان علاقه داشتم. زیرا «تولیدِ پُرسش» می نمودند. امّا بعدها فهمیدم که فقط برای «تَلنگُر» زدن به درد میخوردند و پاسخی(آلترناتیو) برایِ پرسشهایی که میکردند؛ نداشتند. همهٔ رنگین کمانیها؛ «The Lost Souls» هستند و در دنیایِ «Limbo» به سَر میبرند.
به جای این «روشنفکر بازیهایِ احمقانه» و بازی کردن با «راجر واترز» و امثالهم؛ کارهای بسیار بزرگتری دارید که میتوانند در «جنبشِ ملّی سرنگونیِ رژیمِ شیعی» بسیار تأثیر گذار باشند.
امروز ۱۳ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفامروز ۱۲ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» مانده است.
پاسخ دادنحذفشاید بپرسید که این «نقطهٔ عطفِ طلایی» چیست؟
پاسخ دادنحذفاینکه مردم ایران بالاخره «کانونِ رهبری در گُسترهٔ ملّی» برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی را برگزیدند و اکنون «شاهزاده رضا پهلوی»؛ تنها کانونی است که موجود است. یک نقطهٔ عطفِ مهمّ بود و من نمیتوانم این نقطهٔ عطف را نادیده بگیرم. زیرا «نادیده انگاشتن» در شرایط کنونی؛ فقط و فقط «خیانت»است و نامِ دیگری بر آن نمیتوان نهاد.
اگر من اشتباه میکنم؛ یک «کانونِ رهبری در گسترهٔ ملّی» از نوعِ دیگری را معرّفی کنید که حتّی بتواند هزار نفر را همراه داشته باشد.
آنهایی نیز که «زِقّ و وِقّ» (به قولِ خودشان؛ انتقاد) میکنند؛ هیچگونه «سخنی دیگرگونه» برایِ زَدَن ندارند و احمقانه فکر میکنند که «به حاشیه رانده شده اند»؛ در حالی که از طرفِ مردم «برگزیده» نشده اند. «شاهزاده رضا پهلوی»؛ اکنون دیگر یک رهبرِ «خودخوانده» نیست و کار از آن فاز گذشته است. در دنیایِ سیاست؛ در آغاز همهٔ آنهایی که خود را مطرح میکنند؛ «خود خوانده» هستند. امّا پس از گذشتن از فازِ «پذیرشِ مردمی»؛ دیگر نمیتوان «شخصِ برگزیده» را «خود خوانده» نامید. مانندِ «نامزدهایِ مجلس» و یا «نامزدهایِ ریاست جمهوری» در انتخاباتِ دموکراتیک که در آغاز «خود خوانده» هستند؛ و پس از اقبالِ عمومی؛ به «نماینده و یا رئیس جمهور» تبدیل می شوند.
اکنون من در انتظارِ «نقطهٔ عطفِ طلایی» هستم. آن نقطهٔ عطفِ طلایی؛ کمکهایِ نظامی «آمریکا و اسرائیل» از یک طرف و هماهنگیِ مردم با این حملات از طرفِ دیگر است. زیرا ایران در شرایطِ «لیمبوی سیاسی» قرار گرفته است. از یک طرف؛ رژیمِ شیعی نمیتواند حکومت کُند و از طرفِ دیگر مردم به خاطرِ «سازمان نیافتگی»؛ نمیتوانند رژیم را سرنگون کنند.
سرازیر شدنِ اینهمه ادوات و ماشین آلاتِ جنگی به منطقه؛ نشان از تدارکات برایِ جنگی حدّ اقل ۲ ماهه را دارد.
آمریکا و اسرائیل؛ همزمان باید «تدارکاتِ دفاعی» برای روزهایِ نخستِ حملات را نیز داشته باشند. این تدارکاتِ دفاعی فقط به سیستمِ «موشکهایِ تدافعی» مانندِ «پاتروت» و «تاد» و «گنبد آهنین» و امثالهم ختم نمی شود. بلکه شاملِ حملاتی نیز می شود که هدفشان ایجادِ «مسیرِ امن» برای حملاتِ مؤثر نیز می باشد. به عنوانِ مثال اسرائیل و آمریکا باید تواناییِ دریایی رژیمِ شیعی در خلیجِ فارس (قایقهایِ تُند رو و استحکاماتِ جزایرِ ۳ گانه) و هر مانعِ دیگری را نابود کنند و این یک ضرورت است.
