امروز ۸ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
اگر در این مدّت اتّفاقی نیفتد؛ خیلیها باید پاسخگویِ مزخرف بافیها و یاوه گوییهایِ خود در این ۴۷ سال باشند. نَه در پیشگاهِ «مردم کنونیِ ایران» که بخشی از همین «یاوه اندیشی ها» در ۴ دههٔ اخیر بوده اند؛ بلکه در پیشگاهِ آیندگانی که باید آنها را «نسلهایِ سوختهٔ آینده» نامید؛ باشند.
کژدم

جناب کژدم یعنی این فاز طلایی حمله از دو سه روز دیگه شروع بشه چه قدر می تونه کش پیدا نکنه تا به نتیجه رژیم چنج برسه
پاسخ دادنحذفحدّ اقل ۲ ماه
حذفیکی از مشکلاتِ اساسی مردم ایران این است که هر نسلی؛ به ۲ تا ۳ نسلِ آیندهٔ خود بدهکار است. این عادتِ کثیف باید ریشه کَن شود.
حذفبه عنوانِ مثال؛ نسلهایِ پس از «خیانتِ ملّی ۵۷»؛ در نابودیِ «دریاچهٔ آذربایجان» به تدریج و نسل به نسل؛ شریک هستند و به ۲ تا ۳ نسلِ دیگر از زمانِ آغازِ «حکومتِ نوین» بدهکارند. سکوتِ خیانت آلودي که «دَهه ها» طول کشید تا «دریاچهٔ آذربایجان» را دست در دستِ «حاکمیّتِ کثیفِ شیعی»؛ به گور بسپارند.
امروز ۷ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفاز خوانندگان پُرسشی دارم:
این پُرسش ۲ وجهی است:
۱- شما به همراهِ مردم؛ «غیرِ مسلّح» هستید و وقتی که برایِ تسخیرِ اُستانداری حرکت می کنید؛ میبینید که هواداران و اعضایِ مسلّحِ «سازمان مجاهدین خلق»؛ پیش از شما اُستانداری را تسخیر کرده اند.
۲- شما و همراهانتان «مسلّح» هستید و زمانی که میروید تا اُستانداری را تسخیر کنید؛ میبینید که هواداران و اعضایِ مسلّحِ «سازمان مجاهدین خلق»؛ پیش از شما اُستانداری را تسخیر کرده اند.
در حالتهایِ اوّل و دوّم چکار می کنید؟
۱. درخواست اسلحه میکنیم و کنارشون با نیروهای رژیم میجنگیم.
حذف۲. بهشون اسلحه میدیم و کنارشون با نیروهای رژیم میجنگیم.
چرا خودتان مانندِ آنها نمی روید تا اسلحه پیدا کنید؟ و باید از آنها تقاضایِ سلاح بکنید؟
حذفاگر آنها سلاح نداشتند؛ نمیتوانستند اُستانداری را تسخیر کنند. لذا به سلاحِ شما نیازی ندارند.
آنها به چیزی نیاز دارند که برایِ آنها مانندِ «شیرِ مُرغ»؛ «نایاب» است.
چیزی که برای مجاهد خلق مثل شیر مرغ نایابه "میهنپرستی" و "آزادگی"ئه، ولی تا زمانی که نیروهای رژیم رو بکشند باهاشون مشکلی ندارم.
حذفاین که چرا اسلحه پیدا نمیکنم برای اینه که خواستم طبق سناریویی که طراحی کردی پاسخ بدم، وگرنه من هیچوقت دست خالی جلوی دشمن نمیرم.
درود. قبل از آن فکر میکنیم آیا مکانهای مهم دیگری نیزهست که باید تصرف شود و قبل از اینکه به سمت فرمانداری برویم باید تلاش کنیم آنجاها را تصرف کنیم. بعد از آن درهر دو حالت به سمت فرمانداری میرویم و باید توجه کنیم که هدف گلوله مجاهدین قرار نگیریم زیرا ما قرار نیست با مجاهدین بجنگیم.
پاسخ دادنحذفمنظورتان این است که در میانهٔ نبرد؛ حالا باید بنشینید و فکر کنید که اگر «هَمبِرگر» نشد؛ کجا «مُرغ سوخاری» میفروشند؟
حذفاین نشان می دهد که واقعاً؛ خیلی خیلی آماده هستید.
در حالت اول باید بگویم که اشغال کردن استانداری که کار بیهوده ای است یعنی ، نخست باید رفت مکان های نظامی را تسخیر کرد و سپس آمد سراغ مجاهدین خلق و در حالت دوم ، البته که باید استانداری را روی سرشان خراب کرد.
پاسخ دادنحذفخود این مجاهدین خلق ، درست رونوشتی است از داستان برادربزرگ جرج اورول.
استانداری؛ یک مَثَل بود. شما هم چسبیدید به «مَثَل». حالا اگر یک پادگان را گرفته بودند؛ چکار میکنید؟
حذفکژدم تو مجاهدین خلق رو خیلی جدی میگیری اینا توان انجام یک عملیات درون ایران رد هم ندارن و هیچکسی اهمیتی به پیرزنی با دامن و روسری نمیدن.نمیدونم چرا جدی شون میگیری
پاسخ دادنحذفمن(کژدم) مجاهدین خلق را جدّی نگرفته ام. این پُرسش را بر اساسِ آموزه هایِ استرا تژیستِ بزرگِ «سیاسی - نظامی»؛ آقای «علی حسین قاضی زاده» مطرح کردم. تا خودتان را مَحَک بزنید که چند مَرده حلّاجید؟
حذفاین مزخرف ترین حرفی بود که می شُد زد و آقای «علی حسینِ قاضی زاده» این شجاعت را داشت که نشان دهد؛ که چقدر احمق است و چگونه «ذِهنیّتِ تحلیلی» دارد؟
من(کژدم) این سناریو را طرّاحی نکردم. بلکه خواستم که با تشریحِ این سناریویِ احمقانه؛ ذهنتان را به سویِ «سازمان یافتگی»؛ «تعیینِ هدف برایِ تسخیر»؛ «شناساییِ هدف و راههایِ ورود و خروج» و .... همهٔ «ملزوماتِ تسخیرِ یک نهادِ حکومتی» بِکِشانم.