آنها باید پایگاههایِ بسیج و سپاه و نیروهایِ سرکوب را بمباران کرده و سیستمِ ارتباطیِ نیروهایِ سرکوبِ رژیم را نابود و مُختلّ کنند. آنها باید خطوطِ مواصلاتیِ نیروهایِ نطامی رژیم را قطع کنند. آنها باید تا جایی که میتوانند؛ انبارهایِ مهمّاتِ نیروهایِ رژیم را بمباران کنند. آنها باید نیروهایِ رژیم را که در خیابانها جولان میکنند را پاکسازی کنند.
کارِ مردم از همین نقطه (پاکسازیِ خیابانها توسّط اسرائیل و آمریکا) آغاز می شود. یعنی اینکه هر خیابان و محلّه ای که تا حدودی پاکسازی می شود؛ مردم باید برایِ جمع آوریِ تسلیحات به خیابانها بیایند و «سنگر بندی» در مرحلهٔ پس از «پاکسازیِ کامل و یا تقریبیِ خیابانها» آغاز میشود. زیرا میتوان «گونی و شِن» آورد و سنگربندی نمود و گام به گام نیروهایِ رژیم را کُشت و پیشرَوی کرد.
اینکه برخی ها از دستگیری نیروهایِ جنایتکار و محاکمه در دادگاههایِ عادلانه سخن میگویند؛ کاملاً مزخرفات است. زیرا کسانی که به صورتِ مسلّحانه برایِ کشتارِ مردم آمده اند؛ مانندِ سربازانِ دشمن هستند و باید حذف شوند و گرنه اگر دستگیر شوند؛ به نقطهٔ حملهٔ احزابِ کشورهایِ اروپایی و آمریکا؛ برایِ تحتِ فشار گذاشتنِ حاکمیّتِ دوران گذار تبدیل خواهند شد. یعنی اینکه مردمِ ایران باید این جنایتکاران را در «پَرِ قو» بخوابانند و سازمانهایِ «حقوقِ بشری» نیز بیایند و گزارش بدهند که با این جنایتکاران بد رفتاری نشده است و بقیّهٔ داستان را میتوانید به سادگی بفهمید.
نیروهایِ سرکوبِ رژیم به شدّت تفهیم شده اند که مهمّ نیست که چند نفر را کُشته اند؛ زیرا همهٔ شان را مردم تکّه پاره خواهند کرد؛ لذا دستور دارند که تا جایی که میتوانند؛ مردم را بکشند.
مردم نباید به اینکه عدّه ای پس از کُشتار خود را تسلیم کرده و خود را به «موش مُردگی» بزنند؛ توجّه کنند.
این جنگی است که قرار است «ایران را از اسلام و شیعه گری» پس بگیرید ؛ و فقط نبردی برایِ «تغییرِ حاکمیّتِ سیاسی» نیست. بلکه «جنگِ تمدّنی» است.
امروز ۱۱ روزِ دیگر به «نقطهٔ عطفِ طلایی» مانده است.
پاسخ دادنحذفگفته می شود که رژیمِ شیعی به تاکتیکهایِ «اوباشان حماس» و «اوباشانِ لبنانی» پناه آورده است و میخواهد نیروهایِ خود را برای دَر اَمان ماندن از بمبارانها؛ در دبستانها و دبیرستانها و چه بسا در بیمارستانها اِستتار کُند.
وظیفهٔ هر ایرانی این است که به هر شیوهٔ ممکن؛ اطّلاع رسانی کنند تا مردم از همین امروز؛ کودکان و نوجوانانشان را به مدارس نفرستند.
مدارس و دبیرستانها؛ تا سرنگونیِ رژیمِ شیعی باید تعطیل شوند.
مطالبی که در یوتیوب و یا جاهایِ دیگر میخوانید و یا می شنوید؛ بر چند دسته اند:
پاسخ دادنحذف۱- نشخوارِ حرفهایِ یک و حتّی چند ماهِ پیش و در بهترین حالت؛ نشخوارِ سخنانِ چند هفتهٔ پیش که با آب و تاب تکرار می شوند.
۲- مطالبی که میخواهند رژیمِ شیعی را «سفید شویی» کرده و به بقایِ رژیمِ کثیفِ شیعی یاری برسانند.
۳- مطالبی که میخواهند «شاهزاده رضا پهلوی» را بکوبند. البتّه اگر «آلترناتیو»ی دیگر برایِ سرنگونیِ رژیم شیعی دارند (که هرگز نداشته و اینَک نیز ندارند) را معرّفی کنند؛ شاید مردم نیم نگاهی به آنها بیندازند. این دار و دسته ها کارشان فقط اجرایِ نشستها و مصاحبه هایِ مزخرف و انتشارِ آن در یوتیوب و سایرِ محافل است (محفل با «گروهِ مبارز» فرق دارد) که «مبارزه» و «رهبریِ مبارزه» و «حاکمیّتِ دموکراتیک» را در کتابها جستجو میکنند.
امّا آنچه که نمی بینید؛ «خودِ شماها» هستید؛ که نه به عنوانِ «مبارز»؛ بلکه به عنوانِ «شنوندهٔ قصّه و داستان» به این مزخرفات مراجعه میکنید.
شما میدانید که با این «قصّه گفتن ها»؛ رژیمِ شیعی سرنگون نمی شود. شما اینرا نیز میدانید که با کُشتنِ «دیّوس فرزانه»؛ حکومت سرنگون نمی شود.
شما در همهٔ تحلیلهایِ نظامی میخوانید و یا می شنوید که: «سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ راهِ حلّ نظامی دارد و اگر آمریکا و یا اسرائیل بخواهند به دستِ خود اینکار را انجام دهند؛ باید از نیرویِ زمینی استفاده کنند که هرگز نخواهند کرد. هرچند شاید برایِ یک عملیّاتِ ویژه از یک نیرویِ ویژه؛ استفادهٔ کوتاه مدّتی انجام دهند.»
لذا شما میدانید که سرنگونیِ رژیمِ شیعی در نهایت؛ پس از ورودِ نظامیِ آمریکا و اسرائیل؛ نیاز به «نیرویِ زمینی» دارد.
و این «نیرویِ زمینی» شماها هستید.
لذا به جایِ گوش دادن و یا خواندنِ این مزخرفات؛ رویِ این مسئله فکر کنید و طرح بدهید که چگونه میتوانید یک نیرویِ زمینیِ کارآمد باشید؟
برای اینکار باید یک قسمت حتی کوچک از خاک ایران تحت تسلط امریکا یا اسراییل قرار بگیرد حتی شده در حد منطقه پرواز ممنوع و از ان منطقه حمایت لجستیکی و تسلیحاتی و اموزش نظامی ایرانی ها صورت بگیرد و در داخل خاک ایران بصورت گروههای چریکی پخش شوند این اولین کاری هست که باید صورت بگیره و به نظر بهاران گزینع از سمت استادان های مرزی سمپات غرب ایران هست
پاسخ دادنحذفمتأسفانه شما در دورهٔ «جنگ جهانی دوّم» و شاید نیز در دورانِ «مائو تسه دون» (ارتش خلق) یخ زده اید.
حذفدورانِ پارتیزان بازی خیلی وقت است که تمام شده است. حتّی دورهٔ ایجادِ «منطقهٔ سبز» نیز تمام شده است.
آمریکا و اسرائیل؛ خواهانِ «نتیجهٔ ملموس و سریع» هستند. و نَه «راهپیمایی طولانی مدّت ارتش خلق».
لطفاً سَرتان را از لایِ کتابها بیرون بکشید. به کوچه ها و خیابانها و پُشت بامها نگاهی بیندازید. نیروهایِ رژیمِ شیعی در «محاصرهٔ مردم» هستند.
از این «محاصره» استفاده کنید.
قصّه ها را فراموش کنید.
گویا آقایِ «علی حسین قاضی زاده»؛ پِستانهای «تحلیلِ واقعیّتهایِ میدانیِ رَزمی شان» خُشک شده است و اکنون «پستانهایِ پُر شیرِ حرّافی» خود را به سَمتِ «بیشرفهایِ موسوم به اصلاح طلب» گرفته است و از آنها میخواهد که «تو را خدا؛ تو را به ابیلفض؛ تا دیر نشده است به مردم بپیوندید».
پاسخ دادنحذف«مراد ویسی» نیز نامِ اوباشانی که کُشته خواهند شد را ردیف میکند تا بگوید که «خیلی نظامی است».
آن دَلقکِ «اُتاق جنگ» (حسین آقایی) نیز از نامهایِ قلمبه سُلُمبه که در کتابها و نشریّات خوانده است استفاده می کُند تا «عملیّاتِ احتمالیِ آمریکا و اسرائیل» علیه رژیمِ شیعی را توضیح دهد. امّا دریغ از یک «راهنماییِ مِیدانی به مردمِ ایران».
در بخشِ نظرات؛ اخیراً گفته بودم که رژیمِ شیعی؛ نیروهایش را در خیابانها و محلّه ها پراکنده کرده است تا با بمبارانِ مراکزِ رسمیِ تجمّع آنها؛ نیروهایش کُشته نشوند.
مردم اکنون نمیتوانند در خیابانها «وِلگردی» کنند؛ «رقص و پایکوبی» کنند و همهٔ امکاناتِ اینگونه «قِرتی بازیها» از آنها گرفته شده است و نتیجه اَش را نیز دیدند.