حذفچیزی که برایِ مجاهدینِ خلق مانندِ شیرِ مُرغ نایاب است.«پشتوانهٔ مردمی» است. این مهمّ ترین نقطهٔ ضعفِ آنها است.
در این سناریویِ فرضیِ آقای «علی حسین قاضی زاده»؛ آنها نمیتوانند حتّی یک «پادگان» را تسخیر کنند. زیرا نَه برایِ تسخیر؛«نیرو» دارند و نَه برایِ نگهداریِ پادگان. برایِ همین بود که من «اُستانداری» را به عنوانِ مِثال مطرح نمودم. آنها حدّاکثرِ توانشان این است که بتوانند یک «اُستانداری» را تسخیر کنند.
امّا مسئلهٔ مهمّ تر این است که خودِ ساختمانِ استانداری و مجاهدین در محاصرهٔ مردم قرار میگیرند و نمیتوانند حتّی آب و غذا داشته باشند.
لذا این سناریویِ آقایِ «علی حسین قاضی زاده»؛ از پای بَست ویران است.
امروز ۶ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفدرود کژدم
پاسخ دادنحذفقسمتی از توییت امشب جناب قاضی زاده رو ببینید که شاهکار بود!!
«علی خامنهای دومین پرده کشتار فرزندان ایران را به روی صحنه میبرد.
سربازانی که بی دفاع و پدافند، بر روی ناوها مستقر شدهاند، کشته میشوند.
سربازانی که در پشت پدافندهای قراضه و توپهای ضدهوایی مستقر نشستهاند، کشته میشوند.
سربازانی که مسئول شلیک موشکها هستند کشته میشوند.»
———————————
اینجا دقیقا منظور این آقای به قول شما «تحلول گر» چیه؟
«سربازان» نیروی دریایی سپاه (همون آدمکشها) رو فرزندان ایران حساب کرده؟
این مرثیهی ضدجنگ رو دقیقا برای کی دارن میخونن؟؟
نظر شما رو نمیدونم جناب کژدم،
ولی از نگاه من، همهی اینها در چهارچوب «سرکوبگر» تعریف میشن. تو جنگ هم نمیرن برمیگردن خیابون و بچهها رو به رگبار میبندند. سربازان “بیگناه”ی که جناب قاضی زاده ازش حرف میزنن که همیشه اسلحهشان بهسمت مردم بوده! قدم بعدی ایشون چیه واقعا؟ همه خوبن، فقط خامنهای بده؟
احتمالا چند صباحی بگذره پرچم حوسین مظلوم رو هم بالا بیارن و ماموریت به پایان برسه.
پوزش اگر زیادهگویی کردم.
درود بر شما
حذفلطفاً لینکِ مطلب را بفرستید.
سپاس
بله حتما.
حذفhttps://x.com/alighazizade/status/2017331234054279550?s=52&t=8S8RIkC0WNfadGDfICuF1g
سربازی که فکر می کُند؛ «این جنگ»؛ «جَنگِ او نیست»؛ باید فرار کُنَد. در جنگِ ۸ ساله تعدادِ سربازانِ فراری بسیار زیاد بود. زیرا می دیدند که برایِ رِژیم؛ «جانِ سرباز» به اندازهٔ «فِشنگ» ارزش دارد. سپاه محمّد چندین بار بازسازی شد. این «پاسدار - دیّوس»هایی که اکنون میگویند: «ما خون داده ایم»؛ منظورشان این است که «مردم را به گا داده ایم».
حذفامّا آقای «علی حسینِ قاضی زاده» در اینجا از یک سو بیشتر «هشدار به سربازان» است و از سویِ دیگر به خانواده هایِ این سربازان هشدار می دهد؛ که اگر فرزندتان کُشته شد؛ تقصیرِ اسرائیل و آمریکا نیست؛ بلکه تقصیرِ رژیم است. البتّه ایشان مانندِ «سکّه»ای است که در هوا چرخ میخورد و نمیتواند طوری بر رویِ زمین بنشیند که یا «شیر» باشد و یا «خطّ» و از هر دو طرف می ترسد.
وقتی اعدامهای سال ۶۷ رخ میداد، این میرحسین موسوی نخستوزیر جمهوریاسلامی بود. و تا این لحظه که ما اینجاییم یک کلام در محکومیت آن اعدامها و خمینی نگفته است. او هیچگاه مسئولیت شخصی خویش در آن جنایات را نپذیرفته است. اگر به آمار و ارقام رجوع کنید میبینید که اتفاقا بزرگترین کشتارهای جمهوریاسلامی در این ۴۷ سال در زمانهایی رخ داده که اصلاحطلبان در قوه مجریه بودند. اعدامهای ۶۷ در زمان موسوی بود، آبان ۹۸ در زمان حسن روحانی، و حالا دیماه سیاه ۱۴۰۴ در زمان این رقتانگیزترین عمله جمهوریاسلامی. دفعه بعد که خواستید آن گاو گند چاله دهان را باز کنید و اصلاحطلبان را به عنوان رقبای خامنهای به این مردم بفروشید، یادتان باشد که بسیاری از کسانی که در این سو ایستادهاند تمام خاطرات سیاه این ۴۷ سال را به خاطر دارند.
پاسخ دادنحذفهمهٔ این موجودات مانندِ «دستمال مستراحهایِ مُستعمل» هستند که رژیمِ شیعی در زمانِ «عُصر و حَرج» از سطلِ مستراح بیرون می آورد؛ تا «آلودگیِ فکری» تولید کُنَد.
حذفبه این «مُجتبی واحدی» و ««علی افشاری» و بسیاری از این بی شرفها؛ نگاهی بیندازید؛ حتّی آن ریشِ کثیفَشان را نتراشیده اند.