اگر «دشمن در خیابان است»؛ مردم باید «ارتفاعات»(پُشت بامها و طبقه هایِ بالایِ ساختمانها) را تسخیر کرده و در همین ساعات و دقیقه ها به «ابزار سازی» بپردازند تا برایِ «نبردِ نهایی» آماده باشند.
باز هم در بخشِ نظراتِ این نوشتار و یا یکی از نوشتارهایِ پیشین گفته ام که: «این مردمِ ایران هستند که باید خود را با حملاتِ آمریکا و اسرائیل هماهنگ کنند. و نباید از اسرائیل و آمریکا انتظار داشت که خودشان را با قِرتی بازیها هماهنگ کنند».
امروز نیز گفتم که: «اسرائیل و بویژه آمریکا؛ خواهانِ نتایجِ سریع هستند.» یعنی اینکه مردم ایران باید خود را برایِ پایان دادن عُمرِ رژیم در اَسرعِ وقت آماده سازند.
اگر مردمِ ایران نتوانند به هر دلیلی؛ رژیم را در کوتاه مدّت سرنگون کنند؛ دیگر نمیتوانند از اسرائیل و آمریکا طلبکار باشند و بگویند: «تورا خدا؛ حالا که تا اینجا آمده اید؛ بقیّه اَش را نیز خودتان تمام کنید.»
گوشهایِ کَرِتان را باز کنید و بشنوید.
امروز ۱۰ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفآنهایی که باید «مهندسینِ ذهنی مردم» برای آماده کردن مردم برای سرنگونیِ رژیم باشند؛ کارهایِ عجیب و غریبی انجام میدهند.
«مجید محمّدی» (استادِ بلاهت) تبدیل به «شاملو» شده و به مرثیه خوانی روی آورده است (آخرین ویدیو با عنوانِ: «نبضِ خوش آهنگِ زندگی در خاکسترِ غَم»)
آقای «آرش اعلایی» نیز پس از تجویزِ «دَمبل زدن» برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ اکنون تبدیل به «اینفلوئنسِر» شده و پس از قصّه گویی؛ به معرّفی «کانالهایِ یوتیوبی» متعلّق به «کُهنه سربازانِ آمریکا» می پردازد و سخنانِ کسانی را ترجمه می کند که اکنون در «هیچ جایی» از کانونهایِ «تصمیم گیری»؛ حتّی در حدّ یک «سرباز» جایگاهی ندارند و هیچ مقامی با آنها مشورت نمی کند و هیچ اطّلاعاتی در اختیارشان قرار نمی دهد. آقایِ «آرش اعلایی» مرا به یاد «امیر عبّاس فخرآور» می اندازد که در دورِ نخستِ دولتِ ترامپ؛ به «مترجمِ فاکس نیوز» تبدیل شده بود.
هیچ یک از این افراد در موردِ باهوشیِ ترامپ شکّی به دِل راه نمی دهند. البتّه ترامپ به عنوانِ یک «شارلاتان» به اندازهٔ کافی باهوش است. امّا اینکه در حوزهٔ نظامی بتواند از هوشِ خود استفاده کُند و «هِرّ» را از «بِرّ» در میانِ سناریوهایِ گوناگونِ «سیاسی - نظامی» تشخیص دَهد؛ هیچ نشانه ای در او دیده نمی شود.
همین چند روزِ پیش که خطاب به مردمِ ایران(پس از قتل عامهایِ سهمگین) گفت که: «مراکزِ حکومتی را تسخیر کنید..... کُمک در راه است» نشان میدهد که او یک «احمق» است. زیرا هیچ فرماندهی به نیروهایِ سرکوب و قتلِ عام شده و پریشان؛ دستورِ حمله نمی دهد. اگر مردمِ ایران به این «فرمانِ احمقانه» عَمل میکردند؛ ارتشِ آمریکا حتّی در حدّ «صفر» نیز آمادگیِ دخالت و حمایت نداشت و هنوز هم که هنوز است؛ آمادگیِ کامل برایِ «کُمک» ندارد. به همین خاطر بود که آقایِ ناتانیاهو به کمکِ او آمد و «اَفسارش» را کشید و گفت: «هُشششش»....
ترامپ «عاشقِ نام» است؛ امّا نمیداند که برایِ بدست آوردنِ «نامِ ماندگار» چه کار باید بکند؟ به همین خاطر است که خودش را از «هُولِ حلیم» به دیگ می اندازد.