در زمانی که اپوزوسیون هنوز به طور یکپارچه در پشت سر شاهزاده قرار نگرفتهاند، بعضی تحلیلگران توصیهشون اینه که پس از شروعِ حملهی نظامی توسط امریکا و اسرائیل مردم باید به طورِ همزمان بااین حملات خیابانها و سپس مراکز حساس رو تسخیر کنند و به زعم خودشان "لگد آخر" روبرای سرنگونیِ نظام بزنند. اما در عین حال توصیه میکنند که در این موجِ جدید از تظاهرات مردم میبایست در مقابلِ نیروهای مسلح رژیم مراقب خودشان باشند اما نمیگویند چگونه؟؟!!! و هیچ رهنمود خاصی ارائه نمیکنند. حال سوال اینجاست که پس از تجربهی سلاخی شدن مردم در کشتار اخیر، آیا اساسا مردم جسارت ایجاد موج جدید را دارند؟ آیا پشتیبانیِ لازم توسط ریز پرندههای اسرائیل و امریکا برای شکارِ سرکوب گرانِ مسلح انجام خواهد شد؟ و سپس برسیم به پرسش شما که چگونه با دست خالی و یا حداکثر با تسلیحات دستساز یک مرکز حساس حکومتی را تصرف کرد.
پاسخ دادنحذفنظر شما چیست؟
در هیچ انقلابی؛ همهٔ مردم در پُشتِ سرِ یک رهبر قرار نمی گیرند. زیرا گروههایِ گوناگونِ مردم که وضعیّتِ تثبیت شده ای در «حاکمیّتِ مستقرّ» دارند و نگرانِ از دست دادنِ آن موقعيتها هستند.
حذفآن اوباشانی که شما «اپوزیسیون» مینامید (سازگارا؛ حسن شریعتمداری؛ فُسیلهایِ جبههٔ ظاهراً ملّی؛ نهضت آزادی؛ اکبر گنجی؛ اکبرین؛ سروش؛ جُلبکهایِ اصلاح طلب و امیر عباس فخرآور؛ «پرهامِ لواش پَز» و .....) هیچ کدامشان توانایی «رهبری» ندارند.
امّا آیا اینکه مردم پس از این سلّاخی شدن؛ جُراَتِ ادامهٔ انقلاب را دارند؟ یا نَه؟ من نمیتوانم چیزی بگویم. زیرا این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند. امّا پیش زمینهٔ قیامِ دوبارهٔ مردم؛ «دیدنِ دستاوردهایِ ملموس و ماندگار» است.
امّا باز هم شما مانندِ همیشه دوست دارید که «جُفتَک» و «شِلتاق» بیندازید.
من(کژدم) کجا گفتم که با «تسلیحاتِ دست ساز» میتوان یک مرکزِ حکومتی را تسخیر کرد؟
استفاده از «سلاحِ دست ساز» فقط برایِ شروع کار؛ با هَدَفِ بدست آوردنِ تسلیحاتِ نظامی (حدّ اقلّ سلاحهایِ سَبُک) است که میتواند پلّهٔ دوّم برای بدست آوردنِ سلاحهای نیمه سنگین و سنگین شود.
امروز ۵ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفعدّه ای فکر میکنند که ترامپ غیرِ قابل پیش بینی است. زمانی در ماهها و سالِ نخستِ حکومتِ ترامپ (۲۰۱۷) من نیز فکر میکردم که ترامپ مانندِ «پیاز» لایه به لایه باز می شود. اینرا نیز به یقین میدانستم که ترامپ «گاوِ نَر است و شیر نمیدهد.»؛ به همین خاطر نیز به هر کسی که از انتخابِ ترامپ هیجان زده شده بود؛ میگفتم که خودتان را خراب نکنید؛ او به هیچکس کمک نخواهد کرد.
امّا آرام آرام به این نتیجه رسیدم که «غیرِ قابل پیش بینی بودنِ ترامپ»؛ نشانهٔ هوشِ بالایِ او نیست. بلکه نتیجهٔ «احمق بودن و عدمِ درکِ سیاسیِ اوست». شاید برخیها بگویند که او «گروهبان حاجی بادمجان میرزا قاسمی» را حذف کرد؛ او «داعش» را حذف کرد. در داخلِ آمریکا نیز اقتصاد بسیار خوب شد. امّا هیچ یک از این واقعیّتها در «فرزانگیِ ترامپ» ریشه ندارد. حتّی «پیمانِ ابراهیم» نیز طرّاح و مهندِسِ دیگری داشت و کارِ ترامپ نبود.
در آن سالها چندین بار گفتم که ترامپ علاقهٔ شدیدی به «ورشکسته ها» دارد. او بارها همهٔ کشورهایِ جهانِ سوّمی را «کشور مستراح» نامیده بود (البتّه من نیز به این امر باور دارم؛ امّا از زاویه ای دیگر و نَه از زاویهٔ دیدِ ترامپ).
در دورِ دوّم او را «لاشخور» نامیدم که نامی بسیار برازنده تر بر رویِ موجوداتی است که «ورشکسته ها = مُرده ها» را دوست دارد. البتّه «لاشخور بودن» ابعادِ دیگری نیز دارد. مانندِ «به نامِ خود کَردَنِ پیروزیهایِ آقایِ ناتانیاهو»
در این مدّتِ چند ماهِ اخیر؛ به حرکاتِ «یکی به نعل؛ یکی به میخ» ترامپ فکر میکردم که در چه چیزی ریشه دارد؟ آیا میخواهد همچنان «چهره ای غیرِ قابلِ پیش بینی» از خود نشان دهد؟(البتّه او دوست دارد که دیگران در بارهٔ او چنین فکر کنند. زیرا بر اُبهّتِ او می افزاید). امّا نمیتواند «کژدم» را فریب دهد.
در همین ۳ هفتهٔ اخیر؛ از «زیرِ دست و پا لِه شدنِ جانباختگان» بگیرید تا ادّعایِ «به او قول داده اند که دیگر اعدام نکنند و او جانِ ۸۰۰ نفر را نجات داده است». از سرازیر کردنِ یک نیرویِ نظامیِ بزرگ برایِ حمله به رژیمِ شیعی؛ بگیرید؛ تا این ادّعا که «رژیمِ شیعی میخواهد توافق کند»....
امّا من(کژدم) در این بازی چه می بینم؟
۱- ترامپ میداند که رژیمِ شیعی تا لبهٔ مرزِ «ورشکستگی» ضعیف شده است.