اشتباهِ دوّم ترامپ این است که «منافعِ خانودگیِ خود» را با سیاستهایِ کاخِ سفید گِرِه زده است که «تضادّ منافع»(Conflict of Interest) ایجاد میکند.
اشخاصی که نام بُردم و دیگرانی که پیش تَر از اینها؛ از آنها نام بُرده اَم؛ این مسائل را به شما نمیگویند. زیرا فکر میکنند که «از نظرِ سیاسی دُرُست نیست».
این امر مردم را در «تاریکی» نگه میدارد.
امّا من(کژدم) میگویم. زیرا اگر نگویم؛ «کژدم» نیستم.
درود و سپاس. همه روسپیزادگانی که مخالف سر سخت حمله ازخارج هستند آیا میدانند که همین الآن زخمیهای آن روزها و بویژه زخمیهای چشمی که با من تماس دارند هنوز نمیتوانند به بیمارستان برای درمان مراجعه کنند و در خانه منتظر حمله هستند و میپرسند آیا میزنند و اگر آری پس کی میزنند. خود مادرجنده هایشان در کنج عافیت نشسته واینقدرمادربه خطا هستند که به مردم میگویند صبرکنید لابد تا امام چاه مستراحیشان بیاید بویژه این «ملی مذهبیهای» سروشی وبنی خری. کمی هم خودتان را درشرایط این عزیزان فرض کنید.همین امروز از ایران فامیل من که زخمی چشمی هست زنگ زد و بعد از صحبت با اونتوانستم بیش از این خشمم را قورت بدهم. نه میتواند سرکار برود ونه فعالیت دیگری کند. پاینده باشی کژدم گرامی.
پاسخ دادنحذفدرود بر شما
حذفمن در وبلاگ احساساتم را نشان نمیدهم. بُغض و گریهٔ مرا شما نمیبینید.
همهٔ کسانی که تحتِ عنوانِ هر نامی و یا تفسیر و تعبیرهایِ مَن در آوردیِ سیاسی؛ فلسفی؛ بشر دوستانه؛ میهن پرستی و ..... به توجیحِ جنایتهایِ «تشیّع شنیعه» میپردازند؛ اگر در درونِ میهن هستند؛ باید حذف شوند و آنهایی که در بیرون از میهن هستند؛ باید در آیندهٔ پس از پیروزی به سزایِ اعمالِ خود برسند و اگر «اندیشهٔ کژدمی» زنده بماند؛ حتماً خواهند رسید.
«ما نَه می بخشیم و نَه فراموش می کنیم»
این جمله نباید به عنوانِ «شعار» انگاشته شود؛ باید «عملیّاتی» شود. تا برایِ همیشه با بسیاری از آنهایی که خود را «ایرانی» قالب می زدند و در واقع «ستونِ پنجمِ اسلام و تشیّعِ شنیعه» هستند؛ تسویه حساب کنیم.
من واقعاً برای آنهایی که صدایِ مرا در این ۱۶ سال نشنیدند و از شنیده شدنِ صدایِ من جلوگیری کردند؛ متأسّفم. زیرا مطمئن هستم که اگر «شیوه هایِ مبارزاتی» و «سازماندهی» به جای «قصّه بافی» می نشست و به «گفتمانِ اصلی» و روزمرّه تبدیل می شد؛ اینچنین تلفاتی نمی داشتیم.
پیروز و پاینده باشید.
امروز ۹ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفدیروز «اصلاح طلبانِ قرمساق و روسپی» به فراخوانِ آقایِ «علی حسین قاضی زاده» برایِ پیوستن به مردم؛ پاسخِ مثبت دادند و گفتند: «از اینکه بچّه کونیهایِ سپاه و بسیج؛ بیشتر از اینها مردم را قتل عام نکرده اند؛ بسیار خشمگین هستند» زیرا «شیعهٔ شنیعه باید رکوردِ عَلیِ دیّوس در نَهروان را بشکند تا مؤمن واقعی باشد و به بهشت برود».
امّا ایشان امروز سَرِ فرمان را پیچانیدند و «مونولوگ»ی داشتند که با اینکه اندکی اشتباه و رؤیا پردازی در آن بود؛ امّا در مجموع مسائل به دَرد بخوری را عرضه کردند.
https://www.youtube.com/watch?v=_m6L8Xh3a30
آقایِ «علی حسین قاضی زاده» باید اینرا بفهمد که دعوت از «روسپیها و دیّوسها» برای پیوستن به مردم؛ در واقع نوعی «خطّ دادن» به این بی شرفها است تا جانهایِ کثیفِ خود و توله هایشان را از مسیرِ «تقیّه» نجات دهند.
آقایِ «علی حسینِ قاضی زاده» باید بداند که در این لحظاتِ آخر؛ پیشنهادِ «پیوستنِ ظاهریِ نیروهایِ سپاه و ارتش و بسیج و اصلاح طلبان»؛ خدمت به انقلاب نیست؛ بلکه پیشنهادی «خائنانه» است.
مردمِ ایران به تمامیّتِ وجودِ رژیمِ کثیفِ شیعی؛ یک «قتل عام» بدهکارند تا برایِ همیشه؛ از دستِ کثافاتِ معدهٔ «دیّوسهایِ بنی هاشم و قُریش»؛ نجات یابند.
این انقلاب؛ فقط یک «انقلابِ سیاسی» نیست.
بلکه یک «انقلابِ تمدّنی» است.
«شجرهٔ خبیثهٔ اسلام و شیعه گری» باید از «ریشه ها» تا «برگها» در آتش بسوزند.
این قسمتی از متن بلندیه که قبلا میخواستم برات بفرستم ولی بعدش به خاطره وضعیت اینترنت منصرف شدم: فیلم زد و خورد کلانتری ۱۲۳ تهرانپارس رو دیدی؟ انقلاب راه انداختن یعنی هر کسی که اون شب در اون کلانتری بوده یا به عنوان نیروی کمکی واردش شده به علاوه خانواده اشون برای مقاومت در برابر مردم باید سر بریده بشن و فیلمش پخش بشه یعنی نباید فرقی بین افسر و سرباز باشه
پاسخ دادنحذفچهل و هفت سال پیش با میلگرد به یکی که کارمند بایگانی ساواک بود تجاوز شد یا قضیه اون مامور شهربانی که با پیچگوشتی کشتنش رو بهت گفتم و احتمالا میدونی کارکنان ساواک رشت رو مثله کردن یا چند تا سرباز رو در پشت کامیون سوزوندن اگه کسی دستش به خون مردم آلوده شده باید بلایی هزار برابر بد تر از عملیات مهندسی مجاهدین خلق سرش آورد و عکس و فیلم ازش گرفت و پخش کرد
شماها فکر میکنید که مردم؛ «داعش» هستند که بکُشند و فیلم بگیرند منتشر کنند.
حذفاین جماعت باید در سکوتِ کامل بدست مردم؛ قتل عام شوند.
انقلاب است و هیچکسی مسئول نیست.
انقلاب است و نمیتوان جلو خشمِ مردم و حسّ انتقامجویی را از آنها گرفت.
باید «گوشها کَر»؛ «زبانها لال» و «چشمها کور» شوند تا مردم کارشان را بکنند. اینکار نباید به حمومتِ موقّت و یا «حاکمیّتِ مستقرّ» پس از تدوین و تصویبِ قانونِ اساسی موکول شود؛ تا با سرازیر کردنِ «اوباشانِ حقوقِ بشری»(حقوقِ جنایتکاران)؛ تلاش کنند تا حکومتِ موّقت و یا مستقرّ را تحت فشار قرار داده و «باجگیری کنند».
در «خوش بینانه ترین حالت»؛ شما ها فقط «پَخمه» هستید و نمیدانید که با اشائهٔ این مزخرفاتِ ظاهراً انقلابی مآبانه؛ در جهتِ تخریبِ حاکمیّتِ «نوین» تلاش میکنید.
درود کژدم. مطلبی را در فضای مجازی دیدم که اینجا به اشتراک میزارم هم برای پرسیدن نظر شما و هم اینکه شاید خیلی ها ببینند و دفعه بعد که جمعیت بیرون آمد، بیشتر دقت کنند.
حذفنقل قول از یکی از دوستانم:
گزارشهای مختلفی را بررسی کردم. با چندین شاهد عینی از شهرهای مختلف ایران هم صحبت کردم. همه گفتهها و مشاهدات حاکی از این بود که بیشتر افراد از درون جمعیت و از پشت سر مورد اصابت گلوله یا چاقو قرار گرفتهاند. به بیان دیگر نیروهای رژیم این بار در قالب لباس شخصی بین جمعیت آمدند و همراه جمعیت شدند. حالا از حضورشان استفاده سه گانهای شدهاست:
1) هدایت جمعیت به سمت تلههای از پیش تعیین شدهای که تکتیراندازها روی بامها مستقر و منتظرند!
2) به قتل رساندن مردم از پشت سر و به صورت غافلگیر کننده و از فاصله نزدیک.
3) سوژه عکاسی و فیلمبرداری حکومت شدن برای سو استفادههای بعدی و جا انداختن روایت دروغین مسلح بودن مردم بی دفاع و پروندهسازی برای آنها!