۲- ترامپ میداند که «اپوزیسیون» نیز بسیار ضعیف است و «هِرّ را از بِرّ» تشخیص نمی دهد و «اپوزیسیون» نیز به بُن بَست رسیده و اِذعان دارد که بدونِ ترامپ نمیتوان کاری کرد.
اگر من لاشخوری مانندِ ترامپ بودم؛ چنین فکر می کردم:
(حالا؛ من با ۲ طرفِ «ورشکسته» روبرو هستم؛ برایِ من طرحی و یا طرحهایی پیشنهاد کنید که تا میتوانم؛ از هر ۲ طرف باج بگیرم.)
این آن چیزی است که در ذِهنِ «لاشخور» می گُذَرَد.
«لاشخور» منتظرِ «طرح» است؛ و اگر از سویِ مشاورانَش طرحی جامع پیشنهاد نشود؛ به رژیمِ شیعی حمله ای برای «سرنگونی» خواهد کرد.
برخی احمقها همه اَش از «جمعه؛ شنبه؛ یکشنبه» برایِ آغازِ حمله یاد میکنند. و دلیلشان نیز این است که روزِ دوشنبه «وال استریت» را آشفته نَکُند. این احمقها نمی فهمند که این عملیّات یکروزه و یا ۲ روزه نخواهد بود و ممکن است که چندین هفته طول بکشد و فرقی نمیکند که کدامین روزِ هفته آغاز شود. لذا مطرح کردنِ روزهایِ آخرِ هفته از طرفِ این «تحلولگران»؛ برایِ سَرِ کار گذاشتنِ شنوندگانشان است.
کژدم
جناب کژدم اینکه می گویید رو میشه بیشتر توضیح بدین؟
حذفبخوام صادق باشم ما با دست خالی از پس حکومت برنمیایم.آخرین امید مارو قطع نکن
حذفمیتوانی خفه بشوی؟ احمقِ مادر زاد.
حذفhttps://m.youtube.com/shorts/HavZUIwFvMs
پاسخ دادنحذفکژدم گرامی تو قرار نیست توی دل ما را خالی کنی. شاید این دلیلش باشه.
من نمی خواهم تویِ دِلتان را خالی کنم. فقط میخواهم پیچ دَر پیچها را نشانتان دَهم. زمانی که مرا از «بالاتریم» و «دُنباله» بیرون انداختند؛ نیز کسانی بودند که به شیوهٔ شما حرف می زدند؛ باعث شدند که سخنانِ من به میانِ مردم نَرَود.
حذفدر تمامیِ این ۱۶ سال نیز داستان همین بوده است.
من(کژدم) تلاش میکُنم که شماها از «خود فریبی» فاصله بگیرید و عکسِ هیچکَس را در «ماه» نبینید.
یکبار پدران و مادرانتان دیدند؛ دیگر بَس است.
رویِ دیگرِ سخنانِ من؛ شَخصِ ترامپ است.
- ایران؛ کُردستانِ سوریه نیست که یکدفعه بگویی: «آنها انچنان هم که گفته می شود؛ فرشته نیستند» و تلاش کُنی که پُشتشان را خالی کُنی.
- ایران؛ «یوکرئین» نیست که با کمالِ بی شرافتی؛ در کاخِ سفید با او رفتار کردی.
- ایران؛ ونزوئلا نیست که بخواهی با بخشی از حکومتِ آن ساخت و پاخت کُنی.
- ایران «غزّه» نیست؛ که بگویی: «ما غزّه را بدست میگیریم».
بلکه:
ایران؛ سرزمینی است که اگر با کمکِ شما آزاد شود؛ یک «بُردِ استراتژیک و تاریخی» هم برایِ مردمِ ایران و نیز برای آمریکا و اروپا خواهد بود.
من(کژدم) نیز مانندِ شما نمیدانم که در «پُشتِ پرده ها» چه می گُذَرد. امّا آقایِ ناتانیاهو؛ «پُشتِ پرده ها» را بسیار خوب می داند و اگر می بیند که قصدِ ترامپ فقط «باجگیری» است و تمایلی به «سرنگونیِ رژیمِ شیعی ندارد»؛ به هر وسیله ای که شده باشد؛ «طرحِ انسداد» را مانندِ «جنگی در میانهٔ جنگها» به اجرا در آوَرَد. تا ترامپ نیز «مات» و یا حدّ اقلّ «آچمَز» شود.
حذفمامان من میرم
پاسخ دادنحذفاما همیشه با توام
پروانه بنفش دیدی منم
اما همیشه باتوام
ابرهایی در آسمان دیدی منم
گلی که بر سر راهت افتاد منم
جاویدنام علی نوری ۱۷ ساله اراکی
توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد
پاسخ دادنحذفمکالمه جاویدنام بهنام درویشی با مادرش،تهرانپارس،۱۹ دی
متأسفانه؛ ریشهٔ این سوگواری ها را نمیخواهید ببینید:
حذف۱- عدمِ وجودِ سازماندهیِ اُفقی.
۲- عدمِ وجودِ «دلیری برایِ کُشتنِ نیروهایِ دُشمن».
۳- «دلیری برایِ کُشته شدن»؛ که به نفعِ رژیمِ شیعی تمام می شود.
اینبار که بخواهید بیرون بیایید؛ فقط برایِ «کُشتنِ نیروهایِ دشمنِ شیعی» بیرون بیایید. نه برای «تسخیرِ گلّه ای خیابانها» و یا «رقصیدن و کَف و سوت زدن».
دورانِ «افشاگری» و «شعار دادن» به پایان رسیده است.
کسانی که اکنون در «یوتیوب» شِلتاق میکنند و ادّعا میکنند که به «واقعیّتهایِ مِیدانی» وفادارند؛ در حالِ «تخدیرِ شنوندگانِ خود» هستند. گویی که فردی در «آغازِ فصلِ پاییز» به طورِ مُداوم بگوید که: «بهار خواهد آمد» و هر روزه این جمله را با اشکالِ گوناگون(برای حفظِ شنونده) تکرار کُند. پس از ۶ ماه؛ بهار خواهد آمد و آن «یو تیوبِرها» خواهند گفت: دیدید که ما راست میگفتیم..... دیر یا زود داشت؛ امّا سوخت و سوز نداشت..... دُرست است که که ما انتظار داشتیم که بهار زودتر از اینها بیاید؛ امّا ما نیز مانندِ شما از «پُشتِ پرده ها» خبر نداشتیم..... امّا دیدید که بالاخره بهار آمد.
حذفوعدهٔ آمدنِ بهار در دنیایِ سیاست؛ مانندِ «بهارِ فیزیکی» نیست.
«بهارِ سیاسی و اجتماعی» با «تلاشهایِ پِی گیر و هوشمندانه» خواهد آمد. اگر تلاشها؛ «پِی گیر» باشند؛ امّا «هوشمندانه» نباشند؛
بهار «هرگز» نخواهد آمد.
اگر حتّی «بهاری بیاید»؛ به زودی به «خزان» تبدیل خواهد شد و مردم خواهند گفت: «چی میخواستیم و چی شُد؟؟!!». همان سخنی که پس از «خیانتِ ملّی ۵۷» گفتند.
آنچه که تو سوریه رخ داد دوباره تو ایران تکرار میشه.خون ما رنگینتر از اونها نیست.هیچ کمکی هم نداریم.من به شخصه زیر سایه مجاهدین خلق،طالبان،داعش یا هر گروهک نظامی برای کشتن شیعیان بی پدر حاضرم خدمت کنم.نام مهم نیست باورها مهم نیست اعمال ماست که سرنوشت مارو میسازه
پاسخ دادنحذفمتأسفانه؛ شما شدیداً تحتِ تأثیرِ پروپاگاندایِ رژیمِ شیعی قرار گرفته اید. «ایران سوریه می شود» و یا «ایران را سوریه می کنیم» فقط «لاتایلات» است.
حذفپیش از تصمیمِ «نادرقُلی پوتین» برای دخالت در سوریه؛ نیروهایِ داعش و «ارتش آزاد» در حالِ ریختنِ همهٔ اوباشانِ شیعه به دریا بودند. دخالتِ روسیه نیز به همین دلیل بود و رفتنِ «گروهبان حاجی بادمجان میرزا قاسمی» به روسیه نیز به همین دلیل بود. پس از قطعِ حمایتِ روسیه نیز دیدید که نیروهایِ رژیمِ شیعی؛ با «زیر شلواری» در حالِ فرار بودند.
رژیمِ شیعی در پُشتِ «میکروفونها و تریبونهایِ حفاظت شده» از این «گُه ها» زیاد میخورد.
نترسید. ایران سوریه و لیبی نمی شود.
تبدیل کردنِ ایران به سوریه؛ نخست «پولِ بسیار هنگفت» میخواهد که مهمّ ترین تکیه گاهِ هر جنگی است. دوّم؛ نیاز به «لوجیستیک» بسیار گسترده دارد. سوّم؛ نیاز به بیمارستانهایِ صحرایی دارد. چهارم؛ نیاز به نیروهایِ پُشتیبانی دارد. پنجم؛ نیاز به سیستمِ ارتباطی با کارآمدیِ بالا دارد. ششُم؛ نیاز به مراکزِ فرماندهی و کُنترل دارد و بسیاری مسائل دیگر.
حذف۴۶ سال «حزب الله لُبنان» ساختند که در طِیّ ۱۲ روز فرو پاشید.
اینها زورشان فقط به مردمِ عادّی می رسد.
همانگونه که پیش از آغازِ حملاتِ اسرائیل به جنوبِ لبنان گفتم که این نبرد؛ یک اثرِ هنری خواهد بود.اگر این جنگ آغاز شود؛ یک اَثرِ هُنری خواهد بود.
امروز ۴ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفاینکه من(کژدم) این روزشمار را هر روزه پِی میگیرم؛ دلیلَش را در همان روزِ نخست گفته ام: «به خاطرِ یک اُمیدِ احمقانه.»
و همچنان تا «روزِ صفر» ادامه خواهم داد.
امّا اگر در «روزِ صفر» نیز اتّفاقی نیفتاد؛ باز هم بر این پیمان هستم که باید نام «شاهزاده رضا پهلوی» را به عنوانِ «رهبر»؛ فریاد زد.
تا گوشهایِ کَرِ «ترامپ» بشنود.
پس از قتلِ عامِ گُستردهٔ مبارزان میهن پرست؛ گفتم که یکی از دلایلِ آن تولیدِ خوراک برایِ زَدَنِ «شاهزاده رضا پهلوی» به عنوانِ «رهبر» بود؛ تا ایشان را به زیرِ سوال ببرند و اینک میبینید که بسیاری از «دیّوسهایِ اپوزیسیونچی نما» در درون و بیرونِ میهن؛ به همین کار مشغولند.
دلیلِ پشتیبانیِ خودم(کژدم) از رهبریِ «شاهزاده رضا پهلوی» را نیز به روشنی توضیح داده ام؛ که مردمِ ایران برایِ نخستین بار؛ نامِ ایشان را به عنوانِ «رهبر» فریاد زده اند و این یک «نقطهٔ عطفِ سیاسی» است و بسیار اهمّیت دارد.
آنهایی که واقعاً برایِ سرنگونی مبارزه میکنند؛ فارغ از اینکه «پادشاهی خواه» و یا «جمهوری خواه» هستند؛ در «شرایطِ کنونی» باید برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ «یک صدا» شوند و بقیّهٔ مسائل را به دورانِ گُذار و تدوینِ قانونِ اساسی واگذار کنند. و گرنه صدایِ هیچکس به جُز «دیّوسهایِ اپوزیسیونچی نما» شنیده نخواهد شد. زیرا همهٔ آن «دیّوسها»؛ تریبون دارند؛ لابی دارند و رژیمِ شیعی نیز بلندگویِ آنها است.
طرفدارانِ واقعیِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ باید بتوانند «هژمونیِ خود» را اِعمال کنند (یعنی خودشان را به تصمیم گیریها تحمیل کنند)؛ تا به عنوانِ یک «وزنهٔ سنگین»؛ به حساب آورده شوند.