بدین ترتیب هم آمار جنایت و سرکوب به شدت بالا رفته است و هم حکومت متریال لازم برای تبلیغ روایت باطل خود در مجامع بین المللی را در درست دارد.
درود
حذفاین مسئله که از داخلِ جمعیّت و از پُشت سر به مردم شلّیک کرده اند را پیش تر مطرح کرده بودند. در همان رابطه نیز گفتم که نیروهای نفوذیِ رژیم در میانِ تظاهرکنندگان؛ «عراقی و یا افغانی نبوده»؛ بلکه «بومی» بوده اند. و آنهایی که به صورتِ تک تیر انداز و یا مآمورانی که مردم را به رگبار بسته اند؛ مخلوطی از «بومی - افغانی - عراقی - لبنانی» بوده اند.
همهٔ این مشکلات به «عدمِ سازماندهی» مبارزان باز می گردد.
من(کژدم) نمیتوانم به صورتِ مشخّص؛ کسی را متّهم کُنم که چرا سازماندهی نکرده بودید؟ برایِ اینکه «سازمانده» تَنها میتواند که افرادی را که از «سازمانده» حرف شنوی دارند را «سازماندهی کُند». زمانی که در این ۴۷ سال؛ «سگ می زد و گُربه می رقصید» و هیچگونه «فَرمان بَری» از هیچ کسی نسبت به «فرماندهان» دیده نمی شد؛ باید گفت که تقصیرِ اینکار؛ نه تنها بر عهدهٔ «فرماندهان» است؛ بلکه تقصیرِ اصلی با «کُلّیتِ مردم» است. اینکه گفتم: «فرقِ جنبشِ ملّی براندازیِ کنونی» با جُبشهایِ پیشین؛ برگزیدنِ «رهبرِ واحد»(شاهزاده رضا پهلوی) است. به یک نقطهٔ عطفِ مهمّ اشاره کردم.
پس از این ؛ «شاهزاده رضا پهلوی» به عنوانِ «رهبر»؛ موظّف است تا مردم را که نامِ او را فریاد می زنند را «سازماندهی کند»
«سازماندهی» فقط با «تعریفِ اهدافِ مِیدانی»؛ «شیوه هایِ مبارزاتی = تاکتیکها»؛ «شناختِ رَوشها و ابزارهایی که دُشمن بکار می بَرَد»؛ معنی پیدا می کُند.
با گریه و زاری و سگواری؛ نمیتوان گفت که «ما مبارزه میکنیم».
گریه و زاری و سوگواری یعنی: «ما شکست خوردیم» و هر کسی که بخواهد این قتلِ عامّها را نتیجهٔ «شجاعت و شهامت» بخواند؛ اشتباه می کُند. این قتل عامهایِ گُسترده در سطحِ ملّی را باید نشانهٔ «نا آگاهی» دانست. زیرا «جنبشِ ملّی بر اندازی»؛ «ستادِ فرماندهیِ عملیّاتی» ندارد.
همهٔ مردمِ اسرائیل و همهٔ رهبرانشان میدانند که «قتل عامِ ۷ اُکتبر»؛ نتیجهٔ «خواب و نَدانم کاری در سطحِ ملّی بود» و مختَصِّ رهبران نبود. مشکلِ اسرائیل این بود که به «چمن زَنی» عادت کرده بودند.
آقای «علی حسین قاضی زاده»؛ امروز تلاش کرد که هر چه میتواند؛ در آن «قابلمه» ای که دیروز شیر داده بود؛ تا میتواند «پِشگِل» بریزد.
پاسخ دادنحذفhttps://www.youtube.com/watch?v=LY3Wd8nq4wk
مزخرفاتی که در رابطه با «جنگهای چریکی» که در دههٔ ۵۰ شکل گرفته و به جُز چند عملیّاتِ بسیار کوچک؛ هیچ اثری نداشت را به عنوانِ «نیروهایِ چریکی بُزرگ» جا می زند. که به هیچوجه اینگونه نبود و تعداد اعضایِ سازمانهایشان (همگی با هم) حتّی به ۴۰۰ نفر نیز نمی رسید. هوادارانشان نیز خدمتِ سربازی را جِدّی گرفته و شیوهٔ استفاده از سلاحهایِ مرسوم را در خدمتِ سربازی آموخته بودند.
اینکه میگویند که سربازی که ۳۰ سالِ پیش خدمتِ سربازی کرده است؛ الآن همه چیز را فراموش کرده است نیز «مزخرفِ کامل» است.