اینکه در آغاز گفتم: «امیدِ احمقانه ای دارم»؛ به خاطر تصوّری است که از اُلگویِ رفتاریِ «ترامپ» در این چند سال گذشته از ایشان دارم. زیرا معلوم نیست که آخرین فردی که با او گفتگو کرده است؛ چه کسی بوده است؟ و چه مزخرفاتِ بسته بندی شدهٔ ظاهراً منطقی به خوردَش داده است و یا «می دَهند»؟
پایداری و پِیگیری در تصمیم؛ در دنیایِ سیاست؛ بسیار مهمّ است.
پاینده و پیروز باشید
چیزی که باید مدت ها پیش به مردم گفته میشد ولی مبارزه فقط صلح آمیز ها جلوی اون رو گرفتن:
پاسخ دادنحذفhttps://x.com/HichkasOfficial/status/2018317580629336375
این گفته ها؛ تقلیدِ بسیار کودکانه و احمقانه و «ساده سازی شده» از سخنانِ من(کژدم) در این ۱۶ سال است.
حذفاگر مردم به دُنبالش بودند؛ حتماً در این ۱۶ سال؛ نوشته هایِ کژدم را می خواندند.
واقعیّت این است که مردم نیز به دُنبالِ چنین گفتمانی نبودند و با «صندوق رأی» جَلق می زدند.
اگر تقصیری هست؛ یک «تقصیرِ ملّی» است.
همانگونه که ۲۲ بهمنِ سالِ ۵۷؛ نتیجهٔ یک «خیانتِ ملّی» بود.
تقصیراتِ خودتان را بر گردنِ دیگران نیندازید و فکر نکنید که با این کار «سفید شویی» می شوید.
زیر سایه شاهزاده موفقیت رو خیلی نزدیک میبینم.ایشالا تا نوروز حکومت جمع بشه بره
پاسخ دادنحذفاین امر بستگی به این دارد که مردمِ ایران بفهمند که اگر آمریکا و اسرائیل در فکرِ پیاده کردنِ «نیرویِ زمینی» نیستند؛ چشمِ اُمیدشان به «مردمِ ایران» است تا نقشِ «نیرویِ زمینی» را به عُهده بگیرند و فکر میکنم که اگر مردم؛ نتوانند این نقش را به خوبی بازی کنند؛ مسیرِ سرنگونی طولانی خواهد شد.
حذفحکومت خیلیضعیف شده.اگر اسرائیل بتنهایی هم حمله کنه میتونه رژیم رو سرنگون کنه.امیدوارم هر چه زودتر ترامپ دستور حمله رو بده.شاهزاده بهترین گزینه برای آینده ایران هست.شاهزاده و تیمش براحتی میتونن کنترل کشور رو با کمک آمریکایی ها و اسرائیلیها بدست بگیرن و تو زمان خیلی کم اصلاحات بزرگی درون کشور رخ بده.
پاسخ دادنحذفمن(کژدم) از رهبریِ «شاهزاده رضا پهلوی» برایِ «رهبریِ انقلاب» حمایت میکنم. امّا در رابطه با تواناییهایِ تیمِ ایشان؛ مُشکل دارم و فکر میکنم که شاهزاده؛ به یک «خانه تکانی» در تیمِ خود نیاز خواهد داشت.
حذفکژدم اگر ایران آزاد شد هم این وبلاگ ادامه پیدا میکنه؟
پاسخ دادنحذفتا زمانی که زنده هستم و توانِ نوشتن دارم؛ بله ادامه پیدا می کند. البتّه به صورتِ یک فعّالِ سیاسی در یک کشورِ «پارتی کراتیک» و نه با «دُشمن انگاریِ حکومتِ وقت». مگر آنکه حکومتِ آینده بر رویِ نظراتِ من؛ شمشیر از روببندد.
حذفزیرا من(کژدم)؛ دارایِ نظریّه هستم و برایِ اجرایی شدنِ نظریّهٔ خود تلاش خواهم کرد. من برای رسیدن به یک جامعهٔ پیشرفتهٔ واقعی؛ به حاکمیّتِ «پارتی کراتیک» نه تنها امیدی ندارم؛ بلکه آنرا «انحرافی» میدانم. امّا از سویِ دیگر به آن به عنوانِ یک «فرصت» نگاه میکنم. تا بتوان «دموکراسیِ واقعی»(Populism) را به مردم معرّفی کرد.
تو زمان شاه ما هیچ مهاجر ایرانی نداشتیم.با اومدن شاهزاده موج عظیمی از بازگشتها اتفاق میفته که به پیشرفت کشور خیلی کمک میکنه.تحریمها برداشته میشن و ایران دوباره شکوه قبلی خودش رو بدست میاره.امیدوارم ترامپ پشت مردم ایران رو خالی نکنه و به حرفاش پایبند باشه.فعلا غم و غصه زیاده ولی اگه آمریکا حمله کنه مردم خیلی به زندگی امیدوار میشن.
پاسخ دادنحذفدموکراسی بهترین شیوه حکومتی هست و باید طبق نظرات و دیدگاه مردم افراد شایسته انتخاب بشن و به کشور خدمت کنن.شاهنشاه هم نماد وحدت بین اقوام ایرانی هست.
پاسخ دادنحذف«پارتی کراسی»؛ «دموکراسی» نیست. امّا میتواند یک «دورهٔ گذارِ میانه» برایِ رسیدن به دموکراسی باشد.
حذفمن با ایدهٔ «پادشاهی» به عنوانِ «نمادِ ملّی» در حاکمیّتِ دموکراتیک (Populist) هیچگونه مخالفتی ندارم. «پادشاه» میتواند به عنوانِ «نمادِ ملّی» و با اختیاراتی در حدّ اختیاراتِ «رئیس جمهور در اسرائیل»؛ در رأس حکومت باشد و نقشی سازنده داشته و در شرایط بحرانی «نظراتِ مشورتی» داشته باشد
حذفتعریفِ «اُستاد فرود فولادوند» از «پادشاه» این بود:
«پادشاه؛ پدافندِ مردم است».
در جوامعِ «پارتی کراتیک»؛ پادشاه از مردم در برابرِ «کثافتکاریِ حزبی» و «فساد» دفاع میکُند و صدایش را مردم می شنوند و به صورتِ «پایگاهِ مردمی» در برابرِ «کثافتکاریهایِ حزبی» و «فساد» اقدام می کنند.
این؛ «نقشِ پادشاه در حاکمیّت»؛ در آموزه هایِ «اُستاد فرود فولادوند» است. «پادشاه»؛ «صاحبِ مردم» نیست. بلکه «دادخواهِ مردم است».
تا دیروز رکیکترین حرفها رو دربارهٔ رضا پهلوی میزدی، حالا قربون صدقهاش میری؟ باشه قبول، تو به خواستهٔ مردم احترام میگذاری یا شاید دچار رستاخیز معنوی شدی! ما هم پشت سر رضا پهلوی میریم جلو (برای من این آقا در حد یه درفشه، همین).
پاسخ دادنحذفمیشه بگی آقای پهلوی چرا همچنان درخواست راهپیمایی خیابانی و ول نکردن کوچهها رو داره؟ چرا هیچ وقت برای مبارزهٔ مسلحانه فراخوان نداده؟
این که آیتالله بیبیسی و دشمنان ایران کشتهها رو بهانهای برای کوبوندن پهلوی کردهاند درسته؛ ولی خودمونیم ... این کشتهها گردن پهلوی نیست؟ چرا به مردم گفت با دست خالی برن جلوی دشمن؟ چرا بعدش که مردم کشتار شدند اشتباهش رو گردن نگرفت و ازشون نخواست که دیگه با دست خالی جلوی دشمن نرن؟
چرا هیچ رسانه و گروه و شخصی دنبال مبارزهٔ مسلحانه نیست؟ این اسمش بیغیرتیه، ترسه، دستهای پشت پردهست، چیه؟
فکر میکنم که در بخشِ نظرات به همهٔ پُرسشهایِ شما پاسخ داده ام.
حذفمبارزهٔ مسلّحانه؛ پیشکِش. شما «چند گروه سازمانیافتهٔ غیرِ مسلّح» به خودت نشان بِده. آیا سراغ داری؟
«سنگِ بزرگ علامتِ نزدن» است.
شما همهٔ نوشتارهایِ مربوط به «سازماندهی» را در این وبلاگ پیدا کُن و مطالعه کُن. تا بفهمی که کجایِ «مِیدانِ جنگ» ایستاده ایم.
مگر بسیجیهایی که در عملیّاتِ کربلایِ ۴ همگی به «گا» رفتند؛ مسلّح نبودند؟
فکر کُن که در آن عملیّات؛ چه چیز و یا چیزهایی وجود نداشتند که منجر به شکستِ مفتضحانه شد.
همان کمبودها در همین «جنبشِ ملّی انقلابی کنونی» نیز؛ «غایب» هستند.
امّا اگر منظورتان این باشد که با دادنِ «شعارهایِ مسلّحانه» تلاش کنید که «رهبریِ جنبشِ کنونی» را بزنید و «تولیدِ محتوا برایِ یک گونی برنج» کنید؛ فکر نمیکنم که تا تمام شدنِ آن گونیِ برنج؛ زنده بمانید.
حتما باید بگم ریدم توی قرعان و شاشیدم به لب تشنهٔ حسین؟ گونی برنج دیگه چه صیغهایه؟ ما خودمون برنجکاریم. نه من و نه خانوادهام برای یارانه حتی ثبتنام هم نکردیم چون صدقهگیری از این رژیم رو ننگ میدونیم.
حذفدو تا پرسش کردم که به هیچ کدوم پاسخ ندادی:
۱. چرا پهلوی اشتباهش رو گردن نمیگیره و اعلام نمیکنه تنها راه رهایی ایران کشتار نیروهاشه؟
۲. چرا مردم ما حتی به ذهنشون نمیرسه که میشه سگهای رژیم رو کشت!
دور و بر من هر کسی که هست تخم جنگیدن نداره، یا ترس خانوادهشون رو دارند یا از دست دادن شغلشون، یا منتظر بیگانهاند. توی شبکههای اجتماعی هم هر وقت پستی دربارهٔ مبارزهٔ مسلحانه گذاشتم در جا حذف شد. تا وقتی مردم به این باور نرسند که میتونند و باید نیروهای رژیم رو حذف کنند به مرحلهٔ تشکیل سازمان نمیرسند. من میخوام بدونم چرا اندیشهٔ مبارزهٔ مسلحانه بین مردم پا نمیگیره؟
تو خودت همهاش مینالی که به آموزههایی که دربارهٔ مبارزه گذاشتی (هنر جنگیدن) عمل نمیشه. دلیلش رو میخوام بدونم.
پاسخ به پرسش هایتان:
حذف۱- شاهزاده یک «فراخوانِ باز» داد. «فراخوانِ باز» یعنی اینکه: «هر کاری از دستتان بر می آید؛ انجام دهید» و مبارزهٔ مسلّحانه نیز بخشی از آن است.
۲- برایِ اینکه در این ۴۷ سال به «رأی دادن» و «مَدَنی بازی» عادت کرده اند. برایِ اینکه بر رویِ یک «رهبر» به نتیجه نرسیده بودند. اگر قیمتِ دلار به آن شدّت بالا نمی رفت؛ فکر نمی کنم که حرکتی در آن زمان آغاز می شد. امّا اکنون ورق برگشته است.
اینکه در رسانه هایِ فارسی زبان؛ هیاهو براه افتاده است که رژیمِ شیعی میخواهد ذخایرِ اورانیوم خود را در برابرِ «فُلان و بَهمان» تسلیم کُند؛ فقط چرندیّاتی است که به دردِ «ستون نویسها» می خورد.