من(کژدم) حدودِ ۴۱ سالِ پیش؛ اسلحه را کنار گذاشته ام. با تُفنگِ «بِرنو» و «M1» نیز کار نکرده ام. «دوشکا» را نیز از دور دیده ام. امّا میتوانم با همهٔ شان کار کنم. زیرا همهٔ شان کَم و بیش یک سیستم هستند.
پرسش از این آقا این است که: آنکه ۳۰ سالِ پیش» سرباز بوده است؛ اکنون ۵۰ سال دارد. آیا همهٔ مردم فقط در ۳۰ سالِ پیش سرباز بوده اند و آنقدر احمق هستند که همه چیز یادشان رفته است و فرقِ «تُفنگ» و «کاهو» را نمی فهمند؟
پس اینهمه «اینترنِت بازی» در این ۳۰ سالِ گذشته برایِ چه بوده است؟ آیا کسی تا به حال «ژ۳» و «کلاشنیکوف» ندیده است؟ آیا جوانان در اینترنت چیزی در بارهٔ این سلاحها ندیده اند؟
آقای «قاضی زادهٔ تحلولگر و کارشناس اَرشدِ نظامی»؛ این ویدیو ۱۰ سالِ پیش در یوتیوب منتشر شده است:
https://www.youtube.com/watch?v=8hrSlt4OSRI
آیا کسی آنرا ندیده است؟ زیرا به «سلاحهایِ لِیزری» علاقه دارد؟
آقایِ «تحلولگرِ محلّهٔ ما» میگوید که اگر مردم مسلّح شوند؛ نیروهایِ «لباس شخصی» در میانِ آنها نفوذ کرده و به مردم شلّیک میکنند و «خَر تو خَر» می شود و پهپادها نیز نمیتوانند تشخیص دهند که «کی به کی» است؟؟؟ چون همه لباس شخصی هستند.
آقایِ «تحلولگرِ محلّهٔ ما»(خوشگلِ محلّه مون) نمیگوید که اگر مردم بدونِ سالاح به خیابان بریزند؛ باز هم همان نفوذیها وارد شده و مردم را می کُشند.
ایشان میگویند که: «نَه.... اینطوری نیست.... زیرا خاموش شدنِ صدایِ توپهایِ ضدّ هوایی» نشان میدهد که «همه جا اَمن است»!!!!!؟؟؟؟
من(کژدم) به این «خوشگِلِ محلّه» میگویم که تشخیصِ نیرویِ دشمن؛ حتّی اگر ریشش را زده باشد و قرآن نیز بسوزاند را میتوان به سادگی تشخیص داد. به همان سادگی که «گُرگ» را از «گوسفند» با «یک نگاه» میتوان تشخیص داد؛ حتّی اگر مدالِ طلایِ «اُلمپیکِ حماقت» را بُرده باشی؛ باز هم میتوانی در یک لحظه تشخیص بدهی.(نیازی به چند دقیقه نیست).
مُشکلِ ما این است که «ستون نویسها»؛ خودشان را «کارشناسِ نظامی» جا زده اند و «هیچکس» در جایگاهِ واقعی که به آن تعلّق ندارد؛ نیست.
(ادامهٔ بالا)
حذفآقای علی حسین قاضی زاده؛ در «مزخرف بافی» تا جایی پیش می رود که میگوید: «حالا فرض کنید که مردم مسلّح» شدند و میخواهند بروند و جایی را فتح کنند. امّا وقتی به آنجا می رسند؛ می بینند که فلان گروه(منظورشان رَجَوی پرستان هستند)؛ آنجا را به صورتِ مسلّحانه اشغال کرده اند و میگویند که شما ها غلط میکنید که اینجا آمده اید و درگیری شروع می شود و پَهپادها «گُه گیجه» می گیرند که چه کسی را هدف قرار دهند؟ امّا نمیگوید که: «اگر غیرِ مسلّح ها به آنجا برسند؛ با دستِ خالی چه کاری از دستشان ساخته است؟». گیرم که مجاهدینِ خلق یک و یا دو جا را بگیرند؛ مگر میتوانند که «حکومت» برقرار کنند؟ اینها موجوداتِ منفوری هستند که پایگاهِ اجتماعی شان؛ اندازهٔ «سوزن در کاهدان» است.
من(کژدم) نمیدانم که چرا این «خوشگلِ محلّه»؛ یکباره تصمیم گرفته است که در یک «دیگِ ۲ لیتری»؛ ۱۰ کیلو پِشگِل بریزد؟
روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش چهارم) منتشر شد.
پاسخ دادنحذفدر این بخش مطلبِ خاصّی وجود ندارد و به این خاطر گشوده شد؛ که بخشِ نظراتِ بخش سوّم پُر شده بود.