پاسخ دادنحذفحتّی «اورانیوم با خلوص ۶۰٪ » نیز یک مادّهٔ «رادیو اکتیوِ خطرناک» به شمار نمی آید. بلکه بیشتر یک «مادّهٔ سمّی» محسوب می شود که با تماسِ فیزیکی و «بلعیدن» میتواند کُشنده باشد. حتّی اگر به دستِ «افرادِ ناباب» نیز بیفتند؛ بدونِ بالا بُردنِ غِلظت؛ به دردِ آن «نا بابها» نیز نمیخورد.
لذا نَه آمریکا و نَه اسرائیل؛ نمیخواهند که به معاملهٔ «موادّ سمّی» با رژیمِ شیعی؛ دِل بسته باشند. این مادّهٔ اورانیوم ۶۰ درصدی؛ از نظرِ کُشندِگی و استفادهٔ نظامی؛ حتّی به اندازهٔ «فِشنگِ کلاشنیکُف» نیز ارزش ندارد.
ارزشِ «فروش» نیز برخلافِ تصوّرِ عمومی بسیار پایین است. زیرا:
۱- یک کالایِ «باد کرده» در دستِ رژیمِ شیعی است که توانِ فروشِ آنرا نیز ندارد.
۲- مشتریهایش شاید روسیه و چین و کُرهٔ شمالی برایِ غنی سازیِ بیشترِ آن باشند و آنها نیز میدانند که «جنسِ باد کرده» را به چه قیمتی بخرند.
۲- مشتریهایِ دیگری نیز دارد که توانِ «کم کردنِ غلظت» این اورانیومِ ۶۰ درصدی را برای مصارفِ پزشکی و یا برایِ مصرف در رِآکتورهایِ اتمی را دارند. این امر نیز قیمتِ این اورانیوم را پایین می آورد.
۳- هیچ یک از این مشتریهایِ بِالقوّه نیز به خاطرِ تحریمها نمیتوانند برای ۴۶۰ کیلو گرم؛ روابط سیاسی و اقتصادیِ خود با دُنیا را به خطر بیندازند.
لذا نه مردمِ ایران؛ از این «شامورتی بازی»؛ نگران شوند؛ و نه «دیّوسهایِ حزبُلبلی»؛ به شکمشان «صابونِ برجام» بمالند و خوشحال شوند.
چنین معامله ای وجود ندارد و فقط یک «شو تلویزیونی» است که به صورتِ زنده پخش می شود.
«کژدم هولمز» (بر وزنِ: شِرلوک هولمز)
امروز ۳ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفنکته امیدوار کننده اینه که یک ساختار افقی در زمینهی پزشکی در ایران داره شکل میگیره که بدون ثبت نام و ستاد گروههای مردمی رو به تشکیل تیمهای ۳ تا چند نفره در هر محله در شهرها برای یاری رساندن به معترضان در تظاهرات آینده تشویق میکنه. همین تشکیلات اگه در شاخه نظامی هم تشویق بشه با لودر از روی جنازههای نیروهای سرکوب رد میشیم
پاسخ دادنحذفدرود
حذفاین وظیفهٔ شما نیز هست که این اندیشه را به میانِ مردم ببرید.
من(کژدم) تا جایی که از دستم بر می آید؛ در این رابطه تلاش کرده و همچنان تلاش می کُنم. شما نیز آرام آرام در صحنهٔ عمل می بینید که ؛ هر آنچه که در رابطه با شیوه هایِ مبارزاتی گفته ام؛ دُرست بوده اند. زیرا هیچ یک از شماها؛ آنگونه که من این اوباشان را می شناسم؛ نمی شناسید. «اِلیتهایِ قُلّابی» نیز کارشان «فرسودَنِ مردم» بوده است.
حال این گوی؛ و این مِیدان.
امروز ۲ روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذفکژدم خود ته دلت روشنه که با شاهزاده به پیروزی نهایی میرسیم؟
پاسخ دادنحذفدر مرحلهٔ کنونی؛ سخن گفتن از «پیروزیِ نهایی»(کُلّی گویی) یک شعارِ هَپَروتی و احمقانه است.
حذفدر مرحلهٔ کنونی؛ «پیروزیِ نهایی» یعنی «سرنگونیِ رژیمِ شیعی».
فکر میکنم که با شاهزاده میتوانیم برسیم.
کسی دیگر را سراغ دارید؟..... سراپا گوش هستم.
https://x.com/IranIntl/status/2018803226053591187
پاسخ دادنحذفدونستن این مطلب چه فایده ای داره؟
این مطالب بی ارزش نیستند.
حذفآیا زمانی که «داعش» به «موصل» حمله کرد؛ یادتان هست؟
هر گروهی یک «لَپ تاپ» داشت؛ این لَپ تاپها؛ پُر از تصاویرِ «کلاسه بندی شده» بودند. داعش در جادّه ها ایست بازرسی گذاشته بود و از چهره ها عکس میگرفت و اگر تصویرش در کامپیوتر بود؛ در همان لحظهٔ تشخیص؛ خودش و خانواده اَش حذف می شدند.
تکرار اشتباه دیگر اشتباه نیست، بلکه انتخاب(شایدم حماقت) هست. با ۲۰سال سابقه نظامی رُک بهتون بگم که ساختار سرکوب ج.ا(سپاه بسیج فراجاو...) هیچ ترسی از مردم معترض بدون سلاح و سازماندهی نشده ندارد و اگر یکبار دیگر دستخالی (حین و بعد حمله آمریکا) به خیابان بیایم مجدد قتلعام میشویم.
پاسخ دادنحذفگفتید که: ۲۰ سال سابقهٔ نظامی دارید.
حذفمن(کژدم) نمیخواهم شما را «تحقیر» کُنَم. امّا گویا «شما» از «تحقیر شُدِگانِ مادرزاد» هستید. در این ۲۰ سال؛ در چه زمینه ای آموزِش دیده اید؟(سَر رِشته داری؟ تولیدِ مُحتوی برایِ یک گونی برنج؟ ... اگر اینچنین نیست؛ در این ۲۰ سالِ «نظامی گری» تا کنون؛ چه گُهی خورده اید؟)
امروز 1 روزِ دیگر به آن «نقطهٔ عطفِ طلایی» باقی مانده است.
پاسخ دادنحذف{روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش پنجم)}
پاسخ دادنحذفمنتشر شد.